تبلیغات
در راه مدرس - بی تکلف‌ترین کتابم را منتشر کردم
سه شنبه 6 شهریور 1397

بی تکلف‌ترین کتابم را منتشر کردم

نوع مطلب :اخبار ،

 بی تکلف‌ترین کتابم را منتشر کردم


به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم رونمایی از جدیدترین اثر عماد افروغ، با عنوان «فریادهای خاموش» (جلد چهارم از مجموعه روزنگاشت تنهایی) دوشنبه ۵ شهریور با حضور نویسنده اثر، علیرضا مختارپور، رضا امیرخانی، مهدی قزلی، سمیه سادات لوح موسوی، میثم قهوه‌چیان، سید احمد حسینی، محمد آقاسی در مجموعه خانه مهر امام رضا(ع) برگزار شد.
 
عماد افروغ در سخنانی در این مراسم با بیان اینکه نقد آن است که به محتوای یک اثر نظر کند نه به شخص، اظهار داشت: نقد محتوایی باید انجام دهیم و تا جایی که امکان دارد از نقد شخصی خودداری کنیم تا به هتاکی کشیده نشود.

این مؤلف درباره تازه‌ترین اثر خود توضیح داد: کتاب روزنگاشت تنهایی یک اثر است ولی موضوع واحدی ندارد ولی امیدوارم این جلسه سرنخی برای بحث‌های آتی باشد. موضوع این کتاب خود من هستم؛ چراکه اگر یک انسان با یک پروژه و یک موضوع ارتباطی برقرار نکند آن موضوع ارزش نخواهد داشت، اما روزنگاشت من نشان می‌دهد بی‌تکلف‌ترین اثرم همین کتاب است. اگر موضوع واحد ندارد، از آن دفاع می‌کنم چون زندگی‌ این‌گونه است. یک زندگی واقعی است، یعنی یک حیات انسانی است.

 مختارپور: افروغ نمونه روشنفکر متدین و مسئول است

علیرضا مختارپور با اشاره به ویژگی‌های کتاب «فریادهای خاموش» گفت: این کتاب تنها یک کتاب انتقادی به مسائل سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه راهکار، ارائه نظر و پیشنهاد نیز در این کتاب وجود دارد. بنابر این این کتاب معرف یک روشنفکر مسئول و متعهد است.

علیرضا مختارپور در این مراسم طی سخنانی درباره این کتاب گفت: آقای دکتر افروغ این کتاب را دو هفته پیش و پیش از برگزاری جلسه شورای فرهنگ عمومی به من هدیه دادند و من بلافاصله ۱۰۰ صفحه از آن را خواندم. وقتی نام این کتاب را دیدم با ترکیبی با عنوان «فریادهای خاموش» مواجه شدم. بواسطه فعالیتی که سال‌ها به آن اشتغال داشتم، این ترکیب بلادرنگ من را به یاد بیتی از حضرت مولانا انداخت.

وی افزود: همان‌طور که استحضار دارید مولانا شاید یکی از تنها و معدود شاعرانی است که تخلص لفظی ندارد. یعنی در بیش از سه‌هزار غزل دیوان کبیر، شما هیچ جا نام مولوی را در انتهای هیچ غزلی نمی‌بینید. در تعداد کمتر از ۷۰۰ غزل تخلص به نام شمس، یعنی مراد مولانا است و در اکثر غزلیات هم یک تخلص معنوی دارد که لفظ خاص نیست و آن تخلص معنوی امر به «خموشی» است.

دبیرکل نهاد با اشاره به اشتراکات عنوان کتاب «فریادهای خاموش» و سروده مولانا ادامه داد: در میان بیش از ۲ هزار غزلی که با خموشی تمام می‌شود، مولانا یک بیت عجیب دارد که شبیه نامی است که بر روی کتاب جناب آقای دکتر افروغ گذاشته شده که در آن یک پیش‌بینی درباره آثار خود می‌کند. مولانا در این بیت می‌گوید «خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالم، در این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد».

علیرضا مختارپور در ادامه درباره برخی ویژگی‌های این کتاب در مقایسه با آثار روشنفکران، گفت: دقت در جزئیات یکی از ویژگی‌های این کتاب است و همانطور که در صفحه ۴۰۰ کتاب عنوان شده، نویسنده بنا داشته که هیچ اتفاقی را سانسور نکند و در نتیجه از موضوعاتی چون پول گرفتن از عابر بانک، پلو درست کردن و کمردرد ناشی از بازی کردن فوتبال خانوادگی در این کتاب به چشم می‌خورد، تا نقد کتاب دیالکتیک و بررسی مسائل اجتماعی- سیاسی و نقد روحانیت؛ که همه این مسائل در این کتاب با یکدیگر ممزوج هستند و به شناخت بیشتر و بهتر نویسنده کمک می‌کنند.

وی توجه ویژه به حالات روحی و درونی را از دیگر ویژگی‌های این کتاب عنوان کرد و گفت: ما در این اثر خواب‌ها، رویاها و کابوس‌های نویسنده را نیز می‌خوانیم که نویسنده بعضا تفاسیری بر بعضی از این خواب‌ها نیز ارائه می‌کند. اما به هر حال وقتی خواننده با نویسنده‌ای روبه‌رو می‌شود که ناراحت است، دلگیر است، به تنهایی خود فکر می‌کند، موضوعات مختلف را دستمایه تفکر قرار می‌دهد و حتی خود تفکر درباره تنهایی، خدا، انسان، جهان، فقر و عدالت را موضوع تفکری دیگر قرار می‌دهد، به وجد می‌آید. وقتی این موضوعات را در کتاب می‌خواندم به یاد تعبیر مرحوم علامه جعفری افتادم که سیر حیات معقول در سراسر این کتاب به چشم می‌خورد.

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، توجه به دین و دینداری را یکی دیگر از ویژگی‌های این اثر عنوان کرد و گفت: نویسنده به هیچ وجه ابایی ندارد که تعلق و انس خود را با دین و عبادت و قرآن نشان دهد. قرآنی که می‌خواند بحث می‌کند و نکاتی به ذهنش می‌رسد در این کتاب به روشنی بیان شده است. یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب، اشتغالات علمی نویسنده و کتاب‌هایی است که خوانده؛ در نمایه این کتاب نام ۲۱ اثر آورده شده که البته این نمایه ناقص است، چرا که بسیاری از مقالات و کتاب‌هایی که در این اثر مورد بحث واقع شده در این نمایه ارائه نشده است که البته این بررسی‌ها هم بررسی‌های سطحی نیست. چرا که نویسنده مرحله به مرحله دقت، معنی شناسی، رابطه این کتاب با کتاب‌های قبلی و اثر متفکر در حوادث سیاسی اجتماعی را مورد بحث قرار می‌دهد.

مختارپور ادامه داد: آقای دکتر افروغ استاد دانشگاه هستند، نماینده مجلس بوده‌اند و در شوراهای مختلف عضو هستند. بنابر این کتاب تنها یک کتاب انتقادی به مسائل سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه راهکار، ارائه نظر و پیشنهاد نیز در این کتاب وجود دارد. این یعنی یک روشنفکر مسئول و متعهد. کسی که اگر نگرانی دارد، بر راه حل، پیشنهاد و مسائل قابل اصلاح را هم تأکید می‌کند.

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در ادامه به بخش‌هایی از این کتاب اشاره کرد و گفت: مسئله بعدی آن حدیث نفسی است که در این کتاب زیاد دیده می‌شود. نویسنده تمام اندیشه‌ها، مناجات‌ها و تنهایی‌های و همچنین مرگ‌اندیشی، خانواده، قوت و ضعف‌های خودو سایر موارد را مطرح می‌کند. افرادی که دکتر افروغ را می‌شناسند می‌دانند که ایشان یک جمله معروف دارد که بسیار آن را استفاده می‌کنند و آن هم «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» است. کسی که این روزنگاشت‌های را می‌خواند متوجه می‌شود که مصداق انسانی این وضعیت خود دکتر افروغ هستند.

علیرضا مختارپور با اشاره به گرایش‌های مختلف روشنفکری در کشور گفت: ما روشنفکران بسیاری داریم که به هر دلیلی نظر خاصی درباره تعهد و مسئولیت اجتماعی روشنفکری دارند. روشنفکرانی که معتقدند دین به معنی تعهد و روشنفکری به معنی آزاد اندیشی اصلا قابل جمع نیستند؛ و همچنین سایر روشنفکران دیگر. اما در این کتابِ سراسر سوال، مسئله و پرسش، نویسنده این کتاب خودش پاسخ به یک سوال است. اگر سوال کنیم که آیا امکان وقوع روشنفکر متدین، متعهد، مسئول، آگاه دارای نظر، دارای راه حل، پاکدامن و پاکدست، وجود دارد یاخیر، در حکمت نظری می‌گویند بهترین دلیل برای امکان چیزی، وقوع آن چیز است. بر این اساس آقای دکتر افروغ نمونه وقوع چنین روشنفکران متدین و مسئول هستند.

 حسینی: افروغ خودسانسوری نداشته و عدم تصنع از ویژگی‌های این اثر است

سید احمد حسینی در این نشست با بیان اینکه وقتی کتاب را مطالعه کردم به یاد مولانا و ژانر سخنان او افتادم، گفت: دوست دارم مقایسه‌ای میان این شاعر و استاد افروغ انجام دهم، بنابراین به ۴ محور اشاره خواهم کرد؛ اول اینکه هر کس کتاب‌های مولانا را اندک مطالعه‌ای هم کرده باشد، به بی‌تکلف و عدم تصنع در کار مولانا پی می‌برد. مثنوی در ادامه کتاب‌های دیگری چون منطق‌الطیر خلق شده است، هرچند در میان حدود ۲۵ هزار بیت مثنوی برخی ابیات ضعیف هم وجود دارد، ولی مولانا در صدد اصلاح برنیامده است؛ چراکه قرار بر این نیست که تصنع بورزیم و مخاطب را نامحرم فرض کنیم.

وی افزود: عدم تصنع در کار از ویژگی‌های این کتاب است و باید گفت مؤلف خودسانسوری نداشته است. این از ویژگی‌هایی است که در دوران مدرن کم دیده می‌شود.

حسینی در بخش دیگری از سخنان خود به بی‌تفاوت نبودن نویسنده نسبت به اتفاقات پیرامونی اشاره کرد و گفت: در سراسر کتاب می‌بینیم که موضوع از متن جامعه و ملت گرفته شده و این نکته بارزی است. چیزهای کوچک از نگاه مولانا هرگز دور نماند و در این کتاب نیز اتفاقات ریز و درشت را می‌بینیم که مؤلف به راحتی از کنار آنها عبور نکرده است.

 قزلی: در روزنگاشت دکتر افروغ سانسور دیده نمی‌شود

مهدی قزلی هم در این مراسم با بیان اینکه آقای افروغ با بنده تماس گرفتند که جلسه‌ای هست، شما نیز درباره کتاب صحبت کنید، اظهار داشت: من به ایشان پاسخ دادم بنده نسبتی با کتاب ندارم و ربطی نمی‌بینم، ایشان فرمودند رونمایی از روزنگاشت بنده است و من در این اثر از کتاب «جای پای جلال» شما یاد کردم. من به عنوان نویسنده خوشحال شدم، در زمانه‌ای که کسی کتاب نمی‌خواند (غیرمهارتی) یک نفر اگر بگوید کتاب تو را مطالعه کرده‌ام، اتفاق مبارک و مهمی صورت گرفته و همانجا بلافاصله گفتم خدمت شما می‌رسم.

مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان با بیان اینکه سال‌ها پیش با آقای افروغ آشنا شدم، توضیح داد: دوستانی قصد داشتند یکی از کتاب‌های ایشان را منتشر کنند، ایشان تأکید کرده بود کتاب تا فلان زمان منتشر شود. منظور نیمه ماه مبارک رمضان بود که ایشان قصد داشتند در دیدار شعرا با رهبر انقلاب این کتاب را خدمت معظم‌اله تقدیم کنند. این مسئله یک نکته مثبت از آقای افروغ در ذهنم پدید آورد و آن اینکه کتابش این‌گونه و به موقع به مخاطب مناسب می‌تواند برسد، اما پس از خواندن کتاب دیدم کیفیت این اثر بالاست و انرژی بالایی صرف کرده است.

نویسنده کتاب جای پای جلال ضمن بیان اینکه جلال آل احمد به خاطر شخصیت خود بنای تارک دنیا شدن داشت، یک سال در نجف درس خواند، توده‌ای شد، خط سوم و چهارمی و... بنابراین آدم این‌چنینی بود و دوست داشت چیزهایی که شنیده و بحث کرده برای جامعه به عنوان نسخه و کلید از آن استفاده کند اما کارساز نبود، گفت: به زعم من جلال متوجه شد نسخه‌هایی که برای مردمی می‌خواهد با آنها وضعشان را بهتر کند، نسخه‌هایی عملی نیست، بنابراین وارد جامعه شد و سعی کرد از جایی شروع کند، بنابراین سفر در حاشیه کویر را آغاز می‌کند.

وی افزود: از یزد، کرمان، به سیستان می رود. همه نقاط به شکلی انتخاب می‌شود که به آنجا تکنولوژی ورود نکرده باشد، ولی فکر می‌کنم جلال می‌گشت تا متوجه شود چرا کلیدش به درد مردم نمی‌خورد، بنابراین متوجه شد باید به میان مردم رفته و از آنجا برگردد.

به گفته مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، جلسه‌ای در حوزه جامعه‌شناسی به جلال تخصیص می‌یابد، هرچند او سخنران و استاد نبود ولی او این‌گونه نگاه کرد. برای اینکه جامعه‌شناس خوب باشیم باید به میان مردم برویم.

قزلی ضمن ابراز خرسندی از اینکه در جامعه جامعه‌شناسان و فلسفه‌دوستان از فضای کت و شلواری خارج و اسپورت می‌شود، گفت: هرچند ایشان در اتمسفر جامعه‌شناسی اسپورت شده، اما در جامعه نویسندگان، سوپرکت و شلواری باقی مانده که خیلی زود می‌شود اسپورتش کرد.

وی گفت: ما در کتاب رگه‌هایی از قلم ادبی پیدا می‌کنیم، بنابراین موضوع ادبیات چگونگی است، چه نیست، درواقع ادبیات محصول را ارائه می‌کند، لذا با توجه به علاقه و پشتکار آقای دکتر فکر می‌کنم در این حوزه ورود کنند.

مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان افزود: تمام زی این کتاب خلوت گزینی است. در این اثر خودسانسوری دیده نمی‌شود، این کتاب معدن غنی است که در این معدن می‌توان برداشت‌های جزئی‌تری کرد. امیدوارم روزی آقای افروغ به این نتیجه برسد که از میان این ۴ مجموعه گزیده‌ای را منتشر کند.

 قهوه چیان: با مطالعه کتاب با زندگی دکتر افروغ آشنا می‌شویم

قهوه‌چیان در بخشی از این نشست با بیان اینکه آنچه جالب بود فریاد خاموش بود که مقدمه کتاب هم با آن آغاز می‌شود، افزود: ما با مطالعه کتاب با ایشان زندگی می‌کنیم. دو مصاحبه مفصل برای این کتاب با ایشان داشتم ولی وقتی کتاب را خواندم احساس کردم با تمام کتاب ایشان را می‌شناسم و به او نزدیک‌ترم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه بحث حضور مستمر در جامعه از فرازهای کتاب است، گفت: اگر من نویسنده بودم قطعاً بخش‌هایی از کتاب را سانسور می‌کردم، اما نکته جالب اینجاست که ایشان خارج از پایتخت و مرکز زندگی می‌کند و این توانسته به آقای افروغ این فرصت را بدهد تا فریادهای خاموش داشته باشد.

این منتقد به همراهی فلسفه عرفان در کنار عرفان اشاره کرد و گفت: شاید این مستند به ما این اجازه را می‌دهد که به عنوان یک الگوی  سبک زندگی آن را به قضاوت بنشینیم.

 موسوی: آقای افروغ خودش اندیشه اخلاقی را به مخاطب می‌آموزد

سمیه سادات لوح موسوی مؤلف کتاب «زن باش» در این مراسم با حدیثی از حضرت امام علی(ع) سخنان خود را آغاز کرد و خاطرنشان کرد: اولین مسئله جرأت‌ورزی آقای دکتر افروغ است که برای تمام مخاطبان سندهای مختلفی داده‌‌اند.

وی گفت: من تعجب می‌کنم از سخنان دوستان؛ چراکه تصورم این است که آقای افروغ بسیاری از اتفاقات را سانسور کرده‌اند اما آنچه  ه نوشته‌اند را منتشر کرده‌اند ولی به آنچه فکر می‌کردند آن را ننوشتند.

این نویسنده ضمن اشاره به اینکه وقتی آقای افروغ مخاطب را در مسائل شخصی وارد می‌کند من بسیار لذت می‌برم، توضیح داد: آقای دکتر افروغ به حدی آرام و بی‌تکلف مخاطب را در زندگی خود شریک کرده که منِ مخاطب عام حس کردم این دردها همه جا هست .

وی افزود: حرکتی که دکتر به مخاطب می‌دهد دفعی، زوری و با فشار نیست، به حدی آرام مخاطب را وارد کتاب‌ها، اندیشه‌ها و تزها می‌کند که مخاطب در مقابل آنها گارد نمی‌گیرد. به نظرم آمد مخاطب دکتر، مخاطب امروز نیست، یعنی آقای افروغ مخاطب دورتری را برای کتاب متصور بوده و چیزی را در  او در آینده از کتاب به دست می‌آورد مخاطب امروز نمی‌تواند به دست آورد.

موسوی ضمن تأکید بر اینکه به عنوان درمان ایشان نوشتن را پیشنهاد می‌کنند که برایم جالب بود، گفت: گویی خستگی‌ها، غربت و تنهایی را با نوشتن درمان و بیرون می‌ریزد و خودنوشت مستمر بهترین یار تنهایی است.

وی در پایان سخنان خود گفت: انسان را صرف انتقال دادن مفاهیم اخلاقی نمی‌توان تربیت کرد، بلکه باید به انسان، اخلاقی زندگی کردن را جوری یاد داد که او اندیشه کند، بنابراین آقای افروغ خودش اندیشه اخلاقی را به مخاطب می‌آموزد. او تدریجی خوداندیشی را به عنوان زیست اخلاقی در کتاب ترویج می‌کند. 

امیرخانی: 25 سال است خاطره می‌نویسم/ به یکی از مسئولان هسته‌ای گفتم خاطره ننویسید خائن هستید

رضا امیرخانی از نویسندگان کشورمان نیز گفت: سوال نخست این است؛ شخصیت اول خاطرات آقای افروغ کیست؟ آیا خود آقای افروغ هستند؟ خانواده ایشان؟ همسر و فرزندان؟ اگر از من بپرسید شخصیت اول کتاب کیست، بدون شک «لفور» (محلی در سواد کوه واقع در شمال کشور) می‌گویم. مهم‌ترین کسی که از او چیزی می‌آموزیم لفور است. آنچه در این کتاب می‌آموزیم از لفور است و باید به او احترام بگذاریم.

امیرخانی با اشاره به اینکه اولین مرتبه‌ای است که آقای دکتر افروغ را از نزدیک زیارت می‌کنم، گفت: تمام نکات موجود در کتاب نشان می‌دهد لفور شخصیت اول کتاب است، اصل تغییر و جایی که بازنمایی شخصیت پنهان دکتر است در لفور بوده و هم اینکه لفور کلبه هایدیگر و کهفی که هر پیامبری برای اینکه بین مردم باشد به آن نیاز دارد، است.

وی توضیح داد: لفور نکته دیگری هم دارد، همه علمای ما در فصول مختلف سال ییلاق و قشلاق داشتند اما چرا ما اینها را فراموش کرده‌ایم؟

نویسنده کتاب «رهش» بیان کرد: ما امروز در جامعه مانور تجمل داریم، نوکیسه‌گانی هستند که مانور تجمل می‌دهند، هرچند سال‌ها رزمایش زهد برگزار کردیم، ولی در کنار آن امروز فرزندانشان مانور تجمل می‌دهند، از این منظر لفور مهم است و جلوی رزمایش زهد و تجمل را گرفته است و حتی نوه‌‌اش هم روزی مانور تجملانه برگزار نمی‌کند. بنابراین تا آقای دکتر با من تماس گرفتند پذیرفتم در این مراسم شرکت کنم.

نویسنده رمان «منِ او» توضیح داد: من خاطرات را می‌نویسم. در این مملکت افرادی که این کار را می‌کنند حتماً افراد محترمی هستند، برای اینکه در کشوری زندگی می‌کنیم که خاطرات ثبت نمی‌شود، اما خاطرات کمک می‌کند دوباره تکرار نکنیم. به نظرم هر کس خاطره می‌نویسد نگاه تعالی‌خواه و توسعه‌گرا دارد.

امیرخانی گفت: نگاه تعالی‌خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه‌گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای کسی که خاطره می‌نویسد این دو نگاه پدید می‌آید. مهمترین مسایل تاریخی ما ثبت خاطرات نشده است.

وی ضمن اشاره به گفت‌وگو خود با یکی از مسئولان سازمان انرژی هسته‌ای گفت: با یکی از مسئولان هسته‌ای صحبت می‌کردم و به او گفتم تاریخ شما را خائن می‌شناسد اگر خاطره‌هایتان را ننویسید. خاطره‌ نوشتن شما با ثبت جلسات متفاوت است، اما بسیاری از مسئولان فکر می‌کنند اگر مستندنگاری از جلسات در کارشان باشد تمام است. اما توضیحات خود فرد از ماجرا بسیار ارزشمند است و باعث می‌شود خائن تلقی نشود.

وی گفت: ۲۵ سال است خاطره می‌نویسم. در این مدت چیزهایی را اضافه کردم و حتی در مورد میزان کالری مصرفی بدنم، میزان وزنم و... همه چیز را ثبت می‌کنم و پس از گذشت زمان از روی آن درمی‌یابم که چقدر مفید است، ولی هرگز به انتشار خاطراتم در زمان حیاتم فکر نکردم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد.

وی گفت: آنچه فکر می‌کنم را در خاطراتم می‌نویسم چون می‌دانم منتشر نخواهد شد.

امیرخانی با بیان اینکه خاطرات نیاز به گذشت زمان دارد، گفت: برایتان خاطره‌ای از یک مرجع تقلید که خاطره‌هایش را ثبت می‌کردم تعریف می‌کنم. این مرجع عالیقدر مدتی را در زندان قزل‌حصار به دلیل فعالیت‌های انقلابی به سر برده بود. به ایشان گفتم این بخش مهم است. ایشان فرمودند من در زندان راحت بودم و مشکلی نداشتم. حتی یک قرآن شخصی داشتم که با خودم به داخل سلول می‌بردم و بلافاصله قرآن را به بنده نشان دادند. هنگام نظاره قرآن به یکی از صفحات آن برخوردم که چند عدد لاتین در آن صفحه ثبت شده بود. پرسیدم آن اعداد لاتین چیست، فرمودند زندان راحتی بود و این اعداد موج قرائت قاریان مصری در رادیوست که من نوشتم. با گفتن این سخنان ۴ جلسه به گفتن خاطرات همین اعداد لاتین گذشت.

امیرخانی توضیح داد: مطمئن باشید ۱۰ تا ۲۰ سال بعد اگر خاطرات خوانده شود موضوعاتی روشن خواهد شد. اما یک سوال شاید مطرح شود و آن اینکه چرا هر جلسه‌ای که آقای افروغ دعوت کنند من خواهم رفت؟ چون ایشان حقی بر گردن جامعه دارند. برای من کسانی مثل حجت‌الاسلام زائری ، علی مطهری، آدم‌هایی که شاید ربطی در ظاهر به هم نداشته باشیم، اما در دوره‌ای از بحران‌ها خود را در آیینه نگاه کردند، ارزیابی از خود داشتند و بعد از گروه و اجتماع ارزیابی دادند مهم هستند. این دنیاگریزی کار مهم و انقلابی بود و این افراد انقلابی بوده و در ذهنم انقلابی‌تر شدند. این گروه برای من فارغ از نوشته و کارشان ارزش ویژه‌ای دارند.

 افروغ: من زحمت خدا را کم کردم!

در این مراسم رونمایی ابتدا نویسندگان و فعالان فرهنگی به ایراد سخن پرداخته و پس از آن عماد افروغ اظهار داشت: احساس می‌کنم هدفی که از این جلسه داشتم حاصل شد چرا که می‌خواستم برای بحث‌های بعدی سرنخ‌هاییبه دست آید.

وی افزود: من هر زمان که دلم می‌گیرد می‌نویسم، این نوشتن باعث می‌شود اعجاز صورت گیرد و از آن دل گرفتگی خارج شوم. در زمان نوشتن فکر نمی‌کردم کتاب را چاپ کنم. ما انقلاب را یک گفتمان می‌دانیم و با آن ایده به نقد سیاست‌ها و رفتارها می نشینیم. معتقدم اگر نقد نبود معلوم نبود چه می‌شد. نقد مربوط به قدرت مدنی است. اگر ما نقد  درون گفتمانی نداشته باشیم باید به نقد مقابل تن دهیم.

افروغ با بیان اینکه طرح این مسایل دو قطبی بودن نیست بلکه بحث اهمیت تضاد است گفت: توصیه می‌کنم خطبه 186 نهج‌البلاغه را بخوانید .

این مولف در پایان با بیان اینکه اگر لفور را نداشتم دق می‌کردم توضیح داد: روز آخرت نامه اعمال را مرور می‌کنند، من زحمت خدا را کم کردم. امیدوارم خدا از این باب پاداش مضاعفی به من بدهد.

در این مراسم همچنین از وب سایت عماد افروغ رونمایی شد.