از تمامی آثار جشنواره دفاع می‌کنم/ نادیده گرفتن نقش آمریکا در «امپراطوری جهنم»


گروه هنر: عماد افروغ با بیان اینکه از تمام فیلم‌های جشنواره فیلم فجر دفاع می‌کنم گفت: «امپراطوری جهنم» پدیده داعش را یک پدیده سلبی، واکنشی و غیرتمندانه و تصادفی جلوه داد و از وجه ایجابی و ارادی آن غافل شد و نقش آمریکا در پیدایش این جریان ضد بشری را نادیده گرفت.


عماد افروغ، عضو هیئت انتخاب سی‌و‌پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) درباره کیفیت فیلم‌هایی که در جشنواره این دوره به نمایش در خواهد آمد، اظهار کرد: به دلیل حضورم در هیئت انتخاب، تمام آثاری که در جشنواره فیلم فجر متقاضی حضور بوده‌ا‌ند را تماشا کرده‌ام و از نزدیک شاهد کار پر مشقت، همراه با حساسیت و وسواس هیئت انتخاب و سازوکار دموکراتیک و گفت‌و‌گویی آنان در مورد تک‌تک فیلم‌ها در چهار مقطع جداگانه بوده‌ام. دقت داشته باشید که دست هیئت انتخاب با توجه به ملاک‌ها و محدودیت‌هایی از قبیل تعداد، کیفیت، مضمون، تنوع ژانر و ... نمی‌تواند در انتخاب فیلم‌های جشنواره، به‌ویژه بخش مسابقه گشوده و باز باشد.

وی افزود: این محدودیت‌ها تنها منحصر به محورهای مفهومی و هنری نیست، بلکه ناظر به ضرورت تنوع ژانر در جشنواره هم هست. بر این اساس و برای مثال نمی‌توان تمام فیلم‌هایی که در ژانر دفاع مقدس تولید شده است را پذیرفت، بلکه ناگزیر باید دست به انتخاب زد. انتخابی که بزعم هیئت انتخاب باید بیانگر حرفی نو، کیفیت و مضمونی قابل توجه، علاوه بر ملاحظات فنی و هنری باشد. به‌شخصه و در کلیت از تمام فیلم‌هایی که در طول سی و چند روز پر مشقت دیده‌ام کما بیش دفاع می‌کنم. این دفاع تنها منحصر به فیلم‌های پذیرفته شده در جشنواره نیست، حتی فیلم‌های راه‌نیافته نیز واجد قابلیت‌هایی هستند که باید در جای خود به آنها پرداخت.

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی اظهار امیدواری کرد: ان‌شاءالله بعد از برگزاری جشنواره و در فرصت مقتضی راجع به تمام فیلم‌ها نظر خود را منتقل خواهم کرد. در روزنگاشت خود شرح و تحلیلی از تمام فیلم‌ها به دست داده‌ام که در زمان مناسب آنها را چاپ خواهم کرد. با توجه به توضیحات ارائه شده ارزیابی من این است که امسال جشنواره خوبی خواهیم داشت. هر چند باز هم حرف اصلی را تماشاگران می‌زنند، چون آنها صاحبان واقعی سینما هستند و نظرشان می‌تواند در ارزیابی ابعاد مختلف و متناسب با ژانر و مضمون یک فیلم صائب باشد.

 افروغ درباره حواشی پیش آمده برای فیلم «امپراطوری جهنم» و تبلیغاتی که تلویزیون طی چند روز اخیر پیرامون این فیلم انجام داده، چنین اظهار نظر کرد: فکر می‌کنم به همان اندازه که رئیس سازمان سینمایی به هجمه‌های دور از انتظار و انصاف پاسخ داده است کفایت ‌کند، این هجمه‌ها و قضاوت‌ها و تهمت‌ها به هیچ وجه شایسته و منصفانه نبود، برای همین بعد از اتمام جشنواره به حمله‌های انجام شده پاسخ خواهیم داد.  تعجبم این است که رسانه رسمی کشور بر اساس چه توجیه و شناختی به خود اجازه می‌دهد هم، بستر را برای حمله به هیئت انتخاب فراهم کند و هم بدون دیدن این فیلم و سایر فیلم‌های جشنواره، این هیئت را متهم  به «بی مهری» کند.

وی در پاسخ به این سوال که مشکلات فیلم «امپراطوری جهنم» به معنای فیلم برمی‌گردد یا اینکه ساختار حرفه‌ای آن مشکل داشته است؟ گفت: اجازه دهید فعلا سکوت اختیار کنم و قطع نظر از ارزیابی فنی و هنری کار که می‌توانید از اصحاب فن هیئت انتخاب و سایر کسانی که این فیلم را دیده‌اند بپرسید، تنها به این نکته اشاره کنم که نباید پدیده داعش را یک پدیده سلبی، واکنشی و غیرتمندانه و تصادفی جلوه داد و از وجه ایجابی و ارادی آن غافل شد و نقش آمریکا در پیدایش این جریان ضد بشری را نادیده گرفت. در فرصت مناسب یادداشت مندرج در روزنگاشت خود را در مورد این فیلم منتشر خواهم کرد.

وی در پاسخ به این سوال که چه لزومی دارد تا هیئت داوران در مقابل این حمله‌ها سکوت کنند؟ گفت: این سکوت اقتضاء یک تصمیم جمعی و حساس، آن هم در زمان قبل و حین برگزاری جشنواره دهه مبارک فجر است. اگر شخصاً و خارج از عضویتم در یک هیئت، مورد اتهام و هجمه واقع شوم در صورت صلاحدید، یقین داشته باشید که به تک تک آنها پاسخ خواهم داد، اما چون تصمیمات جمعی ملاحظات اخلاقی خودش را دارد فعلاً از دادن پاسخ معذورم.

عضو هیئت انتخاب سی‌و‌پنجمین جشنواره فیلم فجر در انتها تصریح کرد: البته در مورد یک فیلم دیگر که متأسفانه از دور مسابقه خارج شد و در این بین در یکی دو جا هم از حقیر نام برده شده بود، ضمن احترام به تمام آثار، از جمله آثار راه‌یافته به بخش مسابقه، باید بگویم که علاوه بر دیگران، بنده نیز از موافقان جدی این فیلم بودم و آن را برای جامعه و دفاع از جایگاه پدر و مظلومیت او ضروری می‌دانم، کافی است به روزنگاشت بنده رجوع کنید. اما بر این باورم که مشکل این فیلم و برخی فیلم‌های مشابه، مانند نمایش تصویر برخی از بزرگان دین در یک جامعه دینی با قواعد و احکام دینی، همان‌گونه که قبلاً هم گفته‌ام، با حکم حکومتی باید برطرف شود که نیازمند سوالی تفصیلی و دریافت پاسخ تعیین کننده است، در غیر این صورت یا باید تمهیدی دیگر اندیشید و یا خود را با ضوابط تعریف شده وفق داد. به علاوه، این هیئت، از متخصص شرعی انطباق مصادیق با احکام شرع نیز برخوردار بود.
 


 هیچکس نمی تواند نقش هاشمی را در حفظ نظام و انقلاب نادیده بگیرد


ایرنا: عماد افروغ استاد دانشگاه، تحلیلگر مسایل اجتماعی و سیاسی گفت: تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی در پست های کلیدی برای خدمت به نظام جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف انقلاب برهیچ کس پوشیده نیست و بی انصافی است اگر این نقش پررنگ نادیده گرفته شود.

این استاد دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، ضمن عرض تسلیت ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی به پیشگاه ملت ایران، رهبر معظم انقلاب و خانواده معزز آن مرحوم افزود: آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان اصلی و حامیان امام راحل (ره) و انقلاب اسلامی بود.

افروغ با بیان این که در مقاطعی به خصوص دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی نقدهایی به برخی سیاست های دولت سازندگی داشته است، نقد را در نظام جمهوری اسلامی امری طبیعی دانست و گفت: این موضوع، هیچ ارتباطی به شخصیت فردی ایشان نداشته است.

وی با بیان اینکه ما از بزرگان دین آموخته ایم که بایستی بین آن که می گوید و آنچه گفته می شود، تفاوت قائل شویم. افزود: این موضوع بایستی از سوی تمام موافقان و مخالفان برخی سیاست ها مورد توجه قرار گیرد و از این زاویه بایستی با ارتحال ایشان برخورد شود و حتما باید در پاسداشت شخصیت ایشان از سوی تمام گروه های سیاسی سنگ تمام گذاشته شود.

این تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی در ارتباط با نقش مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در ایجاد وحدت در جامعه با اشاره به اتفاقاتی که پس از ارتحال امام راحل (ره) همواره نظام شاهد آن بوده است، اظهارکرد: تلاش آیت الله هاشمی رفسنجانی همواره این بود که اختلاف سلیقه ها به تنازع و اختلافات و تضادهای حاد نیانجامد و هیمنه و قاموس نظام جمهوری اسلامی حفظ شود.

افروغ ادامه داد: وجود اختلاف سلیقه و اختلاف آرا در ذیل جمهوری اسلامی و توجه به وحدت یک امر طبیعی محسوب می شود اما هنگامی که وحدت در جامعه شکسته شود به معنای به صدا درآمدن زنگ خطر برای کشور است.


آثار مرحله دوم سی و چهارمین دوره کتاب سال در گروه فلسفه معرفی شد
















از مجموع ۹۴ کتاب در گروه فلسفه، ۲ کتاب در بخش فلسفه اسلامی، ۹ کتاب در بخش فلسفه غرب و یک کتاب در بخش منطق به مرحله نهایی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال راه پیدا کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، در سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ۹۴ کتاب در گروه فلسفه به دبیرخانه این جشنواره ارسال شد که تا کنون داوری این آثار در دو مرحله انجام شده و کتاب‌های راه‌یافته به مرحله نهایی این  دوره از جایزه کتاب سال مشخص شده‌اند.

در بخش فلسفه اسلامی از بین ۴۸ کتاب ارسال شده، کتاب‌های «گام‌های پسین در فلسفه برین، تالیف  حسین عشاقی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» و «سنجش و اکتشاف، تالیف علی عابدی شاهرودی، تهران: حکمت و فلسفه ایران» به مرحله دوم سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی راه پیدا کردند.

همچنین در بخش  فلسفه غرب، از بین ۴۳ اثر ارسالی، کتاب‌های «معرفت شناسی و نفس‌شناسی کانت، تالیف  اسماعیل سعادتی خمسه، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، «ناتمامیت، تالیف ربکا گلدستین، ترجمه رضا امیررحیمی، تهران: نیلوفر»، «دیالکتیک و تفاوت، تالیف آلن نری، ترجمه عماد افروغ، تهران: علم»، «ضرورت دلالت و جهان های ممکن، تالیف محمد سعیدی مهر، تهران: علمی و فرهنگی»، «فلسفه آلمانی، تالیف تری پینکارد، ترجمه ندا قطرویی، تهران: ققنوس»، «هوسرل، تالیف دیوید وودراف اسمیت، ترجمه سیدمحمدتقی شاکری، تهران: حکمت»، «متعلقات و ملحقات، تالیف آرتور شوپنهاور، ترجمه رضا ولی یاری، تهران: مرکز»، «فرهنگنامه تاریخی مفاهیم فلسفه، تالیف یوآخیم ریتر و ...، گروه مترجمان، سرویراستاران محمدرضا حسینی بهشتی و بهمن پازوکی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران» و «نوخاستگی و آگاهی، تالیف یاسر خوشنویس، تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» به عنوان نامزدهای سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شدند.

بر اساس این گزارش، در گروه منطق هم از بین ۳ اثر ارسالی، کتاب «تحلیل منطقی گزاره: شرح منطق اشارات، مهدی عظیمی، قم: حکمت اسلامی، ۲ج» به مرحله نهایی این دوره از جایزه کتاب سال راه یافت.

مراسم اختتامیه سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران طبق هر سال در بهمن ماه، با معرفی برگزیدگان و کتاب‌های شایسته قدردانی برگزار می‌شود.


دوشنبه 20 دی 1395

گرد و خاک روی خطوط قرمز

نوع مطلب :عمومی ،

گرد و خاک روی خطوط قرمز


روزنامه صبح نو:  بیرون ماندن فیلم آقای کیانوش عیاری از جشنواره فجر، این روزها حواشی فراوانی ایجاد کرده است. فارغ از اتفاق عجیبی که از نظر مضمونی در فیلم عیاری وجود دارد، منتقدان به این تصمیم اصرار دارند که نام عیاری، خود عیاری برای سنجیدن تصمیم هیات انتخاب جشنواره است و بیرون ماندن این نام از جشنواره دلیلی است بر نادرستی تصمیم هیات انتخاب!

«من از ابتدا می‌دانستم که این فیلم برای بخش جایزه انتخاب نخواهد شد، زیرا بازیگران خانم ما در این فیلم روسری به سر ندارند، در کاناپه 6 بازیگر خانم ایفای نقش کرده‌اند که همه آنها موهایشان را با نمره چهار کوتاه کردند. تمام سکانس‌های فیلم این خانم‌ها با کلاه گیس هستند و پوشش خاصی ندارند.» این‌ها بخش‌هایی از اظهارات آقای کیانوش عیاری است که این روزها فیلمش از جشنواره بیرون مانده است.
عیاری در بخش‌های دیگری از گفت‌وگوی خود با پایگاه «سینما سینما» گفته است: «از ابتدا برای من روشن بود و می‌دانستم که دوستان این فیلم را کنار می‌گذارند. یعنی به شخصه این موضوع را می‌دانستم و با این علم فیلم را ساختم. هیچ اعتراضی ندارم بلکه منتظرم آنها به من اعتراض کنند که چرا این بازیگران خانم را بدون روسری جلوی دوربین فرستادی!»
عیاری در بخش‌های پایانی صحبت‌هایش البته حرف‌هایی زده است که نشان می‌دهد برخلاف آنچه می‌گوید، از بیرون ماندن فیلمش از جشنواره تا حدی عصبانی است.
او در عباراتی که لحن ناخشنودی از آن به مشام می‌رسد به طور ضمنی مدیریت فرهنگی را هم تهدید کرده و گفته است: «زحماتی که کشیده‌ام برایم اهمیتی ندارد.
 این تصمیم را گرفته بودم و پای آن خواهم ایستاد دیگر هیچ فیلم سینمایی نمی‌سازم که خانم‌ها در آن روسری به سر داشته باشند، چه در خلوت خودشان؛ چه در مقابل محارم، این کار را نخواهم کرد.»

نام عیاری، خودش عیار است!

این اما تمام ماجرا نبود. مدیرمسوول و صاحب‌امتیاز پایگاه فوق هم که رفت و آمدهایی با سازمان سینمایی و یکی از گروه‌های سینمایی دارد، روز گذشته یادداشتی را در روزنامه شرق منتشر کرد و حکایت از آن دارد که از سمت و سوهایی که دبیر جشنواره اتخاذ کرده رضایت چندانی ندارد. آقای کیوان کثیریان البته در این یادداشت اشاره‌ای هم به فیلم عیاری داشته و با اعلام اینکه فیلم را ندیده، عنوان کرده است که نفس بیرون ماندن نامی چون عیاری از جشنواره محل تأمل است چرا که کسی چون عیاری تکلیفش با خودش معلوم است؛ بقیه و سیستم ممیزی باید خود را با او تنظیم کنند! از نگاه وی نفس نام عیاری خود یک منطق برای پذیرفتن اثرش در جشنواره است با این حال ظاهراً هیات انتخاب جشنواره نظر دیگری داشته است.

از اول هم قرار نبود به نام‌ها توجه کنیم!

در سمت مقابل این قضیه، دکتر عماد افروغ قرار دارد. یکی از اعضای هیات انتخاب جشنواره که این روزها حضور رسانه‌ای بیشتری دارد. حرف‌هایی که او درگفت‌وگوی چند روز قبل با سوره سینما درباره منطق انتخاب فیلم‌ها زده، شاید پاسخ یادداشت آقای کثیریان هم باشد. او در بخش‌هایی از این گفت‌وگو گفته است که تصمیم خود هنرمندان هم همیشه این بوده است که اثرشان را فارغ از نامشان برررسی کنیم: «از ابتدا هم روش اینجانب و هم نظر دیگر اعضای هیات انتخاب این بوده که به نام‌ها توجه نکنیم و تحت تأثیر نام کارگردان نباشیم و به ارزش، کیفیت و محتوای فیلم‌ها توجه کنیم. آیا در خواندن یک مقاله[ باید به محتوای اثر توجه کرد یا] نام نویسنده و مجله‌ای که در آن منتشر شده؟ به همین منظور ما فیلم‌ها را قطع نظر از اسم کارگردان و تهیه‌کننده مورد ارزیابی قرار دادیم... در پس ذهن ما نام کارگردان محترم و تهیه‌کننده وجود داشت اما تلاشمان این بوده که تحت تأثیر اسم خاصی قرار نگیریم. اصلاً خواسته همه فیلمسازان است که اثر را بدون توجه به نام کارگردان قضاوت کنید.»

افروغ البته در ادامه اشاره‌ای هم به چگونگی و مکانیزم انتخاب فیلم‌ها داشته است: «راجع به هر فیلمی بعد از پایان فیلم نقد و بررسی داشتیم و تحلیل‌هایمان را ارائه می‌دادیم. ضمن ارائه تحلیل و نظر، یادداشت خودمان را هم راجع به فیلم مربوط مکتوب می کردیم. بعد از هر مقطع و بعد از دیدن 40 فیلم دوباره این یادداشت‌هایمان را می‌خواندیم و دوباره جمع‌بندی می‌کردیم. چند مرحله انتخاب‌هایمان را مورد ارزیابی قرار دادیم. تمام اعضای هیات انتخاب ساعت‌ها به بحث و تحلیل راجع به فیلم می‌پرداختند تا حضور ذهن در مورد فیلم‌ها داشته باشیم. با این همه باز در روز پایانی یک‌بار دیگر از نقطه صفر تمام انتخاب‌ها را مرور کردیم، نتیجه را روی تخته نوشتیم و بعد از چند بار رأی و نتیجه‌گیری به این اسامی رسیدیم.»

با این حال مشکل ممیزی آخرین اثر عیاری آن‌قدر بوده است که دبیر جشنواره هم ترجیح داد با کنار گذاشتن ملاحظه‌کاری‌ها و روی آنتن زنده تلویزیون اشاره‌ای به این موضوع داشته باشد. آقای محمد حیدری، جمعه‌شب گذشته و پیش از آغاز این حواشی با حضور در برنامه «هفت» گفته بود: «فیلم آقای عیاری، کاناپه بیشتر به‌دلیل محتوا و موضوع فیلم مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به اینکه تصمیم جشنواره باید قاطع و سریع باشد، به‌دلیل شرایط خاص این فیلم، تصمیم‌گیری درباره آن نیاز به ورود مراتب بالاتری داشت و ما به آنها موکول کردیم.»


یکشنبه 19 دی 1395

انتخابی جسورانه؛ آرایی عادلانه

نوع مطلب :عمومی ،

انتخابی جسورانه؛ آرایی عادلانه



 برخی حواشی رخ داده در روزهای اخیر که از سوی همان هیاهوپردازان همیشگی و رسانه های اصلاح طلب ایجاد شد، در حالی است که سوابق کاری اعضای هیات انتخاب و منش فکری مستقل و عادلانه ای که در طول مسیر کاری خود داشته اند، بهترین گواه برای استقلال آرای صادره از سوی این هیات انتخاب مستقل بوده است


گروه فرهنگی «آوینی فیلم»: هر سال که به ایام جشنواره فیلم فجر و زمان بررسی آثار برای معرفی به جشنواره می رسیم، برخی رسانه هایی که ارتزاق مالی و اصولا حیات زیستی و کاری خود را در قبال ایجاد حواشی و فراهم سازی هیاهو به دست می آورند، شروع به ساختن سناریوهایی جعلی می کنند. در ابتدا از اعضایی که نامشان هنوز از سوی دبیرخانه جشنواره به طور رسانه ای اعلام نشده، پرده برداری می کنند؛ به این ادعا که اولین کاشفان نام های پنهانی و پشت پرده هستند! در حالی که بسیاری از گمانه زنی هایشان با اعلام رسمی نام اعضاء فاصله ای با حقیقت داشته و مشخص می شود که نام های عنوان شده توسط رسانه های جوساز تنها در مسیر جریان سازی بوده است. بعد از انتخاب اعضای هیات انتخاب به شکلی خیالی، دیگر نوبت به انتخاب فیلم های جشنواره فجر می رسد که در لیست متوهم این گروه جعل نما! عناوینی از فیلم های مختلف به خود گرفته و برخی فیلم ها هم در تصور این گروه جایی در میان اعلام های جشنواره نخواهند داشت که باز هم نقیصه میان ادهای این رسانه ها با لیست اعلام شده توسط جشنواره و در واقع فاصله آشکار میان خیال و واقعیت با انتخاب نهایی آثار توسط اعضای هیات انتخاب آشکار می شود. در نهایت هم هنگامی که تئوری بی منطق این گروه که مبتنی بر فریب رسانه ای است، برباد رفته می نماید، آن ها در پنداری فرار به جلو دست به تخطئه انتخاب ها و انتقاد از رای مستقل هیات انتخاب و حتی زیر سوال بردن کارنامه حرفه ای اعضای هیات انتخاب می زنند!

در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر به تبعیت از دوره های اخیر هم این روال شکل گرفت و از گمانه زنی های حاشیه ساز تا ایجاد حواشی علیه داوران انتخابگر آثار پیش رفت. چنان که هجمه ناجوانمردانه و به دور از حقیقت علیه اعضای هیات انتخاب جشنواره فجر به دلایل واهی و با ادعای عدم انتخاب آثاری هنری از فیلمسازان نامی مانند کیانوش عیاری و تهمینه میلانی رخ داد. این در حالی است که برخی از اعضای هیات انتخاب مانند عماد افروغ در گفته های خود به شفافیت عنوان کردند که برای اعضای هبات انتخاب جشنواره فارغ از نام و آوازه فیلمسازان شرکت کننده در جشنواره تنها کیفیت محصول و مفاهیم به کار رفته در آثار ملاک داوری ها قرار گرفته است. برای نمونه عماد افروغ، کارشناس فرهنگی و جامعه شناس شناخته شده کشورمان در تازه ترین اظهار نظر پس از انتخاب 28 فیلم جشنواره فجر امسال عنوان کرد: «در حوزه خانواده، دفاع مقدس ژآنر اجتماعی رصد کردیم و آن هایی که از بهترین کیفیت برخوردار بودند و نظر هیات انتخاب را جلب کردند در نهایت انتخاب شدند.» این جامعه شناس و کارشناس فرهنگی همچنین به برخی افراد معترض و کسانی که به دنبال مفهوم سینما، جامعه و نسبت بین سینما و جامعه هستند، پیشنهاد کرد که حوصله داشته باشند و فیلم های امسال جشنواره را حتما ببینند.

برخی حواشی رخ داده در روزهای اخیر که از سوی همان هیاهوپردازان همیشگی و رسانه های اصلاح طلب ایجاد شد، در حالی است که سوابق کاری اعضای هیات انتخاب و منش فکری مستقل و عادلانه ای که در طول مسیر کاری خود داشته اند، بهترین گواه برای استقلال آرای صادره از سوی این هیات انتخاب مستقل بوده است. چنان که دکترعماد افروغ با توجه به سوابق و تحصیلات عالیه در رشته جامعه شناسی و اشراف به مباحث استراتژیک فرهنگی و سیاستگذاری های کلان فرهنگی و با جسارت و شفافیت در اعلام آرای خود که نمونه ای از آن را در زمان کاندیداتوری اش در مجلس شورای اسلامی دیده بودیم، شخصیتی نیست که اهل مدارا و یا انتخابی خارج از نگاه عادلانه و متفکرانه باشد.

نرگس آبیار با کارنامه قابل دفاع در عرصه هنر و با ساخت آثاری قابل ستایش در سینمای ایران که نه تنها در داخل بلکه در رویدادهای هنری بین المللی نیز توجهات منتقدان و اهالی رسانه را به خود جلب کرده بود، از دیگر اعضای هیات انتخاب جشنواره امسال بوده که سال ها در ادبیات داستانی و سینمای ایران با انتشار کتاب های داستانی و ساخت مستند و آثار «شیار 143»، « اشیاء از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند» و «نفس» به عنوان یکی از جریان سازهای هنری کشور خود را نشان داده و به طور حتم داوری اش برای انتخاب آثار جشنواره فجر از سر قریحه و شناخت دستاوردهای هنری بوده است.

سید ضیاء هاشمی دیگر عضو هیات انتخاب جشنواره سی و پنجم فیلم فجر، نه تنها برای جامعه سینمایی امروز بلکه برای آن ها که از ابتدای انقلاب اسلامی سینمای ایران را دنبال می کنند، نامی آشنا است و صراحت لهجه، شجاعت و ذوق هنری اش چه در تولید آثار سینمایی و چه در مناصب و موقعیت های حرفه ای در ارتباط با مدیریت فرهنگی کشور بارها به اثبات درآمده است. تهیه کننده فیلم های ماندگار سینمای ایران مانند شاخص ترین آثار بهروز افخمی چون «عروس»، «روز فرشته» «روز شیطان» و «شوکران»، فعالیت های مدیریتی در حوزه هنری و خانه سینما و نقش آفرینی برجسته در مجامع و کانون های تهیه کنندگی و پخش سینمای ایران از سید ضیاء هاشمی شخصیتی خبره و کارشناس برای داوری ساخته است.

محمدعلی حسین نژاد دیگر عضو هیات انتخاب جشنواره از افراد جامع و آگاه در زمینه فرهنگی و جامعه شناسی است و حضورش برای داوری آثار سینمای ایران که به طور عمده ارتباطی به مسائل اجتماعی دارند، منطقی می نماید. این عضو هیات انتخاب که کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی و دوره دکتری توسعه سیستماتیک از استرالیا داشته و دارای مدرک کارشناسی ادبیات و زبان های خارجی است، در زمینه فرهنگ و هنر نیز دارای سوابق مدیریتی قابل توجهی است و سال ها فعالیت در رسانه ملی، سوره حوزه هنری، امور سینمایی و سمعی و بصری و فرهنگستان هنر و پژوهش های بسیار در زمینه سینما فرهنگ و هنر و ارتباطات را داراست و حضورش در ترکیب هیات انتخاب جشنواره وزن و تنوع این هیات را برجسته می سازد. مدرس سینما و مترجم آثاری چون کتاب «ویرانگری خلاق» نه تنها در تئوری عرصه هنر بلکه به شکل عملی هم به عنوان نویسنده فیلمنامه با فیلم «براده های خورشید» و ایده پرداز در فیلم «طعم شیرین خیال» و تهیه کننده با فیلم «طهران- تهران» همکاری داشته است.

دکتر حسین کرمی دیگر عضو هیات انتخاب جشنواره فجر سی و پنجم، پیش از این هم در این هیات فعال بوده است و با سال ها مدیریت در عرصه فرهنگ و رسانه برای افراد آگاه با امور فرهنگی آشنا است. مدیریت شبکه های تلویزیونی «تماشا» و «نمایش» و شبکه «چهار» و قائم مقامی و مشاور معاونت سیمای جمهوری اسلامی ایران و نیز عضویت در شورای پروانه نمایش از جمله سوابق وی بوده و سال ها خدمت در عرصه فرهنگ این مملکت در کارنامه اش نشسته است.

حجت الاسلام و المسلمین سیدطاها مرقاتی تنها روحانی عضو هیات انتخاب جشنواره سی و پنجم فجر بوده و با توجه به هم کیشی آثار هنری کشورمان با مبانی و اعتقادات دینی، حضور این شخصیت هم کاملا منطقی و پذیرفتنی است. از سویی حضور حجت الاسلام مرقاتی جدا از این که ایشان استاد دانشگاه و کارشناس فرهنگی است، به دلیل لزوم حضور اعضایی از شورای پروانه نمایش در هیات داوری جشنواره جهت دور شدن از مصائب و حواشی انتخاب آثارِ مساله دار به لحاظ ممیزی منطقی می نماید. سال ها تدریس و مدیریت در دانشگاه های قم و فقه و حقوق تهران و معاونت توسعه مدیریت و منابع حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت از فالیت های این عضو هیات انتخاب بوده است.

تنها اندکی تامل و توجه به سوابق اعضای هیات انتخاب و فاصله گرفتن از هرگونه جبهه گیری های بی منطق و هیاهوی بی دلیل می تواند سندی محکم در استقلال رای هیات انتخاب جشنواره باشد تا با رعایت انصاف و احترام به آرای صادره برای جشنواره فجر، آماده برای برپایی رویدادی ارزنده و قابل اعتنا برای سینمای ایران و در ایام فرخنده فجر انقلاب باشیم و استقبال کنیم از آثار فیلمسازان جوان و خلاق و آینده دار این سینما و انتخاب جسورانه و آرای عادلانه اعضای هیات انتخاب فجر.


 به کیفیت فیلم‌ها توجه کردیم نه نام‌ها


عماد افروغ گفت: از ابتدا هم روش اینجانب و هم نظر دیگر اعضای هیات انتخاب این بوده که به نام‌ها توجه نکنیم و تحت تاثیر نام کارگردان نباشیم و به ارزش، کیفیت و محتوای فیلم‌ها توجه کنیم.

سوره سینما: عصر روز گذشته پایانی بود بر یک فرصت چهل روزه برای هیات انتخابی که به ارزیابی و تحلیل بیش از نود فیلم سینمای ایران نشستند ودر نهایت بیست و هشت فیلم(ممکن است به این لیست فیلم اضافه شود) را برای مهمترین رویداد سینمایی کشور انتخاب کردند. بلافاصله بعد از اعلام این فیلم ها شاهد اظهارنظرات متفاوتی از سینماگرانی که از این رقابت کنار گذاشته شده بودند شدیم. نظراتی که بعضا با عصبانیت تعدادی از فیلمسازان و منتقدین همراه بوده و حتی عده ای هیات انتخاب را افرادی بدسلیقه خواندند که چرا نام تعدادی کارگردان در میان لیست بخش مسابقه نیست. بدون در نظر گرفتن چنین فضایی با عماد افروغ یکی از اعضای هیات انتخاب به گفت و گو نشستیم و نظراتش را در مورد این تصمیم گیری جویا شدیم.

جناب افروغ به طور کلی بفرمایید نظرتان راجع به فیلم هایی که به دبیرخانه این دوره جشنواره فجر رسیده است چیست؟

مجموعه فیلم هایی که هیات انتخاب در این دوره جشنواره فیلم فجر مورد ارزیابی قرار داد هم به لحاظ مضمونی و هم به لحاظ کیفی و ساختاری قابل قبول بودند. جنبه های فنی بسیار مناسبی در آنها دیده شد. به اعتقاد من فیلمسازان محترم تصویر مناسبی از مشکلات و مسائل اجتماعی را به سینمای ایران ارائه دادند.

کمی راجع به موضوع فیلم هایی که به بخش مسابقه راه پیدا کردند برایمان توضیح می دهید؟

تمامی فیلم هایی که به بخش مسابقه و سودای سیمرغ جشنواره فجرراه پیدا کردند از یک تنوع مضمونی و محتوایی خوبی برخوردارند. تلاش کردیم در ژآنرهای مختلف بهترین فیلم ها را انتخاب کنیم. موضوعات متنوع را برگزیدیم. اینطور نبوده که انتخاب فیلم ها به ژانر خاصی خلاصه شود. در حوزه خانواده، دفاع مقدس ژآنر اجتماعی رصد کردیم و آنهایی که از بهترین کیفیت برخوردار بودند و نظر هیات انتخاب را جلب کردند در نهایت انتخاب شدند.

آیا نظری در مورد جشنواره و فیلم هایی که در آن به نمایش در می آید دارید بفرمایید؟

من توصیه می کنم اگر دوستان حوصله داشتند و همینطور کسانی که به دنبال مفهوم سینما، جامعه و نسبت بین سینما و جامعه هستند فیلم های امسال جشنواره را حتما ببینند. امسال در بخش چشم انداز سینمای ایران هم فیلم های خوبی به نمایش در می آید. مجموعه فیلم های بخش سودای سیمرغ و چشم انداز سینمای ایران ویترینی خوبی از سینما را پیش روی مخاطب خواهد گذاشت.

یعنی همه فیلم هایی که در بخش چشم انداز سینمای ایران به نمایش در می آید دارای کیفیت لازم و شاخصه های سینمایی هستند؟

کمابیش. برخی از فیلم های بخش چشم انداز مضمامین تکراری دارند، اما به هرحال جنبه آگاهی بخشی به مخاطب را دارند.

جناب افروغ رقابت میان آثار بخش چشم انداز سینمای ایران و سودای سیمرغ چگونه بود؟

بسیار سخت و همین رقابت و نزدیکی کیفیت بین فیلم ها کار هیات انتخاب را به شدت سخت کرد.

نکته بسیار مهمی که پس از اعلام اسامی فیلمسازان در بخش رقابتی مورد توجه قرار گرفت اینکه نام کارگردانانی که فیلمشان از گردونه رقابت خارج شد از اهمیت و سنگینی خاصی برخوردار است. گرچه کارگردانان شاخص و حرفه ای بسیاری در بخش مسابقه جشنواره حضور دارند. در این خصوص چه توضیحی دارید؟

از ابتدا هم روش اینجانب و هم نظر دیگر اعضای هیات انتخاب این بوده که به نام ها توجه نکنیم و تحت تاثیر نام کارگردان نباشیم و به ارزش، کیفیت و محتوای فیلم ها توجه کنیم. آیا در خواندن یک مقاله باید به محتوا نگاه کرد یا نام نویسنده و مجله ای که در آن مقاله منتشر شده؟ به همین منظور ما فیلم ها را قطع نظر از اسم کارگردان و تهیه کننده مورد ارزیابی قرار دادیم.

طبیعتا با دیدن فیلم ها نام کارگردان یا تهیه کننده هم توجه شما را به خود جلب می کرد؟

قطعا همینگونه است. در پس ذهن ما نام کارگردان محترم و تهیه کننده وجود داشت اما تلاشمان این بوده که تحت تاثیر اسم خاصی قرار نگیریم. اصلا خواسته همه فیلمسازان است که اثر را بدون توجه به نام کارگردان قضاوت کنید.

از روش و چگونگی انتخاب فیلم ها برای راه پیدا کردن به بخش اصلی و مسابقه سینمای ایران برایمان توضیح دهید…

ببینید؛هیات انتخاب تلاشش در این دوره این بوده که مضمون، کیفیت و محتوای فیلم ها را به درستی بررسی کند. ما راجع به هر فیلمی بعد از پایان فیلم نقد و بررسی داشتیم و تحلیل هایمان را ارائه می دادیم. ضمن ارائه تحلیل و نظر؛ یادداشت خودمان را هم راجع به فیلم مربوطه مکتوب می نوشتیم. بعد از هر مقطع و بعد از دیدن چهل فیلم دوباره این یادداشت هایمان را می خواندیم و دوباره جمع بندی می کردیم. چند مرحله انتخاب هایمان را مورد ارزیابی قرار دادیم. تمام اعضای هیات انتخاب ساعت ها به بحث و تحلیل راجع به فیلم می پرداخت تا حضور ذهن در مورد فیلم ها داشته باشیم. با این همه باز در روز پایانی یک بار دیگر از نقطه صفر تمام انتخاب ها را مرور کردیم، نتیجه را روی تخته نوشتیم و بعد از چند بار رای و نتیجه گیری به این اسامی رسیدیم.

جناب افروغ صراحتا بفرمایید به مصلحت در انتخاب ها توجه می کردید؟

به هیچ عنوان. به شدت با مصلحت اندیشی مخالفم و اصلا با مصلحت اندیشی رابطه خوبی ندارم. البته با اصل مصلحت مخالفتی ندارم اما معتقدم یکی از مشکلات ما همین مصلحت اندیشی است .

و نکته مهم دیگر در انتخاب فیلم اولی ها چقدر به جنبه حمایتی بودن توجه شد؟

باور بفرمایید این گونه نبوده.. از دیدن بعضی فیلم اولی ها واقعا تعجب زده می شدیم که چطور این فیلم اول این قدر خوب از کار درآمده.  واقعیت را بخواهید به هیچ عنوان جنبه حمایتی در اتخاب فیلم اولی ها نداشتیم. شاید «ناخواسته» این فیلم ها توجه ما را به خود جلب می کرد اما به هیچ عنوان «خواسته» ذهن ما متوجه فیلم اولی ها نبود.

مضمون و کیفیت فیلم اولی ها چگونه بود؟

شخصا در انتخاب تمام فیلم ها به مضمون توجه داشتم و تمام تلاشمان این بود مضامین بکر و خوبی را انتخاب کنیم. همانطور که گفتم تعدادی فیلم اولی ما را متعجب کردند.

صحبتی در انتها دارید بفرمایید؟

باز هم می گویم تمام تلاشمان را کردیم تا بی عدالتی و بی انصافی در انتخاب هایمان نداشته باشیم اما در هر صورت بشر هستیم و تصمیم هایمان محدودیت هایی دارد. نمی توانیم بگوییم تصمیم ما عین حقیقت و مطلق به معنای واقع است. اما در انتخاب هایمان اجماع نظر داشتیم و موارد اختلافی بین ما کم بود که اگر هم اختلاف نظری بین ما وجود داشت آن اختلاف نظرها را با تحلیل و رای گیری حل و فصل می کردیم .امیدوارم شاهد جشنواره ای با شکوه برای همه اهالی سینمای ایران باشیم.    


 سینما آینه‌ای بهتر از آینه شخصی‌ام از جامعه بود


خبرآنلاین: فرهنگ/ سینما - عماد افروغ عضو هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر تاکید کرد تصویری که در فیلم‌های متقاضی حضور در جشنواره فجر از جامعه ارائه شده بود گاه از آینه‌ای که او از اجتماع داشته واضح‌تر بوده است.

 افروغ که در مجلس هفتم شورای اسلامی حضور داشت و چندی‌ست در شورای پروانه نمایش آثار سینمایی فعال است، امسال یکی از اعضای هیات انتخاب سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر بود. او به گفته خود بعد از بیش از 30 روز کار شبانه‌روزی و تماشای فیلم‌های متقاضی حضور در جشنواره، صبح شنبه هجدهم دی ماه فرصتی یافت به کارهای معوقه بپردازد و در میان این کارها، زمان کوتاهی قرار داد تا در نگاهی کلی از انتخاب فیلم‌های جشنواره سی و پنجم سخن بگوید.

این استاد جامعه‌شناسی  در مورد فضای کلی فیلم‌هایی که در 30 روز گذشته به تماشای آن نشسته است، به خبرآنلاین، گفت: «سینما را ابزار بسیار مناسبی می‌دانم که می‌تواند مسائل و مشکلات اجتماعی را خواسته یا ناخواسته به نمایش بگذارد.»

او در توضیح این دسته‌‌بندی خواسته و ناخواسته گفت: «البته شیوه تصویر کردن مسائل و مشکلات به صورت خواسته در فیلم‌ها روشی است که ترجیح داده می‌شود، زیرا آن را می‌توان حاصل دیالکتیکی دانست که بین جامعه و سینما به وجود آمده است. سینما تصویرگر دردهای جامعه است و این اتفاق گاه ناخواسته رخ می‌دهد. در صورتیکه این اتفاق به صورت ناخواسته هم رخ دهد، ارزشمند است، چون بخشی از جامعه و مسائل آن را تصویر می‌کند.»

افروغ گفت: «این 30 روز فرصت مغتنمی بود تا از طریق فیلم‌ها متوجه شویم دردها و حساسیت‌های جامعه ما کجاست.»

نماینده دور هفتم مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سئوال که تصویر ارائه شده در فیلم‌های سینمایی چقدر با مشاهدات او در جامعه منطبق بوده است و اصلا این دو چه نسبتی با هم داشتند، گفت: «نه تنها مشکلاتی که من در جامعه می‌دیدم در فیلم‌ها وجود داشت، بلکه گاه آنچه که من ندیده بودم هم در فیلم‌ها تصویر شده بود. به تعبیری می‌توان گفت سینما آینه‌ای بهتر از آینه شخصی من بود. من در آینه شخصی خود همه مشکلات را نمی‌دیدم، گاه موضوعات در حوزه مورد توجه من نبودند و گاه دقت کمتری بوده است.»

او مورد مصداق این دغدغه‌ها و مشکلات گفت: «مسائلی چون مفاسد اقتصادی، بیکاری و فقر که از دغدغه‌های خود من بوده، در فیلم‌ها وجود داشت و در کنار آن برخی موارد که کمتر درگیر آن بودم نیز تصویر شده بود:‌ موضوعاتی چون تنازعات خانوادگی و سوء‌ظن‌های همسر به شوهر یا برعکس. گاه روابط نامشروعی بوده که فقط حاصل یک سوء‌ظن بوده و زمانی هم واقعا یک روابطه پنهانی وجود داشه است. این‌ها هم بخشی از مسائل موجود در جامعه است که من به واسطه فیلم‌ها بیشتر در جریان آن قرار گرفتم.»

افروغ همچنین در مواجهه با این پرسش که آیا حاضر است به عنوان یک چهره سیاسی پشتیبان سینما باشد و اگر برای فیلم‌های منتخب مشکلی پیش بیاید در جامعه از این آثار دفاع کند، گفت: «بله، حتما و تا الان هم همین‌طور بوده است. در چند وقتی که به عضویت شورای پروانه نمایش درآمده‌ام کمی دست و بالم برای این کار بسته شده، اما همیشه در مواقع نیاز این کار صورت گرفته است.»

او ادامه داد: « انتخاب ما جمعی بود و فیلم‌هایی که معرفی شده‌اند حاصل جمع‌بندی رای تمامی اعضا هستند. قطعا بعد از جشنواره فرصت مستعدتر و مناسب‌تر خواهد بود تا در مورد فیلم‌ها صحبت شود. زمانی که از جشنواره عبور کردیم از تک‌تک فیلم‌هایی که دیدیم و تایید کردیم و گاه آن‌هایی که به بخش مسابقه نیامده است دفاع خواهیم کرد. ممکن است نقدهایی داشته باشیم و نقد مثبت هم داشته باشیم و نقد منفی هم باشد، اما فیلم‌هایی که مورد تایید بوده‌اند را حتما مورد حمایت قرار می‌دهیم.»

او در پاسخ به این سئوال که آیا مشکل مطرح شده در مورد فیلم کیانوش عیاری، استفاده بازیگران از کلاه‌گیس بوده است،‌ گفت: «قصد ندارم به صورت مصداقی در مورد فیلم‌ها صحبت کنم و بعد از برگزاری جشنواره فرصت خوبی است که در مورد همه این فیلم‌ها صحبت کنیم.»

افروغ تاکید کرد در تمامی روزهای برگزاری جشنواره نکات مهم و داستان فیلم‌هایی که دیده را در یادداشت‌های روزانه خود نوشته و گفت: «این چند روز فرصتی بود برای همنشینی با بزرگان سینما و تهیه‌کنندگان و فیلمسازان که ارادت من را به این دوستان بیشتر کرد و آن را تجربه مغتنمی می‌دانم.»


فهرست ۲۸ فیلم راه یافته به جشنواره فجر منتشر شد


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، فیلم های راه یافته به بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.محمد حیدری، دبیر جشنواره با اعلام اسامی این فیلم ها، تصریح کرد: هیئت انتخاب جشنواره پس از بررسی 94 اثر ارسالی، 44 فیلم را به بخش چشم انداز سینمای ایران و 28 فیلم را به مسابقه سودای سیمرغ معرفی کرد.

نرگس آبیار، حسین کرمی ،عماد افروغ ، حجت الاسلام مرقاتی، محمدعلی حسین نژاد ، جمال امید و سید ضیاء هاشمی ، اعضای هیات انتخاب سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر هستند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا در بررسی‌های هیات انتخاب فیلمی بوده که به دلیل ممیزی کنار گذاشته شود، یا فیلمی از شرکت در جشنواره انصراف داده باشد؟ گفت: هیات انتخاب بدون توجه به نام و نشان سازندگان، و تنها از روی آنچه که دیده است، آثار را بررسی کرده است.

حیدری با بیان اینکه آثار باید از کیفیت لازم برخوردار باشند، تصریح کرد: ما برای بخش مسابقه می‌توانستیم تا 33 اثر را انتخاب کنیم اما کیفیت فیلم‌ها مهم بود و در نهایت هیات انتخاب به این تعداد اثر رسید. البته مجموعه 16 اثر دیگری هم که برای بخش چشم‌انداز معرفی می‌شوند، ارزشمند هستند ولی نظر هیات انتخاب بر این بود که فقط این 28 فیلم برای بخش سودای سیمرغ معرفی شوند.
دبیر سی‌ و پنجمین جشنواره‌ فیلم فجر همچنین گفت: اگر فیلمی از آثار اعلام شده آماده نشود و نرسد، از میان فیلم‌های رزرو به بخش مسابقه اضافه می‌شود اما به این تعداد، 28 فیلمی افزوده نمی‌شود.
حیدری سپس گفت: فیلمسازانی که آثارشان معرفی نمی‌شوند، حق طبیعی‌شان است که بدانند چرا آثارشان کنار گذاشته‌ شده‌اند، با این حال ما هیچ اثری نداریم که صاحب اثر فرم انتخاب را پُر کرده باشد و به هیات انتخاب رسیده باشد اما هیات آن را ندیده باشد.
دبیر جشنواره فیلم فجر در بخش دیگری از این نشست اعلام کرد: دو - سه فیلم هستند که به جشنواره نرسیدند و اسامی آنها در آینده اعلام خواهد شد. با این حال تاکید می‌کنم مجموعه آثار به لحاظ محتوا و ساخت، بررسی شده و سه نفری که برای بحث پروانه نمایش در هیات انتخاب حضور داشتند، هم در همین راستا دعوت شده بودند که مجموع آثار را ببینند.

به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، اسامی 28 فیلم‌ منتخب هیأت انتخاب جشنواره برای شرکت در بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) بدون ترتیب به شرح زیر است:

1- کارگر ساده نیازمندیم (منوچهر هادی) به تهیه کنندگی منوچهر هادی
2- مادری (رقیه توکلی) به تهیه کنندگی سیاوش حقیقی
3- ایتالیا ایتالیا  (کاوه صباغ زاده) به تهیه کنندگی مهدی صباغ زاده
4- انزوا (مرتضی علی‌عباس میرزایی) به تهیه کنندگی پیمان جعفری
5-نگار (رامبد جوان) به تهیه کنندگی رامبد جوان
6-سدمعبر (محسن قرایی) به تهیه کنندگی بهمن کامیار
7-چراغ‌های ناتمام (مصطفی سلطانی) به تهیه کنندگی مجید اسماعیلی / مجتبی امینی
8-ماه‌گرفتگی (مسعود اطیابی) به تهیه کنندگی هادی انباردار
9- یک روز به‌خصوص (همایون اسعدیان) به تهیه کنندگی همایون اسعدیان
10-کمدی انسانی (محمدهادی کریمی) به تهیه کنندگی محمدهادی کریمی
11-ویلایی‌ها (منیر قیدی) به تهیه کنندگی سعید ملکان
12-گشت 2 (سعید سهیلی) به تهیه کنندگی سعید سهیلی- حمید فرح نژاد
13-سوفی و دیوانه (مهدی کرم‌پور) به تهیه کنندگی مهدی کرم پور
14-رگ خواب (حمید نعمت‌الله) به تهیه کنندگی حمید نعمت الله
15-پشت دروازه بهشت (علی نوری اسکویی) به تهیه کنندگی علی نوری اسکویی
16-اسرافیل (آیدا پناهنده) به تهیه کنندگی مستانه مهاجر
17-فراری (علیرضا داودنژاد) به تهیه کنندگی جهانگیر کوثری
18-ماجرای نیمروز (محمدحسین مهدویان) به تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی
19-بدون تاریخ، بدون امضا (وحید جلیلوند) به تهیه کنندگی علی جلیلوند
20-سارا و آیدا (مازیار میری) به تهیه کنندگی مازیار میری
21- زیر سقف دودی (پوران درخشنده) به تهیه کنندگی پوران درخشنده
22- خفگی (فریدون جیرانی) به تهیه کنندگی فریدون جیرانی
23-پشت دیوار سکوت (مسعود جعفری‌جوزانی) به تهیه کنندگی مسعود جعفری جوزانی
24-آذر (محمد حمزه‌ای) به تهیه کنندگی نیکی کریمی
25-قاتل اهلی (مسعود کیمیایی) به تهیه کنندگی منصور لشگری قوچانی
26-تابستان داغ (ابراهیم ایرج زاد) به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی
27- بیست و یک روز بعد (سیدمحمدرضا خردمندان) به تهیه کنندگی سازمان سینمایی حوزه هنری
28- شماره 17 سهیلا (محمود غفاری) به تهیه کنندگی سید امیر سیدزاده
از مجموع این 28 اثر، 9 فیلم کار اول سازندگانشان به شمار می‌رود.






 «فریادهای خاموش» هم فریاد است و هم سكوت


جلد دوم تا چهارم روزنگاشت‌های تنهایی دكتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و نماینده مجلس هفتم با عنوان «فریادهای خاموش» مراحل آماده‌سازی در سوره مهر طی می‌كنند و به‌زودی منتشر می‌شوند.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، نویسنده كتاب درباره محتوای كتاب می‌گوید: این كتاب، روزنگاشت و خاطرات تنهایی، شرح وقایع و بیان دردها، گلایه‌ها و دغدغه‌های فكری، معرفتی، عاطفی، اخلاقی، فرهنگی و حتی سیاسی فردی انس گرفته با خلوت و عزلت است كه طبیعتا و تا حدودی متفاوت از اكثر روزنگاشت‌های مربوط به دید و بازدیدها، ملاقات‌ها و دیدارهای رسمی است.
 
وی در ادامه با اشاره به تجمیع تضادها در این كتاب می‌افزاید: «فریادهای خاموش» به طور عمده شرح وقایعی است كه در حین و در فرایند خلوت گزینی جلوت‌گرا بر راوی و با راوی رخ داده‌است. گاه می‌شد كه دلم می‌گرفت و دل گرفته‌ای را در قالب نوشته‌ای، دعایی یا گلایه‌ای تسكین می‌دادم. گاه دلم انبساط پیدا می‌كرد و روی كاغذ تجلی می‌نمود.
 
افروغ، كتاب را متفاوت با آنچه برای سایرین اتفاق می‌افتد، می‌داند و آن را دارای نگاهی خاص ارزیابی می‌كند و تصریح می‌كند: آنچه بر راوی گذشته است مربوط به تماس‌ها، دعوت‌ها و درخواست‌هاست و آنچه با راوی اتفاق افتاده‌است، مربط به نحوه و محتوای پاسخ‌ها و شرح دغدغه‌ها و دردهایی است كه به صور مختلف اعم از تأملی قرآنی، نوشته‌ای فلسفی، بیانی عاطفی و مناجاتی با خدای سبحان و مبدا و آرامش درونی، مطالعه متنی فلسفی یا ادبی، اشاره‌ای به آرای اندیشمندان بزرگ، اظهار حالتی روحی و روانی، اشارتی به وقایع یومیه، نقدها و گلایه‌ها، بیم‌ها و نگرانی‌ها و ... نموده و تجلی یافته‌است.
 
وی در پایان اظهار می‌كند: امیدوارم این دفتر بتواند تسلی‌بخش دردها و آلام كسانی باشد كه آنان نیز فارغ و گریزان از جنجال‌ها، های و هوی‌ها، تظاهرها، و وانمودكردن‌های انسان‌كش و اندیشه‌سوز، عادت به خلوت و گفت‌وگو با خدای عزیز، دردآشنا و آرامش‌بخش و فهم و درك مسئولیت‌های انسانی و اجتماعی خود دارند. كسانی كه با نگارنده و راوی این سطور هم‌نوا و هم‌عقیده‌اند نیك می‌دانند كه تا خدا هست، امید باید داشت و زندگی باید كرد. تا خدا هست باید شاد بود و لبخند زد.


یکشنبه 5 دی 1395

آرمانشهر، بخشی از واقعیت است

نوع مطلب :سخنرانی ،

آرمانشهر، بخشی از واقعیت است


صبح نو: گفتار زیر تلخیصی از سخنرانی آقای دکتر عماد افروغ در نشست نقد و بررسی کتاب «توحید گرایی و صلح» نوشته خود اوست که سال جاری برگزار شد. افروغ در این نشست ضمن توضیح عوامل دوازده گانه صلح مثبت و پایدار، به برخی نقدها در این زمینه پاسخ می‌دهد. این کتاب و سخنرانی در واقع در دل یک پروژه کلان‌تر فکری وی قرار دارد که به موضوع الزامات گفت‌وگوی اجتماعی ارجاع دارد.

این کتاب مجموعه مقالات و گفتارهایی است که من در نشست‌ها و همایش‌های گوناگون در کشورهای مختلف ارائه داده‌ام و آخرینِ آنها که به این کتاب اضافه نشده است عنوانش «دین و جامعه در چرخش زمانه معاصر؛ عصر بازگشت به خدا» است.

درباره موضوع کتاب منابع بسیاری را در این حوزه تحت عنوان صلح در آینه ادیان شرق دیدم و به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهیم یک صلح مثبت و نه یک صلح منفی مستقر بشود، باید دوازده اتفاق بیفتد. هر یک از این دوازده مؤلفه نباشد این صلح مستقر پدید نمی‌آید. نخستین مؤلفه «ذات مشترک» و «حق برابر و یکسان اجتماعی» است. در یکی از نشست‌ها در کشور ایتالیا وقتی سخنی از حضرت علی(ع) در باره خلق برابر و مشترک انسان‌ها نقل کردم بسیار مورد استقبال حاضران قرار گرفت. اما دومین مؤلفه «توجه به جهت حرکت و غایت آفرینش» است. بنده قائل به حرکت هستم و نگاه حادثه‌گرا ندارم. جهت حرکت عالم به زعم بنده در همه ادیان الهی صلح‌آمیز است. مساله سوم «دیگرگرایی فرهنگی و عشق و محبت» است. با یک اخلاق فردگرا و خودمحور و اگوئستیک نمی‌شود به یک صلح پایدار رسید. چهارمین مطلب «روحیه شکیبایی و گذشت و ایثار» است. گذشت از عدالت هم بالاتر است و می‌توان گفت والاترین فعل اخلاقی است. مؤلفه بعدی این است که قرار نیست در یک صلح مثبت تفاوت‌ها و کثرت‌ها دیده نشود. من همواره وحدت در عین کثرت را ستوده‌ام. مساله بعد این است که در عین تفاوت‌ها «همکاری و مسوولیت‌پذیری متقابل» هم وجود داشته باشد. در واقع باید یک قاعده‌ای وجود داشته باشد که ما نه سر از یک انسجام کور دربیاوریم و نه از یک آنارشیسم مطلق.

بحث هفتم «منطق احتجاج و فرهنگ گفت‌وگو» است. من در این زمینه اخیراً کارهایی را انجام داده‌ام و قطعاً گفت‌وگوی ادیان یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای صلح پایدار است. بحث بعدی موضوع «عدالت اجتماعی و رفع نیازمندی‌ها» است. مساله نهم «دولت وحدت‌گرا» است. دولت اگر اهل نزاع و نگاه‌های از بالا به پایین و به کارگیری اشکالی از قدرت که بوی فریب و اغوا و زور می‌دهد، باشد، نمی‌توان منتظر یک صلح پایدار بود. نکته دهم «جهان‌نگری و عام‌گرایی» است. اگر ما بحث خلقت برابر را مطرح می‌کنیم باید عام‌گرا باشیم و این موضوع در قالب حقوق شهروندی دلالتی داشته باشد. موضوع یازدهم «ضرورت شناخت دقیق وضع کنونی عالم و گفت‌وگوی ادیان» است. ما یک بحث فلسفی و مفهومی درباره گفت‌وگو داریم و یک بحث سیاسی و اجتماعی. گاهی موانع سیاسی و اجتماعی مانع گفت‌وگوی فلسفی می‌شود که باید این موانع را برطرف کرد.

نگرش فلسفی به گفت‌وگو چیست؟ می‌توان این پیش‌فرض‌ را درباره گفت‌وگو مطرح کرد که فهم‌ها درباره حقیقت نسبی است اما داوری‌ها نسبی نیست و ما نیازمند عقلانیت داوری هستیم. بنابراین همه ما باید در برابر نقد گشوده باشیم. در این گفت‌وگو هر کس هر میزان از حقیقت را داراست باید آن را روی میز بگذارد تا «گفت‌وگوی پیش‌رونده» شکل بگیرد. در حالی که عمدتاً گفت‌وگوهای ما درجازننده بوده است و همواره سعی کرده‌ایم که دیگری را قانع کنیم و خودمان قانع نمی‌شویم. آخرین و دوازدهمین مؤلفه «مراقبت‌های نهادهای بین‌المللی» است که منوط به بی‌طرفی سازمان‌های جهانی است.

این دوازده مؤلفه، عمده مباحثی است که در کتاب مطرح شده است اما ملحقاتی دارد که در کتاب به آنها هم اشاره شده است. از جمله اینکه در بحث گفت‌وگوی ما باید «درون دینی» و «برون دینی» را تفکیک کنیم. ما آن‌قدری که در طول تجربه تاریخی خود در حوزه برون دینی موفق بودیم در حوزه درون دینی اصلاً موفق نبودیم.

اما یکی از موضوعاتی که باید به آن اشاره کنم، نحوه رابطه انسان و خداست. قرار دادن انسان و خدا در برابر هم باعث مشکلاتی بر سر راه صلح شده است. این تفسیر غلط هم در قرون وسطا مشهود است و هم در دوره اومانیسم. شما اگر به حسب ادعای اومانیسم بخواهید ذاتی برای انسان قائل شوید، این ذات حتماً نیاز به تکیه‌گاه دارد. ما باید به جای «خرد خودبنیاد»، «خرد خدابنیاد» قرار دهیم. امروز در کلیسا افرادی هستند که از انسان‌گرایی الهی سخن می‌گویند و من در کتابم از این اقوال هم یاد کرده‌ام.

اما در باب چارچوب نظری کتاب باید بگویم که من این چارچوب را از یک فلسفه اجتماعی گرفتم و همچنین به سه رویکرد جامعه‌شناسی نظر داشته‌ام. یعنی فرآیند «تجمع، انسجام و تفکیک». تفاوت و کثرت و وحدت را از این رویکردهای جامعه‌شناسانه گرفته‌ام. بحث من تاریخی نیست. روش ما رئالیسم انتقادی است. این روش در مقابل رئالیسم تجربی و ایده‌آلیسم کانتی قرار دارد. بهترین روش برای ما آن است که رابطه درونی اشیاء را به ما نشان دهد. سؤال من این بود که آیا بین توحید و جنگ یک رابطه درونی وجود دارد؟ من مطرح کردم که خیر. شاید بتوان گفت یک رابطه درونی نامتقارن وجود دارد اما نمی‌توان گفت هر جا جنگ است توحید است و هر جا توحید است جنگ است.

اما ایراد دیگری که گرفته می‌شود این است که طرح من یک طرح آرمانشهری است. من این را رد نمی‌کنم اما آرمانشهر را بخشی از واقعیت می‌دانم. آرمانشهر یک امر وجودی است که به دلایل تاریخی بالا رفته است. یک لایه بسیار مهم و بزرگ واقعیت، لایه پنهان آن است که اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد و از جمله آرمانشهر در این لایه قرار دارد.

اگر یک جهانی شدن واقعی بخواهد اتفاق بیفتد باید همه این مولفه‌ها اتفاق بیفتد. اما آن چیزی که اکنون به نام جهانی شدن موجود است صرفاً بخشی از این مولفه‌ها را داراست و در واقع نوعی جهانی‌سازی است. در جهانی‌سازی سرمایه‌داری هیچ گاه عام‌گرایی هستی‌شناختی اتفاق نمی‌افتد. این جهانی‌سازی محدود به یک شرایط و دلالت‌های خاص است.


جمعه 26 آذر 1395

وحدت‌بخشی و هویت‌آفرینی

نوع مطلب :گفتگوها ،

وحدت‌بخشی و هویت‌آفرینی


ملاحظاتی در گزینش محتوای فعالیت‌های فرهنگی در بعد ملی و بین‌المللی در گفت‌وگو با عماد افروغ. گزینش محتوای فعالیت‌های فرهنگی در بعد ملی و بین‌المللی همواره یکی از گزینه‌های مهم سیاست‌گزاری در حوزه نهادهای فرهنگی می‌باشد . آستان قدس رضوی با توجه به ظرفیت فرهنگی عظیم مرتبط به ساحت امام رضا -علیه‌السلام- از این موضوع مستثنی نمی‌باشد گفت‌وگوی زیر در همین زمینه با دکتر عماد افروغ نماینده سابق مجلس و استاد جامعه‌شناسی فرهنگی صورت گرفته است که در ادامه آن را می‌خوانیم.

ازنظر شما آستان قدس رضوی چگونه می‌تواند به شناخت دقیقی از ظرفیت‌های خود در حوزه فرهنگی و کیفیت و میزان تحقق آن‌ها دست پیدا کند؟

ابتدا باید روشن کرد که ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل موجود آستان قدس چیست. البته احصای این ظرفیت‌ها کار آسانی نیست. تعریف ظرفیت‌های بالفعل راحت‌تر است اما تعریف ظرفیت‌های بالقوه دشوار است. طبیعی است که درجایی که بحث فعلیت است گزارشی مبنی بر اینکه چه کارهایی انجام شده است، ارائه می‌شود. ما هم می‌خواهیم از همان فعلیت شروع کنیم و وارد بالقوه‌ها شویم.
نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که گزارش و ارزیابی که راجع به ظرفیت بالفعل و عملکردها ارائه می‌شود تا چه اندازه ناظر بر توسعه ابزاری و فعالیت‌های آن‌ها و تا چه اندازه مربوط به موفقیتشان در جامعه هدف است.
معمولاً ما به جامعه هدف توجهی نداریم. فعالیت‌هایی را انجام می‌دهیم و تولیداتی را عرضه می‌کنیم؛ اما توجه نداریم که این کارها تا چه اندازه به هدف مربوط است و تا چه اندازه موجب رشد و اعتلای مخاطبمان می‌شود. در حقیقت باید دید کارهایی که انجام شده است، تا چه اندازه در راستای اهداف مطلوب و متصور، از اثربخشی لازم برخوردار بوده است.
اما در مورد ظرفیت‌های بالقوه باید برگردیم به اینکه آستان قدس چه امکاناتی دارد و چه امکاناتی می‌تواند داشته باشد. خود این برخورداری و عدم برخورداری با توجه به اهداف مطلوب و متصور آستان قدس رضوی تعریف می‌شود. بدین معنی که اول باید اهداف خود را به‌طور روشن تعریف کنند و بعد به‌تناسب آن اهداف، امکانات موجود و امکانات لازم و ضعف‌ها و کاستی‌ها را مشخص نمایند.
طبق بند 4 از حکم رهبری به تولیت جدید، اهداف آستان قدس باید به سمت بسط و نشر معارف قرآنی و اهل‌بیت -علیهم‌السلام- در جهان اسلام برود. حال باید این هدف را چگونه تعریف کنند و سپس ببینند امکانات، ظرفیت‌ها و فرصت‌هایشان بر اساس این هدف چیست.
مسئله مهم در شناخت دقیق معارف قرآنی و اهل‌بیت و کیفیت بسط و ترویج آن است. ازاین‌رو در وهله اول باید چالش‌های معارف قرآن و اهل‌بیت را خوب فهمید.
اگر ما شناختی از وضعیت کنونی جهان اسلام نداشته باشیم، اگر شناختی از ضعف‌ها و کاستی‌ها و البته دعواها و چالش‌ها نداشته باشیم و شجاعانه و به دور از هرگونه تعصبی با این چالش‌ها مواجه نشویم، نمی‌توانیم به‌درستی نشر دهنده معارف قرآنی و اهل‌بیت باشیم و اساساً نمی‌توانیم سهمی از آن داشته باشیم که بخواهیم آن را نشر دهیم.

چه چالش‌هایی پیش روی شناخت هر چه دقیق‌تر معارف قرآنی و اهل‌بیت -علیهم‌السلام- وجود دارد؟

در حال حاضر مهم‌ترین چالش ما در مورد معارف قرآنی و اهل‌بیت -علیهم‌السلام-، بدفهمی از قرآن و بدفهمی از اهل‌بیت -علیهم‌السلام- است. متأسفانه در جهان اسلام این اتفاق می‌افتد که بخشی از آن عام و بخشی از آن خاص است. نمونه این بدفهمی، تفکر وهابیت و سلفی گری است که مواجهه معرفتی را می‌طلبد نه برخوردهای صرف سیاسی. باید سؤالات و شبهاتی را که در مورد اهل‌بیت مطرح است، به‌خوبی فهمید و نباید به همه آن نگاه کاملاً سیاسی داشت. بلکه باید پاسخ منطقی و مستدل در قبال آن‌ها ارائه داد. چه‌بسا قطع‌نظر از بهانه‌جویی‌ها و درواقع سوءبرداشت‌هایی که طرف مقابل ما دارد، در جایی هم از ما باشد.
این‌ها باید به‌درستی فهمیده شود و چالش‌های آن به‌خوبی درک شود. یعنی باید ببینیم چه ضعف‌ها و کاستی‌هایی هم از طرف ما هست و به این‌ها پاسخ منطقی و عقلانی دهیم.
یکی دیگر از چالش‌های معارف قرآنی به روش‌های تفسیری برمی‌گردد. وقتی بر نحوه تفسیر قرآن تأکید می‌شود، یعنی باید این تفسیر به‌گونه‌ای باشد که بتواند به‌طور دقیق به شبهات پاسخ بدهد.
در حال حاضر تفسیری لفظ‌‌گرا و ظاهرگرایانه از قرآن داریم که باعث می‌شود اهل‌بیت را تنزل دهد. به‌طور مثال ابن تیمیه به‌ظاهر لفظ و معنای لغوی آن توجه می‌کند و همان را مبنا قرار می‌دهد. به‌طور مثال اگر آمده است دست خدا، ابن تیمیه همان معنای دست خدا را در نظر می‌گیرد. این تفسیر به‌گونه‌ای است که حتی برای خدا جسم قائل می‌شود و در یکی از آثارش هم آمده است که: «خدا جسم است».
این خود یک تفسیر کفرآمیز است؛ زیرا خدا را به یک بشر تنزل می‌دهند و برای خدا یک موجود فرا بشری قائل نیستند. چه اینکه اگر خدا بدن و جسم داشت که همه‌جا حاضر و ناظر نبود. وقتی بدن ندارد، جهت ندارد می‌تواند مشرف باشد. این حکایت از همان روش تفسیری ظاهرگرایانه از قرآن دارد که حال باید به این موارد به شکل اصولی جواب داد. درواقع می‌توان به‌تناسب مسائل جهان اسلام اسمی از نوع تفسیر برده نشود اما می‌توان مفهومی و اصولی بحث کرد و پاسخ‌های اصولی و دقیق داد. درمجموع شبهات بسیار زیادی مطرح است که باید به‌درستی فهم شده و پاسخ داده شوند.

راه‌حل صحیح مقابله با چالش‌ها و رفع شبهات و بدفهمی‌های موجود چیست؟

پاسخ دادن به شبهات مستلزم برخورداری از همان روش تفسیری درست است. باید دید میان روش‌های تفسیری که در حال حاضر متداول است، کدام‌یک صحیح‌تر است و کدام‌یک ضعیف‌تر و به آنچه درست‌تر است، نزدیک شویم و روش مناسب و نوینی را مطرح کنیم.
هیچ مفسری، عاری از پیش‌فرض نیست. باید روی این پیش‌فرض‌ها بحث شود و از هر مفسر بخواهیم پیش‌فرض‌های خود را بگوید. لازم نیست با معارف قرآنی طرف مقابل را زیر سؤال ببریم؛ بلکه می‌توانیم نبرد پیش‌فرض‌ها را مطرح کنیم.
مسئله مهمی که در همین راستا باید مدنظر قرار گیرد، اهمیت گفتگو و منطق آن است. به نظر می‌آید که مفهوم گفتگوی پیش برنده، نسبت به مفهوم گفتگوی درجا زننده ارجحیت دارد. این ‌یکی از مفاهیم رئالیسم انتقادی است که وارد مباحث دینی نیز شده است.
در رئالیسم انتقادی بیان می‌شود که ما یک وجود مستقل از معرفتمان داریم و معرفتمان نسبی و گذرا است، البته این‌طور نیست که همه معرفت‌ها به یک‌میزان درست باشد، بلکه برای فهم معرفت درست یا نسبتاً درست، باید به عقلانیت داوری رو بیاوریم و گفتگو و مفاهمه کنیم. حال بهترین گفتگو، گفتگوی پیش برنده است، یعنی همه باورهایمان را مطرح و در مورد آن‌ها گفتگو کنیم و بیش از آنکه بخواهیم دیگری متقاعد شود، خودمان را نسبت به باورهایمان متقاعد کنیم و ببینیم کدام باور به حقیقت نزدیک‌تر است. البته گفتگوی درجا زننده نیز در جای خود کارایی دارد، اما گفتگوی پیش برنده ریشه‌ای‌تر و مبتنی بر این است که آدمی باید به چیزی باور داشته باشد که درست است و چون درست است به آن باور دارد.
وقتی شخص مدعی درستی باور خود است، باید بر سر آن بایستد. وقتی بر یک باور جدی است پس باید آن را فهم کرده و برایش دلیل و استدلال هم داشته باشد و یکی از بهترین دلیل‌ها این است که بداند که دیگران باوری، غیر از باور او دارند، آن‌وقت وارد گفتگو شود.
این گفتگو، یک گفتگوی پیش برنده است که باعث می‌شود، هم مبانی اعتقادی خود و هم طرف مقابل را بشناسیم. البته این کار سختی است و اراده‌ای قوی می‌خواهد.
شناخت طرف مقابل چیزی است که قبل از گفتگو نیز تا حدی با خواندن آثار و منابع آن شخص برای گفتگوی آینده، تأمین می‌شود، پس صرف خواستار گفتگو شدن با شخصی، باعث رسیدن به یک فهم حدودی از طرف مقابل می‌شود و حتی اگر گفتگویی صورت نگیرد، به یک فهم و شناخت حدودی از آن شخص مقابل رسیده‌ایم.
پس تفاوت گفتگوی درجا زننده و پیش برنده این است که در گفتگوی درجا زننده، گفتگو می‌کنند و قصدشان از این گفتگو این است که به یک فهم مشترک برسند ولی در گفتگوی پیش برنده، حتی اگر گفتگو صورت نگیرد، به فهم مشترک یا حداقل به شناخت طرف مقابل می‌رسند، اهمیت این نوع گفتگوی پیش برنده نیز در همین است.
متأسفانه در جهان اسلام اختلافات زیاد است و باوجود مشترکات زیاد اعتقادی میان مسلمانان گفتگو صورت نمی‌گیرد. به‌طوری‌که در جهان اسلام گفتگوهای بین دینی خیلی بهتر از گفتگوهای درون دینی بوده است. به‌طور مثال در گفتگو با دین مسیح، یهود، هندو و حتی بودیسم نسبت به گفتگوی بین مذاهب اسلامی خیلی موفق‌تر بوده‌ایم. نتیجه آنکه ما باید بکوشیم معارف قرآنی و اهل‌بیت را با یک روش تفسیری صحیح و با منطق گفتگو نشر دهیم.

با توجه به نکاتی که فرمودید ملاحظات گزینش محتوای دینی در سطح بین‌الملل و خاصه جهان اسلام ازنظر شما چیست؟

وقتی می‌خواهیم از روش‌هایی برای نشر اهل‌بیت استفاده کنیم، باید سراغ آموزه‌های اخلاقی، عام و بشری آن برویم و از لایه‌های زیرین هستی‌شناسی و ارزش‌شناسی سخن بگوییم؛ نه از آنچه به آن‌ها نسبت داده شده و ربطی به آموزه‌های ایشان ندارد.
پس وقتی می‌خواهیم از اهل‌بیت سخن بگوییم، هر سخنی که هست، باید حداقل به اصل سند و جهت آن سند توجه کنیم و شرایط زمانی و مکانی را نیز لحاظ نموده و سپس دست به انتخاب بزنیم. علاوه بر این باید مواردی را به‌تناسب زمان و مکان رها کرده و تلاش کنیم از بحران چالش‌های که به‌شدت درگیر آن هستیم، خلاص شویم. به این صورت که مؤلفه‌ها، روش‌ها و ابزارهای وحدت‌بخش را از سیره اهل‌بیت شناسایی نموده و به کار بگیریم. به‌طور مثال امام علی -علیه‌السلام- به‌تناسب زمان و مکان 25 سال برای وحدت مسلمانان سکوت کرد. ما شیعیان همیشه به امام علی -علیه‌السلام- به‌مثابه عنصر هویت‌بخش شیعی نگاه کرده‌ایم، اما کمتر نقش ایشان را به‌عنوان مظهر وحدت‌بخش جهان اسلام در نظر گرفته‌ایم.
آستان قدس رضوی می‌تواند از طریق تمرکز بر سیره امام رضا -علیه‌السلام-، وسیله نظری و عملی برای نشر فرهنگ قرآنی و اهل‌بیت را فراهم کرد. منتها در سیره عملی و نظری امام رضا -علیه‌السلام-، باید مواردی را مورد توجه قرار داد که بیشتر وحدت‌بخش بوده و با نمایش اخلاق و معنویت رضوی در تحکیم و تلطیف جهان اسلام و فروپاشی چالش‌های آن مؤثرترند. پرداختن به این مهم، اولویت فعالیت در گستره جهان اسلام است. ازاین‌رو طبیعی است که در این مسیر، صرف سخن گفتن از فضیلت‌ها و برجسته نمودن آن‌ها، به جهان اسلام کمکی نمی‌کند، بلکه در این گستره باید از اشتراکات سخن گفت.
علاوه بر این، در فعالیت در گستره جهانی باید در نظر داشت که جهان کنونی جهانی است که در محافل علمی آن به شکل گذشته از الحاد خبری نیست. افرادی که ماتریالیست بودند اکنون از خدا به‌عنوان شرط بلاشرط، وجود مطلق، وحدت‌بخش عالم، حافظ و خالق عالم سخن می‌گویند. منشأ این اتفاق بزرگ هم انقلاب اسلامی است. این یک فرصت است و از این فرصت باید برای بسط و نشر فرهنگ قرآنی و اهل‌بیت بهره جست. اما منوط به آن است که خدا گرایی جدید را به‌درستی فهم کنیم، بر سر آن گفت‌وگو کنیم و با تعصبات و فهم‌های ناقص خود با طرف مقابل برخورد نکنیم. نگاه انحصارطلبانه در گفت‌وگوی دینی پاسخ‌گو نیست و نمی‌توان گفت که ما حق و سایرین باطل‌اند. این گفته وهابی‌ها و تکفیری‌ها است که می‌گویند هر که مانند ما نمی‌اندیشد باطل است. دنیا بسیار پیچیده‌تر از آن است که حق و باطل مطلق در آن مشخص کرد.
درهرصورت باید دعوایی را که در عالم بین «خرد خدا بنیاد» و «خرد خود بنیاد» وجود دارد، به‌درستی شناخت و از جریان و موج ایجادشده در جهت خداگرایی حداکثر بهره را برد. اینجاست که اهمیت گفت‌وگو روشن می‌شود. به این شکل که ادیان جمع شوند و تمام باورهایشان را بر روی میز بگذارند. یا اینکه اساساً این گفت‌وگو بین موحدان و ملحدان شکل بگیرد. آن‌ها نیز اگر ادعایی دارند بیاورند. بحث نباید صرفاً بر سر دین باشد؛ بلکه فلسفه زندگی را در برگیرد. نظیر گفتگوهای که در سیره امام صادق -علیه‌السلام- وجود دارد.
در این راه باید قرآن را مطابق با پرسش‌های زمانه مورد بازخوانی قرار دهیم. قران کتاب جامع، مرجع و زنده است. زنده‌بودن آن به این معنا است که نسبت به پرسش‌های زمانه پاسخگو است. این کتاب زنده است نه به اعتبار محتوی بلکه به اعتبار حی بودن و اثرگذاری مؤلف آن.

در محتوای فعالیت‌های فرهنگی آستان قدس رضوی حقوق فرهنگی و اجتماعی زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی چگونه باید موردتوجه قرار گیرد؟

به‌طور خاص، جایگاه امام رضا -علیه‌السلام- و مقبره ایشان در ایران، به تقویت هویت دینی و ملی- تاریخی ما کمک کرده است و زیارت سالانه مردم از ایشان، تحکیم کننده این لایه‌های ملی-تاریخی و دینی است.
از جمله مهم‌ترین و اساسی‌ترین حقوق فرهنگی زائر آن است که بر هویت دینی و فرهنگی‌اش ارج نهاد و در تقویت و اعتلای آن تلاش شود. پیش‌ازاین، اشاره به‌ ضرورت وحدت‌بخشی فعالیت‌ها کردم و حال بر هویت بخشی تأکید می‌کنم. بنا نیست که زائر را وادار کنیم وارد نوعی گفت‌وگو یا همزیستی مسالمت‌آمیز با مذاهب اسلامی دیگر شده و هویت خود را از دست بدهد. در اینجا باید عناصر هویت‌بخش سیره اهل‌بیت -علیهم‌السلام- ترویج شود. به نظر من نه‌تنها هیچ تفاوتی بین نگاه وحدت‌بخش اسلامی و هویت‌بخش شیعی وجود ندارد بلکه می‌توان این دو را باهم جمع کرد.
سعی کنیم صرفاً معرفت هیجانی، نمادین و احساسی به زائر ایرانی و شیعی انتقال نیابد که این می‌تواند بی‌حرمتی به امامان و حتی به زائر تلقی شود. چراکه وقتی احساس زائر نشانه گرفته شد، یعنی شعور او نادیده گرفته‌شده و هیچ پنداشته شده است. باید قوی‌ترین سخنان را به زائران انتقال داد اما در قالب عامه‌پسند مانند زبانی که قرآن به کار می‌برد.
علاوه بر این می‌توان به‌وسیله جایگاه امام رضا -علیه‌السلام- آسیب‌های اجتماعی زائرین و مجاورین را حل کرد. بسیاری گرفتار فقر و بیکاری‌اند. گرفتاری‌های اخلاقی زیادی در جامعه وجود دارد. در نمازها بهترین فرصت برای ارائه این نکات به‌صورت منطقی به مردم فراهم است. البته آسیب‌شناسی فرهنگی نیز مراتبی دارد. صرفاً نباید صورت گرایانه و فرم گرایانه و همراه با هتاکی باشد که موجب آزردگی خاطر شود. چه‌بسا فردی ظاهری درست نداشته باشد اما لایه‌های زیرین او و اعتقادات و باورهایش درست باشد و بالعکس. منظور این نیست که اصلاً به ظاهر توجه نشود. بلکه باید توجه داشت که ظاهر یک ‌لایه بیرونی است، باید لایه زیرین را تقویت کرد که اگر این‌طور شود به دنبال آن لایه رویین هم درست می‌شود. 


چهارشنبه 24 آذر 1395

علم باید برخاسته از زیست جهان باشد

نوع مطلب :سخنرانی ،

 علم باید برخاسته از زیست جهان باشد


عماد افروغ در آیین گشایش هفته پژوهش در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاکید کرد: متاسفانه امروزه علم ما رافع نیاز نیست. علم باید برخاسته از زیست جهان باشد. چرا مردم برای دانشگاه ها و  پژوهشگاه‌ها وقف نمی‌کنند؟ به این دلیل که کارکرد آن را در جامعه خود حس نمی‌کنند.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ آیین گشایش هفته پژوهش در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی یکشنبه (21 آذرماه 1395) با حضور سید سجاد علم‌الهدی، معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه، دکتر محمد روشن، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر حسینعلی قبادی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر عماد افروغ، پژوهشگر حوزه علوم انسانی در محل این پژوهشگاه برگزار شد.
 
غوطه‌ور در فسانه هستیم
 
عماد افروغ در ابتدای سخنانش ابراز امیدواری کرد به روزی برسیم که کاستی‌ها در امر پژوهش کمتر شود و پژوهش در کشور جایگاه واقعی خود را بیابد. سپس گفت: قصد دارم درباره مساله‌ای صحبت کنیم که عمر خود را برای آن صرف کرده‌ام و هزینه پرداخته‌ام و آن «دوگانه‌نگری و نیاز به نگرش منظومه‌ای» است.
 
وی با اشاره به این بیت حافظ که «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/  چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» گفت: در حقیقت اکنون غوطه‌ور در افسانه هستیم و گمان می‌کنیم که کار علمی انجام می‌دهیم.
 
نگارنده «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» در ادامه سخنانش به دوگانگی‌های موجود مثل نفس و بدن، خدا و خلق، حکمت نظری و حکمت عملی، علوم انسانی و علوم طبیعی، نظر و عمل، نظریه و واقعیت، واقعیت و ارزش، نظریه و مشاهده، خطا و صواب، علم و هنر، علم و دین و «عقل و عشق» اشاره کرد و گفت: اکنون نیازمند نگاه منظومه‌ای و ربط در عین تفاوت باشیم.
 
افروغ یادآور شد: علوم انسانی نسبت به موضوع خودش علمی انتقادی است. اگر این علم نتواند ایده صحیحی ارایه دهد و در نتیجه، ایده‌ای غلط را بازتولید کند، خودش نیز علمی غلط می‌شود. نمی‌توان به یک سوی دوگانه «نظریه و مشاهده» پرداخت چرا که هر مشاهده سرشار از نظریه است و هم نظریه سرشار از مشاهده. متاسفانه همه مسایل ما از غرب آغاز شده است و ما هم از آن پیروی می‌کنیم.
 
این استاد دانشگاه تاکید کرد: «علم و دین» یا «دین و سیاست» دوگانه‌هایی در تقابل هم نیستند البته ما هیچ دوگانگی را برنمی‌تابیم و دچار این‌همانی هم نمی‌شویم بلکه به «ربط» اهمیت می‌دهیم.
 
وی یکی از دردهای پژوهش را دوتایی «علم و جامعه» دانست و تاکید کرد: فقدان دیالکتیک میان علم و جامعه سبب شده است تا با آسیب‌های فراوانی روبه‌رو شویم اگر علوم انسانی نتواند مساله‌محور باشد و به درد جامعه نخورد کاربردی نخواهد داشت. نباید فقط نگاه برون‌گرا داشته باشیم و سخت افزارانه بنگریم باید درد جامعه را بسنجیم زیرا زمینه‌های تاریخی و اجتماعی دارد و محتوای علم تاثیرگذار است.
 
افروغ با ابراز تاسف از اینکه مقالات علمی پژوهشگران مطرح کشور فقط در نشریات تخصصی منتشر می‌شوند، افزود: این مقالات باید بتوانند در روزنامه‌های رایج کشور انتشار یابند تا اثرگذار باشند. متاسفانه سرقت‌های ادبی و علمی زیادی صورت می‌گیرد و شورای انقلاب فرهنگی نیز در این زمینه اقدامی صورت نمی‌دهد. همچنین دانشگاه‌ها اجازه تاسیس رشته‌ای متناسب با شرایط اقلیمی خود را ندارد چنین اتفاقی می‌توانند راهگشا باشند.
 
وی تاکید کرد: امروزه علم ما رافع نیاز نیست. علم باید برخاسته از زیست جهان باشد. چرا مردم برای پژوهشگاه‌ها وقف نمی‌کنند؟ به این دلیل که کاربرد آن را در جامعه خود حس نمی‌کنند.
 
وی در پایان سخنانش به رابطه میان اقتصاد و فرهنگ پرداخت و گفت: اکنون اقتصاد از فرهنگ الگو می‌گیرد یا برعکس؟ متاسفانه برعکس است و دانشگاهیان و پژوهشگران نقش عاملیت ندارند و خودشان را بر شرایط اقتصادی منطبق می‌کنند. دانشگاه‌ها باید استقلال عمل داشته باشند و اگر این اختیار به دانشگاه داده شد باید برمبنای شایستگی‌ها عمل کند.
 



مهم‌ترین درد ما بعد از جنگ «نفاق» بود


به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، برنامه «دست‌خط» این هفته با حضور افروغ کارشناس مسائل سیاسی روی آنتن رفت.

مشروح گفت‌وگوی افروغ با این برنامه به شرح ذیل است:

- دست‌خط این هفته را در خدمت یک استاد دانشگاه هستیم. استادی که مبدع «نقد درون‌گفتمانی» است. فرد بسیار صریحی است و حتی برای خود او نیز این صراحت مایه دردسر می‌شود، ولی همچنان این صراحت را با خود دارند. تجربه یک بار فضای سیاسی کشور را به عنوان نماینده مجلس و حتی در سمت رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی دارند، اما بعد از آن تجربه که آن را یک تجربه عبرت‌آموز برای خود می‌دانند، دیگر به فضای سیاسی تاکنون بازنگشتند.

در خدمت آقای دکتر عماد افروغ هستیم. چهره‌ شناخته شده‌ای که بسیاری دوست دارند در کنار ایشان بنشینند و گفتگو کنند.

در این مدت خیلی دوست داشتم فردی همانند شما که هم جامعه‌شناس است و هم چارچوب‌های انقلاب را خیلی خوب می‌شناسد، کنار ما بنشیند و در مورد دغدغه‌هایی که داریم صحبت کنیم.

فضای فرهنگی کشور را چطور می‌بینید؟ چرا فضای کشور بخصوص فضای فرهنگی اینقدر برای رهبری مایه دغدغه است؛ تا جایی که گفته اند گاهی اوقات این دغدغه باعث می‌شود که نتوانم بخوابم از ناراحتی! مسئولان فرهنگی و نخبگان دانشگاهی ما چه می‌کنند که این دغدغه‌ها بوجود امده است؟

افروغ: ببینید، این بسته به تعریف و رویکرد ما به فرهنگ دارد. ما چه تعریفی از فرهنگ می‌دهیم که احساس خوبی نداریم؟ اخیراً مقاله‌ای درباره «پرسش‌های اساسی در باب فرهنگ» نوشتم. 11 پرسش اساسی را مطرح کردم. به یک معنا احساس می‌کنم اگر فرهنگ را مبنا قرار دهیم، یعنی مبنای سیاست‌های اقتصادی، سیاست‌های سیاسی، سیاست‌های اجتماعی، نباید هم حالمان خوش باشد.

اگر به یک معنا آن نبض تپنده یک نظام را بیشتر در فرهنگ جستجو کنیم، من جای درخوری را برای فرهنگ در این کشور متصور نیستم.

- چرا بعد از 37 سال؟

افروغ: عرض می کنم. این ربطی به یک نهاد خاص هم ندارد. متاسفانه وزنی که به سیاست و اقتصاد دادیم ما را اسیر نوعی سیاست‌زدگی کرده است. ما را اسیر اقتصادزدگی کرده است و فرهنگ به محاق رفته است. یکی از مشکلات فرهنگی ما این است که فرهنگ را نهادی دیدیم و می‌بینیم، یا فقط به دنبال یک متولی خاص می گردیم که یقه او را بچسبیم. نگاه نمی کنیم که اگر قرار است فرهنگ به مثابه یک اکسیژنی باشد که همه جامعه را پوشش می‌دهد، ما مشکل داریم.

- مثلا چه کسانی؟ صریح‌تر بگوئید؟

افروغ: حوزه و دانشگاه. اگر به یک معنا بگوییم که بخشی از خاستگاه فرهنگی و نظریه‌پردازی ما به معنای اعم فرهنگی و غیرفرهنگی این دو نهاد هستند و این دو نهاد هستند که به عاملیت‌شان باید تعریف شوند، نه به جایگاه ساختاری‌شان، ما عاملیتی در اینها نمی‌بینیم!

- یعنی حوزه و دانشگاه نقش خود را از دست داده‌اند؟

افروغ: بله. این دو هم در نظریه‌پردازی و هم در مقاومت و هم در نظارت باید حضور داشته باشند. من نه مقاومتی می‌بینم و نه نظریه‌پردازی و نه نظارتی می‌بینم. در این بین توقع من همیشه از حوزه بیشتر بوده است چرا که حوزه یک نهاد تاریخی است. نهادی است که تاحدودی انقلاب‌ساز بوده است؛ برای این که امام (ره) با تکیه بر همین نهاد که قبل از انقلاب مستقل از دولت بود، توانست بسیج توده‌ها کند؛ الان این استقلال را ندارند.

علاوه بر این که آن استقلال را ندارند بلکه آن نظریه‌پردازی را هم ندارند. علاوهبر اینکه نظریه‌پردازی را ندارند نظارت هم ندارند. من یک جمله‌ای را گفتم و هنوز هم می‌گویم و روزبه‌روز هم حادتر هم می‌شود.

قبل از انقلاب با شناختی که از حوزه و حوزوی‌ها داشتیم و از روشنفکران و عالمان دینی داشتیم، می‌گفتیم حتماً بعد از انقلاب نسیم و رایحه خوش حوزه باید به دانشگاه بدمد و اینطور هم خواهد شد، اما طوفان فرمالیزم دانشگاه، حوزه را درنوردید! واقع این است که حوزه قربانی فرمالیزم دانشگاه است.

دانشگاه به عاملیتش تعریف نمی‌شود و این هم درست نیست بگوییم شرایط عاملیت‌گرایی دانشگاه فراهم نیست، نباید هم باشد؛ مگر قرار است فراهم باشد؟ اگر فراهم بود که ما مشکلی نداشتیم. من اصلاً نمی‌بینم که یک عالم دانشگاهی بیش از این که به ارتقای خود بیندیشد، به سمت و اعتبار و عنوان خود بیندیشد به رفع درد و نیازی از مردم بیندیشد! یک مجمع‌الجزایری درست کرده‌ایم که این روزها شدیدتر هم شده؛ یعنی مبتنی بر تقسیم کار افراطی شده است.

در اینجا مردم قربانی شده اند. جامعه قربانی شده است. وقتی نقطه آغازین انقلاب را نگاه می‌کنیم و آن روشنگری‌ها را می‌بینیم، اصلا این نبود. یک جامعه‌شناس باید بیاید در کف جامعه و در جامعه را ببیند و آن را منعکس کند، دنبال این نباشد که استادیار یا استاد تمام شود. بماند که آن شاخص هایی که درباره استادیار و استاد تمام دارد، چه شاخص‌هایی است که انها هم غیرفرهنگی هستند. هم بیانگر دردی نیستند و هم متاسفانه ضد فرهنگ هستند. مسلم است چنین مسائلی پیش خواهد آمد.

یکی دیگر از مسائلی که در حوزه فرهنگ می‌توان به آن اشاره کرد مسئله نگاه‌های جناحی و سیاسی به فرهنگ است. آفت فرهنگ نگاه جناحی و سیاسی است؛ چرا؟ ما جامعه‌شناسان معمولا می‌گوییم معمولاً سه فرآیند در جامعه وجود دارد. فرآیند «تجمع، تفکیک و انسجام» است. هیچ کس نباید فرهنگ را ذیل تفکیک قرار دهد. باید ذیل انسجام تعریف شود. چون انسجام‌بخش و وحدت‌بخش است. بازی‌های جناحی و حزبی ذیل فرآیند تفکیک انجام می‌شود.

من می‌بینم خیلی از بولتن‌های فرهنگی که به دستم می‌رسد بوی همه چیز غیر از فرهنگ و انسجام و وحدت می‌دهد. بوی دعوا می دهد. یک نوع درندگی در آن وجود دارد. اوج سیاست‌زدگی است، اما نام آن را بولتن فرهنگی گذاشته اند. فرهنگ انسجام‌بخش و وحدت‌بخش است. در جامعه ما بگردید و ببینید که هم بالقوه و هم بالفعل عناصر وحدت‌بخش جامعه ما چیست؟ انگشت روی هویت ایرانی - اسلامی قرار دهید. انگشت روی جهان‌بینی مشترک، ارزش‌های مشترک، هنجارهای مشترک بگذارید.

یک اتفاقی در پاسارگاد رخ می‌دهد، یک چیزهایی به گوش ما رسید. من قبل از هر چیزی گفتم اصلا نوع نگاه ما به هویت ایرانی غلط بوده است. این برای الان نیست که بخوام بگویم، من تحقیق کرده ام و کتابی دارم و الان هم استادراهنمای یک تز هستم؛ عنصر هویت‌بخش ایرانیان دینداری آنها است و این دینداری ربطی به بعد از اسلام نداشته است. این قبل از اسلام بوده است. شما نباید جایگاه زرتشت را کم بگیرید؛ من علناً عرض می‌کنم. خیلی از کتاب‌هایی که نوشتم نزدیک‌ترین دینی که به ادیان ابراهیمی بوده، زرتشت بود و او یکی از پیامبران الهی بود. حضرت علی (ع) می‌فرماید این پیامبر آسمانی است.

کتاب‌ها و آموزه‌های اینها را ببینید. ثنویتی هم که به اینها منتسب است، ثنویت در اخلاق است نه در آفرینش. نوع نگاه منظومه‌ای ما به فرهنگ خراب است! اگر فرهنگ جای درخوری داشت باور کنید اقتصاد هم مشکل نداشت، سیاست هم مشکل نداشت. اگر من بگویم بین نظام سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کدام در اولویت است، متاسفانه قطعاً سیاست در اولویت است؛ آنهم سیاستی که معقول نیست، حکیمانه نیست.

این چه سیاستی است که فقط منافع خود را ببیند؟ درد من درد انقلاب اسلامی است؛ اگر کسی که درد انقلاب اسلامی دارد درد فرهنگ، درد نظریه‌پردازی و نظارت، درد عقلانیت و درد اقتصادی و عدالت و اخلاق دارد.

- یعنی ما از انقلاب اسلامی فاصله گرفتیم؟

افروغ: من رصد می‌کنم و می‌بینم. ما توقع داشتیم در انقلاب اسلامی روی مشوق‌های معنوی رویم، روی محرک‌های انقلابی همانند ایثار و گذشت و اخلاق و ... برویم. چیزهایی که شعارش را دادیم. چیزهایی که 8 سال در دفاع مقدس تجربه کردیم. بعد الان نگاه می ‌کنیم همه محرک‌ها مادی است. در دانشگاه‌ها هم از سال‌ها پیش محرک مادی است. یک مقاله بنویسید و یک میلیون بگیرید! این مسخره‌بازی‌ها چیست؟ اینها چه ربطی به انقلاب اسلامی دارد؟ حتی چه ربطی با تئوری‌های فاخر اجتماعی دارد؟

این حرص، همه را می‌گیرد. بخشی از مسائل و نقاط اثرگذار به همین ساختارها باز می‌گردد.

- همه این ها را گفتیم، اما باید چه کرد؟ در بدنه نخبگانی چه مجموعه ای داریم که این دغدغه را داشته باشند؟

افروغ: من واقعا احساس می کنم کسانی که باید می‌آمدند و با گفتمان انقلاب اسلامی این دردها را بیان می‌کردند و در یک قالب غیرسیاسی هم بیان می‌کردند، بدنبال نظریه پردازی و بازتاب دادن دردهای مردم بودند، نداریم یا اگر نیم‌بند هم داشتیم از بین بردیم.

کلمه روشنفکری چرا برخی را آزار می‌دهد؟ من سال‌هاست می‌گویم روشنفکری و هنوز هم می‌گویم. روشنفکری بمعنای مصطلح آن، یعنی زبان بی‌زبان‌ها بودن، یعنی صدای بی‌صداها بودن. بازتاب دادن دردهای مردم. منظور من روشنفکری لیبرالی که بیگانه با جامعه و نیازهای مردم و حساسیت‌های خود است، نیست. من اصطلاح روشنفکری را تعریف میکنم.

اصطلاح روشنفکری یعنی کسانی که شبکه‌های اغوایی و القایی قدرت را برملا می‌کنند و درد مردم را می‌فهمند. این نکته را عرض کنم که چرخه دیالکتیک خرد و جامعه را لحاظ کنید. ما می‌گوییم جامعه، یک عرصه داغ و جوشان است، دانشگاه عرصه منجمد و یخ‌زده است؛ چون تئوریک است. یخی این باید آب شود و داغی آن هم باید گرفته شود، این با یک چرخه دیالکتیک امکان‌پذیر است.

یعنی این مسئله باید بیاید کار شود و به یک پاسخ برسد و خنک شود و داغی آن یکی هم به این برسد و کمی از منجمدی دانشگاه کاسته شود. این حلقه واسط که می‌تواند مسائل جامعه را عرصه اکادمیک منتقل کند، کجاست؟ آن است که در بین مردم زندگی می‌کند. علی‌القاعده باید روشنفکر در جامعه زندگی کند و درد مردم را بداند. عرصه منجمد ما مدت‌ها است که بیگانه است. اصلا نمی‌داند چه می‌گذرد.

شاخصی که می‌تواند این کار را کند، چیست؟ «عمل» است. با عمل می‌توان فهمید این شعار می‌دهد یا شعار نمی‌دهد. الان شاخص عمل ما کجاست؟ این همه که شعار می‌دهند عمل کجاست؟ کدام یک روی بحث‌های عملی رفتند؟ در همین بحث فیش‌های حقوقی یک سر و صداهایی شد و همه می‌گوییم چقدر خوب است که بازتاب مطبوعاتی پیدا کرد و ژورنالیست‌های ما امدند و پرونده‌ای را رو کردند؛ نهایتاً دنبال این را گرفتم؛ دیدیم عجب کلاهی سر ملت رفت! اساس را روی 20 میلیون گذاشتند! یعنی انگار دعوا سر این بود که سر و صدایی راه بیفتد و 20 میلیون تصویب شود! کسی این را فهمید؟ ما که فهمیدیم و گفتیم؛ کسی گوش داد؟

از یک طرف می‌گوییم روشنفکر بیاید و حرف‌هایش را بزند، خب حالا گفت، سیاست‌مداران ما یا جواب ما را دهند یا یک کاری انجام دهند. ما پیشنهاد عملی دادیم؛ فکر کردید که فقط حرف و نق زدیم؟

در رابطه با اقتصاد مقاومتی گفتیم این امر 4 عنصر نیاز دارد. هر چه ذهنیت تئوریک و هر چه شور و هیجان و هر چه عشق داشتیم، پای این مفاهیم متعالی ریختیم و گفتیم این چه می‌خواهد؟ آگاهی، انگیزه، مهارت و فرصت می‌خواهد.

آگاهی‌بخشی شرط اول است، انگیزه‌ها باید بالا رود. متناسب با این، مهارت ها باید به فعلیت برسد یا اگر نیست، به وجود آید. برخی مواقع وجود دارد و فرصتی برای فعلیت آن نیست و برخی مواقع اصلاً وجود ندارد. یکی هم بحث فرصت‌ها است که در خدمت فعلیت‌بخشی مهارت‌ها قرار گیرد و چه کسی باید فراهم کند؟ این فرصت را من می‌توانم فراهم کنم؟ یک روستایی می‌تواند برای خود فراهم کند؟

آن فرصت را باید دولت فراهم کند؛ دولت باید فرصت‌سازی کند. این با رویکرد «کوچک - زیبا» است. ما از همه پتانسیل‌ها باید استفاده کنیم. با تمرکزگرایی نمی‌توان این فرصت را فراهم کرد، با اقتصاد نفتی نمی‌توان این فرصت را ایجاد کرد. باید به سمت آمایش سرزمینی حرکت کنیم. باید مقداری خود را از تمرگرایی نجات دهیم. یعنی آن چیزی که در اول جنگ اتفاق افتاد؛ ما 8 سال در جنگ تمرکز زدایانه توانستیم پیش برویم. باید درباره این موارد یقه بگیریم؛ خب چقدر یقه بگیریم؟

- بحث این است که نسل ما که نسل سوم هستیم، نگران فرزندان خود هستیم که در این محیط فرهنگی قرار است رشد کنند؟

افروغ: آفرین! ما خودمان هم همین را گفتیم و به همین نتیجه رسیدیم. در یکی از برنامه‌های تلویزیونی این را بیان کردیم و همین تیکه از سخنان ما را سانسور کردند. گفتیم اگر قرار بود دولت بما هو دولت، کاری کند تاکنون کرده بود. برید به فکر خودتان باشید. این که فکر کنید کارمند شوید، نه؛ باید سعی کنید خودتان قابلیت‌هایی را به دست آورید و به فعلیت برسانید.

به نظرم، اگر بخوام راه حلی بدهم، اول می‌گویم باید انقلاب اسلامی را به خوبی بفهمند. سه شعار عمده «آزادی و عدالت اجتماعی و اخلاق و معنویت» را خوب بفهمند و نسبت اینها را درک کنند. این را فهمیدند تازه مظروف‌شناس شدند. ظرف متناسب با مظروف را شناسایی کنند

- یعنی ما یک فضای به هم ریخته فرهنگی در داخل داریم و بعد یک مسئله‌ای به نام «نفوذ» داریم که آن طرف هم به راحتی در این فضا نفوذ می‌کند؛ این را هم که نمی‌توانیم کتمان کنیم!

افروغ: بله، البته نفوذ را هم باید بحث کنیم. یک زمانی می‌گویید این به اسم لیبرالیسم و نئولیبرالیسم نفوذ کرده است. به نام سرمایه‌داری و سکولاریسم و تفکر لائیک نفوذ کرده است. این را که می‌توان خوب فهمید و سال‌ها هم عده‌ای با این مقابله می‌کنند.

اما آنهایی که ریاکارانه آمدند و دیگر کار از نفوذ هم گذشته است و به اسم انقلاب باعث بی‌اعتمادی شدند، آنها را نفوذ نمی‌نامید؟ درد اینجاست. مکاتب بیگانه با فرهنگ و تاریخ و انقلاب ما درچه فرازهایی موفق نبودند؟ در فرازهایی موفق نبودند که ما با انقلاب بازی نمی‌کردیم، ما از صمیم قلب با انقلاب بودیم. اما چه زمانی باید از نفوذ بترسیم؟ زمانی که عده‌ای ملتزم نیستند؛ صوری ملتزم هستند.

- یعنی نفاق.

افروغ: بله، مهم‌ترین درد ما بعد از انقلاب و مخصوصاً بعد از جنگ نفاق بود. ما چه طرحی برای مقابله با نفاق داشتیم؟ اینها بستر را فراهم می‌کنند. اگر این نباشد که مسئله‌ای وجود ندارد. اگر می‌بینید مظاهر غربی الان در کشور رواج یافته است که نمی‌توان روی اینها چشم بست، به خاطر گسترش نفاق است.

- همسرتان برای شما دست‌خطی نوشته‌اند؛ برای ما بخوانید.

افروغ: «همواره تنها دعایم برای همسر عزیزم عماد افروغ در نیمه ‌شب‌ها و زیارتگاه‌ها این است که خداوندا او را به دغدغه‌های فکری‌اش که بسیار به آنچه تو برای بندگانت می‌پسندی نزدیک است، برسان. در این نوشته نیز از خداوند منان همین آرزو را طلب می‌کنم.»

از حاج خانم متشکر هستم.

- خواهر شما همسرتان را معرفی کردند؟ در دانشگاه آشنا شدند؟

افروغ: خیر، خواهر من دوستی داشتند که با هم در یک محله بودیم و دوست ایشان هم مانند خواهر بزرگ ما بودند. وقتی من از انگلستان اخراج شدم، ایشان گفتند ما آشنایی داریم و دوست خواهرم به خواهرم معرفی کردند و خواهرم رفتند دیدند و بعد به من معرفی کردند.

- خاطره‌ای از خواستگاری ندارید؟

افروغ: باورتان نمی‌شود که من حتی روز بله‌برون هم حاج خانم را ندیدم! وقتی خواستگاری رفتم در حیاط باز بود. مادر خدابیامرز ایشان روی تخت در حیاط نماز می‌خواند. من همان جا گفتم همین است و جایی هم که می‌خواهم همینجاست. روایتی هم از امام صادق (ع) داریم که اگر به دنبال عفاف باشید زیبایی هم به دست می‌آورید. به هر حال کمال هم به دست خواهد آمد. حکمت هم به دست می‌آید. من به دنبال عفاف بودم که الحمدالله به دست آوردم و کاملا هم راضی هستم.

ایشان واقعا مشاور خوبی برای بنده هستند. برخی مواقع مطالبی دارم که تا با ایشان مشورت نکنم بازتاب نمی‌دهم.

- ایشان فیلتر می‌کنند؟

افروغ: خیر. فیلتر نمی‌کنند، اتفاقا ایشان یکی از کسانی است که به من می‌گویند هیچگاه در صحنه نیایید. ما محدود هستیم و ظرفیت بالایی نداریم، وقتی فشاری وارد می‌شود ایشان اذعان دارند هیچ یک از اینها فشار نیستند، اینها همه موهبت است و باید قدر اینها را دانست. اینها یک فرصت است و واقعا هم راست می‌گویند.

من ایشان را مسافرتی نبردم اما همیشه می‌گذاشتم هر جا می‌خواستند بروند.

- اهل مسافرت نیستید؟

افروغ: خیر. من هر جا مسافرت چه علمی و چه غیرعلمی بهترین هدیه را خریدم. شاید منظور ایشان هدیه روز زن و مادر بود (می‌خندد). هدیه زیاد می‌خریم و دست خالی که نمی‌آییم.

- روز زن و مادر برای چه کادو نمی‌خرید؟

افروغ: شاید منظورشان این بوده باشد که روز زن فقط یک نامه برای ایشان نوشتم.

- مادر گرامی شما شاعره بودند؟

افروغ: بله.

- از طبع شعر مادر باید استفاده کنید و برای حاج خانم چیزی بنویسید.

افروغ: یک بار یک نامه برای ایشان نوشتم؛ کار دیگری هم انجام دادم، یک زمانی می‌خواستم یک هدیه برای روز زن بخرم. کتابی می‌خواستم و قیمت این کتاب بالا بود. گفتم با یک تیر دو نشان می‌زنم. این را می‌خریم و هدیه می‌دهیم به ایشان و خود می‌خوانیم. این کار را کردم البته ایشان هم کتاب را استفاده کردند. رشته ایشان ادبیات فارسی است.

- از اشعار مادر چیزی به یاد دارید؟

افروغ: خیر. اتفاق بدی که برای من رخ داد این بود که از دانشگاه خارج از کشور اخراج شدم و تمام نامه‌های ایشان و شعرهایی که برای من نوشته بود آنجا ماند. دسترسی هم به آن نداشتم. از زندان بلافاصله به ایران دیپورت شدم.

- به خاطر فعالیت‌های سیاسی در آن طرف  بود؟

افروغ: بله. جلوی سفارت‌خانه امریکا در انگلستان تظاهراتی داشتیم که منجر به دستگیری و اعتصاب غذا شد. از همانجا اخراج شدیم و همه کتاب ها و جزوات و نامه‌های مادرم باقی ماند.

- مادر شما عبارتی برای شما بکار می‌برند؛ می‌گفتند «علو طبع» دارید؟

افروغ: بله. واقعاً درست بود و از بچگی به من می‌گفتند علو طبع داری. من هیچگاه به پدرم نگفتم چیزی برای من بخرد. یک بار یک پیراهن یقه کیپ بود که گفتم پدر برای من بخرد، پدرم قدری استنکاف کرد؛ مادرم یقه پدرم را گرفت و گفت این تا حالا هیچ چیز از شما نخواسته است. پدر من هم پدری نبود که از من عذرخواهی کند اما از من عذرخواهی کرد و پیراهن را خرید.

- ابتدا خواستند پول را به شما بدهند اما شما قبول نکردید.

افروغ: بله.

- پدرسالار بودند!

افروغ: بله. از من می‌فهمید ایشان پدرسالار بودند؟

- نه در جایی خواندم.

افروغ: من خودم پدرسالار نیستم. من حقیقت‌گرا هستم.

- این که حاج خانم می‌گفتند بچه‌ها جرات نمی کنند بحث کنند، چطور؟ (با خنده)

افروغ: نه، شوخی کردند، اگر من منعطف نبودم، راحت می‌گفتند که منعطف نیستم؛ پس مشخص است که منعطف هستم که چنین راحت اظهار نظر می‌کنند.

- قبول دارم.

افروغ: بچه‌های من آزاد هستند و با هم گفتگو می ‌کنیم. ممکن است آنها احترام کنند و بعضی وقتها هیچی نگویند. من که نمی‌توانم متعرض شوم.

- هر روز 4 صبح بیدار می‌شوید؟

افروغ: الی سه و نیم بیدارمی‌شوم؛ تا 10 شب مشغول خواندن هستم.

- حاج خانم هم 4 صبح بیدار می‌شوند؟

افروغ: حاج خانم اهل نماز شب هستند.

- اینکه هر روز 4 صبح بیدار شوید همتی می‌طلبد. گویا به جبهه رفته بودید و از شما هیچ خبری نداشتند و خودشان به اهواز می‌آیند؛ درسته؟

افروغ: بله، همراه مادرشان آمدند. نمی‌توانستیم خبری بدهیم. هم دسترسی به تلفن نبود و هم در عملیات بیت‌المقدس (فتح خرمشهر) بودیم دیگر.

- چطور شد؟

افروغ: وقتی یک شب ماندند و استراحت کردند، روز بعد بلیط گرفتیم و انها را رساندیم. وقتی به خانه رساندم عذرخواهی کردم و گفتم باید برگردم. البته ناراحت شدند؛ بعد که عملیات شد فهمیدند برگشتن من واجب بود.

- به عملیات رسیدید؟

افروغ: بله، مسئولیتی داشتم که باید می‌رسیدم

- مسئولیتتان چه بود؟

افروغ: حالا یک مسئولیتی بود دیگر؛ زیاد جدی نیست!

- چقدر جبهه بودید؟

افروغ: روی هم رفته 2 سال جبهه بودم.‌

- الان با انتقاداتی که دارید و همه هم داریم، نمی‌گویید این همه جنگ و شهید الان چه شدیم؟

افروغ: خیر. البته وضع موجود را متناسب با آرمان‌های شهدا نمی‌دانم اما این که بگویم چرا آن راه رفتیم، نه نگفتم. یک نکته بگویم، ملتی که شهید می‌دهد با ملتی که شهادت و شهید ندارد فرق می‌‌کند. همین که شهید دارد آن ملت را حفظ می‌کند.

- عقدی که آقای دستغیب خواند، چه بود؟

افروغ: یادم است که ما گفتیم به نشانه 5 تن 5 مثقال یا 5 سکه دهیم، شهید آیت‌الله دستغیب گفتند من به نشانه 14 معصوم من 14 سکه می‌کنم. من گفتم به نشانه خداوند واحد قهار یکی بکنید. گفتند شما خیلی حرف می‌زنید! کمی بیشتر صحبت کنید به نشانه 124 هزار پیامبر 124 هزار مثقال یا سکه خواهم کرد (می‌خندد). من هم گفتم هر چه شما بفرمائید و به 14 معصوم ارادت داریم. (می‌خندد)

یک لطیفه‌ای هم گفتند که مرد غلام زن باشد، زن هم کنیز شوهرش باشد. به خانه آمدید و کثیف بود نق نزنید، جارو را بردارید و خانه را تمیز کنید. حرفی که آیت‌الله دستغیب به ما زد این بود که «روزی زنی با شوهرش دعوا می‌کند و زن می‌گوید الهی در میان مردان گم شوی و مرد می‌گوید اینطور دعا نکن! بگو الهی در میان زنان گم بشوم». (می‌خندد)

- سه تا پسر چه می‌کنند؟ دو تا را داماد کردید؟

افروغ: بله. الحمدالله سه تا نوه بالفعل دارم و یک نوه هم بالقوه دارم. دو دختر و یکی پسر است. چهارمی هم ان‌شالله پسر است.

- نوه دختری را دوست دارید.

افروغ: بله. بسیار وابسته هستم.

- پسرها چه می‌کنند؟

افروغ: یکی در کار فرهنگی است و مدیریت فرهنگی خوانده اند. یکی هم فلسفه خوانده و دیگری هم عمران می‌خواند.

- با هم بحث می‌کنید؟

افروغ: خیلی زیاد بحث می‌کنیم. با این سومی که در خانه است بسیار بحث می‌کنیم.

- با شما هم‌نظر است یا متفاوت؟

افروغ: ایشان من را به یاد جوانی‌ام می‌اندازد. محکم و سفت است.

- یکبار با کدامشان مسابقه بنشین پاشو دادید؟

افروغ: با اولی مسابقه دادم و شکستش دادم. من فقط به خاطر اراده‌ام بود. می‌گفتند برای اولین یک ایرانی رکورد شکست به مدت 300 ساعت و 24 دقیقه و چند ثانیه زیر آب دوام آورد. ضمناً مجلس ترحیم نامبرده از فلان ساعت تا فلان ساعت  در فلان مسجد منعقد است. قصه مسابقه ما هم همین بود. در مسابقه بشین و پاشو بردیم اما از آن به بعد کمر درد گرفتیم. از آنجا دیسک ما شروع شد.

- پلی به خانواده بزنیم. از دید یک جامعه‌شناس برای مردم بخصوص جوانان جالب باشد که بنیان خانواده را چطور می‌توان درست کرد؟

افروغ: سوال خیلی خوبی است؛ ما در شناخت پدیده‌ها می‌گوییم یک ذات و یک عَرَض دارد؛ اول باید ببینیم ذات خانواده چیست بعد به عرَض آن بپردازیم. ذات خانواده حول و حوش دو مفهوم می‌تواند تعریف شود؛ یکی عشق و دیگری گذشت است. گذشت بالاترین فعل اخلاقی است. عشق یعنی قلب خانم برای آقا و قلب آقا برای خانم بتپد و سر و گوشش نجنبد. فکر و ذکر عاطفی شوهر باید زنش باشد.

نکته دیگر که مهم‌تر است این است که کسی که ازدواج می‌کند به دختری و پسری نباید تعریف شود، به شوهری و همسری باید تعریف شود. در واقع خانواده یک کل است. یک امر واقعیت و نیروی نوظهور است که قابل تقلیل به اجزای متشکله نیست. آبی که نوشیدید یک کل است، قابل تقلیل به اجزای اکسیژن و هیدروژن نیست. روی آتش، اکسیژن و هیدروژن جدا بریزید بیشتر می‌شود، اما آب بریزید خاموش می‌شود.

زن و شوهر باید بفهمند که به آب تعریف می‌شوند، نه به اکسیژنی و هیدروژنی خود. در دعواها اگر به اکسیژنی و هیدروژنی خود تعریف شوند، دعوا را شعله‌ور می‌کنند اما وقتی به آب خود تعریف شوند دعوا را می‌خوابانند. پدر و مادرها هم نباید دخالت کنند؛ تا جایی دخالت کنند که این قلعه مستحکم‌تر شود.

- آخرین بار زمانی سینما رفتید؟

افروغ: فکر می‌کنم فیلم «نفس» را دیدم و قبل آن «بادیگارد» را دیدم. آخرین فیلم فکر می‌کنم نفس بود.

- معتقدید ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از بهترین‌ها است که نقد درون‌گفتمانی دارد؟

افروغ: بله، گفتم ایشان مظهر نقد درون‌گفتمانی در عرصه هنر است و او را نباید تنها در فیلم‌های جنگی بخواهیم. جنگ، ذیل انقلاب اسلامی تعریف می‌شود. انقلاب که قبل و بعد جنگ ندارد؛ هم قبل دارد، هم حین، هم بعد جنگ؛ بنابراین از امثال حاتمی‌کیا می‌خواهیم بعد جنگ را هم بسازند. نقد درون‌گفتمانی خود را در عرصه‌های دیگر نشان دهند؛ تنها در عرصه جنگ نباشند.

- در بادیگارد این کار را انجام دادند؛

افروغ: بله، منظورم این است وارد سایر عرصه‌ها شوند مثلاً وارد موضوع فساد و اختلاس شوند. یعنی شعارهای انقلاب اسلامی را بگیرند و نه فقط در مورد سوژه‌ای به نام رزمنده این را دنبال کند.

- اهل فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم هستید؟

افروغ: این روزها واقعا فرصت ندارم و تنها به وبلاگ خود سر می‌زنم و هر از چندگاهی مطلبی که از من در اینترنت منتشر می‌شود، در وبلاگ قرار می‌دهم و در این بین یک پرسه‌ای هم می‌زنم. یک زمانی دوست داشتم و دنبال می‌کردم ولی الان کمتر است.

- می‌خواهم این را از منظر جامعه‌شناسی بیان کنید که این یک آسیب اجتماعی است که یک اتفاق منکری در جامعه رخ می‌دهد، این در شبکه‌های اجتماعی نشر می‌یابد؛ این آموزش را نداده‌ایم که اگر این را خود دیدید نشر ندهید؛ چه تعریفی از این مسئله می‌شود کرد؟

افروغ: این تحلیل دارد. من فکر می‌کنم که بخشی از آن فرهنگی و بخشی سیاسی است. بخشی از آن فرهنگی است که مردم باید متوجه باشند این عمل زشت است، یک عمل زشت غیراخلاقی و ضدفرهنگی و ضد دینی است و نباید تشییع فاحشه کنیم. این یک واقعیت است.

مخصوصاً زمانی که ادبیات بسیار هتاکانه استفاده می‌شود و به اسم نقد هم است. عبارت امام علی (ع) می‌گوید انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال؛ فکر را نقد کنید. وقتی فکر را نقد کنید خودتان هم بزرگ می‌شوید.

بنابراین بخشی این گونه است؛ مخصوصا جایی که مروبط بهمسائل خانوادگی می‌شود، باید از مسائل خانوادگی رد شد. این بحث مهمی است.

من برخلاف یکی از مقامات رسمی که حتی فساد اقتصادی را هم تشییع فحشا می‌نامید این را قبول ندارم. این تشییع فاحشه نیست. تشییع فاحشه مربوط به روابط خصوصی افراد است که باید غمض عین کرد. اما اگر کسی از بیت‌المال دزدی و اختلاس می‌کند کجایش تشییع فحشا است؟

- البته اگر اثبات شده باشد دیگر!

افروغ: بله! آن (خانواده) عرصه خصوصی اوست و این، برای بیت‌المال است.

من یک ایرادی هم به خیلی از عالمان دین هم می‌گیرم، یک سوال درباره تیپولوژی گناه است. نوع‌شناسی خطا است.

من احساس می‌کنم برخی از ماجراهایی که می‌بینیم و زشت هم هست، به دلیل عدم نگاه‌ها و اعمال فرهنگی دولت‌مردان ما است.

اگر دولت‌مردان ما می‌فهمیدند که در جمهوری اسلامی کار کردن آداب خاصی دارد. باید رعایت فرهنگ و ادب و اخلاق را کنید، این ها همه به مردم نشت می‌کند. دستم بسته است و نمی‌توانم وارد مصادیق شوم.

- در جوانی به سیستان و بلوچستان رفته بودید؟ اوج محرومیت این استان بود.

افروغ: بله. من زمانی که از انگلستان اخراج شدم به رغم این که امکان جذبم در بسیاری از وزارت‌خانه‌ها بود و خیلی از دوستانی که همراه ما اخراج شدند جذب وزارت‌خانه‌ها شدند، من تصمیم گرفتم به مناطق محروم و سیستان‌ و بلوچستان بروم.

- چرا بعد از 37 سال هنوز باید مناطق محروم داشته باشیم؟

افروغ: نهایت تاسف است. این به همان آمایش سرزمینی که بیان کردم بازمی‌گردد. در جنگ وجب به وجب برای ما مهم بود و اجازه ندادیم یک وجب را هم از ما بگیرند، اما در سازندگی، نه! برای ما وجب به وجب مهم نبود. ما از جنگ فاصله گرفتیم؛ منظورم کل سازندگی است، در عصرهای مختلف. ایکاش همان نگاهی که در دفاع داشتیم در سازندگی و عمران هم می‌داشتیم.

- نقطه آغاز این شکاف از کجا بود؟

افروغ: سوال خیلی خوبی است؛ آن ولعی که ما نسبت به سازندگی بعد از جنگ داشتیم و الگویی که بکار گرفتیم و آن الگو قبلاً در زمان شاه امتحان پس داده بود، الگوی نوسازی بود. ما یک تفکر منظومه‌ای دیالکتیک روبه جلو در سازندگی کشور نداشتیم. ما نباید امروزمان همانند دیروزمان باشد. حالا این به معنای این نیست که هیچ موفقیتی نداشتیم. موفقیت‌ها را در قالب سیمان و میلگرد و این‌ها نمی‌بینم. من بیشتر نرم‌افزارانه می‌بینم که می‌توانستیم موفق‌تر از این حرف‌ها باشیم.

- در این قضیه اقتصاد مقاومتی گفته بودید که تقسیم کار درستی صورت نگرفته است، اصلا ستاد فرماندهی ندارد. در دولت این ستاد هست.

افروغ: بله در دولت هست اما اگر دولت عمل نکرد، چه؟

- چه کسی می‌خواهد نظارت کند؛

افروغ: بله. من می‌گویم ستاد نظارتی فراقوه‌ای نیاز دارد که نظارت کند و اشخاص حقیقی و حقوقی باشند. اشخاص حقیقی از افرادی باشند که اقتصاد درون‌زا را می‌فهمند، توسعه فرهنگی را می‌فهمند، اقتصاد مقاومتی را می‌فهمند و امتحان هم پس داده اند، اهل فساد و رشوه و ... هم نیستند. ناظران قوی هستند و به مردم آگاهی اعتقاد دارند. اینها در کنار بخشی از اشخاص حقوقی این نهاد ناظر را تشکیل دهند.

- آیا ارتباطی بین برجام و کم توجهی به اقتصاد مقاومتی وجوددارد که به دلیل برجام و امیدواری به آن، به اقتصاد مقاومتی کمتر توجه شده است؟

افروغ: نه، به نظر من می‌تواند ارتباط مثبت هم داشته باشد. بالاخره قابل جمع هستند. برجام با این فرض که اجازه یک فعالیت اقتصادی به شما می‌دهد، دیگر تحریمی به آن صورت وجود ندارد، منافاتی با اقتصاد مقاومتی ندارد. اقتصاد مقاومتی را نباید تنها با شرایط تحریم گره زد. تحریم، قوه محرک اقتصاد مقاومتی است، رابطه ذاتی و درونی با اقتصاد مقاومتی ندارد. بنابراین تحریم‌زدایی بهتر می‌تواند تضمین‌کننده استمرار اقتصاد مقاومتی باشد.

- نظر شخصی شما درباره برجام چیست؟

افروغ: من تسلطی روی محتویات برجام ندارم، یادداشت‌هایی می‌نوشتم. چیزی که بر محتویاتش تسلط نداشته باشم وارد نمی‌شوم. دفترچه خاطرات من با عنوان «روزنگاشت تنهایی» موجود است. اگر آن چه را که شما درباره دانش هسته ای می‌گفتید، قبل از این که برجام منعقد شود، همان را ملاک قرار دهیم و اگر برجام همانی باشد که قرار است باشد، به نظرم ناسازگاری با حرف‌های قبلی شما ندارد.

مگر از بحث‌های هسته‌ای سلاح هسته‌ای می‌خواستید؟ مقام معظم رهبری هم گفتند که این حرام است. دانش هسته‌ای برای پیشرفت‌های هسته‌ای می‌خواستید. اینها را گفته بودید. ظاهرا روی برجام هم منافاتی با این امر ندارد؛ اینکه زیر برجام چیست بحث دیگری. این که بدعهدی می‌کنند بحث دیگری است.  وگرنه چیزی که رو و عیان بود به نظر من ناسازگاری با شعارها و مدعیات اولیه ما با دانش هسته‌ای ندارد.

در یکی از جلسات یک بنده خدایی درباره ابعاد بین‌المللی اقتصادی تحریم گفت که مثلاً شما که تحریم هستید چه اتفاقاتی در نظام بانکداری اتفاق می‌افتد. آن چنان منفی گزارش داد که ته دل همه خالی شد. آنجا من دیدم که وظیفه عاملیت‌گرایانه من باید خودش را نشان دهد.

من گفتم پس بفرمائید قبله کدام سمت است که ما پای خود را رو به قبله کنیم. پس انقلاب چطور شکل گرفت؟ مقاومت چطور شکل گرفت؟ این حرف‌ها چیست؟ اینها از آسمان نیامدند. بله آمریکا توانسته به عنوان هژمون برتر تمام نهادها و دستگاه‌ها را از آن خود کند، اما از آسمان که نیامده است؛ باید مقابله کنیم. امام حسین (ع) تا با یزید مقابله نکرد چهره یزید برملا نشد؛ باید تغییر ایجاد کرد.

باید تئوری تغییر داشت. تئوری تغییر این است که ساختارها مولود ما هستند. ما هستیم که ساختارها را به وجود می‌اوریم و کعبه آمال و امیال ما می‌شوند. یادمان می‌رود که اینها را خود با دستان خودمان بزرگ کردیم. بنابراین باید مقاومت کرد و تغییر ایجاد کرد و البته حکیمانه به سمت تغییر گام به گام رفت.

مثلا بارها گفتیم چه خوب بود وقتی WTO تشکیل شد ما ATO می‌گذاشتیم. یعنی آن سازمان تجارت جهانی و ما سازمان تجارت آسیایی می‌گذاشتیم. او یورو و ما ای‌شی‌او بود. یعنی پول آسیایی. همه جا رفتیم. همه جا بیان می‌شد ولی کسی دنبال نمی‌کرد، وقتی هم که مجلس بودیم پیگیری می‌شد در اجلاس‌های بین‌المللی تصویب و امضا می‌شد، اما کسی پیگیری نمی‌کرد! از اول انقلاب تا حالا چندتا خاکریز ما زده‌ایم؟! خاکریز اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در سطح منطقه و کشورهای آسیایی و سطح جهان؛ کجاست؟!

ما فرصت‌هایی را از دست دادیم که انقلاب اسلامی می‌توانست خیلی از خاکریزها را بزند که نزد. زمانی که بحث‌های هسته‌ای در مجلس مطرح بود من مصاحبه‌ای کردم، آقای لاریجانی آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، ایشان در جلسه غیرعلنی آمده بود؛ من گفتم چرا از قابلیت‌های نرم خود برای پیشبرد اهداف هسته‌ای استفاده نکردیم؟ چرا با فیلسوفان بحث نکردیم؟ آقای لاریجانی در آن جلسه اسم حقیر را آورد و گفت این راهی است که باید می‌رفتیم.

- ممکن است به عالم سیاست بازگردد؟

افروغ: من یک نکته نظری بیان کنم، من که در تفکر منظومه‌ای خود نمی‌توانم بگویم بیگانه با سیاست باشد. اگر من بیگانه با سیاست باشم بیگانه با عمل هستم و این شکاف است.

- این که بارها به شما پیشنهاد شده است برای انتخابات مجلس شرکت کنید اما قبول نکردید.

افروغ: مگر می‌شود حرف‌های کسی دلالت سیاسی نداشته باشد؟ این یک بحث است. اما من به دلیل همان سیاست‌زدگی‌ها، به دلیل هتاکی‌ها و بداخلاقی‌ها که تحملش را ندارم، فعلاً هیچ دورنمایی نیست که من بتوانم بگویم، بازگردم.

اگر یک روز احساس وظیفه و تکلیف کنم که می‌توانم کاری کنم و باید پیه خیلی از این مسائل را به تن بمانم، بله؛ اما فعلاً این احساس وظیفه را ندارم.

- دست‌خط خوبی دانشجویان اقای دکتر برای ایشان نوشتند. «دکتر عماد افروغ شخصیتی که خاک را سبز می‌خواهد و مهربانی را تا گسترده انسانیت ستایش می کنند. ایشان همسنگ کیمیا هستند و همتای مهر! برای ما همیشه یادشان بخیر است، دانشجویان دکترای مدیریت رسانه دانشگاه تهران».

همیشه دانشجویان شما مهمانی پیش شما می‌آیند؟

افروغ: من مهمانی همین دیروز داشتم که از 9 تا 2 بعدازظهر با من بودند. همیشه در خانه من برای این مهمانان باز است.

- این که می‌گویند با دانشجویان خانم تند برخورد می‌کنید درست است؟

افروغ: یک نکته بیان کنم، من زمانی که درس می‌دهم حس می‌گیرم و معمولاً دو ساعت حرف می‌زنم و در آخر آنها حرف می‌زنند. وقتی من حس گرفته بودم و گرم صحبت بودم یه دفعه یک خانمی در کلاس را باز کرد و قلب من نزدیک بود بایستد، گفت اینجا کلاس است؟ من هم گفتم بله. ده دقیقه بعد دوباره آمدند و گفتند اینجا کلاس است؟ من فقط نگاه کردم.

روز بعد همان خانم آمد و گفت اینجا کلاس است؟ من هم گفتم نخیر اینجا بقالی است. (می‌خندد) ایشان برخورد من را با یک آقا ندیده است. اگر یک آقا در کلاس را این گونه باز می‌کرد به سه بار نمی‌کشاندم و همان بار اول می‌گفتم اینجا کارگاه نجاری است. (می‌خندد)

ایشان این برخورد را دیده است و این چنین بیان کردند. اگر می‌خواستم فمینیستی برخورد کنم نباید فرقی بین زن و مرد قائل می‌شدم. برای خانم احترام قائل شدم و سه بار صبر کردم.

- قصه دست‌خط‌تان چیست؟

افروغ: الحمدالله که این برای دانشجوی من خاطره شد. کلاس‌های من در دانشگاه تهران دو هفته یک بار برگزار می‌شد. یک هفته مشهد رفتم و جلسه آخر کلاس اینها بود؛ یک هدیه به اینها دادم. وقتی کلاسم تمام شد یک نوشته‌ای در مشهد نوشتم و برای این دانشجویان خواندم. الحمدالله در ذهن آنها نقش بسته است. این درس جامعه‌شناسی فرهنگی ایران بود. می‌خواستم بگویم دقت کنید که شما هویت و فرهنگی و تاریخی دارید و باید به آن افتخار کنید.

- دانشجویان الان را با زمان خود چطور می‌بینید؟

افروغ: انگیزه‌های ما بیشتر بود. ما خیلی می‌خواندیم و خیلی تلاش می‌کردیم. محرک ما اصلاً مدرک نبود؛ محرک ما پول نبود، حقوق نبود. دیگر این گونه شده است. این آفت و فاصله‌گیری است.

- زمان دانشجویی در انگلیس با آقای سلیمی نمین نبودید؟

افروغ: بله، با هم در فعالیت‌های سیاسی و تظاهرات بودیم و با هم زندان رفتیم،  شب اول هم با هم در یک سلول بودیم و بعد جدا شدیم.

- هنوز هم ارتباط دارید؟

افروغ: ارتباط مستمر نه، برخی اوقات ارتباط وجود دارد.

- چه کسانی در آن زمان اخراج از انگلیس با شما بودند؟

افروغ: شهید حسین عسگری هم بودند که شما نمی‌شناسید. این را بگویم که روز آخری که از انگلیس اخراج می‌شدم، نماز ظهر خود را خواندم، بین نماز ظهر و عصر، پلیسی که من را گرفته بود و در دادگاه علیه من حرف‌هایی زده بود، نزد من آمد و گفت از خدا بخواه من را ببخشد. من او را در آغوش گرفتم و گفتم از شما هیچ کینه‌ای به دل ندارم.

اینها جذب معنویت شده بودند. نه جذب معنویت شخص من شده باشند، چون ما همیشه نماز جماعت در زندان داشتیم. جوهر انقلاب این بود.

- دست‌خطی که برای ما نوشتید را بخوانید.

افروغ: خدا می‌داند که بر خود فرض می‌دانم که از هر فرصتی برای آگاهی‌بخشی و ارتقای انگیزه مردم برای فهم انقلاب اسلامی و مطالبات خویش در این چارچوب استفاده کنم. همواره حسب نگرش منظومه‌ای خود تلاش کرده ام تا اولاً بین نظر و عملم شکاف نباشد و ثانیاً برج عاج‌نشینانه به خود و تخصصم نگاه نکنم و در بند تیتر و عنوان نباشم. به امید خدا راهم راه انبیا و روش و منطق و آهنگ فعالیت‌هایم قرآنی باشد. خدا را شاکرم که توفیق حضور در برنامه «دست‌خط» نیز نصیبم شد و بار دیگر حرف‌هایم را زدم.


چهارشنبه 10 آذر 1395

«حقوق‌های نجومی» به روایت عماد افروغ

نوع مطلب :اخبار ،

فردا در برنامه «دست‌خط» صورت می‌گیرد

«حقوق‌های نجومی» به روایت عماد افروغ




عماد افروغ

استاد جامعه شناسی دانشگاه این هفته در برنامه «دست خط» ضمن بحث درباره فضای فعلی دانشگاه‌ها، ماجرای حقوق‌های نجومی را تحلیل جامعه شناختی می‌کند.

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا»، عماد افروغ استاد دانشگاه این هفته در برنامه «دست خط» و در آستانه روز دانشجو از فضای فعلی دانشگاهها به عنوان یکی از پایه‌های اصلی فضای فرهنگی کشور می‌گوید و به آسیب شناسی سیاست گذاری‌ها در این حوزه می‌پردازد.

افروغ همچنین در این برنامه از تحلیل جامعه شناسی موضوع حقوقهای نجومی و آثار آن بر جامعه، اثرات سیاسی بودن تصمیمات در عرصه فرهنگ، ارزیابی عملکرد دولت یازدهم، خاطراتی از دوران ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و از زندگی خصوصی خود خواهد گفت.

در این برنامه همسر افروغ و تنی چند از دانشجویانش درباره سبک زندگی و نظرات و دیدگاههای شخصی و علمی او سخن خواهند گفت.

به گزارش تسنیم، برنامه دست خط به تهیه کنندگی و اجرای محمد حسین رنجبران پنج شنبه‌ها ساعت 19 از شبکه پنج پخش می‌شود و جمعه‌ها ساعت نه صبح و یکشنبه‌ها سی دقیقه بامداد بازپخش خواهد شد.



نیاز بشر به منش زائران اربعین/ اربعین به راهپیمایی محدود نشود


عماد افروغ، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به کارکردهای اربعین حسینی اشاره و عنوان کرد: اربعین یک رسم متداول در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان و ایرانیان است که علاوه بر روز سوم و هفتم درگذشت متوفی چهلمین روز درگذشت وی را نیز گرامی می دارند.

وی برگزاری مراسم چهلم را در بین ایرانیان از سابقه درخشانی در ظهور و پیدایش انقلاب اسلامی برخوردار دانست و گفت: مراسم چهلم هر واقعه انقلابی واسطه ای برای حرکت انقلابی بعدی در شهر دیگری می شد و عاملی مشدد برای ظهور انقلاب اسلامی بود.

افروغ با بیان اینکه برگزاری مراسم اربعین بخشی از سنت کشور ما است و سنت ها، فرهنگ کشورها را تشکیل می دهند اظهار کرد: راهپیمایی اربعین حسینی نیز که طی سال های گذشته رونق زیادی یافته است جزئی از این سنت ها است که کارکردهای متعددی دارد.

مردم در اربعین همچون روز محشر به یقین می‌رسند

این جامعه شناس راهپیمایی اربعین حسینی را به نوعی تداعی کننده روز موعود بشری در این کره خاکی و روز  محشر خواند و گفت: این جمع حکایت و شبحی از روز محشر است. این جمعیت در اربعین به یقین رسیده اند و می توانند ترجمانی از انسان هایی باشند که در قیامت به یقین می رسند.

وی کارکرد مراسم پیاده روی اربعین را فراتر از جهان اسلام خواند و گفت: این مراسم کارکرد عام جهانی دارد، دنیایی که امروز سرشار از تشتت و عدم انسجام و دنیا گرایی و سبک های زندگی عاری از فطرت انسانی و سلطه فرد گرایی است می تواند از این مراسم که سراسر ایثار، گذشت، معرفت، معنویت و همبستگی است درس بیاموزد.

سبک زندگی اربعینی مردم؛ خوراک روحی مورد نیاز مردم دنیای امروز

افروغ پذیرایی عراقی‌ها با دست خالی و کمترین امکانات و ارائه تمام داشته‌های خود از زائران امام حسین(ع) را نهایت اخلاص، انفاق، ایثار اقتصادی و مهمان نوازی دانست و گفت: دنیای فردگرای امروز تشنه چنین الگوهایی است.

وی مراسم اربعین حسینی را دارای نکته‌ای مهم برای مسیحیان خواند و گفت: مسیحیان معتقد هستند که حضرت مسیح(ع) رنج کشید و رنج دیگران را به جان خرید و ابزار و محملی برای نجات سایرین شد. تئوری رنج منسوب به مسیحیت است اما اوج رنج را می‌توان در واقعه کربلا مشاهده کرد. این رنج را می‌توان به طریق اولی توسط واقعه عاشورا به مسیحیان نشان داد چرا که حضرت مسیح(ع) یک نفر بود اما جماعتی در حادثه کربلا متحمل رنج می‌شوند و با تمام خانواده، اصحاب و خانواده به شهادتی خودآگاه می‌رسند و اوج معامله با خدا به جایی می‌رسد که چیزی جز عبودیت و اولوهیت ناب باقی نمی‌ماند. این امر برای پیروان ادیان به ویژه مسیحیان یک الگو محسو ب می‌شود.

این کارشناس دینی به یکی دیگر از پیام‌های اربعین حسینی اشاره و عنوان کرد: امام حسین(ع) عِده و عُده‌ای برای مصاف نداشت و برای آرمان‌های خود خون داد. ولی امروز تجلی این خون پاک در دنیا ولوله به پا کرده است و این فلسفه تاریخ است. یکی از تجلی‌های فلسفه تاریخ نتیجه معامله امام حسین(ع) با خداوند است که پس از گذشت هزار و 400 سال هنوز نیز خونخواهان به قیام بر می‌خیزند و روز به روز بر این جماعت افزوده می‌شود و گروه‌هایی همچون سلفی‌ها و داعشی‌ها نتوانستند از این جمعیت کم کنند.

وی با بیان اینکه تمام دنیا غبطه چنین نمود و تجلی را دارد بر ضرورت معرفی بهتر و بهینه تر اربعین تأکید و تصریح کرد: اربعین مراسم ویژه تشیع و اسلام نیست بلکه سیراب کننده بشری امروز است چرا که بشر امروز نمی‌تواند مدرک همبستگی، انفاق مالی و وجه نرم مصاف خون با شمشیر باشد، اما این نکته‌های زینبی در عاشورا موجود است و باید به دنیا با بهترین متدهای تبلیغاتی ارائه شود.

عاشورا سناریوی زندگی عزیزانه

این نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی به پیام سیاسی مهم و پررنگ اربعین اشاره و عنوان کرد: این پیام در مصاف نرم خون علیه شمشیر نهفته شده است. یزید قصد داشت به زور از امام حسین(ع) بیعت گیرد و امام با مشاهده ظلم و تعدی و در خطر بودن دین برای نجات جوهره انسانیت قصد به چنین اقدامی زد. عاشورا جریان و سناریوی زندگی عزیزانه است و نتیجه آن چیزی جز خوش و خروش مردم در اربعین حسینی نیست.

اربعین به راهپیمایی محدود نشود

این جامعه شناس به عملکرد دستگاه های فرهنگی در زمینه تبیین کارکردهای اربعین اشاره و عنوان کرد: عملکرد این دستگاه‌ها اگر چه کامل نیست اما روز به روز در هر حال پیشرفت و رو به کمال است. شاید دستگاه‌های فرهنگی هنوز خود به درستی پیام اربعین را درک نکرده‌اند اما هر سال عملکردی بهتر از سال گذشته دارند و این مهم نباید صرفا به یک راهپیمایی محدود شود.

وی سبک زندگی زائران در اربعین حسینی را الگویی برای جامعه جهانی خواند و گفت: این الگو باید در قالب‌های جدید و به روز و جذاب همچون فیلم، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، تئاتر و ... برای مردم بیان شود نه اینکه صرفا به یک پوشش خبری محدود باشد. هنر در این میان از نقش ارزنده ای برخوردار است و می تواند بهترین ابزار برای انتقال این فرهنگ والا باشد.


سه شنبه 25 آبان 1395

عاشورا تجلی الهیات ناب

نوع مطلب :گفتگوها ،


عاشورا تجلی الهیات ناب



به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان به نقل از فارس، ما در جهان جدید شاهد تلاش‌هایی برای ارائه پاسخ‌های فلسفی به برخی پرسش‌های اساسی در زیست انسان هستیم. این تلاش‌ها را می‌توان ناشی از نزدیک شدن مباحث فلسفی به نظرگاه‌های انسان‌شناختی و ترکیب شدن با این رویکرد دانست. در این شرایط همان‌گونه که فلسفه برای پاسخ به پرسش‌های وجودی تلاش می‌کند الهیات نیز می‌کوشد در دایره‌ مفاهیم خود به برخی از این پرسش‌ها پاسخ دهد و برای مثال جایگاه زندگی و مرگ، خیر و شر، رنج و امید و مواردی از این دست را تبیین کند.

عماد افروغ در گفت‌وگویی با خردنامه به بیان «الهیات عاشورا؛ اسلام سیاسی از کجا سر بر آورده»، پرداخته است که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانیم:

افروغ گفت: وقتی که از الهیات سخن می‌گوییم این مفهوم نمی‌تواند جز ترجمانی از الوهیت و توحید‌گرایی محض باشد. بر این اساس چه انسان باشد و چه نباشد و چه خداوند را بشناسد و چه نشاند خللی در این مقوله وارد نمی‌شود.

وی اظهار داشت: به عبارت دیگر قبل از اینکه پای انسان به میان بیاید ما می‌توانیم از الهیات در مقام هستی‌شناسی سخن بگوییم. در مرحله بعد این نگرش منظومه‌ای به هستی می‌تواند ابعاد مختلف معرفتی، اجتماعی، سیاسی به خود بگیرد. در اینجاست که ما می‌توانیم از این موضوع که عاشورا چه الهیاتی را منعکس کرده و رقم زده سخن بگوییم.

این  مدرس جامعه‌شناسی ادامه داد: با این نگاه به الهیات یا الوهیت باید گفت که عاشورا تجلی تمام عیاری از همین فهم و لوازم آن یعنی تجلی فهم نظری و عملی دقیق از توحید‌گرایی است. به عبارت دیگر عاشورا تجلی و تبلور عینی الهیات ناب است که خود را در قالب عبودیتی محض نشان می‌دهد و از همه جوانب، کاملاً غرق در این مقوله است.

وی تصریح کرد: آنچه در سرشت هستی است و در قالب آموزه‌های دینی مطرح شده، در واقعه عاشورا تحقق عینی پذیرفته است و اینگونه نیست که این اتفاق جریان تازه یا قاعده‌سازی جدیدی را رقم زده باشد. به عبارت دیگر قواعد، ضرورت‌ها و ارزش‌هایی که در بطن هستی وجود داشته‌اند در این حادثه به عنوان مهبطی تجلی یافته‌اند و در اراده امام حسین (ع) و یاران او عینیت پیدا می‌کند.

افروغ ابراز داشت: آنچه در دین از ما خواسته می‌شود این است که بنا به قابلیت انسانی، حال ما شبیه حال دیگر اشیا و موجودات نباشد و یکی از جلوه‌های عمل به این موضوع آن چیزی است که در واقعه ارادی و آگاهانه و انسانی متعالی عاشورا شاهد هستیم. از ما خواسته شده است که تسبیح‌گری ما آگاهانه باشد چرا که انسان هستیم و مورد آزمایش قرار می‌گیریم و باید حساب پس دهیم.

وی با بیان اینکه الهیات  عاشورا اگر به معنای شیوه خاص تعالی انسان در این واقعه فهمیده شود برای درک رابطه انسان و خدا مناسب است، گفت: اگر بخواهیم واقعه عاشورا را در یک کلام توصیف کنیم می‌توان گفت این واقعه چیزی جز عبودیت خدا نیست،‌ عبودیتی که در اوج خداآگاهی و خودآگاهی است.

این کارشناس فرهنگی خاطرنشان کرد: آنچه می‌توانست پیش از واقعه عاشورا شرایط را از اساس متفاوت کند یاری شدن امام علی (ع) در مقابله با معاویه بود که با مکر عمل می‌کرد و به همین دلیل وضعیت جامعه اسلامی را پیچیده کرد البته در نوع نگاه مبتنی بر فهم تضاد در عالم می‌توان گفت که مصاف امام حسین (ع) با یزید در نهایت چهره این جریان را برملا کرد.

وی عنوان کرد: نکته مهم این است اگر معاویه مکارانه با امام علی (ع) و امام حسن (ع) برخورد کرد، امام حسین (ع) با مصاف نرمی که نظیری در تاریخ ندارد وضعیت را تغییر داد این مصاف نرم به ما می‌آموزد که وقتی شما شرایط قیام را لحاظ می‌کنید، با نامردی روبه‌رو می‌شوید در عین حال نباید بیعت کنید، باید در مقام دفاع و مقاومت باقی بمانید و هیچ عِده و عُده دیگری هم ندارید. تنها راه خون دادن است این یعنی پیروزی خون بر شمشیر و این همان رازی است که حسین (ع) در عالم آشکار کرد.


تعداد کل صفحات: 69 1 2 3 4 5 6 7 ...