چهارشنبه 27 فروردین 1399

هویت جمع گرای ایرانی برگ برنده ماست

نوع مطلب :گفتگوها ،

هویت جمع گرای ایرانی برگ برنده ماست


گروه اجتماعی: ویروس کرونا، شادمانی مان را ربوده، از ارتباطات اجتماعی مان کاسته، بر هراس هایمان افزوده، تنهایی غیرشکوهمندمان را عمیق تر کرده و ناامنی از آینده را برایمان به ارمغان آورده و دیگر سبک زندگی مان برهمان مدار سابق قرار ندارد، این ها از جمله مصائب کروناست که بخش بزرگی از جمعیت جهان آن را تجربه می کنند. تجربه ای مشترک میان اغلب کشورها با هر دین و نژاد و مسلکی...به قول صاحبان فکر و اندیشه و آنان که اهل نظرند، ما امروز با یکی از بزرگ ترین شوک های تاریخ معاصر و نوعی«موقعیت جنگی» و شرایط اضطراری روبه رو هستیم که دوام آن حتی اگر دیرپا نباشد، اثرات عمیق و بلندمدتی خواهد داشت. 

جهان کرونایی ما تا این لحظه، هزاران نفر را به کام مرگ کشانده و پیامدهای بهداشتی و اقتصادی بس نگران کننده ای در بر داشته است اما پیامدهای اجتماعی آن با توجه به ساختار و نحوه رویارویی کشورهای گوناگون با این ویروس منحوس، متفاوت، چندوجهی و گاه مخصوص است. با گسترش ویروس کرونا، تقریبا اکثر کشورهای درگیر بحران اپیدمی، تصمیم به قرنطینه و تعطیلی موقت شهرهای خود گرفتند. به نظر می رسید تنها راهکاری که می توان از شیوع سریع این ویروس جلوگیری کرد، قطع روند سرایت آن به دیگری است. با این حال این تصمیم پیامدهای بسیاری را نیز به همراه داشت. بلافاصله با اجرای این کار، بسیاری از مردم برای تهیه مایحتاج اولیه خود شروع به خرید و ذخیره کردند. در همان ابتدای کار و به سرعت، برخی کالاهای بهداشتی مرتبط با جلوگیری از شیوع ویروس مانند ژل های ضدعفونی کننده، ماسک، دستکش و الکل کمیاب شدند. اما ماجرای خرید به همین چند قلم کالا ختم نشد. هراس حاکم بر جامعه سبب شد تا اکثریت مردم با رفتاری هیجانی به خرید مضاعف دست بزنند و این اقدام عموما از سوی کشورهایی صورت پذیرفت که سردمدارانش خود را متمدن ترین و مترقی ترین جوامع جهان می دانستند! هجوم هیجانی مردم برای خرید، قفسه ها را خالی از کالا کرد. هر چقدر مسئولان در رسانه ها از مردم می خواستند تا بیش از نیاز خود دست به خرید نزنند، با مقاومت جامعه مواجه می شدند. گویی مردم قانونمند پیشین، گوشی برای شنیدن توصیه های اخلاقی نداشتند و درک نمی کردند که باید مطابق با نیازهای جامعه از سود شخصی صرف نظر کنند اما این مفاهیم رفته رفته جای خود را در میان مردم باز کرد و نکته جالب توجه این که، پس از شیوع ویروس کرونا، همه افراد تنها به دنبال کالاهای ضروری و  بهداشتی هستند و دیگر کالای لوکس تجملی کاربرد فخرآور خود را از دست داده، مردم کمتر اسراف می کنند و تا حدودی با مفهوم قناعت مانوس شده اند. چشم و هم چشمی ها به دلیل عدم برپایی مهمانی ها و تجمعات به حداقل ممکن رسیده و مفاهیم تجمل گرایی رنگ باخته است.   

مهم تر از همه این موارد، ضعف نظام سرمایه داری در مواجهه با بحران کروناست که به ناچار، سیستم مبتنی بر سود همه و نه سود سرمایه دار را در دستور کار قرار داده است و از زمان شیوع ویروس مسری، جان آن بخشی از جامعه که همیشه با فقر خود هزینه زندگی مابقی جامعه را تامین می کرد، برای نخستین بار به رسمیت شناخته شد و دولت ها مجبور به پرداخت هزینه های کلانی شدند و این بخش حذف شده از جامعه که در تولید و مصرف نقش موردنظر سرمایه دار را بازی نمی کرد، مورد مراقبت قرار گرفت.    

عماد افروغ، جامعه شناس، نقطه نظر خویش را دراین باره با روزنامه«رسالت» در میان گذاشته است.  

می توان حدس زد که در این شرایط کرونایی، تغییراتی در سبک زندگی انسان ها در سرتاسر جهان و از جمله ایرانی ها ایجاد شده و این مسئله یکسری وجوه عام دارد که فرقی نمی کند ایرانی باشید یا غیرایرانی اما تصور می کنم آن وجهی که مربوط به ایرانی هاست یعنی آن سبک زندگی تاریخی- فرهنگی به گونه ای بوده که فاصله گیری از آن، مقداری به ایرانی ها فشار آورده، چون مردم ما قوم سفرند و از کوچک ترین فرصتی برای گشت و گذر و سفر بهره می گیرند. به هرحال مراودات خانوادگی و بین فامیلی آنان برخلاف کشورهایی که با فردگرایی انس گرفته اند، زیاد است و همان موقع که طرح فاصله گیری فیزیکی مطرح شد (که به غلط آن را با عنوان فاصله گیری اجتماعی رواج دادند)، بر این مسئله تاکید کردم که نمی توان به طور کامل کشور را به سوی قرنطینه برد. این امر به لحاظ فرهنگی جواب نمی دهد و می تواند به یک بازخوردهای هیجانی و خشونت آمیز بینجامد اما در هرحال، کشور هم زیر قرنطینه سنگین نرفت و می شد منع رفت وآمدها را بیشتر کرد و یکسری مسائل را به اصطلاح کنترل شده تر و مدیریت شده تر انجام داد. پس یکی از وجوه سبک زندگی که برمی گردد به همین آمدوشدها و گشت و گذر کردن ها باعث تغییراتی می شود اما به نظر می رسد این تغییرات درازمدت نیست، چون امری که ته نشین شده و فرهنگی و تاریخی است، به این راحتی ها فراموش نمی شود و بموقع در جای دیگری ظهور می کند و نکته جالب اینجاست که نباید جلوی آن را بگیریم، بالطبع شرایط کرونایی، شرایط خاصی است اما این بخشی از فرهنگ ماست. ما برخلاف جوامعی که ممکن است هویت فردگرا داشته باشند دارای هویت جمع گرا هستیم و این هویت جمع گرایی برگ برنده ماست چون در این هویت جمع گرایی و عرفانی ماست که در شرایط بحرانی و غیرعادی تبدیل به نوع دوستی و همبستگی می شود و مثال آن، انقلاب و جنگ و مقابله با سیل و زلزله و اخیرا هم کروناست. این اتفاقی است که فعلا در مورد سبک زندگی ایرانیان ایجاد شده اما غربی ها به طورکلی، ملت منزوی و ایزوله ای هستند و ممکن است تاثیر خاص آن ها بر روی سینما و تفریحات جمعی و شب نشینی ها باشد اما برداشتم این است، فشاری که در این شرایط بر مردم ایران می آید، اصلا قابل مقایسه با غربی ها نیست، چون آن ها خودشان هم می گویند که ملت تنهایی هستند و نرخ خودکشی در خیلی از این کشورها به دلیل تنهایی بالاست و جوامع آن ها سرد است مثل جوامع شرقی، گرم نیست و علت این که کرونا در ابتدای امر در کشورهای شرقی بیشتر بود، به خاطر همین گرمی روابط و تراکم بالای ارتباطات بود. این موضوع ابعاد دیگری هم دارد و در این مدت، صرفه جویی بالا رفته و الگوی مصرف باید تغییر کرده باشد چون یکی از عادت های مربوط به سبک زندگی، الگوی مصرف است. به نظر می رسد الگوی مصرف خواه ناخواه دچار تغییراتی شده و باید در این مورد مطالعات میدانی صورت بگیرد اما آن طور که از شواهد امر برمی آید، مردم ما این روزها با قناعت مانوس تر شده اند و حتی اگر به دلیل مشکلات معیشتی هم این قناعت به خصیصه رفتاری آدم ها تبدیل شده باشد، بازهم مبارک است. اگر به مرز گرسنگی نرسد، صرفه جویی پدیده ای مثبت است. با توجه به این که ایرانی ها پیش از شیوع ویروس کرونا، در اسراف رتبه اول را به خود اختصاص داده بودند. خواه ناخواه در کنار  فاصله گیری فیزیکی، فاصله گیری از اسراف هم صورت گرفته است و بازتابی بر روی الگوی مصرف مردم ایجاد کرده و امیدواریم تداوم داشته باشد. چون کشور نمی تواند به یک توسعه پایدار برسد، مگر اینکه قناعت را فهم کرده باشد و از اسراف فاصله گرفته باشد. از سوی دیگر باوجود همه مباحثی که مطرح می شود، کرونا را در کل مصیبت نمی دانم و در عالم، مصیبت هایی که نازل می شود را مصیبت نمی دانم و یک نوع امتحان می دانم و انسانی که خودساخته باشد و خود واقعی خودش را کشف کرده باشد از تمامی مسائل، عبرت می گیرد و به قول سعدی، غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد/ ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست. کسی که یک جهان بینی معنوی و عرفانی دارد ازهر بلایی استقبال می کند و این طور نیست که دچار یاس و ناامیدی شود. آن هایی که جهان بینی الهی دارند و هم در ارتباط با خود و طبیعت و دیگری و هم در ارتباط با روابط و ساختارهای اجتماعی، عبرت ها و موهبت های زیادی در این کرونا دیده می شود و نکته مهم تر این است که کرونا پدیده ای جهانی است و همه را در برگرفته و در اینجا تمایز طبقاتی نداریم. تمایز جنسیتی نداریم. تمایز نژادی نداریم و در واقع هیچ تمایز دینی هم نداریم و به نوعی انسان را به یاد صحرای محشر می اندازد این که همه از هم فرار می کنند و به گونه ای می خواهند خودشان را نجات بدهند و راه بازگشتی هم نیست اما اساسی ترین تفاوت شرایط فعلی با صحرای محشر این است که راه نجات و بازگشت هست. بازگشت به خویشتن و نوع دوستی و همبستگی و...  و در فتح کلام، صرف نظر از آسیب هایی که به لحاظ اقتصادی به برخی از اقشار آسیب پذیر وارد می شود، این ویروس را یک نعمت بزرگ می دانم و حتی اگر در این ابتلا، یک انتقام هم نهفته باشد، انتقام الهی را هم یک نعمت و منشا عبرت می دانم و از آن مدل افرادی نیستم که کرونا را مصیبت می دانند. حتی به نظرم، کرونا یک موجود است و هیچ موجودی شر نیست و برای خودش خیر است، بستگی به این دارد که چطور به این پدیده بنگریم. قرار نیست در برابر موجوداتی که فی النفسه برای خود خیر هستند، هیچ شری برای دیگری نباشد، این گونه نیست. همه ما باید در کنار مراقبت ها و آسیب هایی که در این جریان متحمل می شویم باید یک تحلیل کلانی در مورد موهبت های این اتفاق داشته باشیم و شاید ازجمله نکات پایانی که باید به آن اشاره داشت، سرکوب جوامع کمتر توسعه یافته از سوی غرب است اما در جریان بحران کرونا مشاهده کردیم که غرب با تمام ادعاهای واهی مبنی بر مدنیت و متمدن بودنش، چگونه همانند انسان های اولیه عمل کرد. شاهد این مدعا، جنگ مشهودی است که بر سر تصاحب ماسک و تجهیزات محافظتی پزشکی بین کشورهای غربی در حال وقوع است. کجا چنین رفتارهایی را در کشورهای شرقی شاهد هستیم؟ حتی مقامات اروپایی گفته اند که رقابت بر سر تهیه ماسک، بازار قانونی را به «غرب وحشی» بدل کرده است  و در سیدنی، بزرگ ترین شهر استرالیا، قفسه های سوپرمارکت ها ظرف چند دقیقه خالی شدند تا جایی که یکی از فروشگاه های زنجیره ای امکان خرید دستمال توالت را برای مشتریان خود به ? بسته محدود کرد و به هر ترتیب جوامع به میزانی تبعیت از نظام سرمایه داری باید تاوان بدهند. از این نظر، برای شیوع ویروس کرونا می تواند بسیار درس آموز باشد.

جامعه مصرف گرای غربی در مواجهه با بحران کرونا، به سرعت دچار نگرش حفظ بقا شد. هر کس خودش بر دیگری ارجح است مگر آن که نیروی برتر با نام دولت به زور و برای تامین منافع کل جامعه، تولید، مصرف و سود را مدیریت کند. با وجود قرنطینه و اجبار به ترک بسیاری از مشاغل، دولت موظف شد تا هزینه هنگفتی را بابت افراد خانه نشین و بیکار پرداخت کند. آشکار است که در صورت عدم این کار، جامعه با بحران ناامنی نیز مواجه می شد. بنابراین راهی جز دخالت حداکثری دولت باقی نماند


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات