پنجشنبه 12 بهمن 1396

اخلاق و فلسفه انقلاب

نوع مطلب :مقالات ،

 اخلاق و فلسفه انقلاب


یادداشت عماد افروغ در روزنامه همشهری:

در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی لازم است نگاهی واقع‌بینانه به نقاط قوت و ضعف نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم و درواقع با توجه به‌ دستاوردهایی که داشته‌ایم درصدد رفع آسیب‌ها و رفع نقاط ضعف نظام جمهوری اسلامی برآییم و برای آن همت گماریم. به همین منظور به اختصار به مهم‌ترین آنها نظری می‌اندازیم.

بزرگ‌ترین نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی و مهم‌ترین دستاورد آن‌که قابل تردید هم نیست، استقلال سیاسی کشور است. به‌نظر می‌رسد ما توفیقی در سیاست نه شرقی و نه غربی انقلاب به‌دست آورده‌ایم و امروز دیگر قدرتی نمی‌تواند به ما و نظام ما اعمال اراده سیاسی کند و ما سیاست مستقلی داریم. امروز حتی در مقایسه با کشورهایی که به ظاهر مستقل هستند یا حتی جزو قدرت‌های برتر هم محسوب می‌شوند ما از استقلال خوبی برخورداریم. آنها حتی انفعال‌ها و کرنش‌هایی در مقابل قدرت‌هایی مثل آمریکا دارند.

در مقابل مهم‌ترین ضعف ما هم بی‌توجهی به عدالت اجتماعی، اخلاق و معنویت است. ما توقع نداشتیم که بعد از 4دهه از پیروزی انقلاب با این بی‌عدالتی‌ها روبه‌رو باشیم و این قابل‌قبول نیست؛ یعنی ما حتی وقتی کشورمان را با کشورهایی که با آنها رویارویی داریم مقایسه می‌کنیم با وضع بهتری روبرو نیستیم. اگر شکاف‌های درآمدی و طبقاتی ترمیم نشود و همچنین با بداخلاقی‌‌ها و بی‌اخلاقی‌ها مقابله نشود، انقلاب با فلسفه وجودی خودش فاصله می‌گیرد.

لازم است برای این دو مقوله 2 راهکار ارائه داد که در ادامه به‌صورت خلاصه به آن اشاره می‌کنم: الف) درخصوص ضعف در برقراری عدالت اجتماعی باید به این مقوله توجه کرد که اگر مظروفی به‌عنوان انقلاب اسلامی، قانون اساسی و نگاه ویژه به عدالت اقتصادی در کشور ما وجود دارد، این نیاز به یک ظرف مناسب دارد. با ظرف تمرکز‌گرایی متکی به اقتصاد نفتی و بی‌توجهی به عدالت در تولید که وجهی از اقتصاد مقاومتی است، تحقق عدالت اجتماعی امکان‌پذیر نیست. بنابراین راه‌حل اساسی توجه به وجوه ساختاری و گفتمانی اقتصاد مقاومتی است که متأسفانه مغفول واقع شده است. ما به حد کافی در این رابطه تولید ادبیات کرده‌ایم و امروز دیگر وقت عملیات‌سازی‌ آن است.

ب) اما درخصوص نقطه ضعف دیگر یعنی ضعف در اخلاق و معنویت 2 راهکار به‌نظر می‌رسد که در ادامه به آن اشاره می‌کنم. اول آنکه: مسئولان این کشور در نظام اهل صدق باشند و به مردم دروغ نگویند. مردم امروز باید با پوست و استخوانشان درک بکنند که با حکمرانانی صادق روبه‌رو هستند. این حداقل توقع اخلاقی مورد انتظار از مسئولان جمهوری اسلامی است. مقولات دیگر اخلاقی مثل ایثار، احسان و لطف فعلاً پیشکش.

دوم آنکه: ما باید مدعی‌العموم اخلاقی برای همه اقشار جامعه داشته باشیم؛ نه فقط برای روسای 3قوه که اگر فقط به این رؤسا توهین و افترایی صورت گرفت، حساسیت‌های مقام قضایی تحریک شود. وقتی بزرگ‌ترین هدف انقلاب اسلامی هدف اخلاقی است، مدعی‌العموم اخلاقی ما هم باید نسبت به هر بداخلاقی رسانه‌ای و غیررسانه‌ای و نسبت به هر شخصی حساس باشد و در این بین نیاز به شکایت خصوصی هم نباشد. اگر این ارزش عمومی و انقلابی است پس یک رسالت قضایی هم به شمار می‌رود. اگر این مسئله حق شهروندی است، پس متعلق به همه اقشار جامعه است و نباید انحصاری باشد. به‌نظر من قوه‌قضاییه نسبت به بداخلاقی‌های رسانه‌ای و فضای مجازی حساسیت لازم را نشان نداده است. یک نظام اسلامی متعلق به همه است و صرفا متعلق به 3قوه نیست. ما باید درک کنیم که اگر مردم نباشند نه قوه‌ای وجود دارد و نه رئیس قوه‌ای. همواره باید مردم را مخدوم و مسئولان را خادم دانست و این باید یک اصل باشد.