تبلیغات
در راه مدرس - اکنون کشور در بطن و متن بی اعتمادی به سر می برد

اکنون کشور در بطن و متن بی اعتمادی به سر می برد


تحقیقی که وزارت کشور اخیرا انجام داده است نشان می دهد ؛ اکنون کشور در بطن و متن بی اعتمادی به سر می برد

گفتگوی روزنامه امین با « عماد افروغ » نماینده سابق مجلس و استاد دانشگاه

از آنجا که نزدیک به یک ماه است افکار جامعه شدیدا در مسئله فیش های حقوقی نجومی مدیران کشوری مخدوش شده است و تاکنون فقط رسانه ها به بحث مبلغ و کمیت فیش ها پرداخته اند ، برآن شدیم از زاویه دیگری به مسئله فیش های حقوقی نجومی نگاه کنیم و ازین نقطه وارد بحث « جامعه شناسی » قضیه شدیم . برای تحلیل جامعه شناسانه از قضایای دریافتی های مدیران و تاثیر و تاثر آن بر جامعه ایرانی که اتفاقا این روزها در شرایط سخت اقتصادی قرار دارد ، گفتگویی دوستانه را با دکتر « عماد افروغ » نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به انجام رساندیم.

در ابتدا از ایشان ، درباره تاثیر برملا شدن فیش های حقوقی بر جامعه ایران و مردم پرسیدیم . وی گفت : من به رسانه ها نیز وعده داده ام تا مصاحبه مفصلی درباره درباره فیش های نجومی حقوقی و نسبت آن با « عدالت اجتماعی » داشته باشم که یکی از شعارهای انقلاب اسلامی نیز بود . اگر مسئله فیش های حقوقی صحت داشته باشد و موارد دیگر نیز اثبات شود منافات اساسی  با شعار « عدالت اجتماعی » دارد که یکی از نمودهای آن کاهش شکاف های درآمدی است. قطعا  این امر می تواند از طریق ایجاد محرومیت نسبی به بی اعتمادی بینجامد یا بی اعتمادی را تقویت نماید . ما متاسفانه امروز در شرایط بی اعتمادی به سر می بریم و برملا شدن مسئله دریافتی های نجومی مدیران مقدمه این بی اعتمادی نیست، بلکه آن را تشدید می کند. در حال حاضر آمارها نشان می دهد شکافی بین مردم و حاکمیت ایجاد شده و الان مردم در دوره بی اعتمادی به سر می برند. و عواقب بدتری هم خواهد داشت و ممکن است نتایج عملی این بی اعتمادی را در قالب واکنش های تندتر اجتماعی شاهد باشیم.
اما من نگران این هستم که مسئله رسیدگی به این نابرابری اجتماعی در حد شعار باقی بماند و مواجهه با فیش های نجومی برای تحت الشعاع قرار دادن اقتصاد مقاومتی شکل گرفته باشد. این نکته ظریفی است. اقتصاد مقاومتی یک نرم افزار تمام عیار است. یک منظومه است که ابعاد مختلف را پوشش می دهد و یکی از امیدهای جامعه محسوب می شود اگر به تمام لوازم ، ابعاد و بسترهای آن توجه بشود .
من نگران این هستم که برخی چه مخالف و چه موافق به دلایل مشخص سیاسی این موج را ایجاد کرده باشند و در حد شعار باقی بماند. من نگرانم عده ای برای بهره برداری سیاسی این مسئله را راه انداخته باشند و همنوایی دولت با آنها موجب شود فقط مدت کوتاهی دولت درگیر این مسئله باشد و در آخر هم به نتیجه ای نرسیم و چیزی دست مردم را نگیرد.
نهایتاً آنچه ما شاهدش باشیم اینست که موج آفرینی کاذبی ایجاد شود و متاسفانه افکار را چند صباحی به خود مشغول سازد و تفکر درباره بستر سازی برای اقتصاد مقاومتی و در مجموع اقتصاد مقاومتی را تحت الشعاع قرار دهد. مسئولین باید مراقب این قضیه باشند.  چون با واکاوی در جامعه متوجه شدیم آدمهای رندی در کشور وجود دارند و با بحران آفرینی و موج سازی تلاش دارند تا یک امر مثبت به تاخیر بیفتد یا اصلا انجام نشود .
اما برخورد با درآمدهای آنچنانی ، اتفاقا از سویی می تواند یک نسبت درونی با اقتصاد مقاومتی داشته باشد. یعنی اگر به جد اعمال بشود می تواند کاملا با اقتصاد مقاومتی سنخیت داشته باشد. بحث ما وقتی است که تنها در حد شعار باقی بماند و عده ای دراین بین از این شعار بهره برداری شخصی بکنند .
این شکاف درآمدی به هیچ وجه قابل قبول نیست و ما نباید صرفا با پاداش مالی و مادی، مشاغل مدیریتی را سامان بدهیم. ما می توانیم از پاداش های معنوی و منزلتی استفاده بکنیم .
ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند به داوری بنشیند که مثلا مدیر عاملی بانک کار سختی است و سایر مشاغل کار سختی نیست . اصلا چنین توجیهی صحیح نیست. مشاغل اجتماعی به طور زنجیروار به هم مرتبط هستند. ممکن است تفاوت درآمدی قابل قبول باشد اما نه با این شکاف درآمدی که ما شاهد آن هستیم و اصلا موجه نیست و همینطور زیبنده جمهوری اسلامی ایران هم نیست .

 اینگونه تخلفات مالی ، بانکداری اسلامی را نیز زیر سوال برده است

متاسفانه اطلاعاتی که بدست ما می رسد این است که بیشتر مدیر عاملان بانکها از این رانت ها استفاده کرده اند، که اتفاقا همین بانکداری اسلامی را نیز زیر سوال برده است. البته برای من از روز اول این بانکداری اسلامی نبود و شبهه ربوی داشت. یعنی ما بانکی را بانک اسلامی می دانیم که اصلا بهره ای نداشته باشد و یا بهره آن ناچیز باشد. از نظر من کشورهایی که نرخ سود خود را به صفر یا زیر صفر رسانده اند اینها اسلامی تر هستند تا بانکداری در ایران .
وی درباره ضربه ای که به اعتماد مردم درباره نظام، وارد شده ، افزود ؛ هر کسی که مظنون و مشکوک است و یا در مظان اتهام است باید با آن به جد برخورد شود . چون در این کشور فقط شوخی می شود و سر و صدا راه می اندازیم که قاطع هستیم و برخورد می کنیم اما در عمل چنین نیست. حتی عوام گاهی بهتر می فهمند.
مملکت ما مملکت امواج است. هر از چند گاهی موجی می آید و افکار عمومی را با خود همراه می کند . البته این را هم بگویم اینها تصادفی نیست. ما در کشور موج ساز داریم. موج سازانی که کار خود را خوب بلدند و متاسفانه با آنها برخورد قاطعی صورت نمی گیرد.
این جریان از سویی می تواند فرصت خوبی برای دولت باشد. دولت اگر آنچنان که نشان می دهد وفادار و ملتزم به تعهداتش است، می تواند در این مسئله به خوبی خود را نشان دهد .
آقای جهانگیری چند وقت پیش نامه ای برای رسیدگی به دریافتی های نجومی مدیران نوشت. اگر واقعا درست می گویند، اگر واقعا سازمان بازرسی کشور ، دیوان محاسبات ، نیروهای نظارتی راست می گویند این گوی و این میدان. هیچ منافاتی هم با اقتصاد مقاومتی ندارد که خیلی جامع تر نیز هست.  وارد میدان شده و ریشه ای برخورد بکنند و ضمن اینکه با افراد متخلف برخورد می کنند به طور اساسی ریشه این قضیه را بخشکانند. اینطور نباشد که با عده ای خاص برخورد بشود ولی وجه ساختاری درآمدها و حقوق ها در جای خویش باقی بماند.
بی خود و بی جهت به بی اعتمادی در کشور دامن زده می شود. چون تنها بحث بی اعتمادی نیست. بحث « بی عدالتی اجتماعی » مطرح است . چه کسی گفته در حیات اجتماعی عده ای می توانند آنچنان متنعم باشند که شکمهایشان باد بکند و عده ای دیگر از گرسنگی بمیرند.
یادمان نرود که بحث عدالت اجتماعی هم یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و هم یکی از نیازهای اساسی بشری است. اگر به این مسئله توجه نشود، انزجار اجتماعی خواهیم داشت و چرا نداشته باشیم. چرا مردم شاهد تحقق عدالت اجتماعی نباشند؟ مگر امام (ره ) نگفتند نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت تحقق عدالت اجتماعی شکل می گیرد و البته در اهداف بالاتر آن معرفت الهی نیز هست. اما در شکل زمینی آن عدالت اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. به هیچ وجه این مسئله توجیه ندارد و نباید حتی مصلحت اندیشی در آن روا بدارند.
من نگران این هستم که که این قضیه تنها یک موج سواری باشد و یا در حد شعار باقی بماند و متاسفانه چون سابقه امواج را در کشور دیده ام، ثابت می کند این نیز شعاری بیش نیست.
باورهای مردم دیگر با شعار احیا نمی شود. باورهای مردم تنها با « عملکرد درست » احیا می شود. شاید اوایل انقلاب مردم را با شعار می شد قانع کرد اما الان دیگر مردم به دنبال عمل هستند. به حد کافی دراین مملکت حرف زده شده دیگر نمی شود مردم را با حرف راضی کرد.
اولا « عمل » تعریف روشنی دارد یعنی بتوانند حرف و عمل را با هم هماهنگ و سازگار کنند. اقدام عملی را باید مردم در کاهش درآمدهای بالای مدیران و در برخورد با چنین متخلفانی و با کنار گذاشتن این افراد،  به کارگیری اشخاص پاکدست شاهد باشند.
باید به لحاظ ساختاری رفتاری بشود که اصلا کسی نتواند از درآمدهای آنچنانی برخوردار باشد. من واقعا نمی فهمم چرا کارگری که در کوره پزخانه ها کار می کند و به نان شب محتاج است، با شرایط سخت کار، آنوقت حقوقش اینقدر پایین تر از افرادی است که پشت میز و زیر باد کولر نشسته اند. تفاوت را همه ما می فهمیم اما شکاف اجتماعی قابل قبول نیست.
برخی می گویند افروغ چرا وارد چنین مسایلی می شود. می خواهم بگویم موضوع پایان نامه ارشد من « تمرکزگرایی در اداره کشور » بوده و موضوع تز دکترای من نیز راجع به « بی عدالتی و نابرابری های اجتماعی » بوده است. من همینطوری اظهار نظر ژورنالیستی نمی کنم. برخی چون نمی توانند جواب امثال بنده را بدهند می گویند مگر افروغ اقتصاددان است ؟
این آقایانی که اینهمه بحث اقتصادی می کنند مگر مدرک مرتبط دارند؟ اما من بیش از ۶ سال روی تز دکتری کارکرده ام و به مسئله نابرابری های اجتماعی پرداخته ام .
تحقیقی که وزارت کشور اخیرا انجام داده است نشان می دهد ما اکنون در بطن و متن بی اعتمادی به سر می بریم. برملا شدن موضوع فیشها نه تنها باعث بی اعتمادی شده بلکه منجر به تشدید آن شده است و مقدمه ای برای مواجهات اجتماعی.
تنها را مقابله با آن « عمل » است و برای احیای اعتماد و باور مردم تنها باید وارد عرصه عمل شویم. چون مردم عاشق این نظام، تاریخشان و هویتشان هستند و مبانی آن را کاملا قبول دارند.