تبلیغات
در راه مدرس - مواضعم با افراد گره نخورده است(2)
دوشنبه 8 شهریور 1395

مواضعم با افراد گره نخورده است(2)

نوع مطلب :گفتگوها ،

مواضعم با افراد گره نخورده است(2)



فعالیت مدنی را ادامه دادید؟

همیشه ضعفم این بوده که فعالیت متشکل مدنی نداشتم ولی فعالیت شخصی مدنی داشتم. فعالیت شخصی مدنی همین نوشتن­ها و مقالات و مصاحبه­ها و گفتگوها و بالاخره "پارک ملت­" هاست.

یک نکته به شما بگویم. این همه مصاحبه که از من چاپ شده است، برای نمونه "ماقال و من قال" که مربوط به مطالب قابل دسترس اینترنتی از سال 78 تا 95 است و بالغ بر 3200 صفحه است فعالیت مدنی محسوب نمی شود؟ توجه هم داشته باشید که بنده هیچ گاه زنگ تلفنی را به صدا درنیاورده ام که با من مصاحبه کنید. همیشه درخواست وجود داشته است. آدمی نیستم که زنگ بزنم و بگویم که یک سوژه مهمی دارم. این در صورتی است که روزانه بسیاری از درخواست ها را رد کرده ام و این روزها هم که بندرت مصاحبه ای انجام می دهم.

یک سوالی که اینجا پیش می آید این است که آقای افروغی که چهار پنج سال است از فضای اجرایی و جریان جاری کشور فاصله گرفته و حتی ایشان مثلا می­رود در یک روستایی در شمال کشور به مطالعه و تفکر می پردازد،  چه شد که آمد عضو شورای فرهنگ عمومی و شورای پروانه نمایش فیلم شد؟

من در روستا و مشغول مطالعاتم بودم که با بنده تماس گرفتند البته من یک زمانی در سال های گذشته و قبل از نمایندگی با شورای فرهنگ عمومی همکاری داشتم یعنی هم در جلسات شرکت می­کردم هم مقالاتی برای­شان نوشته بودم. چون مشغول تألیف و ترجمه دو کتاب بودم، گفتم: نمی­رسم، حال اگر ماهانه بود شاید می توانستم خودم را هماهنگ کنم. گفتند: دو هفته یکبار است، گفتم: فعلاً مشغول کتاب هایم هستم و نمی رسم.

این موضوع برای چه سالی است؟

سال 93. وقتی کار کتاب ها تمام شد دوباره تماس گرفتند، عرض کردم: به تصورم منتفی شده است. گفتند خیر. کماکان می خواستند که بنده عضو حقیقی شورای فرهنگ عمومی باشم. پاسخ دادم: در صورتی که مؤثر باشم در خدمت خواهم بود. من ابایی ندارم از اینکه بتوانم کاری بکنم. زمانی که بنده وارد شورا شدم، بحث خانواده مطرح بود. بنده علاوه بر مصاحبه ای مفصل با فصلنامه شورا و شرکت در جلسات و طرح دیدگاه هایم، توجه بیشتری را به قانون طرح تسهیلات ازدواج جوانان که از طرح های پیشنهادی بنده در مجلس هفتم بود و با مرارت زیاد به تصویب رسید، معطوف کردم. بحث دیگر که از بعد از عید طرح شد بحث گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی، از طرح های ایده آل بنده، است و بنده شاهدم که با چه دقت و وسواسی این کار پیش می رود و بحمدالله تمام دستگاه ها حضوری فعال در این طرح دارند و هر هفته برنامه ها و عملکرد هر دستگاهی مطرح می شود. تصور بنده این است که سند گفتمان سازی آن به زودی به سرانجام خواهد رسید. تاکنون چندین مطلب و یادداشت هم از بنده در خصوص اقتصاد مقاومتی چاپ شده است و شما نیز برخی از آنها را چاپ کرده اید.

 وقتی می­گویم این قدر فرمالیسم حاکم نباشد و نگاه به صورت نکنید؛ همین است. بعضی­ها می­گویند چرا افروغ دو سال مرکز تحقیقات استراتژیک بود؟ می­گویم شما چه می­دانید من آنجا چه می­­کردم. شما فقط می­بینید این رفته دراین مرکز.این قدر صورتگرا نباشیم. این ها بحث­های سیاسی – جناحی و فرقه ای و ایدئولوژیک با تعابیر منفی آن است. ایدئولوژی تعابیر مختلفی دارد، که جای طرحش این جا نیست. بپرسید در آن جا چه کردی؟ بنده وظیفه­ای دارم و رسالتی. و برای انجام رسالتم قرار نیست از کسی اجازه بگیرم یا برای خوشایند کسی کار کنم، آن هم کسانی که مواضع و منافعشان اظهر من الشمس است. به هر حال شما می دانید که بنده چه قدر به اقتصاد مقاومتی یا توسعه درون زا و فرهنگی علاقه مندم و در این خصوص مقالاتی نوشته و در مقطع دکتری تدریس کرده ام. همین امروز باخبر شدم که مجموعه مقالات دانشجویان دکتری با مقدمه ای طولانی از بنده و در این خصوص قرار است چاپ شود که بسیار خبر مسرت بخشی برایم بود. بنده حتی معتقدم این طرح بر طرح الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت با تمام اما و اگر های آن ارجحیت دارد و در مصاحبه ای به این اما و اگر ها هم اشاره کرده ام.

یا در شورای نمایش فیلم هم همین طور. ما هر هفته می­رویم فیلم­هایی را می­بینیم و نظر می­دهیم. من که نمی توانم بگویم من چه نظراتی دارم ولی بروید و بپرسید. روزنامه جوان یک مطلبی نوشته بود و بعد هم عذرخواهی کرد، از قول یک بنده خدایی که اگر افروغ بیاید دیگر ولنگاری فرهنگی است. گفتم خب این را حسب گذشته من می­گویید؛ حسب سابقه من می گویید؟ بگویید چه سابقه ای، ماجرا چیست؟ من می دانم ماجرا چیست.  از زمانی که گفتم گفتمان انقلاب اسلامی تفاوتی با سیاست­ها و رفتارهای جمهوری اسلامی دارد و اظهار داشتم که انقلاب اسلامی را با بر سریر قدرت بودن عده­ای نباید گره زد، شدم آدم بد و کسی که مواضعش تغییر کرده است. بنده معتقدم انقلاب اسلامی قائم به شخص نیست و  به یک جناح خاص گره نخورده است.

 مگر موضع یک نفر با افراد گره خورده است؟ اگر بنده در اصل و گفتمان انقلاب اسلامی عدول کرده ام بگویید. کیست که در این مملکت انقلاب اسلامی را دائماً تئوریزه می­کند؟ کیست که همواره از انقلاب اسلامی و از عظمت گفتمان انقلاب اسلامی می­گوید و در محافل بین­المللی از آن دفاع می­کند؟ این مهم است یا اینکه خودم را گره بزنم به یک جناح خاص،  که اگر آن جناح در قدرت بود بگویم همه چیز خوب است و اگر کنار رفت بگویم همه چیز بد است، نه من این کار را نمی­کنم. ضمن اینکه من هم رفتار چپ را دیده ام، هم راست را.  هم اصولگرا را دیده ام هم غیراصولگرا را. خودم بداخلاقی­های برخی افراد منتسب به اصولگرا را با پوست و گوشت و استخوانم درک کرده ام، بعد بیایم از چه دفاع کنم؟  از بداخلاقی دفاع کنم؟ از نان به نرخ روز خوردن دفاع کنم؟ انقلابی بودن و اصولگرا بودن بنده، به بنده این اجازه را نمی­دهد. اصول، اصول است و زمان بر نمی دارد. پای اصولت باید بایستی و این عین ارزش است.

به هر حال بنده مرامی دارم و مسلکی و فرمالیست هم نیستم. در ارزیابی فیلم به پیام و مضمون و جوهره فیلم کار دارم نه صرف صورت آن. ممکن است یک فیلم از اول تا آخر، نماز نمایش داده شود، اما پیامش ضد نماز و عبودیت باشد و یا یک فیلم اصلا نماز در آن پخش نشود اما پیامش عبودیت باشد. بنده جوهرگرا و معناگرا هستم. کارهای فرهنگی زیادی هم کرده ام. کارهای نظریه­­پردازی در حوزه فرهنگ، تدریس و تحقیق در این خصوص داشته ام و راجع به سینما هم نظراتی داشته ام. با بنده تماس گرفتند، گفتم: اشکال ندارد، اگر تصور می کنید وجودم مفید است حرفی ندارم. اتفاقا این دفعه هم در تراس منزلم در روستا نشسته بودم و منتظر اذان مغرب برای نماز و خوردن افطاری ماه مبارک رمضان بودم. اما اضافه کردم که منطق ما گفتگوست، اگر جمع به نتیجه رسید نباید وتو شود که این مطلب را هم خبری کرده ام، واقعاً هم همین است. در مصاحبه ای هم گفتم اگر جایی اقتضا کند باید کارگردان هم دعوت شود و بیاید حرف­هایش را بزند که گفتند این در گذشته هم بوده است. منتها ما تلاش­مان این است که ذائقه مردم ارتقاء یابد. بنده مواضعم رو است و منافعی ندارم که از دست برود. همواره منفعت­گرایی را نفی کرده ام. ضمن اینکه فرمالیست و رفتارگرا نیستم از فیلم­هایی که هیچ ارتقای بینشی نمی­­دهد و توهین به مخاطب است و به لحاظ ابعاد تخصصی و فنی، توهین به فیلم و سینماست، که البته تشخیص این دومی با صاحبنظران ذی ربط در این شوراست، به سهم خودم دفاع نمی کنم.

منطقم دیالوگ و گفتگو است. برای گفتگو هم نظر دارم. راجع به گفتگو یک نظریه می­گوید بنشینیم بحث کنیم و بالاخره مشترکات یکدیگر را بپذیریم و کنار بیاییم یعنی یک زندگی مسالمت­آمیز داشته باشیم این خیلی خوب است، اما بالاتر از این مورد نظر بنده است. می­گویم حقیقتی وجود دارد، ولی درک­ها نسبی است اما داوری­ها نسبی نیست. یعنی همه درک­ها به یک میزان از صحت برخوردار نیستند و باید گفتگو بکنند تا به آن حقیقت نزدیک شوند. پس هر ادعایی راجع به حقیقت دارید باید بیاورید روی میز. یعنی تعصب نداریم و نباید دیگری را قانع کنیم، باید خود را قانع کنیم این خیلی شهامت می­خواهد. یعنی تو باید هم دیگری را بشناسی و هم خودت را و شهامت داشته باشی  که هر چه در درون داری و به آن معتقدی  بیاوری روی میز و به بحث بگذاری.

در مورد شورای فرهنگ عمومی چطور؟

اعضای شورای فرهنگ عمومی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب می شوند. بنده عضو شورای نظارت بر کتاب هم هستم و آنجا وزیر ارشاد پیشنهاد می­دهد به رئیس جمهور و رئیس جمهور باید تایید و شورای انقلاب فرهنگی نهایی کند. برای شورای فیلم هم شخص وزیر تماس گرفت. اشاره کردم که در لفور بودم و توی تراس نشسته بودم و داشتم به صدای خروس بی محل همسایه گوش می دادم و از دست صداهای بی تناوبش به ستوه آمده بودم(با خنده)

قبل از عید شورای نظارت بر نشر کتاب جلسات زیادی داشت، اما بعد از عید تنها یک جلسه داشته ایم. تصور می کنم به دلیل عدم ضرورت باشد. چون تا قبل از عید مصوبات خوبی صورت گرفته است و جز این هم در حیطه وظایف این شورا تعریف نشده است.

بنده  حتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال  88 هم گفتم هر کاندیدایی از من مشورت بخواهد به او مشورت می­دهم و البته برای خودم رای مستقل دارم. کما اینکه می­دانید به آقای میرحسین موسوی هم مشورت می­دادم که قبلاً شرحش آمده است و اجازه دهید وارد آن نشوم.

بگذریم، اشاره کردم که الان شورای فرهنگ عمومی الحق و الانصاف خوب روی این گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی کار می کند. خود بنده براساس اسناد مصوب در مجمع تشخیص مصلحت و سخنرانی مقام معظم رهبری در سال های 92 و 95 مطلبی تنظیم کردم تحت عنوان وجوه سخت و وجوه نرم این اقتصاد. اشاره شد که این اقتصاد مقاومتی علاوه بر وجوه سخت و نرم باید به چهار عنصر آگاهی، انگیزه، مهارت و فرصت توجه ویژه کند. یعنی این چهار عنصر کلیدی است و آگاهی صرف جواب نمی­دهد.

الان مباحث خیلی خوبی در شورای فرهنگ عمومی طرح می­شود و ما افتخار می­کنیم در جایی هستیم که بحث­های کلیدی مطرح می­شود به دور از بحث­های جناحی. من یک مطلبی به شما بگویم؛ آفت این مملکت که تجربه سال­ها حضور من در سیاست این کشور آن را نشان می­دهد، جناح­زدگی و سیاست­زدگی است که خیری در آن نیست. هر دو هم یکی هستند. من در برنامه شناسنامه هم گفتم؛ الگوی رفتاری یکی است و شعارها فرق می­کند. ما امروز به انسجام نیاز داریم. ما امروز به نگاه امام(ره) نیاز داریم. نگاه امام(ره) فراجناحی بود و امام(ره) نمی­­گذاشت جناحی مظلوم واقع شود. این را من به شما بگویم الان هر چه که بیشتر پیش می­روم به اندیشه سیاسی و سیره نظری و عملی امام(ره) بیشتر پی می­برم. ببینید اثبات شی هم نفی ماادا نمی­کند. بلافاصله در ذهن­تان نرود من چون اسم امام را گفتم رهبری برایم مطرح نیست خود رهبری هم بحث امام(ره) برایش مطرح است. من هر چه پیش تر می ر­وم بیشتر ضرورت این قضایا را حس می کنم و بیشتر انزجار خودم را از این رفتارهای جناحی و سیاسی که گریبان هر دو جناح را هم گرفته است، اعلام می کنم.