ایرانیان قوم بحران هستند/ کسی که نگاه الهی دارد به کرونا به عنوان امتحان الهی می‌نگرد/ ای کاش دوران پساکرونایی ما نیز مثل دوران کرونایی باشد



شفقنا- دکتر عماد افروغ، جامعه شناس و استاد دانشگاه اظهار امیدواری کرد: آنچه که در شرایط کرونا به لحاظ روحی و اجتماعی رخ داد در دوران پسا کرونا نیز باقی بماند و بعد از از بین رفتن بیماری فراموش نکنیم که چه چیزهایی را احیا کردیم و چه مواردی زنده شد. محدودیت هایی ایجاد شد و خرید ما محدود شد و رفت و آمد ما محدود شد و سفر رفتن محدود شد ولی باب دعا و نیایش باز شد و خدا از نظر اجتماعی احیا شد و خانه و تعاملات درون خانواده مورد عنایت قرار گرفت و ارتباطات خانوادگی احیا شد. من همیشه می گویم ای کاش از آنچه که در شرایط بحرانی از آن برخوردار هستیم در سایر شرایط نیز بهره ببریم.

متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا با دکتر افروغ را می خوانید؟

_ بیماری کرونا بیشتر استان های ایران را در بر گرفته است. از طرفی با بحث توصیه ها و تاکیدات وزارت بهداشت روبرو هستیم و مسئولین عالی رتبه مرتبا به مردم اعلام می کنند در خانه بمانند و مسائل بهداشتی را رعایت کنند و از طرفی دیگر بعضا شاهد بروز برخی رفتارهای خاص و تند هستیم. اما در این میان رفتار شناسی مردم ایران در پاسخ به مساله ای همه گیر که با جان انسانها ارتباط دارد مهم است. بعضا مسائلی بداخلاقی مطرح می شود از جمله احتکار ها و یا نوع برخورد مردم با مردم در برخی از مناطق مثل مخالفت با بستری شدن بیماران کرونایی و یا حتی عدم اجازه برای دفن جنازه ای که بر اثر کرونا فوت شده بود و یا شکستن شیشه ماشین هایی که قصد سفر به شمال را داشتند. در مجموع آیا کرونا می تواند محکی برای سنجش رفتار های ملت ها از جمله مردم ما باشد؟ همچنین سنجش نوع رفتار حاکمیت با مردم و نوع ارتباطی که حاکمیت با مردم دارد. آیا بعد از گذشت شرایط کرونایی می توانیم شاهد نهادینه شدن برخی از رفتار ها در میان مردم باشیم؟کرونا چه تحولات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در آینده در جامعه ما بوجود خواهد آورد؟

اتفاقی که به لحاظ اجتماعی در اشاعه ویروس کرونا در ایران رخ داد بسیار شبیه به اتفاقاتی بود که در موضوع سیل و زلزله رخ داد

رفتار دولتمردان نسبت به  قضیه کرونا اعتماد زا تر بود

ایرانیان قوم بحران هستند

حرص و ولعی که در غرب رخ داده در ایرانیان شاهد نبودیم

ما شاهد ظهور و بروز وفاق ایرانیان بودیم، این اتفاق مبارک است

دو دیدگاه وجود دارد؛ یک نوع نگاه کلان و یک نگاه خرد وجود دارد. در دیدگاه جزءنگر ما بین انبوهی از داده ها گم می شویم و نمی توانیم تحلیلی تصویری و مقایسه ای و تاریخی از ماجرا داشته باشیم تا راه گشا باشد و ما را از فلاکت جزئی نگری نجات بدهد. اتفاقی که به لحاظ اجتماعی در اشاعه ویروس کرونا در ایران رخ داد بسیار شبیه به اتفاقاتی بود که در موضوع سیل و زلزله رخ داد. ما سوابق این چنینی را در دفاع مقدس و در انقلاب اسلامی داشتیم. من احساس می کنم ایرانیان امتحان خوبی پس داده اند، حتی رفتار دولتمردان نسبت به این قضیه بخصوص در مورد مسائل اقتصادی اعتماد زا تر بود. آنها با مردم روراست برخورد کرده اند. وزارت بهداشت و مسئولین مربوط با ستاد مبارزه با کرونا اطلاعات را صادقانه در اختیار مردم قرار می دهند و پرده پوشی وجود ندارد. همه این مسائل مبارک و اعتماد بخش است. ما همواره عقیده داشتیم چرا مردم را رازدار خود نمی دانید و واقعیت ها را کتمان می کنید درحالیکه باید با مردم روراست بود و زمینه را برای ایجاد اعتماد و مشارکت مردم فراهم کرد، در مورد کرونا این اتفاق افتاد. ایرانیان قوم بحران و قوم شرایط غیرعادی هستند. حرص و ولعی که در غرب رخ داده و ما شاهد آن هستیم در ایرانیان وجود ندارد ما شاهد ظهور و بروز وفاق ایرانیان بودیم، این اتفاق مبارک است.

_ ممکن است مصادیق آن را بفرمایید.

مردم ما امتحان خود را همواره در شرایط بحرانی پس داده اند

چرا اتفاقی که در شرایط بحرانی برای مردم ایران رخ می دهد در شرایط عادی رخ نمی دهد؟

اگر رفتار غیر عادی مردم و تجلی همبستگی در شرایط عادی دیده نمی شود ربطی به مردم ندارد

ما این موارد را می بینیم. مردم در کل توجه می کنند و متوجه هستند. من شهودا متوجه هستم که مردم مراقبت می کنند و خیابان ها در هر نقطه ای از شهر خلوت تر شده است و مردم فاصله ها را رعایت می کنند. هجومی که در غرب به سوپر مارکت ها و فروشگاه های بزرگ آمد در ایران نبود. مردم امتحان خود را همواره در شرایط بحرانی پس داده اند ولی یک سوال اساسی مطرح می شود چرا اتفاقی که در شرایط بحرانی برای مردم ایران رخ می دهد در شرایط عادی رخ نمی دهد و در شرایط عادی شاهد این همدلی و همبستگی نیستیم. این مساله به رفتار دولتمردان در شرایط عادی بر می گردد. من همواره بین دلیل و علت تمایزی قائل شده ام. دلیل به باید و نباید و ارزش ها و خواسته ها بر می گردد ولی علت به عوامل تغییر رفتار مردم بر می گردد. آیا ما می توانیم در کشور ایران منشا تاثیر و تاثر اصلی و از علت اصلی تغییر رفتار های مردم که دولتمردان باشد غافل شویم. اگر رفتار غیر عادی مردم و تجلی همبستگی در شرایط عادی دیده نمی شود ربطی به مردم ندارد. نمی خواهم بگویم در عرصه تاثیر و تاثرات فقط باید دولت ها را دید و ذی مدخل دانست و از مردم و گروهها و اقشار مختلف غافل شد ولی باید اولویت بندی بکنیم. 

اقلام کلان چگونه و کجا تولید می شوند و توسط چه کسانی در اختیار محتکران قرار می گیرند؟!

ما می گوییم مرگ بر محتکر ولی باید مرگ بر بسترساز محتکر را گفت

رفتار بخشی از دولتمردان و به طور خاص وزارت بهداشت و پرستاران ایثارگر و برخی از کادر درمانی و  افراد در نهادهای رسمی و غیر رسمی کار خوبی بود، چون اعتماد زا بود

سوال من این است که اقلام احتکار شده در کجا تولید می شود؟ کارخانجات به کجا وابسته هستند؟ دستگاه ها وابسته به کجا هستند؟ بحث من این است مردم کمک می کنند چرا مردم را نمی بینیم؟! اقلام کلان چگونه و کجا تولید می شوند و توسط چه کسانی در اختیار محتکران قرار می گیرند؟! ما می گوییم مرگ بر محتکر ولی باید مرگ بر بستر ساز محتکر را گفت. وزیر بهداشت به رییس جمهور  و شورای عالی امنیت نامه می نویسد، گفته می شود این همه تولید شده ولی چیزی به دست ما نرسیده است. چه کسی تولید می کند؟ تولید کلان در اختیار دولت و دستگاههای رسمی است. چرا این تولید در اختیار محتکران قرار می گیرد، باید علت را دید. رفتار محتکر زشت و شرم آور است ولی علت این رفتار شرم آور در کجاست؟! باید بر این نکته دقت کرد. مگر می توان در یک کشور نقش دولت و دستگاه های رسمی را نادیده گرفت؟! مردم به رغم همه ناملایمات باز هم به میدان می آیند و با تمام توان می آیند. مردم بجز عقبه فرهنگی و هویتی عقبه ای دینی و تاریخی دارند، ولی شاید در این بین عده ای سود جو نیز پیدا شوند ولی چه کسی باید با سودجویان برخورد کند؟ باید این مجموعه در کل دیده شود. به نظر من رفتار بخشی از دولتمردان ما و به طور خاص وزارت بهداشت ما و پرستاران ایثارگر و برخی از پزشکان و کادر درمانی ما و برخی از افراد در نهادهای رسمی و غیر رسمی کار خوبی بود، چون اعتماد زا بود ولی نمی توان گفت کل حاکمیت و نمی توان به کل دستگاههای رسمی اشاره کرد.

خانه نشستن برای مردم سخت است ولی اکثریت آنها در خانه نشسته اند

باید بین نشستن در خانه و تفریح سیاستی اتخاذ کرد

دلهره و ترس در این ماجرا خود ایجاد ناامنی و بیماری می کند

کل حاکمیت باید اینگونه باشد و هم سلبا و هم ایجابا شرایطی ایجاد کنند و جلوی احتکار ها را بگیرند و اگر جلوگیری نمی کنند حداقل خود بستر ساز این موارد نباشند. این حرف من نیست بلکه حرف وزیر بهداشت است. وزیر بهداشت به عنوان جلودار این قضیه که مورد تایید مقام معظم رهبری است اینگونه گلایه می کند. بخشی از این گلایه به مردم متوجه است و از مردم خواسته شده از خانه بیرون نروند. خانه نشستن برای مردم سخت است ولی اکثریت آنها در خانه نشسته اند. این ملت اهل گردش و تفریح و سفر است و از چنین مردمی می خواهیم در ایام عید خانه نشین شوند، این سخت است. با اینکه خانه اهمیت و جایگاه خود را پیدا می کند و دستآوردهای زیادی به دنبال خواهد داشت اما فرهنگی وجود دارد. باید بین نشستن در خانه و تفریح جمع کرد و سیاستی اتخاذ کرد. باید واکسیناسیون داشت  و محلاتی را تعبیه کرد. باید وسایلی ایمن در اختیار مردم قرار داد. سخت است ولی می توان کاری کرد. مردم به تمام این فشار ها توجه کردند و تحمل می کنند. دولتمردان باید خانه به خانه شرایط را هموار کنند. باید مواد ضد عفونی کننده و دستکش و ماسک و… را خانه به خانه در اختیار مردم قرار بدهند، باید این مساله را فهم کرد. دلهره و ترس در این ماجرا خود ایجاد ناامنی و بیماری می کند. باید وسایل را در اختیار مردم قرار داد و مدیریت کرد و کاری صورت داد.

ای کاش این خودسازی ناشی از شرایط کرونا بعد از این ایام نیز تسری پیدا کند

همه باید به این فکر کنیم که قبل از کرونا چه بودیم؟

ای کاش دوران پسا کرونایی ما نیز مثل دوران کرونایی باشد

امروز قشر پزشکان تکانی خورده و به هویت تاریخی خود برگشته است

ای کاش اتفاقی که به لحاظ اجتماعی در دوران کرونا بوجود آمده است و حتی اتفاقاتی که از نظر معنوی رخ داده و بازگشت به خدا و احیای دعا و خلوت کردن با خود و خودسازی را شاهد هستیم، به بعد از این ایام نیز تسری پیدا کند. همه باید به این نکته فکر کنیم که قبل از کرونا چه بودیم؟ همه ما فقط به قیمت اجناس توجه داشتیم. اینکه چطور سرمایه گذاری کنیم و ثروت اندوزی کنیم به گفته حضرت علی و نقل به مضمون، وای بر جامعه ای که معامله اش با افراد مضطر و مستاصل باشد. اصطلاحا می گوییم پول لازم هستند. ببینید ما قبل از کرونا چه روزگاری داشتیم، ای کاش دوران پسا کرونایی ما نیز مثل دوران کرونایی باشد مثل سیل و زلزله و دفاع مقدس که در اوج نوعدوستی هستیم. بعضا برخی پزشکان ما رفتار خوبی نداشتند و کیسه دوخته بودند و همه چیز را با پول می سنجیدند ولی امروز این قشر تکانی خورده و به هویت تاریخی خود برگشته است. ای کاش همیشه اینطور باشیم.

من عقیده دارم باید سیاست هایی متعادلتر اتخاذ کرد و کمی به فرهنگ جامعه توجه داشت. اگر کسی بی گدار به آب می زند و بدون مراقبت های بهداشتی جان مردم و جامعه را به خطر می اندازد، باید مورد برخورد جدی قرار بگیرد ولی کسی که رعایت می کند و حواس او جمع است باید فکری برایش کرد. می توان برخی از گردشگاه ها را ضد عفونی کرد، باید فکری کرد و در این جاست که نیاز داریم فکری اساسی صورت بدهیم باید برای این عده برنامه ریزی شود.

جامعه ما جمع گرا است در حالی که غرب فرد گرا و منزوی است

بخشی از دلایل بالا بودن آمار مبتلایان به کرونا در شرق به علت مراودات بالای آنها است

جامعه ما جمع گرا است در حالی که غرب فرد گرا و منزوی است. به همین دلیل تنهایی در غرب منجر به خودکشی می شود. تراکم ارتباطات و تعاملات در میان ما بالا است. بخشی از دلایل بالا بودن آمار مبتلایان به کرونا در شرق به همین علت است. برای این مردم باید نسخه ای دیگر پیچید، ما متوجه بسیاری از مسائل اجتماعی نیستیم و جامعه شناسی تاریخی و فرهنگی ما به ما کمک می کند. باید راه حل دیگری علاوه بر راه حل های بهداشتی اتخاذ کنیم. در این نقطه جامعه شناسی پزشکی اهمیت پیدا می کند. باید تیمی تشکیل شود و دیدگاه ها و مواضع را روی هم بریزند و نتایجی به دست بیاورند و به این نتایج توجه عملی بشود. من شخصا عقیده دارم خانه نشینی شعار روز است و همه به این شعار دامن می زنند. خانه مهم است و همه ما در خانه تجاربی جدید کسب خواهیم کرد، خود من شخصا بیل زدن یاد گرفته ام. کمی بذر سبزی گرفتم و بیل زدن یاد گرفتم و برای اولین بار سبزی کاشتم.

خلاقیت و ساختن و ایجاد کردن مواردی است که در خانه صورت می گیرد

ما سه دانش داریم یکی دانش نظری و دیگری دانش عملی و بعدی دانش ساختن. این ایام فرصتی برای ساختن  است. خلاقیت و ساختن و ایجاد کردن مواردی است که در خانه صورت می گیرد.

_ در شهری مثل تهران فضای خانه ها محدود و کوچک است و حیاطی وجود ندارد.

باید مواجهه ای از سر امید و نشاط و البته احتیاط داشت نه مواجهه ای از سر ناامیدی و ترس

کسی که نگاهی الهی دارد به کرونا به عنوان امتحان الهی می نگرد

حالتی ایجاد شده که همه چیز کرونایی است مگر خلاف آن ثابت شود. این تصور درست نیست ما هم در خانه عاصی هستیم. باید به هر چیزی دست می زنیم آن را تمیز کنیم، این وضعیت بسیار سخت است. باید مواجهه ای از سر امید و نشاط و البته احتیاط داشت نه مواجهه ای از سر ناامیدی و ترس. کسی که نگاهی الهی دارد به این نکته نیز به عنوان امتحان الهی می نگرد و مصداق شعر زیبای سعدی است: غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد/ ساقیا باده بده شادی آن، کاین غم از اوست. فرقی نمی کند چه غم و چه مصیبت و چه شادی همه از خداست. این تفسیری عرفانی است و به نظر من کسانی که در خصوص بلایا چنین نگرشی دارند کمتر گرفتار می شوند.

_ اما به عقیده برخی کرونا بلای آسمانی است..

می توان چنین تفسیری داشت.

_ و عده ای هم می گویند این امتحان الهی است..

امتحان الهی هم مشمول غم و هم مشمول شادی است.

امروز فرصت خوبی فراهم شده و مردم به فطرت پاک خود رجعت کرده اند

من به مردم توصیه می کنم حالات فعلی خود را آشکار کنند و ضبط و یادداشت کنند و بعد از کرونا به آنها رجوع کنند 

در کل عقیده دارم رفتار دولتمردان به ویژه کادر پزشکی ما خوب بود

در شرایط کرونایی اتفاقات مبارکی رخ داد و حس نوع دوستی در بین مردم تقوت شد

امتحان از طریق بلا نیز هست و می توان گفت امتحان الهی است. امتحان الهی هم مشمول غم و هم مشمول شادی است. هم عسر است و هم یسر است و هم سختی است و هم گشایش است. همه چیز امتحان الهی است. کسی که تفسیر خوبی از عالم ندارد و تفسیر او منفی است بیشتر گرفتار می شود. در ارتباط با کرونا فقط بحث بهداشتی و طبیعی نیست باید به سایر ابعاد نیز توجه کرد. باید مجموعه نگر و منظومه نگر باشیم. امروز فرصت خوبی فراهم شده و مردم به فطرت پاک خود رجعت کرده اند، مردم به گذشته خود بازگشته اند. من به مردم توصیه می کنم حالات فعلی خود را شکار کنند و ضبط و یادداشت کنید و بعد از کرونا به آنها رجوع کنید و به این تجارب توجه کنید. اینکه زندگی روزمره قبلی و حالت فعلی شما چگونه است و کدامیک بیشتر به خدا نزدیکی دارد و کدامیک را بیشتر دوست دارید؟! ما در شرایط عادی گرگ همدیگر می شویم ولی در شرایط غیر عادی اینطور نیست و تکانی می خوریم. باید قدر این وضعیت را دانست. همه چیز با دو دو تا چهار تای مادی قابل قیاس نیست. من در کل عقیده دارم رفتار دولتمردان به ویژه کادر پزشکی ما خوب بود. روراست و اعتمادزا رفتار کردند و مردم به طور کلی به این اعتماد پاسخ دادند، اتفاقات مبارکی رخ داد و حس نوع دوستی در بین مردم تقویت شد. ای کاش این اتفاقات مبارک به کل بدنه اجتماع سرایت کند و عده معدودی که دست به احتکار می زنند به عمل زشت خود پی ببرند و با آنها برخورد شود.  ننگ و نفرین خدا بر هر محتکر و بر هر بستر ساز عینی و واقعی احتکار بخصوص در شرایط فعلی که چنین رفتاری هیچ توجیهی ندارد.

_ پس می توان چنین نتیجه گرفت که در دوران پسا کرونا تغییراتی را در رفتار مردم شاهد خواهیم بود؟

امیدوارم آنچه در شرایط کرونا به لحاظ روحی و اجتماعی رخ داد در دوران پسا کرونا نیز باقی بماند 

من امیدوارم اینطور باشد و آنچه که در شرایط کرونا به لحاظ روحی و اجتماعی رخ داد در دوران پسا کرونا نیز باقی بماند و بعد از از بین رفتن بیماری فراموش نکنیم که چه چیزهایی را احیا کردیم و چه مواردی زنده شد. محدودیت هایی ایجاد شد و خرید ما محدود شد و رفت و آمد ما محدود شد و سفر رفتن محدود شد ولی باب دعا و نیایش باز شد و خدا از نظر اجتماعی احیا شد و خانه و تعاملات درون خانواده مورد عنایت قرار گرفت و ارتباطات خانوادگی احیا شد. باید آنچه به دست می آید نیز به آنچه از دست رفته اضافه شود و پس از این نیز هز چه رفت و آمد و سفر بیشتر شود. باز به یاد بیاوریم که در دوران کرونا چه وضعیتی داشتیم. من همیشه می گویم ای کاش از آنچه که در شرایط بحرانی از آن برخوردار هستیم در سایر شرایط نیز بهره ببریم، در سیل نیز اوج نوع دوستی دیده شد. ما بر عکس غرب هستیم که در شرایط عادی قانونمند هستند ولی در شرایط بحرانی بهم می ریزند. علت عمده دولتمردان ما هستند اگر مردم را مشارکت می دادند و به نیاز های مردم توجه می کردند بیشتر شاهد رفتار هایی چنینی در شرایط عادی بودیم. دولتمردان نقشی کلیدی دارند. باید کاری کنیم تا مجموعا آنچه در شرایط کرونایی رخ می دهد در شرایط غیر از کرونا نیز ادامه داشته باشد. هم نوعدوستی مردم متجلی شود و هم دولتمردان رو راست باشند و با مردم بازی نکنند و مردم را مشارکت بدهند.



مجموعه سه‌جلدی «چشم‌اندازهای فرهنگ معاصر ایران» منتشر شد


مجموعه سه‌جلدی «چشم‌اندازهای فرهنگ معاصر ایران» به کوشش نعمت‌الله فاضلی و مانی کلانی از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه سه‌جلدی «چشم‌اندازهای فرهنگ معاصر ایران» به کوشش نعمت‌الله فاضلی و مانی کلانی از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد.

این مجموعه شامل جلد اول: از تمنای اسطوره تا تقلای جامعه، جلد دوم: ایران در گذر از گذشته به آینده؛ تفاهم ملی یا نزاع بی‌پایان و جلد سوم: فرهنگ ایرانی در درازنای تاریخ؛ آیا همچنان ایرانی هستیم، است.

این مجموعه، اولین پژوهش مستقل و گسترده‌ای است که به ارزیابی انتقادی دیدگاه‌های اندیشمندان کنونی ایران پرداخته است.

اندیشمندانی که در حوزۀ جامعه و فرهنگ معاصر ایران تلاش کرده‌اند تا نظریه یا ایده‌ای را در قالب کتاب، مقاله یا فیلم تهیه یا منتشر سازند و البته برخی از آن‌ها نیز نقشی اساسی در راهبری نظام مدیریتی کشور و به تبع آن تحولات ایران معاصر داشته‌اند.

جلال ستاری، رضا داوری، سیدمحمدامین قانعی‌راد، محمدرضا اصلانی، سیدمحمد بهشتی، ابراهیم توفیق، مقصود فراستخواه، تقی آزاد ارمکی، عماد افروغ، محسن رنانی، محمود سریع‌القلم، حسین کچویان و حمیدرضا جلایی‌پور اندیشمندان و کارشناسانی هستند که اندیشه‌هایشان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

در این مجموعه روش متفاوتی برای شرح و نقد اندیشۀ نخبگان حاضر در این گفتگوها انتخاب شده است.

کد خبر 4880601


جامعه اگر امید می خواهد باید به استقبال نقادی برود



عماد افروغ گفت: جامعه اگر امید می ‌خواهد باید به استقبال فریاد، اعتراض و نقادی برود و اگر طالب یأس و نومیدی است باید پذیرای سکوت و خمودگی باشد که امید با فریاد و یأس با سکوت همراه و عجین است. یک جامعه اسلامی، برخلاف تصور برخی از افراد، یک جامعه صرفا مطیع و منقاد ولو در قالب هایی چون تقلید و تعبد نیست، بلکه جامعه ای سرزنده، پرسشگر، نقاد، آگاه به حقوق و تکالیف خود و دیگران است جامعه ای مملو از انسان‌ های مختار که باید پاسخگوی انتخاب ‌ها و اراده ‌های سعادت آمیز و شقاوت آمیز خود باشد و در مسیر انتخاب بین سعادت و شقاوت آزادی عمل داشته باشد.

به گزارش جماران، حریم امام نوشت:

دکتر عماد افروغ  سابقه عضویت در هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و  پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مدیریت گروه علم و دین این پژوهشگاه را در کارنامه خود دارد. وی چهره ‌ای علمی و منتقد است که با حضور در عرصه سیاسی کشور به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نگاه‌ ها بیش از پیش به او و به نوشته‌هایش جلب شده است. با این حال شهرت او بیش از هر چیز مرهون شخصیت علمی اوست. وی دارای تألیفات و مقالات متعددی است که فعالیت در عرصه سیاسی به کارهای علمی او لطمه ای وارد نکرده است. گفت و گو با عماد افروغ درباره احیاگری دینی امام خمینی(س) از نظر می‌ گذرد:

موضوع گفت و گوی ما درباره احیاگری دینی امام خمینی(س) است؛ سوال نخست درباره مفهوم کلی احیاگری است؛ بر اساس چه دلایلی حضرت امام را به عنوان یک احیاگر می‌دانید؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به یک موضوع مهم توجه داشته باشیم و آن اینکه در احیاگری اتفاقی بدیع و بدون صبغه تاریخی اتفاق نمی ‌افتد؛ بلکه منظور از احیاگری همانا طرح مجدد مسأله ای در عرصه خاصِ خود و متناظر با جوهر و سابقه تاریخی آن است. در این بین احیای دینی توسط امام خمینی(س) که موضوع سوال شما است را باید اینگونه پاسخ داد که احیاگری که توسط امام در حوزه دین اتفاق افتاد، رویش مجدد دین، پس از یک خمودی زمستانی بود که با بارش باران معرفتی و دینی به مرحله احیا رسید. بر این اساس توجه حضرت امام به موضوع دین و اسلام در بعد سیاسی و اجتماعی با پشتوانه فلسفی، عرفانی، فقهی و کلامی توانست جان تازه ای در کالبد بی روح دین در عصر ما بدمد و ایشان دین و اسلامِ واقعی را با دلالت های مختلف سیاسی و اجتماعی در عصر جدید به عنوان یک گفتمان غالب احیا کرد؛ دینی را احیا کرد که با تفاسیر و برداشت ‌های متعارف غلط همراه با خرافه و تحجر و جمود گرایی، توسط روحانیون وابسته و مقدس ‌نما و تحجر‌گرا داشت از مسیر خود خارج می‌ شد. وقتی سخن از احیاگری می‌ شود به گونه ای ذهن ما به سمت یک زنده شدن، یک بیداری، یک حرکت و یا یک بازگشت به اصل هدایت می ‌شود و طبعا در حوزه دین این مسأله از اهمیت بسیاری برخوردار است کما اینکه در حوزه هایی مانند فرهنگ و یا هر اتفاق و پدیده ای که دچار انحراف شده باشد، می‌ت واند مدنظر قرار بگیرد. و دیگر اینکه به طور قطع هرکدام از پدیده ‌های میرایی، خفتگی، سکون و فاصله ‌گیری از اصل به دلیل عوامل و انحرافاتی صورت گرفته است و طبیعی است که در پس هر احیایی یک انحراف ‌زدایی نهفته باشد. حال باید به این سؤال پاسخ داد که چه بر سر اسلام ناب و طبعا جامعه اسلامی گذشته بود که امام را بر آن می‌ دارد که دست به احیاگری زده و بازگشت به اصل یا اصل هایی را در دستور کار خود قرار دهد؛ و آیا با تلاش و اهتمام این انحرافات از بین رفته ‌اند یا بخشی از این انحرافات و طبعا منحرفان مترصد فرصتی هستند تا بار دیگر خود را تقویت نموده و انحراف را بر جامعه و دین تحمیل کنند؟ به طور قطع با تحولاتی که با انقلاب اسلامی رخ داده است، منحرفان خواهند کوشید در لباس تحولات جدید اجتماعی و سیاسی تفاسیر و آراء غلط خود را به جامعه تحمیل کنند. بنابراین رسالت روشنفکران و عالمان جامعه، رسالتی سنگین و عظیم است. رسالتی که متوجه فهم امام و اندیشه‌ های ایشان، از یک سو و جریانات غالب اعم از انحرافی و غیرانحرافی بر اساس طرز اندیشه امام از سوی دیگر برای مقابله با انحرافات جدید است.

با این حساب کار امام دو برابر سخت ‌تر بوده! هم مشق دین بکند و چهره واقعی دین را بگوید و هم برای از بین بردن تفسیرهای نادرست و غلط تلاش کند؟

قبل از هر چیز باید پذیرفت که انحراف زدایی عموما کار سختی است؛ به خصوص آنکه یک رهبر بخواهد از تفاسیر غلط و رایج جلوگیری هم بکند. به هر حال پیامبر گرامی اسلام در کنار همه جهالت ها، سختی‌ ها و دشواری ‌های عقیدتی و سیاسی - اجتماعی که با آن روبرو بودند، حداقل با تفسیری غلط به نام اسلام توسط به اصطلاح عالمان دین بر جامعه تحمیل نشده و مواجه نبوده است که مقاومتی بر مقاومت‌ ها بیفزاید. بنابراین امام در میان مخاطبان مختلف با جماعتی نیز روبرو بودند که دین را به درستی متوجه نشدند که هیچ! تفاسیر غلط آن را هم با خود به یدک می‌ کشند! طبعا بله؛ کار امام مضاعف بود، هم می ‌بایست در جهت نشو و اشاعه پیام حقیقی اسلام بکوشند و هم با این تفاسیر و رویکردهای غلط مقابله کنند. به هر حال امام با حرکت روشنگرانه خود در ابعاد مختلف اخلاقی، فلسفی، عرفانی و کلامی- فقهی و با احیاء نقش دین در حیات اجتماعی و سیاسی در دو سطح داخلی و خارجی منشأ تحولات عمده و جامع می ‌شوند.

این کامیابی سیاسی در سطح جهانی چگونه قابل دفاع است؟

اگر بخواهیم دستاورد حضرت امام در احیاگری دینی در سطح خارجی را مورد بررسی قرار بدهیم، باید گفت که امام به طور خاص در سطح خارجی به احیای خدا در ساحت خردورزی و معنویت و احیای معنویت در ساحت روابط اجتماعی پرداخت. در بعد خارجی احیاگری دﺳﺖ ﻛﻢ، در وﺟـﻮه ﺑﺎزﮔـﺸﺖ ﺧـﺪا در ﺳـﺎﺣﺖ ﺧـﺮد ورزی و طرح ﻣﻘﻮﻻﺗـی از قبیل ﻋﻠﻢ دﻳﻨـی، الهی یا ﻗﺪﺳــی و احیای ﻣﻌﻨﻮﻳـﺖ در ﺳـﺎﺣﺖ رواﺑـﻂ اﻧﺴﺎﻧـی و اﺟﺘﻤﺎﻋـی و ﺣﺘـی ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻘﻮﻻﺗـی از قبیل ﺣﻘﻮق ﻓﺮﻫﻨﮕــی و ﺑـﻮﻣـی ﮔﺮاﻳــی در ﻃﺮح ﻫﺎی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت و تغییرات اﺟﺘﻤﺎعی ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻋﺰت ﻣﺪاری، اﺳﺘﻘﻼل ﻃﻠﺒـی و رﻫﺎیی ﺑﺨﺸـی ﻣـی ﺗﻮان رد ﭘﺎی ﺗﺄثیر اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎی اﻣﺎم و اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣـی را ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﺮد. به نظرم ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﺗﻔﺎﻗﺎت ﺗـﺎرﻳﺨـی در ﻏـﺮب ﺑﻌـﺪ از رﻧـﺴﺎﻧﺲ و ﻣﺒـﺎﻧـی ﻫﺴﺘـی ﺷﻨﺎﺧﺘـی و ﻣﻌﺮﻓﺘـی اﻳﻦ ﺗﺤﻮﻻت، اﻣﺎم ﺑﺎ ﻃﺮح اصل گرایی و ﺗﻮحیدﮔﺮاﻳـی در ﺳﺎﺣﺖ ﺧﺮد ورزی و دﻳﮕﺮ ﻓﻌﺎلیت ‌های بشری ﺑﺎر دﻳﮕﺮ اﻧﺴﺎن و اﻧﺴﺎن گرایی را احیاء کرد. به بیان دیگر با ظهور رنسانس و خدازدایی از ساحت انسانی به نام اومانیسم و انسان گرایی به تدریج زمینه برای انسان زدایی نیز فراهم گردید؛ و این انسان زدایی نتیجه منطقی و طبعا اجتماعی همان خدازدایی است. وقتی تکیه گاه انسان گرایی یعنی اصل گرایی و خداگرایی زده می‌ شود، به تدریج شرایطی فراهم می ‌آید که هیچ انگاری و نسبیت گرایی هستی شناختی و معرفتی غالب می ‌شود که خود زمینه بروز و ظهور اتفاقات ناگوار اجتماعی و تاریخی می ‌شود. بدیهی است که اﺻﻞ‌ ﮔﺮاﻳــی ﺗﻮحیدی، ﺑـﻪ اﻧﺴﺎن ﮔﺮاﻳـی روﺣـی ﺗﺎزه می‌دمد و آن را ﺑﻪ مسیر اﺻﻠـی ﺧﻮد ﺑﺎز می ﮔﺮداﻧﺪ و ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺎر احیاگری و ﺧﺪاﮔﺮاﻳـی در ﺳﺎﺣﺖ ﺧـﺮدورزی و ﻋﻠـﻢ ورزی و ﻣﻌﻨﻮﻳـﺖ ﮔﺮاﻳــی در ﺳـﺎﺣﺖ رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧـی و اﺟﺘﻤﺎﻋـی زنده و پوینده می ‌شود. طبیعی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻘﺶ اﻣـﺎم و اﻧﻘـﻼب اﺳـﻼﻣـی در ﻛﻨﺎر ﺗﻼش ﺳﺎﻳﺮ اﻧﺪﻳـﺸﻤﻨﺪان دردآﺷـﻨﺎ و ﻣـﺸﺮف ﺑـﻪ ﺗﺤـﻮﻻت ﻣﻌﺮﻓﺘــی و اجتماعی و ﺗﺎرﻳﺨـی ﻏﺮب، ﻧﻘﺸـی ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ و عیان اﺳﺖ. ﺣﺘـی ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای می ‌توان رد اﻳـﻦ ﺑﺎزﮔـﺸﺖ را در ﻧﻮع ﻧﮕـﺎه ﺑـﻪ راﺑﻄـﻪ و پیوند اﺧـﻼق و سیاست مشاهده کرد. بنابراین طبعا امام با حرکت توحیدی خویش به یک معنا انسان گرایی را به مسیر اصلی خود هدایت کرد. طبعا این خداگرایی و انسان گرایی پیامدها و دلالت ‌های اجتماعی و سیاسی زیادی در جامعه بشری داشت. در سطح جهان اسلام و داخلی نیز بدون تردید امام نقشی عمده و برجسته در احیای دین و جامعیت آنچه در قالب تأسیس نظام جمهوری اسلامی و چه در قالب فضاسازی‌ های سیاسی و اجتماعی کلان دارند. نکته قابل ذکر در اینجا است که امام به رغم تمام اهمیت و فضیلتی که برای حکومت اسلامی قائل‌ اند و آن را احکام اولیه می ‌دانند، هدف غایی را «معرفی خدا و عرفان اسلام» می‌ دانند که بیانگر نگاه الهی، اخلاقی و معنوی ایشان به حکومت اسلامی و هدف مرتبط با آن یعنی بسط عدالت است. بر همین اساس در فرازی می ‌فرمایند که: «تمام تشکیلاتى که در اسلام از صدر اسلام تا حالا بوده است، و تمام چیزهایى که انبیا از صدر خلقت تا حالا داشتند و اولیاى اسلام تا آخر دارند، معنویات اسلام است، عرفان اسلام است، معرفت اسلام است، در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت براى همین است، البته اقامه عدل است، لکن غایت نهایى معرفى خداست و عرفان اسلام.»( صحیفه امام، ج‌20، ص: 298)

امر مهم نظارت و اصل مهم اسلامی «امربه معروف و نهی از منکر» ناظر بر وجه غیرتحمیلی و غیراجباری مدیریت اسلامی است. بر اساس این بیان، به عقیده شما نظر امام خمینی(س) درباره «رابطه امام و امت» چیست؟

به طور قطع مبانی هستی شناسی فلسفی، عرفانی و کلامی امام خمینی(س) در نوع نگاه ایشان به حکومت مؤثر است، علاوه بر این که همگان در مورد ایشان اتفاق نظر دارند که امام علاوه بر یک چهره مبارز و مرجع تقلید آگاه به زمان، از جامعیت فلسفی و عرفانی نیز برخوردار بوده است؛ امام خمینی(س) به دلیل نوع نگاه صدرایی‌ شان به هستی، انواع و اقسام ثنویت ‌ها را کنار زده و حکیمی قرآنی متأثر از حکمت متعالیه بودند.

به علاوه امام با تأسی از حرکت جوهری و آراء فیلسوفان گذشته از جمله ملاصدرا جایگاهی ویژه برای انسان قائل است و از تعابیری هم چون «عصاره هستی»،«کوچک شده عالم»،«عصاره همه موجودات»، و مانند این‌ها استفاده می‌ کنند. طبعا این جایگاه ویژه اقتضا مدیریتی ویژه و تکریم انسان در این مدیریت و پرهیز از نگاه ارباب - رعیتی، تحمیلی و اجبارانه دارد که می‌ تواند جلوه ای دیگر از احیاگری در اندیشه امام را رقم زند. جلوه ای که می ‌توان منبع و سرچشمه آن را در آیات قرآنی و سیره عملی پیامبر اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) در طول ولایتشان جستجو کرد.

بدیهی است که مختار بودن انسان از دیدگاه امام خمینی(س) نمی ‌تواند زمینه ساز جبرگرایی اجتماعی و سیاسی باشد و طبعا رابطه امام و امت را نمی ‌توان یک رابطه جبرگرایانه، از بالا به پایین، یک سویه و ارباب - رعیتی تفسیر کرد. نمی ‌توان تنها تجلی مختارگرایی انسانی را در پذیرش ارادی فرامین الهی رهبران دینی تفسیر کرد و از وجه غیر تحمیلی بودن این فرامین و مضامین آیاتی چون «لااکراه فی الدین» و «افانت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین» و سایر آموزه‌ های دینی و در راستای کرامت انسانی و مختار بودن او چشم پوشید. به علاوه، اصولی همچون «حق متقابل»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «مشورت» و «النصیحة لائمة المسلمین» تماما بیانگر حقوق مردم در مدیریت اسلامی از جمله حق نظارت بر عملکرد مسئولان است. امام خمینی(س) در عبارات مختلفی، علاوه بر تصریح بر مقولاتی از قبیل نظارت و امربه معروف و نهی از منکر بر وجه غیرتحمیلی و غیراجباری مدیریت اسلامی تأکید ویژه دارند: «خداى تبارک و تعالى به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزى را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهى وقتها ما یک تقاضایى از آنها بکنیم؛ تقاضاى متواضعانه، تقاضایى که خادم یک ملت از ملت مى‌کند».(صحیفه امام، ج‌11، ص 35)

به نظر شما پاسخ امام به سؤال «مشروعیت» در فلسفه سیاسی ایشان چیست؟

آنچه مسلم است این است که در جایگاه ویژه مردم در فلسفه سیاسی امام خمینی(س) هیچ تردیدی نیست. ترکیب «جمهوری اسلامی» به عنوان مبنای مشروعیت(قانونی بودن نظام سیاسی) به قدر کافی گویای این جایگاه است. به نظر می ‌رسد امام در پاسخ به سؤال دیرینه مشروعیت، یعنی «از چه کسی باید اطاعت کرد»، معتقدند از فردی که هم برخوردار از ویژگی خاص و منطبق با نص (علم، عدالت، کفایت و صلاحیت) باشد و هم مقبول و مورد رضایت عامه باشد، می‌ توان اطاعت کرد. حضرت امام در این خصوص می ‌فرمایند: «اگر حکومت مشروعیت الهی[شرعیت] داشته باشد ولی مقبولیت مردمی نداشته باشد، فقیه عملا موفق به تشکیل حکومت نشده و قدرت اجرایی ندارد، اما اگر مقبولیت مردمی وجود داشت بر فقهای دیگر واجب است از او اطاعت کنند.» (کتاب البیع، ج2، ص465) طبعا عطف به این فلسفه سیاسی نمی ‌توان در استقرار یک نظام و با استناد به وجه حقانیت و شرعیت افراد دست به کودتا زد و خود را به مردم تحمیل کرد. بماند که نفس قواعد ناظر بر ویژگی ‌های اشخاص و محتوای حکومت، یعنی قواعد اسلامی نیز اجازه تحمیل و تعدی را به حکام نمی ‌دهد.

بدیهی است با توجه به مبنای مشروعیت فوق، مختار بودن انسانی در قواعد اسلامی(حق متقابل، مشورت، ...) و رسالتمدار بودن انسان در اجرا و تحقق فرامین و احکام اسلامی و نظارت بر حسن اجرای آنها، قیود و محدودیت هایی در مدیریت اسلامی تعیین می ‌شود که باید به آن توجه کرد. توجه به اصول ناظر به نظارت مردمی و رسالتمدار بودن انسان در زمینه اجرا و نظارت، بابی تازه در خصوص مفهوم حقانیت و شرعیت باز می کند که می ‌تواند رهگشای مدیریت مطلوب و موجه در نظام اسلامی باشد. معمولا تا پای شرعیت به میان می ‌آید اذهان متوجه شرعیت فرمان و نگاه‌ ها به بالا دوخته می شود. اما چرا نظارت ‌های مردمی با محوریت شرع و آموزه‌ های وحیانی- عقلانی و مصالح عامه، شرعی نباشند؟ قطع نظر از رضایت عامه که یکی از ارکان مشروعیت یا قانونی بودن نظام سیاسی به شمار می ‌رود، چرا نظارت‌ های مردمی شرعی و حقانی نباشند؟

پس به همان میزانی که شرعیت رهبری با شروط خاص خود شرعی است، نظارت مردمی هم شرعی و حقانی باید باشد؟

بله؛ به نظر می ‌رسد اینگونه باشد و باید هم باشد و اگر با توجه به ادله عقلی و روایی امام، فرمان رهبری با سه واسطه خدا، رسول خدا(ص) و امام زمان(عج) شرعی می شود، اصل نظارت مردمی، قطع نظر از محتوای آن، یا اذن و واسطه نمی‌ خواهد یا تنها اذن و واسطه‌ اش خداست. در این صورت است که نظام ولایی برخلاف تصور برخی مفسران، نظامی پویا، دو سویه، سیال، مردمی، متوجه مصالح مردمی و واجد شرعیت دو سویه فرمان و نظارت است.

بنابراین نباید با توجیهات مختلف و تفاسیر غلط از نظام ولایی، انسان و جامعه ساکت، صامت، راکد و خمود را مظهر انسان و جامعه مطلوب و اصطلاحا ولایتمدار دانسته و از وجه پرسشگری، نقادی، اعتراض و فریاد انسانی و جامعه سالم و مطلوب غفلت کنیم. در جامعه اسلامی، انسان صاحب اختیار است و باید پاسخگویی انتخاب خود از میان دو مسیر تعریف شده خیر و شر باشد. اما چگونه می ‌توان جامعه بیدار و آگاه به حقوق حقه خود را با سکوت و طبعا یأس پیوند داد. جامعه اگر امید می ‌خواهد باید به استقبال فریاد، اعتراض و نقادی برود و اگر طالب یأس و نومیدی است باید پذیرای سکوت و خمودگی باشد که امید با فریاد و یأس با سکوت همراه و عجین است. یک جامعه اسلامی، برخلاف تصور برخی از افراد، یک جامعه صرفا مطیع و منقاد ولو در قالب هایی چون تقلید و تعبد نیست، بلکه جامعه ای سرزنده، پرسشگر، نقاد، آگاه به حقوق و تکالیف خود و دیگران است جامعه ای مملو از انسان‌ های مختار که باید پاسخگوی انتخاب ‌ها و اراده ‌های سعادت آمیز و شقاوت آمیز خود باشد و در مسیر انتخاب بین سعادت و شقاوت آزادی عمل داشته باشد. در جامعه دینی نمی ‌توان رأی ولو صواب را به جامعه تحمیل کرد. نمی توان افراد را به زور بهشتی کرد. حضرت امیر چه زیبا فرموده اند: که «لا اری اصلاحکم بافساد نفسی». من به قیمت تباهی خود و سلب آزادی از شما، نمی ‌خواهم شما را به صلاح و فساد برسانم. شایان ذکر است که حتی در موارد احکام حکومتی نیز که پای اختیارات ویژه ولی فقیه به میان می‌ آید، در آن جا نیز پایه مصلحت عامه و مشورت با کارشناسان و خبرگان به میان می ‌آید و در آنجا نیز شائبه و شبهه تحمیل رأی شخصی و طبعا استبداد منتفی است. «حکومت اسلامی در همه شئون و جنبه ‌های خود از قانون الهی الهام و نشأت می ‌گیرد. هیچ یک از کارگزاران حکومتی در اسلام نمی‌توانند به نظر و رأی خود مستبد باشند، بلکه همه آنچه در حکومت می‌ گذرد بایستی بر طبق قانون الهی باشد، حتی اطاعت از کارگزاران حکومت. البته، حاکم اسلامی می ‌تواند در موضوعات طبق صلاح مسلمین و با صلاح حوزه حکومتی خود عمل کند. چنین اختیاری، استبداد به رأی نیست، بلکه عمل کردن طبق صلاح و خیر است. نظر حاکم، مانند عمل او تابع مصلحت است.»(کتاب البیع، ج2، ص 461) از دیگر محورهای اختیاری امام مربوط به دو عنصر زمان و مکان و اجتهاد است که علاوه بر تفاسیر فقهی از این مسأله، بنده معتقدم که نفس توجه به این مقوله بیانگر یک فلسفه اجتماعی خاص و نگاهی ویژه به جامعه و تعاملش با دین است که به نوبه خود بازتابی بر مفاهیمی از قبیل «جمهوری اسلامی» و «مصلحت» و مفاهیم مشابه و مرتبط با آن است.


سه شنبه 20 اسفند 1398

معرفی «برترین تازه‌های کتاب» در ۲ بخش

نوع مطلب :اخبار ،

معرفی «برترین تازه‌های کتاب» در ۲ بخش



معرفی «برترین تازه‌های کتاب» در ۲ بخش 
فهرست برترین تازه‌های کتاب منتشرشده در بهمن‌ماه ۱۳۹۸ در موضوعات «ادبیات» و «تاریخ و جغرافیا» منتشر شد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، در بهمن‌ماه ۱۳۹۸ در گروه ادبیات زیرشاخه‌های تاریخ و نقد ۲۹ کتاب، متون قدیم ۴۱کتاب ، ادبیات عربی۶ کتاب، نثر معاصر ۸۷ کتاب، شعر معاصر ۱۷۷ کتاب، و ادبیات زبان‌های دیگر ۶۶ کتاب از سوی داوران بررسی شد. همچنین در گروه تاریخ و جغرافیا زیرشاخه تاریخ ۳۹ کتاب، جغرافیا ۱۶ کتاب، محیط زیست ۱۹ کتاب، مستندنگاری ۳۲ کتاب، و کلیات و تاریخ علم ۸ کتاب در چرخه داوری قرار گرفت.  
 
 
اسامی کتاب‌های برتر در موضوعات «ادبیات» و «تاریخ و جغرافیا» به شرح زیر اعلام شده است: 
 
گروه نقد ادبی 
«تبارشناسی نقد ادبی ایدئولوژیک در ایران معاصر از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷» تألیف عیسی امن‌خانی، تهران: نشر خاموش. 

«شعر سایه در موسیقی ایرانی» نوشته مهدی فیروزیان‌حاجی، تهران: هنر موسیقی. 

«شعر شهری: بازنمایی هویت و روابط شهری در شعر معاصر ۱۳۳۰ تا ۱۳۹۰»  آباز فرزادادی، تهران: روزنه.  
 
گروه متون قدیم
کتاب «دیوان خواجه حسین ثنایی مشهدی» تحقیق خورشیدقنبری‌ننیز، کرمان: دانشگاه آزاد اسلامی کرمان.  
 
گروه نثر معاصر


«زنبق‌های طلایی(مجموعه داستان)» گردآوری ساسان ناطق، تهران: سوره مهر. 

«غول چراغ خاموش: حکایتی که افسانه نیست» نوشته علی آقاغفار، تهران: صباح. 

 «برف می‌بارد گل سرخ»از  اصغر فکور، تهران: نشر شاهد.  
 
گروه شعر معاصر 


 مجموعه شعر «سرخپوست‌ها» سروده حامد ابراهیم‌پور، نشر آنیما.  
 
گروه ادبیات زبان‌های دیگر


«ابرها بزرگ بودند و سفید بودند و در گذر» از ماتیاس چوکهب ترجمه ناصر غیاثی، تهران: فرهنگ نشر نو. 

 «سدی برابر اقیانوس آرام» تألیف مارگریت دوراس با ترجمه شیرین بنی‌احمد، تهران: نیلوفر. 

 «ساموئل خاچیکیان» با ترجمه وارند کورکجیان و ادوین خاچیکیان، تهران: جغد. 

 «شارل بودلر: شعرهای نخستین و مجموعه ژان دووال» سروده شارل‌پیر بودلر ترجمه رضا رضایی، تهران: فنجان. 

 «در خیابان مینتولاسا» تألیف میرچا الیاده با ترجمه محمدعلی صوتی، تهران: زرین.  
 
گروه تاریخ

 
«نیایشگاه های باستانی ایران جنوب غربی»از  گیرشمن با ترجمه اصغر کریمی، تهران: مرکز دائره المعارف (مرکز پژوهش های ایرانی و اسلامی). 

 «روشنگری در محاق عصر طلایی آسیای میانه از حمله اعراب تا حکومت تیمور لنگ» از استیون فردریک استار، ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز. 

«روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار» به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری سخن. 

«گاهنگاری مرکز فلات ایران از دوره نوسنگی جدید تا پایان عصر آهن» نوشته حسن فاضلی نشلی، حسین داودی و فروزان اسلامی، تهران: بنیاد ایران‌شناسی. 

«فرهنگ رجال، قبایل و افراد در خراسان، سیستان و قاینات تا سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۰۲ خورشیدی)» با ترجمه محمود رفیعی، گردآوری ستاد ارتش هند انگلیس، تهران: نشر چهار درخت.  
 
گروه مستندنگاری: 
 «فریادهای خاموش: روزنگاشت تنهایی» تألیف عماد افروغ، تهران: سوره مهر.


کسی که غرب را نشناسد، ایرانیان را تحقیر می‌کند


یک جامعه‌شناس با اشاره به اینکه در ایران یک وفاق اجتماعی ـ فرهنگی از درون داریم، گفت: در اتفاق اخیر درباره ویروس کرونا مسؤولان بهتر عمل کردند. مخصوصاً وزارت بهداشت که شفاف با مردم برخورد کرد و این رفتار ستودنی است.

خبرگزاری فارس ـ گروه فرهنگ عمومی: این روزها که اخبار مربوط به شیوع ویروس کرونا در اکثر کشورها باعث ترس، نگرانی و هراس مردم شده، بسیاری از افراد از ترس مبتلا شدن به این ویروس دست به هر تلاشی می‌زنند. انتشار خبر مبتلا شدن تنها یک نفر به ویروس کرونا در کشورهای پیشرفته موجب شد که این ترس چند برابر شود و مردم به فروشگاه‌ها حمله کرده و به زعم خودشان مایحتاج خودشان را برای روزهای دلهر‌ه‌آور آینده فراهم کنند. این فردگرایی در موقع بحران در کشورهای غربی و برخی کشورهای توسعه‌یافته، مانند ژاپن موضوع گفت‌وگوی ما عماد افروغ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه شد تا این نماینده فرهنگی ادوار مجلس برای ما از علت کم‌برتربینی و خودتحقیری ایرانیان در شرایط بحران بگوید. 

این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

همه روشنفکران ایرانی غرب‌زده نبودند

نگاه حاکمان و روشنفکران ما در برخی از دوره‌های تاریخی به غرب بوده و همیشه مردم را تشویق می‌کرده‌اند که اتفاقات مدرن و جدید غرب را الگوی خود قرار دهند. اکنون می‌بینیم در همه‌گیری و شیوع کرونا در دنیا، سایر کشورها هم با پدیده هجوم مردم به فروشگاه‌ها و سایر مراکز برای تهیه مایحتاج بهداشتی خود روبه‌رو هستند. در حالی که ما همیشه به خودمان گفته‌ایم که این کارها، متعلق به جهان سومی‌هاست و شهروندان بافرهنگ و متمدن غرب، خیلی آقامنشانه با چنین رویدادهایی مواجه می‌شوند! ریشه تاریخی این خودتحقیری چیست؟

مقدمتاً درباره سؤال شما بگویم که اولاً همه روشنفکران ما این گونه به تعبیر جلال آل احمد، غرب‌زده نبودند. بسیاری از روشنفکران ما هم ندای بازگشت به خویشتن خویش سر دادند. بماند که آن دست روشنفکرانی که با یک خاستگاه خاص ناموجه و نامعتبر به گونه‌ای داشته‌های خود را در نظر نمی‌گیرند یا مفهوم‌شناسی غلطی از روشنفکری به دست می‌دهند، اینها درک صحیحی از مفهوم روشنفکری ندارند.

در بستری از اومانیسم کسی نمی‌تواند مدعی روشنفکری شود

الان نمی‌خواهم وارد بحث فلسفی شوم که به این امر می‌رسد مفهوماً فقط خداباوران به فهم روشنفکری می‌رسند. چون روشنفکر واقعی مدعی است که من مدافع نیازهای واقعی مردم هستم. اگر مدافع نیاز واقعی مردم باید بود، باید برای مردم یک ذاتی قائل شد و نمی‌توان ذاتی قائل شویم، اما خدای ذات‌ساز را لحاظ نکنیم. پس در بستری از اومانیسم یا خرد خودبنیاد کسی نمی‌تواند علی‌القاعده مدعی روشنفکری شود.

تاریخ غرب نشان داده که ضد خودش انجام می‌دهد

بحث خیلی ضروری سه‌گانه غایت،‌ ذات و خدا را سال‌ها پیش مطرح کردم. اینکه اگر روشنفکر واقعاً می‌خواهد مدافع نیازهای مردم و صدای بی‌صدایان باشد، بایستی ذات‌شناس باشد و نمی‌تواند با یک نگاه صِرفاً تاریخی‌گرایانه یا نگاه اومانیستی ـ هر چند برای انسان حق قائل است، اما خدای حق‌ساز را بر نمی‌تابد ـ به موضوع داشته باشد. تاریخ غرب هم نشان داده است ضد خودش انجام می‌دهد؛ یعنی خداکشی‌هایی که به انسان‌کشی ختم شده است.

این مقدمه‌ای که گفتم یک رابطه مفهومی است. این طور نیست که الزاماً خداباوران روشنفکری کردند یا غیرخداباوران روشنفکری نکردند. واقعیت تاریخی یک بحث است و ارتباطات مفهومی یک بحث دیگری است.

روشنفکری نسل اول در ایران متکی بر روشنگری بود

متأسفانه بنا به دلایلی که شاید به همان غربزدگی بازگردد، کسانی که شیفته لایه‌ای از تمدن غرب شدند، داشته‌های خود را ندیدند و بدون درک و فهم صحیح و به صورت شتابان و عجولانه به سمت غرب گرایش پیدا کردند و درک صحیح فلسفی هم از غرب نداشتند. این مسأله‌ای که گفتید شامل حال آن‌ها می‌شود و یک مسأله اولیه‌ای بوده که از شروع روشنفکریِ متصل با تفکر روشنگری در غرب شاهدش هستیم. بنابراین این‌ها همان روشنفکران نسل اول بودند.

روشنفکری نسل اول در ایران متکی بر روشنگری بود. اصل روشنگری هم به گونه‌ای با مدرنیته تعریف می‌شود، اما در کشور، مواجهاتی با این روشنفکری صورت گرفت که منجر به روشنفکری نسل دوم شد و آن هم عمدتاً بحث هویت، فرهنگ و بازگشت به خویشتن خویش را مطرح کرد که من دیگر به این بحث نمی‌پردازم. منتها این دردی بوده که شاید بتوان به طور خلاصه از آن به عنوان غربزدگی یاد کرد؛ هر چند درک صحیحی هم از غرب نبوده است.

پیشینه تاریخی غرب با یک نوع فردگرایی گره خورده است

اکنون اگر بخواهم به طور خاص و بدون پرداختن به ابعاد دیگر به سؤال شما پاسخ دهم، باید بگویم غرب کلاً پیشینه تاریخی خاصی دارد که البته با یک نوع فردگرایی گره خورده و حتی نگاهشان به خدا هم خاص است. اگر به جهان‌بینی اسطوره‌ای غربیان که در یونان باستان هم شاهد ریشه‌های آن هستیم و در پروتستانتیسم هم تقویت می‌شود و بعد در نظام سرمایه‌داری هم شاهد بازتولیدش هستیم، همین موارد نشان می‌دهد که نگاهشان به خدا، خاص است. به این معنا که خدا از جنس خود بشر است و نمی‌تواند به بشر یاری برساند. بنابراین انسان به نوعی رها شده است و باید روی پای خودش بایستد.

 در غرب یک وفاق فردگرایانه و متکی به زور دولتی وجود دارد

وفاقی که اینجا شکل می‌گیرد، عمدتاً یک وفاق فردگرایانه و متکی به زور دولتی است که اصطلاحاً بدان وفاق سیاسی می‌گوییم. وفاق سیاسی، یعنی اینکه حتماً باید در جامعه یک نظم‌دهنده دولتی وجود داشته باشد؛ یعنی نظم از درون در غرب معنا نمی‌دهد، باید نظم از بیرون صورت بگیرد.

در ایران یک وفاق فرهنگی از درون داریم

 بی‌خود نیست که در بحث «لِویاتان» یک غول بی‌شاخ و دم مطرح می‌شود که باید بیاید و نظم را ایجاد کند. اینکه انسان‌ها ذاتاً بد هستند و حتماً باید یک دولت به آن‌ها سامان امنیتی بدهد. برخلاف دیدگاه ما که وفاقمان اجتماعی است؛ یعنی یک وفاق فرهنگی از درون است.

خاطرم هست در یک سالی در فرانسه، وقتی پلیس اعتصاب کرد، همه مغازه‌ها غارت شد. اما در ایران وفاق مدنی، از پایین به بالا و وفاق درونی است. ما چندان نیازی به این وفاق سیاسی یا نظم از بیرون نداریم. این بدین معنا نیست که نباید نظم بیرونی و دولتی برای ما باشد، اما وقتی می‌خواهیم مبناها را مقایسه کنیم، می‌بینیم نظم و وفاق غرب مصطلح یک نظم سیاسی است.

جامعه ایرانی یک جامعه جمع‌گرا است/ لایه زیرین هویتی ما یگانگی ایجاد می‌کند

جامعه ما یک جامعه جمع‌گراست. این خیلی بحث مهمی است. این جمع‌گرایی یعنی ما نهایتاً یکی‌شدن را در تاریخ فرهنگی خود پشت سر گذاشتیم؛ یعنی از خودیت و دیگرگرایی به یکی شدن رسیدیم. ما این یکی‌شدن را داریم. هر چند این یگانگی ما هر از چند گاهی در تاریخ ما بروز و ظهور می‌کند؛ مثل انقلاب اسلامی و دفاع مقدس. اتفاقاتی که الان چون سیل و ویروس کرونا شاهدش هستیم؛ یعنی این لایه زیرین هویتی ما یگانگی ایجاد می‌کند و در شرایط بحرانی ظهور و بروز پیدا می‌کند. هر چند این نقد را هم داریم که چرا همیشه ظهور پیدا نمی‌کند.

راه تسری شرایط غیرعادی به شرایط عادی/ دولت حق مردم را پاس بدارد

باید برای این مسأله که چرا همیشه این لایه زیرین، یگانگی ظهور و بروز پیدا نمی‌کند، پاسخ داشته باشیم! چرا فقط در شرایط بحرانی این لایه زیرین هویتمان یکی می‌شود؟ این یکی‌شدگی با خدا هم به خاطر پیشینه یکتاپرستی‌مان و به اصطلاح در عرفان ایرانی اسلامی و عشق هم متجلی می‌شود. چرا فقط در شرایط بحرانی یگانگی پیدا می‌کنیم و همیشه اینطور نیستیم؟

به نظر من چند دلیل دارد. اگر بخواهم با توجه به زمینه تاریخی ایران به این سؤال پاسخ دهم، نمی‌توانم از قدرت دولتی چشم بپوشم. به هر حال در وهله اول این قدرت دولتی علت این شکاف است؛ یعنی شکاف بین اتفاق مبارک شرایط غیرعادی با مشهودات عادی.

اگر قدرت دولتی، وزن و مسؤولیت خود را تشخیص دهد و حق مردم را پاس بدارد و خادم ملت باشد، پنهان کاری نکند و با مردم شفاف باشد و نگاه سیاست‌زده امنیت‌گرایانه را حاکم نکند، ما گام بزرگی برداشته‌ایم که شرایط غیرعادی‌مان هم به شرایط عادی تسری پیدا کند.

اعتماد وقتی حاصل می‌شود که دولت با مردم روراست باشد

اما وقتی که دولت‌ها خود را مخدوم می‌دانند (یعنی به جای خادم بودن، می‌خواهند به آن‌ها خدمت هم بشود)، نگاه امنیتی و سیاسی دارند، پنهان‌کاری می‌کنند و مردم را از خود نمی‌دانند و متکی به ابزارهای زور و اغوا می‌شوند، نتیجه این می‌شود که مردم احساس بی‌اعتمادی می‌کنند. چون اعتماد وقتی حاصل می‌شود که دولت‌های حاکم، اعتبار قدرت داشته باشند؛ یعنی قول صادقانه داشته و با مردم روراست باشند و تصمیماتی متناسب نیازهای واقعی مردم بگیرند. اما وقتی این کار را نمی‌کنند و مرد را به زور و فریب می‌خواهند تحت امر خود قرار دهند، متأسفانه ما شاهد این شکاف هستیم.

شرایط اجتماعی بر رفتار تأثیر می‌گذارد

اگر بخواهم عطف به علت، یک پاسخ صریح و عمده بدهم، می‌گویم علت این امر، دولت‌ها هستند. اما در این بین یک دلیل هم داریم که برمی‌گردد به اینکه انسان‌ها چه ارزش‌ها و ایده‌هایی را دنبال می‌کنند. برخی به رغم اینکه بین ایده، دلیل و علت تفاوت زیاد است، اما این را در نمی‌یابند. بحث بسیار ظریفی است. ببینید! ما به مردم توصیه می‌کنیم اگر هیچ شرایط مساعدی نبود، همه چیز منفی و علیه شما بود و بستر بی‌اعتمادی و غارت و چپاول هم فراهم بود، این‌ها دلیل موجهی برای چپاول شما نیست. این دلیل نمی‌شود، اما علت هست. خیلی بحث ظریفی است؛ یعنی ما نمی‌توانیم از بحث علّی و معلولی غافل شویم و صرفاً به دلیل بچسبیم و بگوییم اگر دولت‌ها خراب باشند، بستر چپاول و بی‌اعتمادی را فراهم کردند، مردم بی‌تأثیر باشند. به هر حال آدم‌های خاص هستند که تحت هر شرایطی پاک می‌مانند. اما واقع امر این است که مگر چند درصد از این افراد را داریم؟ به هر حال ما نمی‌توانیم از نقش ساختارها غافل شده، فقط روی عامل انسانی تکیه کنیم. چند درصد از آدم‌ها خودخواسته و خودساخته هستند. بسیاری تحت تأثیر همین شرایط اجتماعی هستند که روی رفتارشان اثر می‌گذارد.

چرا اقلام بهداشتی دست دلال می‌افتد؟/ انسجام دولتی بین مسؤولان نیست

یک مثال بزنم که سخنانم روشن‌تر شود. اکنون بسیاری سؤال می‌کنند که چرا این اقلام بهداشتی مورد نیاز، دست دلال‌ها و بازار سیاه می‌افتد و قیمت‌ها بالا می‌رود؟ این موادی که در داخل تولید می‌شود، توسط قدرت دولتی و یک دستگاه دولتی تولید می‌شود، چطور می‌شود که دستگاه دولتی اینها را در اختیار عده‌ای سودجو قرار می‌دهد که ما از آن‌ها به عنوان دلال نام می‌بریم؟ اعمالشان شرم‌آور است.

دقت کنید ما یقه بخش خصوصی را می‌گیریم که کارشان غیراخلاقی است و این همان دلیل‌محوری است، اما بحث من علّی است. علت اینکه این کالاها در اختیار این عده قرار می‌گیرد، چیست؟ به هر حال وزارت بهداشت قدرت دولتی است. دستگاهی که کالاها را تولید می‌کند، بخشی از قدرت دولتی است. این وسط چه اتفاقی می‌افتد که کالاها دست این عده می‌افتد؟ حداقلش این است که یک انسجام دولتی بین اینها نیست و حداکثرش این است که یک رخنه ایجاد شده است؛ یعنی سودجویی حاکم بر قدرت دولتی. علتی برای احتکار و اتفاقات ناگواری شده که این روزها شاهدش هستیم.

من در کل می‌توانم هم به لحاظ تاریخی و هم از نظر ساختاری به این سؤال این طور پاسخ دهم و بگویم: آن چیزی که عمدتاً باعث می‌شود، اتفاقات شرایط بحرانی ما به شرایط عادی تسری پیدا نکند، در ایران چیزی جز شرایط دولتی نیست؛ اما قدرت اجتماعی و برخی عاملان نیز در این زمینه به عنوان دلیل، دخیل است.

آیا حکمرانان ما فقط در امور جنگ رازداری می‌کنند؟ 

اگر قدرت دولتی یک کشور، صاف و صادق باشد، با انواع حیله با مردم رفتار نکند، آن لایه زیرین مردم، همواره رو خواهد بود. این بحث خیلی مهمی است. امام علی (ع) خطاب به مردمش می‌گوید که شما بر من یک حقی دارید که به جز در امور جنگی و نقشه آن، چیزی را از شما پنهان نکنم. این دستورالعمل می‌تواند سیاسی و فرهنگی باشد. حال شما ببینید که آیا حکمرانان ما فقط در امور جنگ رازداری می‌کنند؟ خیر، این طور نیست. نباید همه چیز در کشور ما بوی امنیت و سیاست بدهد و مردم را غریبه بپندارند.

در نهایت اگر من به یک عامل عمده اشاره کنم که چرا رفتارهای شرایط بحرانی ما به شرایط عادی تسری پیدا نمی‌کند؛ به نوع مواجهه قدرت رسمی با قدرت غیررسمی باز می‌گردد که مایه تأسف است و این نوع مواجهه هیچ ربطی به انقلاب اسلامی، دین اسلام و حکومت علوی به عنوان یک الگوی خوب و جامع حکومتی ندارد.

اتفاق خوب ویروس کرونا در کشور/ چرا حرص و ولع در غرب بیشتر است

 قبل از اینکه پدیده کرونا اتفاق بیفتد، مردم ما نگرانی‌هایی از مسأله دلار و شرایط اقتصادی داشتند. همان زمان صحبت این بود که اگر این اتفاقات در غرب می‌افتاد، مردم واکنششان چطور بود؟ آن‌ها حتماً نمی‌خریدند تا گران نشود یا تحریم می‌کردند. این مقایسه از نظر شما چگونه است؟

در مقایسه ۲ اتفاق در ایران، یکی اتفاق اخیر درباره ویروس کرونا و دیگری هم اتفاق چند سال پیش و دیگری مقایسه آن با غرب، به نظر من در این دوره مسؤولان بهتر عمل کردند. مخصوصاً وزارت بهداشت که شفاف با مردم برخورد کرد و این رفتار ستودنی است. چرا که آمار مبتلایان، مرگ و میر و ... را شفاف و دقیق به مردم داد. حتی ما شاهد نامه‌نگاری وزارت بهداشت با رئیس جمهور و دیگران هم بودیم؛ یعنی بخشی از دستگاه رسمی، نامه اعتراضی به بخشی دیگر دستگاه رسمی می‌نویسد و این، خیلی اتفاق خوبی است. در حالی که قبلا می‌گفتند نقد از درون و اعتراض از داخل، خط قرمز است.

در مجموع، مردم در ادبیات ما جایگاه والایی دارند. حتی بزرگان ما در صحبت‌هایشان از کلمه «من» استفاده نمی‌کنند؛ چون فردگرایی در آن است. اینها بخشی از شاخصه‌های ریز تفکر جمع‌گرایانه است. شواهدی داریم که می‌گوید وقتی وفاق سیاسی در غرب سست می‌شود، مردم در واقع چیزی از درون ندارند که بازدارنده باشد و ما باید شاهد حرص و ولع در غرب، بیش‌تر باشیم. اگر در ایران می‌بینیم عده‌ای به خاطر مسائلی از دلایل صحیح و اخلاقیات و عقلیات خارج می‌شوند، این یک اتفاق مذموم است و باید به جامعه تذکر داد.

خلاصه کنم. اگر مقایسه درونی داشته باشیم، الان شرایط فعلی ما حکایت از یک اعتماد مردم به مسؤولان به خاطر صداقتشان دارد. من این را به وزارت بهداشت باز می‌گردانم که علت مسائل را افشا کرد و به هر حال ما واجد این وفاق اجتماعی هستیم و این وفاق، یعنی عامل بازدارنده.

حال شما می‌گویید برخی مواقع در شرایطی واقعاً اینطور هست که مثلاً غربی‌ها حرص و ولعی ندارند که اگر این طور باشد با تفکر تاریخی و ساختاری من نمی‌خواند. این را توجیه نمی‌کنم و ناموجه می‌دانم که انسان تحت هر شرایطی اخلاقی عمل نکند، اما می‌گویم، توجه به علتش هم مهم است.

نگاه غلط به غرب، ظاهرگرایی و درک سطحی از غرب عامل خودتحقیری ایرانیان است

ابتدای صحبتم هم به این سؤال شما پاسخ دادم که علت این نگاه مثبت به بیرون و نگاه منفی به جامعه خودمان ناشی از غرب‌زدگی و نگاه غلط به غرب، ظاهرگرایی و درک سطحی از غرب است. اگر غرب را دقیق و عمیق بشناسیم و لایه‌های زیرین منتسب به غرب را که به لیبرالیسم و اومانیسم باز می‌گردد، بهتر بشناسیم و از سوی دیگر هم بحث‌های تاریخی و هویتی خودمان و خویشتن خویش را بهتر بشناسیم، اسیر این برخوردهای افراطی نمی‌شویم.

ایرانیان هیچ وقت غم غربت ندارند

متأسفانه به آگاهی و شناختمان کمتر بها می‌دهیم و یک درک خوب و بجایی از گذشته و تاریخمان نداریم. به جای این‌ها یک درک سطحی از غرب داریم. من در سفرهای علمی که داشتم، به کشور فنلاند رفتم. ممکن است در ظاهر یک کشور زیبا با آسایش و آرامش به نظر برسد. از یکی از اساتید پرسیدم در کشورتان چه مشکلاتی دارید؟ او به من گفت که کشورش به لحاظ خودکشی در جهان، اول است و ریشه این خودکشی هم به تنهایی بازمی‌گردد. انسان‌ها به دلیل فرهنگ فردگرایی، احتمال خودکشی‌شان بیش‌تر می‌شود و تنهایی خوب نیست. در حالی که ما هیچ وقت غم غربت نداریم؛ چون اخلاق جمعی داریم.

می‌خواهم بگویم که نباید صفر و یکی به همه چیز نگاه کنیم. درست است یک سری قابلیت‌ها در غرب است، اما نه به آن معنا که ما هم قابلیت‌هایی نداریم. بله! این درست است که در غرب، قانون حاکم است، اما قانون آنجا با وفاق سیاسی و جریمه حاکم شده است. ما باید بفهمیم که به این اهرم‌ها هم نیاز داریم. هر چند که عرض کردم ما در لایه‌های زیرین، جمع‌گرا هستیم. اما این دلیل نمی‌شود که در برابر تخطی‌ها و قانون‌شکنی‌ها به یک توصیه صِرف اخلاقی بسنده کنیم. آن‌ها این مراحل را پشت سر گذاشتند و این سبک زندگی خاص آن‌ها را به پیروی از قانون می‌رساند. نیاز ما هم به اهرم‌های سیاسی در قانون‌مداری است.

برخی رفتارهای ناموجه بین ایرانیان به خاطر رفتار غلط دولتمردان است

در هر صورت اینها درک‌ها و سیاست‌های غلط است. عمدتاً این هژمونی که رسانه‌ها القا می‌کنند، هم مؤثر است. یادمان نرود که عوامل داخلی هم می‌توانند در این مقایسه‌ها مؤثر باشند. وقتی ما در داخل متوجه می‌شویم که قدرت رسمی برای مردم ارزش قائل نیست، به کرامت آن‌ها توهین می‌کند و برای انسان‌ها قرب و منزلتی قائل نیست و شرایط را برای یک پاتک تدبیری فراهم می‌کند، نمی‌شود توقع یک اخلاق صحیح از سوی مردم داشت.

پس توجه ما نباید فقط به ارزش‌ها و مطلوب‌ها در کاغذ باشد. باید این را پاسخ دهیم که در واقعیت امر توجه و منزلتی که دولت برای شهروندانش قائل است، چگونه است؟ این واقعیت را مردم حس می‌کنند. من نمی‌خواهم خودم را تحقیر کنم. درست است که ما یک تاریخ ویژه پرافتخار داریم، اما واقعیت‌ها هم باید لحاظ شود.

حق شهروندی باید قدرت مانور پیدا کند

بخشی از اتفاقی که در غرب افتاده است، به خاطر اهرم‌های سیاسی معطوف به وفاق سیاسی است که در مردم نهادینه شده و برخی رفتارهای ناموجه بین ایرانیان به خاطر رفتار غلط دولتمردان است. دولتمردان ما باید بدانند که به مردم احترام بگذارند، به نیازهای مردم توجه داشته باشند و به آن‌ها مشارکت دهند.

امیرالمؤمنین (ع) در روایتی می‌فرماید: مردم ۲ دسته هستند؛ یک عده خود را می‌فروشند و برده می‌شوند. یک عده هم خود را می‌خرند و آزاد می‌شوند. جامعه ما باید طوری باشد که مردم روز به روز خود را بیش‌تر بخرند تا بفروشند. باید برای حق مردم جایگاهی قائل باشیم و حق شهروندی باید قدرت مانور پیدا کند. 

تعجب یک استاد دانشگاه در آمریکا از چادر زدن ایرانیان در زاینده‌رود

درباره تجربیات دیگرتان از سفر به کشورهای غربی باز هم برایمان مثال بزنید.

من به کشورهای زیادی سفر کرده‌ام و مشاهدات فراوانی از این سفرها داشته‌ام. روزی با یک فرانسوی درباره وفاق سیاسی و اجتماعی صحبت می‌کردم. او بعد از بحثمان گفت: حالا متوجه می‌شوم که وقتی پلیس فرانسه اعتصاب می‌کند، چرا مردم، مغازه‌ها را غارت می‌کنند. برای اینکه آنجا وفاق سیاسی است. ولی اینجا اگر مثلاً روزی پلیسی نباشد، اتفاقی نمی‌افتد.

یک بار هم تحقیقی در اصفهان داشتیم که همراه با دو تن از اساتید دانشگاه در آمریکا به آنجا رفته بودیم. آن‌ها می‌دیدند که شب‌ها مردم گردشگر در پارک اطراف زاینده‌رود چادر زده بودند. به من گفتند: اصلاً چنین چیزی در آمریکا اتفاق نمی‌افتد! اصلاً امکانش وجود ندارد، چرا که مردم می‌ترسند و امنیت ندارند.

بانوان آمریکایی برای رانندگی یک آدمک مرد کنارشان قرار می‌دهند!

مقاله‌ای را چند سال پیش با عنوان «هزینه‌های اجتماعی» از استیون ویگو ترجمه کردم که او در این مقاله می‌گفت یکی از هزینه‌های دگرگونی اجتماعی این است که خانم‌ها نمی‌توانند تا دیروقت در خیابان‌ها رانندگی کنند. حال شاید یک عده مخالفت کنند که چنین چیزی صحت ندارد، اما این دیگر یک مقاله آمریکایی است که می‌گوید: خانم‌ها برای رانندگی در شب، یک آدمک مرد کنارشان قرار می‌دهند تا ایمن باشند!

بنابراین تصاویر و ادراک غلط از غرب بسیار بد است. حرفم این است که اگر می‌خواهیم حرفی بزنیم، ابتدا غرب را خوب بشناسیم؛ زیرا غرب‌شناسی غلط باعث ایجاد القائات و انتخاب مفاهیم نادرست می‌شود که خلاف واقع است.

حقارت را به هویت و تاریخ خودمان که برگ برنده‌مان است، نکشانیم 

به هر حال اگر خوبی هم در غرب هست، ما چشم نمی‌پوشیم و نگاه صفر و یکی به آن نداریم. نمی‌گوییم غرب بد است و شرق خوب است. این اصلاً درست نیست. ما قابلیت‌های زیادی داریم که می‌توانیم منتقل کنیم. یعنی در مقام مقایسه، طیفی برخورد کنیم و خودمان را نادیده نگیریم و به حقارت، مخصوصاً در امور فرهنگی، هویتی و تاریخی خودمان که برگ برنده‌مان است، نکشانیم. 

یک نوع القاء هژمونیک می‌خواهد غرب را بالاتر نشان دهد

اکنون بسیاری از این مقایسه ها در فضای مجازی درباره غرب و ایران مطرح می‌شود. مثلاً از یک ژاپنی می‌پرسند: چرا شما با آمریکا که نسبت به کشورتان بمب اتم استفاده کرده، رابطه خوبی دارید و مثل ما «مرگ بر آمریکا» نمی‌گویید؟ او پاسخ می‌دهد: ما نیازی به این کار نداریم! در حالی که تلفن روی میز رئیس جمهور آمریکا ژاپنی است! این داستان‌سرایی‌ها چه نیتی را دنبال می‌کنند؟

آنچه در فضای مجازی این روزها در مقایسه بین اتفاقات غرب و ایران رخ می‌دهد، یک نوع القاء هژمونیک است که می‌خواهد غرب را بالاتر نشان دهد؛ در حالی که غلط است. به هر حال بسیاری از مسائلی که اینجا مطرح می‌شود، یک نوع پذیرش غرب است. مثل همین مثالی که استیلای ژاپنی‌ها را در حوزه پیشرفت‌های صنعتی نشان می‌دهد، ساخته خودمان است. اگر مرگ بر آمریکا می‌گوییم، منظورمان مرگ بر فناوری نیست. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر استیلای سیاسی آمریکا و استعمارگری و تجاوزطلبی او؛ نه مرگ بر علم و فناوری و مردمشان. مثل اینکه ما هم مثال بیاوریم. خب ما هم می‌توانیم بگوییم چرا مرگ بر آمریکا بگوییم؛ در حالی که زعفران، پسته و فرش ما هم در آمریکا استفاده می‌شود. این که دلیل نیست و یک نوع سادگی محسوب می‌شود.



مردم در مساله کرونا به دولت و حاکمیت اعتماد کردند



«عماد افروغ» روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا اظهارداشت: شروع کرونا در ایران، شاید با بی اعتمادی مردم نسبت به مسئولان ذیربط همراه بود اما مانند هر اتفاق غیرعادی تاریخی به تدریج که به سمت جلو حرکت کردیم و حوادثی را پشت سر گذاشتیم، اعتماد مردم به دولت و حاکمیت بیشتر می‌شود زیرا ایرانیان چه در موضع حکمران و چه در موضع مردم، کلا قوم شرایط غیرعادی و بحرانی هستند.

وی به انسجام و وحدت ایرانیان در دفاع مقدس، سیل و دیگر موضوعات مشابه اشاره و تصریح کرد: شاید اوایل آمدن کرونا با یک بی‌اعتمادی همراه بود که این بی‌اعتمادی تا حدودی توسط شبکه‌های اجتماعی هم پمپاژ می‌شد اما به مرور  این بی‌اعتمادی ترمیم و به اعتماد تبدیل شد.

افروغ با انتقاد از عملکرد شبکه‌های خارجی و تولیدکنندگان محتوا برای فضای مجازی در خارج از کشور و انتشار یاس و نامیدی توسط آنها گفت: ایرانی هر جا باشد در هر شرایطی، باید احساس میهن‌پرستی خود را حفظ کند؛ واقعا جای شگفتی است که چرا شبکه‌هایی که در ایران فعالیت نمی‌کنند، فعالیت‌هایشان با میهن‌پرستی همراه نیست و از هر اتفاقی می‌خواهند یک محتوای منفی و مایوس کننده درست کنند.

افروغ با یادآوری تجلیل سازمان بهداشت جهانی از ایران به خاطر کنترل کرونا تصریح کرد: به نظر می‌رسد هرچه که جلوتر آمدیم این بی اعتمادی ترمیم شد و به اعتماد تبدیل شد یعنی مشاهده می کنیم که آمارهایی که مسئولان ذیربط می دهند نزدیک به همان آمارهایی است که سازمان بهداشت جهانی می‌دهد و وزارت بهداشت ما مورد تقدیر سازمان بهداشت جهانی هم قرار می‌گیرد.

وی، کمک به حل مشکل کرونا در ایران را موضوعی انسان‌دوستانه دانست و گفت: کسانی که اخلاق اجتماعی و اخلاق نوع دوستی دارند تشخیص می‌دهند که در چنین مواقعی باید با ملت همدردی کنند و اینجا جایی نیست که بر طبل ناامیدی و بی اعتمادی بکوبند.

رییس پیشین کمیسیون فرهنگی مجلس، نوع‌دوستی ایرانیان را ظرفیت خوبی برای حل بحران‌های کشور دانست و گفت: نوع‌دوستی یکی از خصایل نیک مردم، نخبگان و روشنفکران ماست. البته ایراد ما این است که چرا  این نوع دوستی همواره و همیشه چنین نیست و فقط در شرایط خاص و بحرانی جلوه‌گری می کند.

افروغ، علت همیشگی نبودن اعتماد و نوع‌دوستی را در رفتار مسئولان دانست و افزود: در شرایط عادی به دلیل رفتارهای فاقد نظارت مسئولان و صاحبان قدرت، بی‌اعتمادی افزایش پیدا می‌کند.

وی در رفتارشناسی اقداماتی مثل احتکار در شرایط کمبود اقلام پزشکی و بهداشتی نیز گفت: برخی از رفتارهای زشت مانند احتکار و پنهان کردن اقلام ضروری مردم با هدف سودجویی، از یک دیدگاه، عقبه فرهنگی دارد که مردم را مقصر می‌داند اما از نگاه دیگری مسئولان را مقصر ارزیابی می‌کند.

افروغ با بیان اینکه مردم را عاری از تقصیر نمی‌دانم، تصریح کرد: اگر دلیل‌محورانه به قضیه نگاه کنیم، دلیلش مردم هستند و هیچ توجیهی نمی‌توان برای این قضیه اقامه کرد که چرا برخی از مردم چنین کار زشتی انجام می دهند اما معتقدم اگر علت محور به موضوع نگاه کنیم، علت آن به زمینه‌های مستعدی برمی‌گردد که افراد را تحت تاثیر قرار می دهد تا چنین رفتارهایی داشته باشند.

افروغ، نامه وزیر بهداشت به رییس جمهوری در خصوص کمبود اقلام پزشکی و فروش آنها در بازار سیاه را یادآور شد و تصریح کرد: علت این تخلف، به هر حال یک دستگاه رسمی است و همین تخلفات از سوی برخی دستگاه‌ها یا مسئولان باعث بی‌اعتمادی شده و توجیهی می‌شود تا برخی افراد هم به سودجویی در چنین شرایطی ترغیب شوند.

وی درباره نقش جامعه شناختی علت‌ها یا عوامل بیرونی بر رفتارهای فردی انسان‌ها گفت: علت‌ها عوامل اثربخش پیرامونی هستند و انسان‌ها ممکن است از لحاظ نظری خیلی از مسائل را قبول نداشته باشند اما به هر حال به خاطر منافع و مصالح ممکن است بر خلاف نظر خود عمل کنند.

این استاد دانشگاه معتقد است: بنابر این مردم را در درجه نخست مقصر ندانیم هر چند در جایی آنها هم مقصر هستند  اما در درجه نخست، بخشی از مسئولان و دستگاه‌های دولتی مقصرند.

افروغ، عملکرد فضای مجازی داخلی را در اطلاع‌رسانی کرونا خوب ارزیابی و تاکید کرد: رفتار فضای مجازی و شبکه‌های رسانه‌ای خارجی مایه تاسف است؛ امیدوارم که واقع‌بینانه و منصفانه‌تر به مسائل نگاه کنند.

وی با بیان اینکه کمبود و گرانی اقلام پزشکی و انجام رفتارهای زشتی مثل احتکار در کشورهای دیگر هم اتفاق افتاده است، اضافه کرد: در مقام مقایسه، متاسفانه زشتی کل دنیا را گرفته و فقط در ایران قیمت اقلام بهداشتی و پزشکی بالا نرفته بلکه در همه جای دنیا، دلالی و احتکار و اتفاقات ناپسند بعد از آمدن کرونا تشدید شده است.

این جامعه‌شناس در عین حال تصریح کرد: زیبنده نیست در جامعه ایران به عنوان جامعه‌ای که انقلاب اسلامی را پشت سرگذاشته و شعار اخلاق و معنویت و نوع دوستی در جهان سرداده و در عقبه خودش در دوران دفاع مقدس، مبارزه با سیل و دیگر بحران‌ها، نوع‌دوستی فراوان دیده است، شاهد رفتارهای ناپسند باشیم.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic