جراحی اقتصادی بدون اقناع مردم، معنا ندارد/ تاریخ می‌گوید اتخاذ سیاست‌های لیبرالی با شورش مردم همراه است

سیاست‌های دوران پهلوی که یک انقلاب را در پی داشت، در دولت آقای هاشمی و آقای روحانی پیگیری شد؛ لذا این پیش‌بینی صورت گرفته بود که سیاست‌ها و رفتارهای دولت آقای روحانی که همچون سیاست‌های دولت سازندگی، بوی (به اصطلاح) نوسازی می‌دهد، حتما با واکنش‌های مردمی و عدالت‌خواهانه رو به رو شود.
چند روزی می‌شود که اعتراضات بنزینی مردم شروع شده است. اعتراضاتی که از همان ابتدا به اغتشاش و آشوب کشیده شد. این گذار از اعتراض به اغتشاش را از چند زاویه می‌توان مورد بررسی قرار داد؛ برخی علت آن را خط دهی بیگانگان می‌دانند اما جامعه شناسان از نبود یک ساختار مشخص و معین برای انتقال اعتراض سخن می‌گویند که موجب اعتراض بدون سر و یا بدون لیدر می‌شود. طبیعتا در این فضا، امکان رادیکال شدن اعتراضات افزایش می‌یابد. 
به سراغ عماد افروغ، جامعه شناس و استاد دانشگاه رفته‌ایم تا در خصوص ‌علت شروع این اعتراضات و تبدیل آن به شورش صحبت کنیم. متن این گفت‌‎وگو را در قالب یک یادداشت شفاهی می‌خوانید.

اعتراضات و اغتشاشات این روزها، در مناطق پایین شهر و نقاطی که سطح درآمدی متوسط و پایین است، رخ داد. جنس این اعتراضات و محل رخ‌داد آن، ما را به یاد دوران سازندگی و اعتراضات سال 71، در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی می‌اندازد. اتفاقات دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی را چه شورش، چه اعتراض، چه اغتشاش و یا حتی حرکت غیر مترقبه بنامیم، امسال عینا تکرار شد و پیش از این نیز در سال 96 هم به وقوع پیوست. حالا ممکن است گفته شود که ما از مشاهده این اتفاقات و اعتراضات رخ داده، به این نتیجه‌ای رسیده‌ایم، که دو دولت سازندگی و تدبیر و امید شبیه هم هستند؛ اما بر طبق شباهت سیاست‌ها و رفتارهای اقتصادی دو دولت، این وضعیت آنومی را پیش بینی کرده بودیم. 

بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی، در یک سخنرانی تاکید کردم که سیاست‌های ما منظومه‌ای، دیالکتیک و رو به جلو حرکت نمی‌کند؛ ما به دهه 60 برگشته‌ایم، آن هم نه با نیروهای جوان، بلکه با همان مدیرانی که آن دهه را مدیریت می‌کردند.
سیاست‌های دوران پهلوی که یک انقلاب را در پی داشت، در دولت آقای هاشمی و آقای روحانی پیگیری شد؛ لذا این پیش‌بینی صورت گرفته بود که سیاست‌ها و رفتارهای دولت آقای روحانی که همچون سیاست‌های دولت سازندگی، بوی (به اصطلاح) نوسازی می‌دهد، حتما با واکنش‌های مردمی و عدالت‌خواهانه رو به رو شود. اکنون می‌بینیم وقتی این سیاست‌ها و رفتارهای اقتصادی که بویی از عدالت نبرده است و بیشتر به سیاست‌های لیبرالیستی و نئولیبرالیستی سطحی و نخ نما شبیه است، اتخاذ می‌شود با شورش مردمی همراه است، درست شبیه آنچه که در گذشته رخ داده. 

عمده مشکل مردم اقتصادی است

داده‌هایی که ما در اختیار داریم و از پیمایش‌های ملی و نظرسنجی‌های معتبر به دست آمده، تاکید می‌کند که مشکل عمده مردم ایران اقتصادی است؛ این مسئله روی موارد سیاسی و اجتماعی همچون مشارکت در انتخابات و یا ازدواج هم تاثیر گذاشته است.


در پیمایش سال 95 و در پاسخ به این سوال که «مهم‌ترین دغدغه شما چیست؟» نزدیک به 79 درصد می‌گویند که دغدغه اقتصادی داریم. بعد از دی ماه 96 هم 81 درصد مردم، مشکلات اقتصادی را عامل اعتراضات می‌دانستند. طبیعی است وقتی که از مشکلات اقتصادی صحبت ‌می‌کنیم، پای طبقه فرودست و کارگر یا همان طبقه متوسط و پایین به میان می‌آید و طبقه بالا چنین دغدغه‌ای ندارند.

بارها از سوی تحلیل‌گران اجتماعی و اقتصادی این هشدار و تذکر داده شده است که نیاز داریم تا شکاف‌های درآمدی تعدیل شود و در انجام آن باید تعجیل صورت بگیرد؛ اما متاسفانه در حالی که این سوال در ذهن‌ مردم بود که چرا با کاهش قیمت دلار، قیمت‌ها کاهش پیدا نکرد و هنگامی که مردم چشم انتظار تعدیل شکاف‌های درآمدی بودند، یک شبه و بدون آنکه بحث کارشناسی و آمادگی اولیه ایجاد و یا با مردم مشورتی شود، تصمیم گرفته می‌شود که قیمت بنزین به سه برابر افزایش پیدا کند. طبیعی بود که این تصمیم به مردم شوک وارد می‌کند و اعتراض به دنبال خواهد داشت. 

جراحی اقتصادی بدون اقناع مردم، معنا ندارد

گفته می‌شود سران قوا چنین تصمیمی را اتخاذ کرده‌اند. بله، ممکن است رئیس قوه مجریه و قضاییه تعین شخصی داشته باشند اما رأس قوه مقننه تعین شخصی ندارد؛ در واقع قوه مقننه نه به رئیس آن، بلکه به بدنه آن شناخته می‌شود. این مباحث باید در کمیسیون‌ها به بحث و نظر گذاشته می‌شد و موافقان و مخالفان مسائل خودشان را مطرح می‌کردند و بعد از جمع‌بندی، آن تصمیم گرفته می‌شد و حتی اجرای این تصمیم را هم باید به صورت تدریجی انجام می‌دادند. 

اگر ما می‌خواهیم جراحی اقتصادی کنیم باید اول بیماری و شرایط بیمار را تشخیص بدهیم. تشخیص این موارد با کیست؟ آیا با موضوع شناس، اقتصاددانان، نمایندگان مجلس است یا خیر؟ اگر تشخیص بر عهده آنان است پس چرا کسی خبر نداشته؟ آیا تشخیص این بیماری و تجویز و نسخه پیچی، پشت پرده انجام شده است؟ چرا مجلس شکایت دارد؟  

اگر چهارنفر پیدا می‌شوند که بانک آتش می‌زنند و شهر را به آشوب می‌کشند، به این دلیل است که شرایط انجام این کار برای آنها فراهم شده؛ در شرایط عادی که چنین وضعیتی ایجاد نخواهد شد. بحث ما این شوک بنزینی و شورش بعد از آن است که قابل پیش‌بینی بود و دوستان می‌توانستند آن را پیش بینی کنند؛ مثلا حداقل بسته‌های حمایتی را تا چند ساعت قبل از اعلام این قیمت، به حساب‌ها واریز می‌کردند؛ هرچند که معتقدم این مبلغ هم دردی را از مردم دوا نخواهد کرد. باید مردم را اقناع کنیم و سیاست‌های اقتصادی ما به سمت تعدیل شکاف‌های درآمدی برود. اگر این جراحی اقتصادی بدون اقناع مردم باشد و بر پایه زور و اغوا عمل کند، در نظام مردمسالاری دینی جایی نخواهد داشت. 

اعتراض مردم به نهادهای بالادستی نمی‌رسد

جامعه امروز ایران از یک عدم انسجام و تشکل‌یابی در انتقال اعتراضات مردم به نهادهای بالادستی رنج می‌برد. ممکن است از نظر نهادی توقعی که از روشنفکران، دانشگاهیان و حوزویان، برای ورود به مسائل اجتماعی و نیازهای مردم داشتیم، برآورده نشده باشد اما تک تک اینها از درد مردم سخن می‌گویند. حتی نهادهای نظرسنجی ما آمار منتشر می‌کنند، اما توجهی نمی‌شود. این میزان از تحلیل، گفت‌وگو، یادداشت، نظرسنجی و... بحث‌های میانی است که حکومت باید نسبت به آن توجه داشته باشد؛ اینها قرار است سخنگوی مردم و صدای بی‌صداها باشند و این حرف‌ها را گفته‌اند؛ هرچند متشکل نیستند.

من معتقدم حوزه‌های علمیه ما به صورت تشکل یافته می‌توانند وارد عرصه‌های مختلف شوند، نظارت کنند و فریاد بزنند؛ اگرچه به صورت نهادی این کار را نکردند اما تک تک وارد عمل شدند تا جایی که مراجع تقلید هم اظهار نظر کردند. 

سوال این است که چه کسانی در حال تصمیم‌گیری هستند که نه توجهی به نظرسنجی دارند و نه نظر حوزویان، پژوهشگران و جامعه‌شناسان برایشان مهم است؟ خوش‌بینانه‌اش این است که این افراد تنگ نظر هستند و منافع شخصی خودشان را دنبال می‌کنند و بدبینانه هم اینکه افرادی نفوذ کرده‌اند و باید ارتباط با خارج را در اینها جست‌وجو کرد. 

در نبود تشکل‌ها و سندیکاها، اعتراضات رادیکال می‌شود

جریانات سازمان یافته و احزاب ما تا کنون معرف جامعه نبودند؛ جامعه درخواست اقتصادی داشته اما اینها اهداف سیاسی خود را دنبال می‌کردند؛ پیمایش‌ها نشان می‌دهد که مردم گرایشی به چپ و راست و یا اصلاح‌طلب و اصولگرا ندارند‌ و این یعنی این احزاب و جریانات تا کنون معرف جامعه نبودند؛ حتی تا حدی فضا را دو قطبی کردند که جلوی شکل‌گیری و رشد نهادها و تشکل‌هایی که می‌توانستند معرف جامعه باشند را گرفته‌اند.

در سال ۷۶ از کسانی که به آقای خاتمی رای دادند، نظرسنجی شد که چرا رای دادید؟ ۵۱ درصد گفتند به خاطر حل مسائل و مشکلات اقتصادی؛ در حالی که آقای خاتمی با توسعه سیاسی روی کار آمده بود. 

عدالت خواهی که شعار ابتدای انقلاب بود را نگاه کنید و ببینید کسانی که روی کار آمدند برای رفع نابرابری‌ها و گسترش عدالت چه کارهایی را انجام داده‌اند؟ مجموع این رفتارها باعث شده تا برخی نگاه‌ منفی نسبت به جمهوری اسلامی داشته باشند؛ اما باید پرسید از کدام قرائت ناراحتید؟ قرائتی حساس است به عدالت و مستضعفان و قرائتی حساس نیست!

در طی این سال‌ها اگر گروه‌ها، تشکل‌ها و نهادهایی می‌بودند که خواسته‌های مردم را منتقل می‌کردند، دیگر این گذار از شورش به اغتشاش را نداشتیم. این انتقال صورت نگرفته است چون تشکلی که معرف نیازهای جامعه باشد را نداشتیم؛ طبیعی است که در نبود چنین ساختاری، اعتراضات به سرعت رادیکال می‌شود.

حالا با چند سوال رو به رو هستیم؛ می‌گویند چرا اعتراضات به صورت مسالمت آمیز انجام نشده است؟ آیا محلی برای چنین اعتراضی در نظر گرفته شده است؟ آیا وزارت کشور گشودگی لازم برای پذیرش این اعتراضات را دارد؟ ادعا شده که برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، تعداد بازرس‌های‌مان را بیشتر می‌کنیم اما چرا این بازرس‌ها، پیش از این کارایی نداشته‌اند؟

در حال حاضر، پرونده اعتراضات مردمی نباید بسته شود. اگر جایی را در نظر دارند، در اختیار مردم قرار بدهند و وزارت کشور هم شرایط را مهیا کند تا مردم بتوانند خواسته‌های خود را بگویند؛ باب بحث را باز بگذارند و اجازه بدهند کارشناسان حرفهایشان را بزنند. رهبر انقلاب به دلیل شرایط خاص این روزهای جامعه تصمیمی گرفته‌اند و حمایت کردند اما به این معنی نیست که مباحث کارشناسی انجام نشود.


اقناع بنزینی صورت نگرفت/ دولت مردم را غریبه می داند/ پیوست کارشناسی طرح را برای مردم منتشر کنید



گروه سیاسی خبرگزاری فارس - زینب رازدشت: از مدت‌ها قبل زمزمه افزایش قیمت بنزین شنیده می‌شد و البته برخی از مسئولان و حتی وزیر نفت این اطمینان را به مردم داده بودند که فعلا دولت تصمیمی بر افزایش قیمت بنزین را ندارد. بامداد جمعه‌ای که گذشت، به یکباره قیمت بنزین افزایش یافت. 

برخی از کارشناسان معتقدند که افزایش قیمت بنزین با توجه به شرایط آلودگی هوا امری ضروری بوده چراکه مصرف جامعه از حد نرمال گذشته بود و بیشتر کارشناسان از نحوه اجرای این تصمیم دولت گلایه مند بودند و از طرفی بدنه‌ قوه مقننه از چنین تصمیمی باخبر نبود. در این خصوص و نحوه اجرای تصمیم دولت مبنی بر افزایش قیمت بنزین، گفت‌و‌گویی با عماد افروغ نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و مدرس دانشگاه انجام دادیم. آنچه از نظر می‌گذرانید، حاصل گفت و گوی ما با این استاد دانشگاه است:

فارس: به نظر شما دولت از چه مدلی می‌توانست برای اجرای طرح دونرخی شدن بنزین استفاده کند تا کمتر شاهد وضعیت کنونی می‌شدیم؟

افروغ: زمانی که می‌خواهیم طرح جدیدی را در سطح کلان و ملی اجرا کنیم، حتما باید مردم را در جریان بگذاریم و آنها را غریبه نپنداریم و به صورتی کاملا شفاف بیاییم و از ظرفیت‌های نخبه‌ای، کارشناسی و مردمی و حتی کارشناسی بدنه حاکمیت استفاده کنیم. متأسفانه در این تصمیم دولت چنین اتفاقی رخ نداد. عنوان می‌شود که سران قوه درباره این تصمیم به توافق رسیدند، اما این کفایت نمی‌کند. به هرحال رئیس قوه قضائیه و رئیس قوه مجریه با توجه به نوع ساختار موضوعیت دارد و به رأس تعریف  و شناسایی می شود، اما در مورد قوه مقننه این طور نیست و قوه مقننه با رئیس عینیت پیدا نمی کند بلکه با بدنه  اش عینیت پیدا می کند. این مسأله بسیار مهمی است که باید دقت شود.

چرا نمایندگان مجلس در تصمیم دولت نقشی نداشتند؟

 رئیس قوه مقننه یک مدیر است، مدیری که بتواند بحث ها را جمع کند و صحبت‌های موافق و مخالفش را بشنود و در نهایت مجلس رأی دهد که می‌تواند رأی موافق یا مخالف باشد. در خصوص تصمیم دو نرخی شدن بنزین این اتفاق در مجلس رخ نداد و نمایندگان مجلس در جریان این طرح قرار نگرفته بودند. اگر نمایندگان نسبت به این موضوع معترض هستند که چرا در جریان قرار نگرفتند، حق دارند؛ چراکه آنها به لحاظ قانونی بخشی از بدنه کارشناسی جامعه هستند و حداقل با کارشناسان عرصه مدنی ارتباط دارند. متأسفانه این اتفاق رخ نداد و حتی در مورد بحث‌های کارشناسی شک و شبهه‌های وارد است، حداقل در مورد قوه مقننه این اما و اگرها کاملا بارز است. زمانی که آقای رئیسی می گوید که کماکان بحث های اقناعی دنبال شود و مردم در جریان بحث کارشناسی قرار بگیرد، یعنی قوه قضائیه چندان توجیه نبوده و صرفا یک تصمیمی بوده که سران سه قوه آن را اتخاذ کرده است.

به نظر می‌آید موضوع شناسی و کارشناسی در مورد اجرای این تصمیم انجام نشده است و اگر هم انجام شده از همه ظرفیت ها استفاده نشده است. اگر این کارشناسی‌ها انجام شده باشد،‌ باید در دسترس عموم مردم قرار بگیرد و نباید مردم را غریبه بپندارند. یکی از مشکلاتی که در این جامعه از آن رنج می‌بریم، عدم شفافیت است. متأسفانه مردم را غریبه می‌دانند. اگر دولت با مردم رایزنی می‌کرد و مردم را در جریان می‌گذاشتند، حداقل کاری که مردم می‌توانستند انجام دهند، مشارکت و همدردی بود. متأسفانه از ظرفیت‌های مردمی استفاده نمی‌شود. گاهی اوقات مردم پیشنهاداتی دارند که مسئولان می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

فارس: برخی از کارشناسان معتقدند که اگر به تدریج تصمیم افزایش نرخ بنزین اخذ می‌شد، مشارکت مردم در این امر بیشتر می‌شد.

افروغ: کاملا درست است. اگر این تصمیم به تدریجی اعلام می‌شد، مشارکت مردم بیشتر دیده می‌شد. یعنی باید  افزایش گام به گام صورت می‌گرفت نه آنکه به یکباره شاهد افزایش نرخ بنزین می‌شدیم. هم باید تدریجی اعلام می‌شد و هم تدریجی عمل می‌شد. گاهی این پاسخ را می‌دهند که اگر تدریجی تصمیم را اخذ می‌کردیم،‌ پمپ بنزین‌ها شلوغ و تعداد قاچاقچیان سوخت بیشتر می‌شد، درحالی که این توجیه مناسبی برای تصمیم عجولانه امروز نیست. حداقل باید از قبل پیش بینی می‌شد و اینچنین شوک بنزینی به جامعه وارد نمی‌شد تا جامعه چنین واکنشی از خود نشان نمی‌داد.

گرانی بنزین بر گرانی قیمت‌ها تأثیرگذار است

نکته دیگر آنکه این توجیحات پساوقوع، درد را بیشتر می کند، چرا که نمی‌توانند مردم را درک کنند،‌ یعنی تصویر دیگری از واقعیت را نشان می‌دهند که با عینیت سازگار نیست. عنوان می‌شود که هیچ چیز گران نشده است یا می‌گویند با گران شدن بنزین،‌ گازوئیل گران نمی‌شود. آنهایی که چنین توجیهاتی را می‌آورند، از بازار خبر دارند؟ یا با خرید و فروش سروکار داشته‌اند؟ ما این گرانی را در زندگی روزانه‌مان شاهد هستیم. توجیه دیگری را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه بازرسانی را در بازار قرار داده‌اند که مانع از افزایش قیمت‌ها شوند. این پرسش مطرح می‌شود که اگر بازرسان شما کارآیی داشتند، در آن زمانی که با افزایش دلار،‌ قیمت‌ها افزایش یافت و با کاهش آن قیمت‌ها پایین نیامد، اقدامی را انجام می‌دادید و دیگر شاهد افزایش قیمت‌ها در آن زمان نمی‌شدیم. 

تجربه تاریخی نشان داده است زمانی که قیمت بنزین بالا می‌رود، سایر قیمت‌ها هم افزایش می‌یابد. البته شاید تا چند هفته به دلیل هیجان‌های موجود شاهد کنترل قیمت‌ها به صورت هژمونیک باشیم، اما واقعیت چیز دیگری است. ما باید با آمار و ارقام صحبت کنیم و با عینیت سروکار داشته باشیم. امروز قیمت‌ها افزایش یافته اما قدرت خرید مردم بالا نرفته است. دولت باید به مردم توضیح می‌داد که افزایش قیمت بنزین هم تراز با افزایش قیمت‌هاست یا هم تراز نیست. قیمت‌ها به چه شکل خواهد بود و به چه صورت محاسبه خواهد شد. 

فارس: البته دولت نظرسنجی‌های مختلفی هرساله انجام می‌دهد، آیا نتایج نظرسنجی‌ها می‌تواند کمکی به دولت در اخذ تصمیم‌ها داشته باشد؟

افروغ: تمام نظرسنجی‌هایی که دولت انجام می‌دهد،‌ حکایت از مشکلات اقتصادی مردم دارد. سال 95 در نظرسنجی که دولت از مردم انجام داده بود، نزدیک به 79 درصد از مردم مشکلات اقتصادی داشتند. همچنین امسال از مردم نظرسنجی شده بود که آیا در انتخابات آتی شرکت می‌کنید و مردم گفته بودند شرکت نمی‌کنیم چراکه هرکسی که بیاید، اوضاع اقتصادی به همین منوال خواهد بود. از جوانان هم این نظرسنجی انجام شده بود که مهم‌ترین مانع ازدواج چیست؟ و آنها پاسخ داده بودند که مشکلات اقتصادی و عدم شغل از جمله موانع در این امر به شمار می‌رود. تمام نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که مشکل مردم اقتصاد است یعنی مشکل روزمره مردم، مشکلات اقتصادی است، علاوه بر آن هم شاهد بی عدالتی هستند.

فارس: در این وضعیتی که دولت خودش هم می‌دانست مردم مشکلات اقتصادی دارند،‌ چرا بار اقتصادی دیگری را روی دوش آنها گذاشت؟

افروغ: دقیقا همین طور است. همه نظرسنجی‌ها حکایت از مشکلات اقتصادی دارد، اما دولت بار اقتصادی را روی دوش مردم گذاشت. به نظر می‌رسد اگر واقعا قرار است فشار اقتصادی بر مردم وارد شود، باید به همه وارد شود. اگر این فشار به همه وارد شود، مردم احساس آرامش خواهند کرد. زمانی که مردم شکاف طبقاتی یا شکاف درآمدی را شاهد هستند و دچار محرومیت نسبی شده‌اند، نمی‌توانند تاب بیاورند. ممکن است گفته شود که مردم حسی از بی عدالتی دارند، اما واقعیت چیز دیگری است. سوالم این است که اگر این حس بی عدالتی است، چرا به یکباره اعلام می‌شود که افزایش قیمت بنزین به نفع 60 میلیون نفر می‌شود. واقعیت حکایت از حس نیست هرچند که 60 میلیون هم حس کاذب نیست بلکه حس واقعی است.

فارس: به 60 میلیون اشاره کردید. در دوره‌ای یادم است که دولت آقای روحانی به حذف یارانه‌ها معتقد بودند. امروز چه شد که مجددا بحث یارانه‌های 60 میلیون مطرح شد؟

افروغ: این سیاست‌ها متناقض است. دوره‌ای آقای روحانی عنوان کرد که با حذف یارانه مخالف است اما امروز این صحبت را مطرح می‌کند که افزایش قیمت بنزین برای بهره وری خانواده‌های آسیب‌دیده است. مردم قانع نشدند و فرآیند اقناعی هم دنبال نشد. اگر کسی بخواهد به لحاظ جامعه شناسی سیاسی تصمیم بگیرد، می‌گوید این تصمیم در بهترین حالت مبتنی بر زور و فریب است؛ درحالی که قرارمان در جمهوری اسلامی این است که از زور و تهدید و فریب استفاده نشود و قرارمان بر اقتدار مشروع بود. ما در این تصمیم فرآیند اقناعی را شاهد نبودیم. اگر این تصمیم گرفته شد که شاهد قاچاق سوخت نباشیم، آیا می‌ارزید؟ کدام هزینه مضاعف بود؟ قاچاقچیان و یا اعتراض امروز؟ این هزینه را چه کسی باید برآورد و تأمین کند؟ 

فارس: البته اعتراض به نفسه مشکلی ندارد و مردم حق دارند معترض باشند؛ مساله اغتشاش‌گران هستند.

افروغ: اغتشاش گران در شرایط عادی نمی‌توانند اغتشاش کنند. آنها در شرایطی پا به میدان می‌گذارند که شرایط اغتشاش باشد. به هرحال واکنش مردمی ایجاد شد و اغتشاش گران هم از این واکنش مردمی سوءاستفاده کردند. بحث این است که این واکنش ایجاد شد و شرایط برای اغتشاش گران آماده شد. دولت آقای روحانی، دولت گذشته را محکوم به اخذ سیاست‌های پوپولیستی کرد،‌ درحالی که خود دولت آقای روحانی هم چنین سیاستی را اتخاذ کرد. در توجیه این تصمیم عنوان شد که این سود به جیب کسانی برود که ماشین ندارد. این پرسش مطرح می‌شود، آیا آنهایی که ماشین ندارند،‌ با ماشین سروکار نخواهند داشت؟ برای سفرهای داخلی از ماشین استفاده نمی‌کنند؟ این سیاست‌ها، سیاست های درستی نیست. اگر قرار است این سیاست ها اتخاد شود،‌ چرا به دولت قبلی ناسزا گفته شد. دولت آقای روحانی عنوان می‌کرد که تعداد اقشار بهره‌مند از یارانه کم شود،‌ درحالی که این تعداد گسترده شد. این توجیهات قابل قبول نیست و تنها به دنبال دوقطبی کردن فضا هستند. 

فارس: به نظر شما دولت نباید وقایع پس از تصمیم و اعتراضات را پیش‌بینی می‌کرد؟

افروغ: در واقعه دی ماه 96 موضعی داشتم مبنی بر اینکه جامعه در برابر فشار واکنش نشان می‌دهد. واکنش آن دوره کاملا مترقبه بود. زمانی که در سال 95 نظرسنجی‌ها حکایت از مشکلات اقتصادی مردم دارد، پس واقعه دی ماه 96 را می‌توانستیم پیش‌بینی کنیم. مردم نسبت به آینده مبهم شان نگران هستند. زمانی که مردم قصد اعتراض دارند،‌ آیا وزارت کشور به آنها اجازه راهپیمایی و تظاهرات و نشست می‌دهد؟ اگر این اجازه داده شد،‌ آیا حرف‌های شان شنیده می‌شود و مشکلات شان حل می‌شود. زمانی که مردم شاهد هستند که مشکلات اقتصادی شان به قوت خود باقیست،‌ چه باید بکنند؟ زمانی که مردم از طریق مجاری قانونی کارشان پیش نمی رود،‌ باید چه کنند؟ این یک رفتار جامعه شناسی است. همه این موارد باید بررسی شود. 

در اعتراض‌ها حساب گروه‌ها را از یکدیگر جدا کنیم

عده‌ای شهروندانی تابع ارزش ها و هنجارها هستند و اینچنین راهپیمایی‌ها را آرام برگزار می‌کنند و به تخریب روی نمی‌آورند. به هرحال این گروه هم  رفتار هیجانی دارند و هزینه ای را تحمیل می کنند. ممکن است مسیری را ببنند و سلب آرامش کنند و همه اینها طبیعی است، اما اینکه عده ای یکدفعه هیجان شان بسیار بالا می رود و این درحالتی است که اتصالی به خارج ندارند. هیجان شان قابل تحمل است و به تخریب اموال عمومی هم نمی انجامد. معتقدم حساب کسانی که ارتباط سازمان یافته با خارج دارند و به تخریب اموال عمومی می پردازند با کسانی که ارتباطی ندارد باید جدا باشد. دوم آنکه کسی که وارد میدان شده و شورش هیجانی را نشان داده اما تخریبی نکرده است، حسابش از آن که ارتباط با خارج ندارد و تخریب کرده بازهم باید جدا باشد. آنکه ارتباطی نداشته و با خارج اتصالی نداشته اما تحت تأثیر قرار گرفته و تخریب کرده باید تاوان دهد چون بانک را آتش زده است،‌ اما کسی که می آید تحت تأثیر این رفتار هیجانی، راهپمایی می کند و غیرقانونی است، این را نباید مثل شرایط عادی با او برخورد شود. این موضوع را باید بفهمیم که شرایط غیرعادی است. مواجهه ما با واقعیت غیرعادی با واقعیت عادی متفاوت است. 

فارس: البته رئیس جمهور اعلام کرده است شماره پلاک ماشین‌هایی که راه را بند آورده است، مشخص شده و برخورد می‌شود.

افروغ: این حرف درستی نیست. شرایط خاصی ایجاد شد. شرایطی که از قبل قابل پیش بینی بود. ما باید مجموعه مسائل را در نظر بگیریم. آیا این اتفاقی که رخ داد غیرمترقبه بود یا مترقبه؟ اگر مترقبه بود چرا پیش بینی و پیشگیری نکردیم؟ اگر غیرمترقبه بود ناگزیریم که به مردم توضیح دهیم. اگر از قبل مردم را آماده می‌کردیم همه این موارد مسالمت آمیز حل می‌شد. این شوک را خود دولت به وجود آورد. مقصر مردم نیستند، مقصر آنهایی هستند که این تصمیم را عجولانه اجرا کردند. توصیه ام این است که حساب کسانی که با خارج ارتباط و اتصال دارد و دست به تخریب عمومی زدند با کسانی که ارتباط ندارد و دست به تخریبی زده باشد، جدا باشد و اینجا چون اموال عمومی را تخریب کرده‌اند باید تاوان دهد.

همچنین حساب این دو دسته با کسانی که آمدند و راهپیمایی کردند و واکنش نشان دادند و تخریب اموال عمومی نداشتند و متناسب با رفتار شرایط غیر طبیعی و غیرعادی از خود رفتار هیچانی نشان دادند، این ها حساب شان باید جدا باشد و نباید با آن ها رفتار سخت و سنگین کرد، چون بازتاب خواهد داشت و در مرحله بعد با واکنش تندتری مواجه خواهد شد. اگر مقایسه‌ای میان واقعه دی 96 با واقعه این چند روز را داشته باشیم، متوجه می‌شویم که واقعه اخیر مخرب‌تر از واقعه دی 96 بود. دولت باید با مردم تسامح داشته باشد و واقعیت را  درک کند که به لحاظ جامعه شناسی شرایط عادی با غیرعادی متفاوت است و باید از گذشته درس بگیرد.



دوشنبه 27 آبان 1398

اولویت با امنیت است یا اعتراض؟

نوع مطلب :مقالات ،

اولویت با امنیت است یا اعتراض؟





در پی اعتراض‌های مردمی به افزایش قیمت بنزین، موضوعی که مورد بحث قرار گرفت رابطه اعتراض و جایگاه امنیت است.

به گزارش ایسنا، عماد افروغ در ادامه یادداشت خود در «اعتماد» نوشت:

 نکته‌ای که باید در این رابطه مورد توجه قرار داد، این است که گاهی ما در شرایط ثبات و نظم مستقر به رابطه اعتراض و امنیت می‌پردازیم و گاهی در شرایط غیر‌عادی و انقلابی این موضوع را مدنظر قرار می‌دهیم. در شرایط عادی و نظم مستقر باید بین اعتراض و امنیت جامعه رابطه و تناسبی برقرار کرد؛ یعنی هیچ منافاتی وجود ندارد که امنیت جامعه برقرار باشد و از سوی دیگر اعتراض‌هایی به برخی سیاست‌ها و رفتارها هم صورت بگیرد. رویکردی که می‌تواند در اعتراض‌های قانونی و مسالمت‌آمیز در محل‌های تعریف شده نمود پیدا کند.

در همین راستا دولت مقرر کرده است که بر اساس اصول قانون اساسی جایگاه‌هایی برای انجام اعتراضات تعریف شود تا اعتراض‌های عمومی در این محل‌ها ظهور و بروز داشته باشند. هر چند تحقق این مهم منوط به آن است که نهاد‌های ذی‌ربط نیز با رویکردی گشوده و باز با این موضوع مواجه شوند. یعنی اگر جماعتی خواستند اعتراض خود را در قالب نشست و تجمع نشان دهند با انواع موانع روبه‌رو نشوند. اما این یک طرف ماجراست؛ یعنی اگر حاکمیت فاقد این گشودگی نسبت به اعتراض‌ها باشد، ممکن است اعتراض‌های آرام و مدنی تبدیل به رویکردی خشونت‌آمیز و ناآرام شود؛ این یک گزاره جامعه‌‌شناختی است. بنابراین باید گفت اگر دولت و مجموعه حاکمیت نسبت به اعتراض‌ها با گشودگی و سعه‌صدر برخورد کنند، مسلم است که میان امنیت و اعتراض یک تناسبی برقرار خواهد شد. در شرایط کنونی باید گفت ما زمینه ایجاد اعتراضات مسالمت‌آمیز را داریم به این معنا که اجازه بروز اعتراض فراهم شده است و در برخی موارد هم مکان‌هایی برای انجام این اعتراضات فراهم می‌شود اما در اینجا لازم است که ملاحظه‌ای را در نظر گرفت و آن، اینکه فقط صرف اجازه دادن برای بیان اعتراض کافی نیست؛ بلکه باید گوش شنوایی هم برای آن و برابر این اعتراض‌ها پاسخی قانع‌‌کننده نیز وجود داشته باشد؛ در این راستا دست‌کم در سال‌های اخیر شاهد بودیم که هر پیمایشی صورت گرفت، چه وقتی مساله ازدواج مطرح بود، چه زمانی که موضوع انتخابات مورد بحث بود، شهروندان از نارضایتی خود نسبت به وضعیت معیشتی‌شان سخن گفتند. اما با وجود اینکه بارها و بارها شهروندان از نارضایتی‌های خود گفته‌اند، اقدامی شایسته جهت رفع این نارضایتی‌های اقتصادی صورت نگرفت. بنابراین باید این واقعیت را بپذیریم که حاکمیت نسبت به این شکاف‌های درآمدی اعتنای لازم را نکرده و در نتیجه این مشکل همچنان به قوت خود باقی مانده است. حال در چنین شرایطی یک‌شبه تصمیم گرفته می‌شود، قیمت بنزین 3 برابر شود با یک سهمیه محدود که قیمت آن نیز 50 درصد اضافه شده است. شاید برخی اقشار دارای وضعیت مالی متوسطی باشند که فشاری متوجه آنها نشود اما این یک واقعیت است که بخش قابل ‌توجهی از خانوارهای ما دارای وضعیت اقتصادی خوبی نیستند و این افزایش قیمت می‌تواند معیشت آنها را به خطر بیندازد.

مسلم است که این رفتار و تصمیم یک‌شبه به جامعه شوک وارد می‌کند و این طبیعی است که واکنش‌هایی را در بر داشته باشد. واکنش‌هایی که طبیعتا در قالب اعتراض ظهور و بروز یافته و در این میان هستند کسانی که با سوءاستفاده از این اوضاع، دست به تخریب اموال عمومی می‌زنند.

نباید این نکته را فراموش کنیم افرادی که می‌خواهند به تخریب اموال عمومی بپردازند، نمی‌توانند هیچ‌گاه بی‌مقدمه این کار را انجام دهند و این زمینه‌سازی از همان شوک اولیه نشات می‌گیرد. البته این شرایط را نمی‌توان شرایطی غیرعادی و انقلابی دانست؛ دلیل این ادعا هم آن است که انقلاب‌ها نیاز به عقبه تاریخی، جنبش‌های مستمر و از همه مهم‌تر رهبری هدایت‌‌کننده دارند اما در وقایع اخیر هیچ نشانی از این موارد نیست. بنابراین این حوادث ناشی از همان شوکی بود که پیش از این به آن اشاره شد و می‌توان گفت که کاش این شوک صورت نمی‌گرفت؛ به عبارت دیگر اگر عزمی برای این‌ کار وجود داشت، بهتر بود این تصمیم به تدریج اتخاذ و اجرا می‌شد تا چنین ضربه‌ای را هم به دنبال نداشته باشد.

اما در نهایت پرسش اینجاست که اولویت با امنیت است یا اعتراض! برای پاسخ به این پرسش باید گفت اگر جامعه‌ای، جامعه مستقر نباشد، به این معنا که نظم اولیه‌ای در آن وجود نداشته باشد؛ اساسا حکومتی وجود ندارد که اعتراضی شکل بگیرد. بنابراین ثبات سیاسی شرط لازم است اما شرط کافی نیست. به عبارت دیگر اگر قرار باشد اولویت‌بندی صورت بگیرد باید گفت امنیت مرحله اول است تا عدالت و آزادی به سرانجام برسد اما گام نهایی امنیت نیست؛ به عبارت ساده‌تر باید گفت امنیت برای امنیت نیست، بلکه امنیت برای رفاه است.


«آموزه های پیامبر(ص) برای امروز ما» در گفت وگو با پنج تن از استادان و کارشناسان دینی


شفقنا- پیامبر(ص) با جامعه ای فرو رفته در ظلمات، تندی، تیزی، فقدان حلم، خشونت ورزی روبرو شد. امام علی(ع) در خطبه ۲۶ نهج البلاغه در تبیین و توصیف زندگی و اوضاع جاهلی می فرماید: «ای گروه عرب، شما در بدترین خانه و منزلگاه زندگی می کردید، زندگی انسانی نداشتید، همدم مارهای گزنده بودید، آب گندیده می آشامیدید؛  غذای ناگوار می خوردید، یکدیگر را می کشتید، ارتباطات و پیوندهای انسانی را قطع می کردید، بتان در میان شما برپا و گناهان و آلودگی ها به وجود شما پیوسته بود.» پیامبر(ص) در چنین فضایی آمد و با مردمانی که خیلی سرسخت بودند و در کنار بعضی از عادات خوب، عادات بسیار بدی داشتند و انواع فسادها و تباهی ها در میانشان رایج بود، روبه رو شد؛ در این کویر ظلمت شرک و ستم، گل سرخ پر رحمت رویید و همه جا را به رنگ خودش درآورد.

به گزارش شفقنا، همواره بر الگو قرار دادن سیره و مشی پیامبر(ص) در زمینه ها و حوزه های مختلف تأکید داریم؛ بررسی این مساله که «آموزه های پیامبر(ص) برای امروز ما» چه موارد و مسایلی است می تواند این نتیجه را به دست دهد که تا چه میزان از توصیه ها، تأکیدات و خواسته های پیامبر(ص) دور هستیم و تا چه میزان رفتار و اخلاق ایشان را الگو قرار دادیم.

عماد افروغ: مهم ترین درس از آموزه های پیامبر(ص) توحید منتج به وحدت متکثر است

دکتر عماد افروغ در گفت وگو با شفقنا، درباره مهم ترین آموزه پیامبر(ص) برای جامعه امروز ما، اظهار کرد: معتقدم مهم ترین رسالت پیامبر اکرم(ص) زمان و مکان نمی شناسد و پیامی که امروز هم به آن به شدت نیاز داریم، پیام «توحید» است. همه اصول دین نیز به توحید باز می گردد و اگر فهم صحیحی از توحید داشته باشیم، بازتابی روی فهم صحیحی از وحدت، بازتابی روی پرهیز از اختلافات و مناقشات ناموجه و بازتابی روی کثرت نیز خواهد داشت.

وی ادامه داد: اینگونه نیست که اگر توحید و وحدت را پذیرفتیم، تکثری را بر نتابیم منتها نه تکثر منهای وحدت و نه وحدت منهای تکثر؛ بنابراین معتقدم مهم ترین درسی که امروزه می توانیم از رسالت پیامبر اعظم(ص) بگیریم، همان توحید منتج به وحدت متکثر است.

وی در تبین مفهوم «وحدت متکثر»، گفت: وحدت متکثر، یعنی اینکه در این وحدت تفاوت ها، سلایق و برداشت های مختلف را بر می تابیم، اما فراموش نمی کنیم که ریسمان وحدت باید میان همه این تفاوت ها و اختلافات  وجود داشته باشد کما اینکه قرآن کریم هم می فرماید: ما شما را از زن و مردی آفریدیم و شما را به قبایلی تقسیم کردیم که یکدیگر را بشناسید. در واقع این تفاوت ها، تغایری ندارد که ما به وحدت و انسجام باندیشیم.

وی افزود: احساس می کنم که در کشور مشکل اساسی ما این است که یا وحدت بدون تکثر می خواهیم یا تکثر منهای وحدت می خواهیم. این بحث بسیار مهمی است و در هستی هم که نگاه کنیم، تکثر داریم. تکثری که همه در وجود مشترکند، اما بهره های متفاوتی از وجود بردند، بنابراین اشتراک آنان در وجود است و تفاوت آنان در بهره های متفاوتی است که از وجود برخوردار هستند.

افروغ در پاسخ به اینکه وحدت متکثر که به آن تأکید دارید بیشتر نیاز جامعه ماست یا نیازی برای بین مذاهب و جامعه اسلامی است؟ تصریح کرد: وقتی صحبت از وحدت می کنیم، تخصیص نمی زنیم. وحدت باید بین مذاهب، بین قشرها و آحاد و گروه بندی های اجتماعی و در سطحی بالاتر، جهانی باشد. اینکه تأکید دارم وحدت به توحید باز می گردد، یعنی اینکه ما متوجه باشیم که مبنای وحدت در نهایت به یک نگاه توحیدی ناب و یک کل گرایی توحیدی برمی گردد. عالم یک منظومه است و وقتی یک منظومه شد یعنی اینطور نیست که یک کل باشد که اجزایی نداشته باشد، یک نگاه دیالکتیک دارد، این نگاه یعنی اتصال بین اجزا؛ وقتی این دیالکتیک الهی شد، ماهیت از «اویی» و به سوی «اویی» مطرح می شود.

وی ادامه داد: همه عالم، خداوند را تسبیح می کنند: ان مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ ۗ  یعنی هر شیء از گیاه، جماد و نبات خداوند را تسبیح می کند و این تسبیح، تکوینی نیست و به تعبیر امام خمینی(ره) تسبیح لفظی است. همه در این عالم تسبیح گوی خداوند هستند، یک بخشی از ما هم، تسبیح گوی خداوند است منتها ما چون یک وجه اختیار و اراده داریم، باید هم نوا با آن وجه جمادی یک تسبیح ارادی نیز داشته باشیم و بعضاً بین وجه جسمانی و جمادی و وجه اختیاری و ارادی ما شکاف می افتد چرا که انسان به دلیل اختیاری که دارد، از اصل خود دور می شود. بنابراین وقتی بحث وحدت را مطرح می کنیم، هم وحدت بین مذاهب و هم وحدت بین اقشار مختلف را مطرح می کنیم.

وی گفت: وحدت بین مذاهب مبنایی تر و ریشه تری است به این دلیل که آنان در «خدا» مشترک هستند. به عنوان مثال اهل سنت در نبوت، معاد، نماز، حج و زکات مشترک هستند ضمن اینکه همیشه گفتم علاوه بر اینکه ما مشترکات بسیاری داریم که می تواند مبنای وحدت اجتماعی نیز باشد، هیچ اشکالی ندارد که یک گفت وگوی پیش رونده داشته باشیم و با توجه به تفاوت هایی که داریم، بر سر این تفاوت ها به گفت وگو بنشنیم.

افروغ تأکید کرد: اگر شیعه و سنی و عالمان و فیلسوفان دین بر سر تفاوت ها به گفت وگو ننشینند، این تفاوت ها در توده ها منشأ دعوا می شود کما اینکه شاهد آن هستیم؛ ما نمی توانیم چشم بر روی ظهور جریانی به نام داعش ببندیم، این جریان اندیشمند و یک تفکر عالمانه که نیست، جریانی توده ای و تفکری سطحی است. وقتی عالمان و فیلسوفان هر دو نحله بر سر تفاوت هایشان گفت وگو کنند، این تفاوت ها به رفتارهای فیزیکی از سوی توده ها نمی انجامد.

وی ادامه داد: قطع نظر از اینکه باید بر سر تفاوت ها، به گفت وگو بنشینیم کما اینکه در مقطعی از جهان اسلام این اتفاق افتاده و ما شاهد دستاوردهای مبارک آن بودیم، به لحاظ یک نگاه اولیه، اشتراکات شیعه با اهل سنت بسیار است حتی زمانی که گفت وگو بر سر تفاوت ها داریم قرار نیست که اشتراکات را فراموش کنیم بلکه گفت وگو بر سر تفاوت ها برای تفاهم بیشتر است.

افروغ نسبت به وحدت میان همه مذاهب تأکید و اظهار کرد: ما با مذاهب مختلف حتی مسیحیت و یهود حتی به معنایی ادیانی که به خدای متشخص باور ندارند، مانند هندوئیسم و بودیسم می توانیم گفت وگوی خوبی داشته باشیم به این دلیل که آنان به یک اصول و اخلاقیاتی اعتقاد دارند و یک نگاه مفهومی و معنوی دارند که این نگاه می تواند منشأ گفت وگو شود، آنها متوجه این مساله نیستند که این اصول اخلاقی و معنویات یک بنیان و اصل می خواهد که ما از آن اصل به عنوان خدا یاد کردیم و آنان به این اصل نرسیدند و این چیزی از این رابطه مفهومی کم نمی کند. ما علاوه بر اینکه می توانیم این گفت وگو بین مذاهب را دنبال کنیم، حتی اگر بخواهیم به اصل وجودی، توحید و نگرش کل گرایانه توحیدی بازگردیم به نظر من براساس همین نگرش مجموعه ای و منظومه ای حتی با کسانی که به خدا هم باور ندارند و براساس اصول زندگی و اخلاقیات و وجدانیات و فطریات و اصل وجودی می توانیم گفت وگو داشته باشیم و بحث وحدت را دنبال کنیم.

افروغ گفت: به هر حال در انسانیت که اشتراک داریم و انسانیت بر پایه هایی سوار است، اگر به خوبی توحید را تفسیر کنیم و توحید را آیین گرایانه و رفتارگرایانه تفسیر نکنیم بلکه آن را جوهری و فلسفی و عرفانی تفسیر کنیم، آن زمان «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند!» یعنی اگر حقیقت را فهم کنیم که حقیقت با خداوند گره خورده، این جنگ های هفتاد و دو ملت همه ناموجه و نامعتبر خواهد شد. به تعبیر مولانا: اختلاف خلق از نام اوفتاد/ چون به معنا رفت آرام اوفتاد.

ایازی: در حال حاضر نیاز شدید به اخلاق داریم

حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدعلی ایازی در گفت وگو با شفقنا، اظهار کرد: مهم ترین آموزه پیامبر(ص) که همیشه می تواند نمود داشته باشد مساله «اخلاق» است و این امر مهم در شکل عمومی «اخلاق اجتماعی» می باشد.

وی افزود: دستورات و تعالیمی که قرآن کریم همواره بر آن تأکید دارند در قالب و بر پایه اخلاق است. سیره، منش و شخصیت پیامبر(ص) نیز بسیار می تواند در این جهت گویا باشد لذا قرآن کریم می فرماید: «لَکُم فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَهٌ حَسَنَهٌ» همچنین با توجه به این آیه الگو بودن پیامبر(ص) به عنوان شخصیتی اخلاقی و انسانی کاملاً مشخص و قابل اثبات است.

ایازی گفت: معتقدم در حال حاضر نیاز شدید به اخلاق داریم چرا که آنچه می تواند یک جامعه را روی پای خود نگاه دارد و روابط انسان ها را اصلاح کند، «اخلاق» است.

مصباحی مقدم: دروغ و رعایت نکردن امانت در جامعه ما بسیار است

حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا مصباحی مقدم در گفت وگو با شفقنا، اظهار کرد: مهم ترین آموزه رسول گرامی اسلام، برای امروز ما «اخلاق» است. قرآن در مورد پیامبر(ص) می فرماید: «وَ اِنَّکَ لَعَلَی‌ٰ خُلُقٍ عَظیم؛ تو بر اخلاق عظیمی هستی.» و پیامبر خود نیز فرموده است: «بُعِثتُ لِاُتَمّمَ مَکارِمَ الاخلاق؛ من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را تکمیل کنم»

وی ادامه داد: پیامبر(ص) فرمودند که مکارم اخلاق سه مورد است: تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَکَ؛ کسی که به تو ظلم کرده را ببخش، تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ؛ با کسی که با تو قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کن، وَ تُعْطِى مَنْ حَرَمَکَ؛ به کسی که تو را از کمک محروم کرده، کمک کن. اینها مکارم اخلاق و در واقع اخلاق کریمانه است. انسان با این اخلاق کریمانه نگاه نمی کند که طرف مقابل چگونه برخورده کرده بلکه شأن انسان که باید دارای اخلاق کریمه باشد را حفظ می کند و به گونه ای رفتار می کند که متناسب با کرامت اوست.

وی با بیان اینکه پیامبر(ص) بر دو اصل مهم «صداقت» و «امانتداری» تأکید داشتند، گفت: حضرت محمد(ص) به امین و صادق بودن معروف بودند؛ این دو صفت و خصلت اخلاقی، دو پایه زندگی اجتماعی و همبستگی و دو پایه ایجاد اعتماد بین انسان ها در جامعه است. اگر جامعه و انسان ها بخواهند همبسته و متحد باشند، این دو پایه اخلاق یعنی صداقت و امانتداری لازم و ضروری است. پیامبر(ص) فرمودند که خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر با این دو پیام، بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ اَداءِ الاَمانَهِ؛ اگر ما به این اخلاقیاتی که پیامبر خود به آن عامل و مبلغ آن بود، عمل کنیم و آنها را در جامعه گسترش دهیم، جامعه ای آرام، همبسته و انسانی خواهیم داشت.

وی با تأکید بر اینکه امروز جامعه به اخلاق نیازی صد در صدی دارد، تصریح کرد: در کشور نقص های جدی در زمینه اخلاق وجود دارد. دروغ و رعایت نکردن امانت در جامعه ما بسیار است. هر کسی هر طور بتواند تلاش دارد خود را از قید مردم آزاد کند و به این دلیل دروغ می گوید. در بازار و مناسبات اداری دروغ بسیار است و رعایت امانت نمی شود. باید توجه داشته باشیم که هر پست و مدیریتی امانت است، امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ؛  کار تو ای کارگزار، مدیر، مسئول، استاندار، فرماندار و نماینده مردم، طعمه و شکار نیست که شکارچی یافته باشی و مغتنم بدانی بلکه در گردن تو امانت است و باید از عهده این امانت برآیی.» اگر با این نگاه به مسئولیت خود نگاه کنیم، اوضاع بسیار متفاوت تر از امروز خواهد کرد.

ظریفیان: «اخلاق» و «عدل» دو آموزه مهم پیامبر(ص) برای جامعه امروز

دکتر غلامرضا ظریفیان در گفت وگو با شفقنا، مهم ترین آموزه پیامبر گرامی اسلام برای امروزمان را اخلاق و عدل دانست و اظهار کرد: پیامبر(ص) وقتی خواستند همه مجموعه شریعت، طریقت و حقیقت را در یک عبارت خلاصه کنند، فرمودند که من برای مکارم اخلاق مبعوث شدم، یعنی مهم ترین مساله ای که همیشه بشر برای زیست فردی و اجتماعی نیازمند است و اگر این امر تحقق پیدا کند، رفتار اخلاقی که شاخص های مهمی را برای آن در نظر گرفتند، به منصه ظهور می رسد.

ظریفیان ادامه داد: اصل رفتار اخلاقی در روایات آمده و مبنی بر این است که «آنچه برای خود نمی پسندی، برای دیگران نپسند و آنچه برای خود می پسندی، برای دیگران نیز بپسند» به نظر می رسد که بشریت در طول تاریخ به خصوص امروز به دلیل تحولات عظیمی که در عرصه نظام سایبری و دنیای مجازی رخ داده، از قدرت و توانایی بسیاری برخوردار شده و اگر این قدرت در پناه زیست اخلاقی قرار نگیرد و معطوف به امر اخلاقی نشود، نهایتاً با خسارت های بسیار زیادی رو به رو می شود. این مساله مهم ترین اصلی است که پیامبر(ص) نیز در آموزه های خود به آن اشاره کردند؛ اما این اصل باید در کنار، اصل دیگری قرار گیرد تا به یک منظومه پایدار تبدیل شود و قرآن صراحتاً به این امر اشاره می کند و می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ» انسان ها باید دارای دو بال اخلاق و عدل باشند. قرآن کریم نیز با تأکید اشاره می کند که پیامبران و کتب الهی همه آمدند تا لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ انسان ها قیام به قسط کنند.

وی گفت: اگر قسط که اساساً توزیع عادلانه ثروت، قدرت، منزلت و کرامت است در کنار آموزه های اخلاقی قرار گیرد، به نظر می رسد که این دو اصل مهم «اخلاق و عدل» تحقق یابد. اخلاق و عدل دو امر فرا دینی هستند که اگر همه بشریت به آن اعتنا کنند و براساس آن تربیت شوند، قطعاً جهان به جهان فضیلت ها تبدیل خواهد شد و خودخواهی ها، استبدادها، استکبارها، منیّت ها، سلطه طلبی ها، ریا و نفاق کاهش پیدا می کند.

ظریفیان خاطرنشان کرد: تحقق دو اصل «اخلاق و عدل» نیازمند فهم عالمانه است که این فهم عالمانه کمک می کند به اینکه انسان ها هم عادلانه زندگی و هم اخلاقی رفتار کنند. اگر این امر رخ دهد به نظر من جوهره و باطن دین در جامعه انسان و جهان محقق می شود و همانطور که می دانیم آخرین پیامبر الهی مبعوث شدند تا همین جوهر و باطن دین در دنیا نهادینه شود.

عباس جعفری فراهانی: محبت پیامبر(ص) به امت یکی از درس های مهم زندگی ایشان است

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی در گفت وگو با شفقنا، اظهار کرد: بنا بر آنچه در قرآن کریم، روایات و سنت صحیح پیامبر(ص) نقل شده و در تاریخ موجود است، می توانیم آموزه های فراوانی را از سیره و مشی پیامبر(ص) به دست آوریم که از مجموعه قرآن و روایت به چند مورد اشاره می کنم. مهم ترین آموخته که برای همه نسل هابه ویژه نسل کنونی است، مساله اخلاق می باشد. اخلاق حسنه ای که قرآن می فرماید: «وَ اِنَّکَ لَعَلَی‌ٰ خُلُقٍ عَظیم؛ ای رسول ما، شما بر بهترین اخلاق یا اخلاق های بزرگ تربیت یا مبعوث شدید»

وی ادامه داد: وقتی مردم از ائمه می پرسیدند که اخلاق و سیره پیامبر(ص) چگونه بود؟ ائمه اطهار می فرمودند: «کانَ خُلقُهُ القُرآن؛ اخلاق پیامبر همانند آن است که در قرآن ذکر شده است» با مطالعه و تأمل در قرآن می توانیم بحث های مختلف معارف قرآن را به دست آوریم و یکی از این معارف، اخلاق مربوط به اعتقاد درست شامل توحید، نبوت، معادشناسی و امامت شناسی است.

وی گفت: بخش مهمی از تعالیم قرآن را این سه اصل مهم تشکیل می دهد که در کنار آنها بحث های فراوانی درخصوص توحید مانند عدل و صفات دیگر است. درباره اخلاق و رفتار پیامبران نکات بسیار مهمی در قرآن ذکر شده و همه اخلاقیات صحیحی که درباره پیامبران گذشته ذکر شده، پیامبر اسلام داشته است. به عنوان نمونه صبر، بردباری، مدارا، صلح و دوستی که پیامبر با قوم و ملت خود داشتند.

وی ادامه داد: پیامبران همواره خواهان خیرخواهی و عاقبت اندیشی برای ملت ها بودند، برای آنان دعا می کردند و گذشت از آنها را از خداوند طلب می کردند یا تخفیف عذاب آنها را می خواستند، به ندرت پیش می آمد که پیامبران ناچار شوند امت خود را ولو ظلم های بسیاری کرده باشند، نفرین کنند.

جعفری فراهانی اظهار کرد: در بحث معاد، قرآن بسیار بر آخرت شناسی و معادشناسی تأکید دارد به این معنا که ما انسان ها بعد از اینکه از دنیا می رویم در عالم برزخ و معاد، پاداش اعمال و رفتار خود را می بینیم لذا پیامبر بسیار تأکید می کردند که انسان ها مراقب رفتار و کردار خود در دنیا باشند که نتیجه همان اعمال و رفتار را در جهان آخرت می بینند.

وی گفت: یکی از آموزه های مهم پیامبر، اخلاق نیکی است که در قرآن بسیار بر آن تأکید شده و می تواند سرمشق و الگو برای جهان امروز باشد به گونه ای که مسلمانان، غیر مسلمانان و انسان های ملل و مذاهب مختلف می توانند با درس گرفتن از اخلاق و رفتار پیامبر بزرگوار اسلام زندگی خود را ترسیم کنند.

وی در زمینه امامت شناسی نیز به نکاتی اشاره و یادآور شد: امامت و رهبری جامعه اصل مهمی است و نباید از آن غفلت شود. در قرآن آیات فراوانی داریم که پیامبر بزرگوار اسلام مرتب به جانشینی خود تأکید کردند تا پس از ایشان، ملت ها سردرگم نشوند؛ در زمان مباهله، غدیر خم و روایات مختلف، پیامبر برای بعد از خودشان جانشین، امام و خلیفه معرفی کردند، امامی که ویژگی های شخص پیامبر را داشته باشد چرا که جانشین پیامبر باید علم و تقوای کامل داشته باشد و از نظر اخلاق و رفتار نیز مانند پیامبر باشد و حضرت علی(ع) نمونه بارزی از چنین انسان و جانشینی بوده است.

جعفری فراهانی به اخلاق پیامبر در برخورد با جوانان و کودکان اشاره و بیان کرد: پیامبر در اخلاق و رفتار خود با کودکان، نوجوانان و جوانان بسیار رفتارهای خاصی داشتند. ایشان همواره سفارش های فراوانی به جوانان می کردند مبنی بر اینکه قدر زندگی و دوران جوانی را بدانید؛ سعی کنید در دوران جوانی خود را بسازید، اخلاق و علم و دانش بیاموزید و کارهای شایسته و مورد نیاز جامعه و خدمت به مردم را یاد بگیرید، به کمال و سعادت دست یابید که در زمان کهولت و پیری دیگر توانایی های دوران جوانی را ندارید. قرآن در این باره می فرماید: «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ؛ ای مردم هر کسی را که عمرش بالا می رود، افتاده می شود و رو به پستی می رود و او را ضعف و ناتوانی می گیرد.»

جعفری فراهانی در پایان گفت: در کنار همه این مباحث، محبت پیامبر(ص) به امت یکی از درس های مهم زندگی ایشان است. پیامبر عاشق امت و مسلمانان و مومنین بوده است، لحظه ای از هدایت و نجات و کمک به امت خود کوتاهی نمی کرد، مدام برای آنان دلسوزی می کرد، ظلم و اذیت های بسیاری در حق او می کردند، ولی هیچ گاه امت خود را نفرین نکرد بلکه همواره برای آنان دعا کرد و نجات و عاقبت بخیری آنان را خواست.


 باید کمک کنیم تا قوه قضائیه مستقل شکل بگیرد/ مشکلات کشور ریشه در عدم شفافیت و امنیتی کردن فضا دارد



پایگاه خبری جماران، سعید گیتی آرا: روز گذشته رئیس جمهور روحانی در سفر به یزد در میدان امیر چخماق برای حاضران سخنرانی کرد و ضمن تشریح کارنامه اقتصادی دولت، صراحتا از قوه قضاییه خواست که در امر مبارزه با فساد، سراغ دانه درشت‌ها رود و پرونده نهادها و افرادی را که مرتکب فسادهای میلیارد دلاری شده‌اند، پیگیری کند.


سخنان رئیس جمهور که به گفته برخی تحلیلگران بسیار صریح بوده، واکنش هایی نیز به همراه داشته است. در این میان، یک جامعه شناس گفت: بحث اصلی اینجاست که اگر پرونده‌ای بوده و این پرونده در اختیار قوه قضاییه قرار گرفته، باید سوال شود که چرا قوه قضاییه برخوردی نکرده است؟ و اگر پرونده ای شکل نگرفته و شکایتی از سوی قوه مجریه انتقال پیدا نکرده، قوه مجریه جوابگو باشد که چرا تاکنون این کار را نکرده است.

عماد افروغ در گفت و گو با خبرنگار جماران ، گفت: به نظر من قوه قضاییه عزم خود را برای مبارزه با فساد جزم کرده است و یک نظام سالم سیاسی در وهله اول در گروی یک قوه قضائیه مستقل، فراجناحی، مقتدر، فهیم و سالم است. بنابراین، اگر رئیس قوه ای می خواهد به این قله نزدیک شود و شواهدی هم دالّ بر این وجود دارد-که دارد- در این مسیر تلاش خود را می کند، نه تنها نباید تضعیف که باید تقویت شود.


باید با مدرک حرف بزنیم

وی افزود: باید ضعف‌های قوه قضاییه را گفت و منتشر کرد. همچنین  اگر در جایی می بینیم که این قوه‌جناحی عمل می کند، باید تذکر لازم را دهیم و اگر مستنداتی در این خصوص داریم ارائه کنیم؛ یا اگر در جایی می‌بینیم در قبال برخی تخلفات رخ داده، برخوردی صورت نمی‌گیرد، آن را یادآور شویم. بنابراین دو حالت ممکن است یا با برخی تخلفات رخ داده برخورد نمی شود یا صرفا با عده ای خاص صورت می‌گیرد.

این جامعه شناس ادامه داد:  ادعا به تنهایی کفایت نمی کند؛ ما اگر ادعای شفافیت و سلامت داریم، باید با مدرک حرف بزنیم. وگرنه باید به مردم حق دهیم که بسیاری از حرف ها را تبلیغاتی، سیاسی و جناحی بدانند. حالا از سوی هر کدام از سران سه قوه یا هرکس  که می خواهد باشد. به بیانی دیگر مردم را نباید سرکار گذاشت. به تعبیر امام راحل«مردم ولی نعمتان ما هستند» و «مردم اربابان ما هستند»و نباید آنها را فریب داد.

 

قوه قضائیه اختیار لازم برای مقابله با ریشه های ساختاری فساد ندارد

وی بیان کرد: امام قبل از انقلاب تعبیری دارند به این مضمون که «نشود شما شعار رعیت و مردمی بودن دهید، ولی عملا اربابی کنید.» این حرف‌های ایشان معنادار است و صرفا برای این نیست که دلمان خوش باشد. بلکه برای این است که به آنها عمل شود. باید اجازه دهیم اگر واقعا قوه قضائیه نیت صادقی دارد، به سمت قوه قضائیه سالم، فهیم و فراجناحی حرکت کند و نقاط ضعف آن را گوشزد کنیم. معتقدم قوه قضائیه باید با دو مقوله مقابله کند، یکی با فاسد و مفسد و دیگر با ریشه های ساختاری فساد.

افروغ گفت: شاید هنوز قوه قضائیه اختیار لازم را ندارد که با ریشه های ساختاری فساد مقابله کند یا به دلیل اینکه نظام قضایی ما «فردی» است و اجتماعی نیست، خود دلالتی در برخورد با فساد و مجرم دارد. اگر من جامعه‌شناس؛ بحثی در این خصوص دارم که نظام قضایی ما فردی است و باید به ریشه های اجتماعی و محیطی جرم هم توجه داشت، باید بگویم. کما اینکه می گوییم و فریاد می زنیم.

 

باید کمک کنیم تا قوه قضائیه مستقل شکل بگیرد

وی بیان کرد: یک قوه قضاییه مستقل و سالم باید در گروی سلامت درونی‌اش باشد. بنابراین، اگر قوه قضائیه که در حال برخود با فساد است اطلاعی از برخی فسادها ندارد، باید آن اطلاعات را در اختیارش گذاشت. همه باید کمک کنیم تا قوه قضائیه مستقل شکل بگیرد. این مسأله هم به لحاظ مفهومی درست است هم از نظر وضعیت کنونی ما. وضع کنونی ما در گروی یک قوه قضائیه مستقل و مقتدر است. یعنی اگر قوه قضائیه عادل باشد و عادلانه رفتار کند، همه سودش را خواهند برد و به تعبیر حضرت علی(ع) اگر کسانی نسبت به عدالت حساسیت دارند بدانند که ظلم برایشان بدتر است. آنها که عدالت را نمی توانند تحمل کنند، به طریق اولی ظلم و ستم را نمی توانند تحمل کنند.

افروغ گفت: نمی‌خواهم کسی را از داشتن انگیزه انتخاباتی بری بدانم و متاسفانه شبهه تبلیغاتی و انتخاباتی همه را در بر گرفته است. متاسفانه شکاف در نظر و عمل در بسیاری از مقامات کشور از جمله رئیس جمهور وجود دارد. از این‌رو، اگر رئیس‌جمهور واقعا به حرف هایی که در یزد زده باور دارد چرا تاکنون ساکت بوده و افشاگری نکرده است؟ من این نقد را در آستانه انتخابات 96 هم نسبت به ایشان هم نسبت به شخصی که رقیب ایشان بود، داشتم. یعنی رقیب انتخاباتی یا رئیس جمهور وقتی احساس کرد سینه اش مالامال از اسناد است همان موقع پرسیدم چرا این اسناد تا به حال رو نشده است؟

 

چرا بحث‌های رئیس جمهور در بحبوحه انتخابات مطرح می‌شود؟

وی ادامه داد: مگر مردم غریبه هستند؟ مگر آنها دشمن ما هستند؟ من همین سوال را از رقیب انتخاباتی ایشان نیز کردم که چرا تا به حال حرفی نزده است؟ بحث مصلحت مردم و یک حکومت سالم است. این نشان می‌دهد که خیلی جاها مشکل داریم. این سوال همواره وجود دارد که آیا ما قوه قضائیه سالم، مقتدر، فراجناحی و مستقل می خواهیم یا نه؟ اگر می خواهیم این امر لوازمی دارد ولو اینکه به ضررمان تمام شود. مگر امام علی(ع) به لوازم قضایی آن زمان تن نداد؟ نباید مردم را بازی داد.

این جامعه شناس در ادامه گفت: بحث اصلی اینجاست که اگر پرونده‌ای بوده و این پرونده در اختیار قوه قضاییه قرار گرفته، باید سوال شود که چرا قوه قضاییه برخوردی نکرده است؟ و اگر پرونده ای شکل نگرفته و شکایتی از سوی قوه مجریه انتقال پیدا نکرده، قوه مجریه جوابگو باشد که چرا تاکنون این کار را نکرده است. چرا این بحث‌ها در بحبوحه انتخابات مطرح می‌شود؟ از بابک زنجانی نام می برند. تا جایی که من می دانم این نام که علنی مطرح شده. باید دید آیا تنها در ارتباط با این فرد لاپوشانی شده یا در ارتباط با شخص دیگری این کار صورت گرفته است؟

 

شفافیت؛ رمز و کلید اصلی قفل مبارزه با فساد است

وی اظهار کرد: اگر باید پیگیری لازم در دولت قبلی صورت می‌گرفته، چرا الان مطرح می شود؟ چرا اسناد تاکنون رو نشده؟ همه مشکلات ما اینجاست که فضا را امنیتی می‌کنیم. اشکال ندارد در جاهایی فضا این گونه باشد، اما در جاهایی نباید این کار را کنیم. مردم به اصطلاح صاحب منصبان اصلی این حکومتند و بسیاری از منشاءهای فساد به عدم شفافیت بازمی گردد. شفافیت رمز و کلید اصلی قفل مبارزه با فسادهای درون کشور است.

افروغ گفت: من در مجلس هفتم، وقتی طرحی از مجلس ششم به نام «دسترسی آزاد به اطلاعات» به ما منتقل شد، آن را تبدیل به انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات کردم. تا تنها این گونه نباشد که کسی درخواست کند، بلکه اطلاعات باید منتشر شود. این یک تکلیف قانونی روی دوش قوا و حاکمیت است. من به عنوان یک روشنفکر که هیچ قدرت رسمی در اختیار ندارم، این حرف را مطرح می کنم. مردم چشم انتظار شفافیت بوده و منتظر این هستند که بازی‌ها در کشاکش مسائل اقتصادی آنها کنار گذاشته شود.

 

مشکلات کشور ریشه در عدم شفافیت و امنیتی کردن فضا دارد

وی ادامه داد: مردم مستحق این مشکلات نیستند و مشکلات ریشه در عدم شفافیت و امنیتی کردن فضا دارد. این سیاست زدگی همانطور که بارها گفتم مصادف است با سیاست زدایی. یعنی کسانی که فضا را سیاست زده می‌کنند، از بالا چنین برنامه ریزی می‌کنند که مردم سیاست زدا شوند تا به تعبیری دیگر کاری با سیاست نداشته باشند و رو به برخی مسائلی بیاورند که امروزه شاهدیم. چرا که امروز می بینیم همان اتفاقی که زمان شاه رخ داد و منجر به انقلاب شد، دست کم در صنایع و محصولات فرهنگی بروز پیدا کرده است. آیا فکر می‌کنید این روند بدون برنامه ریزی بوده است؟ این برنامه از سوی کسانی طراحی شده که می‌خواهند فضا را سیاست زده کنند. چون نتیجه منطقی سیاست زدگی، سیاست زدایی است.

افروغ بیان کرد: من شواهد زیادی دارم که متاسفانه حکمرانان ما به هنگام انتخابات، ساز انتخاباتی خود را کوک می کنند و این موضوع منحصر به یک قوه نیست و این شواهد در همه قوا وجود دارد.

 

دولت ها می‌توانند از فضای تخریبی برای خود فرصت بسازند

وی در ادامه با اشاره به هجمه‌های مخالفین به اقدامات صورت گرفته از سوی دولت گفت: این بحثی پر دامنه و تاریخی است. باید ببینیم در دوره های مختلف پس از انقلاب اسلامی، چه اتفاقاتی رخ داده است؟ یعنی هر دولتی که روی کار آمده آیا با این هجمه‌ها روبه رو بوده یا خیر؟ و این هجمه‌ها تا چه اندازه طبیعی و چقدر غیرطبیعی بوده است؟ مطلوب این است که نقدها مستند و مستدل و از هتاکی به دور باشند. ضمن اینکه دولت نیز پاسخ دهد و این یک استاندارد اولیه است.

این جامعه شناس گفت: دولت‌ها می‌توانند از فضای تخریبی برای خود فرصت بسازند. یعنی اگر برخی افراد متوجه نیستند نقد خوب چه ویژگی هایی دارد و رو به هتاکی و بسیاری از مسائل زشت اخلاقی می‌آورند، این فرصتی خواهد بود برای دولت‌ها که پاسخی قانع کننده دهند. حضرت امام(س) می گفتند که «انتقاد و بلکه تخطئه از الطاف خفیه الهی است». اگر ما شیوه برخورد مخالفین دولت را تخطئه بدانیم، باید گفت که باید پاسخ خوبی به آن داد و نباید عصبانی شد.

 

جامعه ما وکیل مدافعی اخلاقی می‌خواهد

وی با تأکید بر اینکه کسی نباید تخطئه را توجیه کند و این کاری بسیار زشت است، یادآور شد: متاسفانه در دولت قبل بیشتر و در این دولت هم کم و بیش، دیده می‌شود که برخورد با مخالفین از روی سعه صدر نیست و در واقع برخوردها از جنس همان رفتارهایی است که با دولت می‌شود. هیچ‌کس نباید برخوردهای تند را تایید کند. سالها پیش گفتم که جامعه ما وکیل مدافعی اخلاقی می‌خواهد. دادستان کل کشور در مقطعی می گفت اگر کسی به روسای سه قوه توهین کند ما وارد عمل می شویم. در حالی که من همان زمان گفتم اخلاق حقی همگانی است و ایشان باید نسبت به هر هتک حرمت اخلاقی حساس شده و ورود کند و آن را منوط به شکایت نکند.

افروغ ادامه داد : این یک مشکل ساختاری است. زیرا اگر یکی از شعارهای اصلی نظام و وجه ممیزه آن را «اخلاق» بدانیم، نیاز به وکیل مدافعی اخلاقی داریم. نه اینکه تنها زمانی وارد عمل شوند که به یکی از سران قوا توهینی صورت گرفته باشد. توهین به جای نقد مستدل یک واقعیت است که باید با آن مقابله شود. متاسفانه عده ای به جای توجه به «آنچه گفته می شود» به «آنکه می گوید» می پردازند و هرچه دلشان می خواهد به گوینده نثار می کنند. از ناسزاها و فحاشی ها و تهمت ها گرفته تا حرف های دیگر. این مسأله هم باید فرهنگ سازی شود و هم اینکه قوه قضاییه در برخی موارد ورود پیدا کند.

 

در هیچ دوره ای نقد منصفانه صورت نگرفته است

این جامعه شناس گفت: اگر نگوییم که توهین‌ها و هجمه‌ها باید به طور کامل ریشه کن شود، ولی باید تلطیف شود. باید شیوه نقدها در همه دولت ها را در کفه ترازو قرار داد و بعد به داوری نشست. اینکه هجمه ها در همه دوره ها بوده شکی نیست و در هیچ دوره ای نقد منصفانه صورت نگرفته است.

وی در ضرورت وجود تنبه لازم برای نقد درست در جامعه گفت: دو راه حل وجود دارد. یکی اینکه قوه قضاییه وارد شود. دوم اینکه مطبوعات و سایت ها وارد شوند. رسانه‌ها نباید مطالب غیراخلاقی منتشر کنند و اگر دیدند که این نوع مطالب به صورت کامنت نوشته می‌شود، مانع شوند. اینکه امام نقل به مضمون می‌فرمایند، اگر کسی به چیزی رسید باید بگوید؛ چه به نفع فردی باشد به ضرر او. این نشان دهنده سلامت نظام خواهد بود و این نظام با نقد زنده است.

 

نباید رفتارهای غیراخلاقی و زننده را توجیه کنیم

افروغ گفت: من نمی‌توانم بگویم این دولت مشمول بیشترین حملات شده است. زیرا همه دولت‌ها مشمول اعتراضات، شب‌نامه‌ها یا رفتارهای غیراخلاقی شده‌اند. ما نباید رفتارهای غیراخلاقی و زننده را توجیه کنیم. اگر کسی فحاشی می‌کند یا سره و ناسره را تشخیص نمی‌دهد و مباحث را خلط می‌کند ما نباید توجیه کننده رفتار او باشیم و بگوییم اگر نقد می‌خواهید باید این ها را هم بخواهید. نه، این موارد بدتر اشخاص را نسبت به نقدهای سازنده سرد می‌کند.

وی ادامه داد: شخصا نقدهایم به دولت قبلی از دولت فعلی بیشتر بوده، به این دلیل که می بینیم رسانه های نزدیک به این دولت کمتر رو به هتاکی می آورند. منافع ملی باید تعریف شود و همه گروه ها و جناح ها در کشور در کنار مواضع خود، باید به این منافع توجه ویژه ای داشته باشند. متاسفانه گروه های سیاسی هنوز متوجه نشده اند که فرایند تفکیک مربوط به فعالیت جناح ها، باید ذیل فرآیند انسجام صورت بگیرد. یعنی باید نگاهی به وحدت ها و اشتراکات خود نیز داشته باشند.

 

افراد نباید درون گود لجاجت سیاسی بیفتند

افروغ گفت: نمی‌توانیم صرفا تشخیص یک قوه را در راستای منافع ملی بدانیم و سایر قوا را ضد این منافع تعریف کنیم. انسان‌ها وقتی وارد درگیری جناحی می‌شوند، اصول مشترک خود را فراموش می‌کنند. یعنی از یاد می برند که ممکن است فردی که با او مخالفند سخن و طرح خوبی هم داشته باشد. افراد نباید درون گود لجاجت سیاسی بیفتند.

وی در پایان گفت: اگر من با قوه و جناحی مخالفم دلیل نمی شود هرچه را از جانب آن صادر یا اجرا می‌شود، زیر سوال ببرم. اگر سخن حقی گفته می‌شود باید تایید و اگر سخن حقی گفته می‌شود و عملی پشت آن صورت نمی‌گیرد باید نقد شود. متاسفانه در بازی‌های جناحی های درون کشور ما، افراد برای رسیدن به قدرت همه حرف‌های طرف مقابل را زیر سوال می‌برند، ولو اینکه موضع حقی باشد. این رفتار هم صرفا مختص گروه خاصی نیست و هر دو گروه سیاسی این گونه‌اند.


جامعه از عملکرد قوه قضائیه خوشحال است/ دستگاه قضایی مقتدر را بپذیریم حتی اگر به زیانمان باشد



نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی گفت: آنهایی که ادعا می کنند قوه قضائیه جناحی عمل می‌کند،‌ دلیل بیاورند؛ نباید شبهه ای در اقدامات قوه قضائیه ایجاد شود.

عماد افروغ نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، در گفت‌و‌گو با گروه سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به مبارزه با مفاسد اقتصادی، اظهار داشت: اگر مروری بر تحلیل ها و نظرهای مختلف در ارتباط با مفاسد اقتصادی داشته باشیم متوجه می شویم تمام کسانی که دستی بر تحلیل داشتند، غالبا روی بی توجهی قوه قضائیه در گذشته تأکید داشتند و همواره در آرزوی یک قوه قضائیه مستقل، مقتدر، فهیم و شجاع قلم می زدند و در آرزوی او به سر می بردند. 

وی ادامه داد: من هم همیشه روی قوه قضائیه مستقل و مقتدر تأکید داشتم، در آن زمانی که این فسادهای گسترده در کشور نبود. حالا قوه قضائیه به میدان آمده است، البته نمی گویم که تمام پرونده ها در حال بررسی است، اما به هرحال مبارزه با فساد شروع شده و این امر در مردم امیدی ایجاد کرده است.

نماینده  دوره هفتم مجلس شورای اسلامی تصریح کرد:‌ در آن دوره سیستم های نظارتی فعال نداشتیم و حتی این نظارت مربوط به نظارت های مدنی وجود نداشت البته کماکان نظارت های مدنی هم نداریم. نهادهای مدنی و روحانیت نظارت نمی کنند، اما توقع داشتیم نهادهای نظارتی رسمی و نظام های بازرسی ما کارشان را خوب انجام دهد که اگر خوب انجام می دادند، امروز کار به اینجا نمی رسید.

وی بیان کرد:‌ در زمانی که نماینده مجلس بودم، رئیس دیوان محاسبات، با چاپلوسی معاول اول رئیس جمهور شد. ما نامه عزل او را آماده کردیم که مقام نظارتی نمی تواند حتی لب به چاپلوسی باز کند چه بخواهد کوتاهی و یا سستی کند.

*جامعه از عملکرد امروز قوه قضائیه خوشحال است

افروغ اظهار داشت:‌ امروز جامعه از عملکرد قوه قضائیه خوشحال است چراکه احساس می‌کند احقاق حقی صورت گرفته است و با فساد مقابله می شود.

وی ادامه داد:‌امروز رئیس جمهور در جمع مردم یزد، درباره اقدامات اخیر قوه قضائیه صحبت می کند. آنهایی که ادعا می کنند قوه قضائیه جناحی عمل می کند،‌ دلیل بیاورند،‌ نباید شبهه ای ایجاد شود که قوه قضائیه پرونده ای را رسیدگی می کند و توجهی به دیگر پرونده ها ندارد. سلامت جامعه در گرو یک قوه قضائیه مستقل و مقتدر است.

این مدرس دانشگاه تصریح کرد: اگر قوه قضائیه به سمت یک قوه مستقل و مقتدر حرکت می‌کند،‌ باید تقویت کنیم تا مبارزه ساختاری با فساد صورت بگیرد و تنها شاهد برخورد با مفسد نباشیم. باید با ریشه‌ها به صورت ساختاری مقابله شود. حکومت سالم و حکومت مهدوی، حکومتی است که با فساد برخورد شود و احقاق حق صورت بگیرد.

وی با اشاره به این موضوع که قوه قضائیه برتر از دیگر قواست، گفت:‌ درست است اختیارات قوه مجریه بالاست و قوه مقننه قانون گذار و ناظر است،‌ اما در وضعیت کنونی ما با توجه به فساد ساختاری ناشی از اقتصاد نفتی و تمرکز گرایی و  اوضاع نمایندگان،‌ قوه قضائیه قوه برتر است و می تواند سلامت را به جامعه برگرداند و با مفسد مقابله کند. 

* قوه قضاییه مستقل و مقتدر باید حمایت شود حتی اگر به ضرر ما باشد

افروغ اظهار داشت: یادمان نرود که در زمان حکومت حضرت علی(ع)،‌ قاضی منصوب ایشان را فرا می خوانند و محکوم شان می کنند. با وجود آنکه حق با ایشان بود اما لب به سخن باز نمی کنند. باید خوشحال باشیم در قوه قضائیه مقتدر، زشتی و لابی گری وجود ندارد و یا قاضی فاسد به اجرای حکم نمی‌پردازد. در این نوع قوه قضائیه باید با قاضی و دادستان فاسد برخورد کرد. حتی اگر به ضررمان تمام شود.

وی بیان کرد:‌ همه باید در انتظار چنین قوه قضائیه مستقل و مقتدری باشیم حتی اگر حکمی داده شود که خلاف رأی ما باشد. یادمان نرود امام علی (ع) می فرمایند آنکه عدالت را بر نمی تابد به مراتب ظلم در او گرانتر خواهد بود، یعنی ما در انتظار این بودیم که با دانه درشت ها برخورد جدی کنیم و حال اینگونه در حال انجام است.

نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: منشأ فساد اقتصادی حتی فساد سیاسی و فرهنگی به رابطه قدرت و ثرورتی برمی گردد که همراه با یک تمرکزگرایی در کشور است. اگر قوه قضائیه بتواند با فهم و اقتدار کافی با این فسادها مبارزه کند، آغاز یک جشن ملی دیگر است.


سه شنبه 14 آبان 1398

مصوبات شورای فرهنگ عمومی، عملی شود

نوع مطلب :گفتگوها ،

مصوبات شورای فرهنگ عمومی، عملی شود



گروه جامعه ــ عضو شورای فرهنگ عمومی با اشاره به اینکه در این شورا تصمیمات و تقسیم کار به خوبی انجام می‌شود، اما مصوبات به مرحله اجرا نمی‌رسد، گفت: بهترین نوع نظارت آن است که اختیارات بودجه‌ای شورای فرهنگ عمومی افزایش یابد و مادامی که ملاحظه می‌کند دستگاهی در راستای مسئولیت‌های خود عمل نمی‌کند با تأیید بودجه مخالفت کند.

عماد افروغ، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، در گفت‌‌وگو با ایکنا؛ همزمان با ۱۴ آبان ماه، روز شورای فرهنگ عمومی، به ارزیابی عملکرد این شورا و تبیین بایسته‌های اثرگذاری بیشتر شورای فرهنگ عمومی و بروز و ظهور آن در نقش واقعی خود پرداخت.
 
وی عملکرد شورای فرهنگ عمومی را بیشتر در زمینه نام‌گذاری روز‌ها مطلوب خواند و گفت: نام‌هایی که انتخاب می‌شود عمدتاً برخاسته از ارزش‌ها و نماد‌های مورد قبول جامعه است، اما در سایر مباحث و لایه‌های فرهنگ عمومی، که من آن را میراث اجتماعی مشترک تعریف کرده‌ام و شامل لایه‌های باورها، ارزش‌ها، الگو‌های رفتاری و نماد‌ها می‌شود، موفقیت کمتری کسب کرده است.
 
افروغ با بیان اینکه در زمینه نام‌گذاری‌ها نیز مشکلاتی وجود دارد، که گاهی جنبه عمومی خود را از دست می‌دهد و جنبه صنفی پیدا می‌کند، گفت: فرهنگ عمومی حاکی از وحدت بین صنوف مختلف است، اما اگر خود نیز به تطهیر صنف‌گرایی بپردازد، وحدت را پایمال کرده است؛ با این حال بیشترین موفقیت شورا به جنبه نام گذاری مربوط می‌شود.

مصوبات به عمل نزدیک نمی‌شود
 
وی ابراز کرد: متأسفانه تا مدت‌ها در شورای فرهنگ عمومی تصمیمی گرفته نمی‌شد و فقط بحث و گفت‌وگو شکل می‌گرفت، اما به مرور به تصمیم گیری رسید، اما تقسیم کار انجام نمی‌شد. امروز تقسیم کار نیز انجام شده است، اما از مشکلی به نام «بی‌عملی» در شورای فرهنگ عمومی رنج می‌بریم که خود  یک معضل فرهنگی است. برخی نهاد‌ها و عمدتاً نهاد‌های اصلی گرفتار معضل بی‌عملی هستند. مشکل امروز شورای فرهنگ عمومی آن است که مصوبات به عمل نزدیک نمی‌شود. این عملکرد صرفا مربوط به شورای فرهنگ عمومی نیست بلکه در بسیاری از شورا‌های دیگر نیز خروجی فعالیت‌ها فقط حرف است و به عمل منجر نمی‌شود.
 
عضو شورای فرهنگ عمومی با بیان اینکه عملیاتی نکردن مصوبات در استان‌ها نیز به چشم می‌خورد، ادامه داد: البته گاهی این موانع برای عملیاتی نشدن مصوبات از تهران است، اما در برخی موارد هم استان‌ها خود را باور ندارند. مشکلات بودجه‌ای و نداشتن اختیار عمل کافی نیز از دیگر موانع عملیاتی نشدن مصوبات در استان‌هاست. تمرکزگرایی موجود در کشور سبب شده است استان‌ها از اختیار لازم برخوردار نباشند.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به وجود شکاف نظر و عمل در نهاد‌های رسمی و قدرت اجتماعی، اظهار کرد: این شکاف در قدرت‌های مردمی و مدنی کمتر به چشم می خورد و مردم به محض اینکه تصمیم به انجام کاری می‌گیرند، تقسیم کار انجام و به عمل تبدیل می‌شود. به عنوان مثال مدت زمان یک ساله‌ای در شورا به گفتمان اقتصاد مقاومتی اختصاص داده شد و بحث‌های بسیار خوبی نیز شکل گرفت و دستگاه‌های عضو هم پیشنهادها و برنامه‌های خود را ارائه دادند، اما این فعالیت یک ساله خروجی واحد و اثرگذاری نداشت! حتی کارگروه‌هایی نیز تشکیل و تصمیم گیری انجام می‌شود اما نهایتا به یک کاربرگ تبدیل شده و به مرحله اجرا نمی‌رسد. در این میان نیاز به نظارت جدی برای تبدیل مصوبات به عمل وجود دارد.

نظارت با اهرم اختصاص بودجه
 
وی یکی از اهرم‌های نظارت را بودجه برشمرد و گفت: این پیشنهاد ارائه شده است که بودجه فرهنگ عمومی متمرکز شود و این بودجه از طریق و یا با تأیید شورای فرهنگ عمومی به دست دستگاه‌ها برسد و مشخص شود این بودجه ذیل کدام تقسیم کار، مصوبه و مسئولیت خرج می‌شود. بودجه‌هایی به صورت مشخص و معمول به دستگاه‌ها اختصاص می‌یابد که در راستای هدف اصلی هزینه نمی‌شود و کسی نیز بر این موضوع نظارت ندارد. تصمیمات خوبی در شورای فرهنگ عمومی گرفته می‌شود، اما عدم نظارت بر اجرا، باعث هدررفت زمان اختصاص داده شده بر این تصمیم گیری‌ها می‌شود.
 
افروغ زبان نقد را کارگشا دانست و تصریح کرد: یکی از مشکلات فرهنگی موجود بی‌اعتنایی به زبان نقد ناقدان است. امنیتی کردن فضا که هیچ ارتباطی با نظام و انقلاب ندارد و بیشتر به خاطر منافع شخصی و گروهی است باید از بین برود. نقد من به عملیاتی نشدن مصوبات است. در گذشته مصوبه‌ای در شورا شکل نمی‌گرفت، اما امروز که این مهم اجرایی شده است پس باید تلاش کرد با نظارت به اهداف مدنظر دست یافت. بهترین نوع نظارت در این زمینه آن است که اختیارات بودجه‌ای شورای فرهنگ عمومی افزایش یابد و مادامی‌که ملاحظه می‌کند دستگاهی در راستای مسئولیت‌های خود عمل نمی‌کند با تأیید بودجه مخالفت کند.
 
وی با تأکید بر اینکه فرهنگ عمومی میراث اجتماعی مشترک و شامل مؤلفه‌های باور‌ها، ارزش‌ها، الگو‌های رفتاری و نماد‌ها است و باید برای تمام این سطوح برنامه داشت، ابراز کرد: اگر باور فرهنگی، تاریخی، دینی و هویتی مردم در حال تغییر است باید دست به آسیب شناسی زد. اگر به دنبال سیاست‌های خوب هستیم باید در تعامل با عرصه اجتماعی باشیم تا حرف‌های عرصه عمومی شنیده شود و ملاحظات ایدئولوژیک نیز مدنظر قرار گیرد، بدین ترتیب سند ارائه شده یک طرفه و انتزاعی نیست و ضمانت اجرایی بیشتری دارد.
 
تجلیات اعتقادات دینی در اخلاقیات بروز نیافته است
 
این جامعه‌شناس با بیان اینکه مردم سطح اعتقادات دینی بالایی دارند، اما تجلیات آن در اخلاقیات بروز و ظهور نمی‌یابد و در این بین شکاف وجود دارد، تصریح کرد: پیش از انقلاب در یک نظر سنجی ۷۵ درصد مرد‌ها اعلام کرده بودند که دوست دارند همسر محجبه داشته باشند، اما در نظرسنجی اخیر ۴۹ درصد مردان اعلام کردند که نوع پوشش همسرشان برایشان تفاوتی ندارد و حجاب امری شخصی و خصوصی است و می‌توان مسلمان و در عین حال بی‌حجاب بود. این شکاف اجتماعی ایجاد شده نتیجه مواجهات و سیاست گذاری‌های شکل گرفته است. مسئولیت قدرت سیاسی کم نیست و اگر اتفاقی در عرصه اجتماعی رخ می دهد ریشه در بی مسئولیتی قدرت سیاسی دارد.

افروغ با اشاره به نتایج نظرسنجی‌ها، ریشه بسیاری از مشکلات امروز مردم جامعه را مسائل اقتصادی دانست و گفت: در لایه‌های زیرین فرهنگ عمومی که مربوط به اعتقادات دینی مردم است، همواره آمار‌ها بالاست، اما در رفتار‌ها با افت مواجه می‌شود. این زنگ خطر برای شورای فرهنگ عمومی و سایر نهاد‌هاست و نیازمند انسجام سیستمی است. نهاد‌های رسمی باید منسجم عمل کنند و هر یک بدانند کدام حلقه مفقوده را پر می‌کنند و منظومه منسجمی را ایجاد کنند. عرصه رسمی و مدنی باید در تعامل سیستماتیک با یکدیگر باشند، اما زیرساخت‌های لازم در این زمینه وجود ندارد.

این نماینده اسبق مجلس در پایان به نتایج یک نظرسنجی در سال ۹۸ اشاره کرد و با تأکید بر اینکه مسئولان فرهنگی باید هوشیار‌تر از همیشه و هماهنگ‌تر با یکدیگر عمل کنند، اظهار کرد: ۴۸.۲ درصد جوانان معتقدند انسان می‌تواند مسلمان باشد اما حجاب نداشته باشد. ۶۵.۵ درصد جوانان حجاب را امری شخصی می‌دانند. در سال ۹۴ نیز ۵۵ درصد مردم روزه‌داری خود را اعلام کردند، این رقم در سال ۹۷ به ۵۲ درصد و در رمضان ۹۸ به ۳۶ درصد رسیده است. بعد رفتاری در حال تنزل است اما بعد اعتقادی کماکان بالاست. شرکت در مجالس روضه خوانی و حضور در اماکن مقدسه همچنان آمار فزاینده و بالایی دارد.


وزیر هم نمی تواند به جای شورای پروانه نمایش تصمیم بگیرد


عماد افروغ در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما گفت:‌ تصمیم شورای پروانه نمایش برای مخالفت با نمایش عمومی این فیلم به دلیل سیاه نمایی جاری در آن تصمیم درستی بود و مسئولان سینمایی باید درباره نقض این تصمیم پاسخگو باشند. 

وی افزود: قطع نظر از اینکه چه بر سر فیلم "خانه پدری " گذشته و چه فرآیندی را طی کرده است ، نگاه صفر و یکی به هیچ فیلم ندارم و معتقدم برخی زوایا و صحنه های مثبت و برخی زوایا و صحنه های منفی هم دارد.
این جامعه شناس درباره فیلم " خانه پدری " افزود : به عنوان یک مدرس جامعه شناسی فرهنگی در ایران که به شدت مدافع سنت و هویت تاریخی فرهنگی ایران هستم ، ممکن است از این منظر بر این فیلم نقد داشته باشم که معتقدم سنتی که در این فیلم به تصویر کشیده شده سیاه تر از آنی است که ممکن است برخی جزئیاتش مورد نقد واقع شود و قابل نقد باشد، بنابراین این نگاه خاصی که به فرهنگ سنت و تاریخ ما در این فیلم به ما داده می شود ، بنده برنمی تابم ولی این به این معنی نیست که این فیلم در محافل علمی و محافل خاص نمایش داده نشود و مورد نقد و بررسی قرار نگیرد.
عماد افروغ گفت : زمانی که من عضو شورای پروانه نمایش بودم یعنی اواخر تیرماه 95 تا مهر 96 این فیلم در شورای نمایش داده و تصمیم گرفته شد حالا که کارگردان فیلم راغب نیست صحنه ای از فیلم را حذف کند و همچنین راغب نیست که فیلم اش در گروه " هنر و تجربه" به نمایش دربیاید ، پس در محافل خاص به نمایش گذاشته شود و هیچگاه بحث نمایش عمومی نبود؛بنابراین صورت جلسه و امضا شد.
وی ادامه داد: نهادهای فرهنگی نباید امنیتی باشند، این را هم بگویم وقتی که در شورای پروانه نمایش تصمیم نهایی گرفته شد، هفته بعد که ما خواستیم مصوبه را امضا کنیم ، یک چیزی به آن اضافه شده بود و در واقع تشخیص نمایش آن به معاونت ارزشیابی یا معاونت سینمایی داده شده بود که من اعتراض کردم که چرا لاک گرفته و حذف شد و مصوبه ما این نبوده است ، بنابراین رفتند ، اصلاح کردند و از نو مصوبه قبل را نوشتند و همان بحثی را که ما قبلا داشتیم که نمایش در محافل خاص مثل دانشگاه ها مثل حوزه های علمیه باشد ، نهایی کردند.
آقای افروغ گفت : در شورای پروانه نمایش این طور صلاح دیدیم که عطف به تعارض و ناسازگاری بین سنت و مدرنیته ای که در این فیلم به نمایش گذاشته شده، بهتر است در محافل دانشگاهی و حوزوی درباره اش بحث بشود که اتفاقا می تواند نقطه قوتی برای فیلم باشد ، چرا که نشان می دهد فیلم آنقدر جدی است که در محافل خاص بحث کارشناسی شود که آیا واقعا ما این تعارض را داریم یا نداریم؟ در واقع سنت ما تا چه اندازه و در چه سطح و قلمرویی قابل دفاع است و آیا این پردازش به سنت درست است یا نه ؟
عضو سابق شورای پروانه نمایش افزود : حالا سوال من این است که اگر آن مصوبه بوده چرا مصوبه عوض شده و چرا فیلم نمایش عمومی شده است ؟ چرا این اختیار را معاونت سینمایی پیدا کرده است که قطع نظر از پروانه نمایش قبلی اجازه نمایش بدهد و اگر پروانه نمایش فعلی آن را لغو کرده ، چرا لغو شده است؟ ضمن اینکه برخی از اعضای پروانه نمایش قبلی فعلا هم عضو هستند و این یک سوال جدی است و من به طنز می گفتم مثل داستان برجام می ماند یک قرارداد و پیمانی بسته می شود ، رئیس جمهور قبلی آمریکا آن را امضا می کند اما رییس جمهور بعدی لغو می کند ، این را متوجه نمی شوم و توجیه نیستم.
عماد افروغ در پاسخ به میزان آزادی عمل اعضای شورای پروانه نمایش و تصمیم های خارج از شورا گفت: 
به طور طبیعی نباید مانعی برای آزادی عمل اعضای شورای پروانه نمایش باشد چرا که قواعد؛ روشن ، مشخص و تعریف شده هستند و خودشان باید مقاومت کنند که دخالت های بیرون و فشارها جایی نداشته باشد ، در واقع اعضای شورا باید این اختیار و توانایی را داشته باشند و مانعی هم برای این توانایی شان وجود نداشته باشد.
افروغ افزود : انسانها با یکدیگر فرق می کنند ، برخی عاملیت و فاعلیت شان قوی هست و می ایستند و برخی نمی ایستند ، برخی تحت تاثیر لابی و چانه زنی هایی از بیرون قرار می گیرند و این دیگر ربطی به اختیارات بالقوه شان ندارد، در واقع اختیار بالقوه به آن ها داده شده است اما اینکه تا چه اندازه فاعلیت و عاملیت داشته باشند ، بسته به مقاومت شان است ، بعضی ها مقاومت می کنند و بعضی مقاومت نمی کنند بنا به دلایل و مصالحی که البته هیچ گاه این مصالح را برنتابیدم.
عضو سابق شورای پروانه نمایش ادامه داد: زمانی می خواستند تکلیف چند فیلم را مشخص کنند از جمله "خانه پدری " و یک فیلم دیگری که من گفتم حتی وزیر هم نمی تواند کار پروانه نمایش را بکند ، شورای پروانه نمایش یک شورای قانونی و تخصصی است و جایگاه خاص خودش را دارد و وزیر نمی تواند جای پروانه نمایش تصمیم بگیرد . اگر وزیر نظری دارد ، ما می شنویم و بحث می کنیم ، اگر نظرش دقیق بود ، بر حسب یک رای جمعی به او رای می دهیم ، حتی اگر درست بود اما رای جمعی به او تعلق نگرفت ، دیگر آن هم محلی از توجه ندارد و نمی توانیم اختیارات این شورا و شوراهای این چنینی را مخدوش کنیم و تحت تاثیر چانه زنی ها و لابی ها و حتی اختیارات بالاتر قرار بگیریم.
این مدرس دانشگاه درباره درباره حواشی نمایش خانه پدری گفت : به هر حال هر کس یک فیلم می سازد، باید این حق را بدهد که هم بیننده آن را داوری کند هم حق نقد خودش را محفوظ بداند، به نظر من بهترین تصمیم برای این فیلم با توجه به حواشی که ایجاد کرد و ما از قبل آن را پیش بینی کرده بودیم ، این بود که این فیلم در محافل خاص به نمایش گذاشته شود و با حضور کارشناسان ، روانشناسان ، تاریخ شناسان ، فرهنگ شناسان و عوامل فیلم نقد شود که باعث می شد به فیلم جایگاه بهتری هم اعطا شود ولی به هر حال ظاهرا نخواستند این اتفاق بیفتد و فیلم نمایش عمومی شد و حالا جای این سوال است که مصوبه پروانه نمایش سال 96 چرا تغییر کرده است ؟ بر طبق چه اختیاری ؟ باید پاسخ قانونی داده شود.
افروغ گفت : باید ببینیم دادستان محترم عطف به چه مستندات و چه بازخوردهایی تصمیم گرفته است که این فیلم را از دایره نمایش خارج کند ، خبر ندارم ولی تصمیم ما توقیف و نمایش ندادن ان نبود اما به دلیل حساسیت های اجتماعی و فرهنگی که معلوم شد حق با ما بود، گفته بودیم این فیلم در محافل خاص نمایش داده شود ، حالا سوال ما با عوامل فیلم و برخی مدافعان این فیلم این است که کدام بهتر است ؟ همان پیشنهاد و مصوبه ما که نمایش خاص در محافل خاص با بحث های علمی خاص باشد یا اینکه الان به طور کلی بحث نمایش به توقیف منجر شد؟ 
وی ادامه داد : بعضی مقاومت ها مفید و به نفع ما و سینما هم نیست . در مورد فیلم کاناپه آقای عیاری که در همان جشنواره فجر سه سال پیش به نمایش در آمد، از مدافعان سخت این فیلم بودم یعنی اگر الان "خانه پدری" را نقد می کنم از "کاناپه" دفاع می کنم ، چرا که مضمون فیلم تحسین برانگیز بود و فقط یک مشکل فقهی در مورد کلاه گیس داشت که به ما مربوط نمی شد ، یعنی بنده هم صفر ویکی نیستم و فقط پشت پرده را برای شما عیان کردم.




طبقه اجتماعی در جامعه ایران شکل نگرفته است



اعتمادآنلاین| سعید شمس- کشور شرایط سختی را تجربه می‌کند و در این میان گروهی، که عمدتاً دغدغه اصلی‌شان به هدف‌های سیاسی و جناحی منتهی می‌شود، نوعی دوقطبی‌سازی را پی گرفته‌اند تا از این طریق شانس خود را برای آنچه توفیق می‌دانند، افزایش دهند.

 

عماد افروغ، جامعه‌شناس، در گفت‌و‌گو با اعتمادآنلاین، با تحلیل علل تلاش برای رسیدن به دوقطبی، تبعات این فضا را نیز مورد بررسی قرار داده است.

 

***

 

*فضای «دوقطبی‌» یکی از آفت‌های هر جامعه‌ای به شمار می‌رود. چگونه می شود از این فضا رهایی پیدا کرد؟

 

اساساً در منازعات سیاسی دیگرسازی یا در واقع قطبی‌سازی امری معمول است که در آمریکا،‌ انگلستان و خیلی از کشورها اتفاق می‌افتد. در این کشورها دیگرسازی یا قطبی‌سازی را در جوامع القا می‌کنند. برخی از جوامع به این قطبیت نزدیک هستند و برخی از جوامع نزدیک نیستند. در واقع در جوامعی که طبقه اجتماعی شکل گرفته مثل نظام‌های سرمایه‌داری، حالا چه در آمریکا چه در اروپا، این قطبی‌شدگی طبیعی‌تر است. برای اینکه هم نظام بازار از قطبی‌شدگی حکایت دارد و هم فضای سیاسی از قطبی‌گری استقبال می‌کند. حتی در این کشورها جامعه مدنی افقی نیست که عمودی است و می‌توان در آن شاهد دوقطبی بود.

 

 

*ایران چطور؟ به نظر می‌رسد ایرانی‌ها نگاهی منفی به فضای دوقطبی دارند.درست است؟

 

در جامعه ایران طبقه اجتماعی شکل نگرفته و در واقع جامعه ایرانی،‌ جامعه‌ای طیفی است.‌ در ایران به این قطبی‌ شدن‌ها صرفاً به مثابه یک امر کاذب نگاه می‌شود و کاری است که گروه‌های سیاسی فعال متقابل فقط برای منافع خودشان انجام می‌دهند. آن هم در حالی که عقبه قطبی‌شدگی در ایران وجود ندارد؛ یعنی تنها وجه مشترک‌شان با کشورهای سرمایه‌داری فقط غیریت‌سازی است. کشورهای سرمایه‌داری که غیریت‌سازی می‌کنند، عقبه‌ اقتصادی و مدنی متناسب را دارند. اما جامعه مدنی ما جامعه‌ای قطبی نیست، بلکه جامعه‌ای طیفی است.

 

به همین دلیل در هر انتخاباتی که کاندیداها متکثر می‌شوند، مشارکت حداکثری و هر گاه فضای انتخاباتی به حالت دوقطبی درمی‌آید، رأی‌هایی حداقلی به صندوق‌ها ریخته می‌شود. برای این بحث به عنوان مصداق می‌توان بسیاری از انتخابات‌ این چند سال اخیر را مثال زد. این نشانگر آن است که غیریت‌سازی هیچ تناسبی با جامعه و واقعیت‌های اجتماعی ما ندارد و فقط در راستای منافع گروه‌های سیاسی اعمال می‌شود. چون شانس توفیق پنجاه-پنجاه می‌شود. حتی کسانی که می‌آیند و قطبی‌سازی را تقبیح می‌کنند،‌ هر 2 گروه رقیب پشت هم درمی‌آیند و چون در پنجاه-پنجاه منافع‌شان بیشتر تامین می‌شود، از همدیگر حمایت می‌کنند. به هر حال در پنجاه-پنجاه از چهار تا 25 تا یا 2 تا 30 تا و یک تا 40 تا شانس موفقیت بیشتر است.

 

نکته دوم هم اینکه در آخرین پیمایشی که صورت گرفت تنها در واقع 26 درصد مردم به اصولگرایی و اصلاح‌طلبی گرایش دارند؛ یعنی اکثریت جامعه ما به گروه‌های سیاسی با هر عَلَم و کُتل و نشانه‌ای که دارند گرایش ندارند. در واقع اگر تحلیل صحیحی از رفتارهای اصولگرایان و اصلاح‌طلبان داشته باشیم،‌ می‌بینیم که هر 2 یکی هستند؛ یکی شعار‌ آزادی و دیگری شعار عدالت می‌دهد. در حالی که مردم نه حسی از عدالت و نه حسی از آزادی دارند و احساس می‌کنند نابرابری کماکان برقرار است. کماکان شکاف درآمدی موجود است. پس متوجه می‌شوند هدف اهالی سیاست فقط رسیدن به قدرت سیاسی است. همچنین می‌دانیم قدرت سیاسی در ایران منشاء ثروت بیشتر، اختیار بیشتر و حتی قدرت و سرمایه فرهنگی بیشتر است. 

پس طبیعی است مردم به این نتیجه برسند که هیچ‌کدام کمترین تحرکی برای ایجاد تحول اساسی در ساختار سیاسی انجام نداده‌اند تا فرصتی برای نیروهای تازه و جریان‌های تازه‌نفس مهیا شود.

 

*چنین حالتی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

 

محصول چنین وضعیتی همانی است که سال‌های سال تکرار می‌شود و روزبه‌روز شاهد شکاف بیشتر بین قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی هستیم. اگر کماکان این قطبی‌شدگی تداوم داشته باشد، سیر اشتباه به مسیرش ادامه خواهد داد؛ یعنی قرار نیست یک تحول ساختاری برای نزدیک‌تر شدن مردم به نیازهای واقعی‌شان ایجاد شود.

 

*چه نیازهایی؟

 

نیاز به آزادی، نیاز به عدالت، نیاز به اخلاق و معنویت و... که به دلیل اینکه قدرت سیاسی معرف قدرت اجتماعی نیست، مردم روزبه‌روز ناراضی‌تر می‌شوند.

 

*می‌‌توان گفت بخشی از حاکمیت نسبت به ماندگاری چنین فضای هزینه‌‌سازی رضایت دارد؟

 

بله. چرا راضی نباشد. به میزانی که آنها فهم صحیحی از واقعیت اجتماعی ایران نداشته باشند و به میزانی که در این قطبی‌شدگی منفعتی دارند سهیم هستند و از این فضا استقبال می‌کنند؛ یعنی باید ارکانی از ارکان حاکمیت و عناصری از حاکمیت از دوقطبی‌شدگی خارج شوند و نگاهی فراجناحی داشته باشند که این به واقعیت اجتماعی و فعالیت‌های اقتصادی ما نزدیک‌تر است. و اِلا همین چرخه بسته کماکان ادامه پیدا خواهد کرد. پس لازم است تغییری اساسی در نظام گزینش صورت گیرد، تغییری در زمینه‌های تصمیم‌گیری و حتی اقتصاد نفتی.

 

یعنی هر چقدر ما به ظرف غیرمتمرکز نزدیک‌تر شویم و از ظرف متمرکز دورتر شویم، می‌توانیم به تحول ساختاری برسیم. چون در این حالت به نیروهای نوظهور فرصت می‌دهیم تا واقعیت طیفی خود را نشان دهند. حالا این فرصت را باید چه کسانی بدهند؟ حاکمیت، که منظور از حاکمیت همه قوا و همه نهادها هستند که می‌توانند نقش‌‌آفرینی کنند؛ به این معنی که باید تحلیل صحیحی از وضعیت سیاسی، فرهنگی،‌ اجتماعی و اقتصادی داشته باشند تا بدانند عمق داستان و مساله کجاست و بتوانند دست به اقدامی اساسی‌ بزنند. در واقع بحث این نیست که فقط نظرورزی کنیم بلکه باید عمل کنیم. مشکل اینجاست که موانع عمل باید شناسایی شوند تا بتوانیم به راهکارهای اصولی در عمل و اقدام‌های ایجابی برای تحول در ظرف برسیم.

 

*شما از ضرورت شناخت گفتید. شاید هم بتوان گفت شناخت است و تعمداً بر روند فعلی اصرار می‌شود.

 

یا شناخت نیست یا هست و اراده معطوف به عمل نیست. به هر حال فرض را بر نبود آگاهی هم می‌گذاریم. اما نه، یک جاهایی هم مشخص است که با اینکه آگاهی وجود دارد اراده معطوف به عمل نیست. همچنین ما متاسفانه از شکاف بین نظر و عمل هم رنج می‌بریم. حتی در قانون اساسی هم به ظرف اشاره‌ای نشده است.

 

بنده در سال‌های اخیر به کرات اشاره کرده‌ام که مظروف انقلاب اسلامی را نمی‌‌توانیم در ظرف پهلوی بریزیم. چون ظرف پهلوی متکی بر اقتصاد مرکز پیرامونی، متکی بر اقتصاد نفتی، بود که برمی‌گردد به سلطه سرمایه‌داری. که در ایران هم دنبال سرمایه‌داری و سلطه می‌گشت. پس ما باید ظرف را عوض کنیم. چون ظرف زمان پهلوی برای منویات خاص و یک شبهه سرمایه‌داری بود.

 

ما الان از طرفی نظام سرمایه‌داری و وابستگی به غرب را محکوم می‌کنیم و در همان ظرف پیرامونی تنفس می‌کنیم که این 2 تناقضی آشکار دارد. در جنگ تحمیلی مردم این ظرف را شکستند و نشان دادند چه قابلیتی نهفته است. این ظرف دست‌‌وپاگیر است و اسیر می‌کند و مانع ظهور و بروز استعدادها و خلاقیت‌ها می‌شود. اگر دنبال این هستیم که فرصتی برای واقعیت طیفی و عنصرهای وابسته به واقعیت طیفی بیافرینیم با ظرف متمرکز عملی نخواهد شد.

  

*راهکار چیست؟

 

باید آمایش سرزمین را جدی بگیریم و به استان‌ها، استاندارها و شوراهای شهر اختیارات لازم را بدهیم. البته توصیه‌هایی هم به استان‌ها و دانشگاه‌هایی که می‌خواهند در فضای غیرمتمرکز فعال باشند می‌کنیم که وارد بازی‌های سیاسی و جناحی نشوند. متاسفانه نگرش قطبی‌گری به فضای علمی هم رسوخ کرده است و حتی استادان دانشگاه هم با قطبی‌گری ارزیابی می‌شوند. در واقع سیاست، علم و اقتصاد و فرهنگ را مخدوش کرده است. آن هم سیاستی که در دست سیاسیونی است که فقط منافع جناحی و گروهی خودشان را می‌بینند. البته مردم هم این قضایا را متوجه شده‌‌اند و در موقع خودشان واکنش لازم را نشان خواهند داد.

 

*برای ترمیم چنین فضایی گروه‌های مرجع اجتماعی و روشنفکران چه سهمی می‌توانند داشته باشند؟

 

عالمان دینی، روشنفکران و کلاً همه آنهایی که به نوعی مربوط به قدرت اجتماعی هستند نباید تمام تخم‌مرغ‌هایشان را در سبد سیاست می‌ریختند. در واقع باید نقش نظارتی‌شان را پررنگ‌تر می‌کردند. امام حسین زمانی که معاویه حکومت را در دست داشت،‌ در منا خطبه‌ای ایراد می‌کند و به شیعیان سرشناس می‌گوید معاویه اگر معاویه شده‌، به خاطر سکوت شماست و اگر به منافع رعیت بی‌تفاوتی نشان نمی‌دادید، وضع این‌طور نمی‌شد.

 

ما باید به این سوال پاسخی دقیق دهیم که اساساً روشنفکر کیست؟ روشنفکر کسی است که دغدغه مردم را دارد و با توجه به اینکه شبکه‌های قدرت را به خوبی می‌شناسد، برای آگاهی‌بخشی با این شبکه‌ها درمی‌افتد و البته وظیفه‌ای جز آگاهی‌بخشی ندارد. همچنین عظف این آگاهی‌بخشی امر نسبیِ تاریخی‌گرای هیچ‌انگاره نیست. عطف نیاز واقعی است؛ یعنی ممکن است یک برده از وضع موجودش راضی باشد. اما روشنفکر می‌گوید برده هم انسان است و حقوقی دارد. روشنفکر باید تماماً وجوه ارباب‌رعیتی تامین‌یافته، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را بشناسد و به مردم بفهماند و آنها را از حق‌شان مطلع کند. برای پی بردن به نقش روشنفکران همین بس که حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «خداوند از عالمان عهد و پیمان گرفته است که برابر سیری اغنیا و گرسنگی گرسنگان ساکت ننشینند.»

 

معلوم است نیاز انسان فقط به سیر شدن نیست و نیازهایی همچون آزادی، عدالت و... هم در ذات بشر نهادینه شده‌اند. به همین دلیل به کسی روشنفکر گفته می‌شود که برای توده‌ها نیاز واقعی قائل باشد. پس اگر نسبت به نیازهای انسان بی‌تفاوت باشیم نمی‌توانیم ادعای روشنفکری کنیم. همچنین توجه به نیاز بشر پای خدا را وسط می‌کشد که این بحثی فلسفی است؛ یعنی باید به عالمان مذهبی گفت نسبت به روشنفکران موضع منفی نگیرند.

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic