آرمان‌های انقلاب اسلامی را نمی‌توان در ظرف پهلوی محقق کرد


یک استاد دانشگاه معتقد است فراموش شدن ظرفیت‌های نظام به مرور رابطه ساختاری خادم و مخدوم را دچار تغییراتی می‌کند، تغییراتی که ماحصل آن طی سالیان گذشته افزایش شکاف و نابرابری بوده است.

عماد افروغ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، در پاسخ به این سوال که بنظر شما چه ساختارهایی در کشور به تولید نابرابری و افزایش شکاف اجتماعی می‌انجامند، گفت: برعکس آنچه عده‌ای خیال می کنند که بزرگترین مشکل و درد کشور به قدرت مدنی و اجتماعی آن باز می‌گردد اما بزرگترین درد ما درد قدرتِ رسمی کشور است و  اتفاقا قدرت اجتماعی و مدنی ما همواره یکی از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های نظام در این سالها بوده است.

 از بین رفتن رابطه ساختاری خادم و مخدوم عامل افزایش شکاف اجتماعی

وی افزود: در نظام جمهوری اسلامی مردم همواره تاثیرگذارترین بُعد نظام سیاسی حاکم بوده‌اند. این تاثیرگذاری چه در شکل گیری انقلاب اسلامی چه در دفاع مقدس و چه در مواجهه با بلاهای طبیعی همچون سیل و زلزله و یا بحران کرونا همواره به خوبی خود را نشان داده است اما در طول این سالها برخی مسئولان نظام جمهوری اسلامی فراموش می‌کنند که این نظام بر پایه چه ظرفیت‌هایی بنا شده  و همین مسئله موجب می شود تا به مرور رابطه ساختاری خادم و مخدوم دچار تغییراتی شود. تغییراتی که ماحصل آن طی سالیان گذشته افزایش شکاف و نابرابری بوده که این موضوع در آمارها و مستندات تحلیلی نیز به وضوح قابل درک است.

 ساختار متکی به نفت افزایش‌دهنده فاصله مردم و مسئولان است

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: مسئله دیگری که باعث شده  برخی ساختارهای رسمی کشور ایجاد کننده نابرابری ها در سطح اجتماع شود، این است که ظرفی که در آن مدیریت اجرایی ما پیش می رود، ظرفی متمرکز است. ظرفی متمرکز و تک محصولی و متکی به نفت که طبعاً زمام آن نیز تماماًً در اختیار دولت است و همین مسئله فاصله میان مردم و مسئولان را به  امری اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است.

 شعارهای عامه پسند داده می‌شود اما راه تحقق‌اش را نمی‌دانیم

وی با بیان اینکه در چنین سیستمی، نوآوری ها، ابتکارات و خلاقیت های زیست بوم ما پیشِ پای یک رابطه «مرکز_ پیرامونی» ذبح می‌شود، گفت: متاسفانه ما هیچگاه در مدیریت کشور به ظرف مدیریتی توجه نکرده‌ایم و در بهترین حالت به مظروف توجه شده و صرفاً شعارهای عامه پسندی چون مبارزه با بی عدالتی و گسترش اخلاق مداری را سر داده‌ایم ولی هیچگاه به راه‌های تحقق این شعارها توجهی نشده است. حتی هم اکنون هم که بحث توسعه درون زا و استفاده از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل جامعه و اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود باز هم ظرفِ متمرکزِ متکی به اقتصاد نفتی امکان تحقق چنین هدف‌هایی را به ما نخواهد داد.

افروغ با تاکید بر اینکه  اقتصاد نفتی که چندین دهه است در کشور در حال پیاده سازی بوده، تبدیل به اوج حقارت ما شده است، تصریح کرد: امروز کشورهای بیگانه به راحتی قادرند با تحریم اقتصاد تک محصول ایران، خواسته‌های خود را بر ملت و دولت ما تحمیل کنند. در حالی که قبل از پیروزی انقلاب منتقدان اقتصاد تک محصولی متکی به نفت بر این باور بودند که این سیاست  ثمره یک رابطه استعماری است ولی سوال این است که بعد از انقلاب برای اصلاح و برون رفت از چنین ساختار معیوب اقتصادی چه اقدام مشخصی صورت گرفته است؟

 «آمایش سرزمینی»، تمرکز زدایی و تفویض اختیار به خارج پایتخت

این استاد دانشگاه درباره اینکه برای اصلاح این ساختارها باید چه کار کرد، گفت: سوال اصلی این است که ما تا چه میزان  به سمت پیاده‌سازی مقوله «آمایش سرزمینی»، تمرکززدایی و تفویض اختیار به مناطق و شهرهای دیگر به جز پایتخت و شهرهای بزرگ کشور انجام داده‌ایم.

این جامعه‌شناس مطرح با بیان اینکه متاسفانه در شرایط کنونی شاهد هستیم که هر دولتی که سر کار می‌آید بدون اینکه اولویت خود را اصلاح ساختار تک محصولی اقتصاد کشور قرار دهد، در همان ظرف موجود یا به گذران عمر می‌پردازد یا اینکه سعی در آن دارد که جای پای خود را برای مدت طولانی در ساختارهای مدیریتی کشور سفت کند، گفت: کشور ما متاسفانه در حوزه‌های مختلف از حوزه مدیریت گرفته تا حوزه مواجهه جامعه با اتفاقات نامترقبه از جمله سیل و زلزله و اخیرا نیز کرونا، کشوری است که در شرایط غیرعادی نوع دوستی و هم بستگی بالا پیدا می‌کند و ایده‌های  اقتصادی نیز تنها در چنین شرایطی به کار می‌افتد ولی در شرایط عادی که بیشتر اوقات نیز همین شرایط بر کشور حاکم است، هیچ گونه فکر و ایده‌ای برای مدیریت بهینه کشور اتخاذ نمی‌شود.

 آرمان‌های انقلاب اسلامی را نمی‌توان در ظرف پهلوی محقق کرد

وی افزود: بارها تاکید شده که برای تحقق الگوهای مختلف حکمرانی از جمله پیاده‌سازی سیاست اقتصاد مقاومتی ابتدا باید ظرف و ساختار کشور اصلاح شود. مشکل ما امروز این است که می‌خواهیم آرمان‌های انقلاب اسلامی را در درون ظرف پهلوی محقق کنیم. بحث ظرف مدیریتی، بحث بسیار مهمی است و اینکه شما می‌بینید که امروز کشور با معضل تمرکزگرایی دچار است به این دلیل است که هنوز کشور در ظرف پهلوی در حال مدیریت است. در حالی که ظرفی که در دوران پهلوی برای اداره کشور تعبیه شد، با هدف چپاول و غارت منابع کشور بود حال آنکه یکی از عوامل اصلی که منجر به پیروزی نهضت انقلاب اسلامی شد، تلاش برای فروپاشی نظام استثماری شبه سرمایه‌داری بود اما متاسفانه امروز شاهد هستیم که هم چنان چنین رویه‌ای بویژه در حوزه اقتصادی در کشور حاکم است.

 مراکز علمی و دینی طرح مشخصی برای فلسفه اقتصادی ندارند

این استاد دانشگاه با بیان اینکه متاسفانه هیچ یک از  مراکز علمی و دینی کشور در این 4 دهه برنامه و طرح مشخصی برای فلسفه اقتصادی نداشته‌اند، گفت: امروز نمی‌توان جایگاه مشخصی برای اقتصاد در ایران بیان کرد. تنها در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی بود که تئوری های اقتصادی شهید صدر مطرح بود که متاسفانه پرداختن به این تئوری نیز محدود به همان سالها شد و ادامه پیدا نکرد. بنابراین  با چنین شرایطی نمی توان این توقع را داشت که در بحث عدالت اجتماعی کارنامه قابل قبولی ارائه دهیم.

افروع در عین حال خاطرنشان کرد: البته اینکه ما امروز به فکر برون رفت از اقتصاد تک محصولی متکی به نفت هستیم مسئله بسیار مبارکی است ولی مسئله این است که این هدف با چه طرح و نقشه‌ای می‌خواهد پیاده سازی شود؟ در حالی که این امر واضحی است که قانون اساسی بدون تعریف ظرف غیرمتمرکز، جوابگوی اهداف و آرمان‌های ساختار و نظام جمهوری اسلامی نیست.

این استاد دانشگاه  گفت: بنده در گذشته در مقاله‌ای تحت عنوان چالش های انقلاب اسلامی اشاره کرده بودم که یکی از چالش های نظام این است که فاقد یک تفکر منظومه‌ای است. البته بسیاری از مسئولان در سخن مدعی این هستند که اندیشه امام خمینی پاسخگوی تمامی نیازهای کشور خواهد بود ولی هیچگاه نمی‌توانند به شکل دقیق درباره منظومه فکری حضرت امام (ره) در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سخن بگویند و نحوه حرکت نظام در راستای این منظومه فکری را تشریح کنند. اینکه دولت‌های مختلف بی ارتباط با یکدیگر تنها در پی دنبال کردن تعدادی شعار و برنامه‌های کاریکاتوری باشند که نمی‌شود منظومه فکری.

افروغ در پایان اظهاراتش گفت: عدالت در تولید زمانی فراهم می شود که ما به سمت آمایش سرزمینی و فرصت سازی برای مردم برویم که این کارها باید توسط دولت صورت گیرد. اما به فرض اینکه تمامی مشکلات تولید بر سر راه مردم و تولید کننده برداشته شود نیز مشکل دیگری که در راستای تحقق این مسئله وجود دارد، نگاه امنیتی و سیاست زده ای است که در میان بخش های مختلف کشور حاکم است که تا وقتی این نگاه اصلاح نشود، نمی توان انتظار داشت که در مسیر جهش تولید توفیق مدنظر را داشته باشیم.


ایکنا اسیر تفسیرهای قشری نشد / جامعیت رسانه دینی و لزوم توجه به تئوری «حقوق شهروندی»



نخستین و تنها خبرگزاری تخصصی قرآن کریم در جهان اسلام ۲۰ آبان‌ ۱۳۸۲ همزمان با نیمه ماه مبارک رمضان همان سال و در روز میلاد کریم اهل‌بیت(ع) راه‌اندازی شد. با توجه به تنوع زبانی و رسالت جهانی و فعالیت آن در سطح بین‌الملل، در سال ۱۳۹۱ نام این خبرگزاری با مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به «خبرگزاری بین‌المللی قرآن» تغییر یافت. این رسانه در حال حاضر به تولید و انعکاس اخبار قرآنی به ۱۹ زبان زنده دنیا می‌پردازد و این اخبار روزانه بر روی خروجی این خبرگزاری ارسال می‌شود.

به تبع حضور مؤثرتر و جریان‌سازی بهتر این رسانه در کشور و نیز اقصی نقاط جهان، شعب استانی و خارجی این رسانه قرآنی طی سال‌های مختلف افتتاح شده است. افتتاح شعب ایکنا در ۳۰ استان کشور و ۶ منطقه از جهان بخشی از توفیق آن تا به امروز بوده است. همچنین این خبرگزاری با صفحات فعال خود در شبکه‌های اجتماعی به رصد جدیدترین تحولات قرآنی جهان اسلام می‌پردازد. علاوه بر این، نشریه تخصصی «رایحه» عنوان نشریه تخصصی ایکناست که به موضوعاتی همچون معرفی بسیاری از قاریان، حافظان و شخصیت‌های مذهبی برجسته اسلام و تحلیل و بررسی علمی و دقیق برخی رویداد‌ها و طرح‌های مهم قرآنی اختصاص دارد و تاکنون ۱۴۳ شماره از آن چاپ و منتشر شده است.
 
اما آنچه برای این رسانه مایه مباهات است، اذعان بسیاری از مسئولان و کارشناسان به این مهم بوده که ایکنا همچون دانش‌نامه‌ای است که با توجه به ظرفیت عظیم و بی‌پایان فعالیت‌ها با محوریت قرآن، هر روز کامل‌تر می‌شود و به منزله حرکتی پویا در عرصه فعالیت‌های قرآنی شناخته شده است. اکنون، با گذشت ۱۷ سال از تأسیس این خبرگزاری، خوب است که نگاهی به مسیر طی شده این رسانه بیندازیم و راهی که پیش رو دارد و به این پرشش پاسخ دهیم که عملکرد صحیح چنین رسانه‌ای می‌تواند چه ثمراتی برای جامعه دینی داشته باشد؟

عماد افروغ، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز علوم اجتماعی، در گفت‌وگو با ایکنا، به شهود عینی خود از سال‌های متمادی فعالیت این رسانه اشاره و اظهار کرد: این خبرگزاری رسانه‌ای بوده که اسیر خباثت‌های سیاسی و تفسیر‌های قشری نشده است، خودِ من با هر رسانه‌ای مصاحبه کرده‌ام تن و بدنم لرزیده است، چرا که گاهی صداقت و اخلاق در انتشار مطلب رعایت نمی‌شود. باید بگویم؛ من صاحب شتران خویشم و به دیگران کاری ندارم. لذا تمامی گفت‌وگو‌های حساس و ظریفم را بی‌دغدغه با این رسانه در میان گذاشته‌ام و خروجی کار در این رسانه منتشر شده است. مطالبی که از من در این رسانه نشر یافته در جایی منتشر نشده، از جمله بحث‌هایی درباره تحول ساختار خبرگان، دیالکتیک دلیل و علت و یا حتی هرمنوتیک دینی، که همه این‌ها برای نخستین‌بار توسط این رسانه پیگیری و منتشر و بعد‌ها تبدیل به مقالات علمی شد. اگر این رسانه و سؤالات خوب آن نبود، برخی پاسخ‌های من مکتوم باقی می‌ماند. پرسش‌های خوب، پاسخ‌های کارشناس را از مکنونات درونی او بیرون می‌کشد.


افروغ به بیان برخی کارکرد‌های رسانه دینی پرداخت و افزود: با توجه به هجمه‌هایی که به دین صورت گرفته و لزوم روشنگری در این زمینه، قطع نظر از اینکه ریشه آن چه بوده، ناگزیر هستیم با این هجمه‌ها در فضای علمی و رسانه‌ای مقابله کنیم. برخی شبیه‌سازی‌ها صورت می‌گیرد که یا باید تحمل کنیم، چون آسان‌ترین کار همین است و نهایتاً آنچه را در غرب رایج است مبنا قرار و آن را نشر دهیم و یا دست به روشنگری بزنیم. نکته حائز اهمیت این است که برخی روشنفکران به جای تولید اندیشه، ترویج اندیشه کرده و مروجان اندیشه بوده‌اند، اما اینکه آیا مروج خوبی بوده‌اند، اکنون محل بحث نیست.

وی ادامه داد: دفاع از دین کار آسانی نبوده و توجه به کارویژه‌های مطلوب دین، کار هر کسی نیست، بسیار باید مراقب بود و این را مدنظر داشت که حساب دین از دینداران جداست و این جدایی ظرافت‌هایی دارد و شاید هر کسی نتواند در عمل و به صورت روش‌مند، بین دین و دینداری تمایز قائل شود.
 

دفاع از دین کار آسانی نیست

 
این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه در فهم دین و شناخت تفاوت‌های میان دین و دینداری، ناگزیر به پیش‌فرض‌هایی روی می‌آوریم، گفت: قطع نظر از شبیه‌سازی‌ها و به تبع آن حملاتی که صورت گرفته، به طور کلی دفاع از دین و اسلام کار آسانی نیست و کسی که به دفاع از این دو می‌پردازد، باید بهره‌ای از دین و جوهر آن برده باشد، در واقع از قواعد و ارزش‌های دینی و اخلاقیات دینی بهره‌مند شده باشد و این بهره نصیب هر کسی نمی‌شود. چنین فردی، پیش از ورود به حوزه دین، باید استعداد و قابلیت و فعلیتی داشته باشد که در اخلاقیات، معنویت، صداقت و ارزش‌های متعالی بشری قابل جستجوست. امیدوارم کسانی که از حریم دین دفاع می‌کنند متوجه این معنا بوده و‌ خودسازی لازم را داشته باشند.

وی با بیان اینکه کار ویژه‌های ادیان متنوع است و بستگی به هر کدام از ادیان دارد، اظهار کرد: با توجه به تفاوت ادیان، کارویژه‌ها متفاوت و متنوع است و شاید بتوان گفت همان‌طور که عالمان دین سه مأموریت، وظیفه و یا مؤلفه را برای دین قائل می‌شوند که همان عقاید، اخلاقیات و احکام است، کسانی که رسانه دینی را هدایت می‌کنند نیز باید به جهان‌بینی، اخلاقیات، ارزش‌ها و احکام توجه کنند و البته اختلاف عقیده نیز وجود دارد و این مناقشات همواره خواهد بود، اما می‌توان اولویت را به جهان‌بینی و هستی‌شناسی دینی دهیم و یا یک پله بالاتر، متوجه اخلاقیات بود و حتی بعدتر وارد فقه هم شد. نباید اسیر رفتارگرایی و لفظ‌گرایی در تفسیر شد و بیشتر به جوهر و معنا توجه کرد، این معنا هم بیشتر در ابعاد عقاید، ارزش‌ها و اخلاقیات یافت می‌شود. با این توضیح، رسانه‌ای دینی و موفق است که شناخت اولیه و توجه به تقدم و تأخر در این زمینه را داشته باشد و اگر این تفکر اصولی و معنایی و ذوبطن دانستن قرآن و فهم وجه استعاری آن، با شناخت انسان همراه شود، کارکرد رسانه دینی بسیار متفاوت خواهد بود.


به گفته عماد افروغ، اگر رسانه دینی موفق عمل نکند، آفت‌های درون دینی و برون دینی به همراه خواهد داشت. برخی رسانه‌های دینی، در داخل و خارج، دل‌مشغولی‌هایی حول مسائلی دارند که نشان‌دهنده اسیرِ صورت و لفظ شدن و قائل بودن به تفسیر‌های قشری توسط آنهاست. در عین حال، برخی رسانه‌های دینی این اسارت را ندارند؛ از جمله ایکنا. به عقیده من رسانه این رسانه، صرف نظر از ضرورت شکل‌گیری آن، فارغ از برآیندی که از نتیجه آن استنباط می‌شده، هیچ‌گاه اسیر تفسیر‌های قشری نشده است.

وی افزود: در جامعه‌ای که سابقه دیرینه دینی دارد و اکنون حکومت دینی در آن شکل گرفته، حضور چنین رسانه‌ای مهم است، اما اگر تفسیری که از دین در رسانه دینی ارائه می‌دهیم، مضمونی به دست دهد که زیبنده نظام و جامعه دینی نباشد، دچار نقض غرض خواهیم شد.

آفت‌های برون‌دینی عدم موفقیت رسانه دینی

 
‌این نظریه‌پردازی حوزه علوم اجتماعی با اشاره به آفت‌های برون‌دینی در جریان عدم موفقیت رسانه دینی، بیان کرد: وای بر رسانه‌ای که با گروه و جناحی ببندد، وای بر رسانه دینی که با قدرت گره بخورد و قدرت نقادی و پرسشگری خود را از دست دهد و یا اسیر مصلحت‌اندیشی‌های کاذب شود. هر آسیبی در این حوزه، دامن دین را هم می‌گیرد، اگر چه آسیبی به جوهر دین وارد نمی‌شود، اما روی اقبال و ادراک مردم اثر می‌گذارد. بسیاری از افراد، متوجه نمی‌شوند کدام رسانه در خدمت واقعی دین و جامعه دینی است و کدام یک در خدمت منافع عده‌ای! و همان‌طور که «اِذا فَسَدَ العالِم، فَسَدَ العالَم»، اگر رسانه دینی هم فاسد شد، مخاطبانی هم که به این رسانه توجه می‌کرده‌اند، به مسیر غلطی رهنمون خواهند شد.

افروغ با بیان اینکه امروزه در معرض خطرات زیادی قرار داریم، گفت: جامعه ما، اسماً دینی است، اما رسماً نمره خوبی ندارد و از آن عصمت و معنویت لازم برخوردار نیست و شاید این امر به دلیل سیاست‌زدگی و گره‌ای که دین با سیاست خورده و مراقبتی که از آن صورت نمی‌پذیرد، است. موافق حاکمیت سکولار نیستم، که البته هیچ نظامی در دنیا سکولار نیست. اما اینکه عملاً و علناً پرچم ادغام دین و سیاست در کشور ما بلند می‌شود، این نیازمند مراقبت است و این مراقبت‌ها باید درونی و بیرونی باشد. حساسیت‌های زیادی وجود دارد که باعث شده در حیطه اخلاق و معنویت نمره خوبی نداشته باشیم. در شرایط غیرعادی دینداری کهن و دیرینه، به ما کمک می‌کند، اما در شرایط عادی نمره خوبی نداریم. عمدتاً هم به مردم مربوط نیست، بلکه به حاکمان در هر دوره برمی‌گردد.

وی افزود: رسانه دینی نباید اسیر مصلحت‌اندیشی، قدرت‌زدگی، سیاست‌زدگی و امنیت‌زدگی شود. چنین رسانه‌ای باید منتقد بماند، باید فاصله‌ها را ببیند و اگر مأموریت‌هایی برای او تعریف شده، باید ارزیابی کند و ببیند که مثلاً اگر موضوع جامعه است، این جامعه تا چه اندازه از جهان‌بینی دینی برخوردار است و تا چه اندازه توحید در آن جریان دارد و یا معرفت خدا در آن چقدر غالب بوده و اخلاقیات دینی حکم‌فرماست؟

افروغ ادامه داد: اشتراک‌هایی بین اخلاق به معنای عام و اخلاق دینی وجود دارد، اما اخلاق دینی، نافی اخلاق، به ما هو اخلاق، نیست. ممکن است تأکیدات ویژه‌ای بر برخی فضائل بشری داشته باشد که شاید اخلاق متداول تأکیدات کمتری داشته باشد. برای مثال اخلاقی داریم با عنوان اخلاق طلایی که مورد تأکید دین مبین اسلام هم هست و آن قاعده است که می‌گوید هر چیزی برای خود می‌پسندی برای دیگری هم بپسند و بالعکس. اما اصلی بالاتر از این داریم که از آن به عنوان «ایثار» و «گذشت» یاد می‌کنیم؛ «وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»؛ و دیگران را بر خویشتن مقدم مى‌دارند، هر چند خودشان نیازمند باشند. این را ادیان متوجه می‌شوند، آن تأکید اولیه حالت فردی دارد و این نوع‌دوستی است. بشر، به ماهو بشر، نوع‌دوستی را می‌فهمد، اما در دین تأکید ویژه بر آن شده و در اسلام و شیعه تجلیات بالایی در این مورد داریم و اوج ایثار را که امام حسین(ع) است می‌بینیم.

وی گفت: بر همین اساس، رسانه دینی باید مقایسه کند و بسیار شجاعانه و حقیقت‌گرایانه به ارزیابی بپردازد و نقد کند، و نان به نرخ روز خور و باری به هر جهت نباشد. اگر از حقیقتی که با دین گره خورده، دور شود، کار دینی و روشنفکری ناب، به معنای واقعی کلمه نکرده است. این رسانه باید نیاز‌های عمومی و دینی مردم را احصا کرده و بشناسد. البته این نیازها، صرفاً در حد پاسخگویی به چند سؤال دینی و بالا رفتن جهان‌بینی دینی فرد نیست، دین باید متوجه نیاز‌های معاش مردم باشد و رسانه به این مسئله بپردازد که آیا از شعارهای دین، عدالت اجتماعی نبود؟ دین دارای جامعیت است و عطف به این مسئله، رسانه دینی نیز باید جامعیت داشته و دارای تئوری باشد. این تئوری‌ها مختلف است و رسانه دینی باید مشخص کند کدام تئوری را دنبال می‌کند. به عقیده من، حقوق شهروندی به معنای عام آن، می‌تواند تئوری خوبی برای رسانه دینی باشد. با توجه به نسبت میان دین و نیاز مردم، حقوق شهروندی، تئوری مطلوب رسانه دینی خواهد بود.


پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399

مطهری فلسفه را برای بهتر شدن حال مردم می خواست

نوع مطلب :مقالات ،


مطهری فلسفه را برای بهتر شدن حال مردم می خواست



یادداشتی از عماد افروغ
جامعه‎ شناس

سخن گفتن از استاد شهید مرتضی مطهری، هم سهل و هم ممتنع است. سهل است چون پیوسته نام ایشان شنیده و همایش‌هایی برای ایشان برگزار می‌شود؛ به‌همین دلیل، در مقایسه با سایر اندیشمندان، متفکران و فیلسوفان، نام‌آشناترند. اما گفتن از او ممتنع نیز هست؛ چرا که با‌وجود آنکه در سالگرد شهادتشان مراسم و سخنرانی‌های مختلف برگزار می‎شود اما شاهد توجه عملی به آثار و افکارشان نیستیم.

 این در حالی است که شهید مطهری هم متفکر تأسیس و هم متفکر استقرار انقلاب اسلامی است. از این رو، طبیعتاً، باید در دوران استقرار نیز شاهد توجه بیشتری در دو سطح «نظر» و «عمل» نسبت به آثار ایشان باشیم. متأسفانه، نمی‌توان به نمود عینی و عملی آرای شهید مطهری در ساحات مختلف حیات انسانی و اجتماعی، اعم از فکری، معرفتی، اخلاقی و معنوی، سیاسی و اقتصادی نمره خوبی داد. به‌نظر می‌رسد که حال و هوای امروز جامعه چندان متناسب با آثار ایشان نیست؛ حتی در محافل علمی، فکری و دانشگاهی و حوزوی نیز آنچنان که باید توجهی به آثار ایشان نمی‌شود.

 بایسته است تا افکار ایشان را به زمان و زمینه امروز نیز بسط دهیم و به دلالت‌های زمانی و مکانی موسع آن بیشتر توجه کنیم. متأسفانه شماری از آنانی که به شهید مطهری توجه می‌کنند، ایشان را در زمان و زمینه‌اش محصور می‌کنند و آنچنان که باید بسط اندیشه‌های شهید مطهری را در دستور کار خود قرار نمی‌دهند تا برای نسل جدید قابل استفاده باشد. البته مقصود، بهره‌مندی‌های شخصی و صوری نیست بلکه در مواجهه با ایشان باید بتوانیم بسیاری از چالش‌ها و مشکلات پیشاروی را در عرصه‎های مختلف حل کنیم.

 کماکان سؤال‌های متعددی داریم که شهید مطهری می‌تواند به آنها پاسخ دهد. فراموش نکنیم که استاد شهید مطهری یک «فیلسوف مسأله‎مند» است و اساساً از مسأله آغاز می‎کند. ایشان را به هیچ عنوان نمی‎توان یک متفکر انتزاعی و یک فیلسوف ذهنی صرف دانست؛ اتفاقاً نگاه ایشان به قرآن نیز یک نگاه ذهنی و متافیزیکال نیست و قرآن را نیز مسأله‌مند می‌بینند و معتقدند که قرآن آمده است تا نیاز انسان‌ها را پاسخ دهد.از این رو، شهید استاد مرتضی مطهری را باید متفکری دانست که پیوسته بین دو ساحت «انضمامی» و «انتزاعی» در حرکت است؛ یک رفت و آمد بین «عین» و «ذهن». به تعبیری، از وجه انضمامی و عینی شروع و سپس به اندیشه‎ورزی و ارائه راه‌حل، مستقیم و غیرمستقیم، می‎پردازد. تمام آثار ایشان از چنین شاخصه‎هایی برخوردار است.

موضوعاتی که محل توجه شهید مطهری بود مسائل روز جامعه بود؛ که هنوز هم مسأله روز ما است. آیا هویت، حجاب، ازدواج، اسلام و مقتضیات روز و نقش زمان و مکان، آزادی، عدالت، اخلاق و معنویت، تحجر و خرافه و... مسائل امروز ما نیست؟ با مرور بر آثار شهید مطهری درمی‎یابیم که دغدغه اصلی‌اش از یک درد اجتماعی برمی‌خیزد. شهید مطهری، فلسفه اسلامی را در طاقچه نگذاشت و فلسفه را برای بهتر شدن حال مردم می‌خواست. بنابراین، استاد مطهری را باید به‌عنوان یک پدیده سهل و ممتنع دید؛ سهل، چون بارها نام او به زبان آورده می‌شود و ممتنع، چون با وجود این همه یادآوری، در عمل به‌کار گرفته نمی‌شود. بویی از آثار ایشان در دو ساحت نظر و عمل در دو عرصه رسمی و مدنی جامعه به مشام نمی‌رسد. ما با او بسیار بیگانه‌ایم. بزرگترین مسأله ما شاید «نوع مواجهه» با آثار و آرای استاد مطهری است. باید پرسید آثاری که حضرت امام(ره) تمام آنها را بدون استثنا تأیید می‎کنند، چقدر در جامعه تبلور دارد؟

 واقعیت این است که مسأله «زمان» و «مکان» در افکار شهید مطهری از جایگاه بسیار والایی برخوردار است؛ اما اینکه چطور می‎توانیم مطهری را به روز کنیم، تنها از رهگذر یک «نگاه مسأله‎محور» به آثار ایشان قابل تحقق است؛ چه مسائلی که خود شهید مطهری طرح کرده و چه مسائلی که امروز در جامعه ما مطرح و مبتلابه ماست. این امر(به روز کردن مطهری) مستلزم این است که نخست بدانیم مسائل جامعه امروز ما چیست؟ و این مسائل را در برابر آثار استاد شهید مطهری قرار دهیم و آنگاه دریابیم که پاسخ ایشان به این مسائل چیست؟ واقعیت این است که ما پاسخ را برای پاسخ نمی‌خواهیم نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که ما پاسخ را برای «عمل» می‌خواهیم. یکی از مسائلی که ما سخت از آن رنج می بریم شکاف بین «نظر» و «عمل» است. واقعیت این است که در مواجهه استاد شهید مطهری با اسلام نیز صرفاً بر جنبه‎های نظری اکتفا نشده و ایشان در پی ارائه یک نسخه عملی از اسلام بوده است. استاد شهید مطهری همواره نظر را برای عمل می‎خواست اما با این حال، اعتقادی به عمل بدون پشتوانه نظری نیز نداشت. بنابراین، برای به روز کردن آرای شهید مطهری، نخست، باید به‌صورت مسأله‌مند با آثار ایشان مواجه شد و دوم اینکه به راه‌حل‌های نظری و عملی که شهید مطهری متناسب با موضوع در برابر ما قرار می‌دهد، عمل کنیم. به تعبیری، مقصود من سبقت عمل بر نظر با عنایت به صبغه نظری عمل است. فقط حرف نزنیم! از خود بپرسیم حکمتی که در پس آرای شهید مطهری وجود دارد، کجای جامعه ما جاری و ساری است؟ واقعیت این است که باید بار دیگر به آثار ایشان رجعت شود؛ «رجعتی مسأله‌مند و معطوف به عمل». در پایان سوگوارانه باید بگویم جفایی که به آثار ایشان بعد از انقلاب شد قبل از آن، با‌وجود‌های و هوی زیاد، نشد.



آثار هنری سطحی و لوده نتیجه سیاست‌زدگی فرهنگ و اقتصاد است



عماد افروغ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در گفت‌وگویی تفصیلی با گروه فرهنگی قدس آنلاین مباحثی را پیرامون شیوع کرونا در جهان و تأثیرات آن در زندگی بشر مطرح کرد.

در بخش نخست این گفت‌وگو به مقایسه ویروس کرونا و همه‌گیری آن به نسبت بحران‌هایی که تاکنون در جهان پیش آمده پرداخت و درباره مباحثی همچون ظهور کرونا و برهم زدن نظام سرمایه‌داری، تشریح شرایط و روحیات ملت ایران و کشورهای غربی در زمان بحران، ابعاد چهارگانه تحول انسان در نتیجه بروز کرونا، تقلید و پیروی غیراصولی از مبانی نظام سرمایه داری و صنعتی شدن در غرب و ... به تفصیل سخن گفت. در ادامه وی مباحثی همچون تاثیر کرونا بر اثبات گرایی و برهم زدن معادلات علوم را مطرح کرد و موضوعاتی همچون بازگشت سریع‌تر غربی‌ها و تجربه اندوزی از این شرایط، تولید آثار غنی، ضرورت حرکت به سوی علم شناسی جدید و سایه سنگین کرونا بر فرهنگ و هنر را از نظر گذراند که در ادامه خواهید خواند.

 بخش اول این گفت‌وگو را می توانید اینجا بخوانید.

افروغ در ادامه این گفت‌وگو در پاسخ به این سوال که تأثیرات کرونا بر ساختار علم گرایی چه بوده است؟ آیا کرونا معادلات ساختار پوزیتیویسم و اثبات گرایی را برهم زده یا بستری برای بازگشت دوباره به آن فراهم کرده است، گفت: اتفاقاً کرونا بزرگترین ضربه را به پوزیتیویسم و علم گرایی غالب زد و از طرفی دیگر بیشترین ضربه را هم به ساینتیسم و علم گرایی به معنای اثبات گرایی‌اش وارد کرد.

باید به دنبال تعریف جدیدی از علم باشیم

وی ادامه داد: بسیاری مدعی بودند که با اتکا به پوزیتیویسم و علم گرایی، بشر به تدریج بر مرگ هم فائق می‌آید. آنها مرگ را یک بیماری می‌دانستند و فکر می‌کردند می‌توانند برای فرار از آن راه حلی پیدا کنند، اما امروز می‌بینیم که از کشف دارو و درمان یک ویروس کوچک به نام کرونا بازمانده‌اند. به نظرم در این میان ضربه اصلی را علم گرایی فن‌زده متحمل شده است لذا ما باید دنبال تعریف جدیدی از علم برویم که مداقه‌ای در پیش فرض‌ها و مفروضات خود داشته باشد و جهان را به یک امر تجربی صرف تقلیل ندهد. واقعیت این است که جهان لایه لایه است، جهان مادی هم غیب است و زمانی که آن را به یک امر مشاهدتی تقلیل می‌دهیم در واقع تصور می‌کنیم چیزی ورای مشاهده وجود ندارد و هرچه هست همان است که دیده می‌شود، از لایه‌مند بودن واقعیت غافل می‌شویم، از غیاب و غیب غفلت می‌کنیم و در نهایت جهان را به مشاهدات تقلیل می‌دهیم. آن وقت است که دیگر فرافعلیت را درک نمی‌کنیم و زمانی که این را درک نکردیم طبعاً غیب را نیز نمی‌فهمیم. غیب فقط مربوط به متافیزیک نیست و در همین عالم ماده نیز وجود دارد و حتی به تعبیری جسم دیده نمی‌شود و فقط طول و عرض و ارتفاع است که به چشم ما می‌آید و دیده می‌شود.

این جامعه شناس در تکمیل گفته‌های خود اظهار کرد: زمانی که متافیزیک و شهود را کنار می‌گذاریم و حتی متوجه معنا در همین عالم ماده هم نیستیم نتیجه این می‌شود که همه چیز به حادثه‌ها و اتفاقاتی که رخ می‌دهد تقلیل پیدا می‌کند و از اتفاقات مطلوبی که می‌توانسته رخ بدهد و انسان جلوی آن را گرفته است نیز غافل می‌شویم و اینجا دیگر بشر قربانی می‌شود.  اگر این را اساس قرار دهیم و آن را به علوم انسانی تسری دهیم علوم انسانی هم فاقد معنا شده و به نوعی صنعت‌زده و فن‌زده خواهد شد، همانطور که سیاست هم فن‌زده می‌شود. اینها هشدارهایی است که بارها متفکران غربی هم داده‌اند اما بشر گوش شنوا ندارد.

ضمانتی نیست بشر دوباره به سمت سیاست‌های تخریبی نرود

افروغ تصریح کرد: با اندکی تأمل می‌توان دریافت همه چیز مهیای آن است که به سمت یک علم شناسی جدید برویم. این بحث‌ها متعلق به دوران کرونا نیست و بسیاری از اندیشمندان ما در نقد پوزیتویسم بسیار نوشته‌اند و سخنرانی کرده‌اند اما کسی گوش نکرد تا اینکه کرونا آمد و نشان داد که حق با اینها بوده، اما چه ضمانتی است که دوباره بشر همان سیاست‌های تخریبی خودش را نسبت به محیط زیست و نگاه‌های سطحی و پیش پا افتاده را نسبت به علم دنبال نکند؟!

وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به اینکه سالیان سال است که هالیوود آثاری را تحت عنوان فیلم‌های آخرالزمانی تولید می‌کند، فیلم‌هایی که تاکنون به نظر تخیلی و دور از ذهن می آمدند، یا ادبیات سرشار از داستان های فراواقعی و وقوع اتفاقات عجیب در زمین است. امروز کرونا بسیاری از این تصویرها را مجسم کرده و به عینیت درآورده است، به نظر شما پس از این دوران تأثیرات کرونا بر فضای فرهنگی و هنری چگونه خواهد بود وچه دگردیسی در آن رخ می دهد؟ گفت:

واقعیت این است که همیشه تب یک چیزی ما را می‌گیرد، یک اتفاق اجتماعی رخ داده و ما را به خود مشغول کرده است و در نهایت آثاری هم تولید می‌شوند. در وهله اول باید ببینیم این آثار از چه وزنی برخوردار هستند. برخی از این آثار یک واکنش سطحی به این واقعه‌اند و برخی دیگر عمیق هستند و حکایت از این دارند که خالق اثر فرهنگی فهم دقیق و نگاهی کلان به موضوع داشته و صرفاً واکنش نشان نداده است. به نظرم باید این نوع نگاه را تقویت کرد و اگر فرض بر این است که حاکمان ما حکیم‌اند باید به دنبال این آثار غنی باشند و بستر را فراهم کنند که آنها هم دلالت‌های پیاپی خودش را به ارمغان بیاورد. هرکدام از این آثار می‌توانند منجر به تولید آثار دیگری شوند و یک عده باید اینها را رصد کنند.

افروغ عنوان کرد: تحقیقات میدانی، نظرسنجی و پژوهش‌هایی از این دست زودگذر و سطحی‌اند و تأثیراتشان سریع از بین خواهد رفت، اما کارهای عمیق فلسفی، عرفانی، نظریات و تحقیقاتی که ناظر بر آن ابعاد چهارگانه‌ای است که پیش تر به آن اشاره کردم می‌توانند منبسط شوند. لذا باید غایت را تعریف کرد و دید این غایاتی که برای بشر تعریف شده و انقلاب اسلامی هم در جهت آن غایات است چه وظیفه‌ای بر دوش ما می گذارد.

باید به کسانی که در عرصه قدرت مدنی حضور دارند بها داد

وی در ادامه افزود: هیچ بعید نیست که از ماحصل این بحران آثار علمی و فرهنگی بهتری در غرب خلق شود. برای اینکه غرب این شرایط را چشیده و دست یافتن به نتایجی درست از آن برایش یک آرزو است. البته در این میان عده‌ای رند می‌خواهند از این شرایط استفاده و موج سواری کنند. معمولاً صاحبان قدرت این چنین هستند که روی صحبت من با آنها نیست. منظورم کسانی هستند که در عرصه قدرت مدنی حضور دارند و آثاری خلق می کنند که باید به آن اهمیت داد.

افروغ تاکید کرد: نگرانی از جایی است که همه چیز مهیای تحول مثبت توسط ماست اما غرب به دلیل تجارب تلخی که در گذشته داشته و با بن بست روبه‌رو شده زودتر از ما راه بازگشت را بیابد. شما به احوالات غربی‌ها نگاه کنید! نیایش و بازگشت به خویشتن را در آنها دیدید، در حالی که تا پیش از این جهان بینی غالب اومانیستی و جهان بینی غالب لیبرال دموکراسی این را برنمی‌تابید، این یک بازگشت است زیرا بشر امروز تشنه شده است.

نان خوردن از دین تظاهر را باب کرده است

این استاد دانشگاه یادآور شد: به عقیده من باید وضع فرهنگی ایران را آسیب شناسی کرد و به این مسئله مهم پرداخت که چرا این اتفاق‌ها اینجا رخ نمی‌دهد. مایل نیستم حرف‌های تلخ بزنم اما اگر واقعاً عده‌ای با آثار دینی نان نمی‌خوردند شاید این اتفاقات مبارک در ایران هم رخ می‌داد و متجلی می‌شد. چون از دین نان می‌خورند تظاهر باب می‌شود و فراموش نکنیم تظاهر ضد فرهنگ و اخلاق است و در نتیجه آنچه خلق می‌شود ضد فرهنگ و ارزش است و به راحتی متوجه می‌شویم که همه چیز تصنعی است.

افروغ ادامه داد: باید این وضعیت را اصلاح کرد و جلوی ریا و تظاهر را گرفت. یک اثر فرهنگی و هنری باید از دل بجوشد، خلاق بوده و با شهود پیوند نزدیکی داشته باشد. می‌توان آثاری که تولید شده را بررسی کرد که کدام اثر کیفی‌تر و کدام کلان‌نگرتر بوده‌اند و آنها را فهم کرد و قدرشان را دانست. نظام جمهوری اسلامی باید در خدمت اینها باشد و قدرت رسمی باید در خدمت اینگونه مسائل قرار بگیرد نه اینکه در کمال تأسف می‌بینیم هنر هم ابزاری برای کلاهبرداری و خالی کردن جیب مردم شده است.

فرهنگ و اقتصاد سیاست‌زده، امنیت‌زده هم می‌شود

وی در پایان خاطرنشان کرد: من همواره این نکته را گفته‌ام که یک ابزار مبتنی بر سیاست‌زدگی و امنیت زدگی همراه با سیاست‌زدایی است. یعنی زمانی که فرهنگ و اقتصاد را سیاست‌زده می‌کنید مطمئن باشد امنیت‌زده هم خواهد شد و همراه با آن یک سیاست‌زدایی هم اتفاق می‌افتد. آن وقت نتیجه چه می‌شود؟ آثار فرهنگی ضعیف، سطحی و اصطلاحاً لوده خلق می‌شود. شما سینمای ایران را ببینید که چه حال و روزی دارد و چگونه از وجهه اندیشه‌ای خالی شده است و سراسر آن کمدی‌های لوده‌ای است که جیب مردم را خالی می‌کند و این هم یک واقعیت تلخ است که ذائقه مردم را آن قدر پایین آورده‌اند که متأسفانه به راحتی می‌توانند جیب مردم را هم خالی کنند.


دوشنبه 8 اردیبهشت 1399

ایرانی‌ها قوم شرایط بحران‌اند

نوع مطلب :گفتگوها ،

 ایرانی‌ها قوم شرایط بحران‌اند



کرونا و شیوع این ویروس فراگیر این روزها جهان را متحول کرده است، مرزها را درنوردیده و دوران عجیبی را خلق کرده که ره‌آوردش اتفاقات خوشایند و ناخوشایند بی‌شماری است و بشر را با مفاهیم و نگرش تازه‌ای مواجه ساخته که شاید چنین روزهایی را در فیلم‌های تخیلی و داستان‌های افسانه‌ای می‌خوانده است، اما کرونا او را وادار به توقفی ناخواسته کرده تا ذهن و روحش را پالایشی دوباره کند و به مسیر ادامه دهد.

این گفت‌وگو در دو بخش تنظیم شده که قسمت نخست آن را در ادامه می‌خوانید.

افروغ در ابتدای سخنانش به مقایسه ویروس کرونا و همه گیری آن به نسبت بحران‌هایی که تاکنون در جهان پیش آمده، پرداخت و گفت: به نظرم فرق اساسی ویروس کرونا با هر آنچه اکنون در دنیا اتفاق افتاده، این بود که این ویروس کل جهان را در برگرفت و مردم و دولت‌ها را به واکنش واداشت و تصور می‌کنم مانند کرونا در تاریخ نداشته‌ایم. در واقع منظورم آمار تلفات و کشته‌های ناشی از این ویروس نیست، بلکه فراگیر بودن آن مطرح است. شاید در طول تاریخ بیماری‌های زیادی جمعیت جهان را تحت تأثیر قرار داده باشند اما آیا آنها هم به فراگیری کرونا بوده‌اند که جهان را در برگرفته باشند؟

کرونا یک جهانی شدن واقعی را رقم زد

وی در ادامه افزود: اما در مورد کرونا می‌توان گفت که یک جهانی شدن واقعی را رقم زده است. مقصودم جهانی شدنی که در دهه‌های اخیر مطرح شده و با طبقه، گروه قدرت و جغرافیای خاصی گره خورده نیست، کرونا این‌طور نیست و زن و مرد، طبقه، گروه، قومیت و رنگ نمی‎شناسد و حقیقتاً یادآور صحرای محشر است، آنجایی که دیگر هیچ اعتباریات و مرزی ارزش ندارد و همه این قراردادها فرومی‌پاشد. با این تفاوت که از صحرای محشر راه بازگشتی نیست و روز آخر است، اما اینجا فرصت برای تفکر، تأمل و بازگشت به خویشتن فراهم است. به نظرم اتفاقاتی که در دوران کرونا رخ داد و البته هنوز هم درگیر آن هستیم مبارک بوده و قطع نظر از آسیب‌های جسمانی و اقتصادی اما در یک نگاه کلان اتفاقی خوب است. چراکه هم نگاه انسان به طبیعت عوض شد، هم نگاه انسان به خودش دستخوش تغییر شد و هم بازگشت و رجعتی به سوی خدا بود و از سویی دیگر نوع‌دوستی و همبستگی را شاهد بودیم و از طرفی به روابط سرمایه‌داری نیز ضربه مهلکی زد. به نظرم همه این موارد مبارک است اما هیچ ضمانتی نیست که مردم این حس و حال کرونایی را به دوران پس از کرونا تسری بدهند.

این جامعه‌شناس با تشریح شرایط و روحیات ملت ایران و کشورهای غربی تصریح کرد: من معتقدم ایرانی‌ها قوم شرایط بحران هستند، برخلاف غربی‌ها که قوم شرایط عادی‌اند. ما در شرایط غیرعادی همه خوبی‌هایمان تجلی پیدا کرده و همبستگی‌ها فوران می‌کند، اما به محض این که شرایط عادی می‌شود متأسفانه خطرناک می‌شویم و در حال حاضر نیز کم کم به روال عادی برمی‌گردیم و همه چیز در حال بازگشت به قبل است. البته همیشه دعا می‌کنیم که ای کاش شرایط کرونایی ما به پس از کرونا هم تسری پیدا کند، اما من این مسئله را متوجه مردم نمی‌دانم و در واقع نوع مواجهه‌ای که دولت‌ها با مردم دارند مردم را به واکنش وا می‌دارد.

ابعاد چهارگانه‌ای که با کرونا متحول شد

وی در تکمیل گفته‌های خود اظهار کرد: بنابراین از این منظر با بحرانی جهانی مواجه هستیم که در چهار عرصه رابطه انسان با طبیعت، انسان با خود، انسان با دیگری و انسان با روابط و ساختارهای اجتماعی تغییرات شگرفی رقم زده شده که در جهان بی‌نظیر است. حال ممکن است برخی از این ابعاد چهارگانه را در ملت‌های مختلف شاهد باشیم، حداقل در مورد ایران اینگونه بوده که بُعد «رابطه با دیگری» را در قالب همبستگی و نوع دوستی در دوران انقلاب، سال‌های جنگ و حوادث اخیر سال‌های گذشته مانند سیل و زلزله و موارد دیگر تجربه کرده‌ایم.

وی عنوان کرد: اما در همین دوران کرونایی شاهد این چهار بُعد بودیم که بسیار زیبا و مبارک بود، اما اینکه به پس از دوران کرونا هم سرایت کند یا خیر، مسئله‌ای است که کاملاً به اختیار انسان برمی‌گردد. چرا که انسان موجودی مختار است و به همین دلیل ضمانتی نیست که رفتارش تسری پیدا کند و من نگرانم اگر شرایط کرونایی تغییر کند به دلیل مواجهه ناصوابی که بین مردم و حاکمیت وجود دارد دوباره به شرایط عادی برگردیم و قطعاً این شرایط عادی برای ما خوب نخواهد بود.

نگران این هستم جبران عقده‌ها و محرومیت‌های دوران کرونا شتاب بگیرد

افروغ در پاسخ به این ادعا که برخی از فعالان محیط زیست معتقدند با بازگشت به شرایط عادی ممکن است به دلیل توجه مردم به تأمین معیشت، حفظ محیط زیست از اولویت‌های بشر فاصله بگیرد و مجدداً با افزایش تولید شاهد گرمایش زمین، تولید تصاعدی گازهای گلخانه‌ای و آلودگی محیط زیست باشیم، گفت: درست است اما نمی‌توان پیش بینی جبری کرد و گفت این اتفاق حتماً رخ می‌دهد و فقط می‌توان دورنمایی را متصور شد و حدس زد. البته من نگران این هستم مانند ماشین‌هایی که در مه گرفتار می‌شوند و زمانی که مه از بین می‌رود و در اتوبان قرار می‌گیرند و سریع می‌روند ما هم این چنین شویم. شرایط مه آلود کرونایی اتفاق افتاده و اگر کرونا کنار برود و ما خودمان را نساخته و تربیت نکرده باشیم و از این اتفاقات عبرت نگرفته باشیم و همه چیز یادمان برود نگرانم با شدت و شتاب بیشتری نسبت به قبل از کرونا حرکت کنیم و حرص و طمع، ولع، عقده و محرومیت‌های دوران کرونا با سرعت بیشتری حرکت کند و درصدد جبران آنها برآییم. حال اگر انسان اخلاقی باشد و درست تربیت شود در این مدت قرنطینه به رغم برخی هزینه‌ها از این شرایط درس می‌گیرد.

این استاد دانشگاه یادآور شد: به نظرم این هزینه‌ها جزیی اما منافعش کلان بوده است و انسان همواره باید کلان‌نگر باشد. مضرات جزیی که کرونا وارد کرده در طول زمان جبران می‌شود اما این که با چه قیمت و شتابی و با چه آسیب و هزینه‌ای که به طبعیت وارد می‌شود جای بررسی دارد.

صنعتی شدن صدای غربی‌ها را در آورده است

افروغ تصریح کرد: واقعیت این است که کرونا نشان داد اگر طبیعت احیا شود چه کسی سودش را می‌برد و امروز می‌بینیم که طبیعت و انسان هردو از این مزایا بهره‌مند هستند. دقت کنید که انسان با طبیعت بیگانه نیست و اتفاقاً زمانی که با آن بیگانه شد زندگیش منجر به تغییراتی شد که می‌بینیم در غرب رخ داده است. اگرچه صنعتی شدن منافعی هم داشت اما ضررهای آن نیز قابل چشم‌پوشی نیست و امروز می‌بینیم صدای غربی‌ها بلند شده  که تکنولوژی امروز باید تکنولوژی دیروز را به دلیل آلودگی‌هایی که صنعتی شدن با خود همراه آورده روفو کند.

وی ادامه داد: من تصور می‌کنم بشر غرب بهتر متوجه این مسئله شده است و احیای محیط زیست را بهتر درک می‌کند، زیرا خودش به آن آسیب وارد کرده و خودش هم ضرر و زیان‌های ناشی از تخریب محیط زیست را حس کرده و چشیده است. اتفاقاً مدتی پیش برای وزارت علوم مقاله‌ای تحت عنوان «فروپاشی مرزها و اعتباریات» نوشتم و به این نکته اشاره کردم. آنجایی که بحث انسان با طبیعت و بکارگیری الگوهای توسعه غربی مطرح می‌شود، بسیاری از متفکران غربی نکات ظریفی را درباره آسیبی که به محیط زیست به واسطه الگوی توسعه مبتنی بر نوسازی وارد شده عنوان کردند. بنابراین فکر می‌کنم آنها بهتر با این مسئله مواجه خواهند شد و این ما هستیم که هنوز تجربه آن را نداریم و متاسفانه ممکن است با سرعت بیشتری حرکت کنیم. ضمن اینکه این مسئله به لحاظ علمی‌مطلب جاافتاده‌ای است. ما غرب را الگوی خود کردیم که ای کاش آن را تمام عیار الگو قرار می‌دادیم. غرب امروز برای ما الگو نیست بلکه ما غربی که صنعتی شده را الگو قرار می‌دهیم و با آن شتاب حرکت کرده و از خود رفتارهای ناپخته نشان می‌دهیم، در حالی که آنها در این راه تجارب و هزینه‌هایی متحمل شده‌اند اما متاسفانه فکر می‌کنیم فقط سود و منفعت در انتظار ماست و همینطور در جاده غرب راه می‌افتیم.

هارمونی و انسجامی میان دستگاه‌های رسمی وجود ندارد

افروغ در بخش دیگری از سخنانش متذکر شد: به همین دلیل معتقدم هم انسان‌ها باید تربیت شوند و هم سیاست‌های مرتبط با محیط زیست تبیین و به صورت تشویقی باشد. اما سؤال اینجاست که در حال حاضر آیا محیط زیست سیاستی دارد؟ سیاستی که هم تشویق ‌کند و هم به نیاز مردم نسبت به محیط زیست توجه داشته باشد و از طرفی دیگر مانع  تخریب محیط زیست شود و مشارکت مردم را به کار گیرد؟ در حالی که بعضاً اتفاقاتی هم وجود دارد که به گوش می‌رسد که کارهایی خارج از دایره ماموریت‌هایشان انجام می‌شود و مانند تمام دستگاه‌های دیگر کیسه‌های شخصی دوخته‌اند. کدام دستگاه را می‌شناسید که کیسه شخصی ندوخته باشد؟ شما یک دستگاه را به من معرفی کنید که اینگونه نباشد، به طور مثال شخصی بازرس یک سازمان، یا معاون قوه قضاییه و ... است و آلوده می‌شود. متأسفانه از این موارد بسیار است و باید دید چرا این اتفاق افتاد و مشکل کجاست؟ مشکل عدم نظارت و فقدان مشارکت مردمی‌است یا ...؟ ضمن اینکه مسئله اینجاست که ما انسجام سیستمی ‌هم نداریم. ما یک انسجام اجتماعی داریم که مربوط به مردم است اما دستگاه‎های ما با یکدیگر منسجم نیستند و هماهنگی ندارند وعلاوه بر موضوعاتی که به آنها اشاره کردم مشخص نیست‌ هارمونی و هماهنگی بین دستگاه‌های رسمی‌ اساساً چگونه است.

وی باابزار تأسف از امحای میلیونی جوجه‌های یک روزه که طی هفته‌های اخیر اتفاق افتاد، گفت: اخیراً چندین میلیون جوجه یک روزه را از بین برده‌اند، در حالی که در روایت آمده که یک گنجشک در روز قیامت گریبان ما را می‌گیرد که این انسان مرا بی‌گناه کشت. واقعاً نمی‌فهمم درباره یک گنجشک که چنین روایتی وجود دارد چطور عده‌ای این همه جوجه را می‌کشند و امحا می‌کنند؟! وجدانمان درد می‌گیرد از اینکه چرا به گنجشکی که هنوز جان نداشته ناخواسته آسیب وارد کردیم اما در حکومت اسلامی ‌چه شده که چنین اتفاقی به راحتی رخ می‌دهد و میلیون‌ها جوجه یک روزه کشته می‌شوند؟! شعارها از اخلاق، تعالیم و معنا گرفته می‌شود اما می‌بینیم که همه چیز اصل بر اقتصاد، لذت و سودجویی شده است. متأسفانه نه بین نظر و عمل رابطه همخوانی وجود دارد و نه دستگاه‌های ما منسجم عمل می‌کنند. اینها چیزی نیست که بگوییم پس از کرونا حل می‌شود، برعکس پیش بینی کلی من از روند امور کشور این است که اوضاع بدتر هم می‌شود زیرا از این شرایط عبرت گرفته نمی‌شود. شرایط در حال عادی شدن  است و من همواره گفته‌ام شرایط عادی در ایران به دلیل نوع برخورد و مواجهه حاکمیت شرایط خوبی نیست. ضمن این که ممکن است مردم روی خودشان کار نکرده باشند و اخلاق و تربیت لازم درونی و نهادینه نشده باشد و از طرفی احساس کنند فرصتی است که باید همه چیز جبران شود.

حاکمیت باید بداند چه وظیفه سنگینی دارد

افروغ ادامه داد: شما به شرایط فعلی دقت کنید! هر شهروندی متوجه این مسئله است که چقدر اقلام مورد نیاز زندگی گران شده است و ما تعجب می‌کنیم که در شرایط کرونایی اینگونه نبود، اما امروز بسیاری از این اقلام سه برابر قیمت به فروش می‌رسد. این سؤال مهمی‌ است که باید به آن پاسخ داد. این فقط یک تبیین اقتصادی توخالی است که بگوییم تقاضا زیاد شده است، آیا فقط همین است و ولع و حرص نقشی ندارد؟ با خودمان که تعارف نداریم، ما درگیر حرص و طمع شده‌ایم، از طرفی دیگر حاکمیت هم کنترل و سازوکارهای لازم برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه قیمت را ندارد. این موارد از باب هشدار گفته می‌شود که حکمرانان و حاکمیت باید بداند وظیفه سنگینش چیست و بستر را برای مشارکت فراهم کند و همچنان مانند دوران کرونا با مردم روراست باشد، از ظرفیت‌های مردم استفاده کند و مردم هم باید متوجه باشند که همان اتفاقی که در شرایط غیرعادی کرونایی برای آنها پیش آمد را به دوران پس از کرونا تعمیم و تسری دهند تا یک زندگی نسبتا آرام‌تر، سالم‌تر و صادقانه‌تری داشته باشند.

افروغ در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ به این که با توجه به توضیحات فوق آیا اعتقادی به شکل‌گیری دوران پیشاکرونا و پساکرونا دارد یا خیر و آیا بشر وارد همان فضای قبلی می‌شود یا با یک تغییرات جدی در ساختار و مفهوم مواجه خواهیم بود؟ گفت: توقع و پیش‌بینی من این است که عطف به همان ابعاد چهارگانه که پیش‌تر به آن اشاره شد، شاهد یک تحول مثبت باشیم. کرونا نشان داد که می‌توان طور دیگری زیست واندیشید و اتفاقاً این شکل دیگر مثبت هم هست. بدین معنا که انسان با طبیعت و هم نوع خویش آشتی کند، درد دیگری را درد خودش بداند و بداند خدا و رجعتی هم وجود دارد و به خودسازی و خودشناسی برسد. به نظرم همه چیز مهیای یک تحول بزرگ است، اما باید فهم دقیقی از این تحول داشته باشیم و به آن شتاب ببخشیم.

رجعت به سوی خدا ره‌آورد کروناست

وی در ادامه اظهار کرد: امروز می‌بینیم که نظام سرمایه داری ضربه خورده و در نتیجه نگاه‌های زشت به طبیعت تغییر کرده و خودخواهی‌ها تلطیف شده است. رجعت انسان به سوی خدا و بُعد دعا و نیایش احیا شده است. این یعنی عبرت بگیریم و به دوران قبل از کرونا برنگردیم و دوران کرونایی خودمان را حفظ کنیم. این برای انسان‌هایی است که عبرت می‌گیرند، می‌فهمند و حیوان نیستند، گرچه گاهی اوقات من از این حرف خجالت می‌کشم زیرا حیوان هم اینگونه نیست. حیوانی که خدا را تسبیح می‌کند و به تعبیر امام(ره) تسبیح لفظی هم می‌کند، اما ما چه می‌کنیم؟! اما به دلیل اینکه بشر مختار است و می‌تواند کار شر و خیر انجام دهد باید انتظار هرچیزی را داشت. امیدوارم با توجه به فطرت پاکی که خداوند در اختیار ما قرار داده، ندای پاک معطوف به عمل خیر را بشنویم و از گرایش به زشتی‌ها و شرور انسانی پرهیز کنیم.

این پژوهشگر گفت: اما بخشی از این تغییر به انسان برمی‌گردد و بخشی به ساختارها. ساختار و روابطی که در این کشور وجود دارد مانند روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و آن بخشی که مرتبط با قدرت رسمی‌است باید دگرگون شود. اگر دگرگون نشود و عبرت نگیریم با شتاب بیشتری دوران پساکرونایی احیا می‌شود و شرایط عادی که از آن دفاع هم نمی‌کنیم با سرعت بیشتری استمرار پیدا خواهد کرد. ما منکر این نمی‌شویم که یک هویت دیرینه دینی داریم که هر از چندگاهی در شرایط غیرعادی بروز می‌کند اما می‌خواهیم این هویت در شرایط عادی هم حفظ شود. حفظ این هویت در شرایط عادی مشکل است و بخشی از آن به تربیت، اخلاق افراد و عاملیت آنها و بخشی به دولت بازمی‌گردد.

مردم ما در شرایط عادی گرگ همدیگر می‌شوند

افروغ ادامه داد: من همیشه در شرایط عادی این را گفته‌ام و به جد معتقدم که مسئولیت اصلی با حکمرانان است و اگر مردم در شرایط عادی گرگ همدیگر می‌شوند علت دارد و علتش هم حاکمیت و قدرت‌های دولتی است، درست برعکس غربی‌ها. غربی‌ها در شرایط عادی گرگ هم نیستند بلکه در شرایط غیرعادی گرگ هم می‌شوند اما ما برعکس آنها هستیم، در شرایط غیرعادی گرگیتی نداریم، اما متأسفانه در شرایط عادی دنبال منافع شخصی هستیم و رفتارهایی از ما سر می‌زند که فرهنگی، اخلاقی و دینی نیست و همانطور که گفتم علتش به مواجهه حاکمیت با مردم برمی‌گردد. در طول تاریخ همیشه اینگونه بوده و این دولت و آن دولت هم ندارد. متأسفانه دولت‌های ما متوجه مسئولیتشان در فرصت‌سازی نیستند و نمی‌فهمند باید مردم را به حساب بیاورند، موانع را برطرف کنند و فرصت را در اختیار آنها قرار دهند و خودشان نباید زراندوز و در پی افزایش قدرت باشند. بقول فردوسی که چه زیبا می‌گوید طومار حکومت را سه چیز برهم می‌پیچد «زراندوزی، دروغ و تلاش برای کسب قدرت بیشتر». این یک واقعیت است و همانطور که گفتم باید یک اتفاق مبارک در کشور رقم بخورد و یک تحول ساختاری رخ دهد. همه چیز مهیا است اما حقیقتاً چشم من آب نمی‌خورد چون سال‌هاست که این حرف‌ها را می‌زنیم اما گوشی بدهکار نیست. پیش‌تر هم این حرف‌ها گفته شده اما هیچ کس گوش نداد تا اینکه کرونا آمد و این را به همه تحمیل کرد و چیزی که با راه‌حل، نصحیت و تحلیل به انجام نرسید با کرونا به سرانجام رسید.

ادامه دارد...


روایت "عماد افروغ" از استخاره‌ها و تعابیر خواب خاص "آسیدمهدی"



عماد افروغ، حجة الاسلام و المسلمین طباطبایی را الگوی تمام نمای اخلاق می داند و تأکید می کند: ایشان مواضع بسیار شجاعانه و متعادلی در امر سیاست داشتند.»


به گزارش خبرگزاری تسنیم،‌ عماد افروغ با لحن و کلام خاص و ویژه‌ای از آسیدمهدی طباطبایی همان استاد اخلاق صاحب‌نام حرف می‌زند و می‌گوید «برخی‌ها آن‌قدر در دل می‌نشینند که بدون تأنی و مشتاقانه حاضری درباره سجایای آنها صحبت کنی»، و حاج آقا طباطبایی را مصداق این افراد می‌داند.

او که تجربه چهارساله همکاری و همنشینی با مرحوم طباطبایی در مجلس هفتم را داشته است برایمان از استخاره‌های خاصی که برایش می‌گرفته یا تعابیر خوابی که می‌کرده روایت کرد و آن را نشانه صفای باطن آن مرحوم دانست.

افروغ، حجت‌الاسلام طباطبایی را الگوی تمام‌نمای اخلاق انسانی و اسلامی می‌داند و تأکید دارد «ایشان نگاه بسیار بازی نسبت به اسلام داشتند و از تفکرات جمودگرایانه و متحجر یا متجددانه بسیار دور بودند. این‌که به نگاه اعتدالی ایشان اشاره کردم فقط اعتدال در مواضع سیاسی ایشان نبود در مواضع فکری و معرفتی هم معتدل بودند.»

مشروح این گفت‌و‌گو به‌بهانه دومین سالگرد این استاد اخلاق در ادامه از نظرتان می‌گذرد:

آقای افروغ! شما 4 سال همنشین حاج آقا طباطبایی در مجلس هفتم بودید، شخصیت ایشان در آن سال‌ها و دیگر مراوداتی که با ایشان داشتید از نگاه شما چطور توصیف می‌شود؟

قبل از اینکه به سؤال شما بپردازم این نکته را بگویم که برخی شخصیت‌ها هستند که آن‌قدر در دل آدم می‌نشینند  و نشسته‌اند که به‌محض اینکه با پرسشی درباره آنها روبه‌رو می‌شویم بدون تأنی و بدون درنگ می‌پذیریم و مشتاقانه منتظریم تا در باب سجایای اخلاقی و سایر ویژگی‌های آنها سخنی به میان بیاوریم.

بدون تردید حاج آقا سیدمهدی طباطبایی یکی از آن شخصیت‌های به‌یادماندنی‌اند که جز خاطره خوش از ایشان نداریم. ایشان چهره‌ای اخلاقی بودند، الگوی تمام‌نمای اخلاق اسلامی و انسانی بودند، مواضع بسیار شجاعانه و متعادلی در امر سیاست داشتند، از افراط و تفریط پرهیز داشتند و اگر جایی زشتی و کاستی یا مواضع تندروانه می‌دیدند حسب تربیونی که در اختیار داشتند واکنش نشان می‌دادند. ایشان ملجئی برای نمایندگان بودند. بعید می‌دانم نمایندگان در برخوردهای روزانه با ایشان و به‌محض رویارویی با ایشان چهره‌شان باز نشده باشد و با یک حالت خاص با ایشان برخورد نکرده باشند، این چیزی است که من از ایشان به‌یاد دارم.

من رابطه خیلی خوبی با ایشان داشتم، نگاه بسیار بازی نسبت به اسلام داشتند و از تفکرات جمودگرایانه و متحجر یا متجددانه بسیار دور بودند. این‌که به نگاه اعتدالی ایشان اشاره کردم فقط اعتدال در مواضع سیاسی ایشان نبود در مواضع فکری و معرفتی هم معتدل بودند، نه آن‌چنان نگاه باز و به‌اصطلاح متجدد داشتند نه اسیر و گرفتار برخوردهای سنگ‌اندیشانه و متحجرانه بودند. واقعاً خودم وقتی خبر فوت ایشان را شنیدم بسیار متأثر شدم، امیدوارم که جای ایشان پر شود. هرچه از این نمونه عالمان دینی بیشتر داشته باشیم جامعه سالم‌تر و امن‌تر و مجلس بهتری خواهیم داشت.

شما نگاه و تحلیل‌های جامعه‌شناسانه به مباحث و ساختارهای حکومتی دارید، با این نوع تحلیل چقدر جای خالی روحانیون مردمی از جنس آسیدمهدی طباطبایی را در ساختار حاکمیتی خالی می‌بینید، خصوصاً که روحانیت از دوران انقلاب و مبارزات انقلابی و خصوصاً سال‌های ابتدای نظام رابطه نزدیکی با مردم داشت و به‌نظر می‌رسد گاهی فاصله‌هایی ایجاد می‌شود؟

این سؤال خیلی خوب و بجایی است. ما عالمان و روحانیون را در وهله اول متعلق به قدرت اجتماعی می‌دانیم نه قدرت سیاسی. وقتی پای قدرت اجتماعی و قلمروی عمومی به میان می‌آید درواقع پای مردم به میان می‌آید، این چیزی بوده است که توقع داشتیم و این نقشی است که روحانیون در طول تاریخ ایفا کرده‌اند. هرچقدر که روحانیت به‌قیمت نادیده انگاشتن نقش تاریخی خود وصل به قدرت سیاسی شوند، چه به‌معنای تصدی‌گری سیاسی چه تبعات آن تصدی‌گری که باعث فاصله‌گیری از مردم می‌شود، بالتبع آن نقش تاریخی خودشان را کمتر ایفا می‌کنند یا می‌توانند ایفا کنند در نتیجه از چشم مردم هم می‌افتند.

مردم دوست دارند که روحانیون فارغ از برخی نقش‌های ضروری و خاص، کماکان نقش تاریخی و نظارتی خود را ایفا کنند، نمی‌شود آن نقش نظارتی را ایفا کرد مگر اینکه به عرصه قدرت و قلمرو اجتماعی و عمومی تعلق داشت. با درد مردم آشنا شد همزبان با مردم شد و اصلاً با زبان مردم آشنا بود. من هم معتقدم و بارها به این نکته اشاره کرده و تذکر داده‌ام که روحانیون نباید بعد از انقلاب رابطه دین و سیاست را صرفاً در قالب تصدی‌گری تعریف کنند و از نقش نظارتی و نظریه‌پردازی خودشان غافل شوند.

بالتبع نقش نظارتی و نقش نظریه‌پردازی می‌طلبد که تا حدودی از حکومت ولو به‌صورت ذهنی فاصله بگیرند، بسیاری از کاستی‌ها را رصد کنند و تذکر دهند، نظریه‌پردازی کنند و راه‌حل ارائه دهند. این یکی از آسیب‌هایی است که هم نظری می‌شود آن را واکاوی کرد هم آثار این آسیب را در نوع نگاه مردم و برداشت مردم نسبت به روحانیت مشاهده کرد.

می‌توان حاج آقا طباطبایی را مصداق روحانیت مردمی دانست؟

بله، ایشان واقعاً یک روحانی مردمی بودند. ببینید ایشان یک روحانی دم‌دست و همیشه در دسترس بود، ما هر وقت کاری با ایشان داشتیم مستقیم یا غیرمستقیم مثلاً استخاره‌ای از ایشان می‌خواستیم مضایقه نمی‌کردند. شاید برخی باوری به استخاره نداشته باشند ولی ایشان عجیب استخاره‌های خاصی داشتند و بدون اینکه مورد استخاره را بگوییم تشخیص می‌دادند که مورد چیست، این حکایت از صفای باطن ایشان دارد، یعنی اگر کسی روی خودش کار نکرده باشد و صفای باطن نداشته باشد و کشف و شهودی را پشت‌سر نگذاشته باشد نمی‌تواند خوابی را تعبیر کند یا آیه‌ای را تفسیر کند. ایشان معبّر خواب خوبی هم بودند من خودم چندین بار خوابی دیده بودم و با ایشان در میان می‌گذاشتم و تعبیرهای درستی می‌کردند، این استخاره، تعبیر و بعضاً تاویل‌های قرآنی ایشان به‌نظر من برآمده و برخاسته از صفای باطن ایشان بود و از هرکسی هم ساخته نیست. خود اینهایی که من اشاره کردم مثل استخاره به‌اصطلاح نشانه‌ای است که رابطه آن‌چنان صمیمی بود که ما به‌راحتی و با طیب خاطر سراغ ایشان می‌رفتیم چون آدم‌ها دوست ندارند برای تعبیر خوابشان یا استخاره سراغ هرکسی بروند در وهله اول به پاکی طینت و صفای باطن آن فرد توجه می‌کنند و بدون تردید آقای سیدمهدی طباطبایی یکی از آنها بود.

حتی در مسائل شرعی به‌خلاف برخی روحانیون که خیلی سخت می‌گرفتند و طرف را به تکلف و سختی می‌انداختند ایشان خیلی راحت برخورد می‌کرد و پاسخی می‌داد که خیال طرف را آسوده می‌کرد. من یک نمونه‌ای یادم است که یک روز یکی از نمایندگان سراغ یکی از علمای مجلس رفت و گفت "پلاک طلای فرزندم که نام یکی از مقدسات حک شده بود در چاه سرویس بهداشتی افتاده است. حکم چیست؟"، آن عالم گفت "باید تمام طبقات خراب شود"، آقای نماینده گفت "ما که در یک طبقه نیستیم ده تا طبقه است نمی‌شود که همه طبقات زیرین خراب شود."، بعد سراغ آقای طباطبایی رفت، آن مرحوم با تأکید بر اینکه آب جاری است راهکاری ساده را برای حل این مشکل به آن آقای نماینده ارائه کردند.

ببینید دوتا حکم درباره یک مسئله داده می‌شود یکی می‌خواهد فرد را به تکلف بیندازد یکی هم راحت از کنار قضیه رد می‌شود و می‌گوید چون آب جاری بوده دیگر مسئله‌ای نیست. این دو تفسیر و برداشت از دین است که می‌توان مقایسه‌اش کرد، یعنی یکی برخورد روان با دین دارد و بیشتر با روح دین کار دارد حتی با فلسفه فقه مأنوس است و با روح فقه برخورد می‌کند یکی دیگر هم با شکل و صورت فقه. این قسم خاطرات بیانگر ابعاد شخصیتی آن عالم بزرگوار است.


پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399

مسئولان اجازه دهند شرایط غیرعادی بماند!

نوع مطلب :مقالات ،

مسئولان اجازه دهند شرایط غیرعادی بماند!



به گزارش «فرهیختگان آنلاین» محمد جعفری: ، درحالی‌که تقریبا همه جوامع با بحران کرونا درگیر هستند، واکنش‌های اجتماعی به این پدیده در نقاط مختلف یکسان نیست و مردم در کشورهای گوناگون کنش های یکسانی را از خود بروز و نشان نداده‌اند. با‌این‌حال اما یک ویژگی مشترک در میان همه آنها از دولت‌های ملی و حداکثری گرفته تا نظام‌های لیبرال با دولت‌های حداقلی به چشم می‌خورد و آن یک ویژگی عبارت است از اینکه در تمام این کشورها بار مهار بحران تنها برعهده دولت بود و عملا جامعه مدنی نقشی در این میان نداشت. جامعه ایرانی اما از این حیث متفاوت از بقیه عمل کرد و مثل سایر بحران‌ها کنش متفاوتی از دیگر جوامع از خود بروز داد. به بیان دقیق‌تر در شرایطی که دولت و نهادهای رسمی برای رتق‌وفتق امور در برخی حوزه‌ها دچار چالش شده بودند این خلأ از سوی گروه‌های مردمی تا حد زیادی پر شد و مسیر مدیریت بحران را هموار‌تر کرد.

در ریشه‌یابی این موضوع و سایر تغییراتی که جهان پساکرونا بر مناسبات جامعه ایرانی و دولت‌ها برجای خواهد گذاشت با عماد افروغ، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم. افروغ معتقد است مردم ایران به دلیل پیشینه تاریخی و هویتی خاص خود برخلاف بسیاری دیگر از ملت‌ها قوم شرایط بحران هستند و در شرایط غیرعادی همبستگی و یگانگی آنها فوران می‌کند و این موضوع ربطی هم به افت سطح اعتماد عمومی نسبت به دولت‌ها ندارد. از نگاه این استاد دانشگاه نیروهای اجتماعی باید با پافشاری باعث نهادینه شدن برخی تغییرات مثبت شکل‌گرفته در این روزها شوند، تا این تغییرات مثبت در شرایط عادی نیز استمرار یابد. متن این گفت‌وگو را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

 کرونا شرایط حاکم بر جهان را به نحو عمده‌ای دستخوش تغییر کرد و آنچه در این دو ماه گذشت شرایطی را پدید آورد که حالا بسیاری از جامعه‌شناسان و اندیشمندان قائل به آنند که بسیاری از این تغییرات ماندگار خواهند بود و حتی اساسا ما با دنیایی متفاوت از دنیای قبل مواجه خواهیم بود. ارزیابی شما از این تغییرات چیست؟

هر تغییری که می‌خواهد اتفاق بیفتد یا اجباری است یا اختیاری و ارادی. در این مدتی که مردم درگیر کرونا بودند به‌طور کلی اتفاقات مبارکی رقم خورد و این موضوع در حوزه‌های مختلف اعم از حاکمیت و اصطلاحا قدرت سیاسی و قدرت اجتماعی و اعم از این کشور و آن کشور به چشم می‌خورد. درحقیقت ما در چهار سطح شاهد هستیم برخی اتفاقات که برای اهل حکمت یک آرمان و آرزو تلقی می‌شد خیلی راحت محقق شد.

نخست اینکه رابطه انسان با خودش دچار دگرگونی شد. یعنی انسان غرق در من‌پنداری نشد. قدری از این خصیصه فاصله گرفت و دنبال من واقعی خود گشت و خودشناسی و خودسازی او قدری ارتقا پیدا کرد. دوم آنکه ارتباط انسان با خدای خودش مطلوب‌تر شد. سوم اینکه روابط او در ارتباط با دیگری توام با نوع‌دوستی و همبستگی شد. چون درد مشترک ایجاد شد قدری همدردی فوران کرد؛ دردی که طبقه، نژاد، رنگ و حتی دین نمی‌شناخت. روابط و ساختارهای اجتماعی پیش از این تا حد زیادی اسارت‌بخش و استثماری بودند و درواقع حکایت از نوعی بهره‌کشی می‌کردند. به‌طور ویژه روابط سرمایه‌داری در سطح کلان دچار تلنگر شد. یعنی جهانی‌سازی سرمایه‌داری و بورژوازی و نظام سرمایه‌داری دچار لطمه شد. نکته چهام اینکه بزرگ‌ترین دگرگونی نیز در رابطه میان انسان و طبیعت حاصل شد. یعنی تخریبی که بشر نسبت به محیط‌زیست روا می‌داشت و هیچ ترمزی هم برای آن نبود تا حدی متوقف شد. در اثر این اتفاق، بخش عظیمی از اقتصادها تعطیل شد، کارخانه‌هایی که مواد مغایر با سلامت محیط‌زیست از خود صادر می‌کردند، با تعطیلی روبه‌رو شدند و آلودگی‌های ناشی از مسائلی که مربوط به آلاینده‌های محیط‌زیستی می‌شد، تعدیل شد. نوع نگاه انسان با طبیعت دچار دگرگونی شد و این هم اتفاق مبارکی بود که طبیعت یک نفس راحت کشید. یعنی طبیعت نسبت به سیاست‌های اقتصادی که از زمان مدرنیته شروع شد و با نظام سرمایه‌داری و تولید انبوه اوج گرفت، واکنش نشان داد.

اینها اتفاقات مبارکی است. به‌اصطلاح، سطح و اشل کوچک در فعالیت‌های اقتصادی زنده شد، بستر برای عبارت «کوچک، زیباست» فراهم شد، ظرف متمرکز دچار تلنگر شد و به‌عبارتی، اقتصاد مبتنی‌بر ظرف کوچک که متناسب با توسعه درون‌زا و اقتصاد مقاومتی است، خودی نشان داد. اینها همه مبارک هستند ولی نکته ظریف امر این است که بشر تا چه زمانی می‌خواهد عبرت بگیرد. آیا ضمانتی هست که بشر بعد از کرونا هم این اتفاقات مبارک یعنی نوع‌دوستی، ارتباط با خدا، نگاه به طبیعت و مقابله با ساختارهای اسارت‌بخش اقتصادی، سیاسی، فرهنگی را فراموش نکند؟ 

بشر موجودی است که مختار و البته فراموش‌کار است کمااینکه در طول تاریخ فراموش‌کار بوده لذا باز هم هیچ ضمانتی نیست که تا جایی که موضوع به اختیار او باز می‌گردد، این اتفاقات را فراموش نکند. پس نباید روی اختیار زیاد حساب باز کرد و باید روی اجبار تمرکز کرد. باید اتفاقی رقم بخورد، آنهایی که باید فشار لازم را بیاورند چنین کنند و اجازه ندهند دوباره همین روال ماقبل کرونا تداوم داشته باشد.

چه کسانی باید فشار بیاورند؟

چه کسانی باید مقاومت کنند؟ به نظر من بستگی به این دارد که در چه عرصه‌ای صحبت می‌کنیم. به نظرم در عرصه ایران با شناختی که من از ایران و قدرت رسمی در ایران دارم این قدرت مدنی است که باید بر قدرت رسمی فشار بیاورد. کاری هم نداشته باشید چه کسانی حاکم هستند، چون الگوی رفتاری حاکمان واحد است. شعارها هم اگرچه فرق می‌کند و یکی شعار آزادی می‌دهد و دیگری شعار عدالت می‌دهد ولی رفتار یکسان است. وقتی رفتار یکسان است و این رفتارها هم بویی از رهایی، اخلاق، عدالت‌خواهی، معنویت و آزادیخواهی واقعی نمی‌دهند، بعد از کرونا باید با آگاهی مردم و فشار آنها این تعدیل و تلطیف شدن رفتارها به‌خاطر فضای کرونایی کماکان حفظ شود.

ما با یک واقعیت مواجهیم. بارها به این موضوع اشاره کرده‌ام و این را بر اثر تحقیقات و تاملات زیادی به دست آورده‌ام که ملت ایران به‌دلیل پیشینه تاریخی و هویتی خاص خود قوم شرایط بحران و شرایط غیرعادی است. برخلاف خیلی از کشورها مخصوصا کشورهای غربی که بیشتر قوم شرایط عادی هستند و در شرایط غیرعادی گرگ هم می‌شوند و در این حوادث اخیر نیز شاهد نمونه‌هایی از این دست ازجمله حمله به فروشگاه‌ها بودیم. در شرایط غیرعادی همبستگی و یگانگی مردم ایران فوران می‌کند اما در شرایط عادی شکل دیگری دارد. علت این موضوع رفتار حاکمیت با آنهاست و این تاریخی است. رفتاری که مدیران با آنها دارند، آنها را به واکنش در شرایط عادی وامی‌دارد. رفتار مدیران با مردم روراست و صادقانه نیست و زمینه مشارکت واقعی را برای آنها فراهم نمی‌کند. به نیازهای واقعی آنها توجه نمی‌شود و به آنها نگاه ابزاری می‌شود و مدیران بعضا تدبیر سوء نسبت به مردم خرج می‌دهند. به هر ترتیب هیچ ضمانتی نیست که رفتار کنونی مدیران بعد از بازگشت به شرایط عادی به همان روال قبلی برنگردد. بنابراین باید فشار آورد و آنها را مجبور کرد که در همین فضا باقی بمانند.

این اجبار به چه معناست و چگونه باید اعمال شود. در چه زمینه‌هایی این اجبار قابل‌تعریف است؟

اولین گامی که برای این اجبار می‌توان متصور شد این است که آگاهی مردم بالا برود. این آگاهی‌بخشی هم باید لفظ صرف نباشد و توسط افراد عامل و اهل عمل انجام شود، نه کسانی که فقط لفظ‌پراکنی می‌کنند. هرچه اهل عمل باشید قدرت نفوذکلام بیشتر می‌شود. آگاهی باید بالا برود و ‌انگیزه مردم را بالا ببرد. وقتی آگاهی بالا رفت و مردم فهمیدند نیاز واقعی آنها چیست، نیازهای القایی از بالا به آنها تزریق‌شده چیست یعنی آگاه شده‌اند. این یک بحث است که آنها بفهمند نیاز واقعی آنها چیست و بفهمند کجاها فریب می‌خورند و گام دوم ‌انگیزه است. یعنی چه کار کنیم؟ اینکه فقط آگاه شویم جبر نمی‌آورد. آگاهی همراه با ‌انگیزه است که یک قدم جلو برویم. بعد از آگاهی و‌ انگیزه گام سوم این است که مهارت‌ها را بالا ببریم. یعنی من فهمیدم باید کاری انجام دهم، ‌انگیزه آن را هم پیدا کردم ولی ممکن است مهارت انجام کار را نداشته باشم. بخشی از مهارت‌ها بالقوه و بخشی بالفعل است. مهارت‌های بالقوه را باید تبدیل به بالفعل کرد. برای اینکه این مهارت‌های بالقوه و بالفعل مورداستفاده و بهره‌برداری قرار گیرد، نیاز به فرصت مطرح می‌شود. این فرصت باید چگونه تامین شود؟ فرصت‌ها سلسله‌مراتب دارند. مهم‌ترین دستگاه فرصت‌ساز ما دولت است. دولت باید فرصت را فراهم کند. برای اینکه دولت فرصت را فراهم کند بحث بعدی من مطرح می‌شود که ظرف است. یعنی با ظرف متمرکز نمی‌توان این فرصت را فراهم کرد. یعنی ظرفی که تاکنون در کشور از زمان پهلوی به بعد حاکم بوده که یک ظرف متمرکز و متکی به اقتصاد نفتی است و نمی‌تواند فرصت را برای نخبه‌ای فراهم کند که در فلان روستا زندگی می‌کند. اگر قرار باشد در این ظرف فعلی نوآوری‌ها و خلاقیت‌های نو در کشور به فعلیت برسد، همه باید تهران و مرکز استان‌ها بیایند. این امکان‌پذیر نیست و نقض‌غرض است.

ما می‌خواهیم چه شود؟ می‌خواهیم اقتصاد مقاومتی شکل گیرد، می‌خواهیم توسعه درون‌زا شکل گیرد. یعنی هر قابلیتی که در هر شرایط زیست‌محیطی ما و فرهنگی و اجتماعی و طبیعی ما وجود دارد، فوران کند. آنها فرصت ظهور و بروز داشته باشند پس باید فرصت فراهم شود ولی فرصت در ظرف متمرکز فعلی هیچ‌گاه فراهم نمی‌شود. چون این ظرف اقتصاد نفتی است. این ظرف تمرکزگرایی در اداره کشور است. شما در این کشور از زمان پهلوی ظرفی درست کردید که هرچه قابلیت، اطلاعات، نوآوری و هرچه داده است مثل یک دستگاه مکنده و جاروبرقی به سمت تهران کشیده می‌شود. یکی از معضلات ما در امر توسعه این است که این توسعه نابرابر است. توسعه یک وجه جغرافیایی دارد. یک تهران درست کردید با این همه امکانات و خدمات و خلاقیت و نوآوری و بقیه نقاط خالی شدند. در این بین همین رابطه مرکز پیرامونی را در سطح استانی هم پیاده کردید.

با شرایط فعلی نخواهید توانست این همه پتانسیل و قابلیت و نوآوری که در تک‌تک آحاد انسانی ما در کشور مستتر هست را استفاده و شناسایی کنید و در همان ظرف جغرافیایی خود به فعلیت برسانید. این یعنی گنج عظیمی را نادیده گرفته و از دست داده‌اید. این گنج عظیم در انقلاب اسلامی شکل گرفت و در دفاع مقدس و درمقابله با سیل و زلزله و در مقابله با کرونا خود را نشان داد. یعنی همین نیروهای مردمی که در شرایط بحران به مدد کشور آمدند، اگر با مانع دولتی روبه‌رو می‌شدند نمی‌توانستند خود را نشان دهند. شرایط، بحرانی و غیرعادی بود و دولت‌ها هم در شرایط غیرعادی متفاوت و البته مطلوب عمل کردند. چه ضمانتی وجود دارد که بعد از شرایط غیرعادی همان روال عادی تاریخی تکرار نشود و دولت‌ها علت عدم به‌کارگیری ظرفیت‌های نهفته در مردم نشوند؟ هیچ ضمانتی نیست.

مردم باید این فشار را وارد کنند و خواهان ظرف غیرمتمرکز شوند. تا زمانی که ظرف ما متمرکز است باور کنید نمی‌توانیم کشور را به سمت اقتصاد مقاومتی ببریم. این را اضافه کنید که این ظرف متمرکز متکی به اقتصاد نفتی شده و قوز بالای قوز است، یعنی مزید بر علت شده و دولت نیازی به مردم ندارد. چه نیازی دارد؟ اگر نگاه کنید دولت‌هایی که متمرکز اداره می‌شوند و متکی به اقتصاد نفتی هم هستند، نوعا هیچ نیازی به مردم ندارند. اما دولت‌هایی که ظرف غیرمتمرکز دارند، حتی اگر نفت هم داشته باشند کشور را متمرکز اداره نمی‌کنند و متکی به مردم و مالیات هستند. دست آنها نزد مردم دراز است. اما الان دست مردم دراز است.

تا موقعی که به لحاظ ساختاری این وضعیت حاکم هست مطمئن باشید مقولات دیگر شما هم حل نمی‌شود. در این ظرف متمرکز متکی به اقتصاد نفتی رابطه قدرت و ثروت حاکم می‌شود. یعنی قدرت به ثروت می‌انجامد. در چنین شرایط ساختاری و این ظرف متمرکز متکی به اقتصاد نفتی، اقتصاد رانتی و تظاهر و ریا شکل می‌گیرد. دردی که ما از آن رنج می‌بریم همین ریا و تظاهر است. متاسفانه نظارتی هم نمی‌شود. طرف متظاهرانه به قدرت دولت وصل می‌شود تا متنعم از ثروت‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نهفته در پس قدرت اقتصادی باشد. اینها واقعیت‌هایی است که خیلی‌ها نمی‌خواهند بپذیرند و خیلی رندانه به‌گونه‌ای عمل می‌کنند و جهت‌گیری غلطی نشان می‌دهند تا نقدی متوجه این تظاهر و ریا نشود.

من یک مثال روشن بیان می‌کنم. در سریال پایتخت بعد از مدت‌ها یک نقد سیاسی جدی به میان آمد. آن هم نقد راننده یک نماینده مجلس بود. ببینید چه سروصدایی راه انداختند. اگر کارگردان می‌خواست به خود نماینده گیر بدهد چه می‌شد! بعد مسائل را به سمت این بردند که الگوی تربیتی بدی دارد و... . اینها بازی است. ببینید در سطح واقعی جامعه چه چیزی می‌گذرد؟ تازه در این سریال وجه تربیتی و تذکر هم نهفته بود ولی ببینید چه سروصداهایی راه انداختند. مقابله با تظاهر و ریا و رانت‌خواری کار آسانی در این کشور نیست.

در بحران کرونا تقریبا در همه دنیا جامعه مدنی عملا نتوانست به دولت‌ها کمکی بکند و دولت‌ها برای حل این چالش دست‌تنها ماندند. در ایران نیز بوروکراسی مرسوم ما حتی در دفن و کفن اموات و رساندن مواد ضدعفونی هم گیر کرد. این خلأ اما با نیروهای اجتماعی اعم از گروه‌های دانشجویی و طلاب و گروه‌های جهادی و... پر شد. دلیل این اتفاق چیست؟ چرا در ایران نیروی اجتماعی پای کار آمد و کمک‌حال دولت شد و از قضا بسیار هم کارآمد بود، اما در کشورهای دیگر چنین نشد؟

جامعه مدنی ما یک جامعه مدنی خاص است. ته‌نشین‌شده‌های شکوهمندی دارد که در شرایط غیرعادی نظیر کرونا، سیل، زلزله، دفاع مقدس و... خود را نشان می‌دهد. چون ما یک هویت جمع‌گرایی عرفانی داریم. یک بحث علمی است. در کشور و تاریخ ما فردیت و فردگرایی شکل نگرفته است. ما جمع‌گرا هستیم یعنی یک جمع‌گرایی عرفانی مبتنی‌بر نگاه خاص به خدا شکل گرفته است. به دلیل همین هویت فرهنگی و تاریخی و اصطلاحا عرفان ایرانی-اسلامی ما هر زمان اتفاق غیرعادی رخ می‌دهد هویت جمع‌گرایانه عارفانه ما بروز می‌کند؛ هویتی که در همبستگی، کمک کردن به دیگران و نوع‌دوستی ایرانیان بروز می‌یابد. اما در غرب چون مبتنی‌بر فردگرایی است و این فردگرایی ریشه‌دار است و در اساطیر یونان باستان هم عقبه دارد وقتی شرایط بحرانی اتفاق می‌افتد فردیت شکل می‌گیرد و نوع‌دوستی و کمک کردن به دیگران معنا نمی‌دهند. همه به‌دنبال این هستند که یک نوعی منافع خود را تامین کنند. در شرایط غیرعادی گرگ هم می‌شوند.

این‌که بسیاری از فیلسوفان آمدند بحث انسان‌ها گرگ یکدیگر هستند را مطرح کردند بی‌ریشه نبود. وقتی هابز می‌آید بحث خود را مطرح می‌کند، شرور بودن انسان را یا ماکیاولی بحث لویاتان را مطرح می‌کند که حتما باید نظم سیاسی از بالا بیاید و به مردم نظم بدهد، ریشه در این هویت فردگرا داشت. درحالی‌که نظم ما حتی اگر پلیس هم نباشد نظم از درون است، از بیرون نیست. این البته به‌منزله آن نیست که نباید پلیس باشد. ما نیاز به پلیس نداریم چون نظم از درون داریم، آنها نیاز به پلیس دارند چون نظم از درون ندارند و هویت جمعی ندارند. این نکته بسیار مهمی است. ما جامعه مدنی قطبی نداریم. جامعه مدنی ما طیفی است. قابلیت‌های زیادی در جامعه مدنی ما وجود دارد. اما ممکن است متشکل نباشد که خب این نقدی است که به آن وارد است، یعنی سازمان‌یافته نیست ولی بالقوه ویژگی‌های نوع‌دوستی بالایی در آن وجود دارد. برای کسانی که شناخت کافی از جامعه ایران دارند، قابل پیش‌بینی بود بود که در کرونا هم این‌گونه خود را نشان دهد.

ماجرای کرونا یک فرق جدی با بحران‌های پیش از این داشت. بحران‌های قبلی عمدتا در سال‌های پیش بود. ما در سال 98 و حتی در دی 96 شاهد اتفاقاتی بودیم که لطماتی جدی به اعتماد عمومی وارد کرد. تاجایی‌که خیلی‌ها از خستگی و فرسایش و حتی فروپاشی اجتماعی ایران سخن گفتند. چرا این موضوع در بحران کرونا بروز خاصی نداشت؟

این‌طور نیست. این تفسیر غلط از سال 98 است. تحلیل شما سیاست‌زده است. یکی از القائات ایدئولوژیکی که توسط یک جمعی از افراد رند در کشور رخ می‌دهد و ممکن است شما هم تحت‌تاثیر این قرار بگیرید، همین سیاست‌زدگی امنیت‌گرایانه است.

یعنی سطح اعتماد عمومی کاهش نیافته؟

من نمی‌گویم اعتماد عمومی پایین نیامده است. در شرایط عادی این اعتماد پایین می‌آید، نه در شرایط غیرعادی! در شرایط عادی پایین می‌آید به همان علتی که من بیان کردم. دولت‌ها شفاف برخورد نمی‌کنند. دولت‌ها متناسب با نیاز واقعی مردم عمل نمی‌کنند، وقتی دولت در شرایط عادی حقوق نجومی به عده‌ای پرداخت می‌کند، شکاف درآمدی را تعدیل نمی‌کند، به نیازهای واقعی مردم توجه نمی‌کند، به شعار عدالت و اخلاق توجه نمی‌کند، مردم تدبیر به خرج می‌دهند و به آن واکنش نشان می‌دهند.

آن زمان نباید مردم را اغتشاشگر می‌نامیدیم. همان زمان در پخش زنده تلویزیونی گفتم اغتشاشگر شما هستید و ریشه‌های اغتشاش را شما فراهم می‌کنید. این همه تبعیض اقتصادی فراهم می‌کنید و به مردم می‌گویید آه هم نکش! نمی‌شود آن تصمیم بنزینی را گرفت و جامعه را در شوک فرو برد اما به مردم گفت اعتراض نکنند. آنچه شما گفتید برای شرایط عادی است و شرایط عادی علت دارد و علت آن دولتمردان هستند. اما وقتی شرایط غیرعادی می‌شود مردم خیلی چیزها را فراموش می‌کنند. برای اینکه وطن‌دوست هستند، عشق به وطن دارند، تاریخ و هویت و شناسنامه دارند. به همین خاطر می‌گویم مسئولان در شرایط پساکرونایی سوءاستفاده نکنند و عده‌ای به همان آش و همان کاسه برنگردند. متوجه باشند این ملت نجیب است و مرد شرایط بحران است. قدر این ملت را بدانند، کلک نزنند، دروغ نگویند، به سمت تحقق شعارهای انقلاب بروند و به‌طور خاص اخلاق و عدالت و عدالت و عدالت را سرلوحه کار قرار دهند! بی‌عدالتی‌ها، بداخلاقی‌های سیاسی، سطحی‌نگری‌ها، انگ‌زدن‌ها و تهمت‌‌زدن‌ها فاجعه است. اینها مربوط به ته‌نشین‌شده‌های تاریخی مردم نیست. وقتی شما کشور را سیاست‌زده اداره می‌کنید بدانید این سیاست‌زدگی همراه با امنیت‌زدگی و اتفاقا سیاست‌زدایی است.

بارها این را بیان کردیم و کسی توجه ندارد. یعنی عده‌ای که سیاست‌زده و امنیت‌زده کشور را اداره می‌کنند می‌خواهند کاری کنند که دیگران سیاسی نشوند. بنابراین در سینما و تلویزیون فیلم‌های لوده ساخته می‌شود. یک انسان امنیت‌زده و سیاست‌زده مایل است که مردم مشغول چیزهایی شوند که به سرنوشت و هویت تاریخی و مسئولیت آنها ربطی ندارد. مردم مشغول شوند تا تنها خودشان سیاسی باشند و از رابطه قدرت و ثروت متنعم شوند. پس سیاست‌زدگی همراه با سیاست‌زدایی است و ممکن است این اتفاق در فعل کسانی که به‌ظاهر دم از ارزش‌ها می‌زنند هم بیفتد.

ما یک اصل داریم و می‌گوییم نیاز‌ها و حقوق مردم در حالت فردی، گروهی، جامعه‌ای، در حوزه‌های آزادی و فرهنگ و عدالت مشخص است. آیا به این حقوق و نیازها توجه می‌شود یا خیر؟ فریب نخوریم و مسامحه نکنیم که اگر فلان حاکم آمد سکوت کنیم و اگر دیگری آمد سکوت نکنیم. تفاوتی ندارد، باید به عمل اینها توجه کنیم.

اگر مردم در شرایط عادی نشان می‌دهند اعتماد ندارند حق دارند اعتماد نداشته باشند، ولی آنجایی که چیزهایی دارد از دست می‌رود، به میدان می‌آیند. همزمان با اعتراضات سال 96 از مردم نظرسنجی کردند و علت را جویا شدند. 81 درصد مردم، عامل این موضوع را نارضایتی اقتصادی می‌دانستند. آمار پیمایش ملی سال 95 دولت می‌گوید 78 درصد مردم مهم‌ترین مشکل و دغدغه‌شان اقتصادی است و ما به این توجه نداریم. خب مردم چه کار کنند؟ اتفاقا همان مردمی که پیشینه تاریخی شکوهمند را دارند توقع هست در چنین شرایطی به میدان بیایند و نباید به آنها انگ بزنیم. اگر مردم در مواجهه با تصمیم وحشتناک بنزینی از خود واکنش نشان نمی‌دادند غیرت نداشتند و آن مردمی که آن حادثه را خلق می‌کنند همان کسانی هستند که در ارتباط با سیل و زلزله و کرونا به میدان می‌آیند.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic