تفاوت بین سیاستگذاری و قانونگذاری
تفاوت بین سیاستگذاری و قانونگذاری
به طور قطع بین سیاستگذاری و قانونگذاری، تفاوت است. هر قانونی مبتنی بر سیاستی کلان است، اما هر سیاستی مبتنی و یا معطوف به قانون نیست. بهترین استلزام یک سیاست، تبدیل شدن آن به قانون است. در این صورت است که برخوردار از ضمانت اجرایی و ملزومات آن می شود. ترکیب شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بیانگر تفاوت و ترکیب دو شأن سیاستگذاری و قانونگذاری است. این دو شأن است که همانگونه که مقام معظم رهبری تصریح فرمودند حضور برخی از رؤسای کمیسیونهای مجلس به مثابه اشخاص حقوقی در این شورا را به منظور تبدیل سیاستها به قانون، توجیه پذیر می کند . به طور قطع قانون از ضمانت اجرایی برخوردار است و جزئیاتی دارد که سیاست، فاقد آن است ...
تجارت با ارزشهای جنگ به نفع هنر نیست
تجارت با ارزشهای جنگ به نفع هنر نیست
عماد افروغ در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری- تحلیلی سوره سینما گفت: برای انتشار ارزشهای دفاع مقدس در سینما باید به سراغ كسانی رفت كه در این حوزه كار فاخر كردهاند. كسانی كه هم در خود حماسه جنگ و هم در اتفاقات بعد از جنگ حضور داشتهاند و صاحب درد هستند. باید به سراغ كسانی مثل ابراهیم حاتمیكیا رفت كه هم با درد جنگ و مقاومت آشناست و هم با دردهای بعد از جنگ. این افراد می توانند از منظری درون گفتمانی به ارزشهای دفاع مقدس نگاه كند.
لاریجانی برای ریاست مجلس نهم مستقلتر و قابل قبولتر است
لاریجانی برای ریاست مجلس نهم مستقلتر و قابل قبولتر است
شجاعت، اهل حقیقت بودن، قانونگرایی و برخورد با لابیها هم برای ریاست مجلس لازم است. چرا که برخی لابیها ممکن است مجلس را به بیراهه بکشاند. از این رو رئیس مجلس، باید با استفاده از ابزارهای قوه مقننه مانع از این کار شود و نگذارد که مجلس و نمایندگان اسیر لابی شوند و در راس امور بودن و استقلال مجلس تحت الشعاع قرار نگیرد.
رئیس مجلس باید خودش را باور داشته باشد و متوجه وظایف ریاست باشد. از این رو فقط باید دل مشغولی مجلس را داشته باشد و به آن به عنوان سکوی پرشی برای مقامات بالاتر ننگرد./من ریاست مجلس هفتم را نپسندیدم. چون بیش از حد اهل ملاحظه و مصلحت بود و جایی هم که از اختیارات خودش بود، مقامات دیگر را درگیر میکرد و نشان میداد که بیتوجه به این جایگاه است. در مجلس هشتم به استثنای مواردی که نپسندیدم، ریاست مجلس هشتم را قویتر از مجلس هفتم دیدم.
به هیچ وجه نگاههای مصلحتگرا و امنیتگرا در نزد شهید مطهری جایگاهی نداشت
به هیچ وجه نگاههای مصلحتگرا و امنیتگرا در نزد شهید مطهری جایگاهی نداشت
ایشان به گونه ای مسئله شناس بودند، مسائل روز را فهم می کردند و تلاش می کردند که به هرحال پاسخی درخور به بسیاری از مسائل بدهند و وقتی که ایشان وارد برخورد با یک مسئله می شدند و پاسخی درخور بدست می دادند، تقریبا می شد گفت که آن مسئله به لحاظ اجتماعی از مسئله بودن می افتاد چرا که نوع نگاه ایشان بسیار عمیق و همه جانبه بود./ایشان وارث گذشتگان بودند. شمشیری علیه گذشتگان نمی کشیدند. به واقع بزرگان و فرهیختگان گذشته ما در وجود ایشان متجلی بودند و ما آرزو می کنیم وجود جامع ایشان در نیروهای فکری و اندیشه ای امروز ما هم متجلی باشد./موضوع دیگری که به اعتقاد من امروز ما به آن احتیاج داریم نوع نگاه ایشان به آزادی است. ایشان به شدت نگاه بازی داشتند و با آزادی میانه بسیار خوبی برقرار کرده بودند. به هیچ وجه نگاههای مصلحت گرا و امنیت گرا در نزد ایشان جایگاهی نداشت. ایشان آزادی بیان را یک حق طبیعی می دانستند و می گفتند هر چیزی برای هدفی خلق شده است و هدف خلقت زبان آزادی است. یعنی زبان یک کارکردی دارد و کارکرد آن آزادی بیان است/شهید مطهری نگاه ضد امنیتی به مسائل داشتند و معتقد بودند که اصلا اسلام در گرو همین آزادی بیان ها و همین حقیقت گرایی ها رشد کرده است نه در واقع نگاههای امنیتی و مصلحتی.
حضور اصلاح طلبان باعث رشد ما می شود
ﺣﻀﻮﺭ ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﻳﮑﭙﺎﺭﭼﻪ ﺷﺪﻥ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺣﺎﮐﻤﻴﺘﯽ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺎﺻﺐ ﻭ ﻗﻮﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻳﺎﻥ، ﺍﻳﻦ ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷــﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻃﻴﻒ ﮔﺴــﺘﺮﺩﻩ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺧﻮﺭ ﻣﻘﺘﻀﻴــﺎﺕ ﻗﺪﺭﺕ، ﺑﺎ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﺗﮑﺜﺮ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭﺍﻳــﻦ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻌﺘﺪﻝ ﺗﺮ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﻭﺍﺩﯼ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ ﻫــﻢ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﻮﺩﯼ ﻫﺎ ﻣــﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺻﻼﺣﺎﺕ، ﺍﺯ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻳﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻳﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﺸﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪ،ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻤﺎﺩ ﺍﻓﺮﻭﻍ ﺍﺳــﺖ. ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻣﺪﺭﺱ، ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﭼﺮﺍﻳﯽ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺭﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﻧﺸﺴﺘﻴﻢ.
كلاه دیگری بر سر مجلس رفت
كلاه دیگری بر سر مجلس رفت
در عرف روابط اجتماعی بین مردم اینگونه حسن ظن داشتن شاید جایگاه داشته باشد اما جایگاه اینچنین اعتمادهای سطحی و ناشیانه و «ابوموسی اشعریمآبانه»، مجلس نیست. چند ساعت قبل از استیضاح گفته میشود كه فلانی پیش من آمده و قول شرف داده كه استعفا بدهد.نمیدانم باید خندید یا گریست. به طنز یاد حكمیت ابوموسی اشعری افتادیم كه بهراحتی میآیند و فریب میدهند و نمایندگان از استیضاح عقبنشینی میكنند و بعد عنوان میشود كه رئیس دولت به كسی قولی نداده و عهد و پیمانی نبسته است. وی افزود: این چه داستانی است كه یكی از نمایندگان میآید و میگوید كه فلانی به من قول شرف داده است و بقیه نمایندگان میپذیرند. این یك شوخی است و نباید اینگونه حرفها در یك نهاد حقوقی مطرح شود. یك نهاد حقوقی كار خود را به طریق حقوقی و در چارچوب قانون باید انجام دهد./ متاسفانه ما فقط اینگونه عمل را در مجلس هشتم ندیده بودیم كه متاسفانه دیدیم. به نظر من یك كلاه دیگر بر سر مجلس هشتم رفت چنانچه در قضیه استیضاح وزیر اقتصاد همچنین كلاهی بر سر مجلس رفته بود.
گفتگوی چهارساعته عماد افروغ با مشرق(قسمت دوم)
گفتگوی چهارساعته عماد افروغ با مشرق
اگر قرار باشد مدافع چرخه دیالکتیک در جامعه باشیم؛ مهم ترین جایگاهی که باید از این چرخه دفاع کرد چرخه رابطه امام و امت است. در واقع این بحثی که گفتید بخشی از پازل من است. وقتی میگویم بین حاکمیت و عرصه رسمی و عرصه غیررسمی باید رابطه باشد، رابطه دیالکتیک وجود داشته باشد، طبعاً رأس این حاکمیت بیش از هر جای دیگری باید وارد این چرخه دیالکتیک شود. یعنی مهم ترین ضرورت یک چرخه دیالکتیک قابل قبول و موجه، دیالکتیک بین رهبر و امت است. یعنی همان طور که برای عرصههای دیگر که میگوئیم نباید شکاف باشد و باید ارتباط و تعامل باشد در رابطه با رهبر و امام هم باید همین را بگوییم؛ یعنی باید بگوییم رهبر باید مکانیزمهای در اختیار داشته باشد که مسائل مردم را بداند دردهای مردم را بشناسد، در میان مردم باشد حشر و نشر داشته باشد تعامل داشته باشد و تعامل هم باید دوسویه باشد. / وقتی بحث شرعیت را مطرح می کنیم، این شرعیت فقط متوجه اطاعت از رهبری نیست، فقط متوجه فرمان رهبر نیست؛ متوجه حق نظارت مردم بر رهبر هم است. یعنی حق نظارت مردم یک حق ناشی از مقبولیت فلسفه سیاسی صرف نیست ناشی از همان حق شرعی اش هم هست. این عین آموزههای دینی ما است. وقتی امام علی(ع) میفرمایند من را بر شما حقی است و شما را بر من حقی؛ این عین آموزه شرعی است. وقتی میگوییم امر به معروف نهی از منکر این یک آموزه شرعی است ، وقتی می گوییم "النصیحة لائمة المسلمین" این یک آموزه شرعی است؛ بنابراین هم فرمان رهبر شرعی میشود و هم نظارت مردم.
گفتگوی چهارساعته عماد افروغ با مشرق (قسمت اول)
گفتگوی چهارساعته عماد افروغ با مشرق
مشرق- عماد افروغ، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه جامعه شناسی و علوم سیاسی است. در مجلس هفتم یک دوره نماینده مردم تهران بود و پس از آن ترجیح داد در مقام یک منتقد و نظریهپرداز درباره سیاست در ایران و در جایگاهی تئوریک ظاهر شود.
افروغ از فعالان انقلاب اسلامی بود و در سال های پس از انقلاب نیز همواره کوشیده است تا در چارچوب نظریات حکومت داری انقلاب اسلامی یا بهتر بگوییم اسلام به نقد و نظریه پردازی اشتغال داشته باشد و از این جهت با جامعه روشنفکری لیبرال دارای نقطه تمایزهای جدی است.
گفت وگوی پارسال عماد افروغ با برنامه پارک ملت سبب شد تا واکنش های متنوعی در جامعه سیاسی رخ دهد و شاید از همین جهت بود که برای پاسداشت ساحت اندیشه، "مشرق" بعد از گذشت چند روز از این موضوع و برای اینکه در یک فضای آرام برخی موضوعات را واکاوی نماید؛ گفت وگویی طولانی و تفضیلی را با وی ترتیب داد تا به لایه های این نظریات بهتر و بیشتر پرداخته شود و ماجرا به چند اظهار نظر انتخاباتی فعالان حزبی و برخی رسانه ها محدود نشود.
مشرق با هدف ارائه فضای بحث های نقادانه و تکریم کرسی های آزاد اندیشی گفتگویی را با دکتر عماد افروغ ترتیب داد تا نقطه نظرات وی نیز در بوته نقد کارشناسان قرار گیرد. متن کامل این گفت وگو پیش روی شماست.
****
مخاطب اصلی رهبری دولت است
مخاطب اصلی رهبری دولت است
بحث من این است که حداقل چهار سال پی در پی مقام معظم رهبری با صراحت هرچه تمام بر این مفاهیم ضروری اصرار می ورزند. من فکر می کنم بخشی از تکرار این نام گذاری ها برمی گردد به بی توجهی های عملی که نسبت به این شعارها و مفاهیم شده است. یعنی تکرار این مفاهیم صرفا از باب ضرورت و تاکید نیست. تکرار از باب بی توجهی هم است. یعنی اگر توجه کافی شده بود من فکر می کنم نیازی نبود که مدام تکرار شود ./ مسئله فقط در حد تظاهر نیست. در حد این است که چرا تملق و تظاهر در این کشور جواب می دهد. نه تنها ما به عمل نمی رسیم و در حد تظاهر هم باقی نمی مانیم؛ بلکه این تظاهرها منشاء دستیابی به مواهب و کالاهای کمیاب برای عده ای می شود ./این یک موضوعی است که به نظر من جا دارد درباره آن بحث شود که در فرهنگ سیاسی ما چه می گذرد که عده ای می توانند با وانمود کردن و سر و صدا کردن منافع و مطامع شخصی خودشان را پیش ببرند و بدین وسیله هم تظاهر گرایی را باب می کنند و هم آن شعارها را لوث و بی معنا می کنند و کاری می کنند که شاید دیگر به راحتی نشود از این شعارها استفاده کرد و این آسیبی است به اصل و جوهر انقلاب اسلامی و مفاهیم ارزشمند مرتبط با آن .
تعیین خطوط قرمز دستوری برای حوزه اندیشه سم مهلک است
تعیین خطوط قرمز دستوری برای حوزه اندیشه سم مهلک است
دکتر عماد افروغ در پاسخ به این سؤال که آیا برای حوزه اندیشه به لحاظ منطقی می توان خطوط قرمز تعریف کرد به خبرنگار مهر گفت: باید ببینیم چه تعریفی از اندیشه ارائه می دهیم و آیا ما برای اندیشه یک موضوع قائل هستیم یا خیر. مسلما اندیشه بدون موضوع و بدون متعلَق معنی ندارد. یعنی اندیشه درباره چیزی است. وی افزود: وقتی پای موضوعات و متعلقات مختلف اندیشه به میان می آید، خواه ناخواه افراد مختلف عطف به جایگاهی که موضوعات مختلف برای آنها دارد تقدم و تأخرهایی برای موضوعات می کنند که ممکن است از این تقدمها و تأخرها تفسیر خط قرمز شود.این محقق و نویسنده یادآور شد: همه ما ممکن است حسب اولویت بندی ها، ارزش گذاری و... خط قرمزهایی داشته باشیم که این هم امری طبیعی است؛ انسانها نیازها و رتبه بندی های موضوعی مختلف دارند و ممکن است نیازی در اولویت اول باشد که ما در مورد آن بیندیشیم و بعد که این نیاز برطرف شد موضوع دیگری در دستور کار قرار گیرد.این استاد دانشگاه تصریح کرد: آنچه مشخص است اینکه وقتی انسان موضوعی را برای تفکر انتخاب می کند لازم است رها از هر قید و بند درونی و بیرونی به این موضوع بیندیشد که ما از آن به " آزادی تفکر" تعبیر می کنیم. در آزادی تفکر هیچ قید و بند بیرونی و درونی نباید باشد مگر قیودی که خود متفکر بدان دست می یابد چون اندیشه متعلَق و موضوع دارد که این متعلق به صورت طبیعی قید و بندهایی را ایجاد می کند.
ایرانیان و پیشینه کهن یکتاپرستی
ایرانیان و پیشینۀ کهن یکتاپرستی
مردم ایران در طول تاریخ دارای هویت مشخصی بودند. گذشتۀ تاریخی ملت ایران به وضوح نشان میدهد که این ملت از دیرباز ملتی یکتاپرست بوده و خیلی قبلتر از پذیرش اسلام خدای یگانه را میپرستید. بنابراین، تحلیل پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 از این منظر و تحلیل و تبیین آن در چارچوب هویت تاریخی ملت ایران قابل بررسی و مطالعه است.اگر گذشتۀ تاریخی ملت ایران را مطالعه کنیم، هویت یکتاپرستانۀ این ملت در طول تاریخ به خوبی نشان میدهد که یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی گذشتۀ تاریخی و هویت یکتاپرستی ملت ایران بوده است. اگر گذشتۀ یکتاپرستی ملت ایران نبود، شاید آمادگی و استعداد تاریخی در ملت ایران برای پذیرش انقلاب اسلامی نیز به وجود نمی¬آمد همان طور که آمادگی آنها برای پذیرش اسلام به عنوان دین جدید نیز به وجود نمیآمد. در چارچوب نگاه سلسله مراتبی ایرانیان به دین¬داری در طول تاریخ بود که در شرایط مناسب تاریخی در سال 57 و افزایش آگاهی عمومی مردم اکثریت مردم ایران تفکر انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را پذیرفتند. همان طور که حضرت امام دربارۀ ولایت فقیه می¬فرماید:« با نگاه اجمالی به احکام دین متوجه میشویم صرف تصورش موجب تصدیق است.»
كار در عرصه مدنی، باارزشتر از ساحت رسمی است
كار در عرصه مدنی، باارزشتر از ساحت رسمی است
صراحت لهجه، ویژگی سیاستمداری است كه خود را قبل از آنكه سیاستمدار بداند، یك «روشنفكر» میداند و از استفاده از تعابیر «كار روشنفكری» و «آگاهیبخشی» برای دغدغههای خود در ساحت غیررسمی نیز هیچ ابایی ندارد. عماد افروغ از روزی كه اعلام كرد با شرایط موجود در كشور، قصد كاندیداتوری دوباره در انتخابات مجلس را ندارد، تا انتخابات ریاستجمهوری دهم و پس از آنكه از عضویت هیات علمی نیز كنارهگیری كرد، به پژوهشهای خود در حوزه جامعهشناسی ادامه داد و خودش به «شرق» میگوید، پروژههایی در دست دارد كه در صورت به نتیجه رسیدن، بسیار منشاء اثر خواهد بود. او كه در دو سال گذشته به دلیل بیان «بدون روتوش» نظرات خود، با هجمههای مختلفی مواجه شده است، این را دلیل بیماری سیاسی ساحت رسمی عنوان كرده و پیگیری علایق در جامعه مدنی را باارزشتر از ساحت رسمی میداند.
اولویت سوره مهر پرداختن به مباحث اندیشهای انقلاب باشد
اولویت سوره مهر پرداختن به مباحث اندیشهای انقلاب باشد
انقلاب اسلامی ایران که در بهمن ماه سال 57 متولد شد، در عین داشتن اهداف سیاسی و اجتماعی، نگاه خاصی به تمدن و جهان بینی اسلامی داشت. به بیان دیگر انقلاب 57 بیش از هر چیز یک انقلاب فرهنگی و به تعبیر شهید دکتر بهشتی «انقلاب ارزشها» محسوب میشود. چه اینکه این انقلاب از همان ابتدا رسالت ترویج فرهنگ و ارزشهای اسلامی درسطح جامعه و همچنین در سطح منطقه و جهان بر عهده گرفت و در این مسیر گام برداشت. به تبع ناشران به عنوان مهمترین بازوی فرهنگی هر نظامی نقش مهمی در زمینه ترویج ارزشهای جامعهای که در آن فعالیت میکنند بر عهده دارند. به هر حال ناشر به عنوان انتشار دهنده افکار نویسندگان، باید در خدمت نیازها و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی جامعه و بالندگی کشور باشد. انتشارات سوره مهر به عنوان بازوی انتشاراتی حوزه هنری سازمان تبلیغات، از همان بدو تاسیس نقش مهمی در ترویج و تبیین رسالت دفاتر حوزه هنری ذیل همان رسالت اصلی حوزه هنری در ترویج، تبلیغ و نشر ارزشهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر عهده گرفت. با دکتر عماد افروغ استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس و نماینده سابق مجلس در باره رسالت اجتماعی ناشران و همچنین رسالتی که برعهده انتشارات سوره مهر است گفتوگویی داشتهایم که میخوانید.
اهمیت علوم انسانی(قسمت دوم)
اهمیت علوم انسانی
از كتاب، سنت و تاریخ میتوانیم الهام بگیریم و فرضیه خلق كنیم و پیشفرض بیرون بكشیم و بعد به طور روشمند برای فهم عالم واقع به كار بگیریم.
معمولا این اعتقاد وجود دارد كه علاوه بر عقل و تجربه، ابعاد اعتقادی، فرهنگی و ارزشی نیز در علوم انسانی دخیل هستند بنابراین علوم انسانی غربی بدون بازنگری نمیتواند در جامعه اسلامی كاربرد داشته باشد؛ چرا كه علاوه بر تفاوت جهانبینی اسلامی با جهانبینی غرب از نظر اجتماعی نیز تفاوتها چشمگیر است، برای این بازنگری شناخت، نقد و نظریهپردازی بسیار مهم است، در بررسی این ابعاد با دكتر عماد افروغ از استادان جامعهشناس دانشگاه و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی به گفتگو نشستیم.
اهمیت علوم انسانی (قسمت اول)
اهمیت علوم انسانی
از كتاب، سنت و تاریخ میتوانیم الهام بگیریم و فرضیه خلق كنیم و پیشفرض بیرون بكشیم و بعد به طور روشمند برای فهم عالم واقع به كار بگیریم.
معمولا این اعتقاد وجود دارد كه علاوه بر عقل و تجربه، ابعاد اعتقادی، فرهنگی و ارزشی نیز در علوم انسانی دخیل هستند بنابراین علوم انسانی غربی بدون بازنگری نمیتواند در جامعه اسلامی كاربرد داشته باشد؛ چرا كه علاوه بر تفاوت جهانبینی اسلامی با جهانبینی غرب از نظر اجتماعی نیز تفاوتها چشمگیر است، برای این بازنگری شناخت، نقد و نظریهپردازی بسیار مهم است، در بررسی این ابعاد با دكتر عماد افروغ از استادان جامعهشناس دانشگاه و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی به گفتگو نشستیم.
مهمترین رویداد سال 90 اوج نفرت مردم از بی اخلاقی ها بود
مهمترین رویداد سال 90 اوج نفرت مردم از بی اخلاقی ها بود
اگر بخواهم به هموطنان عزیزم یک عیدی بدهم، فکر می کنم بهترین عیدی این عبارت باشد:
امام در صحیفه امام جلد 15 یک عبارتی دارند که من فکر می کنم با این عبارت می توان بسیاری از معضلات را تحلیل کرد و به بسیاری از دست آوردهای بالقوه انقلاب اسلامی فعلیت بخشید و عبارت بدین شرح است:
" بی شک بالاترین و والا ترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در بعدهای اقتصادی،سیاسی،صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد استقلال و موجودیت هر جامعه از فرهنگ آن نشات می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است."