جوابیه عماد افروغ به یادداشت «جوان»


درپی انتشار یادداشتی با عنوان «انتخاب بر اساس سیاست» در تاریخ 95/4/26 در صفحه 16 «جوان» دكتر عماد افروغ جوابیه‌ای را به شرح ذیل برای انتشار در روزنامه ارسال كرده است. ابتدا جوابیه عماد افروغ و سپس توضیحات «جوان» منتشر می‌شود.

جوابیه دكتر افروغ: «هرچند حق شكایت برای بنده محفوظ است، اما فعلاً و این بار هم همانند گذشته در برابر این قبیل مواضع از شكایت اجتناب می‌ورزم. قصد پاسخ و دفاع از عملكرد و آثار مكتوب خود را نیز ندارم. سال‌هاست كه به دلیل مخالفتم با پیوندی كه عده‌ای بین انقلاب اسلامی و بر سریر قدرت بودن افراد و جناحی خاص برقرار می‌كنند، متهم به تغییر موضع هستم. قطع نظر از غیرمترقبه بودن ادبیات زننده و ناشایسته مطلب مزبور، خواهشمند است تنها یك نمونه از تغییر موضع، زیر سؤال بردن تئوری ولایت فقیه یا باور به ولنگاری فرهنگی درباره بنده را و به صورت مستند در اختیار خوانندگان و مخاطبان گرامی خود قرار دهید. با تشكر عماد افروغ.»

توضیحات «جوان»: مطلب«انتخاب بر اساس سیاست» یادداشتی انتقادی درباره تركیب جدید شورای پروانه نمایش موضع شخصی نویسنده بوده است و لزوماً ربطی به دیدگاه روزنامه نسبت به شخصیت علمی و جایگاه دكتر عماد افروغ در حوزه فرهنگ و هنر ندارد. «جوان» ضمن تأكید بر مرتبه علمی، اجتماعی و سیاسی عماد افروغ اشتباه  صورت گرفته در یادداشت مزبور را یك سهو غیرعمد دانسته و امیدوار است با حضور دكتر افروغ در شورای پروانه نمایش، شاهد اتفاقات مثبت و كمك به سینمای ایران باشیم.

منبع : روزنامه جوان


شنبه 26 تیر 1395

همه ما در تنزل ذائقه ها متهمیم

نوع مطلب :گفتگوها ،

همه ما در تنزل ذائقه ها متهمیم


روزنامه قدس، هنر: یکی از مسایلی که این روزها برای سینما پیامدهای بسیاری داشته بحث توقیف فیلم‌ها، حذف بخش‌های متعددی از پلان و تیتراژ آنها، جلوگیری از ادامه اکران و... است. مسایل مذکور این سؤال را به ذهن متبادر می‌سازد که آیا وزارت ارشاد در فرآیند تولید تا اجرای آثار سینمایی دقیقاً چه تدابیر، سیاست‎گذاری‌ها و برنامه‌هایی اتخاذ می‌کند که حاصل آن، تصمیات ضد و نقیض در زمان اکران این فیلم‌هاست؟

آیا پیش‌فرض‌هایی برای تولیدات استاندارد در نظر گرفته نشده که در زمان اتمام این تولیدات شاهد چنین تصمیم‎هایی هستیم؟ توقف اکران «رستاخیز» پس از چند ساعت، اکران فیلم «پنجاه کیلو آلبالو» و جلوگیری از ادامه اکران در آستانه پایان‎یافتن زمان پخش، حذف تیتراژ «بارکد»، حذف چندین دقیقه از «دراکولا»، توقیف فیلم «ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا» تنها چند نمونه‌ از این دست تصمیم‏های وزارت ارشاد در هفته‌های اخیر است.

دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و رئیس اسبق کمیسیون فرهنگی مجلس و عضو جدید شورای بازبینی فیلم‌های سینمایی، با اشاره به سابقه فعالیت خود در صدا و سیما، می‌گوید: زمانی که مدیر گروه فرهنگ، هنر و تاریخ شبکه اول سیما بودم، بحث بر سر این بود که طرح و برنامه در خود گروه هم فعال باشد و فقط نظارت معطوف به پخش نشود. وقتی طرحی تصویب می‌شود باید روی آن نظارت صورت گیرد که ضرر و زیانی برای گروه تولیدکننده در کار نباشد. این وضعیت مربوط به صدا و سیماست. در سینما وضع فرق می‌کند و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد.

وی با بیان اینکه به نگاه محتوایی و معنایی معتقدم و در این حیطه باید از رفتارگرایی و صورت‎گرایی پرهیز کرد، چنین می‌گوید: به‎طور مثال، فیلمی‌ درباره ترویج ایمان ساخته می‌شود که از ابتدا تا انتها بارها پلان‌های نمازخواندن را در آن می‌بینید اما پیام نهایی فیلم ضدایمان است. برخی از فیلمسازان لایه‌های زیرین و هستی‌شناختی را مد نظر قرار می‌دهند تا توجه صِرف به نمادگرایی نشود و در واقع، نماد برای آنها ابزار انتقال پیام است.

تولستوی، نمونه آرمانی

افروغ ادامه می‌دهد: بعضی از فیلمسازان بنام هستند که بنده همواره از آنان به‎مثابه نمود و مظهر نقد درون‌گفتمانیِ آرمانی یاد کرده و کارهای آنان را همیشه پسندیده و توصیه کرده‌ام؛ کسانی که از دریچه مؤلفه‌های هویتی، تاریخی، دینی و با رویکرد ترمیمی‌ به بیان دردها و مشکلات جامعه پرداخته و باعث رشد کیفی و اعتلای سینما شده‌اند؛ کسانی که از زاویه ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها و ارزش‌های این سرزمین به مسایل می‌نگرند و به نقد رفتارها و سیاست‌های مغایر با این ارزش‌ها و نیازهای ضروری مردم می‌پردازند. اگر آنها روی آسیبی انگشت می‌گذارند، رسالتشان ارایه راه درست، البته به‎صورت معنایی و غیرمستقیم است. آنها اراده، اختیار و مسؤولیت انسان در مواجهه با آسیب‌ها را هدف قرار می‌دهند و قصدشان اشاعه یک آسیب نیست.

وی لئو تولستوی را نمونه خوبی برای این نگاه دوسویه می‌داند و می‌گوید: او مفاهیم را به‌درستی در اختیار مخاطبش قرار می‌دهد. هوس را نشان می‌دهد بدون اینکه وارد جزییات آن شود و آخر داستان را شوم به تصویر می‌کشد و به نتیجه بی‌تفاوت نیست. از سویی دیگر، عشق در رمان‌های وی اثربخش است. به نظرم رمان‌های تولستوی الگویی مطلوب برای سینماست.این استاد دانشگاه با بیان اینکه سینماگر ما باید فضایی برای نمود خلاقیت‌ها و شهود‌هایش در اختیار داشته باشد، می‌افزاید: در غیر این صورت یا فیلمی‌ سفارشی خواهد ساخت و یا اثری در بند فرم‌های بی‌توجه به لایه‌های معانی و یا فیلمی از سر تفنن. قهراً هیچ کدام نمی‌تواند اثری ماندگار بر مخاطب بگذارد. نباید به سینماگر چیزی را تحمیل کرد. سینماگر باید قدرت مانور داشته باشد اما بایسته نیست هویت، تاریخ و اعتلای فکر و اندیشه را نادیده انگارد. شایسته است که به شعور مخاطب احترام بگذارد و او را دست‎کم نگیرد. سینما در این زادبوم، در کنار وجه سرگرمی ‌و پر کردن اوقات فراغت روزانه، فرصت مناسبی برای ارتقای آگاهی و تقویت انگیزه در مواجهه با مشکلات فردی و اجتماعی است.

افروغ با بیان اینکه در قرآن کریم خداوند انسان را قطع‎نظر از امتیازات و اعتبارات اجتماعی خطاب قرار داده است، اضافه می‌کند: ما می‌خواهیم انسانِ بالقوه با ظرفیت‌های متعالی مورد خطاب قرار گیرد. به عنوان یک نظر و سوگمندانه باید بگویم که هستند فیلمسازانی که دغدغه رشد و اعتلای فکری، عقلانی و اخلاقیات اجتماعی در کارشان مشاهده نمی‌شود و بعضاً کارهایشان به تقلیل ذایقه مخاطبان نیز می‌انجامد. چه فرقی بین یک نویسنده، یک روشنفکر و یک سینماگر وجود دارد؟ ممکن است ابزارها و شیوه‌های انتقال پیامشان فرق کند اما این دلیل نمی‌شود که محتوای پیام آنان نیز متفاوت باشد. اگر به نقش نویسندگان، روشنفکران و هنرمندان در تغییر ذایقه معترف باشیم، باید بپذیریم که همگی ما در تنزل این ذایقه‌ها سهیم و متهم هستیم.

نگرش فرآیندی در کار سینما

وی تأکید می‌کند: به نظرم سینماگری موفق است که در لحظه متوقف نباشد و خود را به غایت پیوند دهد و غایتمندی را دنبال کند؛ چه در افکار و ذهنیت خودش و چه نسبت به موضوعی که قرار است سوژه فیلم او باشد. باید به شعور مخاطب احترام گذاشت و در این باره نگرش فرآیندی داشت.من امیدوارم در شورای بازبینی فیلم‌ها دور هم جمع شویم و در نتیجه گفت‎وگو به وفاق برسیم. اگر بنا را بر گفت‎وگو بگذاریم و اگر حقیقتی باشد که قطعاً هست، با توجه به درک‎ها و معرفت‌های نسبی(که نباید اصطلاحاً با نسبیت داوری خلط شود) تنها با گفت‎وگوی ضابطه‌مند است که می‌توان به موضع صواب نزدیک شد. اگر به تعبیر یکی از فیلسوفان، در گفت‎و‎گو از شر سرکوب و قطع‎کردن نظر دیگری به دور باشیم، بهتر می‌توان به یک اجماع پایدار یا نسبتاً پایدار رسید. از طرف دیگر، ترجیح بنده، همانطور که برای اهل قلم اینگونه است، متعهدبودن اهل هنر به ارزش‌ها و نیاز‌های واقعی انسان‌هاست. اساساً هنر بی‎طرف نیست و با شهود سر و کار دارد.

امان از سیاست‌زدگی

افروغ در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید: در این میان نباید فراموش کرد که یک سری ملاحظات سیاسی و سیاست‎زدگی‌ها و بداخلاقی‌های جناحی هم وجود دارد. به‎شخصه در این میانه، فقدان گفت‎وگو را حس کرده‌ام. گفت‎وگو منطق و آدابی دارد و از ویژگی‌های آن این است که باید به پشتوانه فلسفی و ملزومات آن توجه کنیم. آنجایی که گفت‎وگو شکل می‌گیرد، قطعاً اثربخشی هم دیده می‌شود. برای مثال، در شورای بررسی کتاب این اتفاق در حال رخ‎دادن است؛ هرچند هنوز به کمال مطلوب نرسیده‌ایم. ما اگر موضع مخالف خود را دعوت کنیم و حرف‌ها را بشنویم، با توجه به رعایت قواعد گفت‎و‎گو، به نتیجه آن بسیار امیدوارم. هرچند که وفاق، دستوری نیست و باید شرایط گفت‎و‎گو برابر باشد اما این نگاه هم قدری ایده‌آل است و دو طرف خواه‎ناخواه در یک موضع برابر نیستند ولی حتی‌المقدور باید شرایط را برای فرصت برابر فراهم کرد؛ شرایطی که حداقل، طرفین به‎راحتی و بدون دغدغه حرف‌های خود را مطرح کنند.این جامعه‌شناس با اشاره به مطرح‎بودن ملاحظات جناحی در این میانه، اضافه می‌کند: متأسفانه جناح‌های سیاسی ما به فعل طلایی اخلاق پایبند نیستند. فعل طلایی اخلاق چیست؟ آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران هم مپسند و برعکس. اما متأسفانه این اصل طلایی اخلاق خرد شده است. اما معتقدم هرچه به سمت گفت‎وگو و نگاه فرهنگی برویم و معیارهای واضح و مشخص داشته باشیم، قدرت غلبه نگرش‌های جناحی و سیاسی کمتر می‌شود. متأسفانه کشور ما از جناح‌زدگی رنج می‌برد و همه چیز تحت‌الشعاع این جناح‌زدگی است. حتی گاهی کسی که کار فرهنگی می‌کند نیز، در واقع، در حال کار سیاسی است و پیام انسجام از این جنس کارها به مشام نمی‌رسد.

افروغ در پایان خاطرنشان می‌کند: امیدوارم فضای گفت وگو رشد کند و جامعه عقلانی شکل بگیرد. جامعه ما بعد از انقلاب اسلامی ‌و در ادامه روشنفکری‏ای که از قبل انقلاب شکل گرفت و در بطن و متن آن رشد کرد، دچار یک توقف شده و صورت‎گرایی بر کارها حاکم شده است. در حال حاضر، ما به سینمای رئال احتیاج داریم. البته منظورم درک سطحی از رئالیسم نیست بلکه غرض از رئال، نمایش واقعیت‌ها و دردهایی است که ممکن است پنهان هم بوده باشد اما واقعیتی است که به مرور به فعلیت رسیده و سر باز می‌کند. بنابراین، ما باید ایده و واقعیت را با هم گره بزنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. به هر حال، قصدم طرح ایده‌هایی است که امیدوارم در بستری از اقناع و استدلال و در اثر تضارب افکار مؤثر باشد.


 اگر قدرت وتو از بالا وجود داشته باشد دیگر در شورا شرکت نمی کنم


عماد افروغ در گفتگو با ایسکانیوز، درباره همسویی شورای پروانه نمایش جدید که هفته پیش حکم خود را از علی جنتی دریافت کردند گفت: قرار نیست که افراد این شورا همسو باشند، بلکه قرار است که هر کدام در موقعیت خودشان تجربه ای داشته باشند. فکر می کنم که اعضای این شورای پروانه نمایش جمع خوبی هستند، خیلی از اعضا را از نزدیک می شناسم. عده ای از آنها کارگردان و تهیه کننده هستند، تعدادی نیز دستی در آموزش دارند، عده ای هم در زمینه سوابق اجرایی باسابقه هستند.

او افزود: اگر این گروه همفکر هم نبودند باز هم مشکلی نخواهد بود چون قرار است بین اعضا گفتگو برقرار باشد و توافق درنتیجه گفتگو حاصل شود. این را زمانی که خواستند تا در شورا حضور داشته باشم، گفتم که اگر قرار است این جماعت با بحث کردن به نتیجه برسند باید به نتیجه به دست آمده توجه شود، حال تا چه اندازه این شورا قدرت مانور دارد من تقریبا اطلاع دقیقی ندارم و گذر زمان این موضوع را بیشتر نشان خواهد داد.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: این که جایگاه شورای پروانه نمایش کجاست چه راه هایی را طی کرده و چه نسبت تعریف شده ای با سینما دارد و در گذشته چه اتفاقاتی رخ داده، از چه ضعف ها و کاستی ها برخوردار است همه اینها باید مطالعه شود و در جهت رفع ضعف و کاستی ها اقدامات شایسته صورت گیرد، من با چند نفر در این مورد صحبت کردم و گفتم به نظر من چه در درون این شورا و چه در ارتباط شورا با سایر ارگان ها تنها راه حل، گفتگو است، من عضو  شورای سیاستگذاری گفتگوی ادیان هم هستم و در چندین نشست گفتگوی ادیان هم شرکت کردم. بنابراین تن بدهیم به گفتگو تا بر اثر این گفتگو آن معرفتی که به حقیقت نزدیک است بتواند از طریق احتجاج خودش را معتبرتر نشان دهد.

او درباره ضوابط موجود در شورای پروانه نمایش گفت: من شرطم را از همان ابتدا گفتم کار در شورا باید برحسب ضوابط تعریف شده باشد و اگر ضابطه ندارید باید آن را تعریف کنید. یعنی ممکن است ضابطه ای وجود نداشته باشد یا ابهام در ضابطه باشد یا در حد کلیات باشد اینها قابل قبول نیست اولا کلیات باید به جزئیات تا آنجایی که مطلوب است تبدیل شود و  باید روشن باشد.

عماد افروغ درباره وضعیتی که سینما باید داشته باشد، تاکید کرد: من معتقد هستم سینماگر خوب سینماگری است که بازتاب دهنده مشکلات جامعه خودش باشد، سینماگر روشنفکر است و روشنفکر از اول تعهد دارد به سلامت جامعه. بنده نظریه پرداز نقد درون گفتمانی هستم برای همین کاملا از نقد استقبال می کنم و توصیه می کنم که سینما باید منتقد باشد سینمایی که در ستایش خیلی از زشتی ها فیلم بسازد یا فیلم سفارشی تولید کند مورد نظر بنده نیست. ممکن است سینماگری را همیشه ستایش کرده اما زمانی به خاطر این که فیلم سفارشی ساخته است او را نقد کرده باشم. از نظر بنده فیلم سفارشی نداریم فیلم باید از متن و بطن مردم بجوشد. البته این یک نظر است و در جایی هم نیستیم که بخواهیم یا بشود این نظر را تحمیل کرد.

افروغ درباره نحوه حضورش در شورای پروانه نمایش، گفت: اگر قرار باشد جمعی نظری بدهند و به یک توافقی برسد اما از بالا قدرت وتو وجود داشته باشد مطمئن باشید من دیگر در این شورا شرکت نخواهم کردم. به این معنی که تمام مراحل برای تایید یک فیلم پشت سر گذاشته شود و طبق قوانین عمل شده باشد، از گفتگو هم بهره گرفته شود اما مثلا آن بالا یک تصمیم دیگری گرفته شده مطمئن باشید اگر این اتفاق بیفتد من دیگر شرکت نخواهم کرد.


نفوذ سرمایه‌داری با تغییر فرهنگ


مشهد فرهنگ: یادداشت شفاهی به مناسبت هشتاد ویکمین سال قیام گوهرشاد


در خصوص اینکه چه ارتباط تاریخی بین حادثه مشهد و شروع ماجرای کشف حجاب‌ از سوی رضاخان وجود دارد، نیاز به تحقیق و پژوهش است اما اینکه کشف حجاب چه جایگاهی در سیاست‌های دوره پهلوی داشت، تقریبا بحث شناخته شده‌ای است. تصور من این است که استقرار رژیم پهلوی در ایران در ادامه بسط یک نظام سرمایه‌داری پیرامونی اتفاق افتاد. یکی از سیاست‌های نظام سرمایه‌داری برای برون‌رفت از تضادهای داخلی به اصطلاح تولید فضاست؛ یعنی ایجاد فضاهای جدید سرمایه‌داری برای کاهش تضادهای خودش‌. این در واقع تولید فضا یا بسط نظام سرمایه‌داری در کشورهای پیرامون، بایستی در سطح نظام اجتماعی صورت بگیرد؛ یعنی هم در سطح سیاسی، هم در سطوح‌ اقتصادی و ‌فرهنگی. اگر یکی از این سطوح نادیده انگاشته شود؛ استقرار نظام سرمایه‌داری در کشورهای پیرامون امکان‌پذیر نخواهد شد. بنابر این اگر سرمایه‌داری بتواند از طریق وابستگی صرف ‌‌سیاسی، اقتصادی‌ و  ... به منافع خودش سامان بدهد، هیچ داعیه این را نباید داشته باشد که دست به تحول فرهنگی هم بزند؛ بنابر این رژیم پهلوی خواه ناخواه باید دست به سیاست‌هایی از قبیل کشف حجاب و تحول در سیاست ها و نگاه‌های فرهنگی‌ می‌زد. در ‌واقع اگر این کار را نمی‌کرد، نمی‌توانست مامور استقرار یک نظام سرمایه‌داری وابسته در ایران باشد. مردم ما به واسطه داشتن یک هویت فرهنگی خاص در برابر این تحولات فرهنگی رضاخانی عکس‌العمل نشان دادند.

هویت‌فرهنگی؛ رمز بقای قیام گوهرشاد

اگر چه رضاشاه ‌عامل و دست‌نشانده غربی‌ها بود و سعی داشت کار خودش را با توسل به زور هم که شده، عملی کند، اما مردم ما به دلیل داشتن هویت فرهنگی و تاریخی خاص در برابر این تحولات فرهنگی رضاخانی عکس‌العمل نشان دادند. یکی از این عکس‌العمل‌ها واقعه مسجد گوهرشاد است. قیامی که به کشتن و زخمی شدن عده‌ای در مسجد گوهرشاد ختم نشد؛ بلکه این واکنش‌ها متراکم ‌و منتج به انقلاب اسلامی شد.

 اینکه می‌گویند انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی است اینجا خودش را نشان می دهد. در واقع رضاخان و رژیم پهلوی با ایجاد تغییر و تحول فرهنگی بیگانه با هویت تاریخی ما دست در لانه زنبور کرد. خوب گزیده شد و منجر به فروپاشی خودش هم شد. بنابراین سیاستی در کشور می‌تواند ضمانت اجرایی داشته باشد که با هویت تاریخی و دینی مردم و این زادبوم، سازگاری داشته باشد. این موضوع هم بحث کاملا جاافتاده علمی است. اشکال عمده پهلوی در کنار  تمام اشکالاتش که وابستگی بود،  این بود که دست در لانه زنبور کرد و  باید هم می‌کرد، چون اگر این کار را نمی‌کرد، نظام اجتماعی وابسته‌ای شکل نمی‌گرفت. باید برای استقرار یک نظام اجتماعی چه مستقل و چه وابسته‌ به اضلاع سه‌گانه آن توجه داشت؛‌ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. این اتفاق می توانست تدریجی و با تدبیر رخ دهد منتها شخصی با شخصیت رضاخان که خیلی بی‌سواد و ‌ بلندپرواز بود و فکر می‌کرد سیاست‌های فرهنگی را با زور می‌تواند در کشور جا بیندازد مزید برعلت شد و  با واکنش مردمی روبه رو شد.  رضا شاه سعی کرد این واکنش‌ها را با زور و اقتدار پاسخ بدهد. زور و فشار شاید در کوتاه مدت موفقیتی به دست بیاورد، اما در درازمدت متراکم می‌شود و دفعتا منفجر شده و سر باز خواهد کرد. به نظر من عامل اصلی ظهور انقلاب همین بود؛ یعنی تحول فرهنگی بیگانه با هویت تاریخی، متراکم شدن نفرت‌های عمومی و سر باز کردن این نفرت‌ها و عقده‌ها در مقطعی خاص و سرنوشت ساز‌. بنابراین بنده می‌توانم بین واقعه مسجد گوهرشاد و ظهور انقلاب اسلامی براساس اشتراکات آن‌ها ‌در مواجهه با سیاست های فرهنگی پهلوی یک پیوند برقرار کنم. همانگونه که این پیوند را می‌توان‌ بین پانزده خرداد و انقلاب اسلامی برقرار کرد. پیوند فرهنگی که بین حوادث سرنوشت‌ساز و تعیین کننده که در ایران اتفاق افتاده است.

 حجاب؛ نماد دین

پیام گوهرشاد یک پیام فرهنگی-تاریخی بود. قومی که هیچ‌گاه بت‌پرست نبوده‌، قومی که همواره هویت آسمانی داشته و قومی که همواره یکتاپرست بوده و دین جایگاه بلندی در آن جامعه داشته است. دین که می‌گویم منظورم لایه‌های متفاوت دین است؛ اعم از هستی‌شناسی، ارزش‌شناسی، هنجارشناسی و نمادها.  نمادها معرف لایه‌های زیرین هستند. به‌عنوان مثال حجاب یک نماد دینی است. نمادی است که معرف لایه‌های زیرین است. معرف هنجارها و ارزش‌های دینی است. معرف سلامت روابط انسانی و اجتماعی است. معرف امنیت زنان است که با خیالی آسوده در عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور داشته باشند و ظرفیت‌ها و قابلیت‌های خودشان را به فعلیت برسانند. اتفاقا حجاب باعث شد که بعد از انقلاب اسلامی خانواده‌های سنتی ما با خیالی آسوده دختران خودشان را وارد عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کنند. پس پیام واقعه گوهرشاد این بود اگر برای زن ارزش قائلیم، گر برای حضور اجتماعی او اعتبار قائل هستیم و اگر می‌خواهیم که حداقل، امور زنانه را زنان عهده‌دار ‌شوند، باید قدردان حجاب باشیم.‌ بارها هم گفته شده حجاب، ظاهری و باطنی دارد، باید به هر دو دعوت کرد. ممکن است کسی حجاب ظاهر داشته باشد؛ اما حجاب باطن نداشته باشد و برعکس. اما مطلوب آن است که حجاب ضمن اینکه در ظاهر حفظ می‌شود، معرف حجاب باطن هم باشد.

 غفلتی از سوی خودی‌ها

کسانی که در خصوص حادثه 17دی و ماجرای  کشف‌حجاب حساس هستند‌، معمولا به واقعه گوهرشاد هم می‌پردازند. به‌ عقیده من اگر  غفلتی از واقعه گوهرشاد شده، از سوی متولیان فرهنگی شهر مشهد بوده است. متولیان فرهنگی مشهد باید تمام اهتمام‌ خود را برای پررنگ کردن واقعه تاریخی گوهرشاد به کار می‌بستند. کسی که در تهران، اصفهان یا هر شهر دیگر ایران است دل مشغولی های پژوهشی منطقه ای و تاریخی خودش را دارد. وقتی یک اتفاق در جایی به‌ خصوص رخ می‌دهد کسانی که به آن شهر و زادگاه مربوط و متعلق هستند، بهتر می‌توانند گزارشگر و ارائه کننده یک تحلیل صحیح باشند. این حادثه در مشهد اتفاق افتاده و حقی بر گردن مشهدی‌ها دارد‌ و مشهدی ها باید در مقابل حادثه گوهرشاد دین خود را ادا کنند. امیدوارم اگر قرار است کاری در خصوص واقعه‌ای به این مهمی  شود، سیاسی کاری و برخورد جناحی نباشد. باید کار برای خدا باشد، در این صورت  است که کارها ماندگار و تاثیرگذار خواهد بود.  



پنجشنبه 24 تیر 1395

شرح فعالیت های علمی و مسئولیت ها

نوع مطلب :اخبار ،

 

شرح فعالیت های علمی و مسئولیت ها
 
پیرو انعکاس برخی اطلاعات غلط، ناقص و یا مربوط به گذشته فعالیت ها و مسئولیت های آقای عماد افروغ و برخی پرسش ها، شرحی از این سوابق منعکس می گردد:

1. اطلاعات شخصی

نام و نام‌خانوادگی: عماد افروغ
تاریخ تولد: 1336
محل تولد: شیراز
Email: Emad_ Afrough @ Yahoo. Com   
 www.afrough.mihanblog.com

2. سوابق تحصیلی

مقطع            نام دانشگاه            رشته               تاریخ فارغ‌التحصیلی

كارشناسی        سالفورد – شیراز         جامعه‌شناسی        1365
كارشناسی ارشد        شیراز                جامعه‌شناسی        1369
دكتری            تربیت مدرس            جامعه‌شناسی              1376
پایان‌نامه كارشناسی ارشد:    گسترش شهرهای اصلی و بلعیده شدن روستاهای اطراف، مطالعه موردی استان فارس (1365 – 1335).
پایان نامه دكتری: فضا و نابرابری اجتماعی ؛ ارائه الگویی برای جدایی‌گزینی فضایی و پیامدهای آن.

 دانشجوی نمونه كشور در مقطع دكتری در سال 1373.
 
3. مرتبه دانشگاهی

عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس از 1376 تا 1382.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از 1382- 1388.

 

4. شرح آثار علمی (تألیفات، مقالات، سخنرانی‌ها، گفتگوها و میزگردها و نقدها)
 
الف: كتاب‌های منتشره

o    ترجمه كتاب "قدرت، نگرشی رادیكال". تألیف استیون لوكس. تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1375، چاپ دوم، نشر علم، 1393.
o     فضا و نابرابری اجتماعی. تهران: دانشگاه تربیت مدرس، 1377، چاپ دوم( فضای شهری و نابرابری اجتماعی) با اصلاحات و مقدمه چاپ دوم، نشر علم، 1394.
o     ابعاد فضایی نابرابری‌های اجتماعی. تهران: انتشارات بقعه، 1379.
o    هویت ایرانی. تهران: انتشارات بقعه، 1380
o    نگرشی دینی و انتقادی به مفاهیم عمده سیاسی. تهران: انتشارات فرهنگ و جامعه، 1379، چاپ دوم، 1380.
o     فرهنگ‌شناسی و حقوق فرهنگی. تهران: انتشارات فرهنگ و جامعه ، 1379، چاپ دوم 1380.
o    چشم‌اندازی نظری به تحلیل طبقاتی و توسعه. تهران: انتشارات فرهنگ و جامعه، 1379، چاپ دوم، 1380.
o    چالش‌های كنونی ایران. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1380.
o     اسلام و جهانی شدن. تهران: كانون اندیشه جوان، 1384.
o     رنسانسی دیگر. تهران: كتاب آشنا، 1381
o     ترجمه كتاب «روش در علوم اجتماعی، رویكردی رئالیستی». تألیف آندرو سایر. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اول بهار1385، چاپ دوم 1388، چاپ سوم 1394.
o    گفتارهای انتقادی. تهران: انتشارات سوره، 1385.
o     مقدمه‌ای بر ترجمه تئوری رفتار جمعی. تألیف نیل اسملسر و ترجمه رضا دژاكام. تهران: مؤسسه یافته‌های نوین، 1380.
o    ساخت رانتی و فساد. سردبیر، ویراستار و تنظیم مقدمه؛ تهران: مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی، 1383.
 o    انقلاب اسلامی و مبانی باز تولید آن. تهران: انتشارات سوره مهر،1386 چاپ دوم، 1391 با اضافات و ویرایش جدید.
o    محتواگرایی و تولید علم. تهران: انتشارات سوره مهر، 1386.
o    حقوق شهروندی و عدالت. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    هویت ایرانی و حقوق فرهنگی. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    ما و جهانی شدن. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    روشن فكری و اصل گرایی فلسفی. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    مناقشه حق و مصلحت و بن‌بست جنبش دانشجویی. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387، چاپ دوم، 1391 با اضافات و ویرایش جدید.
o    گفت و گو، ابزار یا گفتمان. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    گفت و گوهای سیاسی. تهران: انتشارات سوره مهر، 1387.
o    احیاگری و مردم سالاری دینی.تهران: انتشارات سوره مهر،1389.
o    درباره رابطه اخلاق و سیاست، نقدی بر ماکیاولیسم. تهران: انتشارات سوره مهر، 1390.
o    مقدمه ای بر کتاب" ارزیابی الگوی تحلیلی میشل فوکو در مطالعات دینی"، نوشته الهام نصیری پور. قم: بوستان کتاب، 1390.
o    دیالکتیک خرد و جامعه، دریچه ای به سوی حقیقت. تهران: انتشارات سوره مهر،1392.
o    مقدمه ای بر کتاب "رئالیسم انتقادی؛ هستی شناسی اجتماعی و امکان وارسی تجربی در پدیده های علوم اجتماعی"، نوشته زینب توحیدی نسب و مرضیه فروزنده. قم: بوستان کتاب، 1392.
o    ما قال و مَن قال ( مجموعه سه جلدی). تهران: مؤسسه انتشاراتی همشهری، 1392.
o    نقد السلطه من منظورٍاخلاقی. بیروت: مرکز الحضاره لتنمیه الفکر الاسلامی، 1435 قمری (1393 ش).
o    فریادهای خاموش، روزنگاشت تنهایی. تهران: انتشارات سورۀ مهر. 1393.
o    شرحی بر دیالکتیک روی بسکار. تهران: نشر علم، 1394.
o    ترجمه کتاب «دیالکتیک و تفاوت». تألیف آلن نری. تهران: نشر علم، 1394.


ب: مقالات

o    مروری بر پیش فرض‌های اساسی نظریه ستیز در جامعه شناسی
              (فصلنامه رشد آموزش علوم اجتماعی شماره 14، 1371)
o    كارل ماركس و نظریه ستیز
              (فصلنامه رشد آموزش علوم اجتماعی شماره 15، 1372)
o    بررسی رویكردها و نظریه‌های اصلی در جهان سوم و دیدگاه پیشنهادی مبتنی بر نظام اجتماعی (ارائه و  چاپ)
              (مجموعه مقاله‌های سمینار جامعه‌شناسی و توسعه سمت (جلد اول)، 1372)
o    شهری شدن و توسعه (ارائه و چاپ)
              (مجموعه مقاله‌های سمینار جامعه‌شناسی و توسعه سمت (جلد اول) ، 1372)
o    الگوی پراكندگی جمعیت در استان فارس (1370 – 1335) (ارائه مقاله) تنها خلاصه مقالات چاپ شد.
              (اولین همایش فارس شناسی 1372)
o    روش‌شناسی مردمی، پایه نظری دیدگاه نوین توسعه
              (فرهنگ توسعه (شماره 10)، بهمن و اسفند 1372)
o    دین و قشربندی اجتماعی
               (راهبرد، فصلنامه مركز تحقیقات استراتژیك (شماره 3)، بهار 1373)
o    درآمدی بر تحلیل جامعه‌شناختی فقر
               (كلمه، 1373)
o    امام (ره) و وحدت حوزه و دانشگاه
               (مجموعه مقالات مباحث نظری وحدت حوزه و دانشگاه، آذرماه 1374)
o    فلسفی اندیشی فضایی
               (فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، 1374)
o    عاشورا و خرده فرهنگ‌ها (چكیده مقاله)
               (كنگره بین‌المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، 1374)
o    خرده فرهنگها و وفاق اجتماعی
               (فصلنامه نقد و نظر تابستان و پاییز 1375)
o    جامعه مدنی، پیش شرطها و موقعیت آن در ایران (چكیده مقاله)
               (همایش جامعه مدنی دانشگاه علوم پزشكی شیراز، اسفند 1376)
o    امنیت ملی و بنیان‌های قدرت
               (همایش توسعه و امنیت عمومی (جلد دوم) اسفند 1375)
 
o    فضای مطلوب آزادی مطبوعات
               (فصلنامه رسانه، مركز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، 1375)
o    تأملی بر نقش نهادهای مردمی در همبستگی اجتماعی
               (مجموعه مقالات گرد‌هم‌آیی نهادهای مردمی و فرهنگ عمومی، مشهد، دی‌ماه 1376)
o    نقدی بر تئوری فربه تر از ایدئولوژی
               (كیهان فرهنگی، سال شانزدهم، 151 ، 1378)
o    جایگاه شوراها در امنیت ملی
               (امنیت، سال اول، شماره سوم، 1376)
o    خرده فرهنگ‌ها، مشاركت شورایی و وفاق اجتماعی
               (همایش شوراهای اسلامی و مشاركت مردمی، بهمن ماه 1377)
o    آزادی و دموكراسی در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)
               (امام خمینی و حكومت اسلامی، فلسفه سیاسی (2)، كنگره امام خمینی و اندیشه حكومت اسلامی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، زمستان 1378.)
o    چالشهای اساسی وحدت حوزه و دانشگاه
              (مجموعه مقالات «دانشگاه ، جامعه و فرهنگ اسلامی» آذرماه 1378)
o    آزادی و عدالت (چكیده مقاله)
               (خلاصه مقالات همایش آزادی و تحقق آن در جمهوری اسلامی ایران، دانشگاه  تربیت مدرس، اردیبهشت 1378)
o    نقش و جایگاه دولت در توسعه فرهنگی
                    (فصلنامه پژوهش، بهار و تابستان 1378، پژوهشكده علوم انسانی و اجتماعی)
o    آزادی در اندیشه امام خمینی (ره)
                (فصلنامه دانشگاه اسلامی، 1378)
o    جامعه مدنی و موقعیت آن در ایران
               (فرهنگ عمومی، بهار و تابستان 1378)
o    تأملی بر نقش نهادهای مردمی در همبستگی اجتماعی
               (نهاد‌های مردمی و فرهنگ عمومی (كتاب) معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی، پاییز 1378)   
o    خرده فرهنگ ها، مشاركت و وفاق اجتماعی
               (فرهنگ، سیاست و توسعه در ایران امروز، مجموعه مقالات همایش ساماندهی                        فرهنگی، نشر دال، 1379)
o    ملاحظات روش‌شناسی در مطالعه اندیشه امام خمینی (ره)
                (هم‌اندیشی «روش‌شناسی مطالعه شخصیت و اندیشه امام خمینی (ره)، دانشگاه  امام حسین (ع) ، پژوهشكده علوم انسانی، آذرماه 1379) 
o    عدالت در اندیشه حضرت امیر (ع) (ارائه مقاله، تنها خلاصه مقالات چاپ شد)
               (كنگره امیر‌المومنین، دانشگاه گیلان، اسفند 1379)
o    مبانی نظری مسائل اجتماعی
               (همایش بررسی مسائل اجتماعی، ساری، اسفند‌ماه 1379)
o    اصلاحات و گروه‌های سیاسی
               (پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1379، چاپ در كتاب چالشهای كنونی ایران، 1379)
o    نگاهی تطبیقی به عدالت اجتماعی در اندیشه حضرت امیر (ع)
              (مجموعه مقالات گرد‌‌هم‌آیی امام علی (ع)، فرهنگ عمومی و همبستگی اجتماعی، تهران: مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی زهد، بهار 1380)
o    هویت ایرانی
               (گرد‌هم‌آیی علمی «جامعه، هویت كنونی و شاخص‌های آن»، اصفهان، 1380)
o    جدایی گزینی فضایی و پیامد‌های آن
               (همایش موازین توسعه و ضد توسعه فرهنگی اجتماعی شهر تهران، 1380)
o    رابطه هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز،مقاله مشترك
               (فصلنامه مطالعات ملی، پاییز 1381)
o    تبلور آرمان های پایه گذاران انقلاب در قانون اساسی( امام خمینی، شریعتی، بازرگان و  طالقانی) مقاله مشترک
                ( فصلنامه علمی- پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، زمستان 1381، شماره 44 و  45)
o    نقدی بر دیدگاه جان راولز
              (فصلنامه علوم سیاسی، شماره 25، بهار 1382)
o    ضرورت، اهداف و مبانی نقد در جمهوری اسلامی
              (فصلنامه علوم سیاسی، شماره 25، بهار 1382)
o    اسلام و جهانی شدن
               (جهانشمولی اسلام و جهانی سازی (1)، مجموعه مقالات شانزدهمین كنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی، 1382)
o    سلسله یادداشت هایِ پژوهشی صبر در قرآن به مناسبت زلزله بم با همکاری همسر گرامی سرکار خانم زهرا کاظم پور فرد
               ( دی و بهمن ماه 1382)
o    وجوه نرم‌افزاری علم
               (درآمدی بر آزاد اندیشی و نظریه ‌پردازی در علم، دفتر اول، حوزه علمیه قم، 1383)
o    آسیب‌شناسی دانشگاه
              (درآمدی بر آزاد اندیشی و نظریه‌پردازی در علم، دفتر اول، حوزه علمیه قم، 1383)
o    مقدمه‌ای بر مجموعه مقالات همایش اسلام و توسعه اقتصادی
             (انجمن علمی اسلام و توسعه اقتصادی، اسفند‌ماه 1384)
o    تحریم اجتماعی؛ به سوی ارائه مدلی نظری، مقاله مشترک
         ( فصلنامه علوم انسانی، "جغرافیا و برنامه ریزی، علوم انسانی و اجتماعی  دانشگاه  تبریز"، بهار 1384، شماره 185)
o    چالش سنت – مدرنیته در مشروطه و انقلاب اسلامی (ارائه مقاله)
               (كنگره یكصدمین سال مشروطه، تهران، مجلس شورای اسلامی، 1385)
o    تبیین فلسفی انقلاب اسلامی بر اساس حكمت متعالیه
                    (همایش سیاست متعالیه از منظر حكمت متعالیه، دفتر اول، زمستان 1387)
o    مردم سالاری دینی به مثابه فلسفه سیاسی نوظهور
           (همایش سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی، دانشگاه صنعتی شریف و چاپ بخشی از آن در ویژه‌نامه‌های حضور و جام جم، 1387)
o    مبانی و قلمرو احیاگری دینی امام خمینی (ره)
               (دو فصلنامه علمی- پژوهشی اندیشه سیاسی سال چهارم، شماره اول بهار و  تابستان           1387                                                                 (
o    هندسه مدیریت در فرهنگ و تمدن شیعه با استفاده از راست مغزی و چپ مغزی، مقاله مشترك
               (فصلنامه علمی- پژوهشی مدیریت فرهنگی، بهمن ماه 1387)
o    راهبردهای اساسی کنترل فرهنگی در عصر جهانی شدن، مقاله مشترک
           (فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات دفاعی استراتژی، دانشگاه دفاع ملی، شماره 36، بهار  و تابستان 88)
o    ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی شیعه
              (فصلنامه علمی – پژوهشی شیعه شناسی)
o    مبانی و چالش های اساسی رابطه اخلاق و سیاست
         (همایش صورت و سیرت انقلاب اسلامی.دانشگاه صنعتی شریف،1389)
o    پرسش های اساسی رابطه اخلاق و سیاست
              (دو فصلنامه علمی-تخصصی جستارهای سیاسی معاصر، سال اول،  شماره اول، بهار و  تابستان ١٣٨٩، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی              
o    دین، جهانی شدن و جوانان، فرصت ها و تهدید ها
              (چهارمین نشست گفتگوی دینی اسلام و کلیسای حواریون ارمنی، حوزه جاثلیقی سیلیسی ارامنه ـ آنطیلیاس، بیروت 29 الی 30 اردیبهشت ماه 1389)
o    مراتب نقد آرای محمد حسن نائینی بر لیبرالیسم، مقاله مشترک
              ( مطالعات تاریخ فرهنگی، بهار 89، سال اول شماره 3)
o    خاستگاه نظری ـ جامعه شناختی، کارکرد ها و ملزومات نظارت همگانی
              (دومین همایش نظارت همگانی، دانشگاه شهید بهشتی 1389)
o    امام خمینی، تحجر و اندیشه صدرایی
               (ویزه نامه روزنامه همشهری ،22بهمن 1389به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی)
o    دلایل نا کارآمدی تئوری پردازی در تحلیل انقلاب اسلامی، مقاله مشترک
              (فصلنامه علمی – پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی، زمستان 89، شماره 23)
o    راهبرد سرمایه فرهنگی در هدایت نسل جوان، مقاله مشترک
              ( مطالعات راهبردی، اسفند 89، شماره112)
o    بررسی نقدهای سید احمد فردید بر لیبرالیسم و غرب، مقاله مشترک
               ( فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهش های فلسفی – کلامی، پاییز و زمستان 89، شماره 45) 
o    پیش فرض ها و رویکردهای نظری عدالت اجتماعی
              (مجموعه مقالات عدالت، دومین نشست اندیشه های راهبردی، اردیبهشت 1390)
o    باز خوانی هویت در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت
               (همایش جای پا، دانشگاه تهران، 25 اردیبهشت 1390)
o    صلح در گفتمان ادیان شرقی
          (ویژه نامه تخصصی گفتگوی ادیان و فرهنگ ها در آسیا، شهریور 1390)
o    راهکارهای افزایش تأثیر گذاری عمومی پژوهش؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، به مناسبت هفته پژوهش، 1390.
o    مفهوم آزادی و مناقشات آن
          (ارائه و چاپ در مجموعه مقالات آزادی، چهارمین نشست اندیشه های راهبردی، آبان ماه 1391)
o    آزادی در اندیشۀ مرحوم مطهری
           (مجموعه مقالات آزادی، چهارمین نشست اندیشه های راهبردی، آبان ماه 1391)
o    پیش فرض ها و رویکردهای جامعه شناختی و فلسفی نابرابری و عدالت اجتماعی
           (نشست گفتگوی ادیان با موضوع عدالت، رم، واتیکان، 30 آبان ماه 1391)
o    چند نکتۀ تربیتی به یاد استاد دکتر سید علی اکبر حسینی
          (همایش تعلیم و تربیت اسلامی، مبانی، اصول و منابع؛ با رویکرد معرفی و نقد  آثار سید علی اکبر حسینی، اسفند 1391)
o    اندیشه سیاسی امام خمینی و نسل سوم انقلاب اسلامی ایران، مقاله مشترک با علی اکبری معلم
      ( فصلنامه علوم سیاسی، سال پانزدهم، شماره 59، پاییز 1392)
o    توحید و حق انسان، مبنای تفاهم و  زبان مشترک و ضروری اسلام و مسیحیت. گفتگوی ادیان. سارایوو. خرداد 1393.
o    نقد روش شناسی اقتصاد اسلامی شهید صدر از دیدگاه واقع گرایی انتقادی، مقاله مشترک با سید محمدرضا امیری طهرانی زاده
      ( فصلنامه روش شناسی علوم انسانی، سال بیستم، شماره78، بهار 1393)
o    فلسفه اجتماعی هنر صدرایی، مقاله مشترک با محمد آقاسی
      (دو فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهشنامه تبلیغ و ارتباطات دینی، شماره 3،      پاییز و زمستان 1393)    
o    دین و جامعه در چرخش زمانی معاصر؛ عصر بازگشت خدا
     (فصلنامه علمی- پژوهشی اسلام و مطالعات اجتماعی، سال دوم، شماره سوم، زمستان 1393)
o    رابطه اخلاق و سیاست از منظر حکمت متعالیه، مقاله مشترک با حسن روزبه
                 ( فصلنامه علمی پژوهشی سیاست متعالیه، شماره 9،  تابستان۱۳۹۴)
o    تعامل دین و جامعه در چرخش زمانی معاصر، واقعیات و بایسته ها. گفتگوی ادیان. فرایبورگ، سویس. مهر 1394.
o    چند پرسش اساسی پیرامون فرهنگ و نظریه فرهنگ
     (دوفصلنامه علمی پژوهشی دین و سیاست فرهنگی، دوره و شماره 2،1   (پیاپی4)، بهار 1394)


پ: ترجمه ها( مقالات)

o    طبقات اجتماعی در دوره پهلوی؛ اشرف و بنوعزیزی
             (فصلنامه راهبرد، شماره 2 ، زمستان 1372)
o    حكومت دینی، مردان جدید قدرت در ایران؛ احمد اشرف
             (مركز تحقیقات استراتژیك، 1372)
o    ترجمه سه فصل مربوط به دوركیم از كتاب «پیدایش نظریه‌ جامعه شناسی»، اثر جاناتان، اچ. ترنر
             (شیراز، انتشارات نوید، 1372)
o    هزینه‌های دگرگونی اجتماعی؛ اسیتون ویگو
            (فصلنامه راهبرد، شماره 3 ، 1373)
o    تحلیل طبقاتی و دیالكتیكهای نوسازی در خاور‌میانه؛ جیمزبیل
            (فصلنامه راهبرد، شماره 4 ، پاییز 1373)
o    چشم انداز‌های نظری نقش نخبگان دولت در توسعه آسیای جنوب شرقی؛ سید‌فرید‌العطاس
           (فصلنامه راهبرد، شماره 6 ، بهار 1374)
 
ت: سخنرانی‌ها و برگزاری کلاس های علمی

o    جامعه شناسی فقر
            (سمینار فقر‌زدایی، دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، 1375)
o    چگونگی مطالعه وضع فرهنگ عمومی
            (فصلنامه فرهنگ عمومی، 1377)
o    شورشهای شهری و امنیت داخلی
            (فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره مسلسل 7 ،‌8 بهار و تابستان 1379، پژوهشكده مطالعات راهبردی
o    آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی
           (پژوهشكده حوزه و دانشگاه 1379)
o    اصلاحات و گروه‌های سیاسی
           (پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1379)
o    چهار جلسه سخنرانی و پاسخ به سؤالات «روش شناسی علوم اجتماعی»
          (پژوهشكده دین و اقتصاد، 1381)
o    كالبد شكافی نظریه اجتماعی
          (فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره 16 ، تابستان 1381)
o    آسیب‌شناسی دانشگاه از منظر تولید دانش
          (دومین همایش دبیران هم‌اندیشی استادان، فصلنامه دانشگاه اسلامی، شماره 17، 1382)              
o    برگزاری های کلاسهای درسی نابرابری اجتماعی و جهانی شدن به ترتیب در پژوهشکده دین و اقتصاد و کانون اندیشه جوان در سال های 1382 -  1383
o    مطهری و روشنفكری در ایران
          (دانشگاه قم، 12 اردیبهشت 1385)
o    حقوق شهروندی
          (همایش دبیران علوم اجتماعی، زنجان، آبان 1385)
o    انجام سخنرانی های متعدد در محافل علمی و دانشگاهی  که به دلیل چاپ منقح و برگزیده آنها تا سال 1383 از ذکر آنها خودداری می شود
o    برگزاری کارگاه فلسفه علوم اجتماعی، ویژه استادان گروه فلسفه دانشگاه امام صادق(ع)، واحد خواهران، تابستان 1391
o    برگزاری کارگاه رئالیسم انتقادی، ویژه برخی از استادان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، بهار 1395

ث: گفتگو‌ها و میزگردها

o    تبادل فرهنگ‌ها، ضرورتها و دور‌نماها
            (فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، زمستان 1379)
o    جهانی شدن، چالشها و تعارضها
            (فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره مسلسل 13 ، 1380)
o    وضعیت تفكر در ایران
            (سروش اندیشه، سال اول، زمستان، 1380)
o    حدود دخالت حكومت در امور دینی
            (همایش دین، توسعه فرهنگی و برنامه سوم دی‌ماه 1380)
o    مسائل و مشكلات زنان، اولویت ها و رویكردها
            (مجموعه گفتگو‌های هم‌اندیشی بررسی مسائل و مشكلات زنان، دفتر مطالعات و   تحقیقات  زنان، چاپ سپهر، پاییز 1380)
o    انقلاب اسلامی و مشكله فقدان تئوری
      («كتاب» انقلاب اسلامی، چالشها و بحرانها، دفتر نشر معارف، پاییز 1381)
o    جامعه‌شناسی امنیت، مؤلفه‌ها و ریشه‌های تاریخی
      (فصلنامه راهبرد‌ ، 26 ،‌زمستان 1381)
o    آسیب شناسی انحرافات در حكومت دینی
      (كتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی – اجتماعی زنان، شماره 18 ، زمستان 1381)
o    ویژگی‌های رویكرد اصلاح طلبانه
      («كتاب» مشروعیت اصلاحات و آینده آن، انتشارات همشهری، پاییز 1381)
o    جهانی شدن با كدام مبانی
      (دو ماهنامه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اندیشه حوزه، جهانی شدن (1) ، سال هشتم ، شماره ششم، تیر‌ماه 1382)
o  علاوه بر حضور در برنامه ها، نشست ها و میزگردهای تخصصی- معرفتی و سیاسی سیما، از جمله گستره شریعت، زاویه، پارک ملت، شناسنامه، دیروز، امروز، فردا، گفتگوی ویژه خبری، توقف ممنوع، دو نیم ساعت، زمرد و ... ، و نقد و ارزیابی دو سریال مدار صفر درجه و زیر تیغ شبکه یک، گفتگو‌های فراوانی با مطبوعات یومیه انجام شده است كه برخی از آنها به دلیل اهمیت به طور مستقل چاپ شده و در اینجا از ذكر آنها اجتناب می‌شود.
 
ج: نقدها

o    نقد پژوهش وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزشهای اجتماعی، فرامرز رفیع‌پور
     (نمایه پژوهش، بهار 1376)
o    چهره متغیر امنیت ملی
    (كتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 10 – 9 ، مرداد 1377)
o    شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران، مرتضی ثاقب‌فر
    (كتاب ماه علوم اجتماعی ، شماره 14 ،‌آذرماه 1377)
 
5. طرح‌ها

o    فضای مطلوب آزادی مطبوعات در ایران
      این طرح در سال 1375 انجام شد و نتیجه آن در فصلنامه رسانه نیز به چاپ رسید
o    ابعاد فرهنگی – اجتماعی طرح جامع تقسیمات كشوری
      این طرح در سال 1380 انجام شد و نتایج آن در اختیار وزارت كشور قرار گرفت
o    هویت شناسی مذهبی و باورهای دینی ایرانیان
      این طرح كماكان به صورت پروژه‌ای شخصی ادامه دارد، اما فاز اول آن به صورت یك پایان‌نامه (با راهنمایی اینجانب)، یك كتاب كوچك همراه با تعیین شاخصهایی برای هویت ملی تحویل وزارت  فرهنگ و ارشاد و اسلامی شده است.
 
6. سوابق تدریس

o    در سطح كارشناسی (مبانی جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی عمومی، جامعه‌شناسی سیاسی، تغییرات اجتماعی، نظریه‌های جامعه‌شناسی (1) و (2) و جامعه‌شناسی شهری)
o    در سطح كارشناسی ارشد (جامعه شناسی سیاسی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه علم، جامعه شناسی علم، جامعه‌شناسی معرفت، جامعه‌شناسی شهری و مسائل فرهنگی ایران)
o    در سطح دكتری (جامعه‌شناسی سیاسی، جامعه شناسی قشر‌بندی و نابرابری های اجتماعی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، فلسفه علوم اجتماعی، فلسفه سیاسی و نظریه‌های سیاست، نظریه‌های شهری، توسعه فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگی ایران)
 
7. مراكز تدریس

   در مقطع كارشناسی به طور خاص دانشگاه باقر‌العلوم (ع)، دانشگاه دارالعلم مفید، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و دانشگاه شاهد
   در مقطع كارشناسی ارشد، دانشگاه‌های تربیت مدرس، صنعتی شریف، تهران،  شهید بهشتی، علامه طباطبایی، باقرالعلوم(ع)، امام صادق(ع)، تبریز و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
  در مقطع دكتری، دانشگاه‌های تربیت مدرس، تهران، شهید بهشتی، باقر‌العلوم (ع)، صنعتی شریف، مؤسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و جامعةالمصطفی(ص)



8. عضویت در مجامع علمی

o    عضو هیأت مدیره انجمن علمی اسلام و توسعه اقتصادی
o    عضو هیأت امناء دانشگاه باقر‌العلوم (ع)
o    عضو هیأت امناء دانشگاه زابل
o    عضو هیأت تحریریه فصلنامه علوم سیاسی
o    عضو هیأت تحریریه فصلنامه كتاب زنان
o    عضو كمیته تأیید صلاحیت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی
o    عضو كمیته كمیسیون تلفیق دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام
o    عضو هیأت حمایت از كرسی‌های نظریه‌پردازی و مناظره
o    عضو هیأت امناء مؤسسه حكمت و فلسفه
o    عضو  کارگروه نظام دانایی- سیاستگذاری فرهنگستان علوم
 
9. سابقه عضویت در مجامع ذیل:

o    ستاد بررسی متون درسی علوم اجتماعی
o    عضو هیأت داوران پژوهشهای نمونه سال
o    عضو هیأت داوران جشنواره خوارزمی
o    عضو هیأت داوران تعیین مجلات علمی – پژوهشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی
o    عضو كمیسیون (2) شورای فرهنگ عمومی كشور
o    عضو شورای علمی – پژوهشی فرهنگ عمومی كشور
o    عضو هیأت داوران و دبیر كمیته جایگاه عوامل فرهنگی در توسعه اقتصادی اولین همایش علمی فرهنگی و توسعه
o    عضو كمیته علمی و هیأت داوران همایش امنیت عمومی و توسعه
o    عضو شورای برنامه‌ریزی معاونت پژوهشی وزارت ارشاد
o    عضو كمیته علمی پژوهشهای بنیادی وزارت ارشاد
o    عضو كمیته علمی همایش دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی
o    دبیر و رئیس كمیته علمی همایش روشنفكری در ایران
o    دبیر و رئیس كمیته علمی همایش موازین توسعه و ضد توسعه فرهنگی شهر تهران
o    دبیر كمیته علمی همایش «اسلام و توسعه اقتصادی، مبانی و مؤلفه‌ها»
o    عضو شورای راهبردی شبکه چهار
o    عضو هیأت علمی گروه اندیشه اجتماعی مسلمین جامعة المصطفی(ص)، شعبه تهران( کماکان ادامه دارد)
o    نماینده دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر( وزیر کشور، جناب آقای دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی) در امور   پژوهشی و عضو شورای تحقیقات دبیر خانه این ستاد
o    عضو شورای مشورتی دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر( کماکان ادامه دارد)
o     عضو شورای سیاستگذاری و هماهنگی مرکز گفتگوی ادیان و تمدن های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی(کماکان ادامه دارد)
o    عضو هیآت  نظارت بر نشر کتاب در حوزه بزرگسالان شورای عالی انقلاب فرهنگی(کماکان ادامه دارد)
o    عضو حقیقی شورای فرهنگ عمومی کشور(کماکان ادامه دارد)

10. داور مجلات علمی

o    نامه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
o    مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز
o    مجله شاهد
o    فصلنامه مدرس هنر
o    فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
o    فصلنامه مدرس
o    فصلنامه دانش سیاسی
o  فصلنامه اسلام و مطالعات اجتماعی
 
11. مسئولیت‌ها:

o    نماینده مجلس شورای اسلامی و رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی
o    عضو كمیسیون ویژه اصل 44 قانون اساسی
o    مدیر گروه علم و دین پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ( تا پایان 1388)
o    مدیر گروه اندیشه شناسی متفكران مسلمان معاصر ( پایان مسئولیت)
o    مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقر‌العلوم (ع) ( پایان مسئولیت)
o    مدیر گروه مطالعات اجتماعی مركز تحقیقات استراتژیك (74 – 72)
o    مدیر كتابخانه مركزی دانشگاه تربیت مدرس (77 – 76)
o    مسئول گروه سیاست داخلی كمیسیون داخلی، دفاعی و امنیتی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت (79 – 77)
o    مدیر گروه فرهنگ، هنر و تاریخ شبکه یک سیما( 82 - 79)

 



بین هنرمندان و مسئولان دیوار بی‌اعتمادی است/ باید پای مجوز نمایش بایستیم


آی سینما: امروز لیست اعضای جدید شورای پروانه نمایش اعلام شد که یکی از غافلگیرانه‌ترین نام‌ها در این ترکیب جدید، عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم و یکی از چهره‌های معتدل فرهنگی منسوب به اصولگرایان است. او در گفت‌وگو با آی سینما درباره نگاهش به فرهنگ و سینما از گذشته تاکنون و ایده‌هایش برای همکاری و گفت‌وگو با مجلس و سینماگران و البته شرط هایش برای تداوم حضور در شورای پروانه نمایش می‌گوید.

سینمای مطلوبم سینمایی است که بازتابنده دردهای جامعه باشد

عماد افروغ در دوره  هفتم مجلس شورای اسلامی ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی را برعهده داشت. دوره‌ای که سال‌های آخر حضور دولت اصلاحات و اوایل حضور محمود احمدی‌نژاد را از سرگذراند. با توجه به این تجربه از افروغ می‌پرسیم چقدر نظراتش نسبت به آن سال‌ها تغییر کرده وچقدر ظرفیت‌ها از نظر او بالا رفته است؟ که در پاسخ می‌گوید: «من در کتابی با عنوان «هویت ایرانی و حقوق فرهنگی» نیز به این موضوع اشاره کرده‌ام و همواره از حقوق فرهنگی گفته‌ام که شاید برای اولین بار هم در در ایران مطرح شده باشد. این موضوع حتی در قالب پایان نامه‌ای نیز به خارج از ایران رفت که به خاطر دارم استاد راهنما از  این‌که این مطلب در ایران مطرح شده، شگفت زده شده  بود. از سوی دیگر من مدرس جامعه شناسی فرهنگی ایران در مقطع دکتری نیز بوده و هستم و تجربه‌ای هم از مدیریت گروه‌ فرهنگ و هنر و تاریخ شبکه یک دارم و مدتی با اصحاب فرهنگ و هنر حشر و نشر داشتم. حتی در دوره هفتم مجلس که ریاست کمیسیون فرهنگی را بر عهده داشتم نیز با اهالی فرهنگ و به ویژه سینما جلساتی داشتیم که مایل بودم ادامه پیدا کند و اگر کدورتی هست برطرف شود.»

افروغ توضیح می‌دهد که منظورش از کدورت، میان مقامات سیاسی و  عرصه مدنی است. از نظر او دیوار بی اعتمادی از هر دو طرف، چه از طرف هنرمندان و چه مقامات سیاسی وجود دارد، نگاه هنرمندان به اصحاب قدرت همراه با اعتماد نیست و از طرف دیگر دولتمردان نیز نگاه خوشبینانه‌ای به آن‌ها نداشته‌اند. این استاد دانشگاه در ادامه پاسخش درباره رویکرد امروزش نسبت به مسائل فرهنگی می‌گوید: «الان به جد معتقدم که گفت‌وگو و فهم متقابل، امکان‌پذیر است و سوء تفاهم‌ها از این طریق برطرف می‌شود. البته نه این‌که فقط گفت‌وگو  بدون توجه به مبانی، ملزومات و بستر های آن مورد توجه باشد. در عرصه سینما فکر می‌کنم شرایط مهیا‌تر است. الان هم شرایط عوض شده، البته نظرات من تغییر ماهوی نکرده و چارچوب اندیشه‌ام عوض نشده است. اما نمی‌توان در برابر حوادث و اتفاقاتی که می‌افتد موضعی نداشت. آن موقع فهم دقیقی از بسیاری افراد و جریانات نداشتم و الان فهم دقیق‌تری دارم. همان زمان نیز نظر مطلوبم را درباره سینما گفتم، که ذیل حقوق شهروندی و به طور خاص حقوق فرهنگی قرار می‌گیرد که در حقوق جامعه‌ای فرهنگی دسته‌بندی می‌شود. در واقع سینمای مطلوب من سینمایی است که با جامعه تعامل داشته باشد، این نظر درباره دیگر حوزه‌ها نیز صدق می‌کند. دانشگاه مطلوب دانشگاهی است که با جامعه تعامل داشته باشد و حتی دین مطلوب دینی است که با جامعه تعامل داشته باشد و در برابر مشکلات بی تفاوت نباشد و راهکاری برای آن داشته باشد. درباره سینما باید بگویم سینمایی مطلوب من است که بازتابنده دردهای جامعه باشد.»

توجه او را به این نکته جلب می‌کنیم که در این سال‌ها سینمایی که بازتابنده دردها بوده متهم به سیاه‌نمایی شده، آیا از چنین سینمایی حمایت می‌کند؟ که پاسخ می‌دهد: «من از این رویکرد استقبال می‌کنم، شما به آثار من هم رجوع کنید همین را خواهید دید. من در کتاب «مناقشه حق مصلحت و بن‌بست جنبش دانشجویی» 28 مانع نقد در کشور را برشمرده‌ام و حتی در کتاب انقلاب اسلامی و مبانی باز تولید آن به جایگاه، ضرورت و ارکان نقد پرداخته ام. من از نقد استقبال می‌کنم و یک نکته هم بگویم. من نمی‌گویم سیاه‌نمایی، چرا؟ چون جامعه انواع و اقسام زشتی‌ها را در خود دارد، اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی. معتقدم سینماگر خوب یک روشنفکر متعهد و زبان بی زبانان است، شمعی که باید بسوزد تا دیگران از نورش بهره مند شوند. همیشه همین را گفته‌ام و هزینه‌اش را نیز داده‌ام. یعنی هیچ‌وقت رطب خورده منع رطب نکرده ام. هیچ قدرتی ندارم و حتی خودم را از استادی دانشگاه نیز بازنشسته کرده‌ام که بتوانم در عرصه مدنی و روشنفکری راحت‌تر حرکت کنم.»

البته افروغ درباره بازتاب زشتی‌های جامعه‌ نکته‌ای را نیز تعیین‌کننده می‌داند و در این‌باره می‌گوید: «اگر زشتی در جامعه می‌بینیم باید به طور غیر مستقیم و معناگرایانه وجه مطلوب نیز بیان شود. مثالی برای این موضوع می‌زنم، مثلا تولستوی در نوشته‌هایش عشق و هوس را به تصویر می‌کشد، اما عاقبت خوشی را برای هوس به تصویر نمی‌کشد و این عشق است که به عاقبت خوش می‌انجامد. این در خود جهان‌بینی دارد، به آن معنی است که او دنیا و هستی را به خوبی شناخته است وظیفه خود را نسبت به جامعه احساس کرده و بی‌تفاوت نیست. سینمای مطلوب هم از نظر من این‌ است. هم زشتی‌ها را به تصویر بکشد هم با خوبی‌ها نسبتی برقرار کند که به امیدواری واقع‌گرایانه منجر شود. در واقع فکر می‌کنم سینما یعنی سینمای رئال. البته نه به این معنی که هرچه مشاهده می‌شود رئال باشد.»

با توجه به نگاهی ایده‌آل‌گرایانه‌ای که افروغ به سینما دارد، به این نکته اشاره می‌کنیم که اولین رسالتی که برای سینما در نظر گرفته می‌شود جنبه سرگرم‌کنندگی آن است و باید اول هر فیلمی بیننده داشته باشد تا بتواند پیام خود را منتقل کند که او در این‌باره نیز این‌طور اظهار نظر می‌کند: «با دیدگاه انحصاری به طور کلی مخالفم. این‌که بگوییم سرگرمی و لاغیر یا نگاه‌هایی از این دست؛ اما اگر می‌گویید باید سرگرمی هم در فیلم باشد قبول می‌کنم. این نظری هم که می‌دهم قرار نیست تحمیل شود، من در سرگرمی هم جهت می‌بینم. در واقع تعریفم از انسان پا در هوا نیست، من فکر می‌کنم آن سرگرمی هم باید ایجاد انرژی و امید کند، نه سرگرمی‌ای که لودگی باشد. در این صورت اگر مثلا شما از من بپرسید که سینمای لورل و هاردی را بیشتر می‌پسندم یا چارلی چاپلین را؟قطعا می‌گویم سینمای چارلی چاپلین. مگر حق من نیست که سلیقه داشته باشم، من ترجیح می‌دهم هم بخندم و هم پیامی منتقل شده باشد.»

با این حساب از او می‌پرسیم موضعش درباره دو فیلم پرفروش امسال یعنی «من سالوادور نیستم» و «50 کیلو آلبالو» ساخته مانی حقیقی که جنجال‌های بسیاری را در پی داشت، چیست؟ که می‌گوید: «ما هنوز جلسه‌ای در شورای پروانه نمایش نداشته‌ایم، اجازه بدهید 2-3 جلسه‌ای را بگذرانیم و بعد به این مسائل برسیم. الان نمی‌خواهم در این‌باره چیزی بگویم و درست نیست درباره این فیلم‌ها چیزی بگویم.» او همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که پیش از این در سال‌های دهه هشتاد تجربه حضور در یکی دو جلسه شورای پروانه نمایش را داشته اما به دلیل مسئولیتش در مجلس به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی که باید تمام وقت به آن می‌پرداخته، به مسائل شورای نمایش نمی‌رسیده و نتوانسته این حضور را ادامه دهد.

حداقل ملزومات گفت‌وگو استفاده نکردن از زور، تهدید و فریب است

کمیسیون فرهنگی مجلس بارها در طی سال‌های اخیر درباره برخی فیلم‌های سینمایی که پروانه نمایش داشته‌اند ورود کرده و برخی از آن‌ها را از پرده پایین کشیده است، با توجه به این‌که افروغ ریاست کمیسیون فرهنگی را نیز در کارنامه داشته‌ است. از او می‌پرسیم امروز به عنوان عضوی از شورای پروانه نمایش نظرش درباره ورود کمیسیون فرهنگی به اکران برخی فیلم‌ها چیست؟ که این‌طور پاسخ می‌دهد: «این برمی‌گردد به جایگاه کمیسیون فرهنگی که جایگاه قانون‌گذاری دارد و من تمام هم و غمم این است که با گفت‌وگو در این‌باره پیش برویم هم گفت‌وگوی درون‌شورایی با اعضای شورای پروانه نمایش، هم گفت‌وگو با اصحاب فرهنگ و برون‌شورایی؛ در این‌باره می‌توانیم با کمیسیون فرهنگی نیز وارد گفت‌وگو شویم همان‌طور که با سینماگرها هم گفت‌وگو خواهیم کرد. چون کمیسیون فرهنگی در حوزه تقنین، نظارت و تخصیص اعتبار جایگاه قانونی دارد روی این گفت‌وگو تاکید دارم چون بستری را به وجود می‌آورد که از مسیر تقنین پیش برویم. البته این نیاز دارد به این‌که ما فهم دقیقی از گفت‌وگو داشته باشیم که حداقل از ملزوماتش استفاده نکردن از زور، تهدید و فریب است. شرایط نیز باید برای طرفین گفت‌وگو برابر باشد و از منطق اقناع، استدلال و نفوذ استفاده شود و با همان روش صحیح در این‌باره پیش برویم. منظورم از نفوذ نیز نفوذ در قلب و فکر طرف مقابل است که با زور، تهدید و فریب سازگار نیست. مبنای منطقی گفت‌وگو چیست که حتی در بحث ادیان نیز مطرح می‌شود؟ این‌که ما قائل به حقیقت هستیم اما درک هیچ‌کس از حقیقت منطبق با حقیقت نیست. درک‌های ما نسبی است اما درک‌های نسبی به یک میزان از حق و اعتبار برخوردار نیستند. بنابراین گفت‌وگو شرط اول رسیدن به معرفت صحیح‌تر است.»

در دورانی که محمود احمدی‌نژاد ریاست دولت را بر عهده داشت، افروغ انتقاد‌های بسیاری را به دولت وارد کرده بود و در این‌باره موضع انتقادی داشت. از او می‌پرسیم این‌روزها نسبت به سال‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به ویژه در حوزه فرهنگ چه رویکردی دارد؟ او پاسخ می‌دهد: «خودتان می‌گویید که من در آن زمان هم به رویکردهای دولت انتقاد داشته‌ام و پاسخ مشخص است. من در آن موقع هم در این‌باره بحث می‌کردم، در یکی از مصاحبه‌هایم گفتم که دولت در عرصه فرهنگ هیچ طرحی نیاورده است و اگر اشکالی می‌بینیم دولت باید طرحش را بیاورد. در همان زمان کمیسیون فرهنگی یازده طرح فرهنگی داشت که این تعداد کمی نیست.»

اگر نتایج حاصل در شورا عملی نشود، حضور نخواهم داشت

با توجه به جو ملتهب ماه‌های گذشته و اخباری که درباره سخت‌گیری در شورای پروانه نمایش منتشر شده است، از افروغ می‌پرسیم آیا توصیه خاصی به او برای حضور در شورای پروانه نمایش شده است یا نه؟ که می‌گوید: «منظورتان چه توصیه‌ای است؟ ببینید، ضوابط تعریف شده است. من توصیه‌ای در این‌باره قبول نمی‌کنم، اگر سخت‌گیری خارج از قانون خواسته شود قبول نخواهم کرد و توصیه موردی هم نخواهم پذیرفت. وقتی از من برای حضور در شورا دعوت شد گفتم اگر در این حوزه مفید به نظر می‌رسم مسئله‌ای نیست. اما اگر شورا با توجه به ضوابط و طی کردن فرایند مطلوب گفتگویی درباره مسئله‌ای به توافق رسید و نتیجه اعلام شد، باید بر همین اساس عمل شود. اگر رسید و برخلاف آن نتیجه‌ای که در شورا گرفته شده عمل شد من از جلسه بعد در آن شورا نخواهم بود.»

با این وجود از او می‌پرسیم که اگر اتقافی مثل فیلم‌های «خانه پدری» یا «رستاخیز» بیافتد که با وجود پروانه نمایش از نمایش بازماند چه موضعی خواهد داشت؟ که می‌گوید: «من این را نمی‌پذیرم اگر این شورا آمده و تمام حرف‌هایش را زده و به جمع‌بندی رسیده است تمام شده و رفته دیگر کسی حق ندارد خلاف آن عمل کند. اگر کمیسیون فرهنگی هم متولی هست بیاید و حرف‌هایش را بزند، اما وقتی نتیجه‌ای گرفته شده باید پای آن بایستیم و آن فیلم اکران شود و اگر نشود این اتفاق منطقی و درست نیست.»

حق مردم این نبود...

با توجه به این‌که مدت‌هاست افروغ مسئولیت سیاسی یا فرهنگی به عهده نگرفته است از او می‌پرسیم انگیزه‌اش از حضور در شورای پروانه نمایش چه بوده است؟ که می‌گوید: «خیلی جالب است برایم که با توجه به تجاربی که داشتم خانه‌نشین و منزوی بوده‌ام. در واقع از سال 88 به این طرف مطالعه و تحقیق و رصد کردن را ادامه می‌دهم. احساس کردم باید به فکر اجتماعی شدن آن هم باشم و نتایج مطالعات و اندیشه‌هایم را نشر دهم، به ویژه با توجه به اهمیت فوق‌العاده‌ای که برای گفت‌وگو قائل بوده‌ام و مسئله گفت‌وگو را تئوریزه کرده‌ام. دغدغه‌ام راجع به سینما را نیز در همین مصاحبه گفتم. دقت کنید که من یک جامعه شناس هستم، با مردم در ارتباطم و دوست دارم که فشارهای اجتماعی بازتاب داده شود. به کرات حرف‌های من سانسور می شود. اما باید بگویم ما در حق مردم جفا کرده‌ایم و حقشان این نبوده است. باید با آن‌ها بهتر برخورد می‌شد، باید با نشاط‌تر می‌بودند و عادلانه‌تر با آن‌ها برخورد می‌شد. حتی یادم است در مصاحبه‌ای این جمله از من حذف شد که گفته بودم جوانان عزیز! ما در حق شما جفا کرده‌ایم، عهد و پیمان ما این نبود امیدوارم در سینما هم کاری که خودم در حوزه کتاب کردم اتفاق بیافتد. یعنی ایده‌ای که دارم منتقل شود که اینجا با وجود سینماگران فرصتی برای طرح آن وجود دارد. در واقع هدفم هم دنبال کردن منطق گفت‌وگو و تعامل در سینماست و اگر با اقبال روبرو شود آن را ادامه خواهیم داد. درباره ترکیبی هم که در شورا وجود دارد اگر بپرسید که این تعامل اتفاق خواهد افتاد یا نه می‌گویم مطمئن باشید اتفاق می‌افتد .قرار است همفکری کنیم و در نهایت به نتیجه برسیم و به آن پایبند باشیم.»


باید قدرت مانور سینماگران افزایش بیابد/ نیاز سینمای ایران به تعامل


عماد افروغ عضو جدید شورای پروانه نمایش در گفت‌وگو  با خبرنگار خبرگزاری موج درباره سمت جدید خود و عملکردی که در این شورا خواهد داشت،گفت: هنوز این شورا شکل نگرفته و من از فرآیندهای کار این شورا اطلاعی ندارم البته قبلا که در مجلس رییس کمیسیون فرهنگی بودم عضو این شورا بودم اما متاسفانه به علت مشغله‌های زیاد خیلی زود از حضور در این شورا عذرخواهی کردم و دقیقا نمی‌دانم در گذشته، چه فراز و فرودهایی در این شورا وجود داشته است.

این نماینده سابق مجلس تصریح کرد: آنچه روشن است این است که گفت‌وگو تنها راه حل بسیاری از مسائلی است که در عرصه فرهنگ گریبان ما را گرفته به این شرط که منطق، مبانی و ملزومات این گفت‌وگو فراهم باشد و شرایط یکسان برای مشارکت نهادهای مدنی و سینماگران در این گفت و گوی چند سویه فراهم شود.

افروغ با اشاره به فعالیت‌هایش در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و عضویتش در شورای نظارت بر نشر کتاب، گفت: در مجلس هم مبنای کارم بر اساس گفت و گو بود و در شورای نظارت بر نشر کتاب هم با همین روش وضعیت به گونه‌ای شد که این روزها ناشرها خودشان می توانند بر اساس شرایط و ضوابط بر مساله ممیزی کتاب نظارت کنند و در بسیاری از استان ها نیز هیات‌های نظارت در ادارات ارشاد به وجود آمده تا کمتر شاهد مرکزگرایی باشیم.

او درباره برنامه‌هایش برای حضور در شورای صدور پروانه نمایش گفت:به نظرم ابتدا باید درباره کمبودها، مسائل و آنچه در این شورا و عملکرد آن جاری بود آسیب شناسی انجام شود تا بتوانیم عملکرد مثبتی داشته باشیم. شخصا به تعامل سینما و جامعه بسیار معتقدم و به نظرم یک فیلم نباید تنها به بیان دردهای جامعه را بپردازد بلکه باید راه حلی حتی حداقلی و ضمنی همراه با پیامی مثبت از یک زندگی خوب برای رفع این مشکلات پیشنهاد دهد. کیفیت‌گرایی و محتواگرایی دغدغه شخصی من بوده و امیدوارم این دغدغه‌ها در کنار نظرات سایر دوستان عضو این شورا باعث پیشرفت سینما شود.

این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: باید قدرت مانور سینماگران افزایش پیدا کند و هنرمندان با موانع صورت‌گرایانه روبرو نباشند و این تنها در سایه اعتماد دو طرفه و گفت‌وگوی صادقانه پیش می‌آید. منطق گفت‌وگو این است که هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید درک من از حقیقت کامل است، چون درک تمام ما از حقیقت نسبی است و این نسبی بودن می‌تواند باعث خطا در دید ما شود. بنابراین شخص مدعی درک حقیقت و معرفت باید با روش‌های اقناعی و از طریق منطق، حقانیت سخنان خود را اثبات کند و این راهکاری است که حوزه فرهنگ به آن نیاز دارد.


اعضای جدید شورای بازبینی فیلم‌های سینمایی منصوب شدند


به گزارش خبرگزاری مهر، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور حکمی ضمن تشکر از اعضای پیشین شورا، اعضای جدید شورای بازبینی فیلم های سینمایی را منصوب کرد

در متن این حکم آمده است:

«به استناد تبصره ماده شش ایین نامه نظارت بر نمایش فیلم، اسلاید و ویدیو و صدور پروانه نمایش آنها، مصوب جلسه ۱۹/۵/۸۲ هیات وزیران و بنا به پیشنهاد رییس سازمان سینمایی به موجب این احکام: حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی (رییس سازمان تبلیغات اسلامی)، رسول صدر عاملی (نویسنده، کارگردان و تهیه کننده سینما)، محمد رضا جعفری جلوه (مدیر شبکه دوم سیما و معاون اسبق سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، حجت الاسلام والمسلمین طه مرقاتی (استاد دانشگاه و کارشناس فرهنگی)، عماد افروغ (استاد دانشگاه)، شهاب اسفندیاری (استاد دانشگاه و رییس دانشکده سینما تاتر)، مجید رضابالا (فیلمنامه نویس و کارشناس فرهنگی و سینمایی)، حسین کرمی (کارشناس فرهنگی و سینمایی و با سابقه مدیریت در شبکه نمایش، نسیم و مشاور مرکز نمایشی سیما) و فرشته طائرپور (تهیه کننده سینما) به عنوان اعضای جدید شورای بازبینی فیلم های سینمایی منصوب شدند.»

   


اکنون کشور در بطن و متن بی اعتمادی به سر می برد


تحقیقی که وزارت کشور اخیرا انجام داده است نشان می دهد ؛ اکنون کشور در بطن و متن بی اعتمادی به سر می برد

گفتگوی روزنامه امین با « عماد افروغ » نماینده سابق مجلس و استاد دانشگاه

از آنجا که نزدیک به یک ماه است افکار جامعه شدیدا در مسئله فیش های حقوقی نجومی مدیران کشوری مخدوش شده است و تاکنون فقط رسانه ها به بحث مبلغ و کمیت فیش ها پرداخته اند ، برآن شدیم از زاویه دیگری به مسئله فیش های حقوقی نجومی نگاه کنیم و ازین نقطه وارد بحث « جامعه شناسی » قضیه شدیم . برای تحلیل جامعه شناسانه از قضایای دریافتی های مدیران و تاثیر و تاثر آن بر جامعه ایرانی که اتفاقا این روزها در شرایط سخت اقتصادی قرار دارد ، گفتگویی دوستانه را با دکتر « عماد افروغ » نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به انجام رساندیم.

در ابتدا از ایشان ، درباره تاثیر برملا شدن فیش های حقوقی بر جامعه ایران و مردم پرسیدیم . وی گفت : من به رسانه ها نیز وعده داده ام تا مصاحبه مفصلی درباره درباره فیش های نجومی حقوقی و نسبت آن با « عدالت اجتماعی » داشته باشم که یکی از شعارهای انقلاب اسلامی نیز بود . اگر مسئله فیش های حقوقی صحت داشته باشد و موارد دیگر نیز اثبات شود منافات اساسی  با شعار « عدالت اجتماعی » دارد که یکی از نمودهای آن کاهش شکاف های درآمدی است. قطعا  این امر می تواند از طریق ایجاد محرومیت نسبی به بی اعتمادی بینجامد یا بی اعتمادی را تقویت نماید . ما متاسفانه امروز در شرایط بی اعتمادی به سر می بریم و برملا شدن مسئله دریافتی های نجومی مدیران مقدمه این بی اعتمادی نیست، بلکه آن را تشدید می کند. در حال حاضر آمارها نشان می دهد شکافی بین مردم و حاکمیت ایجاد شده و الان مردم در دوره بی اعتمادی به سر می برند. و عواقب بدتری هم خواهد داشت و ممکن است نتایج عملی این بی اعتمادی را در قالب واکنش های تندتر اجتماعی شاهد باشیم.
اما من نگران این هستم که مسئله رسیدگی به این نابرابری اجتماعی در حد شعار باقی بماند و مواجهه با فیش های نجومی برای تحت الشعاع قرار دادن اقتصاد مقاومتی شکل گرفته باشد. این نکته ظریفی است. اقتصاد مقاومتی یک نرم افزار تمام عیار است. یک منظومه است که ابعاد مختلف را پوشش می دهد و یکی از امیدهای جامعه محسوب می شود اگر به تمام لوازم ، ابعاد و بسترهای آن توجه بشود .
من نگران این هستم که برخی چه مخالف و چه موافق به دلایل مشخص سیاسی این موج را ایجاد کرده باشند و در حد شعار باقی بماند. من نگرانم عده ای برای بهره برداری سیاسی این مسئله را راه انداخته باشند و همنوایی دولت با آنها موجب شود فقط مدت کوتاهی دولت درگیر این مسئله باشد و در آخر هم به نتیجه ای نرسیم و چیزی دست مردم را نگیرد.
نهایتاً آنچه ما شاهدش باشیم اینست که موج آفرینی کاذبی ایجاد شود و متاسفانه افکار را چند صباحی به خود مشغول سازد و تفکر درباره بستر سازی برای اقتصاد مقاومتی و در مجموع اقتصاد مقاومتی را تحت الشعاع قرار دهد. مسئولین باید مراقب این قضیه باشند.  چون با واکاوی در جامعه متوجه شدیم آدمهای رندی در کشور وجود دارند و با بحران آفرینی و موج سازی تلاش دارند تا یک امر مثبت به تاخیر بیفتد یا اصلا انجام نشود .
اما برخورد با درآمدهای آنچنانی ، اتفاقا از سویی می تواند یک نسبت درونی با اقتصاد مقاومتی داشته باشد. یعنی اگر به جد اعمال بشود می تواند کاملا با اقتصاد مقاومتی سنخیت داشته باشد. بحث ما وقتی است که تنها در حد شعار باقی بماند و عده ای دراین بین از این شعار بهره برداری شخصی بکنند .
این شکاف درآمدی به هیچ وجه قابل قبول نیست و ما نباید صرفا با پاداش مالی و مادی، مشاغل مدیریتی را سامان بدهیم. ما می توانیم از پاداش های معنوی و منزلتی استفاده بکنیم .
ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند به داوری بنشیند که مثلا مدیر عاملی بانک کار سختی است و سایر مشاغل کار سختی نیست . اصلا چنین توجیهی صحیح نیست. مشاغل اجتماعی به طور زنجیروار به هم مرتبط هستند. ممکن است تفاوت درآمدی قابل قبول باشد اما نه با این شکاف درآمدی که ما شاهد آن هستیم و اصلا موجه نیست و همینطور زیبنده جمهوری اسلامی ایران هم نیست .

 اینگونه تخلفات مالی ، بانکداری اسلامی را نیز زیر سوال برده است

متاسفانه اطلاعاتی که بدست ما می رسد این است که بیشتر مدیر عاملان بانکها از این رانت ها استفاده کرده اند، که اتفاقا همین بانکداری اسلامی را نیز زیر سوال برده است. البته برای من از روز اول این بانکداری اسلامی نبود و شبهه ربوی داشت. یعنی ما بانکی را بانک اسلامی می دانیم که اصلا بهره ای نداشته باشد و یا بهره آن ناچیز باشد. از نظر من کشورهایی که نرخ سود خود را به صفر یا زیر صفر رسانده اند اینها اسلامی تر هستند تا بانکداری در ایران .
وی درباره ضربه ای که به اعتماد مردم درباره نظام، وارد شده ، افزود ؛ هر کسی که مظنون و مشکوک است و یا در مظان اتهام است باید با آن به جد برخورد شود . چون در این کشور فقط شوخی می شود و سر و صدا راه می اندازیم که قاطع هستیم و برخورد می کنیم اما در عمل چنین نیست. حتی عوام گاهی بهتر می فهمند.
مملکت ما مملکت امواج است. هر از چند گاهی موجی می آید و افکار عمومی را با خود همراه می کند . البته این را هم بگویم اینها تصادفی نیست. ما در کشور موج ساز داریم. موج سازانی که کار خود را خوب بلدند و متاسفانه با آنها برخورد قاطعی صورت نمی گیرد.
این جریان از سویی می تواند فرصت خوبی برای دولت باشد. دولت اگر آنچنان که نشان می دهد وفادار و ملتزم به تعهداتش است، می تواند در این مسئله به خوبی خود را نشان دهد .
آقای جهانگیری چند وقت پیش نامه ای برای رسیدگی به دریافتی های نجومی مدیران نوشت. اگر واقعا درست می گویند، اگر واقعا سازمان بازرسی کشور ، دیوان محاسبات ، نیروهای نظارتی راست می گویند این گوی و این میدان. هیچ منافاتی هم با اقتصاد مقاومتی ندارد که خیلی جامع تر نیز هست.  وارد میدان شده و ریشه ای برخورد بکنند و ضمن اینکه با افراد متخلف برخورد می کنند به طور اساسی ریشه این قضیه را بخشکانند. اینطور نباشد که با عده ای خاص برخورد بشود ولی وجه ساختاری درآمدها و حقوق ها در جای خویش باقی بماند.
بی خود و بی جهت به بی اعتمادی در کشور دامن زده می شود. چون تنها بحث بی اعتمادی نیست. بحث « بی عدالتی اجتماعی » مطرح است . چه کسی گفته در حیات اجتماعی عده ای می توانند آنچنان متنعم باشند که شکمهایشان باد بکند و عده ای دیگر از گرسنگی بمیرند.
یادمان نرود که بحث عدالت اجتماعی هم یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی و هم یکی از نیازهای اساسی بشری است. اگر به این مسئله توجه نشود، انزجار اجتماعی خواهیم داشت و چرا نداشته باشیم. چرا مردم شاهد تحقق عدالت اجتماعی نباشند؟ مگر امام (ره ) نگفتند نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت تحقق عدالت اجتماعی شکل می گیرد و البته در اهداف بالاتر آن معرفت الهی نیز هست. اما در شکل زمینی آن عدالت اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. به هیچ وجه این مسئله توجیه ندارد و نباید حتی مصلحت اندیشی در آن روا بدارند.
من نگران این هستم که که این قضیه تنها یک موج سواری باشد و یا در حد شعار باقی بماند و متاسفانه چون سابقه امواج را در کشور دیده ام، ثابت می کند این نیز شعاری بیش نیست.
باورهای مردم دیگر با شعار احیا نمی شود. باورهای مردم تنها با « عملکرد درست » احیا می شود. شاید اوایل انقلاب مردم را با شعار می شد قانع کرد اما الان دیگر مردم به دنبال عمل هستند. به حد کافی دراین مملکت حرف زده شده دیگر نمی شود مردم را با حرف راضی کرد.
اولا « عمل » تعریف روشنی دارد یعنی بتوانند حرف و عمل را با هم هماهنگ و سازگار کنند. اقدام عملی را باید مردم در کاهش درآمدهای بالای مدیران و در برخورد با چنین متخلفانی و با کنار گذاشتن این افراد،  به کارگیری اشخاص پاکدست شاهد باشند.
باید به لحاظ ساختاری رفتاری بشود که اصلا کسی نتواند از درآمدهای آنچنانی برخوردار باشد. من واقعا نمی فهمم چرا کارگری که در کوره پزخانه ها کار می کند و به نان شب محتاج است، با شرایط سخت کار، آنوقت حقوقش اینقدر پایین تر از افرادی است که پشت میز و زیر باد کولر نشسته اند. تفاوت را همه ما می فهمیم اما شکاف اجتماعی قابل قبول نیست.
برخی می گویند افروغ چرا وارد چنین مسایلی می شود. می خواهم بگویم موضوع پایان نامه ارشد من « تمرکزگرایی در اداره کشور » بوده و موضوع تز دکترای من نیز راجع به « بی عدالتی و نابرابری های اجتماعی » بوده است. من همینطوری اظهار نظر ژورنالیستی نمی کنم. برخی چون نمی توانند جواب امثال بنده را بدهند می گویند مگر افروغ اقتصاددان است ؟
این آقایانی که اینهمه بحث اقتصادی می کنند مگر مدرک مرتبط دارند؟ اما من بیش از ۶ سال روی تز دکتری کارکرده ام و به مسئله نابرابری های اجتماعی پرداخته ام .
تحقیقی که وزارت کشور اخیرا انجام داده است نشان می دهد ما اکنون در بطن و متن بی اعتمادی به سر می بریم. برملا شدن موضوع فیشها نه تنها باعث بی اعتمادی شده بلکه منجر به تشدید آن شده است و مقدمه ای برای مواجهات اجتماعی.
تنها را مقابله با آن « عمل » است و برای احیای اعتماد و باور مردم تنها باید وارد عرصه عمل شویم. چون مردم عاشق این نظام، تاریخشان و هویتشان هستند و مبانی آن را کاملا قبول دارند.



نتایج حداکثری شکاف درآمدی، شورش اجتماعی است


نماینده مجلس هفتم از تبعات پرداخت‌های نامتعارف در جامعه سخن گفت و نتایج حداقلی حاصل از شکاف درآمدی را بی اعتمادی عمومی و تبعات حداکثری آن را شورش اجتماعی عنوان کرد. او همچنین اظهار امیدواری کرد موج برخاسته از افشای این مسائل در راستای اصلاح جامعه باشد و هدف برپاکنندگان موج‌ها تحت تاثیر قرار دادن امور متعالی و شناخته شده در جامعه نباشد.
عماد افروغ، در گفت‌وگو با ندای ایرانیان با یادآوری اهداف انقلاب اسلامی برای تحقق جامعه عاری از تبعیض گفت: یادمان نرود که شعارهای انقلاب اسلامی استوار بر عدالت اجتماعی بوده و هست و یکی از وجوه عدالت اجتماعی کاهش شکاف‌های درآمدی است. اما وقتی که شاهد افزایش و فاصله چشم گیر درآمدهای دولتی با درآمدهای عمومی هستیم مطمئنا از تبعات آن می تواند محرومیت نسبی باشد که می تواتد با نتایج حداقلی که نتیجه اش بی اعتمادی است همراه شود.

به گفته او این شکاف درآمدی می تواند  نتایج حداکثری هم به همراه داشته باشد که از تبعات آن شورش اجتماعی است. 

این سیاستمدار همچنین اعلام کرد:‌ متاسفانه به دلیل بافت اقتصادی کشور که در حال حاضر اقتصاد نفتی را شاهد هستیم که همراه با تمرکز گرایی است و نیز نوع بانکداری در کشورمان که به اعتقاد بنده به هیچ وجه اسلامی نیست، این شکاف درآمدی مشاهده می شود درحالیکه جمهوری اسلامی نباید با بانکداری شبه ربا آن را تداوم ببخشد که وجود چنین بانکداری عاری از هرگونه قوانین اسلامی خدای ناکرده این القا را در نزد مردم ایجاد می کند که این نوع از بانکداری نه تنها اسلامی نیست بلکه در جمهوری اسلامی تلاش می شود بانکداری ربوی جا انداخته شود. این نوع از بانکداری می تواند این حدس و گمان را قوی تر کند که آنچه که در خارج از نظام مذموم است در داخل نظام از مذمت آن به صرف اینکه حکومت اسلامی شکل گرفته است، کاسته می شود.

این جامعه شناس و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه این حداقل نمودی است که از شکاف درآمدی حاصل می شود، اضافه کرد:‌ آنطور که از خبرها و پیامک‌های رسیده مطلع شدم متاسفانه مدیران عامل همین بانک‌ها در بیشتر موارد تخلف‌های یاد شده سهیم هستند. قطع نظر از بهره‌برداری سیاسی که متاسفانه برخی از افراد از این فضا می کنند، در مقابل خیلی از چهره‌ها از اظهار نظر در این زمینه خودداری می کنند به این دلیل که نمی خواهند مهره بازی این شطرنج سیاسی و جناحی قرار بگیرند  اما این موضوعی است که نمی شود آن را کتمان کرد.

عماد افروغ تاکید کرد: اتفاقی که افتاده این فرصت را برای دولت فراهم آورده که قاطع تر وارد این قضیه شود و توجیهی هم در این زمینه نمی تواند در کار باشد. این شکاف در ابتدا باید تحقیق شود و سپس برخورد جدی با آن صورت بگیرد چراکه برای اداره سالم یک کشور شکاف درآمدی هیچ توجیهی ندارد. 

او با اشاره به اینکه این موضوعی است که من در یک برنامه تلوزیونی زنده نیز اعلام کردم که غالبا برای این دست از پرداخت‌ها توجیه تئوریک عنوان می شود، اظهار داشت: غالبا اعلام می شود که مشاغل سخت باید پاداش و پرداخت بالایی هم داشته باشند. اول اینکه کدام مشاغل سخت است و کدام مشاغل سخت نیست، این مشاغل مثل زنجیره ای به هم متصل اند. دوم اینکه پاداش‌ها لزوما نباید مادی باشند می توانند معنوی هم باشند درحالیکه متاسفانه ما در حال حاضر برای کارهای معنوی هم پاداش مادی در نظر می گیریم و این مسئله فقط مختص به این دولت نیست و ما سالها و دهه‌هاست که برای اداره کشور از پاداش مادی استفاده می کنیم و این یک مشکل مبنایی در کشور ماست.

نماینده مجلس هفتم با تاکید بر اینکه دولت باید فرصت را مغتنم بشمارد، افزود: همانطور که معاون اول دولت اعلام کرد باید دستور صادقانه برای برخورد با این تخلفات صادر شود که چنین برخوردهایی خود در امتداد شکل گیری اقتصاد مقاومتی است. هرچند که عنوان می شود برخورد با این قبیل حقوق ها ارتباطی با اقتصاد مقاومتی ندارد و این موج های ساختگی اقتصاد مقاومتی را تحت الشعاع قرار می دهد اما باید گفت در عین اینکه پیوند درونی میان این موج و اقتصاد مقاومتی وجود دارد اما باید دید این موج ها از چه عمق و معنایی برخوردارند. 

افروغ اضافه کرد:‌  برخی از این موج ها در حد همان جو به وجود آمده باقی می مانند.  آنطور که بنده از فضای عمومی کشور برداشت کردم این موج ها هراز گاهی به وجود می آیند تا امور متعالی را تحت شعاع قرار دهند و حالا هم ممکن است این موج تصادفی باشد و یا بر عکس ممکن است در پس این امواج اراده‌ای نهفته باشد که امیدوارم این موج برخاسته از آن دست موج ها نباشد؛ موجی که عده ای آنرا ایجاد می کنند تا به واسطه آن ذهنیت شناخته شده در خصوص امور متعالی که در جامعه نهادینه شده و مورد جلب اعتماد عمومی قرار گرفته را تحت الشعاع قرار دهند. 


تناقض‌های فلسفه غرب نسبت به حقوق بشر/ قرار نیست ما جا پای آمریکا بگذاریم


صبح صادق: یکی از نکات مهمی که امروز در مبانی فکری و عملکردی در صحنه اجتماعی مطرح می‌شود این است که برخی می‌گویند آمریکا توانسته خودش را حامی بشر یا محور حقوق بشر معرفی کند؛ اما در مقابل آن مشاهداتی در جنایت‌های وارده به کشورهایی چون افغانستان، سوریه، عراق و ... می‌بینیم که بیشتر شبیه به توحش و تبعیض است تا اعاده حق بشری! برای بررسی بیشتر موضوع به سراغ دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس رفتیم. وی ضمن مقایسه حقوق بشر غربی و اسلامی، تبیین شاخص و تضادهای ضدبشری حقوق بشر آمریکایی، تناقض‌های درون‌گفتمانی فلسفه غرب که به ایجاد توحش و تبعیض در جامعه اروپایی خاصه آمریکا منجر شد را بازخوانی کرد. مشروح این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

 لطفاً بفرمایید نگاه غرب و فلسفه غرب به انسان چگونه است و چطور شد که از دل فلسفه غرب توحش به وجود آمد؟

نکته‌ای که درباره غرب وجود دارد این است که اول باید تعریف کنیم منظورمان غرب فکری است، یا غرب جغرافیایی؟ عمدتاًً باید تأکید و تمرکز بر روی غرب فکری باشد، چون غرب جغرافیایی الزاماًً یک هویت واحد و منسجم ندارد. این اشتباه است که ما غرب جغرافیایی را برای یک مکتب و آیین، منسجم و اندام‌واره بدانیم. کما اینکه شرق جغرافیایی را هم نمی‌توانیم یک کلیت اندام‌واره و منسجم بدانیم. حتی اگر این کار را هم انجام ندهیم و نگوییم غرب فکری؛ باید دقت داشته باشیم که همه غربی‌ها، یعنی همه کسانی که در غرب جغرافیایی زندگی می‌کنند به معنای آنچه که در سده ۱۸ به اوج خودش رسیده (یعنی آنچه که ما از آن به مدرنیته یا اومانیسم یاد می‌کنیم)، غربی نیستند؛ یعنی همه کسانی که در غرب زندگی می‌کنند الزاماًً طرفدار اومانیسم و لیبرالیسم نیستند؛ به عبارتی، اگر شما این‌گونه تلقی داشته باشید که همه اینها اومانیست هستند، یعنی غرب را فاقد هرگونه تضاد دانسته‌اید، در حالی که غرب سرشار از تضاد و تعارض است و بعضاًً سعی می‌کند که این تعارضات خودش را از طریق تولید فضا به کشورهای دیگر فرافکن کند. متأسفانه این تلقی صفر و یک که خودش یک پدیده غربی به شمار می‌آید متوجه ما هم شده است. یک تفکر صفر و یک که امکان هرگونه تبادل نظر را بین شرق و غرب منتفی می‌داند و یک توهمی را القا می‌کند که اگر ما بپذیریم این رابطه صفر و یک را در مقابل اینکه همان‌طور که ما نمی‌توانیم از غرب، جغرافیایی بگیریم به تبع جغرافیای غرب هم نمی‌تواند از ما چیزی بگیرد؛ یعنی این بر شاخ نشستن و بُن بریدن است.
ضمن اینکه در سابقه تاریخی غرب، هم تعاطی بوده، هم ارتباط و تعامل بوده است. اما آن‌چیزی که در فحوای پاسخ به این پرسش وجود دارد، اومانیسم است. به طور کلی اومانیسم به قیمت مرگ خدا انسان را مطرح کرد. انسان را نه خلیفه و جانشین خدا، بلکه جایگزین خود خدا قرار داد. این جایگزینی انسان به جای خدا آن چیزی است که ما اومانیسم می‌شناسیم. این سر از نهیلیسم درآورد. در واقع، وقتی شما تکیه‌گاه انسان را که خدا باشد از بین می‌برید و مرگ خدا را اعلام می‌کنید، باید منتظر مرگ انسان هم باشید. نتیجه منطقی و طبیعی انسان‌کشی نهیلیستی، خداکشی است. چون در صورتی می‌توان از انسان گفت و از ذات او دفاع کرد که برای او تکیه‌گاه خدایی قائل باشیم. انسان منهای خدا یک موجود معلق و پا در هوا یا در واقع همان چیزی است که از آن به هیچ‌انگاری یاد می‌شود و این هیچ‌انگاری آبستن خشونت‌های نازیستی و هیتلری است که ما در تاریخ غرب شاهد آن بودیم و اتفاقاًً آیه قرآن خیلی زیبا این را به تصویر کشیده است: «وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ»؛ یعنی به مثابه کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا هم آنها را اسیر خودفراموشی کرد. رابطه خدا و انسان در آموزه‌های اسلامی و شیعی ما یک رابطه متقارن است؛ یعنی اگر درد انسان دارید، باید درد خدا داشته باشید و همچنین اگر درد خدا دارید، حتماًً باید درد انسان هم داشته باشید. در واقع، این دو گانه خدا و انسان سبب شد که غرب به نام حقوق بشر سر از ضدبشر دربیاورد و تفاوت‌گرایی که ما در عصر پست‌مدرنیسم شاهد آن هستیم هیچ نسبتی به ذات‌گرایی موردنظر اومانیست‌ها نداشت، چون اومانیسم می‌خواست انسان را بر صدر بنشاند، اما چون به تکیه‌گاه الهی او توجه نکرد به ضد خودش تبدیل شد و آن چیزی که امروز غرب با آن سروکار دارد در واقع یک انسان بی‌بنیاد و رها شده است که به طور حتم می‌تواند دست به هرکاری بزند؛ یعنی در خلأ یک ذات یا تفاوت‌گرایی محض هر چیزی مباح می‌شود و یکی از تجلیات این اباحه‌گری همین بحث توحش، خشونت و جنگ‌طلبی‌هایی است که در گذشته رخ داده است.
یکی دیگر از تجلّیات توحش در غرب یا جنگ‌طلبی در غرب به تضادهایی که نظام سرمایه‌داری با آن روبه‌رو است، برمی‌گردد. بارها تأکید داشته‌ایم که نظام سرمایه‌داری یا نظام اومانیستی چندین تضاد دارد؛ در واقع، تضاد مبنا و بناست؛ یعنی مبنای آنها مبنای دولت حداقلی بوده، اما بنای آنها یک بنای امپریالیستی یا جهان‌گستری است. این دو با هم همخوانی ندارند. چون فاقد عام‌گرایی است. وقتی عام‌گرایی نبود (که این عام‌گرایی فقط ویژه ادیان ابراهیمی است) در واقع این امر یک ناسازگاری ایجاد می‌کند.
یکی دیگر خود تضاد سود و نیاز است؛ یعنی سود یا سودگرایی نظام سرمایه‌داری با نیازهای مردم ناسازگار است، چون مردم به اشتغال و عدالت اجتماعی نیاز دارند. اما سودگرایی سرمایه‌دارانه با این سطح نیازها منافات دارد؛ یعنی اینکه ابتدا باید هزینه‌ها کاهش پیدا کند تا سود ارتقا یابد. سرانجام تضاد سوم، یعنی تضاد خرد خودبنیاد و آن دلالت‌های مبنایی و مبانی لازم و دلالت‌های نهیلیستی است؛ یعنی خرد خودبنیاد و خدابنیاد وجود دارد. وقتی این سه نوع تضاد دست‌به‌دست هم می‌دهند، نظام سرمایه‌داری می‌خواهد خودش را نجات دهد و دست به تولید فضا می‌زند. تولید فضا یعنی کشورهای جدید را اشغال کردن و بازارهای اقتصادی را تحت ‌تأثیر خود قرار دادن! این هم در واقع یکی از بحث‌هایی است که می‌تواند به سیاست‌های گسترش‌طلبانه سرمایه‌داری کمک کند برخلاف بحث‌هایی که مطرح می‌شود.
نکته سوم در رابطه با حق است؛ نظام سرمایه‌داری یا نظام اومانیستی نگاه تقلیل‌گرا به حق دارند و به همین دلیل اسیر بازتاب‌ها و واکنش‌های خاص می‌شوند. نگاه تقلیل‌گرا یعنی حق را فقط برای فرد قائلند و از حق اجتماعی و عدالت غافل هستند. چون اومانیسم فردگرا که با حق اجتماعی بیگانه است، طبعاًً و ذاتاًً نمی‌تواند توجهی به عدالت اجتماعی داشته باشد. در واقع یکی دیگر از چالش‌ها همین چالش عدالت اجتماعی و آزادی‌های فردی است.
 
آیا آمریکا به لحاظ مبانی اندیشه‌ای می‌تواند نماینده و مدعی حقوق بشر باشد؟

ما خودمان نسبت به این حقوق بشر حرف داریم و این حرف‌ها را هم بنده شخصاًً در چند مجمع بین‌المللی مطرح کرده‌ام. انسان اگر حق بشر را می‌خواهد باید به چند چیز توجه داشته باشد: یکی اینکه این حق یک مبنا دارد و یک دلالت! دلالتش غایت و مبنایش خداست. یعنی ما در صورتی می‌توانیم از حق بشر دفاع کنیم و حرف برای گفتن داشته باشیم که به سه‌گانه غایت، ذات و خدا توجه داشته باشیم. این نکته بسیار فلسفی و اساسی است و به تازگی هم فیلسوفان غرب به این مسئله توجه دارند. برای نمونه یک آقایی به نام «واتیمو» می‌گوید اصلاًً توجه به آزادی، دموکراسی و برابری یک توجیه متافیزیکال می‌خواهد و آقای تریگ هم پاسخ می‌دهد که این توجیه متافیزیکال فقط در ادیان پیدا می‌شود و اینکه همه در برابر خداوند یکسانند. بنابراین خداگرایی لازمه توجه به حقوق بشر است و اگر شما خداگرایی را پذیرفتید و قبول کردید که بذر توجیه متافیزیکال برای حق بشر در ادیان ابراهیمی نهفته است پس دیگر نمی‌توانید سکولار باشید؛ یعنی اگر توجیه متافیزیکال در اختیار اینها هست و از سویی دیگر اینها از نظر تاریخی نقش‌های خوبی داشتند به همین دلیل نمی‌توان گفت که در تاریخ این نقش را بازی کردند و توجیه متافیزیکال را هم به دست آوردند؛ اما در گوشه‌ای در پستو قرار بگیرند. بنابراین نقد ما یکی بی‌توجهی به دلالت و مبناست و حقوق بشر را می‌خواهند در یک بستر سکولاریستی پیش ببرند؛ نکته دوم این است که جامع هم نیست، فقط به حق فردی توجه دارد و از توجه به حق گروهی و جامعه‌ای غافل شده است. بنابراین نمی‌تواند به عدالت اجتماعی توجه داشته باشد. نکته سوم حتی نگاهش به فرد هم نگاه تقلیل‌گرایانه لذت‌گرایانه است؛ یعنی توجه ندارد که این انسان خودش یک حق معنوی هم دارد. یعنی نیاز او به نیازهای فردی تقلیل پیدا کرده و حق هم حق سیاسی است. توجه به حقوق سیاسی، اجتماعی و معنوی نشده و از سویی به حقوق فرهنگی جامعه‌ای هم توجهی نداشتند. بنابراین از حقوق بشری که دم می‌زنند شاید ما هم مدافع حق بشر باشیم به شرط آنکه هم به آن مبانی و دلالت‌هایش توجه شود، هم به جامعیت و هم به مبنای توجیهی متافیزیکال در بستر تاریخی که ادیان برای آنها فراهم می‌کردند.
 
تناقض‌های درون گفتمانی فلسفه غرب که به این وضعیت توحش و تبعیض در جامعه اروپایی خاصه در آمریکا منجر می‌شود را چطور می‌توان بازخوانی کرد؟

جامعه هم از فرد تشکیل شده، هم از گروه‌ها و هم کلیت جامعه! به عبارتی، هم هستی فردی، هم هستی گروهی و جامعه‌ای داریم. وقتی تنها هستی فردی دنبال شود خواه‌ ناخواه به تعارض برخورد می‌کنند. چون جامعه و گروه‌های اجتماعی نسبت به این موضوع، واکنش نشان می‌دهند. این در بهترین حالت است. ضمن اینکه این حق بشر با مفهوم نژادپرستی توأم شده است؛ یعنی در واقع کسانی که امروز حاکم هستند یک نوع نژادگرایی و نژادپرستی را دنبال می‌کنند. نکته دوم اینکه بر حسب این نژادگرایی و نژادپرستی‌شان نگاه تبعیض‌آمیز دارند. آن‌جایی که پای دیگران به میان می‌آید می‌توانند به راحتی حق را پایمال کنند. برای نمونه ما می‌بینیم که چه توجیه حق بشری دارد جنایت‌های آمریکا در افغانستان، سوریه، عراق و... چه توجیهی دفاع آمریکا و حقوق بشر از سیاست‌های صهیونیسم دارد. اینها به آن نگاه دوگانه‌ای که نسبت به حق بشر وجود دارد، برمی‌گردد. علاوه بر آن مشکلات فلسفی که اشاره شد نگاه دوگانه آنها حکایت از نوعی منفعت‌طلبی نژادپرستارانه است؛ به هر حال شاید در ظاهر هم بگویند ما نژادپرست نیستیم و در بوق و کرنا هم بکنند که نژادپرستی امر ناپسندی است. آن‌چیزی که برای ما ملاک داوری است، واقعیت‌هاست. ضمن اینکه اینها هرچیزی را که در فضای جغرافیایی خاص‌شان قرار بگیرد در واقع توجیه می‌کنند. ممکن است که حق بشر را هم در این موقعیت‌ها پاس بدارند، اما خارج از مرز جغرافیایی خودشان نادیده بگیرند. سؤال اینجاست اگر حق بشر یک مفهوم عام است دیگر در واقع خود و دیگری ندارد. دیگر آمریکا و غیر از آمریکا ندارد. معلوم می‌شود که بیشتر یک حربه سیاسی است و پشت آن منافع قدرت‌طلبانه آمریکا نهفته است.
 
ضمن تبیین شاخصه‌های میان حقوق بشر غربی و اسلامی یک مقایسه‌ای داشته‌ باشید و بگویید چرا آمریکا تمام توان خود را به کار گرفته تا این حقوق بشر اسلامی حتی در بین کشورهای اسلامی طرح نشود و به تعبیری پا نگیرد؟

اگر حقوق بشر اسلامی را خوب تعریف کنیم؛ یعنی هم به آن مبانی توجیهی متافیزیکال توجه داشته باشیم و هم سه‌گانه غایت، ذات و خدا را مدنظر قرار دهیم و هم با نگاه جامع به حق توجه کنیم. یعنی تجلی گروهی، جامعه‌ای و فردی داشته باشیم و هم توجه به حق معنویت و حق گروه‌ها داشته باشیم و ضمناًً از یک انترناسیونالیسم هم پرهیز کنیم. یعنی قرار نیست به اسم حقوق بشر اسلامی مثل امپراتو‌ری عثمانی یا امپراتوری عرب و... رخ بدهد که عرب و عجم و ترک و غیرترک بشود. همه کشورها باید بسته به آن باورهای ملی‌شان در این حقوق بشر اسلامی جایگاه داشته باشند. اگر همه شرایط و لوازم حقوق بشر اسلامی خوب مطرح بشود مسلم است که با حقوق بشر ناتوان و ترک‌خورده و بی‌ریشه غرب چالش خواهد داشت. چون منافع و نیازهای بیشتری را تأمین کرده و دربرمی‌گیرد. این منفعتی که صرفاًً به معیشت و لذت و قدرت تقلیل پیدا کرده را به چالش می‌کشد. اینها فهمیده‌اند که حقوق بشر اسلامی اگر در کلیت خودش با همه شرایطی که اشاره شد مطرح بشود اولین کاری که انجام می‌دهد به چالش کشیده شدن این نگاه تقلیل‌گرایانه و لذت‌گرایانه حقوق بشر آمریکایی است و آن منافع خودش را در آن تعریف پیش ‌برده است. بنابراین طبیعی است که بتواند واکنش نشان بدهد؛ واکنش آنها عمدتاًً اقتصادی است، اما دلالت‌های سیاسی و فرهنگی دارد. واکنش و عمل ما عمدتاًً فرهنگی است که حالا دلالت‌های اقتصادی و سیاسی هم دارد، آنها چون در بُن‌مایه‌های خود صرفاًً اقتصادی هستند، مسائل سیاسی و فرهنگی، فرع هستند. اما چون بُن‌مایه‌های ما بیشتر اخلاقی و فرهنگی و معنوی است، مسائل اقتصادی و سیاسی فرع هستند. خیلی باید دقت کنیم! تفاوت ما با آمریکا در همین نگرش فرهنگی ما و اقتصادی غرب است. قرار نیست ما جا پای آمریکا بگذاریم. قرار نیست صدور انقلاب‌مان مسیر‌ سیاسی، اقتصادی و نظامی را طی کند، در حالی که صدور انقلاب ما باید فرهنگی و معنوی باشد. در حالی که وقتی آنها در کشورهای دیگر جای پا باز می‌کنند برای رهایی از بن‌بست‌ها و تضادهای درونی و در جهت منافع ‌اقتصادی خود حرکت می‌کنند.
 
به دنبال آن تناقض گفتمانی در مبانی فکری و عملکرد در صحنه اجتماعی چگونه آمریکا توانسته خود را حامی بشر و محور حقوق بشر جا بیندازد؟

این یک جوک است؛ باور کنید کسی آمریکا را محور حقوق بشر نمی‌شناسد و در واقع با توجه به قدرت شبکه‌ای و رسانه‌ای‌اش این طور در جهان القا می‌‌کند. کسی قبول ندارد و فکر نکنید به راحتی اروپایی‌ها زیر سایه آمریکایی‌ها می‌روند و حرکت می‌کنند، اصلاًً این طور نیست. فقط به دلیل اینکه فعلاًً قدرت، امکانات و فرصت‌هایی که آمریکا دارد، مواقعی حرف‌های‌شان به کرسی می‌نشیند. اصلاًً این طوری نیست که آنها راضی بشوند که کاملاًً آمریکا را پرچمدار حقوق بشر بدانند؛ یعنی فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها، اتریشی‌ها گفته‌اند! این یک تصور نادرستی است که بعضاًً القا می‌شود. اصلاًً این چنین نیست. اگر از سران و مردم کشورهای اروپایی نظرخواهی هم بکنید اصلاًً راضی نیستند زیر چتر کسی بروند که آن شخص یا کشور آمریکا باشد. به نظر من این تصور اصلاًً تصور صحیحی نیست و تقابل‌هایی که با آمریکا می‌شود خودش را نشان می‌دهد. شما نگاه کنید فرانسه، انگلیس و تمام کشورها باورهای ملی خودشان را دارند. در یک نشستی که در دانمارک برگزار شد؛ من آن موقع نماینده مجلس بودم، یکی از متولیان برپایی این نشست در صحبت‌هایش توهینی به ایران کرد و من غذا نخوردم. ایشان از من سؤال کرد چرا غذا نمی‌خورید؟ گفتم شما که ایران می‌آیید ما از شما پذیرایی می‌کنیم، ولی اینجا شما در مقابل بنده به وطنم توهین می‌کنید. گفت من عذرخواهی بکنم شما ناهار می‌خورید! عذرخواهی کرد و بعد گفت این حقوق بشری که نوشته شده براساس تجربه غرب بوده است و اصلاًً در آن به تجربه‌ای از شرق اشاره نشده و من حق را به شما می‌دهم. این حقوق بشر براساس تجربه تاریخی غرب است و نه شرق! یعنی عده‌ای خاص آمدند و این را نوشتند؛ یعنی همه کشورها در تنظیم حقوق بشر سهم نداشتند.