بین هنرمندان و مسئولان دیوار بی‌اعتمادی است/ باید پای مجوز نمایش بایستیم


آی سینما: امروز لیست اعضای جدید شورای پروانه نمایش اعلام شد که یکی از غافلگیرانه‌ترین نام‌ها در این ترکیب جدید، عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و یکی از چهره‌های معتدل فرهنگی منسوب به اصولگرایان است. او در گفت‌وگو با آی سینما درباره نگاهش به فرهنگ و سینما از گذشته تاکنون و ایده‌هایش برای همکاری و گفت‌وگو با مجلس و سینماگران و البته شرط هایش برای تداوم حضور در شورای پروانه نمایش می‌گوید.

سینمای مطلوبم سینمایی است که بازتابنده دردهای جامعه باشد

عماد افروغ در دوره  هفتم مجلس شورای اسلامی ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی را برعهده داشت. دوره‌ای که سال‌های آخر حضور دولت اصلاحات و اوایل حضور محمود احمدی‌نژاد را از سرگذراند. با توجه به این تجربه از افروغ می‌پرسیم چقدر نظراتش نسبت به آن سال‌ها تغییر کرده وچقدر ظرفیت‌ها از نظر او بالا رفته است؟ که در پاسخ می‌گوید: «من در کتابی با عنوان «هویت ایرانی و حقوق فرهنگی» نیز به این موضوع اشاره کرده‌ام و همواره از حقوق فرهنگی گفته‌ام که شاید برای اولین بار هم در در ایران مطرح شده باشد. این موضوع حتی در قالب پایان نامه‌ای نیز به خارج از ایران رفت که به خاطر دارم استاد راهنما از  این‌که این مطلب در ایران مطرح شده، شگفت زده شده  بود. از سوی دیگر من مدرس جامعه شناسی فرهنگی ایران در مقطع دکتری نیز بوده و هستم و تجربه‌ای هم از مدیریت گروه‌ فرهنگ و هنر و تاریخ شبکه یک دارم و مدتی با اصحاب فرهنگ و هنر حشر و نشر داشتم. حتی در دوره هفتم مجلس که ریاست کمیسیون فرهنگی را بر عهده داشتم نیز با اهالی فرهنگ و به ویژه سینما جلساتی داشتیم که مایل بودم ادامه پیدا کند و اگر کدورتی هست برطرف شود.»

افروغ توضیح می‌دهد که منظورش از کدورت، میان مقامات سیاسی و  عرصه مدنی است. از نظر او دیوار بی اعتمادی از هر دو طرف، چه از طرف هنرمندان و چه مقامات سیاسی وجود دارد، نگاه هنرمندان به اصحاب قدرت همراه با اعتماد نیست و از طرف دیگر دولتمردان نیز نگاه خوشبینانه‌ای به آن‌ها نداشته‌اند. این استاد دانشگاه در ادامه پاسخش درباره رویکرد امروزش نسبت به مسائل فرهنگی می‌گوید: «الان به جد معتقدم که گفت‌وگو و فهم متقابل، امکان‌پذیر است و سوء تفاهم‌ها از این طریق برطرف می‌شود. البته نه این‌که فقط گفت‌وگو  بدون توجه به مبانی، ملزومات و بستر های آن مورد توجه باشد. در عرصه سینما فکر می‌کنم شرایط مهیا‌تر است. الان هم شرایط عوض شده، البته نظرات من تغییر ماهوی نکرده و چارچوب اندیشه‌ام عوض نشده است. اما نمی‌توان در برابر حوادث و اتفاقاتی که می‌افتد موضعی نداشت. آن موقع فهم دقیقی از بسیاری افراد و جریانات نداشتم و الان فهم دقیق‌تری دارم. همان زمان نیز نظر مطلوبم را درباره سینما گفتم، که ذیل حقوق شهروندی و به طور خاص حقوق فرهنگی قرار می‌گیرد که در حقوق جامعه‌ای فرهنگی دسته‌بندی می‌شود. در واقع سینمای مطلوب من سینمایی است که با جامعه تعامل داشته باشد، این نظر درباره دیگر حوزه‌ها نیز صدق می‌کند. دانشگاه مطلوب دانشگاهی است که با جامعه تعامل داشته باشد و حتی دین مطلوب دینی است که با جامعه تعامل داشته باشد و در برابر مشکلات بی تفاوت نباشد و راهکاری برای آن داشته باشد. درباره سینما باید بگویم سینمایی مطلوب من است که بازتابنده دردهای جامعه باشد.»

توجه او را به این نکته جلب می‌کنیم که در این سال‌ها سینمایی که بازتابنده دردها بوده متهم به سیاه‌نمایی شده، آیا از چنین سینمایی حمایت می‌کند؟ که پاسخ می‌دهد: «من از این رویکرد استقبال می‌کنم، شما به آثار من هم رجوع کنید همین را خواهید دید. من در کتاب «مناقشه حق مصلحت و بن‌بست جنبش دانشجویی» 28 مانع نقد در کشور را برشمرده‌ام و حتی در کتاب انقلاب اسلامی و مبانی باز تولید آن به جایگاه، ضرورت و ارکان نقد پرداخته ام. من از نقد استقبال می‌کنم و یک نکته هم بگویم. من نمی‌گویم سیاه‌نمایی، چرا؟ چون جامعه انواع و اقسام زشتی‌ها را در خود دارد، اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی. معتقدم سینماگر خوب یک روشنفکر متعهد و زبان بی زبانان است، شمعی که باید بسوزد تا دیگران از نورش بهره مند شوند. همیشه همین را گفته‌ام و هزینه‌اش را نیز داده‌ام. یعنی هیچ‌وقت رطب خورده منع رطب نکرده ام. هیچ قدرتی ندارم و حتی خودم را از استادی دانشگاه نیز بازنشسته کرده‌ام که بتوانم در عرصه مدنی و روشنفکری راحت‌تر حرکت کنم.»

البته افروغ درباره بازتاب زشتی‌های جامعه‌ نکته‌ای را نیز تعیین‌کننده می‌داند و در این‌باره می‌گوید: «اگر زشتی در جامعه می‌بینیم باید به طور غیر مستقیم و معناگرایانه وجه مطلوب نیز بیان شود. مثالی برای این موضوع می‌زنم، مثلا تولستوی در نوشته‌هایش عشق و هوس را به تصویر می‌کشد، اما عاقبت خوشی را برای هوس به تصویر نمی‌کشد و این عشق است که به عاقبت خوش می‌انجامد. این در خود جهان‌بینی دارد، به آن معنی است که او دنیا و هستی را به خوبی شناخته است وظیفه خود را نسبت به جامعه احساس کرده و بی‌تفاوت نیست. سینمای مطلوب هم از نظر من این‌ است. هم زشتی‌ها را به تصویر بکشد هم با خوبی‌ها نسبتی برقرار کند که به امیدواری واقع‌گرایانه منجر شود. در واقع فکر می‌کنم سینما یعنی سینمای رئال. البته نه به این معنی که هرچه مشاهده می‌شود رئال باشد.»

با توجه به نگاهی ایده‌آل‌گرایانه‌ای که افروغ به سینما دارد، به این نکته اشاره می‌کنیم که اولین رسالتی که برای سینما در نظر گرفته می‌شود جنبه سرگرم‌کنندگی آن است و باید اول هر فیلمی بیننده داشته باشد تا بتواند پیام خود را منتقل کند که او در این‌باره نیز این‌طور اظهار نظر می‌کند: «با دیدگاه انحصاری به طور کلی مخالفم. این‌که بگوییم سرگرمی و لاغیر یا نگاه‌هایی از این دست؛ اما اگر می‌گویید باید سرگرمی هم در فیلم باشد قبول می‌کنم. این نظری هم که می‌دهم قرار نیست تحمیل شود، من در سرگرمی هم جهت می‌بینم. در واقع تعریفم از انسان پا در هوا نیست، من فکر می‌کنم آن سرگرمی هم باید ایجاد انرژی و امید کند، نه سرگرمی‌ای که لودگی باشد. در این صورت اگر مثلا شما از من بپرسید که سینمای لورل و هاردی را بیشتر می‌پسندم یا چارلی چاپلین را؟قطعا می‌گویم سینمای چارلی چاپلین. مگر حق من نیست که سلیقه داشته باشم، من ترجیح می‌دهم هم بخندم و هم پیامی منتقل شده باشد.»

با این حساب از او می‌پرسیم موضعش درباره دو فیلم پرفروش امسال یعنی «من سالوادور نیستم» و «50 کیلو آلبالو» ساخته مانی حقیقی که جنجال‌های بسیاری را در پی داشت، چیست؟ که می‌گوید: «ما هنوز جلسه‌ای در شورای پروانه نمایش نداشته‌ایم، اجازه بدهید 2-3 جلسه‌ای را بگذرانیم و بعد به این مسائل برسیم. الان نمی‌خواهم در این‌باره چیزی بگویم و درست نیست درباره این فیلم‌ها چیزی بگویم.» او همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که پیش از این در سال‌های دهه هشتاد تجربه حضور در یکی دو جلسه شورای پروانه نمایش را داشته اما به دلیل مسئولیتش در مجلس به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی که باید تمام وقت به آن می‌پرداخته، به مسائل شورای نمایش نمی‌رسیده و نتوانسته این حضور را ادامه دهد.

حداقل ملزومات گفت‌وگو استفاده نکردن از زور، تهدید و فریب است

کمیسیون فرهنگی مجلس بارها در طی سال‌های اخیر درباره برخی فیلم‌های سینمایی که پروانه نمایش داشته‌اند ورود کرده و برخی از آن‌ها را از پرده پایین کشیده است، با توجه به این‌که افروغ ریاست کمیسیون فرهنگی را نیز در کارنامه داشته‌ است. از او می‌پرسیم امروز به عنوان عضوی از شورای پروانه نمایش نظرش درباره ورود کمیسیون فرهنگی به اکران برخی فیلم‌ها چیست؟ که این‌طور پاسخ می‌دهد: «این برمی‌گردد به جایگاه کمیسیون فرهنگی که جایگاه قانون‌گذاری دارد و من تمام هم و غمم این است که با گفت‌وگو در این‌باره پیش برویم هم گفت‌وگوی درون‌شورایی با اعضای شورای پروانه نمایش، هم گفت‌وگو با اصحاب فرهنگ و برون‌شورایی؛ در این‌باره می‌توانیم با کمیسیون فرهنگی نیز وارد گفت‌وگو شویم همان‌طور که با سینماگرها هم گفت‌وگو خواهیم کرد. چون کمیسیون فرهنگی در حوزه تقنین، نظارت و تخصیص اعتبار جایگاه قانونی دارد روی این گفت‌وگو تاکید دارم چون بستری را به وجود می‌آورد که از مسیر تقنین پیش برویم. البته این نیاز دارد به این‌که ما فهم دقیقی از گفت‌وگو داشته باشیم که حداقل از ملزوماتش استفاده نکردن از زور، تهدید و فریب است. شرایط نیز باید برای طرفین گفت‌وگو برابر باشد و از منطق اقناع، استدلال و نفوذ استفاده شود و با همان روش صحیح در این‌باره پیش برویم. منظورم از نفوذ نیز نفوذ در قلب و فکر طرف مقابل است که با زور، تهدید و فریب سازگار نیست. مبنای منطقی گفت‌وگو چیست که حتی در بحث ادیان نیز مطرح می‌شود؟ این‌که ما قائل به حقیقت هستیم اما درک هیچ‌کس از حقیقت منطبق با حقیقت نیست. درک‌های ما نسبی است اما درک‌های نسبی به یک میزان از حق و اعتبار برخوردار نیستند. بنابراین گفت‌وگو شرط اول رسیدن به معرفت صحیح‌تر است.»

در دورانی که محمود احمدی‌نژاد ریاست دولت را بر عهده داشت، افروغ انتقاد‌های بسیاری را به دولت وارد کرده بود و در این‌باره موضع انتقادی داشت. از او می‌پرسیم این‌روزها نسبت به سال‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به ویژه در حوزه فرهنگ چه رویکردی دارد؟ او پاسخ می‌دهد: «خودتان می‌گویید که من در آن زمان هم به رویکردهای دولت انتقاد داشته‌ام و پاسخ مشخص است. من در آن موقع هم در این‌باره بحث می‌کردم، در یکی از مصاحبه‌هایم گفتم که دولت در عرصه فرهنگ هیچ طرحی نیاورده است و اگر اشکالی می‌بینیم دولت باید طرحش را بیاورد. در همان زمان کمیسیون فرهنگی یازده طرح فرهنگی داشت که این تعداد کمی نیست.»

اگر نتایج حاصل در شورا عملی نشود، حضور نخواهم داشت

با توجه به جو ملتهب ماه‌های گذشته و اخباری که درباره سخت‌گیری در شورای پروانه نمایش منتشر شده است، از افروغ می‌پرسیم آیا توصیه خاصی به او برای حضور در شورای پروانه نمایش شده است یا نه؟ که می‌گوید: «منظورتان چه توصیه‌ای است؟ ببینید، ضوابط تعریف شده است. من توصیه‌ای در این‌باره قبول نمی‌کنم، اگر سخت‌گیری خارج از قانون خواسته شود قبول نخواهم کرد و توصیه موردی هم نخواهم پذیرفت. وقتی از من برای حضور در شورا دعوت شد گفتم اگر در این حوزه مفید به نظر می‌رسم مسئله‌ای نیست. اما اگر شورا با توجه به ضوابط و طی کردن فرایند مطلوب گفتگویی درباره مسئله‌ای به توافق رسید و نتیجه اعلام شد، باید بر همین اساس عمل شود. اگر رسید و برخلاف آن نتیجه‌ای که در شورا گرفته شده عمل شد من از جلسه بعد در آن شورا نخواهم بود.»

با این وجود از او می‌پرسیم که اگر اتقافی مثل فیلم‌های «خانه پدری» یا «رستاخیز» بیافتد که با وجود پروانه نمایش از نمایش بازماند چه موضعی خواهد داشت؟ که می‌گوید: «من این را نمی‌پذیرم اگر این شورا آمده و تمام حرف‌هایش را زده و به جمع‌بندی رسیده است تمام شده و رفته دیگر کسی حق ندارد خلاف آن عمل کند. اگر کمیسیون فرهنگی هم متولی هست بیاید و حرف‌هایش را بزند، اما وقتی نتیجه‌ای گرفته شده باید پای آن بایستیم و آن فیلم اکران شود و اگر نشود این اتفاق منطقی و درست نیست.»

حق مردم این نبود...

با توجه به این‌که مدت‌هاست افروغ مسئولیت سیاسی یا فرهنگی به عهده نگرفته است از او می‌پرسیم انگیزه‌اش از حضور در شورای پروانه نمایش چه بوده است؟ که می‌گوید: «خیلی جالب است برایم که با توجه به تجاربی که داشتم خانه‌نشین و منزوی بوده‌ام. در واقع از سال 88 به این طرف مطالعه و تحقیق و رصد کردن را ادامه می‌دهم. احساس کردم باید به فکر اجتماعی شدن آن هم باشم و نتایج مطالعات و اندیشه‌هایم را نشر دهم، به ویژه با توجه به اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای گفت‌وگو قائل بوده‌ام و مسئله گفت‌وگو را تئوریزه کرده‌ام. دغدغه‌ام راجع به سینما را نیز در همین مصاحبه گفتم. دقت کنید که من یک جامعه شناس هستم، با مردم در ارتباطم و دوست دارم که فشارهای اجتماعی بازتاب داده شود. به کرات حرف‌های من سانسور می شود. اما باید بگویم ما در حق مردم جفا کرده‌ایم و حقشان این نبوده است. باید با آن‌ها بهتر برخورد می‌شد، باید با نشاط‌تر می‌بودند و عادلانه‌تر با آن‌ها برخورد می‌شد. حتی یادم است در مصاحبه‌ای این جمله از من حذف شد که گفته بودم جوانان عزیز! ما در حق شما جفا کرده‌ایم، عهد و پیمان ما این نبود امیدوارم در سینما هم کاری که خودم در حوزه کتاب کردم اتفاق بیافتد. یعنی ایده‌ای که دارم منتقل شود که اینجا با وجود سینماگران فرصتی برای طرح آن وجود دارد. در واقع هدفم هم دنبال کردن منطق گفت‌وگو و تعامل در سینماست و اگر با اقبال روبرو شود آن را ادامه خواهیم داد. درباره ترکیبی هم که در شورا وجود دارد اگر بپرسید که این تعامل اتفاق خواهد افتاد یا نه می‌گویم مطمئن باشید اتفاق می‌افتد .قرار است همفکری کنیم و در نهایت به نتیجه برسیم و به آن پایبند باشیم.»