تبلیغات
در راه مدرس - رسالت خبرنگار
سه شنبه 17 مرداد 1396

رسالت خبرنگار

نوع مطلب :مقالات ،

رسالت خبرنگار


یادداشت عماد افروغ در روزنامه ابتکار:
 
در رسالت و جایگاه خبرنگار به مثابه یک عنصر آگاهی‌بخش، روشنفکر، یک پیشرو و پیشگام اجتماعی در انتقال بسیاری از واقعیت‌ها تردیدی نیست. یادمان نرود که یک خبرنگار در وهله اول بایسته است که زبان بی‌زبان‌ها و صدای بی‌صداها باشد و بازتاب‌دهنده واقعیات اجتماعی در راستای تحقق نیازها و خواسته‌های واقعی مردم باشد. زیرا نسبتی وثیق بین خبرنگار و خبرنگاری و حقیقت وجود دارد. این ردا و لباس زیبنده هر کسی نیست. زیبنده سیاست‌بازان حرفه‌ای و نان‌ به نرخ روزخورهای متداول و متاسفانه جاری در مملکت نیست. یک خبرنگار کار انبیایی می‌کنند و انبیاء دل مشغولی حقیقت را دارند و برای پاداش دست به قلم نمی‌برد و دغدغه مال، ثروت و قدرت بیشتر و زندگی باری و بادی به هر جهت را ندارند. همچنین خبرنگاران مانند انبیاء در ازای پاداش دست به قلم نمی‌برند؛ می‌سوزند و پرتوافشانی می‌کنند تا از پرتو این سوزش و پرتوافشانی دیگران به خواسته‌ها و نیازهای واقعی‌شان برسند. خبرنگاری که برای خوشایند کسی، جناحی و گروهی و رسیدن به منفعتی دست به قلم می‌برد و حق و باطل را در هم می‌آمیزد حتی اگر به اهداف خود هم برسد، زیبنده آن نیست که به او خبرنگار بگوییم.

خبرنگار بیش از آنکه دل مشغولی انتقال اخباری باشد که دیگران تولید کرده‌اند، خود به تولید خبر می‌پردازد. خبرنگار سر در داخل هر مکانی و مرکزی که ممکن است اتفاقی در آن رخ دهد که دانستنش برای مردم واجب است، می‌کند و واقعیت‌هایی را افشا می‌کند؛ به هر هزینه‌ای و قیمتی که بوده باشد.

اما متاسفانه باید گفت، مدت‌هاست که هر چه جلوتر آمدیم خبرنگاران ما از ساحت واقعی، روشنفکری و فراجناحی بودن خودشان فاصله گرفته‌اند و به شدت سیاسی و جناحی شده‌اند. اصل طلایی اخلاق را فراموش کرده‌اند و آنچه برای طرف مقابل زشت یا زیبا بود برای طرف خودشان برعکس بود. آنچه برای دیگری زشت بود برای خودشان زیبا بود و آنچه برای دیگران زیبا بود برای خودشان زشت بود.

حالا سال‌هاست که روزنامه نگاران وارد بازی‌های زشت سیاست‌زدگی و اقتصاد‌زدگی شدند و جایگاه تعالی‌بخش فرهنگی و روشنفکری خود را فراموش کرده‌اند. این فراموشی با هر توجیهی که بوده باشد ناموجه است. نه توجیه اقتصادی برمی‌دارد و نه توجیه سیاسی و نه توجیه معیشت. زیرا یا نباید وارد این کسوت شد یا اگر وارد شدیم باید به قیودات و الزاماتش تن دهیم. باید در نظر داشته باشیم که هرگاه در یک بازی زشت غیراخلاقی و غیر روشنفکری قرار گرفتیم، رهایش کنیم و به سراغ جایی برویم که بتوان روشنفکری کرد و نان به نرخ روز نخورد. خبرنگاران باید با خود تکرار کنند که این جایگاه متعالی، مقدس و رهایی‌بخش است. به میزانی که از واقعیت رهایی‌بخشی و آگاه بخشی دور شویم جامعه هم از رهایی‌بخشی و آگاهی بخشی و از آن جایگاه واقعی خودش دور می‌شود. بی‌شک بخشی از واقعیات تلخ جامعه ما که کم هم نیست، معلول دور شدن خبرنگار از رسالت واقعی خودش است. به هم میزانی که بر این باوریم که اتفاقات زشت جامعه معلول بی‌توجهی اصحاب فرهنگ به جایگاه فرهنگی خودشان است، چون خبرنگاران را هم وابسته به قشر فرهنگی جامعه و وابسته به عرصه فرهنگی می‌دانیم، طبیعی است که معتقد شویم بخشی از آسیب‌ها و زشتی‌های جامعه معلول بی‌توجهی خبرنگاران به رسالت فرهنگی و روشنفکری آنان
است. پس بی‌راه نیست اگر در کل این تفکر ایجاد شود که برخی از وقایع تلخ اجتماعی ما مانند اعتیاد، فقر، بیکاری، فساد و امثالهم، ریشه در دور شدن خبرنگاران از رسالت واقعی و اجتماعی خود است. اگر قرار باشد خبرنگار با ذره‌بین به دنبال زشتی‌های جامعه بگردد و آنها را بازگو و منعکس کند از همین صحبت آخر باید کمال بهره را ببرد و با خود انتقادی اگر به این نتیجه رسید که تا حدودی از وظایف فرهنگی و روشنفکری خود فاصله بگیرد، تجدیدنظری در احوال و منش خویش کند با این امید که ان‌شاءالله اتفاق مبارکی در جامعه ما رخ دهد و شاهد تغییر جهت آسیب‌ها و زشتی‌های اجتماعی به سوی سلامتی و بهبود اجتماعی باشیم.