تبلیغات
در راه مدرس - پیوند آزادی با ضرورت/ علم بدون التقاط پیش نمی رود

پیوند آزادی با ضرورت/ علم بدون التقاط پیش نمی رود


 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دهمین نشست از سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب در حوزه آموزش عالی که توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می‌شود، به نقد و بررسی کتاب «یک رویا و دو بستر» اختصاص داشت. در این نشست که عصر روز چهارشنبه 21 شهریورماه برگزار شد، خسرو باقری، مولف اثر و عماد افروغ به عنوان ناقد سخنرانی کردند.

خسرو باقری در این مراسم توضیحاتی را درباره کتاب حاضر ارائه کرد و گفت: یک رویایی در ذهن ماست که دانشگاه خوب و طراز اول داشته باشیم. پیش از این حوزه در گذشته علمیه بوده اما بعد از انقلاب تغییر مسیر داده و با آموزش عالی درگیر شده است  و امروز بسیاری از مراکز حوزوی آغشته به دانشگاه شده و آن ها هم فکر می کنند بنا به رسالت خود باید اسلامی باشند.

وی ادامه داد: پس یک رویا واحد وجود دارد اما دو بستر شدن آن به این دلیل است که دانشگاه مدرن یک فضای بین المللی دارد و در نتیجه عموم دانشگاهیان برای داشتن دانشگاه فاخر در فضای دانشگاه مدرن فکر می کنند.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به مساله رابطه علم و دین در فضای دانشگاهی افزود: بر این اساس نگاهی که در دانشگاه است می گوید حساب علم و دین را باید از یکدیگر جدا کرد و هر کدام باید در ساحت خود فکر و کار کنند. سابقه درگیری دین و علم اگرچه بیشتر در حوزه علوم تجربی بوده اما به علوم انسانی هم کشیده شده، به ویژه علوم انسانی جدید در دوره مدرن که سودای علم شدن داشته با این موضوع درگیر شده است.

باقری یادآور شد: علوم انسانی خواسته شبیه علم فیزیک باشد؛ فیزیکی که راهش را از دین جدا کرده پس علوم انسانی هم برای اینکه بخواهد علم شود باید راهش را از دین جدا کند. بنابراین فضای غالب در دانشگاه مدرن این است که دین از علم جدا شود.

به گفته وی، اما از این سوگفته می شود نه تنها دین و علم جدا نیستند بلکه علم در دین نهفته است. البته من هر دوی این دیدگاه را مشکل دار می دانم.
 
باقری گفت: به دنبال اثبات گرایی و تحولات آن، تفیک علم و دین معلوم نیست قابل قبول باشد به ویژه با دیدگاه جدید فیلسوفان علم که می گویند علم با علوم دیگر مانند فلسفه، متافیزیک و ... داد و ستد دارد و در آمیختگی علم با مسایل غیر علمی مثل دین و ... اجتناب نا پذیر است بدون اینکه علم را مغلوب ایدئولوژی کند مانند آنچه در شوروی اتفاق افتاد پس نقادی این دیدگاه لازم است.

وی با بیان اینکه دانشگاهمان که می خواهد مدرن باشد از آن دانشگاه مدرن فاصله گرفته و صورت کاریکاتوری آن را دارد گفت:  سرقت های علمی و ... مصادیق بارز این موضوع است. پس مدرن شدن دانشگاه ما از لحاظ اصیل بودن جای سوال است. از آن سو اگر به دیدگاه دینی نگاه کنیم می بینیم که وحدت بین علم و دین مخدوش است و انتظار بیش از حد از دین داشتن بدون آمادگی پاسخگویی غلط و مانند چک بی محل است! ما می گوییم دین ما در علوم انسانی جامع است اما ماحصل آن برای علوم انسانی چیست و آیا تولیدی هم وجود داشته است؟!
 
وی یادآور شد: پس ایده هایی که درباره علم دینی مطرح شده مانند دیدگاه آیت الله جوادی آملی، مصباح یزدی و ... را در کتاب بیان و ارزیابی کردم. امید است که بتوانیم تنش زدایی کنیم و ایده دانشگاه مدرن و علم دینی را هر دو نقادی کنیم تا اینکه این ها به نقطه صواب نزدیک شوند.
 
افروغ نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه با مولف کتاب اشتراک زیادی دارد گفت: این کتاب را سال گذشته مطالعه کردم و نقدهای شما را به آقایان جوادی آملی، مصباح یزدی و مهدی گلشنی خواندم و باید بگویم درباره جوادی آملی بیش از حد وارد جزییات شدید. شما بر اساس چه تفسیری از ایشان، رابطه عقل و دین او را نقد کردید؟! چون آیت الله جوادی آملی عقل را مستقل اما از مولفه های دین می داند و این چرا از نظر شما ایراد است و اگر نقل را هم در نظر بگیریم باز هم عقل مطرح است. اگر قبول کردیم عقل محدودیت دارد باید اجازه بدهیم نقل هم وارد شود.
 
وی ادامه داد: مساله دیگر بحث نسبیت معرفتی و داوری است که برای من آشناتر است تا نسبیت معرفت شناختی که شما در کتاب طرح کردید! در بخش آموزش عالی و تربیت دینی مولف دوگونه مواجه با دین را نفی کرده این هم شبیه بحث های آیت الله جوادی آملی است.
 
این محقق با بیان اینکه این کتاب یک نگرش مساله مند به موضوعات دارد و این یکی از محاسن کتاب است گفت: اثر حاضر صرفا مسایل نظری را بیان نمی کند و در هر جای کتاب بحث نظری شده نیم نگاهی هم به وضعیت ایران شده است. توجه به استقلال دانشگاه یکی دیگر از محسنات کتاب است که در آن بحث نظریه پردازی، گفت و گو و توجه به فرمالیسم و .. بیان شده و از دیگر مباحث قابل اعتنا در این کتاب است.
 
به گفته افروغ، در بحث عقل و دین مولف به آیت الله جوادی آملی پاسخ می دهد گویی جوادی آملی کل عقل را در حیطه دین می دانند اما باقری می گوید دین و عقل دو بال پرواز هستند.  بنابراین در بحث رابطه دین و عقل آیت جوادی آملی عموم و خصوص مطلق قائل اند اما ایشان عموم و خصوص من وجه برای عقل و دین قائل هستند.
 
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: ایشان همان جوابی که به نسبت معرفتی داده نسبت به علم دینی و بومی همان جواب را می دهد البته من  هم با این موضوع موافق هستم. باقری می گوید هر علمی مبتنی بر پیش فرض است و علم دینی هم همین پیش فرض ها را باید داشته باشد اما فرضیه نمی تواند بدهد. سوال من این است که چرا نمی توان فرضیه درباره علم دینی داد در حالی که مرز پیش فرض و فرضیه چندان روشن نیست و اگر بخواهیم علم دینی داشته باشیم باید بتوانیم فرضیاتی نیز عطف به هستی شناسی خود به دست دهیم.

وی با بیان اینکه مولف کتاب درباره علم دینی می گوید نه استنباطی است نه التقاطی توضیح داد: البته من نسبت به کلمه التقاط خوش بین تر از باقری هستم. من می گویم علم اصلا بدون التقاط امکان ندارد و همه علم هایی که شکل گرفته بده و بستانی داشته است. پس این نگاه صفر و یک را به عالم ندارم و شرق و غرب را نمی فهمم. پس نسبت به التقاط با تساهل بیشتری برخورد می کنم.
 
وی ادامه داد: ایشان همچنین درباره علم دینی پای داوری را به میان می کشد یعنی کسانی که ادعای علم دینی دارند باید بگویند داور کیست؟ آیا متن، حدیث، روایت و ... داوری می کنند؟ باقری در جایی از کتاب کفایت عملی را مطرح نکرده است. آنها که رویکرد ابزارگرایانه را ملاک داوری علم قرار می دهند به بنیان های علم کار ندارند اما در کفایت علمی به بنیان های علمی پرداخته می شود و این بحث خوب بود برای تنویر افکار عمومی روشن شود. نباید کسانی که بحث کفایت علمی را مطرح می کنند نباید متهم ابزار گرایی شوند!

وی افزود: باقری در جایی دیگر در علم انسانی مساله ای را مطرح می کند و طیفی بین علوم طبیعی و علوم انسانی ایجاد می کند  که به ترتیب واقع گرا و ارزش گرا هستند و این را ذیل پارادایم هایی مطرح می کند اما سوال من این است که ایشان می گوید یا وحدت گرایی یا کثرت گرایی یا پیوندگرایی است. اینجا جفا در حق وحدت گرایی شده است البته وحدت گرایی اثبات گرایی محکوم است اما سوال من این است که رویکرد ایشان نسبت به وحدت چیست؟

افروغ همچنین گفت: درباره استقلال دانشگاه باقری می گوید دانشگاه باید مستقل باشد تا رویارویی ارزیابانه با علوم انسانی داشته باشد و نظریه پردازی کنند اما می توان استقلال دانشگاه را وقتی می خواهد شغل ایجاد کند به دولت وابسته دانست. من مخالف هستم دانشگاه باید آزاد باشد که دانشجو و استاد بگیرد و متناسب با نیاز رشته تاسیس کند.
 
به گفته این مدرس دانشگاه، درباره آزاداندیشی و علم دینی به نظر می رسد مولف آزادی را در بستری از عدم قطعیت می بیند در حالی که آزادی با ضرورت ارتباط دارد.
 
افروغ در بخش های پایانی سخنانش نیز انتقاداتی را نسبت به تولید مقالات دانشگاهی و سرقت های علمی در دانشگاه طرح کرد.