تبلیغات
در راه مدرس - روایت سه اندیشمند اسلامی از شاخص‌های عقلانیت اسلامی


روایت سه اندیشمند اسلامی از شاخص‌های عقلانیت اسلامی


هفتمین همایش بین‌المللی «اسلام و مسائل معاصر» هفته گذشته در جامعه‌المصطفی العالمیه در تهران با حضور اندیشمندان و دانشجویان کشورهای گوناگون برگزار شد. نوشتار زیر گزارشی از سخنرانی دکتر عماد افروغ در پنل اسلام و دموکراسی و سخنرانی دکتر حمید پارسانیا و دکتر فرید العطاس در پنل عقلانیت اسلامی و فرقه‌گرایی است.

دوران دوگانه‌نگری‌ها به سر آمده

دکتر عماد افروغ با موضوع فلسفه سیاسی مردم‌سالاری دینی به سخنرانی پرداخت. وی در ابتدا عنوان کرد که دوران انواع ثنویت‌ها به سر آمده است و بشر تمایل به تفکر منظومه‌ای و دیالکتیک پیدا کرده است. دکتر افروغ سپس به وتیمو اشاره کرد و گفت: او بااینکه یک متفکر پست‌مدرن است می‌گوید برابری، توجیه متافیزیک می‌خواهد و راجر تریگ معتقد است این توجیه متافیزیک در دین وجود دارد که همه را در برابر خدا یکسان می‌بیند.

او با اشاره به دو نوع نگاه حکومتی دموکراسی و تئوکراسی از تفکر سیاسی سومی نیز یاد کرد و در ادامه به تبیین آن پرداخت. وی از یک دیدگاه سخن گفت که معتقد است دموکراسی در هر کشوری رنگ و بوی عقاید آن کشور را می‌گیرد و همچنین به دیدگاه دیگری اشاره کرد که می‌گوید تقابلی بین دموکراسی و دین نیست. افروغ با ابراز مخالفت نسبت به هرگونه دوگانه‌نگری، هر دو تفکر دموکراسی و تئوکراسی را دچار دوگانه نگری و دوآلیسم دانست و خاطرنشان کرد: دموکراسی صرف می‌تواند موجب دیکتاتوری اکثریت و اغوا بشود و تئوکراسی این ضمانت را می‌دهد که به اخلاق توجه شود.

دکتر عماد افروغ در ادامه به نقدهایی که از دموکراسی شده است اشاره کرد و از نقدهایی چون حکومت غوغا و عوام، عدم التزام به اخلاق، ناپایداری سیاسی به دلیل چرخش قوا، ستیز بین گروه‌ها و امکان دیکتاتوری اکثریت یاد کرد. وی هیتلر را مثال زد و گفت: هیتلر کودتا نکرد بلکه رأی آورد. به زیر کشیدن یک حکومت مطلقه آسان‌تر است یا یک حکومت مطلقه منتخب؟ افروغ در نقد دموکراسی افزود: نمایندگی به‌جای وکالت نشسته است و تضمینی وجود ندارد که منتخبان بر اساس منافع و نظر خودشان برای مردم تصمیم نگیرند و به اغوای مردم نپردازند.

دکتر افروغ در ادامه تئوکراسی را به معنای حکومت رهنمودها و قواعد الهی دانست و با اشاره به محاسنی چون نفی حکومت انسان بر انسان و تلفیق حکومت با خرد، معنویت و اخلاق گفت: قرار است آسمان و زمین را به هم گره بزنیم.

وی همچنین به آسیب‌هایی اشاره کرد که در برقراری حکومت دینی ممکن است رخ دهد. ازجمله؛ احساس استعباد و انقیاد مطلق از سوی مردم و توهم خدایی بودن حاکمان دینی به‌دلیل قداست حکومت دینی در صورت فقدان ساز کار نظارتی، نخبه‌گرایی صرف و این‌که فقط علمای دین حق انتقاد دارند و مردم حق انتقاد ندارند، بی‌توجهی به مسائل متحول اجتماعی، رواج تقلیدگرایی عاطفه‌گرایی و اقتدار کاریزماتیک دینی، حاکمیت تزویر و ریا، توده‌گرایی و ماکیاولیسم سیاسی و رواج توجیه دینی.

عضو اسبق مجلس شورای اسلامی در انتها به جمع‌بندی بحث خود پرداخت و مشروعیت در نگاه مطلوب را جمع میان حقانیت و مقبولیت دانست. وی شرعیت را هم فرمان رهبر و هم نظارت مردم عنوان کرد و این نگاه را دموکراسی جهت‌دار و فضیلت‌محور در برابر حکومت عوام دانست. همچنین به فواید دیگری اشاره کرد: رابطه دیالکتیک ظرف و مظروف یعنی حقانیت حاکمان و مقبولیتشان از طرف مردم باهم ارتباط متقابل دارد، ضمانت مضاعف و دولایه به حقوق انسانی و درنتیجه امکان نقد مضاعف، امکان جلوگیری از اغوا، توجه به مسائل متحول، چرخش اصحاب قدرت، جمهوریت‌گرایی، کنترل‌های حداقلی و قابل پیش‌بینی دولت.

ریشه‌یابی تفکر سلفی

دکتر فرید العطاس سخنان را این‌گونه آغاز کرد: «من درباره «اهریمن جلوه دادن» تفکر شیعه در مالزی تحقیق زیادی کردم.» عطاس رویکرد خود را در این تحقیق بررسی سَلَفی کردن جوامع سنی ذکر کرد و به فرایند و برنامه‌ای که برای این هدف در مالزی وجود دارد اشاره کرد. وی برای فهمیدن علت رویکرد سلفی‌ها نسبت به شیعه و ریشه‌های تفکر سلفی‌ها تحلیل ریشه‌های ضدیت با شیعه را مفید دانست. دکتر العطاس اهل‌بیت را یکی از نقاط مشترک برای اتحاد شیعه و سنی عنوان کرد.

وی در ادامه افزود: چند سال پیش من در استانبول در سمپوزیومی با موضوع «بدیع‌الزمان سعید نورسی» شرکت کرده بودم و سخنرانی من در آنجا درباره دیدگاه‌های سعید نورسی درباره اهل‌بیت بود. حتی خیلی از طرفداران سعید نورسی را در آنجا دیدم که موضع او را درباره اهل‌بیت به‌درستی نمی‌دانستند.
دکتر العطاس در ادامه به حدیث کساء اشاره کرد که پیامبر اسلام اعضای خانواده خود علی، حسن، حسین و فاطمه (عهم) را جمع می‌کند و نزول آیه تطهیر در این زمان اتفاق می‌افتد. وی گفت: این حدیث را من در آثار شیعه و همچنین سنی دیده‌ام و در دنیای اسلام بسیار مشهور است و اهمیتش از بین نرفته است. سعید نورسی می‌گوید این ماجرا برای آیندگان برای گم نکردن راهِ درست بود. اما سلفی‌ها [امام]حسین (ع) را انکار می‌کنند چون مخالف یزید بود که مردم با او بیعت کرده بودند. حال‌آنکه پیامبر گفته بود اهل‌بیت مصون از خطا هستند.

عطاس انکار عظمت این 4 فرد را غیرممکن عنوان کرد و افزود: سعید نورسی همچنین می‌گوید که پیامبر اکرم خبر داده بود که حسین (ع) در کربلا غرق در خون کشته خواهد شد و این توسط کسانی انجام خواهد شد که مدعی ادامه راه من هستند. این‌ها همه در آثار اهل سنت است. اگر ما یک سنی حقیقی باشیم باید به اهل‌بیت دلبستگی داشته باشیم.

العطاس در ادامه با اشاره به دیدگاه نورسی درباره درگیری علی (ع) و معاویه می‌گوید: نورسی حق را به علی (ع) می‌دهد چراکه عدالت او را خالص می‌داند. اما عدالت معاویه را بر مبنای روابط خویشاوندی می‌داند و درواقع تقابل این دو نفر را تقابل دو نوع عدالت می‌داند. سختی‌های عدالت خالص خیلی‌ها را از علی دور کرد. این نوع عدالت را خیلی‌ها نمی‌پسندند. علی هیچ‌گاه خود را بالاتر از قانون ندید و از این لحاظ درسی را برای آیندگان باقی گذاشت.
العطاس سعید نورسی را یکی از چندین نمونه‌ای دانست که بااینکه سنی است اما با شیعیان اختلافات بسیار کوچکی دارد و افزود: یک مثال دیگر حبیب علی‌الجفری است که درباره کربلا صحبت می‌کند و می‌توانید صحبت‌هایش را در یوتیوب ببینید. صحبت‌های او به‌گونه‌ای است که اگر نشناسید او را تصور می‌کنید شیعه است. یا صحبت‌های امام شافعی درباره امام حسین (ع) که می‌گوید امام حسین (ع) در دل‌ها و ذهن‌های بسیاری که حتی او را ندیده‌اند جای دارد و همه را به گریه می‌اندازد.

پلورالیسم دینی جان هیک

دکتر حمید پارسانیا سخنرانی خود را با موضوع مدارای اجتماعی این‌گونه آغاز کرد: «از دو مدل برای تلورانس می‌خواهم صحبت کنم. یک مدل، مدل مدرن است و مدل دیگر مدل بومی.» او به عنوان نمونه از تفکر جهان غرب و جهان اسلام به دیدگاه‌های جان هیک و امام خمینی (ره) پرداخت و سخنان خود را به مقاله‌ای با عنوان «بررسی پلورالیسم اجتماعی جان هیک از دیدگاه امام خمینی» که خود نگاشته است اختصاص داد. پارسانیا افزود: «جان هیک مشکل مدارای اجتماعی را در دانشگاه بیرمنگام احساس می‌کند. آنجا که مذاهب و نژادهای گوناگون حضور دارند با یک زمینه تفکر مسیحی که در آنجا هست. رویکرد معرفتی که جان هیک برای حل این مساله استفاده می‌کند یک رویکرد نوکانتی است و احیاناً از ویتکنشتاین. جان هیک از این پلورالیسم معرفتی، پلورالیسم معرفتی دینی را نتیجه‌گیری می‌کند و سوم پلورالیسم کلامی است در مساله نجات و به دنبال آن از پلورالیسم معرفت دینی و پلورالیسم مساله نجات می‌خواهد مدارای اجتماعی را نتیجه بگیرد. پلورالیسم معرفت دینی که جان هیک از آن استفاده می‌کند مبتنی بر نوعی نسبیت فهم و به دنبالش نسبیت حقیقت خواهد بود.»
پارسانیا گفت: «مسیری که جان هیک طی می‌کند نه‌تنها نتیجه‌ای که او می‌خواهد نمی‌دهد بلکه منطقاً خلاف آنچه را او به دنبالش است نتیجه می‌دهد و منجر به مدارای اجتماعی نمی‌شود.»

دکتر پارسانیا افزود: «علت نتیجه ندادن پلورالیسم جان هیک این است که این‌ها در جنگ جهانی اول و دوم با مسایلی مواجه شدند و این جنگ‌ها به اسم ایدئولوژی‌هایی مثل مارکسیسم، فاشیسم و این‌ها شکل گرفت. راهی را که در آنجا پیش گرفتند این بود که گفتند این‌ها همه ایدئولوژی است و هیچ یک از این‌ها یک حقیقتی را نشان نمی‌دهد و اگر ما به حقیقتی دست نمی‌یابیم چرا بجنگیم؟ اگر معرفت در حاشیه اراده ما در حال شکل گرفتن است پس به اسم حقیقت به جنگ با یکدیگر نپردازیم.» پارسانیا پرسشی را مطرح کرد که آیا منطقاً این نتیجه را می‌شود گرفت که اگر حقیقت نیست ما باید یکدیگر را تحمل کنیم و این‌که ما باید هم دیگر را تحمل بکنیم را به‌عنوان یک حقیقت یاد بکنیم؟ نیچه معتقد است حقیقت در حاشیه اراده ما شکل می‌گیرد. آیا نتیجه این نتیجه را می‌گیرد که ما ضعفا را مراعات بکنیم؟ خیر چون او عاشق اراده و قدرت است. دکتر پارسانیا حقیقت را این دانست که دو جنگ جهانی اول و دوم مردم را به لحاظ عاطفی نسبت به کشتار حساس کرد. اگر مردم پذیرفتند با همدیگر جنگ نکنیم به آن معنا نیست که نتیجه منطقی آن مساله بود. بلکه به این دلیل بود که دیگر از جنگ خسته شده بودند.

دکتر پارسانیا در انتها به بیان دیدگاه امام خمینی (ره) پرداخت و عنوان کرد: «مدارا حق است و برای رسیدن به مدارا باید باور به حق و حقیقت داشته باشیم. مدارا کردن منطقاً وابسته به این نیست که افراد حقیقت را فهمیده باشند. ما حتی با کسانی که حقیقت را نفهمیده‌اند موظف به مدارا هستیم.» وی به دیدگاه‌های فقهی متعدد در دنیای اسلام اشاره کرد که هریک معتقدند دیدگاه‌شان درست است و افزود: با همه تفاوت‌های فقهی همه باور به حمایت از یکدیگر دارند. اگر دخالت‌های جهانی نبود امروز در جهان اسلام حتی مدارای بیشتری را هم شاهد بودیم. ما با یک چنین دیدگاهی نسبت به تلورانس توانسته‌ایم به اقتداری برسیم که از بالکان تا چین را پوشش بدهد. این مدارا میان مسلمانان و سایر ادیان نیز وجود دارد. وی نتیجه‌گیری کرد: «نفی حقیقت و نسبی دانستن فهم، راه توصیه به مدارا به‌عنوان یک حقیقت را می‌بندد.»