تبلیغات
در راه مدرس - عدم حضور نخبگان نشانه بیزاری از شفافیت است

عدم حضور نخبگان نشانه بیزاری از شفافیت است


ایکنا: استاد دانشگاه و جامعه‌شناس برجسته کشورمان با بیان اینکه حسب رابطه قدرت ـ ثروت در کشور منافع مختلفی در پس قدرت رسمی نهفته است، گفت: در این شرایط نهاد قدرت فضا را به گونه‌ای طراحی می‌کند که زمینه حضور ساختمند، تعریف‌شده و قاعده‌مند نخبگان منتفی شود که این نشانه بیزاری از شفافیت است. 

عماد افروغ، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس،  به تشریح علل شکاف میان نخبگان و نهاد قدرت پرداخت و با بیان اینکه اگر قرار است نخبگان در حکومت و اداره سالم یک کشور و حاکمیت نمود داشته باشند، این امر باید به لحاظ ساختاری تعریف شود، گفت: اگر این مسئله بخواهد به صورت جدی‌تر دنبال شود حتما باید سازوکارهای رسمی آن تعبیه شود تا گوش شنوا برای نخبگان اجبارا، نه اخلاقا، وجود داشته باشد. به عبارتی این توصیه باید به قانون تبدیل شود که متأسفانه باید گفت وجوه ساختاری، زمینه مستعد را برای حضور و ارائه مشورت نخبگان فراهم نکرده است.

 افروغ در تشریح نسبت میان مسئله شفافیت با شکاف میان نخبگان و نهاد قدرت و ساختارمند نشدن رابطه میان نخبگان و حاکمیت گفت: این دو مسئله ارتباط مستقیمی با هم دارند. اگر دولتی با مهارت خاصی فضا را به گونه‌ای طراحی کرده که حضور ساختمند، تعریف‌شده و قاعده‌مند نخبگان منتفی شود حتما از شفافیت بیزار است و روی خوشی به شفافیت نشان نمی‌دهد. در واقع نهاد قدرت قطعات پازل را به شکلی چیده که منافع خود را بدون سر و صدا به پیش ببرد، حال می‌خواهد این منافع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی باشد.

 وی ادامه داد: حسب رابطه قدرت ـ ثروت که در کشور وجود دارد این منافع مختلف در پس قدرت رسمی نهفته است و به محضی که به قدرت رسمی دست پیدا می‌کنی تمام این منافع در انتظار توست و شما می‌توانید این منافع را با ترفندهایی در اختیار خود درآوری و بر آن بیفزایی. اگر این چنین باشد، که هست، مسلم است که چنین دولتی زمینه را برای حضور قاعده‌مند نخبگان و مشورت و رایزنی با آنها فراهم نمی‌کند و هم مدام بر این طبل می‌کوبد که نخبگان مقصرند، نخبگان مسئولند، نخبگان منحرف‌اند و نخبگان مانند مردم نیستند و هم اینکه با شفافیت میانه خوبی ندارد که هر دو در کشور وجود دارد؛ یعنی هم استقبال مناسبی از شفافیت صورت نمی‌گیرد و هم اینکه زمینه ساختاری برای حضور نخبگان فراهم نمی‌شود.

 افروغ اظهار کرد: نکته جالب اینکه ممکن است در چنین شرایطی دولت‌هایی هم بیایند و دم از شفافیت و مشورت با نخبگان بزنند اما عملا هیچ اتفاقی نیفتد و چیزی نصیب مردم نشود؛ نه شفافیت اتفاق بیفتد و نه زمینه حضور ساختمند و قاعده‌مند نخبگان فراهم شود. این به معنای اکراه نخبگان نیست. دولت ساختار این حضور را فراهم کند بعد مشاهده کند که نخبگان حضور به هم می‌رسانند یا خیر، نه اینکه تمایل به مشورت با نخبگان در حد یک تعارف، توصیه و نصیحت باشد. 

این استاد جامعه‌شناسی عنوان کرد: به عنوان نمونه اعلام شود از این پس مجلس خبرگان در ساحت تحول‌یافته قانون اساسی مستجمعی از فقها، موضوع‌شناسان، معرفت‌شناسان و اخلاق‌شناسان اسلامی است؛ بعد ببینید نخبگان استقبال می‌کنند یا نمی‌کنند و بین عرصه دلیل و علت دیالکتیک برقرار می‌شود یا خیر؟ بین عرصه قدرت رسمی و قدرت غیر رسمی آن دیالکتیک مد نظر برقرار می‌شود یا خیر و از مشکلات رهایی پیدا می‌کنیم؟ مشکل این است که عده‌ای بدون اینکه حرف پایین را بشنوند از بالا تصمیم می‌گیرند. برای اینکه حرف پایین به بالا بیاید نیاز به این است که کارشناس و نخبه به بالا بیاید، زیرا این کارشناس است که در حیات انضمامی و عینی حضور دارد. نخبگان باید به بالا بیایند تا با قدرت رسمی رابطه دیالکیتک برقرار کنند و زمان و مکان، طبق آنچه مورد نظر امام خمینی(ره) بود، خود را در احکام نشان دهد و در چنین وضعیتی است که جامعه از نشاط لازم به معنای مشارکت همگانی در مدیریت کشور برخوردار می‌شود و فضا عوض شده و معضل عدم شفافیت هم حل می‌شود.

 وی با بیان اینکه متأسفانه ارتباط نهاد قدرت با نخبگان تنها در حد تعارف است، گفت: به عنوان نمونه از مجلس هفتم قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات تصویب شد اما این قانون کجاست؟ براساس این قانون باید اطلاعات، حتی بدون درخواست شهروندان، منتشر شود و این عین شفافیت است، اما هر از چندی بحث شفافیت مطرح می‌شود و طرح‌ها و لوایح مختلفی در این راستا ارائه می‌شود؛ مانند احیاء قانون «از کجا آورده‌ای؟» یا طرح دوفوریتی برای مشخص شدن اموال مسئولان. اینها دیگر بازی‌های سیاسی است که هر از چندی گروه‌ها و جریانات سیاسی راه می‌اندازند تا برای خودشان در افکار عمومی کسب وجهه‌ای بکنند و الا در این زمنیه قانون وجود دارد و سؤال این است که چرا اجرا نمی‌شود؟ چون به نفعشان نیست.

 افروغ با بیان اینکه بحث‌های مطرح‌شده پشتوانه نظری جامعه‌شناسانه دارد و یک درد دل نیست، گفت: هابرماس در کتاب «معرفت و علایق انسانی» این ایده را مطرح می‌کند که هر معرفتی ریشه در یک علاقه‌ای دارد؛ حال این علاقه، شناختاری ـ ابزاری است یا انتقادی و هرمنوتیک. یا یکی دیگر از متفکران رابطه قدرت و دانش را مطرح می‌کند، با وجود اینکه ممکن است مبانی تئوریک آنها را قبول نداشته باشم، یا متفکر دیگری رابطه قدرت با اغوا و فریب را بیان می‌کند و می‌گوید بدترین و پیچیده‌ترین شکل اعمال قدرت این است که اعمال‌شونده قدرت از اعمال‌کننده هم بی‌خبر باشد و هم از این اعمال قدرت راضی بوده و مقاومتی هم از خودش نشان دهد. این نشان می‌دهد که اصحاب قدرت کار خود را به خوبی بلدند و با تدبیر آن را به پیش می‌برند و گرنه اگر قرار باشد به وعده‌های خود پایبند باشند که کاری ندارد و راه حل آن هم این است که ساختار آن را تعبیه کنند، شفافیت را عملا جاری و ساری کنند، قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات را سریعا به اجرا دربیاورند، وقتی صحبت از حقوق نجومی می‌شود آن را برملا کنند و دسترسی آزاد مردم به حقوق و مزایای مدیران را فراهم کنند. 

این استاد دانشگاه یادآور شد: اما هر از چندی مانوری داده می‌شود و بعد در عمل می‌بینیم درون سیستم انسجام لازم وجود ندارد. رئیس‌جمهور دستور می‌دهد افشا کنید اما وزیر می‌گوید به صلاح نیست یا وزیر دیگر می‌گوید به نفع بخش خصوصی نیست و این نشان‌دهنده این است که انسجام سیستمی هم در این باره وجود ندارد. هر چند که انسجام سیستمی بخشی از ماجراست و انسجام اجتماعی الزاما تابع انسجام سیستمی نیست. آگاهی‌بخشی گام اول برای ایجاد فشار به قدرت رسمی برای حرکت به سمت شفافیت است. 

افروغ با مفید دانستن طرح این گفت‌وگوها و بحث‌ها در فضای رسانه‌ای به عنوان گام اول گفت: این گام همان آگاهی‌بخشی است اما امیدوارم این آگاهی‌بخشی‌ها به محرکی تبدیل شود و انگیزه‌ای برای فشار به نهاد قدرت رسمی ایجاد کند تا اتفاقی در سطوح بالا رخ دهد. من قبول دارم که مردم و نخبگان مسئولند و اگر نخبگان به حد کافی فشار آورده بودند و مردم را آگاه کرده بودند، حاکمان و اصحاب قدرت هم به شکل دیگری رفتار می‌کردند. وی تصریح کرد: پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «عمالکم اعمالکم، کما تکونون، یولی علیکم؛ کارگزاران شما (نتیجه) اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومت می‌شود»؛ وقتی اعمال شما مطالبه‌گرانه و مبتنی بر آگاهی ظریف نیست خواه ناخواه نشانه رضایت از رفتار و اعمال کارگزاران تلقی می‌شود.

 افروغ عنوان کرد: عرض پایانی من این است که اگر در کشور شفافیت وجود داشت و تعیین‌کننده بود دیگر افشاگری معنا نداشت. وقتی همه چیز روشن باشد و همه اطلاعات در اختیار همه قرار گیرد نیازی به افشاگری نیست. مجلس اگر خیلی هنرمند است بایستی طرح‌های مبتنی بر شفافیت را عملی کند، اما متأسفانه تا بحث شفافیت پیش می‌آید عده‌ای مدام از ملاحظات امنیتی سخن می‌گویند در حالی که این یک کاسبی است و نتیجه آن هم عدم شفافیت است.

 وی در پایان اظهار کرد: به عقیده من تحت هر شرایطی نباید بترسیم زیرا مردم باید آگاه باشند و بدانیم هزینه عدم آگاهی به مراتب از هزینه جزئی آگاهی بیشتر است. امروز به خاطر عدم شفافیت، عدم آگاهی مردم و عدم دسترسی آزاد به اطلاعات کشور هزینه‌‌هایی زیادی می‌دهد و باید این روند تمام شود. این همه فسادی که از فروش ارز دولتی به قیمت آزاد، فروش سکه، قاچاق کالا و ... در این مدت واقع شد به خاطر عدم شفافیت است اگر مسئولان واقعاً عدالت‌طلب، آزادیخواه و طرفدار گردش آزاد اطلاعات هستند همین قوانین مصوب را اجرایی کنند که قانون شده و نیازی به قانون جدید نیست. کما اینکه اخیرا که تعدادی از اسامی مفسدان ارزی منتشر شد شاهد احیاء امید در مردم هم هستیم.