پنجشنبه 20 دی 1397

گفت‌و‌گو؛ ابزار یا گفتمان

نوع مطلب :مقالات ،

گفت‌و‌گو؛ ابزار یا گفتمان


      
روزنامه اصفهان زیبا: عماد افروغ، جامعه‌شناس و سیاستمداری است که البته این روزها از سیاست ورزی فاصله گرفته است. در کتاب «گفت‌و‌گو؛ ابزار یا گفتمان» که در آذر 1387 توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسید،  به طور عمده به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نرم‌افزاری و معرفتی و غالبا‌ مغفول انقلاب اسلامی در ابعاد خارجی و بین‌المللی می‌پردازد. دو گفتار بنیادگرایی و بحران معرفتی غرب به برخی واقعیت‌ها و زمینه‌های مستعد دریافت پیام‌ها و ظرفیت‌های انقلاب اسلامی در غرب می‌پردازد. به نظر می‌رسد انقلاب اسلامی در ساحت نظر و معنا این قابلیت را داشته باشد تا پیامی برای مواجهه با ابزارگرایی و توجیه ابزار به واسطه هدف و بحران معنا و هویت موجود در غرب داشته باشد. البته این بدین معنا نیست که ما خود در داخل نیز کمابیش اسیر گونه‌ای از بحران‌های فوق و لزوم دریافت این پیام و ناشی از قابلیت‌های انقلاب اسلامی نیستیم. چه‌ بسا بد فهمی انقلاب نیز به گونه‌ای مشد‌د بحران‌های فوق‌، به‌ ویژه بحران ناشی از اشاعه پراگماتیسم و ماکیاولیسم از جنس ارزشی و اخلاقی آن در کشور بوده است. در رویکردی نو به بنیادگرایی و تقسیم آن به بنیادگرایی سخت و نرم کوشش می‌شود تا ضمن دفاع از یک نوع بنیادگرایی حقیقی به معنای دفاع از کرامت و حقوق مبسوط انسانی با عنایت به شرایط و نیازهای متحول زمانی‌ مکانی و بازتاب آن بر حقوق انسانی، نگاه ابزارگرایانه از یک سو و نگرش مضیق و محدود به حقوق انسانی به قیمت نا دیده انگاشتن سایر حقوق از سوی دیگر‌، مورد نقد واقع شود. منظور از بنیادگرایی سخت یا زمخت، تحجـــرگــرایی و قشری‌گری و یا تقدیس ابزار به جای تقدیس غایات و اهداف است. در بحران معرفتی نیز به طور عمده به سه بحران معنا یا بحران کیستی و چیستی انسان غربی و ناشی از افسون‌زدایی از عالم، بحران مربوط به خرد ابزاری و معطوف بـــه شــیء‌وارگــی تمــام پــــدیـــده‌های طبیعــی و اجتماعی و در جهت بیشینه‌ سازی سود و بهره‌وری و هزینه‌های اقتصادی و محیطی‌، اجتماعی و روان‌شناختی آن و بحران آزادی یا کاهش انتخاب‌های فردی و اجتماعی و وجود نوعی استبداد لین یا نرم ناشی از فردیت افراطی اشاره می‌شود.به دلیل مبانی ذات‌گرایانه و حقیقت‌گرایانه انقلاب اسلامی باید از نگاه نسبی‌گرایانه گفتمانی و ناشی از عقل مفاهمه‌ای هابرماسی به گفت‌وگو و در نتیجه ‌حقیقت پرهیز کرد و بیشتر به آن به مثابه یک ابزار مفاهمه و احتجاج نگاه کرد. نفی ازلی و ابدی بودن حقیقت و آن را ناشی از عقل مفاهمه‌ای دانستن چندان سنخیتی با مبانی و اصول اسلامی و لایه‌های آن ندارد. به‌ هر‌ حال، با توجه به شرایط کنونی جهان، قابلیت‌های نهفته در انقلاب اسلامی و لایه‌های تو در توی آن و ملزومات فلسفی و نظری گفت‌وگو‌، ضروری است در نگاه خود به جهان تغییراتی اساسی به وجود آوریم و ضمن وقوف بر ضرورت گفت‌وگو، به‌ ویژه گفت‌وگوی بین ادیان، قابلیت‌های مزبور را به رخ کشیده و در معرض داوری قرار دهیم.در بخشی از کتاب گفت‌و‌گو، ابزار یا گفتمان می‌خوانید:  «روشنفکران حقیقت‌گرا و انسان‌های آزاده‌، چه تفسیری از این مواضع‌، آن هم در شرایط خاص تاریخی آن می‌کنند‌. آیا اگر بگوییم متاسفانه ایشان و برخی اصحاب کلیسا تبدیل به ابزار استیلا و تجاوزات استکبار جهانی در پیوند با صهیونیسم بین‌الملل شده‌اند، قضاوت نادرست و عجولانه‌ای کرده‌ایم‌؟ کدام فیلسوف سیاسی و نظریه‌پرداز اجتماعی و سیاسی تایید می‌کند که در برابر تجاوزات بیگانه و سلطه‌طلبی‌ها باید سکوت کرد؟ و اگر اعتراض و قیامی صورت گرفت، اصل این قیام زیر سوال برود؟ نیم‌ نگاهی به آرای نظریه‌پردازان اجتماعی‌ ستیز در خود غرب کافی است تا توجیهی باشد برای این مقاومت‌ها و مقابله‌ای باشد با این مواضع غیر اصولی و غیرواقع‌بینانه و البته غیرانسانی‌. و آیا اگر مسلمانان جهان تقاضای حداقل یک عذرخواهی از جناب پاپ بند‌یکت ‌شانزدهم را داشته باشند، تقاضای گزافی است‌؟ به‌ هر‌ حال اگر ایشان و دیگران بر این موضع اصرار می‌ورزند دعوت عالمان اسلامی را برای انجام یک گفت‌وگو بپذیرند و پس از انجام این گفت‌وگو اتخاذ موضع کنند. بماند که عذرخواهی نسبت به تحریک عواطف و احساسات میلیاردی مسلمانان در جای خود و مستقل از گفت‌وگوی فوق جای توجیه و تعجیل دارد، حداقل برای پیشگیری از عواقب مترقبانه و غیر ‌مترقبانه آن.»




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic