وقتی انسان و انسانیت خطاب قرار می گیرد



جدی‌ترین پیام فیلمِ «به وقت شامِ» حاتمی‌کیا، خطاب قرار دادن «انسان» و «انسانیت» و «انتخاب‌های اساسی و سرنوشت‌ساز» است. از دیگر برجستگی‌های این فیلم «رعایت انصاف» است.


یادداشت عماد افروغ در روزنامه ایران:

فیلم «به وقت شام» می کوشد تا به یکی از بزرگترین چالش های فکری و معرفتی بشر امروز که ریشه و خاستگاهی نیز در غرب دارد بپردازد. این فیلم تفکر سلفی و داعشی را موضوع خود قرار می دهد. هر چند که جنبه نظامی این نگرش سرکوب شد اما همچنان به عنوان یک معضل فکری و اجتماعی مطرح است و رگه هایی از این تفکر را علاوه بر جهان اسلام، می توان در تفکرات صهیونیستی و نازیستی و شبه نازیستی معاصر نیز مشاهده کرد

فارغ از خاستگاه تفکر سلفی، اگر بخواهیم بر فراز های اندیشه ای فیلم«به وقت شام» متمرکز شویم، مهم ترین فراز و بعد اندیشه ای آن را می توان در نوع پردازش فیلم دید که علیرغم داشتن صحنه های اکشن و پر زد و خورد، از برخورد یک طرفه، از سر نفرت و یکسویه نگری به دور است. از این رو، معتقدم، یکی از برجستگی های این فیلم، رعایت انصاف است. برای مثال، نشان می دهد که شیخ داعشی ما در این فیلم به قسم و سوگندش پایبند است و جان خود را نیز بر سر این قسم از دست می دهد. این امر بیانگر این است که نمی توان تمام منفیات را در یک مقوله قرار داد و تمام نکات مثبت را در طرف دیگر دید. خود این نوع نگاه، یک نگاه کیفی و اندیشه ای است و ساحت اندیشه نباید درگیر رویکردهای صفر و یکی شود.
 

مخاطب این فیلم، از آنجا که مقوله معرفتی اسلام داعشی کماکان معضل ماست، می تواند هر طیف و گروهی به ویژه اقشار جوان باشد. چون غیر جوان این مقوله را بهتر می شناسند. داعش یک تفکر است و این تفکر در درون جهان ما هم لانه کرده است. بنابراین، نسل جدید را باید با این جنس از افکار آشنا کرد. حال این سوال مطرح می شود که نحوه آشنایی نسل جوان با افکار افراطی چگونه باید باشد؟ معتقدم، پردازش احساسی و غیر منصفانه کاری از پیش نمی برد و باید این نحوه آشنایی عقلانی و منصفانه و ترجیحاً در قالب جاذبه های هنری و بصری باشد.
 

رسالت یا به عبارتی مسئولیت اجتماعی یک فیلم، صرفاً بازنمایی واقعیت نیست. چون در نحوه بازنمایی می توان شکل دهی را هم دید. برخی بر این باورند که فیلم نباید پیام و معنا داشته باشد. حسب سازگاری معنا و پیام، واقعیت این است که فیلم بدون معنا اساساً وجود ندارد، چرا که حتی خیال هم با خود یک بار معنایی و اجتماعی را حمل می کند. شما نمی توانید فیلمی بسازید که فاقد معنا، پیام و زمینه اجتماعی باشد. البته گاه یک فیلم بازتاب دهندگی بیشتری در مقایسه با شکل دهندگی دارد و این شکل دهندگی می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد. اما حالت ایده آل شکل دهندگی غیر مستقیم و محتوایی است. اگر این شکل دهندگی ذیل مسئولیت اجتماعی تعریف شود، رویکرد ترمیمی می یابد. صرف بازتاب دادن اصالت ندارد، بازتاب دادن در کنار اصلاح و وجه ترمیمی است که اصالت می یابد و این وجه اگر مضمونی و غیر مستقیم باشد از اثرگذاری بیشتری برخوردار است. در این فیلم، هرچند سوژه ایرانی مستقیم نداشت اما وجهه ترمیمی به وضوح به چشم می خورد و آن بازنمایی فرهنگ ایثار و شهادت طلبی و انتخاب اخلاقی و محسنانه بر سر دوراهی های سخت زندگی است و این مقوله ای است که در انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و مقابله با داعش با آن آشنا هستیم. از این رو، معتقدم، جدی ترین پیام فیلم« به وقت شام» خطاب قرار دادن انسان و انسانیت و انتخاب های اساسی و سرنوشت ساز است.

دکتر عماد افروغ
استاد دانشگاه و جامعه شناس