شنبه 24 مرداد 1388

كدام انقلاب مخملین؟ چگونه؟

نوع مطلب :مقالات ،

یادداشت دكتر عماد افروغ در روزنامه اعتماد ملی؛
كدام انقلاب مخملین؟ چگونه؟


این روزها منتظریم، تا بالاخره ببینیم كه دادستان و قاضی و دیگر افراد مرتبط با پرونده بازداشت‌شدگان اخیر چگونه و با استناد به چه ادله‌ای می‌خواهند ثابت كنند كه بازداشت‌شدگان و متهمان اخیر، سران جریان‌ساز انقلاب مخملین در ایران بودند؟
به عنوان یك روش‌شناس كه سال‌‌های بسیاری را صرف پژوهش كرده‌ام. معتقدم متهم كردن یك فرد به جریان‌سازی انقلاب مخملین چندان آسان نیست، زیرا انقلاب مخملین تصمیمی نیست كه یك شبه اتخاذ شود و عده‌ای در كمتر از یك ماه آن را به سرانجام برسانند و به هدف‌شان برسند، بلكه زیربناهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری می‌خواهد. برای همین نیز سخت معتقدم آنچه در قالب برگزاری این دادگاه‌ها به نمایش گذاشته شده است نه‌تنها ارتباطی با یك حركت مخملین نداشت، بلكه حتی یك اعتراف معمولی هم نبود.


در این دادگاه شاهد حضور افرادی بودیم كه پس از گذراندن چند روزی در زندان، تحلیل‌هایشان تغییر كرده بود و حالا به این نتیجه رسیده بودند كه نگاهشان در گذشته درست نبوده است،‌بنابراین تغییر دیدگاه را چطور می‌توان به برنامه‌ریزی برای انقلاب مخملین ربط داد؟ چرا باید عده‌ای دستگیر شوند، آن هم تنها برای تنبه و اصلاح دیدگاه، فكر و عقیده‌شان یا حتی اینكه معتقد بودند تقلبی صورت گرفته است؟ مگر در این میان پولی دریافت شده است؟ كدامیك از معترضان این معترفان چه جریانی را سازماندهی كرده بود، كجا جریان‌سازی كرده بودند و ملت را كجا جمع كرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملین داده بودند كه باقی بی‌خبر هستند و تنها ضابطان قانونی باخبر؟ آیا در جریان پخش مشروح دادگاه حرفی از استخدام این افراد به دست قدرت‌های خارجی شنیدیم یا اینكه این افراد پا به میدان گذاشته بودند تا نظام جمهوری‌اسلامی ایران را از اساس و جوهره تغییر بدهند و به ساختار تازه‌ای برسند؟ اصلا بحث ارتباط با خارجی‌ها و خط گرفتن را هم اگر كنار بگذاریم، با كدام عینك واقع‌بینی می‌توان به این نتیجه رسید كه محمد عطریانفر و محمدعلی ابطحی چنین قدرتی در اختیار داشتند؟ چطور است كه دو چهره مانند ابطحی و عطریانفر كه همیشه از مدیران میانه بوده‌اند به یك باره دارای چنین قدرت براندازانه‌ای شده‌اند؟ اگر این نیست شاید هم موقعیت و پایه‌‌های نظام برای تغییر قدرت زیادی نمی‌خواهد!
برادران من! انقلاب مخملین تعریف روشنی دارد، زیربناهایی می‌طلبد، به این آسانی‌‌ها نیست كه هر كس كه اعتراض كرد، نافرمانی مدنی كرد یا بر حسب ذهنیت خود تن به تصمیمی ندارد، را خیلی زود به عنوان نشانه‌ای از وقوع انقلاب مخملین تعبیر كرد. به عنوان یك جامعه‌شناس می‌گویم و نه از منظر سیاسی! چه كسی و با چه استدلالی می‌تواند ثابت كند كه حضور مردم در خیابان‌ها و اعتراض‌شان نسبت به شرایط اخیر ناشی از هدایت و تصمیم محمدعلی ابطحی و عطریانفر بود؟ چرا موقعیت و قدرت افراد را براساس واقعیت‌های موجود مورد قضاوت و كنكاش قرار نمی‌دهید؟ مردم ایران یك حركت خودجوش داشتند، رسانه خارجی نبود، پولی نگرفته بودند و در میتینگی به آنها نگفته بودند «ملت پیش به سوی انقلاب مخملین!» تنها ذهنیت حاكم بر افكارعمومی این ماجرا را پیش می‌برد. چرا شعور مردم و ملت را دست كم بگیریم و فكر كنیم ملت و افكار عمومی همیشه باید دنباله‌رو باشند و خود قادر به گرفتن هیچ تصمیم جمعی نیستند، كاش در جریان این محاكمات و تئوری‌پردازی‌ها ذره‌ای هم واقعیت‌های موجود را لحاظ می‌كردیم. كجای قانون اساسی آمده است كه اعتراض مدنی و آرام جرم است؟ این افراد كه در بازداشت به سر می‌برند، كجای این پروسه، قانون اساسی را از بیخ و بن نادیده گرفته‌اند، كسی كه در صدد انقلاب مخملین است كه مدام پافشاری نمی‌كند تا حقوق قانونی كه قانون اساسی برایش در نظر گرفته در جامعه پیاده شود، مگر اینكه قانون اساسی ما دستورالعمل دستیابی به انقلاب مخملین باشد و ما بی‌خبر، زیرا خواسته مردم كوچه و خیابان انقلاب مخملین نیست، بلكه استفاده از تمام آزادی‌های سیاسی و اجتماعی قانون اساسی است.


از سوی دیگر انقلاب مخملین نسخه‌ای است كه تنها در جغرافیای سیاسی خاصی پیاده می‌شود. كشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی كه سال‌ها زیر نوع كمونیسم شوروی بودند تنها بخش‌هایی هستند كه این نسخه ناقص در آنها عمل كرده است. دلیل اصلی وقوع انقلاب مخملین در این كشورها هم منش دیكتاتوری حاكم بر آنها بوده است، آیا كسی می‌پذیرد كه به لحاظ ساختار سیاسی دولت ایران منش دیكتاتوری داشته كه حالا ما باید شاهد بروز انقلاب مخملین در آن باشیم؟ قطعا جواب واقع‌بینانه وجود این رویكرد را از بیخ و بن نفی می‌كند. اما به هر حال هر معادله‌ای از یك وجه ساختاری برخوردار است و نمی‌توان آن را تنها از یك بخش مورد بررسی قرار داد، باید دو سوی معادله را نگریست. برای رسیدن به انقلاب مخملین ملزوماتی نیاز است، كه از مهم‌ترین آنها وجود و نفوذ قدرت خارجی به اضافه دولت دیكتاتوری است، كدامیك از این دو در كشور ما وجود دارد كه اكنون ما براساس آن باید به توهم توطئه مخملین رسیده باشیم؟ كشور ما هرگز خصایص یك كشور سوسیالیستی یعنی بی‌توجهی به آزادی را نداشته است، پس امكان پیاده شدن این نسخه از سوی دشمن خارجی و داخلی برای همیشه در نظام جمهوری اسلامی ایران منتفی است. این منش زیبنده جمهوری اسلامی نیست و صداوسیما سردمدار این منش جدید و تخریبگر شده است. اگر بپذیریم كه این افراد بدون اعمال هیچ‌فشاری دچار چنین تغییر نگرش ژرفی هم شده‌اند، باز هم باید گفت این رویكرد جدید چه ربطی به اعتراف دارد و چه ربطی به كودتای مخملین كه مدام این تركیب نوآمده در صداوسیما تكرار می‌شود؟ مدتی است به این نتیجه رسیده‌ام كه دیگر اظهارنظر و نقد فایده‌ای ندارد، اما نگرانم به عنوان یك شهروند پایبند به نظام جمهوری اسلامی ایران، نگرانم. نگران جوهره انقلاب، نگران وجهه آزادی كه قرار بود در كشورم مستقر شود و نگران اعتماد عمومی ملتی كه 30 سال برای كسب آن زحمت كشیده شده است. قرار نیست كه برای تحكیم پایه‌های قدرت یك جناح دست به هر رویارویی‌ای بزنیم، زیرا رویارویی‌ اینچنینی می‌تواند تبعاتی داشته باشد. اگر اینچنین باشد پس امر به معروف و نهی از منكر در نظام ما چه می‌شود، مشورت، همدلی و همگرایی را در كجای این رویارویی می‌گنجانید؟ ای كاش محكمه قضایی تصمیم بگیرد، حتی در همین جای كار با استناد به مدارك مستدل مخملی بودن اعتراض‌ها را ثابت كند و متهمان را با اتهام‌هایی در اندازه توان‌شان به محاكمه بكشاند و از همه مهم‌تر مردم را عاقل بپندارد، در غیر این صورت باید گفت كه این اعتراف نیست و از این رویكرد نمی‌توان مدركی یافت مبنی بر برنامه‌ریزی انقلاب مخملین، اگر قدرت هم وجود ندارد بهتر است كه محاكمه‌ها تعطیل شود تا آبروی قضایی كشورمان بیش ازین به خطر نیفتد. من هم مانند هر شهروندی نگرانم، نگران روزی كه پس از این حركت، هر اعتراضی نشانه‌ای از قصد به انقلاب مخملین تعبیر شود و این لحظه دردناكی است...
عماد افروغ
15 مرداد 1388


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic