تبلیغات
در راه مدرس - مطالب فروردین 1395
جمعه 27 فروردین 1395

شرایط تضعیف و تقویت اعتماد به نفس ملی

نوع مطلب :گفتگوها ،


شرایط تضعیف و تقویت اعتماد به نفس ملی


گروه جامعه: یک استاد دانشگاه به تبیین علل تضعیف و تقویت اعتماد به نفس ملی در میان جوانان و پیامدهای آن برای جامعه و به ویژه نظام اسلامی پرداخت.
عماد افروغ، استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین ا‌لمللی قرآن (ایکنا)، به راهکارهای افزایش اعتماد به نفس ملی در میان جوانان با توجه به شعار سال اشاره و عنوان کرد: درست است که ایده‌ها و اراده‌ها در جای خود می‌توانند در سرنوشت ما تعیین کننده باشند اما واقعیت این است که باور و اخلاق به تنهایی نمی‌توانند کارساز باشند بلکه نیاز به الزامات و شرایط ساختاری مساعد نیز دارند.

وی با بیان اینکه بخشی از علل افول اعتماد به نفس ملی به مردم و تأثیر پذیری محتمل از القائات و شبکه‌های اغوایی بیگانه و بخشی به عملکرد مسئولان باز می‌گردد، اظهار کرد: نوع مواجهه مسئولان با مردم و برآورده شدن یا نشدن انتظارات مردم از حکومتی که دارای امکانات و اختیارات است، نوع مدیریت آن‌ها، عملیاتی شدن و یا نشدن وعده‌های حکومت، در تقویت و افول اعتماد به نفس ملی نقش مؤثر دارد.

یکسان نبودن ارزش‌های تبلیغی با ابزار و شرایط

افروغ افزود: اگر مردم مشاهده کنند که نظام فرهنگی رسمی جامعه، ارزش‌های خاصی را تبلیغ می‌کند اما در عمل ابزار و شرایط برابر و متناسب با تحقق این ارزش‌ها در دسترس نیست، دچار نابسامانی وروان گسیختگی اجتماعی می‌شوند. فرد خوداتکایی که به توانمندی‌های داخلی اعتقاد دارد و خواستار فعالیت برای تولید ملی است باید از شرایط و ابزار مطلوب نیز بهره‌مند باشد تا بتواند به میدان عمل ورود پیدا کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: اگر کسانی که مسئولیت تحقق بخشیدن به اهداف و ارزش‌ها و نهادینه کردن آن در میان افراد جامعه را بر عهده دارند نتوانند در عمل شرایط و ظرف مناسب را برای فعالیت مردم ایجاد کنند گامی در جهت افول اعتماد به نفس ملی برداشته‌اند.

وی با بیان اینکه استفاده از محصولات داخلی توسط مردم نیازمند بهبود کیفیت از طریق ایجاد رقابت و حمایت‌های دولتی یا حداقل برداشتن موانع پیش روی است اظهارکرد: رقابت سبب ارتقای کیفیت کالا می‌شود و مردم انگیزه و تمایل بیشتری برای خرید کالای داخلی پیدا می‌کنند. ولی هنگامی که مردم در محصولات داخلی کیفیت مورد نیاز خود را نیابند و از سوی دیگر و قطع نظر از تبلیغات کاذب، مرغوبیتی در کالاهای خارجی ببینند، آن هم در شرایطی که در کل حرکتی حماسی به سوی مقابله با مصرف کالاهای خارجی، برای رسیدن به آرمان‌های متعالی دیده نشود، طبیعی است که روی به سوی اجناس خارجی می‌آورند.

افروغ با تأکید بر اینکه برخی اوقات دلیل استفاده از کالاهای خارجی صرفاً بالا‌تر بودن میزان کیفیت نیست اظهار کرد: فضای روانی و تبلیغاتی نیز در این میان بسیار تأثیرگذار است. مصرف گرایی و خرید اجناس خارجی اکثر اوقات تحت تأثیر تبلیغات بیش از حد صورت می‌گیرد و اصولاً تبلیغات بخش جدانشدنی نظام اجتماعی سرمایه داری برای گسترش فضای سرمایه داری در سایر جوامع و کشور‌ها است.

وی استقلال هر کشوری را نیازمند تحمل برخی فشار‌ها و سختی‌ها دانست و گفت: امام خمینی (ره) بر موضوع خودباوری تأکید زیادی داشتند چرا که ما در فضای مسخ شدگی متأثر از نظامات سرمایه داری برای فروش کالا و نفوذ اقتصادی و سیاسی قرار داشتیم.

از خودبیگانگی ریشه در عدم شناخت خداوند دارد

افروغ با تأکید بر اینکه بیگانگی از خود و قابلیت‌های داخلی کشور سهم مهلکی برای یک جامعه است که در ‌‌نهایت ریشه در عدم شناخت خود و خدای خود دارد اظهار کرد: قطع نظر از شرایط محیطی و ساختاری اثرگذار بر اعتماد به نفس، نمی‌توان فقدان این شرایط مساعد را برای انسان‌های متعالی توجیهی کافی برای بی‌توجهی به قابلیت‌های خدایی خود دانست.

وی افزود: انسانی که خدا را باور داشته باشد بر قابلیت‌های فردی خود اصرار می‌ورزد و سعی می‌کند آن را به بالا‌ترین مرحله فعلیت برساند و به رنگ و لعاب‌های تبلیغاتی دل نمی‌بندد.

وی با بیان اینکه این دسته از انسان‌ها زمانی که با محدویت‌های تمام عیار روبرو می‌شوند، می‌رویند و می‌شکفند، اظهار کرد: با این وصف، خودباوری فقط نباید به مردم محدود شود، بلکه نظام سیاسی کشور نیز باید به این باور برسد و به وظایف خود سامان بخشد.

افروغ کاهش اعتماد به نفس ملی در میان جوانان جامعه را هدف سلطه گران دانست و گفت: اعتماد به نفس ملی، خوداتکایی و خودباوری در جامعه سد محکمی در برابر سلطه و نفوذ بیگانگان بی‌توجه به مصالع ملی کشورهای هدف است. طبیعی است که جوان امروز نتواند مثل جوان دیروز حسی از حقارت و بحران هویت ناشی از سلطه بیگانه در قبل از انقلاب اسلامی داشته باشد، چون آن دوران را نچشیده و لمس نکرده که چگونه جوان دیروز حاضر شد  از همه آرزوهای دنیایی و کالاهای مورد علاقه‌اش بگذرد اما آزاد و عزیز باشد. جوانانی که انقلابی عظیم را خلق کردند به خوبی با این خطرات آشنا هستند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر جوانان با کشورهای مستعمره چه در حال حاضر و چه در گذشته آشنا شوند در می‌یابند که چگونه مردم حاضر بودند و هستند از مصرف خود بکاهند اما مستقل باشند و عنصر بیگانه بر ناموس ملی آنان حکمرانی نکند. مردم در دوران جنگ تحمیلی دوشادوش مسئولان خود نشان دادند که با اعتماد به نفس و خودباوری چه قله‌هایی را می‌توانند فتح کنند و از دل سختی‌ها دست به چه اختراعات شگفت انگیزی بزنند. چه کسی است که از پیشرفت‌های روزافزون در صنعت دفاعی و موشکی در کشور احساس غرور نکند. این‌ها همه از قبل ظهور اعتماد به نفس ملی در جوانان برومند این زادبوم است. امروز نیز مردم باید به این احساس نیاز برسند.

با عملکرد اشتباه خود کارآمدی اسلام را زیر سوال نبریم

وی در مقابل به وظایف مسئولان اشاره و عنوان کرد: مردم با اتکا به نفس و خودباوریِ خود نظامی اسلامی ایجاد کردند تا عهده دار وظایفی در راستای سربلندی و عزت و تقویت بنیه‌های داخلی و پیشرفت درون زا باشد، حال اگر مسئولان به وظایف خود عمل نکنند، درست و نادرست، اهمال و کوتاهی این افراد در اذهان عمومی، کارآمدی اسلام را زیر سوال می‌برد، چرا که این انقلاب به نام اسلام رقم خورده است.

وی تأکید کرد: تجربه انقلاب و دفاع مقدس به ما نشان می‌دهد که هرگاه به خود و استعدادهای داخلی برگشته‌ایم و اسیر تبلیغات روانی بیگانگان نشده‌ایم موفق عمل کرده‌ایم. در این میان باید سختی‌هایی را متحمل شد، اما اگر همه در این زمینه احساس مسئولیت و سختی بکنند، سختی محسوب نمی‌شود و موضوعی ملی با حساسیت و برانگیختگی ملی به شمار می‌آید. مشکل اینجاست که مسئله‌ای ملی برای همگان، ملی تلقی نمی‌شود و اینجاست که احساس نابرابری و تبعیض‌زاده می‌شود. مسئله ملی، سختی و گشایش و در نتیجه حماسه ملی می‌آفریند.


هفتمین شماره فصلنامه «اسلام و مطالعات اجتماعی» منتشر شد


به گزارش خبرنگار مهر، هفتمین شماره فصلنامه علمی‌-پژوهشی «اسلام و مطالعات اجتماعی» به صاحب امتیازی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و مدیرمسئولی حجت‌الاسلام و المسلمین نجف لک‌زایی منتشر شد. سردبیر این نشریه را حجت‌الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا بر عهده دارد.

در این شماره از فصلنامه مقاله ای از عماد افروغ با موضوع «دین و جامعه در چرخش زمانی معاصر؛ عصر بازگشت خدا» آمده است.

«ویژگی ها و انواع سنت های الهی در تدبیر جوامع»، «تحلیل اجتماعی از اقتصاد مقاومتی براساس آموزه های قرآن»، «بررسی رابطه التزام عملی به اعتقادات اسلامی و کیفیت زندگی و رضایت از زندگی»، «رهیافت اخلاقی به «بی تفاوتی» در روابط اجتماعی همسایگان» و «مقایسه نگاه کارکردی به منشا دین از منظر دانشمندان غربی و اسلامی». از دیگر مطالب این شماره از فصلنامه  «اسلام و مطالعات اجتماعی» است.

نصرالله آقاجانی، سیدعلی نقی ایازی و علی ملکوتی نیا از جمله افرادی هستند که در این شماره از فصلنامه همکاری داشته اند



12 فروردین، سرآغاز یک فلسفه سیاسی جدید به نام مردم سالاری دینی است



تابناک تهران: «رفراندوم و یا انتخابات 12 فروردین سال 58  یک گواه تاریخی است مبنی بر این که جمعیت کثیر و قریب به اتفاق مردم در آن برهه زمانی خواستار یک تحول بنیادین و استقرار نظامی به نام جمهوری اسلامی ایران شدند.»
یک جامعه شناس سیاسی در گفت و گو با تابناک در خصوص اهمیت روز جمهوری اسلامی گفت: این روز هم یک نشانه رسمی است ازحضور پر شور و میلیونی مردم در انقلاب اسلامی و هم سندی است برای کسانی که  پرسشی درباره  تثبیت قانونی نظام مستقر جمهوری اسلامی دارند. در نهایت باید یک گواه و شاهد تاریخ باقی می ماند تا پاسخ این سوال باشد که این نظام سیاسی جدید با خواست مردم و از طریق رفراندوم عمومی، مشروع و قانونی شد. رای 98 درصدی مردم به جمهوری اسلامی ایران حکایت از این گواه و نشانه است.

عماد افروغ درادامه بیان کرد: ازسوی دیگر باید به این رفراندوم فراتر از یک گواه تاریخی یک اتفاق بزرگ نگاه کنیم. این روز و این رای، درواقع مؤید ظهور یک فلسفه سیاسی جدید به نام «مردم سالاری دینی» است. بدین معنا که مشروعیت یک نظام سیاسی در گرو دو مولفه است یکی شرعیت و یا حقانیت حکمرانان و  نظام سیاسی و دیگری مقبولیت و رضایت عامه مردم.

این استاد دانشگاه توضیح داد: این یک اشتباه فاحش است که مقبولیت و مشروعیت را در برابر و در عرض هم جا بیندازند، چون ضمن آن که کمکی به ما در تحلیل درست اتفاقات تاریخی نمی کند، ما را اسیر یک دوگانگی می کند، دوگانگی ای که به لحاظ فلسفی می تواند سر منشا بسیاری از گرفتاری های کشور باشد.

افروغ در ادامه افزود: ما نمی گوییم مشروعیت و مقبولیت در عرض و در برابر هم، بلکه می گوییم مشروعیت حاوی دو مولفه است، شرعیت و حقانیت حکمرانان و نظام سیاسی و مقبولیت مردم. در واقع مشروعیت عنصر جامعی است که دو مولفه حقانیت و رضایت را پوشش می دهد، بنابراین حضور مردم در رفراندوم و یا رای آنها در پای صندوق رای، مقبولیت در برابر مشروعیت نیست، بلکه خود عنصری از مشروعیت است، اما فقط رای مردم هم ملاک نیست چرا که بحث حقانیت نیز مطرح است. اما هر قدر هم حقانیت نظام سیاسی به لحاظ شرعی بالا باشد اما اگر مردم نخواهند این نظام مستقر نمی شود، چرا که شرعی هست اما مشروع و قانونی نیست.

نماینده مجلس هفتم در اظهار داشت: اگر این مسائل را از هم تفکیک و خوب تحلیل نکنیم، نه اتفاق و قوت و ضعف مشروطه و نه اتفاق بزرگی به نام انقلاب اسلامی ایران و نه گرفتاری هایمان را می توانیم تحلیل کنیم. در این شرایط عده ای به سمت دموکراسی و رضایت عامه می روند و عده ای نیز به سمت شرعیت نظام می روند، یعنی عده ای از مردم دم می زنند و از حقوق آنها سخن می گویند و عده ای نیز از حق شرعی و تکلیف دینی و شرعی مردم.

افروغ ابراز داشت: به طور کلی این روز سرآغاز یک فلسفه سیاسی جدید برای بشریت است که از تجربه های موجود در فلسفه سیاسی دنیا استفاده کرده و راه سومی را پیشنهاد می کند، نه تئوکراسی به مثابه یگانه منبع مشروعیت و نه دموکراسی به مثابه یگانه منبع مشروعیت را پذیرفته است. در واقع جمع تئوکراسی و دموکراسی و یا به عبارتی جمع یک پرسش هنجاری فلسفه سیاسی و یک پرسش اثباتی جامعه شناسی سیاسی است.


نگاه منظومه‌ای به نشاط، رمز شادی‌آفرینی اسلامی


عماد افروغ، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به راهکارهای افزایش نشاط با تمسک به دین پرداخت و گفت: درک غلط از دین سبب ایجاد تصور سازگار نبودن دین اسلام با شادی و نشاط در میان برخی معاندان شده است، در صورتی که فهم صحیح رابطه بین انسان و خدا به خوبی جایگاه متعالی نشاط در اسلام را به نمایش می‌گذارد.

وی با بیان اینکه برخی نگاه‌های موجود به دین تصور مطلوب و موجهی نسبت به انسان ندارند اظهار کرد: افرادی که دچار این نقص هستند نمی‌توانند نگاه جامع و کاملی به نیازها و حقوق انسان داشته باشند، بنابراین پیش فرض‌های غلط خود را به دین تحمیل می‌کنند.

افروغ بر ضرورت نگاه همه جانبه به نیازهای انسان تأکید و تصریح کرد: انسان در کنار نیاز به آزادی، معیشیت و عدالت، به اخلاق و معنویت نیز نیاز دارد. نشاط نیز از جنبه‌های مختلف مادی، اجتماعی، اخلاقی و معنوی برخوردار است. انبیا و اولیا ئ دین، دنیا را محصور در این حیات جسمانی نمی‌بینند و این نگاه منظومه‌ای آنان به دنیا و آخرت باید بازتابی بر نشاط آفرینی و نشاط خواهی انسان‌ها داشته باشد.

وی با بیان اینکه اسلام دارای جامعیتی است که انسان را از توجه صرف به نشاط اخروی و یا دنیوی و اجتماعی  صرف برحذر می‌دارد اظهار داشت: توجه همه جانبه به حقوق انسان که ناظر به حیات دنیوی و اخروی وی است می‌تواند الگویی برای شادی آفرینی نیز باشد.

لجام گسیختگی یا نشاط؟

وی نشاطی که ترمزی برای ارضای انسان نداشته باشد را لجام گسیختگی دانست و گفت: هیچ وجدان آگاهی نمی‌تواند بی بندوباری را نشاط اجتماعی تصور کند، چرا که جوابگو و پاسخ دهنده به فطرت و خواسته‌های مدنی و اجتماعی انسان نیست که بتواند به آرامش و شادی وی بیانجامد. جایی که تعهد( اجتماعی) وجود نداشته باشد فرد از انسانیت خود فاصله می‌گیرد.

این جامعه شناس با تأکید بر اینکه پیش فرض‌های غلط انسان‌ها سبب شکل گیری اندیشه‌های اشتباه می‌شود گفت: گاهی عملکرد غلط یک فرد پیش زمینه‌ای را در ذهن سایرین ایجاد می‌کند که ضربه به حقیقت دین می‌زند.

3 سطح مهم را دریابیم

افروغ بر ضرورت توجه به سه سطح مهم تأکید و تصریح کرد: توجه به نیازهای اولیه بشر همچون معیشت، قدرت و ثروت؛  حکمت و حفظ اعتدال در بین خواسته‌ها و نیازهای دنیوی و اخروی و انفاق و احسان به مثابه مرتبه عالی حیات بشری، سه سطح نشاط و شادی‌آفرینی است.

وی در پایان یادآور شد: در چنین جامعه‌ای افراد سعادت خود را منوط به سعادت دیگران می‌بینند و این همان وعده الهی و بالاترین فعل اخلاقی است. البته نگاه به هر یک از این جنبه‌ها به تنهایی نمی‌تواند راهگشا باشد بلکه نیاز ما نگاه منظومه‌ای به این سه سطح اولیه، متوسطه و متعالیه انسانی است.


رابطه ذاتی اقتصاد مقاومتی با انقلاب اسلامی


عماد افروغ تحلیلگر مسائل سیاسی و استاد دانشگاه در گفت‌و‌گوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم،‌ با اشاره به موضوع انتخاب شعار سال و ضرورت‌های آن گفت: در ضرورت سیاست و برنامه کلان هیچ تردیدی نیست، اما به نظر می رسد ما هنوز نقطه تعادل خود را نیافته ایم. احتمالاً در برابر عمل گرایی افراطی سال هایی که آن هم یک ضرورت زمانی و مکانی بوده ما گرفتار سند گرایی افراطی، آن هم از نوع فرمالیستی آن و بی توجهی به عمل شده باشیم. به نظر می‌رسد این توجه به افراط کشیده شده است و ما را از اقدام عملی بازداشته، به گونه‌ای که امروز حرف، ولو حرف خوب برای عده‌ای دارای کارکرد شده است.

وی افزود: عده‌ای عادت کرده‌اند که فقط حرف بزنند و بابت این حرف زدنشان امتیازاتی دریافت کنند. برخلاف سال‌های اول انقلاب که بیشتر عمل مورد توجه بود و کمتر به تدوین و تنظیم برنامه پرداخته می‌شد امروزه به نقطه مقابل آن دوران رسیده‌ایم؛ اینکه فقط سیاست‌گذاری کنیم، برنامه بنویسیم و منشور منتشر کنیم، حرف بزنیم و از وجه عملی آنها غافل شویم.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: البته این غفلت از عمل که به فقدان یک فلسفه و نظریه روشن درباره عمل برمی‌گردد و بنده بر آن تأکید ویژه دارم، خود 2 جنبه دارد، یکی اینکه در سرشت و جوهره نظریه پردازی‌ها، سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایمان اساساً جایی برای عمل و خاستگاه، ویژگی ها و ملزومات آن در نظر گرفته نمی شود، دیگر آن که وقتی برنامه‌ای تدوین می‌شود به عمل و اقدامات عملی آن بی‌توجهی صورت می‌گیرد. شاید علت اینکه به عمل توجه نمی‌شود این باشد که در خمیر مایه برنامه‌ها وجه عملی لحاظ نشده است و این یک بحث بسیار ظریفی است، یعنی برنامه‌ای که انتزاعی نوشته می‌شود توقعی برای اجرای آن نباید داشت. برنامه‌ای که در نگارشش به زیست جهان، نیازهای واقعی، توانمندی‌های بالقوه و بالفعل مردم و مشارکت‌های مردمی توجه نمی‌کند مسلم است که به عمل نخواهد رسید و یا ابتر و ناکام خواهد ماند.

به گفته افروغ کشور در این زمینه مشکل مضاعفی دارد چرا که در برنامه‌ها به زیست جهان و اقدام عملی بی‌توجه هستیم و حتی با فرض این که در این برنامه‌ها نیز به این موارد توجه شده است، که نشده است، هیچ اقدام عملی برای تحقق این برنامه‌ها لحاظ نمی‌شود و این یک مشکل نظری و عملی است. یعنی هم در تدوین برنامه ها به عمل توجه نمی شود که مشکل نظری آن را رقم می زند و هم بعد از تدوین یک برنامه ایده آل به دلالت ها و اقدامات عملی کم توجهی صورت می گیرد که مشکل عملی آن را بر ملا می سازد. به عبارت دیگر ما با مشکل رابطه نظر و عمل در عمل مواجهیم.

وی در بخش دیگری از گفت‌و‌گویش با خبرگزاری تسنیم،‌ با بیان این که این مشکل به ساختار علمی و نظری و به دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و بی‌توجهی به ساز و کار اجرایی و عملیاتی برمی‌گردد، اظهار داشت: مسئله اقتصاد حیاتی‌تر از گفتگوهای ژورنالیستی و یا شبیه به آن است، مثالی در این زمینه می‌زنم قبل از این که سیاست‌های برنامه‌ ششم تدوین شود در جایی از بنده دعوت شد که نظر بدهم؛ یک سری مسائلی پیش آمد من گفتم بروید به سمت شفاف‌سازی نظام مالیاتی و حذف یارانه ها برای اقشار بهره مند، گفتند نمی‌توانیم، داده لازم در اختیار نداریم، گفتم کاری کنید که مسئولان دروغ نگویند، گفتند نمی‌توانیم، همان جا واکنشی نشان دادم و دیگر در آن جلسات شرکت نکردم.

متاسفانه برخی در این مملکت عادت کرده‌اند که تنها حرف بزنند و حرف برایشان نان و نوا و منزلت و قدرت داشته باشد و این مسئله ریشه در تظاهر و ریا دارد که توان جولان فوق العاده ای دارد. به نظر بنده بی توجهی به عمل یک مسئله جدی است که نه تنها مقام معظم رهبری بلکه خیلی‌ها زودتر از ایشان هم این مسئله را مطرح کردند اما آنقدر این مسئله حاد شد که ایشان مصالح معمول را کنار گذاشتند و مدام بر مسئله عمل تاکید می کنند.

وی با بیان این مطلب که باید با مسئله عمل به صورت تئوریک برخورد کنیم، گفت: مسئله اقدام و عمل بسیار ریشه‌ای است. مسئله‌ای است که سال‌ها از کشور رخت بربسته‌ است. در این میان عده‌ای فقط کارشان حرف زدن و نان خوردن است و باید این روش را بسوزانیم؛ چرا وضع اینگونه شده است؟ این معضل ریشه در نفاق دارد، ریشه در تظاهر دارد، ریشه در مصلحت‌اندیشی‌های کاذب دارد. به عبارت دیگر، معیار عملی برای ارزیابی مسئولان جای خود را به حرف داده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد:‌ عده‌ای در این سال‌ها بدون آنکه پشتوانه نظری و عملی ارزش های انقلاب اسلامی از جمله اصل ولایت فقیه را به مثابه اصل رهایی بخشی تحکیم کنند متأسفانه تنها به نام این ارزش ها و این اصل نان خوردند و هر نقد سازنده و بجایی را با انگ ضدیت با ارزش ها و ولایت فقیه مخدوش کردند و تصویری اسارت بخش از این اصل مترقی به دست دادند. به اسم ولایت فقیه و پشت سنگر ولایت فقیه تنها منافع‌شان را تامین کردند. هم نان خوردند و هم بستر را برای مانور گفتمان ها و سیاست های بیگانه فراهم نمودند. با حرف صرف که نمی توان از این ارزش ها حفاظت کرد. اگر فقط حرف باشد نتیجه عکس می دهد، از قضا سرکنکبین صفرا فزود می شود.

این استاد دانشگاه  با بیان این که بحث اقتصاد مقاومتی با انقلاب اسلامی گره خورده است و یک رابطه ذاتی با آن دارد، افزود: اگر کسی این مسئله را درک نکند و توسعه درون‌زا را نفهمد، انقلاب را نفهمیده است. ما توقع داشتیم پس از انقلاب از اقتصاد نفتی خارج شویم، البته بماند که در خود اقتصاد مقاومتی هم هنوز بوی نفت به مشام می رسد و این جای نقد دارد اما به مراتب مترقی‌تر از وضع جاری کشور است. ما در اوایل انقلاب حرف دیگری می‌زدیم. می گفتیم خودکفایی اقتصادی، استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی و استقلال اقتصادی، اما حقیقتاً به این سمت حرکت نکردیم. در هیچ دوره‌ای هم حرکت نکردیم و مربوط به این دولت و دولت‌های گذشته نیست و متاسفانه هیچگاه یک اقتصاد مقاومتی درون زا نداشته‌ایم. می‌خواهم این را بگویم که اگر استقلال سیاسی ما به استقلال نسبی اقتصادی  گره نخورد، قطعاً آن هم از بین خواهد رفت.

افروغ در تشریح دلایل شکل نگرفتن مطالبه و گفتمان اقتصاد مقاومتی در جامعه گفت: جالب است که ما تنها شاهد همنوایی در بحث هستیم، یعنی وقتی که مسئله اقتصاد مقاومتی مطرح شد، همه درباره آن صحبت کردند، همه وسط آمدند و سر و صدا راه‌ انداختند که این بهترین و خوب‌ترین است، ولی معلوم نیست که چه تقسیم کاری صورت گرفته است. چه کسی ناظر بر اجرای این تقسیم کار است؟ چه نهادی باید نظارت کند و چه نهادی باید از بالا از مسئولیت‌های قوای جمهوری اسلامی بازخواست کند؟ جای آن نهاد خالی است، باید جایی باشد که به معنای واقعی ستاد فرماندهی باشد.

وی اضافه کرد: اگر سیاست‌های کلی توسط مجمع تشخیص مصلحت تعیین می‌شود، نظارت کلی بر عهده کیست؟ این یک خلأ است. جایی که نظارت کلان را اعمال کند نداریم، در شورای نگهبان چنین مسئله‌ای تعریف نشده است، بنابراین ستاد فرماندهی تعیین تقسیم کار و اجرا و عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی را باید مشخص کرد، متاسفانه در همین حد است که عده‌ای می‌آیند حرف می‌زنند شعار می‌دهند، بیانیه می‌دهند و تمام. اما جای ستاد فرماندهی کجاست؟ تقسیم کار کجاست؟

این استاد دانشگاه در خصوص تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در دولت نیز گفت: این مسئله نیازمند جایگاهی بالاتر از رئیس‌جمهور است، مسئله فقط با قوه مجریه سر و کار ندارد. به قوای مقننه و قضائیه هم بر می‌گردد.

افروغ ادامه داد: سوال این است که اگر قوه مجریه به وظیفه خود عمل نکرد تکلیف چیست؟ آن وقت خود ستاد فرماندهی دولت بر عملکرد خود نظارت می‌کند؟ امیدواریم که این مسئله به عمل برسد، اما اگر دولت دچار عمل پارادوکسیکال شد تکلیف چیست؟ یعنی این که از یک طرف بحث اقتصاد مقاومتی را طرح و ان شاءالله پیش ببرد، اما از طرف دیگر راه را برای سیاست ها و رفتارهای مغایر با اقتصاد مقاومتی مهیا کند. این تعارض‌ها را چه کسی باید ببیند، وظیفه کیست، چه کسی باید تذکر بدهد؟ به نظر من باید یک نهاد بالادستی و فرماندهی وجود داشته باشد که اهل تعارف نباشد، این مسئله بسیار مهم است. نباید مماشات کند و باید جدی باشد و از همه مهم‌تر آلوده نباشد که اگر آلوده باشد و اهل مصلحت و حرف، کاری پیش نمی‌رود.

وی با بیان این مطلب که نهاد ناظر بر اجرای اقتصاد مقاومتی باید فراقوه‌ای باشد، اظهار داشت: اینکه این نهاد چگونه و در کجا باشد نمی‌دانم و نمی‌توانم اظهار نظر کنم، به نظرم باید جدی‌تر با مسئله ستاد برخورد شود و افرادی هم در آن ستاد نباشند که یک سر داشته باشند و هزار سودا. قطعاً تشکیل یک ستاد فرماندهی و یک ستاد نظارت و کنترل لازم است تا بتواند گزارش تهیه و آن را به رهبری بدهد تا ضعف ها آشکار و متعاقباً و امیدوارانه برطرف شود.

این استاد دانشگاه در خصوص احتمال شکل گرفتن یک فشار اجتماعی در جامعه برای عمل به اقتصاد مقاومتی و دلیل شکل نگرفتن یک مطالبه عمومی در بین مردم از دولت در تحقق اقتصاد مقاوتی نیز گفت: این پرسش می تواند دو سوی داشته باشد؛ یکی عدم اعتراض عمومی نسبت به مشکلات اقتصادی و بی عدالتی های رایج و دیگری عدم فشار عمومی و اجتماعی برای تحقق اقتصاد مقاومتی. برای سویه اول می توان به ذات انقلاب اسلامی و حرکت مردمی اشاره کرد، اینکه  به تعبیر امام، مردم برای شکم انقلاب نکرده‌اند، انقلاب مردم یک انقلاب معنوی و اخلاقی بوده است و اگر به اقتصاد توجه می‌شود از باب توجه به یک هدف ابزاری است نه هدف غایی و نهایی. در واقع هدف بالاتر از اینها بوده است، مردم اقتصاد را به عنوان یک وسیله می‌خواهند و در قانون اساسی هم به این مسئله اشاره شده که اقتصاد یک وسیله است و هدف چیز دیگری است، اما اگر می‌خواهیم به آن هدف بالاتر برسیم باید به این وسیله (اقتصاد) توجه شود.

افروغ ادامه داد: ما برای رسیدن به اهداف بالاتر باید به اهداف مادی نیز توجه کنیم ولی چون صرفاً مردم در حد یک اخلاق دنیوی، اخلاق و سیاست خود را تعریف نکرده‌اند واکنش‌های اجتماعی متناسب با آن نیز نشان نداده‌اند. اما این از تعالی و نجابت مردم بوده است، اما چه کسی می‌تواند چک سفید امضا بدهد؟ وقتی مردم ببینند که به اخلاق و معنویت هم توجه نمی‌شود و این ها تنها ابزار کلاه برداری هستند، طبیعی است که ممکن است به یک باره طغیان ‌کنند. شما نمی‌توانید به کسی چک سفید امضا بدهید. اگر خود همین اصل ولایت فقیه نبود، بافت و ذات مذهبی جمهوری اسلامی نبود، اگر هویت دینی و تاریخی مردم نبود همه چیز مهیای یک طغیان بود. این عوامل مانع از شکل‌گیری یک حرکت اجتماعی در راستای حقوق حقه اقتصادی مردم می‌شوند.

«اما سوال این است که تا کی می‌توانیم ضمانت بدهیم که هیچ وقت این اتفاق رخ ندهد. متاسفانه بهترین فرصت‌ها را از دست داده‌ایم، ‌اتفاقاً تحریم بهترین زمینه برای اقتصاد مقاومتی بود اما استفاده نشد. اقتصاد مقاومتی باید به برون رفت از اقتصاد نفتی منجر شود، تا زمانی که وابسته به اقتصاد نفتی هستیم ولو در قالب اقتصاد مقاومتی، سر نخ حیات اقتصادی و حتی سیاسی ما در اختیار قدرت‌های فیزیکی برتر خواهد بود. آنها هستند که تصمیم می‌گیرند که بخرند یا نخرند، یعنی تمام بالا و پایین شدن اقتصاد ما در دست این قدرت ها و ابزارهای در اختیار آنها خواهد بود و این به خاطر این است که ما از روز اول به یک توسعه درون زای فرهنگی توجه نظری- عملی و عملی کافی نکردیم. قطعاً با تمرکزگرایی امکان تحقق اقتصاد مقاومتی نبوده و نیست، باید به سمت تمرکز زدایی در تصمیم‌گیری‌ها برویم از نیروهای مستعد در تمامی استان‌ها و مناطق کشور و در ظرف تمرکززدایانه استفاده کنیم.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: باید به دنبال توسعه جامع و متناسب با فرهنگ و زیست جهان خود باشیم، دنیا دیگر الگوی توسعه پس از جنگ جهانی دوم را نمی‌پذیرد، دانشگاه‌ها ذیل سیاست تمرکززدایی باید رشته‌هایی تاسیس کنند که متناسب با نیازها و پتانسیل منطقه باشد، متاسفانه خیلی دور شده‌ایم، دانشگاه‌ها و حوزه‌ها نسبتی با جامعه ندارند. همه این‌ها را باید با هم ببینیم، ما متاسفانه مجمع‌الجزایری کشور را اداره می‌کنیم و همه هنر ما این است که تند تند سیاست‌هایی را تنظیم می‌کنیم که هیچ ربطی با نیازهای روزمره و واقعی مردم ندارد. بنابراین مسئله معاش و نیازهای مادی یک نیاز ضروری است و باید به آن توجه کنیم و اگر واکنش اجتماعی به آن وجود ندارد به خاطر همین عواملی است که عرض کردم.

افروغ در پاسخ به این سوال که آیا این فرهنگ در بین مردم وجود دارد که فشار اجتماعی در تحقق اقتصادی مقاومتی را به وجود آورد و یا نیازمند این است که این فرهنگ در بین مردم به وجود آید، اظهار داشت: حتماً نیازمند کار فرهنگی است، باید مردم را آگاه کنیم. باید آگاهی‌بخشی کنیم و آنها را طالب اقتصاد مقاومتی کنیم، مردم را باید به یک درجه از آگاهی برسانیم که این مسئله را به عنوان یک مطالبه فراگیر مطرح کنند، این باور را در مردم بدمیم که اقتصاد مقاومتی یک حق است.

وی با بیان این مطلب که باید خلاءهای اقتصاد مقاومتی، در صورت موجود، پر شود و مردم ببینند که حیثیت اقتصادی، سیاسی، شرف، عزت و بقای آنها در تحقق اقتصاد مقاومتی است، خاطرنشان کرد: باید الگوی اقتصاد مقاومتی برای مردم تبیین شود تا تبدیل به یک خواسته عمومی شود. باید یک فشار اجتماعی و مطالبه عمومی از سوی مردم شکل‌گیرد و این اساسی ترین اقدامی است که می توان در کوتاه مدت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی پیشنهاد کرد. تا فشار اجتماعی و مطالبه عمومی نباشد مسئولان تکان نخواهند خورد. مسئولان ما حرف زیاد می‌زنند، اما تجربه نشان داده است که در برابر مطالبه عمومی بسیار هم منفعل هستند و این وظیفه روشنفکران و اصحاب رسانه  را دو چندان می کند.

این استاد دانشگاه در پایان با بیان این که سال‌هاست از مقوله عمل در کشور دور شده‌ایم، گفت: متاسفانه نمی‌فهمیم عمل یعنی چه، ارزش عمل بسیار بسیار بالاست و بالاتر از تدوین برنامه‌ است، عمل باید در ذات برنامه خود را نشان دهد.


 هدیه دادن کتاب متناسب با سلایق موجب اعتلای روحی افراد می‌شود
 


عماد افروغ، استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره سنت هدیه کتاب در اعیاد و جشن‌های ملی به ویژه عید نوروز عنوان کرد: البته در عید نوروز مرسوم است که بزرگتر‌ها به کوچک‌ترها و به ویژه بچه‌ها پول هدیه می‌دهند ترجیح من این است که در این ایام این سنت را حفظ کنم و از سهمیه نقدینگی بچه‌ها کم نکنم، با وجود این بسیار شایسته است که در کنار هدیه نقدی، کتاب هم به فرزندانمان هدیه بدهیم.
 
وی ادامه داد: به صورت کلی متاسفانه بزرگسالان عادت ندارند که به یکدیگر کتاب هدیه بدهند. در نظر داشته باشید که هدیه نقدی هم معمولاً مشکل خاصی را از ما حل نمی‌کند اما اگر بتوانیم کتاب را جایگزین هدیه نقدی کنیم و مهم‌تر از آن متناسب با سلایق، خوراک فکری و نیاز فرد به او کتاب هدیه بدهیم نه تنها می‌توانیم موجبات اعتلای روحی افراد را فراهم کنیم بلکه می‌توانیم گره‌ای هم از مشکلات فکری افراد باز کنیم.
 
به گفته وی، یکی از دلایلی که ایرانیان عادت به هدیه دادن ندارند این است که بسیاری از ما عادت به خواندن کتاب نداریم، البته در اعیادی مثل عید نوروز برخی کتاب‌ها مانند قرآن کریم، دیوان حافظ و مثنوی مولانا هدیه داده می‌شود اما معمولاً کتاب‌هایی در ژانرهای مختلف کمتر اهدا می‌شوند.
 
افروغ در همین باره اضافه کرد: البته این بدین معنی نیست که خواندن دیوان حافظ و یا مثنوی معنوی کم اهمیت است چرا که این آثار کلاسیک نیز حاوی نکات پرمغز و پرمحتواست و می‌تواند مشکلات روحی و روانی افراد را درمان کند. با وجود این معتقدم که خوب است کتاب‌های متنوعی را به یکدیگر هدیه دهیم.
 
این جامعه‌شناس با بیان اینکه هدیه دادن کتاب به صنعت نشر نیز کمک می‌کند یادآور شد: اهدای کتاب علاوه بر اینکه موجب ترویج کتابخوانی می‌شود، فرد را نیز کتابخوان می‌کند و در نهایت مشکل اقتصاد نشر را هم تا حدودی حل می‌کند. همان‌طور که می‌دانید وضعیت ناشران امروز نامناسب است و در واقع ریسک می‌کنند که کتاب به چاپ برسانند. بنابراین اهدای کتاب می‌تواند به افزایش شمارگان آن منجر شود.
 
وی تاکید کرد: ایده اهدای کتاب در عید نوروز و در سایر جشن‌های ملی می‌تواند منشأ خیر بسیاری برای افراد باشد. خوب است که اهالی فرهنگ و استادان دانشگاهی نیز از خودشان آغاز کرده و به جای کالاهای غیرفرهنگی کتاب به اطرافیانشان هدیه بدهند.
 
افروغ در پاسخ به این پرسش که دوست دارد در عید نوروز چه کتابی و از چه کسی هدیه بگیرد، گفت: من در گذشته کلک‌هایی می‌زدم و کتاب‌هایی که گران بود و دوست داشتم آنها را مطالعه کنم، به همسرم هدیه می‌دادم، اما به هر حال دوست دارم که اطرافیان و دوستانم براساس علایق و افکارم به تشخیص خودشان کتابی را خریداری کرده و به من هدیه بدهند.
 
وی ادامه داد: اکنون نیز دوست دارم استادانی چون حجت‌الاسلام پارسانیا، دکتر داوری اردکانی و ابراهیمی دینانی به من کتاب هدیه بدهند.
 
این استاد دانشگاه دیوان حافظ را برای مطالعه در ایام نوروز پیشنهاد کرد و گفت: در این ایام نمی‌توانم کتاب‌های خود را پیشنهاد بدهم چون معمولاً به مباحثی مانند دیالکتیک و ... می‌پردازد اما برای عید نوروز که باید حال و هوای عرفانی داشته باشیم و روح ایرانی بودن نیز در ما زنده شود دیوان حافظ را پیشنهاد می‌دهم چرا که این دیوان مظهر عشق است. البته اگر کسانی دوست داشته باشند می‌توانند مثنوی معنوی را بخوانند اما دیوان حافظ زبان ساده‌تر و روان‌تری دارد و با فضای عید نوروز سازگاری زیادی دارد.
 
وی در پایان سخنانش اظهار امیدواری کرد که مردم از دیوان حافظ تنها برای تفال اکتفا نکنند و از آموزه‌های معنوی آن بهره ببرند.


یادداشت های روزانه (33)/ تروریستی خواندن حزب الله لبنان


روزانه پیامکهای زیادی برایم ارسال می شود؛ از مسائل داخلی تا اتفاقات خارجی. چندی پیش خبری ارسال شد مبنی بر اینکه شورای همکاری خلیج فارس حزب الله لبنان را یک جماعت تروریستی اعلام کرده است. از چند زاویه می توان این اتفاق را تحلیل کرد، اینکه این کار نوعی ادا در آوردن است. می خواستم بگویم ادای بزرگترها را در آوردن، اما پیش خود گفتم بزرگی که رسم بزرگی را نمی داند نمی توان آن را بزرگ دانست. به هر حال تقلید از کسانی است که حداقل عنوان رسمی و مخصوص به این کار را یدک می کشند.

ثانیاً چقدر باید احمق باشند که مخاطبان و شهروندان خود را این اندازه احمق بپندارند که با این کار سرپوشی بر حمایتهای بی دریغ خود از بزرگترین و شهره ترین گروه تروریستی به نام داعش بگذارند. آخر کمی حیا هم خوب چیزی است، کمی احتیاط هم خوب چیزی است. در این کشورها چه می گذرد که اینها را برای این مانورها جری و گستاخ می کند. آخر حماقت هم به خصوص در عالم سیاست برای خود پیچ و خمی دارد، این همه حماقت آشکار چه توجیهی دارد؟

ثالثاً این را یک دوراهی یا راه خود ویرانگر برای غرب به ویژه آمریکا تفسیر می کنم. از یک طرف موفقیت صوری و آشکار آمریکا را می بینم که تا کجا پیش رفته است که علناً کشورهای اسلامی و عرب زبان(حداقل برخی از آنها) را به اتخاذ یک چنین موضعی کشانده است، که مقاوم‌ترین، خوشنام ترین و مؤثرترین گروه مقاومت به نام حزب الله را یک سازمان تروریستی اعلام می کنند و حمایتهای آشکار از رژیم صهیونیستی را تداوم می بخشند، اما از طرف دیگر، وجه خود ویرانگری این پیشروی را در همین حمایتهای احمقانه و آشکار می بینم.

به نظر می رسد این حماقت و جهالت دامن خود آمریکا را هم گرفته است. اگر بتوان از حامیان و دوستان یک سیاست، یک کشور و یک فرد، به قضاوت در مورد سیاست، کشور و یک فرد نشست، حداقل حمایت دوستان احمق در برخی از کشورهای اسلامی پرده از حماقت و جهالت آمریکا بر می دارد که راه دیگر این دوراهی و یا همان خود ویرانگری یک سیاست را بر ملا می سازد.

آمریکا چه اندازه باید احمق باشد که دنیا را اینگونه احمق بپندارد. نمی دانم، آیا این یک قاعده عمومی است که برخی پیروزی ها و پیشروی ها نشانه و علامت شکست باشد؟ آیا شروع هر ناکامی و سراشیبی با ظاهر کامیابی و سربالایی گره خورده است؟

قطع نظر از فراگیر و پیچیده بودن این قاعده، حداقل، قاعده پیروزی باطل که چنین است. به طور قطع این حماقت نیست که کامیابی صوری می آورد، این کامیابی صوری و ناموجه است که حماقت می آورد و حماقت مقدمه فروپاشی و ناکامی پی در پی می شود.

لذا ممکن است در اتخاذ این سیاستها و رفتارهای ناموجه، ذهنها متوجه مخاطب زودباور و بااحتیاط، احمق شود، اما این خطاست، این سیاستها و رفتارها از یک ذهن احمق می تراود و نشأت می گیرد که به گونه ای با پیشروی ناصواب گره خورده و منتظر فرصت ظهور و بروز است.

ظهور و بروز این سیاستها و رفتارها و بی خردی ها مقارن است با ناکامی و شکست این سیاستها و رفتارها و این ناکامی و فروپاشی ها بیش از آنکه ریشه در خرد متصدیان آنها داشته باشد ریشه در حماقت آنان دارد. و ما امروز شاهد اوج این حماقتها و در نتیجه افول و شکست تدریجی آنها هستیم و از این بابت قلبم بسیار روشن است.