فضای عمومی کشور تهی از معنویت‌گرایی و اخلاق شده است


یک جامعه‌شناس درباره علل گرایش جوانان به کتاب‌هایی با موضوع موفقیت گفت: نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟ نسل جدید از چه بهره‌مند می‌شود، آن ابعاد عرفانی و ملکوتی و اخلاق کجاست و باید کجا ببیند؟
 
به گزارش فارس، بیشتر افراد تمایل دارند که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنند. آن‌ها برای خود اهدافی را معین می‌کنند و برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند، اما سؤالی که می‌توان در این زمینه مطرح کرد، این است که اصلاً موفقیت چیست؟ اینکه موفقیت در اذهان مردم معنای متفاوتی دارد، یکی موفقیت را رسیدن به ثروت، دیگری رسیدن به آرامش یا رسیدن به فلان درجه علمی می‌داند، در این میان کتاب‌های مختلفی برای راهنمایی و خط‌دهی به عموم جامعه برای رسیدن سریع‌تر و آسان به این مرحله در بازار نشر وجود دارد، برای بررسی جامعه‌شناسی این موضوع که این گونه کتاب‌ها چرا با استقبال عموم مواجه می‌شوند با عماد افروغ نویسنده و جامعه‌شناس گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

به نیازهای عاطفی و معنوی نسل جدید توجه نکردیم

بعضی از کتاب‌های روانشناسی که وارد بازار شده است طرفداران زیادی دارد از جمله کتاب‌هایی که راه‌های کوتاهی را برای موفقیت بیشتر، پولدار شدن، رسیدن به آرامش معرفی می‌کنند یا معنویت‌های نو را تبلیغ می‌کنند و عمدتاً ترجمه‌ای هستند، علت استقبال مردم را در چه می‌بینید؟ یکی از دلیل‌هایش این نیست که ما به ازای اسلامی نداریم یا اینکه نوع علاقه‌مندی مردم تغییر کرده است؟

آنچه که من می‌توانم بیان کنم با فرض بر اینکه این آمارها، آمارهای درستی است و بر این موضع، خودم هم شواهد به اندازه کافی دارم که بنا به دلایلی که بنا به نظر من قابل توجیه و قابل قبول هم نیستند، ما آنطور که باید و شاید به نیازهای عاطفی و معنوی نسل جدید توجه نکردیم، آن چیزی که مشهود است این است که فضای عمومی کشور به ویژه فضای رسمی که به هر حال بخشی از وظیفه ارضای نیازی عرفانی و معنوی نسل جدید بر عهده اوست، بیش از حد سیاست‌زده و اقتصادزده شده است و مایه تاسف است و در واقع این هیچ نسبتی نه با فرهنگ و هویت ما دارد، نه با انقلاب اسلامی دارد، نه با عطش‌ها و نیازهای جامعه ما دارد.

 فضای عمومی کشور بیش از حد سیاست‌­زده و اقتصاد‌زده است

یک شکاف فزاینده و عمیقی بین عرصه رسمی و عرصه مدنی است که سال‌هاست که رخ داده و روز به روز هم در حال افزایش است و برای آن هیچ فکری هم نمی‌شود، چون کسانی که می‌خواهند یک فکری کنند و باید فکر هم کنند، خودشان غرق در سیاست‌زدگی و اقتصادزدگی هستند، وقتی از آنهایی که انتظار رفتار اخلاقی و معنوی می‌رود، اینگونه نسبت به وظیفه اخلاقی و معنوی خودشان غافل می‌شوند و در حکومتی که انتظاراتی از صاحبان قدرت است و این انتظارات برآورده نمی‌شود یا باید افراد توجیه‌‌گر وضع موجود شوند و خودشان را منطبق با شرایط حاکم کنند که آنها هم سیاست‌زده و اقتصادزده شوند، یک عده‌ای اینطور می‌شوند و می‌خواهند مقاومت کنند و نمی‌خواهند گرفتار این فضای حاکم شوند.

 نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟

چه می‌کنند؟ به طور طبیعی نیازهای عرفانی و معنوی خودشان را ارضاء می‌کنند، گرایشی به این کتاب‌ها از خودشان نشان می‌دهند و این هم عمدتاً باید مربوط به نسل جوان باشد، چون نسلِ میانسال ما و مِسن‌تر ما، لذایذ عرفانی و معنوی و اسلامی را چشیدند و انقلاب کردند، اصلاً قوۀ محرکشان همان ابعاد اخلاقی و معنوی بود، آنها را چشیدند، نسل جدید در جمهوری اسلامی چه می‌بیند؟ نسل جدید از چه بهره‌مند می‌شود، آن ابعاد عرفانی و ملکوتی و اخلاق کجاست و باید کجا ببیند؟

من چون با خودم عهد بستم که زیاد مصاحبه نکنم و وارد مقولاتی نشوم که به آن باور دارم، ولی به نظر من جای ورود دارد، ولی چون گوش شنوایی ندارد، یک نمونه‌اش را می‌گویم، شما فقط مناظرات انتخاباتی ما را ببیند، از هیچ منظری برخی ابعادش قابل توجیه نبود، یک پراگماتیسم و یک ماکیاولیسم متأسفانه سیاسی و مذهبی بر آن حاکم بود، نه از منظر یک عقل سیاسی و شأن نظارتی قابل توجیه نبود و نه به لحاظ آن بیان گفتاری و آن چیزهایی که در لحظه اتفاق می‌افتاد.

 باید به جوان خوراک داد، خوراکی که سنگین نباشد

این یک واقعیتی است و سال‌ها هم گفته شده و مدام هم بحث می‌کنند، مثلاً در رسانه‌ها می‌گویند عرفان‌های نوظهور یا شبه‌عرفان و امثال ذلک، اینها نیازی را دارند برآورده می‌کنند؛ یعنی یک نیازی است که اقبالی هم دارد، آن نیاز را شما درک کنید و خودتان پاسخ بدهید، آن هم با عرفان و معنویت ریشه‌دار و عمیقی که ما در جهان اسلام سراغ داریم و بعضاً اینها ریشه شاید در سنت هم نداشته باشد، یک چیزهایی است که به نظر می‌رسد، یک شب خلق می‌شوند و شاید هم بیشتر اهداف سیاسی و اقتصادی داشته باشند، اما جوان ما که این چیزها را درک نمی‌کند، باید به او خوراک داد و خوراکی که آن خوراک هم سنگین نباشد، برخی از متون ما اینقدر سنگین‌ هستند که شاید فقط نویسنده آن را فهم می‌کند باید ساده و روان گفت و نیاز را سنجید و متناسب با مخاطب سعی کرد یک فهم روانی از آن نیازهای عاطفی هم فهم کنیم و هم پاسخ بدهیم.

 نهادهای مسئول، توجیه‌­گر وضع موجود یا غوطه‌­ور در وضع موجود هستند

راهکار شما چیست؟ آیا منابعی در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها وجود ندارد و ما هنوز باید به سیستم ترجمه روی بیاوریم؟

بحث من اصلاً دانشگاه و حوزه نیست، در واقع بحث فراتر از این حرفهاست، می‌گوید معلمان ما هم باید آموزش ببینند، حوزویان ما و دانشگاهیان ما هم باید آموزش ببینند، مشکل ما اینجاست که این نهادهایی که توقعی از آنها می‌‌شود، آنها خودشان یا توجیه‌‌گر وضع موجود یا غوطه‌ور در وضع موجود هستند؛ یعنی آنها فراموش کردند، به هر حال رسالت تاریخی که بر دوش آنها گذاشته شده و القاعده بایستی به آن رسالت توجه کنند آن را کنار گذاشتند؛ یعنی مساله و درد ما همین است، آنها در کورس رقابت اقتصادی و سیاسی افتادند و توجیه‌‌گرند؛ یعنی مقاومتی نمی‌کنند و حرکت جدیدی را آغاز نمی‌کنند، بیشتر دنبال تحقق همان شاخص‌هایی هستند که نظام رسمی برای آنها تعریف کردند، یعنی متاسفانه آنها مقاومتی نمی‌کنند، نه تنها مقاومتی نمی‌کنند، بلکه به اصطلاح به صورتی شتابان در این مسیر افتادند و این مسیر را دارند تئوریزه می‌کنند.
 
باید بگردیم تک ­درختان بیابان را پیدا کنیم و به آنها رجوع کنیم

عاملیتی نمی‌بینم، همه اینها برمی‌گردد به همین فقدان عاملیت، عاملیت یعنی توجه به خلاقیت‌های فردی، توجه به خودآگاهی، توجه به منِ فردی، مگر می‌شود بحث عرفان به میان بیاید، بحث معنویت به میان بیاید، بحث خلاقیت و شهود و فردیت و عاملیت به میان نیاید؟! و این عاملیت یک تقابلی با ساختارها دارد، حالا ساختارهای سیاسی و ساختارهای اقتصادی که امروزه سیاست‌زده شده و سیاست‌زدگی و اقتصادزدگی را دارد توجیه می‌کنند باید مقابله کنند، ما مقابله‌ای نمی‌بینیم، از دلِ این مقابله‌هاست که معنویت و عرفان زاده می‌شود، هنرورزی زاده می‌شود، ما اینها را نمی‌بینیم، چه باید کرد؟ باید دست نیاز به سوی کسانی که در عرصه مدنی دلمشغولی‌ها و دلسوزی‌هایی دارند، دراز کرد، کسانی که شخص هستند و جریانی هم ندارند و سازمانی هم ندارند؛ یعنی کسانی هستند که باید بگردیم، اینها تک درختان بیابان هستند، تک‌درختان بیابان را پیدا کنیم و به آنها رجوع کنیم، نیازهایمان را با آنها در میان بگذاریم، شاید آنها چاره‌اندیشی کنند!

وگرنه الان در نهادهای رسمی خودمان چیزی نمی‌بینم، مگر هرازگاهی یک جرقه‌ای ایجاد شود و الا اصل اینکه جوان ما دنبال نیاز عرفانی‌اش برود خوب است؛ یعنی این را باید به فال نیک گرفت، منتها مسأله ما این است که چرا ما خودمان نتوانیم خوراکی را تأمین کنیم و حالا این خوراک باید توسط چه کسانی و با چه انگیزه و هدفی نوشته شود که به دل بنشیند؟
 
آن چیزی که در کشور وجود ندارد، همان فرهنگ­‌گرایی، اخلاق‌گرایی و معنویت‌­گرایی است

متاسفانه ما این وضع کشور را چه به لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مقبول نمی‌دانم، این هم مربوط به این دولت و آن دولت نیست، متاسفانه هر وقت می‌خواهیم یک مصاحبه‌ای کنیم باید بگوییم این مربوط به این دولت آن دولت نیست، چون فضا سیاست‌زده است، ما باید بتوانیم راحت حرفهایمان را بگوییم، نمی‌توانیم راحت حرفهایمان را بگوییم، از هر منظری نگاه کنیم می‌بینیم متاسفانه یک گیرهایی وجود دارد، تنگناها و موانعی وجود دارد که راحت نمی‌شود صحبت کرد، حالا این یک مقوله است، مقولات دیگری در کل احساس می‌‌کنم، آن چیزی که در کشور وجود ندارد، همان فرهنگ‌گرایی، اخلاق‌گرایی و معنویت‌گرایی است، اینکه نباشد شما دیگر انواع و اقسام مشکلات را شما باید شاهد باشید.

چرا نیست؟

بینید کجا این مشکل وجود دارد، من به حکومت‌داری کشور اعتراض دارم، نوع حکومتداری کشور منظورم از صدر تا ذیل است، هر از چندگاهی یک جرقه‌ای زده می‌شود. ما قرار نیست شاهد جرقه‌ای باشیم، ما قرار است یک امر متراکم و ساختاری را شاهد باشیم که کلاً جهت به معرفت و معنویت خدا بدهد، یعنی انسان‌ها را به سمت معرفت خدا، اخلاق و معنویت هدایت کند، الان متأسفانه اسیر آلات سیاسی و اقتصادی هستیم، اینها وقتی درست می‌شود که ما مصلحت را کنار بگذاریم، بیش از حد مصلحت‌اندیش و تقلیل‌گرا شدیم، تقلیل‌گرا یعنی آمدیم اهداف متعالی را تقلیل به اهداف جزیی و روزمره دادیم، باید اینها را بشکنیم که یک جرأت می‌خواهد. 


مصاف گفتمان انقلاب با نظام سرمایه داری دستاوردهای بسیاری دارد


نماینده سابق مجلس گفت: باید اختلافات داخلی را همانطور که سیره امام(ره) بود چماق کنیم و بر سر آمریکای متجاوز بکوبیم.

عماد افروغ کارشناس مسایل سیاسی در گفتگو با خبرنگار مهر، پیرامون موضع بایسته ما در مقابل تحریم آمریکا و بحث برجام، اظهار داشت: به هر حال برجام اتفاق افتاده و مذاکره ای صورت گرفته است. مذاکره ای که کم و بیش مورد تایید مقامات عالی هم قرار دارد. کشورهای مختلفی آمدند و در مذاکرات موسوم به برجام نقش آفرینی کردند و حالا به معاهده ای به نام برجام شناخته شده است.

وی ادامه داد: الان هم که دست آمریکا به عنوان کشوری که بر سر عهد خود نمی ایستد، عهدشکنی می کند، با ابزارهای مختلف سعی می کند پایه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خودش را محکم کند و گسترش دهد، رو شده و فروپاشی بلوک شرق هم به این فرایند توسعه طلبانه دامن زده است.

نباید هدف ابزاری هسته ای، هدف محوری و غایی که وحدت کلمه است را تحت الشعاع قرار دهد

این کارشناس مسایل سیاسی با بیان اینکه اتفاقاتی رخ داده و به هر حال جریاناتی دست به دست هم داده که امر بر آمریکا و سبک زندگی دون مایه سرمایه داری مشتبه شده است، تاکید کرد: به هر حال نباید فراموش کنیم که مهمترین موضع مان باید همدلی و وحدت باشد و پشت مذاکره کنندگان هسته ای خودمان را خالی نکنیم. ممکن است نقدهایی هم داشته باشیم. نقدهایی که در فرمایشات رهبری هم بود اما همان رهبری که نقدهایی را متوجه برخی کم کاری ها و کاستی های برجام می کنند، حمایت هم کرده اند. نشود که یک هدف ابزاری هسته ای یک هدف محوری و غایی که وحدت کلمه باشد را تحت الشعاع قرار دهد.

افروغ اضافه کرد: الان باید بیشتر به آن حمایت توجه کنیم و اختلافات داخلی را همانطور که سیره امام(ره) بود چماق کنیم و بر سر آمریکای متجاوز بکوبیم. از زمانی که ترامپ روی کار آمده است شاخ گاو دموکراسی سرمایه سالار آمریکایی عیان شده است که می تواند پیامد مثبت و منفی داشته باشد.

وی درباره وجهه مثبت و منفی این موضوع، توضیح داد: مثبت از این نظر که واقعیت هایی در آمریکا برای برخی روشن نبود اما الان روشن شده است؛ منفی برای اینکه باید هوشیار باشیم که امروز زمام امور تا آن جا که به آمریکا مربوط می شود در اختیار یک گاو شاخدار است و در برابر گاو شاخدار باید حکیمانه و عاقلانه برخورد کرد.

این استاد دانشگاه درباره لزوم کنار گذاشتن اختلافات داخلی، تاکید کرد: حکمت و عقلانیت ما اقتضا می کند اختلافات داخلی را کنار بگذاریم. باید همدلی کنیم، وحدت داشته باشیم و از اهرم های داخلی و خارجی که موجب تقویت وحدت می شود استفاده کنیم.

افروغ گفت: بالاخره مصافی بین نظام سرمایه داری توسعه طلبانه و لیبرال دموکراسی به سبک آمریکایی که در بهترین حالت و به قیمت ذبح عدالت و نوع دوستی بر لذت گرایی و ابعاد جسمانی و دنیایی بشر توجه دارد و گفتمان انقلاب اسلامی و عدالت خواهان عالم که علاوه بر ابعاد مادی و جسمانی انسان به ابعاد معنوی و اخروی و عدالت خواهانه انسان هم توجه دارند در حال رخ دادن است.

وی با بیان اینکه باید خیلی مراقب باشیم که این مصاف، که باید حکیمانه و عزت مدارانه از طرف ما دنبال شود شکل دیگری پیدا نکند، تصریح کرد: نباید کاری کرد که این مساله به مصاف خودمان با خودمان و با سایر ادیان تبدیل و تفسیر شود؛ آمریکا خیلی سعی می کند برای لیبرال دموکراسی یک لباس دینی بدوزد.

کارشناس مسایل سیاسی افزود: با حفظ تمام راه کارهای حکیمانه و قانونی برای جلوگیری از سخت افزارانه شدن مصاف مزبور، پیش بینی بنده این است که مصاف مزبور دستاوردهای زیادی در کوتاه مدت و بلند مدت برای ما خواهد داشت. انسجام و وحدت ما بازسازی خواهد شد، آرایش قدرت جهانی بهم خواهد ریخت. قدرت نرم و سخت ایران به رخ کشیده خواهد شد و آمریکا به دلیل تضادهای فراوان ذاتی و سیاست های شهوانی و شیطانی و ضد بشری و غیر الهی اش لطمات زیادی خواهد دید.

باید مدام بر طبل نقض برجام از سوی آمریکا بکوبیم

افروع خاطرنشان کرد: به هر حال شرایط اقتضا می کند پشت مسئولان هسته ای خود را خالی نکنیم و مدام بر طبل نقض برجام از سوی آمریکا بکوبیم، مراقب باشیم نقد ها به بهای وحدت شکنی صورت نگیرد. می توان تندترین نقدها را به وجهی سازنده و وحدت زا طرح کرد. مساله امروز ما وحدت است نه تفرقه. آمریکایی که سرشار از تضاد درونی و درحال ترکیدن است با این دگرسازی ها و مصاف ها به دنبال فرافکنی تضادها و آرامش و رهایی مقطعی از این تضادهاست.

وی اظهار داشت: حال آنکه راه حل اساسی در تغییر نظام سرمایه داری است، نه فرافکن کردن تضادهای آن. ایستادگی درست در برابر این فرافکنی ها گامی اساسی در فروپاشی نظام سرمایه داری است. مقوله مصاف آمریکا و ایران را باید فراتر از منافع ملی دو کشور دانست. این یک مصاف فکری_ معرفتی و تاریخی و دو گفتمان است که به آن اشاره شد.

 کارشناس مسایل سیاسی در ادامه بیان کرد: وقتی قرار است اتفاق بزرگی رخ دهد حتماً با یک مصاف رخ می دهد. اما چگونه با این مصاف مواجهه داشته باشیم که با آسیب کمتری روبرو شویم؟ اولا از تمام قابلیت ها و ظرفیت های قدرت نرم خود استفاده کنیم که متاسفانه تاکنون نکرده ایم، ثانیاً اقدام غیر حکیمانه ای نکنیم که بهانه ای دست کسی دهیم. اما فرض کنید ما تمام اقداماتمان را انجام دادیم و تمام تدابیر حکیمانه مان را هم اتخاذ کردیم اما طرف مقابل ما جری تر شد، چه باید کرد؟ آیا باید دست های مان را بالا ببریم؟ به تعبیر شهید مدرس حالا که قرار است بمیریم چرا با دست های خودمان؟ باید محکم بایستیم، دفاع جانانه کنیم و توی دهن متجاوزی بکوبیم که ریشه و تاریخ و فرهنگ ندارد و سرشار از تضاد درونی و بیرونی و رو به اضمحلال است.

افروغ در پایان خاطرنشان کرد: آمریکا اگر حداقل عقل سیاسی داشته باشد باید سیاست های شیطانی خود را در خصوص برجام به اسم نقض برجام از سوی ما دنبال کند. ما باید تا آن جا که امکان دارد این حربه را از او بگیریم. تا آن جا که امکان دارد از وحدت رویه اعضاء برجام علیه خود جلوگیری کنیم، اما نه به قیمت معامله بر سر اهداف اصلی و گفتمانی خود و اگر امر دائر بر خروجمان از برجام باشد باز هم به دلیل نقض برجام از سوی طرف یا طرف های مقابلمان باشد.


سه شنبه 17 مرداد 1396

رسالت خبرنگار

نوع مطلب :مقالات ،

رسالت خبرنگار


یادداشت عماد افروغ در روزنامه ابتکار:
 
در رسالت و جایگاه خبرنگار به مثابه یک عنصر آگاهی‌بخش، روشنفکر، یک پیشرو و پیشگام اجتماعی در انتقال بسیاری از واقعیت‌ها تردیدی نیست. یادمان نرود که یک خبرنگار در وهله اول بایسته است که زبان بی‌زبان‌ها و صدای بی‌صداها باشد و بازتاب‌دهنده واقعیات اجتماعی در راستای تحقق نیازها و خواسته‌های واقعی مردم باشد. زیرا نسبتی وثیق بین خبرنگار و خبرنگاری و حقیقت وجود دارد. این ردا و لباس زیبنده هر کسی نیست. زیبنده سیاست‌بازان حرفه‌ای و نان‌ به نرخ روزخورهای متداول و متاسفانه جاری در مملکت نیست. یک خبرنگار کار انبیایی می‌کنند و انبیاء دل مشغولی حقیقت را دارند و برای پاداش دست به قلم نمی‌برد و دغدغه مال، ثروت و قدرت بیشتر و زندگی باری و بادی به هر جهت را ندارند. همچنین خبرنگاران مانند انبیاء در ازای پاداش دست به قلم نمی‌برند؛ می‌سوزند و پرتوافشانی می‌کنند تا از پرتو این سوزش و پرتوافشانی دیگران به خواسته‌ها و نیازهای واقعی‌شان برسند. خبرنگاری که برای خوشایند کسی، جناحی و گروهی و رسیدن به منفعتی دست به قلم می‌برد و حق و باطل را در هم می‌آمیزد حتی اگر به اهداف خود هم برسد، زیبنده آن نیست که به او خبرنگار بگوییم.

خبرنگار بیش از آنکه دل مشغولی انتقال اخباری باشد که دیگران تولید کرده‌اند، خود به تولید خبر می‌پردازد. خبرنگار سر در داخل هر مکانی و مرکزی که ممکن است اتفاقی در آن رخ دهد که دانستنش برای مردم واجب است، می‌کند و واقعیت‌هایی را افشا می‌کند؛ به هر هزینه‌ای و قیمتی که بوده باشد.

اما متاسفانه باید گفت، مدت‌هاست که هر چه جلوتر آمدیم خبرنگاران ما از ساحت واقعی، روشنفکری و فراجناحی بودن خودشان فاصله گرفته‌اند و به شدت سیاسی و جناحی شده‌اند. اصل طلایی اخلاق را فراموش کرده‌اند و آنچه برای طرف مقابل زشت یا زیبا بود برای طرف خودشان برعکس بود. آنچه برای دیگری زشت بود برای خودشان زیبا بود و آنچه برای دیگران زیبا بود برای خودشان زشت بود.

حالا سال‌هاست که روزنامه نگاران وارد بازی‌های زشت سیاست‌زدگی و اقتصاد‌زدگی شدند و جایگاه تعالی‌بخش فرهنگی و روشنفکری خود را فراموش کرده‌اند. این فراموشی با هر توجیهی که بوده باشد ناموجه است. نه توجیه اقتصادی برمی‌دارد و نه توجیه سیاسی و نه توجیه معیشت. زیرا یا نباید وارد این کسوت شد یا اگر وارد شدیم باید به قیودات و الزاماتش تن دهیم. باید در نظر داشته باشیم که هرگاه در یک بازی زشت غیراخلاقی و غیر روشنفکری قرار گرفتیم، رهایش کنیم و به سراغ جایی برویم که بتوان روشنفکری کرد و نان به نرخ روز نخورد. خبرنگاران باید با خود تکرار کنند که این جایگاه متعالی، مقدس و رهایی‌بخش است. به میزانی که از واقعیت رهایی‌بخشی و آگاه بخشی دور شویم جامعه هم از رهایی‌بخشی و آگاهی بخشی و از آن جایگاه واقعی خودش دور می‌شود. بی‌شک بخشی از واقعیات تلخ جامعه ما که کم هم نیست، معلول دور شدن خبرنگار از رسالت واقعی خودش است. به هم میزانی که بر این باوریم که اتفاقات زشت جامعه معلول بی‌توجهی اصحاب فرهنگ به جایگاه فرهنگی خودشان است، چون خبرنگاران را هم وابسته به قشر فرهنگی جامعه و وابسته به عرصه فرهنگی می‌دانیم، طبیعی است که معتقد شویم بخشی از آسیب‌ها و زشتی‌های جامعه معلول بی‌توجهی خبرنگاران به رسالت فرهنگی و روشنفکری آنان
است. پس بی‌راه نیست اگر در کل این تفکر ایجاد شود که برخی از وقایع تلخ اجتماعی ما مانند اعتیاد، فقر، بیکاری، فساد و امثالهم، ریشه در دور شدن خبرنگاران از رسالت واقعی و اجتماعی خود است. اگر قرار باشد خبرنگار با ذره‌بین به دنبال زشتی‌های جامعه بگردد و آنها را بازگو و منعکس کند از همین صحبت آخر باید کمال بهره را ببرد و با خود انتقادی اگر به این نتیجه رسید که تا حدودی از وظایف فرهنگی و روشنفکری خود فاصله بگیرد، تجدیدنظری در احوال و منش خویش کند با این امید که ان‌شاءالله اتفاق مبارکی در جامعه ما رخ دهد و شاهد تغییر جهت آسیب‌ها و زشتی‌های اجتماعی به سوی سلامتی و بهبود اجتماعی باشیم. 


چهارشنبه 11 مرداد 1396

تجلیل از 40 سال جهاد علمی

نوع مطلب :مقالات ،

تجلیل از 40 سال جهاد علمی


روزنامه فرهیختگان: عماد افروغ دکتری جامعه‌شناسی خود را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرد و به‌عنوان هیات‌علمی این دانشگاه مشغول به تدریس شد. در سال 82 به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی رفت و در آنجا فعالیت علمی خود را پی گرفت اما چندی است از جرگه هیات‌علمی دانشگاه خارج شده و بیشتر وقت خود را به تحقیق و تالیف اختصاص داده است. افروغ در کارنامه فعالیت‌های اجتماعی خود در انتخابات مجلس هفتم کاندیدا و به‌عنوان نماینده وارد مجلس شورای اسلامی شد اما در دور بعد با بیان اینکه حضور نداشتن در مجلس مفید‌تر است، از کاندیداتوری دوباره خودداری کرد. نظریه عماد افروغ در تبیین انقلاب اسلامی به‌عنوان یک انقلاب صدرایی از نکات برجسته اندیشه اوست.

آیین نکوداشت عماد افروغ با حضور چهره‌های علمی، فرهنگی و سیاسی ازجمله مهدی گلشنی رئیس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، حمید پارسانیا استاد دانشگاه تهران و سیدطه مرقاتی استاد دانشگاه به همراه علی مطهری، محمدباقر قالیباف، احمد توکلی و فرشته طائرپور تهیه‌کننده سینما در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

 
در جست‌وجوی حقیقت

حمید پارسانیا، استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه این مراسم با اشاره به مکاتب حاکم بر علوم انسانی ازجمله پوزیتیویسم، تفصیلی و انتقادی در مورد عماد افروغ عنوان کرد: «افروغ به دلیل حضورش در انگلستان با همه این رویکردها آشنا بود. اما ایشان به دنبال حقیقت بود و به این رویکردها بسنده نکرد. ایشان پرچم رئالیسم انتقادی را برافراشت و همچنان بر آن استوار است. رئالیسم انتقادی برای حقیقت جایگاه ویژه‌ای قائل است و با نگاه اسلامی سازگار است و زاویه نگاه دقیق ایشان را نشان می‌دهد. حق‌گویی ایشان و ایستادن پای موضع حق نیز از محاسن دیگر ایشان است.»

 
صریح و صادق

در ادامه این نشست سید‌طه مرقانی در سخنانی در مورد شخصیت افروغ گفت: «افروغ ویژگی‌هایی دارد که او را از سایرین متمایز می‌کند. اولین ویژگی ایشان ایمان و صدق در گفتار و کردار است. یکی دیگر از ویژگی‌های افروغ صراحت‌لهجه است. ایشان همواره حرف حق را بدون هیچ تسامحی می‌گوید؛ مسائل را صریح و بدون لفافه عنوان می‌کند و تاثیرش را در مخاطب می‌گذارد. همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: همواره سخن حق را بگویید؛ حتی اگر به ضررتان باشد.»

 
مثل افروغ کم داریم

مهدی گلشنی در ابتدا با بیان اینکه مثل افروغ در جامعه ما کم وجود دارد به نقد افروغ به جریان انحرافی علم و فرهنگ در کتاب «نهاد علم» اشاره کرد و در مورد آسیب‌شناسی فضای آکادمیک کشور گفت: «اگر از دانشجویان در ایران بپرسید برای چه مطالعه می‌کنید و درس می‌خوانید به شما خواهند گفت برای داشتن شغل و درآمد و از آن نوری که گفته‌اند «علم نور است» هیچ خبری نیست.»

گلشنی با اشاره به اینکه اکنون پوزیتیویسم در غرب کنار رفته اما در ایران حاکم است، اضافه کرد: «اتفاقات مهمی در غرب رخ داده که اینجا انعکاس پیدا نمی‌کند و فقط انحرافات آنها انعکاس پیدا می‌کند. خبرنگار «سی‌ان‌ان» آمده بود در ایران و می‌گفت تهران آمریکایی‌ترین شهر دنیاست و در ایرانیان تناقض می‌بینم. علت عقب‌افتادگی‌های ما فرهنگی است. از ابتدای انقلاب تاکنون دولت‌ها برای فرهنگ ارزشی قائل نبوده‌اند. نهادهای فرهنگی و استادان دانشگاه‌های ما برای فرهنگ آشفته امروزی فکری نمی‌کنند.»

 
پروژه ناثنویت‌گرایی

در ادامه این نشست عماد افروغ به ایراد سخنرانی پرداخت. افروغ با اشاره به اینکه پس از خروج از دانشگاه اکنون با فراغ‌بال بیشتری به فلسفه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی پرداخته است در مورد پروژه فکری خود گفت: «چندی است نفی رویکرد ثنویت‌گرایی را دنبال کرده‌ام و در واقع می‌توان به آن گفت ناثنویت‌گرایی. امروز دنیا اسیر دوگانه‌نگری‌هاست. وقتی این شد وحدت از بین می‌رود و فقط تفاوت اهمیت پیدا می‌کند.»

این نظریه‌پرداز اجتماعی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه فرهنگ ما به سیاست و اقتصاد تقلیل پیدا کرده و همه چیز ازجمله علم و فرهنگ کالایی شده است، اضافه کرد: «مشکل اصلی ما فرهنگ است. اگر اقتصاد و سیاست‌مان خراب است چون فرهنگ‌مان خراب است. نیروهای فرهنگی ما تفکیک سیاسی شده‌اند. درحالی که فرهنگیان باید به سیاسیون یاد بدهند که همه چیز تقسیم‌بندی‌های سیاسی نیست و می‌توان مشترکات را پیدا و پیوند ایجاد کرد. قرار ما در انقلاب چیز دیگری بود. امروز فقط بدی‌ها را می‌بینیم. راه دیدن خوبی‌ها گفت‌وگو است.»

افروغ در پایان با بیان اینکه وقتی به گفتمان انقلاب می‌نگرم نشاط می‌یابم و وقتی به واقعیات می‌نگرم افسرده می‌شوم، گفت: «امروز ما به وحدتی اصولی برای اصلاحی سازنده نیاز داریم.»
 


مجلس نکوداشت استادی که مدافع نقد و گفت و گو است


روزنامه ایران: مراسم نکوداشت عماد افروغ 8 مرداد ماه به همت فرهنگسرای اندیشه در محل این فرهنگسرا برگزار شد.

دکتر عماد افروغ، استاد دانشگاه در زمینه فلسفه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی دارای دیدگاه‌های قابل تأملی است ،اما افروغ در کنار فعالیت‌های دانشگاهی و فکری در عرصه اجتماع و سیاست نیز حضور فعالی داشته است و در مجلس هفتم نمایندگی مردم تهران، ری و شمیرانات را در کارنامه خود دارد، هر چند  وی از سال 88 از فعالیت‌های سیاسی انصراف داد و صرفاً به امور دانشگاهی متمرکز شد. به این اعتبار، می‌توان برای افروغ دو وجهه آکادمیک و سیاسی- اجتماعی قائل شد؛ این ویژگی او را می‌توان بخوبی در چینش میهمانانی که برای پاسداشت او در مراسم گرد هم آمده بودند، دید؛ از اهالی حوزه و دانشگاه گرفته تا اهالی هنر و سیاست از جناح‌های مختلف جمع شده بودند تا مقام این استاد را ارج نهند. از جمله این میهمانان می‌توان به محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، فرشته طائرپور، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس، احمد توکلی، رئیس پیشین مرکز پژوهش‌های مجلس و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، مهدی گلشنی، مدیر گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، حمید پارسانیا، عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و... اشاره کرد. گفتنی است که در این مراسم، از چهار عنوان کتاب دکتر افروغ با عناوین «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد دوم)»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد سوم)» و «نگرش منظومه‌ای و دیالکتیکی به سینما در دفاع از سینمای اجتماعی» رونمایی شد.

اما در این نشست، بیشتر بر مشی سیاسی افروغ تمرکز شد و کمتر منش فکری وی مورد تأمل قرار گرفت. با این حال، دکتر علی مطهری که چهره‌ای سیاسی شناخته می‌شود در سخنرانی خود بیشتر به وجوه فکری افروغ متمرکز شد. وی حضور خود در این مراسم را نزدیکی آرای دکتر افروغ با شهید مطهری خواند و معتقد است  افروغ در برخی  دیدگاه‌های خود حتی از شهید مطهری ملهم بوده است.وی در این راستا، به نقاط مشترکی که میان دیدگاه‌های افروغ و شهید مطهری در کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» وجود دارد، اشاره کرد و معتقد است  تأکید افروغ بر آسیب کمیت‌گرایی در نظام آموزشی، عدم ارتباط علوم ما با مسائل اجتماع، سنجش علوم‌انسانی با معیارهای علوم تجربی (این مورد بخوبی در چینش شورای عالی انقلاب فرهنگی مشهود است)، تأکید بر تکامل علوم‌اسلامی با بهره‌گیری از علوم‌انسانی جدید و... از جمله این نقاط اشتراک است. وی همچنین دیدگاه افروغ در خصوص تمایز قائل شدن میان عقل و علم را نیز از دیگر قرابت‌های دیدگاه افروغ با شهید مطهری عنوان کرد و معتقد است که بیش از آنکه به مقوله علم اهمیت دهیم باید به مقوله عقل اهمیت داد، چراکه چه بسا عالم‌هایی که عاقل نیستند و عاقل‌هایی که عالم نیستند.

حمید پارسانیا هم از دیگر میهمانانی بود که تا حدی بر منش آکادمیک و فکری دکتر افروغ متمرکز شد، وی افروغ را یک «رئالیست انتقادی» خواند که برای حقیقت جایگاه والایی قائل است و در این راستا، مواردی از این حقیقت‌گویی را برشمرد.دکتر مهدی گلشنی نیز با تأملی بر کتاب «نقد نهاد علم در ایران» نکاتی را در خصوص وضعیت نهاد علم ارائه کرد. به زعم او، این جریان در کشور ما بیشتر جریانی انحرافی به نظر می‌رسد و گویی ما برداشت درستی از آن نداریم و در این راستا پرسید: «علم در کشور ما، برای چه چیزی دنبال می‌شود؟ فهم آثار صنع الهی؟ یا کسب قدرت و ثروت؟» وی هیچ یک از این دو مورد را هدف علم‌آموزی ندانست و تأکید کرد  برداشت از علم، بیشتر رسیدن به پول و شغل است و نیز علم برای ما، دو محصول اساسی نداشته است؛ نخست مرز شکافی در علم و دوم رفع نیازهای ملی و معتقد است  باید برای رسیدن به این دو مهم تلاش کنیم.

اما در قسمت پایانی این مراسم، دکتر افروغ به‌عنوان سخنران پایانی حاضر شد و در بحث خود از دو آسیبِ «سیاسی شدن اصحاب فرهنگ» و «کالایی شدن علم» سخن گفت. به زعم او، فرهنگ جایگاه خود را از دست داده است و انسان‌ها قربانی نهادهایی شده‌اند که خود ساخته‌اند و در این راستا، بر «ضرورت گفت‌ و گو» برای برون‌رفت از این مسائل تأکید نهاد.


سه شنبه 10 مرداد 1396

گفت و گو؛ توصیه افروغ به همه گروه ها

نوع مطلب :مقالات ،

گفت و گو؛ توصیه افروغ به همه گروه ها


روزنامه ایران: عصر یکشنبه در فرهنگسرای اندیشه، محمد باقر قالیباف که این روزها پیشنهاد «خود انتقادی» او به جوانان انقلابی بحث برانگیز شده است، از چهره‌ای تقدیر کرد، که 12 سال پیش و در دوران اوج قدرت اصولگرایان، پرچم«نقد درون گفتمانی» یا خود انتقادی را بالا برده بود. قالیباف در حالی بعد از تجربیات شکست اصولگرایان در انتخابات مختلف از ضرورت انداختن طرحی نو در این مجموعه سیاسی سخن گفته است که همفکران او در طول سال‌های گذشته به انزارها و تأکیدات عماد افروغ بر ضرورت خودانتقادی توجهی نکردند و البته به تعبیر علی مطهری آسیب‌های زیادی هم دیدند. گوشه‌هایی از این توجه دادن‌های افروغ در مراسم نکوداشت و رونمایی از 4 عنوان کتاب وی دیروز به نمایش درآمد آنجا که بخش‌هایی از نطق‌های وی در مجلس هفتم و برخی سخنانش در برنامه‌های سیما پخش شد و به طرز قابل تأملی با بحث‌های این روزهای جریان اصولگرایی پیوند و این همانی برقرار می‌کرد. بی‌توجهی‌ها در نهایت اگر چه عماد افروغ را مجاب کرد که از عرصه سیاست کنار بکشد، اما دغدغه‌های عمدتاً فرهنگی او حول گفتمان انقلاب اسلامی بعدها سبب شد که او بتدریج از عرصه رسمی هم دوری کند و به گفته خود  زودتر از موعد مقرر از دانشگاه بازنشسته شود. با این حال او در طول این سال‌ها کنج عزلت برنگزیده و اگر چه منتقد وضع موجود بوده، اما بی‌تفاوتی پیشه نکرده است. گوشه‌ای از دلمشغولی‌ها و نتایج مطالعات و تحقیقات او در مراسم یکشنبه در قالب 4 عنوان کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد دوم)»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد سوم)» و «نگرش منظومه‌ای و دیالکتیکی به سینما در دفاع از سینمای اجتماعی» رونمایی شد.

علی مطهری در گفت و گو با «ایران»:

برخی اصولگرایان متنبه شده اند

علی مطهری نایب رئیس مجلس میهمان ویژه مراسم نکوداشت دکتر عماد افروغ بود. او به همراه چهره‌هایی همچون عماد افروغ و محمد  خوش چهره از سالها پیش منتقد برخی رفتارها و مواضع اصولگرایان بوده است. در حاشیه این مراسم و در پاسخ به این سؤال که اصولگرایان چرا در سال‌های گذشته به انتقادات این طیف توجه نکرده و حالا دم از خودانتقادی و نواصولگرایی می‌زنند؟ گفت: آقای افروغ و خود من از سال‌ها پیش‌تر می‌گفتیم که اصولگرایان باید تجدید نظری در اصول خود انجام دهند.
به گفته مطهری، اصولگرایان برداشت‌های اشتباهی از خیلی اصول داشتند و حالا همان حرف‌های گذشته ما را می‌زنند. یعنی دیر متوجه شدند و آسیب‌های زیادی هم دیدند. نماینده تهران در مجلس افزود: ما از ابتدا این حرفها را می‌زدیم که بالاخره نباید عقل را تعطیل کرد. اما آنها اصولگرایی را به این معنا گرفته بودند که عقل تعطیل می‌شود و از اصل ولایت فقیه و مسأله حفظ نظام هم برداشت‌های نادرستی داشتند. ما بارها این حرف‌ها را زدیم اما گوش شنوایی نبود. حالا کم کم دارند به این حرف‌ها می‌رسند. مطهری در پاسخ به این سؤال که آیا طرح خودانتقادی و نواصولگرایی مطرح شده ممکن است منجر به تحولاتی در اردوگاه اصولگرایان شود؟ گفت: بعضی از اصولگرایان متنبه شده و احساس می‌کنند باید اصلاحاتی در افکار و اعمالشان انجام دهند.


عماد افروغ، این چهره علمی و فرهنگی در سخنانی یادآور شد که در طول سال‌های گذشته فعالیت‌هایش را در قالب‌های مختلفی دنبال کرده و این روزها بیشتر تمرکزش روی حوزه فلسفه علوم اجتماعی و هرازگاهی هم جامعه شناسی فرهنگ است. او با اشاره به اینکه از سال 86 به صورت ارادی خود را از دانشگاه بازنشسته کرده، خطاب به همقطارانش گفت: «فکر نکنید اگر در عرصه رسمی نباشید دیگر اقبالی به شما نمی‌شود.»
 افروغ حرف اصلی خود در طول این سال ها را نفی دوگانه انگاری‌ها دانست و تأکید کرد که ما امروز اسیر همین دوگانه انگاری‌ها هستیم با یک جهات خاص. به گفته وی وقتی اصل بر دوگانه نگری شد، وحدت از بین می‌رود و تفاوت اصالت پیدا می‌کند. از همین منظر بود که وی     سیاست زدگی و کالایی شدن همه چیز را مشکل اساسی دانست و توضیح داد که اعتیاد، فقر، فحشا و... قربانیان نه سیاسیون بلکه فرهنگی‌ها هستند چرا که آنها رسالت خود را فراموش کرده و سیاسی شده‌اند. نیروهای فرهنگی که باید وحدت بخش باشند امروز استحکام بخش تفکیک و جدایی شده‌اند.
افروغ اگر چه در تقسیم ‌بندی‌های مرسوم سیاسی در جرگه اصولگرایان محسوب می‌شود اما دغدغه‌ها و کنش‌های فکری و سیاسی او همواره فراتر از این دسته ‌بندی‌ها بوده است. او دیروز خود نیز یادآوری کرد  که با همه گروه‌ها بوده است و برخلاف تصورات بیرونی بین این گروه‌های مختلف سیاسی و فکری اشتراکات فراوانی دیده است. اشتراکاتی در بدی‌ها و خوبی‌ها. اما از آنجا که حجابی جلوی چشمان ما را گرفته نتوانسته‌ایم خوبی‌های همدیگر را ببینیم. افروغ راه اصلی دیدن خوبی‌های همدیگر، را «گفت‌و‌گو» دانست و البته تشریح ملزومات و مقومات آن را به مجالی دیگر موکول کرد.
  سخنان افروغ با این جملات به پایان رسید: «مواجهه من با انقلاب اسلامی همراه با درهم تنیدگی نشاط و افسردگی است، به گفتمانش می‌نگرم شاد می‌شوم به واقعیاتش می‌نگرم افسرده می‌شوم. رهایش می‌کنم بی‌تفاوت می‌شوم و با توجیه دلخوش می‌شوم. خودمان را به فراموشی زده‌ایم و به توجیهات مختلف دل خوش کرده‌ایم. در بهترین حالت نگران از بدتر شدن وضع موجود هستیم. با خودمان صادق نیستیم و فکر می‌کنیم این وضع روحی‌مان دوام می‌آورد. به امید وحدت و همدلی از دست رفته یا کم رنگ شده، امید به وحدتی اصولی برای اصلاحی سازنده.»

دکتر گلشنی: برداشت ما از علم درست نیست

در میان سخنان میهمانان این برنامه، اظهارات کوتاه دکتر مهدی گلشنی استاد دانشگاه و پژوهشگر قابل تأمل‌تر بود آنجا که تأکید داشت برداشت ما از علم درست نیست و با تداوم این مسیر معلوم نیست به کدام ناکجاآباد خواهیم رفت. وی با تمجید از شخصیت و رویکرد آزادمنشانه و انتقادی عماد افروغ، گفت: «هم جریان علم و هم جریان فرهنگ دچار انحراف شده و برداشت ما از علم درست نیست.»
این استاد دانشگاه به گزارش خبرنگار «سی‌ان‌ان» از سفر به ایران اشاره کرد که گفته بود تهران امریکایی‌ترین شهری است که دیده. همین ادعا را خبرنگار- عکاس فرانسوی هم بعد از سفر به تهران بیان کرده و گفته است که از یک طرف بیلبوردهای تهران مزین به تصویرهایی از اوباما و شمر و یزید در کنار هم است و همزمان تمام آثار و زندگی در تهران مثل امریکاست. به اعتقاد او علت بسیاری از عقب ماندگی‌های ما بی‌توجهی به فرهنگ است؛ «متأسفانه از ابتدای انقلاب دولت‌های ما برای فرهنگ ارزشی قائل نبودند. دانشگاه‌های ما‌شأن نداشتند می‌توانید نسبت افزایش بودجه وزارت علوم را با دیگر وزارتخانه‌ها مقایسه کنید و نکته مهم دیگر این است که نه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه وزارت علوم به این فرهنگ آشفته که نه شرقی است نه غربی است و نه اسلامی توجه ندارند و رصد نمی‌کنند.» گلشنی تأکید کرد که اگر این بی‌توجهی‌ها ادامه یابد با مشکلات بسیاری روبه رو خواهیم شد.


تجلیل از فعالیت علمی و فرهنگی دکتر عماد افروغ


پایگاه اظلاع رسانی شورای فرهنگ عمومی: دکتر موالی زاده دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور در ابتدای برگزاری اولین جلسه کارگروه اخلاق عمومی که به ریاست دکتر عماد افروغ در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی تشکیل گردید، از فعالیت های علمی و فرهنگی ایشان تجلیل نمود.

دبیر شورای فرهنگ عمومی ضمن تشکر از مسوولین برگزاری مراسم نکوداشت دکتر افروغ که روز گذشته در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد، اظهار داشت: شفافیت در گفتار و رفتار یکی از ویژگی های ممتاز ایشان است و یکی از خصوصیات پسندیده دکتر افروغ که هر فردی را جذب می­ نماید تواضع، فروتنی و خلق و خوی پسندیده ایشان است.

در ادامه دکتر موالی زاده ضمن تقدیم هدیه فرهنگی، به نمایندگی از دکتر سید رضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیام ایشان را که از زبان همه اعضای شورای فرهنگ عمومی است، خطاب به دکتر افروغ قرائت نمودند. در پیام آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

فرهیخه ارجمند جناب آقای دکتر عماد افروغ

باسلام

برکسی پوشیده نیست که ایران اسلامی این مهد فرازمند فرهنگ و تمدن در طول نزدیک به چهار دهه گذشته از غنای علمی و فرهنگی ممتازی برخوردار گشته است در این میان نقش خردورزان مؤمنی که همواره دغدغه بالندگی فکری و رشد معنوی جامعه را داشته و در این راه مجاهدت کرده اند کاملاً روشن می باشد. بی شک جنابعالی در زمره مجموعه ارزشمند تلاش گران نهضت علمی و فرهنگی کشور در این دوره باشکوه بوده اید. این جانب لازم می دانم که از تلاش های صادقانه و مؤثر جنابعالی در عرصه علم و فرهنگ صمیمانه تشکر و قدردانی کرده توفیق روزافزون شما را در جهت گسترش مرزهای دانش و رشد معنوی جامعه از درگاه خداوند منان مسألت می نمایم.

سید رضا صالحی امیری

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی


سه شنبه 10 مرداد 1396

افروغ فصل آخر کتاب من است

نوع مطلب :مقالات ،

 افروغ فصل آخر کتاب من است


نکوداشت دکتر افروغ در تاریخ هشتم مرداد 1396 در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد و به لطف ایشان بنده نیز در تکریم مقام ایشان و عمری ممارست در راه حق متنی را هدیه نمودم.  محمد آقاسی

افروغ فصل آخر کتاب من است

اول-کوچک که بودم یا زمانی که حتی کودک بودم و مادرم دستم را می‏ گرفت و می‏ برد برای خریدن کتاب یا امانت گرفتن از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، عادت داشتم صفحه آخر کتاب را باز کنم و ببینیم، یعنی هم روی جلد برایم مهم بود و هم صفحه آخر و صفحه آخر بیشتر. در نوجوانی و تاکنون هم این عادت را حفظ کردم. انگار فصل آخر، صفحه آخر و سطر آخر و حتی کلمه «تمّت»، آغاز حرف نویسنده است. نمی‏ دانم هول بودم یا عجول و یا در فرهنگی که «شاهنامه آخرش خوش است» - که بعدها فهمیدم نبود- بزرگ شده ‏ام که این طورم، امّا آخر کار برایم مهم‏تر است و این بار هم از آخر شروع می‏ کنم که «افروغ فصل آخر کتاب من است».

 دوم- اصلاً مرا چه به نویسندگی، امّا خاطرات را می‏ توانم بگویم و بنویسم. آنقدر شعر فاضل نظری را خواندم که «مستی نه از پیاله، نه از خم شروع شد/ از جاده سه شنبه شب قم شروع شد» که چرخ تقدیر، مرا به قم کشاند، درست پس از یک عمره مفرده در بحبوحۀ سال 1388 و مهر و مهربانی ستودنی حضرت پارسانیا، مشوق این تصمیم بود. شعر محقق شد و نه فقط سه شنبه ها که سه روز در هفته، یکسال و نیم، میان تهران و قم و بالعکس سفرم آغاز شد. سفری که از ترم دوم «سه‏ شنبه‏ هایش» را با دکتر افروغ به تهران باز می‏ گشتم و طعم مستی علم و دانش را اگر فاضل بودم به شعر می‏ سراییدم و شاید همان‏وقت بود که فهمیدم «افروغ، فصل آخر کتاب من است».

 سوم- در جاده قم دیگر او فقط «فضا و نابرابری اجتماعی» و«جهانی شدن» که در کتابخانه جهاد دانشگاهی واحد تهران خوانده بودم، نبود. «گفت و گوهای سیاسی» بود و از «حقوق شهروندی» می‏ گفت و «عدالت». بارها بر سر «هویت ایرانی» بحث می‏ کردیم و از «فرهنگ شناسی و حقوق فرهنگی». اینها در حالی بود که او استاد «روش» بود «در علوم اجتماعی» و البته «با رویکردی رئالیستی»، بی ‏شک «گفتارهای» او تمام «انتقادی» بود. در همین آمد و شدها تصمیم آخر را گرفتم و بعد از یک مجادله طولانی در کلاس، «بر سر یک موضوع مهم و علی‏ رغم تندی استادانه ‏اش از او خواستم تا استاد راهنمای پایان نامه‏ ام شود. از من پرسید که «از بحث ناراحت نشدی؟» و من که در کلاس اش جسورتر شده بودم گفتم «شما استادید و احترامتان واجب، امّا حرفتان را قبول ندارم». لبخندی زد و پیشانی‏ ام را بوسید. آن جا هنوز نمی‏دانستم که «افروغ، فصل آخر کتاب من است»

 چهارم- به حق باید او را شاگرد پرور بدانم. برای پایان نامه بیش از من وقت گذاشت و حتی غلط‏های املائی و ویرایشی را هم از نظر دور نمی‏ داشت. در خانه‏ اش بر روی زمین نشستیم و چون دانش آموز کلاس اوّل بحث می کردم. بحث حکمت متعالیه بود و سخت و طاقت فرسا. هر چند قرار بود از «دوئالیسم» و «ثنویت گرایی» دور شویم و نقد کنیم، امّا همه بحث‏های دیگر هم مطرح می‏شد از جمله «دیالکتیک صدرایی» و نیز بحث هایی جدی پیرامون سینما که البته سال‏ها بعد، تمام گفته‏ هایش به صورت کتابی وزین منتشر شد. و این انتشار هم تاکیدی بر این بود که «افروغ، فصل آخر کتاب من است».

 پنجم- اگر بنا باشد این سبک نوشتن را ادامه دهم باید چند جلد کتاب «فریادهای خاموش» بنویسم. البته که این کار من نیست. این هم یکی از کارهای متفاوت اوست که نه روز نگاشت است و هم روز نگاشت است. در حقیقت او «خاطره» نمی‏ نویسد، بلکه نقش بر «خاطره» می‏ زند، چرا که فقط از اتفاقات روزمره نمی‏ گوید از نظر یک انسان که در ساحت اندیشه می‏ زید به خودش، اطرافش، جامعه و کائنات می‏ نگرد، می‏ کاود و می‏ نگارد. از این روست که «روز نگاشت‏های تنهایی» کشکولی است چون «کشکول شیخ بهایی» و جنگ اندیشه است و سیاست، و جشن تعاطی افکار فرهنگی و اجتماعی و هنری. اگر روزی جلال آل‏ احمد و سبک و سیاق او در نگارش سفرنامه و زندگی نامه مطمح نظر بود و یا دیگرانی چون او، عماد افروغ «ژانر نوی روز نگاشت» را وارد عرصه علمی کرده است و از خاطرات و مخاطرات اندیشه روزانه می ‏نگارد و من هربار کتاب او را تورق می کنم باز به خاطر می آورم که «افروغ، فصل آخر کتاب من است».

 ششم- افروغ در روز نگاشت‏های تنهایی‏ اش از صلابت اندیشه، با شجاعت دفاع می ‏کند و به راستی فریاد می‏زند و عدالت را جستجو می‏کند. تردید ندارم که هر چند زمانه بالا بردن پرچم گفت و گوهاست و این شعار در سطح «لابی‏گری سیاسی» فرو کاسته می‏ شود و خیل عظیم دارندگان مدرک در میان دیواره‏ های تفّرد خویش مانده ‏اند، امّا او به راستی و درستی «گفت و گو» می‏کند؛ با خدای خویش، با خودش و با مردم‏ش نجوا دارد.

هر چند در «لفور» خلوت گزیده است، امّا در جهان اندیشه امروز، جلوت یافته است و بسیاری از سخنانش از این رو قابل طرح است و در بسیاری از آن، بی تردید وجوه متعدد نظریه‏ پردازی دیده می‏شود. آری، او کرسی ندارد امّا نظریه‏ پردازی می‏ کند، عِدّه و عُدّه ندارد، ولی می‏ نویسد و ترجمه می‏ کند و با نگرش نو و تازه به حکمت متعالیه پرداخته می‏ پردازد و از این روست که او را «نوصدرائی» می‏ دانم، پس نه فقط طریقت نو در نگارش روزانه‏ های زندگی که در اندیشیدن زندگی تازگی پیدا کرده است، و این امر در سه جلد کتاب او نیز حتی در سپیدی میان خط‏هایش قابل مشاهده است. مشی علمی او نشان داده که برج عاج برای خود نساخته و همین سه جلد گزارشی است از فعالیت‏های وجه انضمامی تفکر و اندیشه او و شاگرد کوچک او نیز گواهی است بر تلاش اجتماعی او، شاگردی که معتقد است «افروغ، فصل آخر کتاب من است».

 هفتم- در آخرین کلام، از آخرین مکالمه‏ ام در شب آخر هفته - یعنی جمعه- با او یاد کنم. در آخر دنیای خودم پاگذاشته بودم که دکتر تماس گرفت و مطابق لطف خویش به گفت و گو پرداختیم و از زمانه و زمینه‏ های به وجود آورنده آن سخن گفتیم. از نمادسازی‏های بیهوده و نابغه‏ سازی‏های گزاف و چوب حراج زدن بر اندیشه‏ ها و داشته ‏ها و «تمنّای ز غیر و بیگانه»، مکالمه‏ مان که تمام شد دیدم در جاده ‏ای قدم می‏زنم که به قبرستان روستای پدری ختم می ‏شود و جائی که پدربزرگم و اجدادم در آن آرمیده ‏اند و مقصود و مقصد نهایی مطلوب من نیز آنجاست.

با خودم گفتم که کسی که از مرگ هراسی ندارد و به غایت، امید و اندیشه دارد، می ‏تواند با شجاعت این‏گونه سخن بگوید و از هیچ بنی بشری نهراسد. این شعر از قیصر حقیقی شعر انقلاب اسلامی را زمزمه کردم که با غمزه اندیشگی گفته:

 

وقتی جهان

از ریشه جهنم

و آدم

از عدم

و سعی

از ریشه‏ های یأس می ‏آید

وقتی یک تفاوت ساده در حرف

کفتار را

به کفتر

تبدیل می‏ کند

باید به بی‏تفاوتی واژه ‏ها

و واژه ‏های بی ‏طرفی

مثل نان

دل بست

نان را

از هر طرف بخوانی

نان است!

وقتی به افروغ و مسیر رفته ‏اش و آتیه و آینده ‏اش می ‏اندیشم، دردمندی و دغدغه ‏مندی که به اندیشه ورزی رسیده است برایم زنده می‏ شود. اگر من نویسنده کتاب زندگی ام باشم خواهم گفت: «افروغ، فصل آخر کتاب زندگی من است».
 


دوشنبه 9 مرداد 1396

فرهنگ به سیاست و اقتصاد آلوده شده است

نوع مطلب :سخنرانی ،


فرهنگ به سیاست و اقتصاد آلوده شده است


عماد افروغ در رونمایی از چهار عنوان کتاب خود گفت: اصحاب فرهنگ، رسالت خود را فراموش کرده و سیاسی شده اند. فرهنگ ما تقلیل پیدا کرده به سیاست و اقتصاد. همه چیز حتی سیاست و فرهنگ و علم کالایی شده است. این درد است. اگر سیاست‌ و اقتصادمان خراب است، فرهنگمان خراب است. چهره فرهنگی ما باید با نگاه فرهنگی وارد سیاست شود نه اینکه به سیاست آلوده شود.

به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، آیین نکوداشت از عماد افروغ با حضور چهره‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی و هنری و رونمایی از چهار عنوان کتاب عصر یک­شنبه ۸ مرداد  در فرهنگ‌سرای اندیشه برگزار شد.

سخنران اول این نشست سجاد نوروزی رییس فرهنگ‌سرای اندیشه بود. وی ضمن عرض سلام و خیر مقدم گفت: امروز پاسداشت عقلانیت دینی، فرهنگی و آیینی ماست. پاسداشت سه دهه تلاش کسی که چراغی روشن کردند و کوششی آغاز کردند. توفیق داشتم ۱۱ سال در محضر ایشان کسب فیض کنم. شهادت می‌دهم در طول این سال‌ها ذره‌ای حب نفس در ایشان ندیدم. همواره دغدغه‌های کلان انقلابی و ملی و علمی داشتند. در وجه علمی هم بخش زیادی از دانشجویان که دغدغه علمی داشتند و ممکن بود به بیراهه روند را نجات دادند. برگزاری این نشست باعث خرسندی و خوشحالی ماست و امید است مقبول شان باشد و بابی باشد برای اینکه مستمر در این حوزه فعالیت کنیم.

در این مراسم حجت‌الاسلام سیدطه مرقاتی استاد دانشگاه گفت: دکتر افروغ ویژگی‌هایی دارد که او را از سایرین متمایز می‌کند که اولین ویژگی ایشان ایمان و صدق در گفتار و کردار است. ایشان مصداق بارز آیه شریفه «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصّادِقینَ» است و ما تقوای الهی، راستگویی و نیک‌اندیشی را در رفتار ایشان به‌وضوح مشاهده می‌کنیم.

وی افزود: ویژگی دیگر دکتر افروغ صراحت لهجه است. ایشان همواره حرف حق را بدون هیچ تسامحی می‌گوید؛ مسائل را صریح و بدون لفافه عنوان می‌کند و تأثیرش را در مخاطب می‌گذارد، همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «همواره سخن حق را بگویید؛ حتی اگر به‌ضررتان باشد».

حجت‌الاسلام مریجی رییس دانشگاه باقرالعلوم نیز به عنوان سخنران بعدی این آیین با اشاره به حدیثی از پیامبر اسلام بیان کرد: پیغمبر اکرم‌(ص) گفتند مرا (دین مرا) مثل قدح راکب قرار ندهید. بدون تعارف می‌گویم که امروز جامعه ما دین را اول کار، وسط کار و آخر کار قرار نمی‌دهند. از سال ۷۴-۷۵ افتخار شاگردی دکتر افروغ را داشتم و شهادت می‌دهم که از معدود افردای هستند که دین را اول کار، وسط کار و آخر کار قرار می‌دادند و این ویژگی را به ما نیز یاد دادند.

محمد آقاسی مدیر مرکز افکار سنجی جهاد دانشگاهی نیز به عنوان درد دل و دل نگاشته یک دانشجو متنی را که توصیف شناخت و رابطه با عماد افروغ نوشته بود، برای حاضران خواند.

طائر پور: افروغ همیشه حرف حق می‌زند

فرشته طائرپور تهیه‌کننده و کارگردان سینما نیز در این نشست با اشاره به حضور عماد افروغ در شورای نمایش فیلم‌های سینمایی گفت:  ما در دوره اغتشاش فرهنگی به سر می‌بریم. خیلی‌ها به سینه‌شان مدال فرهنگ و هنر نصب می‌کنند و می‌خواهند خود را به این خانواده منسوب کنند و خیلی‌ها نیز آنها را در این مسیر کمک می‌کنند.
چه آن کسی که «امام مقوایی» درست می‌کند و چه آن‌که فیلم سیاسی می‌سازد؛ چه آن‌که جلوی وزارت ارشاد قمه می‌کشد تا فیلمی را از پرده پایین بیاورد؛ چه فردی که با نیات مختلف از فیلمی دفاع می‌کند.

طائرپور افزود: عماد افروغ از چهره‌هایی است که هنوز از قلم قهر نکرده و در دنیایی که رسانه و کامپیوتر حرف اول را می‌زند، هنوز می‌نویسد.
ادبیات فاخر و تاثیر قلم ایشان تحسین‌برانگیز است. ایشان در شورای پروانه نمایش، درباره هر فیلمی حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارند؛ از قدرت دفاع خوبی برخوردار هستند و البته استعداد قانع‌شدن هم دارند. بین طیف‌های مختلف سیاسی و نگرش‌های مختلف، کم پیدا می‌شود کسی که با غیرت از حقیقت دفاع کند. ما سینمایی‌ها که با انواع آدم‌ها در ارتباط هستیم قدر آدم‌هایی که از حقیقت  دفاع می‌کنند را خوب می‌دانیم، کسانی که دنبال حقیقت هستند و نمی‌خواهند شما را درجه‌بندی کنند یا به یک طرز فکری خاص نسبت دهند.

این تهیه کننده سینما تصریح کرد: گفت‌وگو و تبادل افکار و نظریه کمک می‌کند به رشد جمعی و یک اتفاق خوب برسیم اما متاسفانه این موضوع امروز کمتر دیده می‌شود. سخنرانی‌های آتشین گروه‌های سیاسی را می‌شنویم و ته دلمان هم ذوق می‌کنیم ولی از صمیم قلب دوست داریم همه با هم به یک تعامل گفت‌وگو برسیم و رشد اجتماعی را رقم بزنیم.

وی با انتقاد از کسانی که در شرایط فعلی به خاطر مصلحت سکوت می‌کنند و حرف حق را نمی‌زنند، گفت: عماد افروغ اینگونه نیست و همیشه حقیقت را می‌گوید. امیدوارم امروز که شاهد حضور مختلف جناح‌های گوناگون هستیم شاهد یک آشتی و تعامل در سطح بزرگتر و کشوری باشیم. دوست داریم همه با هم متحد باشیم تا احساس ناامنی و سرگشتگی نکنیم. من به وجدان عماد افروغ تعظیم می‌کنم و امیدوارم این خصوصیت اکتسابی، مسری باشد و به دیگر دولتمردان ما نیز سرایت کند.
 
طائرپور بیان کرد: چنین انسان‌هایی بسیار کم پیدا می‌شوند. کسانی که هم می‌توان به راحتی با آنها حرف زد و هم به راحتی با دیگران حرف می‌زنند. ما باید قدردان چنین کسانی باشیم؛ چون وجود امثال دکتر افروغ، راه‌های بیشتری را پیش روی فرهنگ ما باز می‌کند.

توکلی: افروغ یک موسایی است

احمد توکلی نیز در سخنان کوتاهی در این مراسم گفت: حضرت موسی(ع) می‌گفت که دنبال خضر هستم، اگر صد سال طول بکشد و آخر نیز به خواست خود رسید. در داستان موسی و خضر خدا موسی را ملامت نمی‌کند بلکه تایید می‌کند چون او هر کجا عقل و شرع نمی‌پسندید اعتراض کرد و باید اعتراض می‌کرد و اصولا معترض به اموری که خلاف شرع و عقل است را نباید ملامت کرد. دکتر افروغ نیز به همین سو رفته و این موسایی بودن بر او مبارک است.

علی مطهری: تاکید افروغ بر پرورش تفکر به جای انباشت داده به دانش‌آموزان

علی مطهری در این نشست با تشکر از برگزاری چنین مراسمی برای عماد افروغ گفت: جدا از علاقه‌ای که به او داشتم و جدا از دلبستگی‌های او به شهید مطهری، از آنجایی که هر موقع از او برای حضور در مراسم شهید مطهری دعوت کردیم و باوجود هر شرایط بد اعم از کسالت، در مراسم حضور پیدا می‌کرد، من نیز وظیفه خود می‌دانستم در این مراسم حتما حضور داشته باشم.

نماینده مردم تهران سپس با اشاره به اینکه برای صحبت از شخصیت علمی باید به تمامی آثار او اشراف داشت به نکاتی که میان اندیشه شهید مطهری و افروغ مشابه هستند گریزی زد و گفت: در برخی از آثار و اندیشه‌های افروغ، الهامی نیز از اندیشه شهید مطهری دیده می‌شود. مثلا اینکه او درباره آینده علوم انسانی و سیستم آموزشی ما در کمیت‌گرایی تاکید دارد و همچون شهید مطهری معتقد است باید بیش از کمیت بر کیفیت تمرکز کنیم.

وی ادامه داد: همچنین با تاکید بر پرورش قوه‌تعقل و تفکر به جای انباشت داده به دانش‌آموزان از دیگر نکات مشترک نگاه‌های افروغ و شهید مطهری است. او نیز مثل شهید مطهری می‌گوید: هنر اصلی معلمی این است که تعقل دانش‌آموز را بیدار کند و تجزیه و تحلیل به آن بیاموزد.

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: مقوله علم و عقل منفک از یکدیگر هستند و نباید آنها را با هم اشتباه بگیریم چه بسا عالمانی که فاقد تعقل و نگاه عاقلانه هستند یا عاقلانی که حکیمانه به ماجرا نگاه می‌کنند و شاید علم چندانی نداشته باشند. حتی در این‌باره نیز حدیثی داریم که هم علم اکتسابی داریم و هم علم شکلی و عقلی و اینکه بدون وجود علم عقلی علم اکتسابی کارکردی نخواهد داشت.
 
وی افزود: شهید مطهری هم می‌گوید ملاک داشتن استادان زیاد و سال‌های طولانی آموزش نیست و باید فرصتی برای تفکر و تعقل و اندیشه‌ورزی وجود داشته باشد. درواقع دوره تلمذ و شاگردی باید دوران مشخص باشد و در پی آن فرد دنبال تفکر و تعقل فردی و شخصی برود.

علی مطهری سپس با اشاره به تفکیک علم و اجتماع در جامعه ما گفت: عدم بومی‌شدن علم و اتکا علم و اجتماع یکی از آسیب‌های ما در علوم است. اینکه علوم در کشور ما ارتباط مستقیمی با نیاز جامعه پیدا نکردند و رفع‌کننده نیاز آن نیستند. تشخیص علوم انسانی با اتکای علوم تجربی از دیگر مواردی است که هم عماد افروغ و هم شهید مطهری به آسیب‌های آن اشاره کردند. مساله‌ای که در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی نیز دیده می‌شود. افروغ نیز مانند شهید مطهری علوم انسانی غربی را نفی نمی‌کند اما معتقد است باید تعامل دوسویه میان استفاده ما از علوم انسانی غربی و انتقال نظریات و اندیشه‌های ما به غرب وجود داشته باشد.

این نماینده مجلس افزود: افروغ و شهید مطهری هر دو قائل به تکامل معارف اسلامی و لزوم تعامل آن با علوم انسانی جدید مثل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی هستند. این یک تبادل فرهنگی است که می‌تواند دستاورد قابل قبولی به وجود بیاورد و باعث شود مفاد معرفتی اسلامی برای جامعه امروز ملموس‌تر شود.

مطهری سپس قرون ابتدایی اسلام را نمونه‌ای از تعامل خوب برای دریافت دانش از دیگر کشورها دانست و گفت: در قرون ابتدایی اسلام نیز شاهد بودیم با اتکا به علم‌آموزی که رسول اکرم به آن تاکید داشت و فتوحاتی که مسلمانان به دست آورده بودند نکات مثبت علمی از کشورهای مختلف مانند هند، یونان و ایران تمدن فرهنگی قوی را پایه گذاشتند که قرن ۴ و ۵ هجری به اوج خود رسید.

وی تاکید کرد: اهمیت اخلاق و معنویت هر دو در اندیشه‌های عماد افروغ دیده می‌شود و او نیز مثل شهید مطهری به لزوم توجه به هر دوی اینها و به خصوص معنویت و اخلاق برای رسیدن به عدالت و آزادی تاکید داشت.

افروغ حقیقت را فدای مصلحت نکرد

این نماینده مجلس متذکر شد: ما عدالت سوسیالیستی - سرمایه‌داری نمی‌خواهیم چراکه با فطرت انسانی سازگار نیست و قوه ابداع و ابتکار را از بین می‌برد. عدالت اسلامی جامعه بدون تفویض نه بدون تفاوت پشتوانه رسیدن به چنین عدالتی نیز معنویت و اخلاق است که می‌تواند مردم را با میل و رغبت خود علاقه‌مند از بین بردن طبقاتی کند. اساسا از دید افروغ و شهید مطهری آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر نیست در غیر این صورت عده‌ای به خود تمام حق را می‌دهند و تنها دنبال منافع خود و طایفه‌شان هستند.

وی ادامه داد: یعنی اول باید از درون خود آزاد شویم تا آزادی انسانی را رقم بزنیم. افروغ نیز مثل شهید مطهری به خطر ظهور سکولاریسم اشاره می‌کند. شهید مطهری می‌گفت پس از انقلاب بهتر است روحانیون دنبال تصدی مناصب دولتی و اجرایی نروند و از نظریه‌پردازی غافل نگردند. حوزه و دانشگاه و  ولایت‌فقیه نیز از دیگر مباحث مورد اشاره افروغ و شهید مطهری است.

مطهری شخصیت عماد افروغ را قائل به چند جنبه دانست و گفت: شخصیت عماد افروغ هم جنبه اجتماعی دارد و هم علمی و وجودش در مجلس هفتم اتفاق مبارکی بود که جریان‌ساز شد هر چند فشارهای زیادی را تحمل کرد. اینکه افروغ حقیقت را فدای مصلحت نکرد و نمی‌کند جای تقدیر دارد و آرزوی توفیق بیشتری داریم و امیدواریم جامعه از اندیشه‌ها و تفکرات وی بیشتر بهره ببرد.

در ادامه همایش دکتر حمید پارسانیا به سخنرانی پرداخت. وی ضمن بیان اینکه صحبت از دوستی و رفاقت ایشان زمان بردار نیست، ارتباط و نزدیکی خود با افروغ را مربوط به سه دهه مستمر دانست و گفت: زمینه اصلی پیوند ما در حوزه علوم اجتماعی بوده است. سه مکتب حاکم بر علوم انسانی غرب، مکتب پوزیتیویستی، تفسیری و انتقادی است. آقای افروغ به دلیل حضورشان در انگلستان با همه این رویکردها آشنا بودند اما ایشان به دنبال حقیقت بودند و به این رویکردها بسنده نکردند. ایشان پرچم رئالیسم انتقادی را برافراشتند و همچنان بر آن استوار هستند. رئالیسم انتقادی برای حقیقت جایگاه ویژه‌ای قائل است و با نگاه اسلامی سازگار است و زاویه نگاه دقیق ایشان را نشان می دهد. حق گویی ایشان و ایستادن پای موضع حق نیز از محاسن دیگر ایشان است. شجاعت ایشان در دفاع از مسئله نیز از موارد دیگری است که می‌توان به خوبی برآن تاکید کرد.

در ادامه مهدی گلشنی با تشکر از فرهنگ‌سرای اندیشه برای برپایی این نشست گفت: مثل دکتر افروغ امروز در جامعه ما کم وجود دارد. حق ایشان است که همواره آزاد منشانه انتقاد کنند. در کتاب نقد نهاد علم ایشان نکته‌ای آمده که هم جریان علم و هم جریان فرهنگ در کشور ما انحرافی است و با این رویکرد به هیج جا نمی‌رسیم. دو برداشت از طبیعت در دنیای غرب و در اسلام همواره وجود داشته است. یکی طبیعت را از منظر پوزیتیویستی مطالعه می‌کند و دیگری طبیعت را صنع الهی می‌داند. امروز در دنیای غرب برداشت دیگری نیز از علم برای هدف ثروت و قدرت مطرح شده است. امروز در محیط علمی ما معلوم نیست که کدام یک از این سه رویکرد به علم را دنبال می‌کنیم.

تهران آمریکایی‌ترین شهر دنیاست
 
رئیس گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف افزود: اگر از دانشجویان ایران بپرسید برای چه مطالعه می‌کنید و درس می‌خوانید به شما خواهند گفت برای داشتن شغل و درآمد و از آن نوری که گفته اند «علم نور است» هیچ خبری نیست. امروز در کشورمان مرزشکافی در علم نداریم مثل ابن هیثم ها و ... که در تاریخ  مرزهای علم را جا به جا کرده اند. همچنین برداشتی از علم برای حل مشکلات ملی‌مان نداریم. پوزیتیویسم امروز در غرب کنار رفته است اما در ایران حاکم است. اتفاقات مهمی در غرب رخ داده که این جا انعکاس پیدا نمی‌کند و فقط انحرافات آن‌ها انعکاس پیدا می‌کند. خبرنگار سی ان ان آمده بود در ایران و می‌گفت تهران آمریکایی‌ترین شهر دنیاست و در ایرانیان تناقض می‌بینم. علت عقب افتادگی‌های ما فرهنگی است. از ابتدای انقلاب تاکنون دولت‌ها برای فرهنگ ارزشی قائل نبوده‌اند. نهادهای فرهنگی و استادان دانشگاه‌های ما برای فرهنگ آشفته امروزی فکری نمی‌کنند.

در ادامه آیین رونمایی از چهار کتاب عماد افروغ با عنوان‌های «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران / فریادهای خاموش روز نگاشت تنهایی جلد ۲/ فریادهای خاموش روز نگاشت تنهایی جلد۳ و نگرشی منظومه‌ای و دیالکتیک به سینما در دفاع از سینمای اجتماعی برگزار شد.

در پایان این نشست عماد افروغ به سخنرانی پرداخت. وی گفت: بابت حضور شما سروران ارجمند متشکرم. من این نکوداشت را نکوداشت شما عزیزان می‌دانم. نکوداشت کسانی می‌دانم که در سال‌های سخت هم نوا با برخی نشدند. جلسه امروز را نکوداشت حرف‌های خوبی که زده شد می‌دانم.  حرف هایی که به تدریج در حال دفن شدن اند.

افروغ با مرور کوتاهی بر فعالیت‌های علمی خود بیان کرد: در حوزه فلسفه علوم اجتماعی و نظریه‌پردازی جامعه شناسی در حوزه های شهری و نابرابری های اجتماعی، فلسفه  سیاست و انقلاب اسلامی و حوزه فرهنگ و مسائل چالش برانگیز روز متمرکز بوده ام. همیشه شعارم این بوده که باید مخاطب های مختلف داشت - آن را از قرآن آموخته ام- قرآن ژانر فراگیر چند ژانری یا ساخت فراگیر چند ساختی است که مخاطب واحد ندارد و فقط یک مضمون خاص ندارد. اما یک چیزی حاکم بر مضامین و قالب های متنوع‌ و متکثرش است. سعی کرده ام  در فعالیت های علمی ام قالب‌های متنوع داشته باشم. مصاحبه، یادداشت، گفت‌وگو، کتاب و... . عمدتا این روزها حوزه تمرکزم فلسفه علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی فرهنگ است.

وی افزود: همانطور که اشاره شد از سال ۸۸ عزلت گزین شدم و خودم را به صورت ارادی بازنشست کردم و با فراغ بال فعالیت‌هایم را تداوم بخشیدم. آثار من ازسال ۸۸ اوج بیشتری گرفت و مراکز متنوعی از من دعوت کرده اند. حرف اصلی‌ام در اینجا این است که رویکردی که داشتم طی سال‌ها به کمال رسیده است رویکرد نفی ثنویت‌گرایی یا ناثنویت‌گرایی و نفی دوگانگی‌های مختلف است. ۱۴ تا دوگانه‌نگری را زیر سوال بردم که بشر امروز با آن درگیر است. آن چه امروز اسیرش هستیم از همین دوگانه‌نگری با یک جهت خاص است. وقتی دوگانه نگری شد وحدت از بین می‌رود. تفاوت و فقط تفاوت اصالت پیدا می‌کند.
 
این جامعه شناس بیان کرد: حس می‌کنم در ایران جای خادم و مخدوم عوض شده و این به خاطر همان تقسیم کارهای افراطی است. خادم قرار است چه کسی باشد؟ قرار بود به مردم خدمت شود اما به خاطر تقسیم کارهای افراطی مردم خادم صنف‌های مختلف شدند. بلاهایی که سر ما آمده مانند فقر، فحشا و اعتیاد به خاطر جا به جا شدن خادم و مخدوم است. گرفتارهای اجتماعی قربانیان فرهنگیون هستند. اصحاب فرهنگ، رسالت خود را فراموش کردند و سیاسی شدند. فرهنگ ما تقلیل پیدا کرده به سیاست و اقتصاد. همه چیز حتی سیاست و فرهنگ و علم  کالایی شده است. این درد است. اگر  سیاست  و اقتصادمان خراب است، فرهنگمان خراب است. چهره فرهنگی ما باید با نگاه فرهنگی وارد سیاست شود نه اینکه به سیاست آلوده شود. متاسفانه  فرهنگ ما جایگاه خود را از دست داده. نیروهای فرهنگی ما که باید انسجام گرا باشند تفکیکی و استحکام بخش تفکیک شده اند.  تفکیک مربوط به گروه‌های اجتماعی و غیره است. به سیاستمداران باید یاد داد همه چیز دعوای سیاسی نیست. عناصر پیوند دهنده مشترک هم وجود دارد. ما رابطه دیالکتیک را فراموش کردیم. انسان‌ها قربانی نهادهایی شدند که خودشان درست کردند. بت هایی را می‌پرستند که خودشان تراشیدند. باید مردم را آگاه کرد که این درد اصلی ماست. با انقلاب قرار بود ما خدمتگزار شویم.

افروغ با انتقاد از سیاست زده شدن همه چیز گفت: درد دل اصلی امروز این است که سیاست زدگی و کالایی شدن همه چیز  از جمله علم و فرهنگ سکه رایج شده است و  اشتراکات جایگاهی و واقعی جای خود را به تفاوت‌های غیر جایگاهی و کاذب داده است. من با همه گروه‌ها بوده ام برخلاف تصورات بیرونی مشترکات زیادی وجود دارد، چه دربدی ها و چه  در خوبی ها. در بدی‌ها الگوهای رفتاری‌شان یکی است اما خوبی‌های زیادی دارند. راه اصلی دیدن این خوبی‌ها گفت‌وگو است. اینکه گفت‌وگو چه مولفه‌هایی دارد باشد برای وقتی دیگر.

وی در پایان تاکید کرد: مواجهه من با انقلاب اسلامی همراه با درهم تنیدگی نشاط و افسردگی است. به گفتمانش می‌نگرم، شاد می‌شوم. به واقعیات می‌نگرم افسرده می‌شوم. رهایش می‌کنم، بی تفاوت می‌شوم و با توجیه دلخوش می‌شوم. خودمان را به فراموشی زده‌ایم و به توضیحات مختلف دلخوش کرده‌ایم. در بهترین حالت نگران از بدتر شدن وضع موجود هستیم. با خودمان صادق نیستیم و گمان می‌کنید این وضع روحی دوام می‌آورد؟ به امید وحدت و همدلی از دست رفته  یا کم رنگ شده، به امید وحدتی اصولی برای اصلاحی اساسی.


چهارشنبه 4 مرداد 1396

آئین نکوداشت «عماد افروغ» برگزار می­‌شود

نوع مطلب :اخبار ،


آئین نکوداشت «عماد افروغ» برگزار می­‌شود


گروه جامعه: آئین نکوداشت عماد افروغ، نویسنده و جامعه شناس مطرح کشور در فرهنگ­سرای اندیشه برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگ­سرای اندیشه، سجاد نوروزی، مدیر این فرهنگسرای با بیان این خبر، گفت: آئین نکوداشت و رونمایی از چهار عنوان کتاب تازه منتشر شده عماد افروغ هشتم مردادماه، ساعت ۱۸ در آمفی تئاتر فرهنگ­سرای اندیشه برگزار می‌­شود.

وی افزود: قرار است در این برنامه که با حضور اهالی فرهنگ و دانشگاه برگزار می‌شود، از تلاش‌های چندین ساله عماد افروغ تجلیل شود. همچنین از  چهار عنوان کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد دوم)»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد سوم)» و «نگرش منظوم‌ه­ای و دیالتیکی به سینما در دفاع از سینمای اجتماعی» در این برنامه رونمایی می‌شود.

رئیس فرهنگ­سرای اندیشه به حضور چهره­‌های علمی و فرهنگی در این برنامه اشاره کرد و افزود: در این آئین نکوداشت چهره­‌هایی همچون علی مطهری، مهدی گلشنی، حمید پارسانیا، مریجی، فرشته طائرپور، صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنرانی می‌کنند.

وی در پایان به حضور عماد افروغ در عرصه علم و فرهنگ اشاره کرد و گفت: عماد افروغ بیش از سه دهه است که در عرصه علم و فرهنگ و سیاست کشور با تأکید بر ظرفیت انتقادی و تعالی‌گرایی گفتمان دینی و انقلابی در حال فعالیت­‌های مؤثری است و تقدیر از وی در حقیقت، تقدیر از سه دهه تلاش و جهد انقلابی برای تعالی و رشد فرهنگ ملی، دینی و انقلابی است.