تبلیغات
در راه مدرس - مطالب اخبار
سه شنبه 6 شهریور 1397

بی تکلف‌ترین کتابم را منتشر کردم

نوع مطلب :اخبار ،

 بی تکلف‌ترین کتابم را منتشر کردم


به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم رونمایی از جدیدترین اثر عماد افروغ، با عنوان «فریادهای خاموش» (جلد چهارم از مجموعه روزنگاشت تنهایی) دوشنبه ۵ شهریور با حضور نویسنده اثر، علیرضا مختارپور، رضا امیرخانی، مهدی قزلی، سمیه سادات لوح موسوی، میثم قهوه‌چیان، سید احمد حسینی، محمد آقاسی در مجموعه خانه مهر امام رضا(ع) برگزار شد.
 
عماد افروغ در سخنانی در این مراسم با بیان اینکه نقد آن است که به محتوای یک اثر نظر کند نه به شخص، اظهار داشت: نقد محتوایی باید انجام دهیم و تا جایی که امکان دارد از نقد شخصی خودداری کنیم تا به هتاکی کشیده نشود.

این مؤلف درباره تازه‌ترین اثر خود توضیح داد: کتاب روزنگاشت تنهایی یک اثر است ولی موضوع واحدی ندارد ولی امیدوارم این جلسه سرنخی برای بحث‌های آتی باشد. موضوع این کتاب خود من هستم؛ چراکه اگر یک انسان با یک پروژه و یک موضوع ارتباطی برقرار نکند آن موضوع ارزش نخواهد داشت، اما روزنگاشت من نشان می‌دهد بی‌تکلف‌ترین اثرم همین کتاب است. اگر موضوع واحد ندارد، از آن دفاع می‌کنم چون زندگی‌ این‌گونه است. یک زندگی واقعی است، یعنی یک حیات انسانی است.

 مختارپور: افروغ نمونه روشنفکر متدین و مسئول است

علیرضا مختارپور با اشاره به ویژگی‌های کتاب «فریادهای خاموش» گفت: این کتاب تنها یک کتاب انتقادی به مسائل سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه راهکار، ارائه نظر و پیشنهاد نیز در این کتاب وجود دارد. بنابر این این کتاب معرف یک روشنفکر مسئول و متعهد است.

علیرضا مختارپور در این مراسم طی سخنانی درباره این کتاب گفت: آقای دکتر افروغ این کتاب را دو هفته پیش و پیش از برگزاری جلسه شورای فرهنگ عمومی به من هدیه دادند و من بلافاصله ۱۰۰ صفحه از آن را خواندم. وقتی نام این کتاب را دیدم با ترکیبی با عنوان «فریادهای خاموش» مواجه شدم. بواسطه فعالیتی که سال‌ها به آن اشتغال داشتم، این ترکیب بلادرنگ من را به یاد بیتی از حضرت مولانا انداخت.

وی افزود: همان‌طور که استحضار دارید مولانا شاید یکی از تنها و معدود شاعرانی است که تخلص لفظی ندارد. یعنی در بیش از سه‌هزار غزل دیوان کبیر، شما هیچ جا نام مولوی را در انتهای هیچ غزلی نمی‌بینید. در تعداد کمتر از ۷۰۰ غزل تخلص به نام شمس، یعنی مراد مولانا است و در اکثر غزلیات هم یک تخلص معنوی دارد که لفظ خاص نیست و آن تخلص معنوی امر به «خموشی» است.

دبیرکل نهاد با اشاره به اشتراکات عنوان کتاب «فریادهای خاموش» و سروده مولانا ادامه داد: در میان بیش از ۲ هزار غزلی که با خموشی تمام می‌شود، مولانا یک بیت عجیب دارد که شبیه نامی است که بر روی کتاب جناب آقای دکتر افروغ گذاشته شده که در آن یک پیش‌بینی درباره آثار خود می‌کند. مولانا در این بیت می‌گوید «خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالم، در این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد».

علیرضا مختارپور در ادامه درباره برخی ویژگی‌های این کتاب در مقایسه با آثار روشنفکران، گفت: دقت در جزئیات یکی از ویژگی‌های این کتاب است و همانطور که در صفحه ۴۰۰ کتاب عنوان شده، نویسنده بنا داشته که هیچ اتفاقی را سانسور نکند و در نتیجه از موضوعاتی چون پول گرفتن از عابر بانک، پلو درست کردن و کمردرد ناشی از بازی کردن فوتبال خانوادگی در این کتاب به چشم می‌خورد، تا نقد کتاب دیالکتیک و بررسی مسائل اجتماعی- سیاسی و نقد روحانیت؛ که همه این مسائل در این کتاب با یکدیگر ممزوج هستند و به شناخت بیشتر و بهتر نویسنده کمک می‌کنند.

وی توجه ویژه به حالات روحی و درونی را از دیگر ویژگی‌های این کتاب عنوان کرد و گفت: ما در این اثر خواب‌ها، رویاها و کابوس‌های نویسنده را نیز می‌خوانیم که نویسنده بعضا تفاسیری بر بعضی از این خواب‌ها نیز ارائه می‌کند. اما به هر حال وقتی خواننده با نویسنده‌ای روبه‌رو می‌شود که ناراحت است، دلگیر است، به تنهایی خود فکر می‌کند، موضوعات مختلف را دستمایه تفکر قرار می‌دهد و حتی خود تفکر درباره تنهایی، خدا، انسان، جهان، فقر و عدالت را موضوع تفکری دیگر قرار می‌دهد، به وجد می‌آید. وقتی این موضوعات را در کتاب می‌خواندم به یاد تعبیر مرحوم علامه جعفری افتادم که سیر حیات معقول در سراسر این کتاب به چشم می‌خورد.

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، توجه به دین و دینداری را یکی دیگر از ویژگی‌های این اثر عنوان کرد و گفت: نویسنده به هیچ وجه ابایی ندارد که تعلق و انس خود را با دین و عبادت و قرآن نشان دهد. قرآنی که می‌خواند بحث می‌کند و نکاتی به ذهنش می‌رسد در این کتاب به روشنی بیان شده است. یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب، اشتغالات علمی نویسنده و کتاب‌هایی است که خوانده؛ در نمایه این کتاب نام ۲۱ اثر آورده شده که البته این نمایه ناقص است، چرا که بسیاری از مقالات و کتاب‌هایی که در این اثر مورد بحث واقع شده در این نمایه ارائه نشده است که البته این بررسی‌ها هم بررسی‌های سطحی نیست. چرا که نویسنده مرحله به مرحله دقت، معنی شناسی، رابطه این کتاب با کتاب‌های قبلی و اثر متفکر در حوادث سیاسی اجتماعی را مورد بحث قرار می‌دهد.

مختارپور ادامه داد: آقای دکتر افروغ استاد دانشگاه هستند، نماینده مجلس بوده‌اند و در شوراهای مختلف عضو هستند. بنابر این کتاب تنها یک کتاب انتقادی به مسائل سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه راهکار، ارائه نظر و پیشنهاد نیز در این کتاب وجود دارد. این یعنی یک روشنفکر مسئول و متعهد. کسی که اگر نگرانی دارد، بر راه حل، پیشنهاد و مسائل قابل اصلاح را هم تأکید می‌کند.

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در ادامه به بخش‌هایی از این کتاب اشاره کرد و گفت: مسئله بعدی آن حدیث نفسی است که در این کتاب زیاد دیده می‌شود. نویسنده تمام اندیشه‌ها، مناجات‌ها و تنهایی‌های و همچنین مرگ‌اندیشی، خانواده، قوت و ضعف‌های خودو سایر موارد را مطرح می‌کند. افرادی که دکتر افروغ را می‌شناسند می‌دانند که ایشان یک جمله معروف دارد که بسیار آن را استفاده می‌کنند و آن هم «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» است. کسی که این روزنگاشت‌های را می‌خواند متوجه می‌شود که مصداق انسانی این وضعیت خود دکتر افروغ هستند.

علیرضا مختارپور با اشاره به گرایش‌های مختلف روشنفکری در کشور گفت: ما روشنفکران بسیاری داریم که به هر دلیلی نظر خاصی درباره تعهد و مسئولیت اجتماعی روشنفکری دارند. روشنفکرانی که معتقدند دین به معنی تعهد و روشنفکری به معنی آزاد اندیشی اصلا قابل جمع نیستند؛ و همچنین سایر روشنفکران دیگر. اما در این کتابِ سراسر سوال، مسئله و پرسش، نویسنده این کتاب خودش پاسخ به یک سوال است. اگر سوال کنیم که آیا امکان وقوع روشنفکر متدین، متعهد، مسئول، آگاه دارای نظر، دارای راه حل، پاکدامن و پاکدست، وجود دارد یاخیر، در حکمت نظری می‌گویند بهترین دلیل برای امکان چیزی، وقوع آن چیز است. بر این اساس آقای دکتر افروغ نمونه وقوع چنین روشنفکران متدین و مسئول هستند.

 حسینی: افروغ خودسانسوری نداشته و عدم تصنع از ویژگی‌های این اثر است

سید احمد حسینی در این نشست با بیان اینکه وقتی کتاب را مطالعه کردم به یاد مولانا و ژانر سخنان او افتادم، گفت: دوست دارم مقایسه‌ای میان این شاعر و استاد افروغ انجام دهم، بنابراین به ۴ محور اشاره خواهم کرد؛ اول اینکه هر کس کتاب‌های مولانا را اندک مطالعه‌ای هم کرده باشد، به بی‌تکلف و عدم تصنع در کار مولانا پی می‌برد. مثنوی در ادامه کتاب‌های دیگری چون منطق‌الطیر خلق شده است، هرچند در میان حدود ۲۵ هزار بیت مثنوی برخی ابیات ضعیف هم وجود دارد، ولی مولانا در صدد اصلاح برنیامده است؛ چراکه قرار بر این نیست که تصنع بورزیم و مخاطب را نامحرم فرض کنیم.

وی افزود: عدم تصنع در کار از ویژگی‌های این کتاب است و باید گفت مؤلف خودسانسوری نداشته است. این از ویژگی‌هایی است که در دوران مدرن کم دیده می‌شود.

حسینی در بخش دیگری از سخنان خود به بی‌تفاوت نبودن نویسنده نسبت به اتفاقات پیرامونی اشاره کرد و گفت: در سراسر کتاب می‌بینیم که موضوع از متن جامعه و ملت گرفته شده و این نکته بارزی است. چیزهای کوچک از نگاه مولانا هرگز دور نماند و در این کتاب نیز اتفاقات ریز و درشت را می‌بینیم که مؤلف به راحتی از کنار آنها عبور نکرده است.

 قزلی: در روزنگاشت دکتر افروغ سانسور دیده نمی‌شود

مهدی قزلی هم در این مراسم با بیان اینکه آقای افروغ با بنده تماس گرفتند که جلسه‌ای هست، شما نیز درباره کتاب صحبت کنید، اظهار داشت: من به ایشان پاسخ دادم بنده نسبتی با کتاب ندارم و ربطی نمی‌بینم، ایشان فرمودند رونمایی از روزنگاشت بنده است و من در این اثر از کتاب «جای پای جلال» شما یاد کردم. من به عنوان نویسنده خوشحال شدم، در زمانه‌ای که کسی کتاب نمی‌خواند (غیرمهارتی) یک نفر اگر بگوید کتاب تو را مطالعه کرده‌ام، اتفاق مبارک و مهمی صورت گرفته و همانجا بلافاصله گفتم خدمت شما می‌رسم.

مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان با بیان اینکه سال‌ها پیش با آقای افروغ آشنا شدم، توضیح داد: دوستانی قصد داشتند یکی از کتاب‌های ایشان را منتشر کنند، ایشان تأکید کرده بود کتاب تا فلان زمان منتشر شود. منظور نیمه ماه مبارک رمضان بود که ایشان قصد داشتند در دیدار شعرا با رهبر انقلاب این کتاب را خدمت معظم‌اله تقدیم کنند. این مسئله یک نکته مثبت از آقای افروغ در ذهنم پدید آورد و آن اینکه کتابش این‌گونه و به موقع به مخاطب مناسب می‌تواند برسد، اما پس از خواندن کتاب دیدم کیفیت این اثر بالاست و انرژی بالایی صرف کرده است.

نویسنده کتاب جای پای جلال ضمن بیان اینکه جلال آل احمد به خاطر شخصیت خود بنای تارک دنیا شدن داشت، یک سال در نجف درس خواند، توده‌ای شد، خط سوم و چهارمی و... بنابراین آدم این‌چنینی بود و دوست داشت چیزهایی که شنیده و بحث کرده برای جامعه به عنوان نسخه و کلید از آن استفاده کند اما کارساز نبود، گفت: به زعم من جلال متوجه شد نسخه‌هایی که برای مردمی می‌خواهد با آنها وضعشان را بهتر کند، نسخه‌هایی عملی نیست، بنابراین وارد جامعه شد و سعی کرد از جایی شروع کند، بنابراین سفر در حاشیه کویر را آغاز می‌کند.

وی افزود: از یزد، کرمان، به سیستان می رود. همه نقاط به شکلی انتخاب می‌شود که به آنجا تکنولوژی ورود نکرده باشد، ولی فکر می‌کنم جلال می‌گشت تا متوجه شود چرا کلیدش به درد مردم نمی‌خورد، بنابراین متوجه شد باید به میان مردم رفته و از آنجا برگردد.

به گفته مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، جلسه‌ای در حوزه جامعه‌شناسی به جلال تخصیص می‌یابد، هرچند او سخنران و استاد نبود ولی او این‌گونه نگاه کرد. برای اینکه جامعه‌شناس خوب باشیم باید به میان مردم برویم.

قزلی ضمن ابراز خرسندی از اینکه در جامعه جامعه‌شناسان و فلسفه‌دوستان از فضای کت و شلواری خارج و اسپورت می‌شود، گفت: هرچند ایشان در اتمسفر جامعه‌شناسی اسپورت شده، اما در جامعه نویسندگان، سوپرکت و شلواری باقی مانده که خیلی زود می‌شود اسپورتش کرد.

وی گفت: ما در کتاب رگه‌هایی از قلم ادبی پیدا می‌کنیم، بنابراین موضوع ادبیات چگونگی است، چه نیست، درواقع ادبیات محصول را ارائه می‌کند، لذا با توجه به علاقه و پشتکار آقای دکتر فکر می‌کنم در این حوزه ورود کنند.

مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان افزود: تمام زی این کتاب خلوت گزینی است. در این اثر خودسانسوری دیده نمی‌شود، این کتاب معدن غنی است که در این معدن می‌توان برداشت‌های جزئی‌تری کرد. امیدوارم روزی آقای افروغ به این نتیجه برسد که از میان این ۴ مجموعه گزیده‌ای را منتشر کند.

 قهوه چیان: با مطالعه کتاب با زندگی دکتر افروغ آشنا می‌شویم

قهوه‌چیان در بخشی از این نشست با بیان اینکه آنچه جالب بود فریاد خاموش بود که مقدمه کتاب هم با آن آغاز می‌شود، افزود: ما با مطالعه کتاب با ایشان زندگی می‌کنیم. دو مصاحبه مفصل برای این کتاب با ایشان داشتم ولی وقتی کتاب را خواندم احساس کردم با تمام کتاب ایشان را می‌شناسم و به او نزدیک‌ترم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه بحث حضور مستمر در جامعه از فرازهای کتاب است، گفت: اگر من نویسنده بودم قطعاً بخش‌هایی از کتاب را سانسور می‌کردم، اما نکته جالب اینجاست که ایشان خارج از پایتخت و مرکز زندگی می‌کند و این توانسته به آقای افروغ این فرصت را بدهد تا فریادهای خاموش داشته باشد.

این منتقد به همراهی فلسفه عرفان در کنار عرفان اشاره کرد و گفت: شاید این مستند به ما این اجازه را می‌دهد که به عنوان یک الگوی  سبک زندگی آن را به قضاوت بنشینیم.

 موسوی: آقای افروغ خودش اندیشه اخلاقی را به مخاطب می‌آموزد

سمیه سادات لوح موسوی مؤلف کتاب «زن باش» در این مراسم با حدیثی از حضرت امام علی(ع) سخنان خود را آغاز کرد و خاطرنشان کرد: اولین مسئله جرأت‌ورزی آقای دکتر افروغ است که برای تمام مخاطبان سندهای مختلفی داده‌‌اند.

وی گفت: من تعجب می‌کنم از سخنان دوستان؛ چراکه تصورم این است که آقای افروغ بسیاری از اتفاقات را سانسور کرده‌اند اما آنچه  ه نوشته‌اند را منتشر کرده‌اند ولی به آنچه فکر می‌کردند آن را ننوشتند.

این نویسنده ضمن اشاره به اینکه وقتی آقای افروغ مخاطب را در مسائل شخصی وارد می‌کند من بسیار لذت می‌برم، توضیح داد: آقای دکتر افروغ به حدی آرام و بی‌تکلف مخاطب را در زندگی خود شریک کرده که منِ مخاطب عام حس کردم این دردها همه جا هست .

وی افزود: حرکتی که دکتر به مخاطب می‌دهد دفعی، زوری و با فشار نیست، به حدی آرام مخاطب را وارد کتاب‌ها، اندیشه‌ها و تزها می‌کند که مخاطب در مقابل آنها گارد نمی‌گیرد. به نظرم آمد مخاطب دکتر، مخاطب امروز نیست، یعنی آقای افروغ مخاطب دورتری را برای کتاب متصور بوده و چیزی را در  او در آینده از کتاب به دست می‌آورد مخاطب امروز نمی‌تواند به دست آورد.

موسوی ضمن تأکید بر اینکه به عنوان درمان ایشان نوشتن را پیشنهاد می‌کنند که برایم جالب بود، گفت: گویی خستگی‌ها، غربت و تنهایی را با نوشتن درمان و بیرون می‌ریزد و خودنوشت مستمر بهترین یار تنهایی است.

وی در پایان سخنان خود گفت: انسان را صرف انتقال دادن مفاهیم اخلاقی نمی‌توان تربیت کرد، بلکه باید به انسان، اخلاقی زندگی کردن را جوری یاد داد که او اندیشه کند، بنابراین آقای افروغ خودش اندیشه اخلاقی را به مخاطب می‌آموزد. او تدریجی خوداندیشی را به عنوان زیست اخلاقی در کتاب ترویج می‌کند. 

امیرخانی: 25 سال است خاطره می‌نویسم/ به یکی از مسئولان هسته‌ای گفتم خاطره ننویسید خائن هستید

رضا امیرخانی از نویسندگان کشورمان نیز گفت: سوال نخست این است؛ شخصیت اول خاطرات آقای افروغ کیست؟ آیا خود آقای افروغ هستند؟ خانواده ایشان؟ همسر و فرزندان؟ اگر از من بپرسید شخصیت اول کتاب کیست، بدون شک «لفور» (محلی در سواد کوه واقع در شمال کشور) می‌گویم. مهم‌ترین کسی که از او چیزی می‌آموزیم لفور است. آنچه در این کتاب می‌آموزیم از لفور است و باید به او احترام بگذاریم.

امیرخانی با اشاره به اینکه اولین مرتبه‌ای است که آقای دکتر افروغ را از نزدیک زیارت می‌کنم، گفت: تمام نکات موجود در کتاب نشان می‌دهد لفور شخصیت اول کتاب است، اصل تغییر و جایی که بازنمایی شخصیت پنهان دکتر است در لفور بوده و هم اینکه لفور کلبه هایدیگر و کهفی که هر پیامبری برای اینکه بین مردم باشد به آن نیاز دارد، است.

وی توضیح داد: لفور نکته دیگری هم دارد، همه علمای ما در فصول مختلف سال ییلاق و قشلاق داشتند اما چرا ما اینها را فراموش کرده‌ایم؟

نویسنده کتاب «رهش» بیان کرد: ما امروز در جامعه مانور تجمل داریم، نوکیسه‌گانی هستند که مانور تجمل می‌دهند، هرچند سال‌ها رزمایش زهد برگزار کردیم، ولی در کنار آن امروز فرزندانشان مانور تجمل می‌دهند، از این منظر لفور مهم است و جلوی رزمایش زهد و تجمل را گرفته است و حتی نوه‌‌اش هم روزی مانور تجملانه برگزار نمی‌کند. بنابراین تا آقای دکتر با من تماس گرفتند پذیرفتم در این مراسم شرکت کنم.

نویسنده رمان «منِ او» توضیح داد: من خاطرات را می‌نویسم. در این مملکت افرادی که این کار را می‌کنند حتماً افراد محترمی هستند، برای اینکه در کشوری زندگی می‌کنیم که خاطرات ثبت نمی‌شود، اما خاطرات کمک می‌کند دوباره تکرار نکنیم. به نظرم هر کس خاطره می‌نویسد نگاه تعالی‌خواه و توسعه‌گرا دارد.

امیرخانی گفت: نگاه تعالی‌خواه یعنی محاسبه نفس در خاطرات وجود دارد و نگاه توسعه‌گرا یعنی محاسبه اجتماعی وجود دارد و برای کسی که خاطره می‌نویسد این دو نگاه پدید می‌آید. مهمترین مسایل تاریخی ما ثبت خاطرات نشده است.

وی ضمن اشاره به گفت‌وگو خود با یکی از مسئولان سازمان انرژی هسته‌ای گفت: با یکی از مسئولان هسته‌ای صحبت می‌کردم و به او گفتم تاریخ شما را خائن می‌شناسد اگر خاطره‌هایتان را ننویسید. خاطره‌ نوشتن شما با ثبت جلسات متفاوت است، اما بسیاری از مسئولان فکر می‌کنند اگر مستندنگاری از جلسات در کارشان باشد تمام است. اما توضیحات خود فرد از ماجرا بسیار ارزشمند است و باعث می‌شود خائن تلقی نشود.

وی گفت: ۲۵ سال است خاطره می‌نویسم. در این مدت چیزهایی را اضافه کردم و حتی در مورد میزان کالری مصرفی بدنم، میزان وزنم و... همه چیز را ثبت می‌کنم و پس از گذشت زمان از روی آن درمی‌یابم که چقدر مفید است، ولی هرگز به انتشار خاطراتم در زمان حیاتم فکر نکردم. شاید این خاطرات برای ورثه من پس از مرگم نانی باشد.

وی گفت: آنچه فکر می‌کنم را در خاطراتم می‌نویسم چون می‌دانم منتشر نخواهد شد.

امیرخانی با بیان اینکه خاطرات نیاز به گذشت زمان دارد، گفت: برایتان خاطره‌ای از یک مرجع تقلید که خاطره‌هایش را ثبت می‌کردم تعریف می‌کنم. این مرجع عالیقدر مدتی را در زندان قزل‌حصار به دلیل فعالیت‌های انقلابی به سر برده بود. به ایشان گفتم این بخش مهم است. ایشان فرمودند من در زندان راحت بودم و مشکلی نداشتم. حتی یک قرآن شخصی داشتم که با خودم به داخل سلول می‌بردم و بلافاصله قرآن را به بنده نشان دادند. هنگام نظاره قرآن به یکی از صفحات آن برخوردم که چند عدد لاتین در آن صفحه ثبت شده بود. پرسیدم آن اعداد لاتین چیست، فرمودند زندان راحتی بود و این اعداد موج قرائت قاریان مصری در رادیوست که من نوشتم. با گفتن این سخنان ۴ جلسه به گفتن خاطرات همین اعداد لاتین گذشت.

امیرخانی توضیح داد: مطمئن باشید ۱۰ تا ۲۰ سال بعد اگر خاطرات خوانده شود موضوعاتی روشن خواهد شد. اما یک سوال شاید مطرح شود و آن اینکه چرا هر جلسه‌ای که آقای افروغ دعوت کنند من خواهم رفت؟ چون ایشان حقی بر گردن جامعه دارند. برای من کسانی مثل حجت‌الاسلام زائری ، علی مطهری، آدم‌هایی که شاید ربطی در ظاهر به هم نداشته باشیم، اما در دوره‌ای از بحران‌ها خود را در آیینه نگاه کردند، ارزیابی از خود داشتند و بعد از گروه و اجتماع ارزیابی دادند مهم هستند. این دنیاگریزی کار مهم و انقلابی بود و این افراد انقلابی بوده و در ذهنم انقلابی‌تر شدند. این گروه برای من فارغ از نوشته و کارشان ارزش ویژه‌ای دارند.

 افروغ: من زحمت خدا را کم کردم!

در این مراسم رونمایی ابتدا نویسندگان و فعالان فرهنگی به ایراد سخن پرداخته و پس از آن عماد افروغ اظهار داشت: احساس می‌کنم هدفی که از این جلسه داشتم حاصل شد چرا که می‌خواستم برای بحث‌های بعدی سرنخ‌هاییبه دست آید.

وی افزود: من هر زمان که دلم می‌گیرد می‌نویسم، این نوشتن باعث می‌شود اعجاز صورت گیرد و از آن دل گرفتگی خارج شوم. در زمان نوشتن فکر نمی‌کردم کتاب را چاپ کنم. ما انقلاب را یک گفتمان می‌دانیم و با آن ایده به نقد سیاست‌ها و رفتارها می نشینیم. معتقدم اگر نقد نبود معلوم نبود چه می‌شد. نقد مربوط به قدرت مدنی است. اگر ما نقد  درون گفتمانی نداشته باشیم باید به نقد مقابل تن دهیم.

افروغ با بیان اینکه طرح این مسایل دو قطبی بودن نیست بلکه بحث اهمیت تضاد است گفت: توصیه می‌کنم خطبه 186 نهج‌البلاغه را بخوانید .

این مولف در پایان با بیان اینکه اگر لفور را نداشتم دق می‌کردم توضیح داد: روز آخرت نامه اعمال را مرور می‌کنند، من زحمت خدا را کم کردم. امیدوارم خدا از این باب پاداش مضاعفی به من بدهد.

در این مراسم همچنین از وب سایت عماد افروغ رونمایی شد.


آیین‌ رونمایی آخرین اثر عماد افروغ برگزار می‌شود




به گزارش ایکنا؛ آیین‌ رونمایی آخرین اثر عماد افروغ با عنوان «فریادهای خاموش؛ روزنگاشت تنهایی» با حضور نگارنده، رضا امیرخانی، محمد آقاسی، سیداحمد حسینی، علیرضا مختارپور، مهدی قزلی، سمیه‌سادات لوح‌موسوی و میثم قهوه‌چیان به همت خانه مهر رضا ۵ شهریور برگزار می‌شود.

این نشست دوشنبه ۵ شهریور از ساعت ۱۸ در خیابان ولی عصر، بالاتر از توانیر، نرسیده به پل همت، نبش کوچه نیلو، روبروی ایستگاه بی‌آر‌تی برگزار خواهد شد.


جلد چهارم «فریادهای خاموش، روزنگاشت تنهایی» در نمایشگاه کتاب


قدس آنلاین/ صبا کریمی: عماد افروغ از چاپ و انتشار تازه ترین کتاب خود تحت عنوان «فریادهای خاموش، روزنگاشت تنهایی» در سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران خبر داد.

عماد افروغ، نویسنده، جامعه شناس و رییس اسبق کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اعلام این خبر که امسال جلد چهارم کتاب «فریادهای خاموش، روزنگاشت تنهایی» در سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران منتشر می شود، گفت: تاکنون سه جلد از این کتاب به چاپ رسیده و جلد چهارم آن مربوط به خاطرات و روزنوشت های سال ۹۳ـ ۹۴ است که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این خاطرات از ۹ مهر هر سال تا ۹ مهرماه سال بعدی را در برمی گیرد. البته دو جلد دیگر این کتاب نیز حروف چینی و اصلاحات نهایی آن انجام شده است و جلد هفتم نیز در حال نگارش است.

وی در ادامه افزود: این کتاب در واقع اتفاقاتی است که در روز بر من و با من می گذرد. بدین معنا که اتفاقاتی که بر من می گذرد شامل مسائلی است که من نقشی در آن ندارم و اتفاقاتی که با من می گذرد نیز مروری بر آنچه می خوانم، می نویسم و نقدهایم بر کتاب های مختلف دارد. ضمن این که عموماً من نظرات و نقدهایم را علاوه بر کتاب هایی که مطالعه می کنم در جلساتی که حضور دارم، یا کلاس های درس و دیگر محافلی که هستم ثبت می‌کنم. معمولا هر یک از روزنگاشت ها مروری بر کتاب های مرجع در حوزه های مختلف، نقد و ارزیابی آنها دارد و به طور کلی شامل ۱۰ ـ ۱۵ کتاب مهمی می‌شود که آنها را مطالعه کردم.
افروغ تاکید کرد: البته در این کتاب به مسائل سیاسی و اجتماعی هم اشاره دارم و خیلی از مسائلی که نمی‌توانم بگویم را در این کتاب‌ها می‌نویسم و چاپ می‌شود. ضمن اینکه اگر شما به جلدهای اول تا سوم رجوع کنید می بینید که پیش بینی های بسیاری کردم که متاسفانه یا خوشبختانه بسیاری از  آنها درست درآمده است.

وی در پایان عنوان کرد: به عقیده خودم «فریادهای خاموش، روزنگاشت تنهایی» بی‌تکلف‌ترین و ناب‌ترین اثرم است که هیچ قالبی ندارد. هم مناجات گونه است و هم تأملی فلسفی دارد. ضمن این مرور و نقدی هم بر آثار دیگران دارد.

کتاب‌های «حقوق شهروندی و عدالت»، «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن»، «احیاگری و مردم‌سالاری دینی»،   «درآمدی بر رابطه اخلاق و سیاست، نقدی برماکیاولیسم»، «هویت ایرانی و حقوق فرهنگی» و ... از جمله آثاری است که توسط عماد افروغ به رشته تحریر در آمده است.

سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ۱۲ الی ۲۲ اردیبهشت ماه جاری در مصلی تهران برگزار می‌شود.


آسیب نهادی معلول معرفت شناسی است/ نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» 


گروه اندیشه ــ در نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» مباحث مختلفی مطرح شد که از جمله می‌توان به بحث اهمیت علوم انسانی اشاره کرد، جایی که گلشنی ضعف هویت ملی را در فقدان علوم انسانی دانست، علاوه بر این تبیین صبغه فلسفه صدرایی انقلاب اسلامی و این که امروز در جامعه از آن فاصله گرفته‌ایم نیز یکی از مباحث افروغ بود.

به گزارش ایکنا( مرتضی اوحدی)؛ نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» با حضور عماد افروغ، مؤلف کتاب، مهدی گلشنی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، اسماعیل خلیلی، پژوهشگر و جبار رحمانی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی عصر دیروز واقع در سالن کنفرانس خبرگزاری ایکنا برگزار شد.

در ابتدای این نشست رحمانی ضمن ارائه گزارشی از کلیات این کتاب بیان کرد: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، یک برنامه‌ای را شروع کرد که بزرگان علوم انسانی چه گفتاری در مورد علم دارند و پیرو این ایده با بسیاری از اساتید تماس گرفتیم تا نوشتار خود را به ما بدهند.

وی در ادامه افزود: نمی‌خواستیم که کتاب مدونی به صورت سنتی وجود داشته باشد، چون برخی از اساتید حرف‌های اصلی خود را در مصاحبه‌ها گفته بودند، اما حرف‌های بنیادی‌تری در آن‌ها بود و ایده جمع‌آوری این کتب شکل گرفت و یکی از اساتید نیز استاد افروغ هستند که این درخواست را قبول کردند و در زمان کوتاهی این کار را تحویل دادند.

رحمانی بیان کرد: ایده اصلی کتب این بود که صاحب‌نظران چه بحثی در مورد نهاد علم دارند و تمام کتب حول این هستند و تلاش شده است که ایده خود و ماحصل تجربه خود را بگویند که در این کتاب با ابده‌های استاد افروغ مواجه هستیم که به مسئله نهاد علم و کاستی‌ها و بایستگی‌های آن پرداخته‌اند.

وی در ادامه تصریح کرد: نکته ضمنی این کتب این است که در مقام سیاست‌گذاری، ایده‌ها دیده نمی‌شوند و از این مسئله گلایه دارند که در موضع سیاست‌گذاری بدیهیات انجام نمی‌شود و به همین دلیل باب این کتب از این جهت باز شد که فضای گفت‌و‌گویی در جامعه ما نسبت به مسئله علم باز شود و فضایی فراهم شود تا ایده‌های خلاقانه مطرح و امیدواریم این گفت‌وگو‌ها در توسعه مثبت این ایده‌ها و دیدگاه‌ها فراهم شود و در نهایت شاهد رفع دغدغه‌ها در مورد نهاد علم باشیم.

در ادامه این نشست نوبت به افروغ، نویسنده کتاب رسید تا پیرامون آن توضیحاتی را ارائه کند، وی در ابتدای صحبت‌های خود بیان کرد: اگر گزاره رئالیستی انتقادی که رابطه بین ایده و واقعیت است را بپذیریم، بخشی از واقعیت‌های خوب یا تلخ جامعه ما معلول ایده‌های آن است و خوب است که ایده‌ها چاپ شود، این‌که بگوییم علوم انسانی خنثی است، گزاف است و اگر جامعه ما آسیبی دارد متوجه علوم انسانی و ایده‌های آن است، چون بخشی از واقعیت را ایده‌ها تشکیل می‌دهند.

وی تصریح کرد: همواره احساس می‌کردم که یک چیزی در این کشور است از زمانی که از خارج از کشور بنا به دلایلی اخراج شدم، دیدم که مباحث روش‌شناسی سطحی است و احساس می‌کردم که حتی وقتی استاد ادعایی هم می‌کند در مورد روش‌شناسی خودش در حد کلاس هم آن ادعا جواب نمی‌دهد تا این که مطالعاتم من را به نحله‌های دیگر کشاند.

افروغ بیان کرد: بعد از مدتی سر از هرمنوتیک درآوردیم و آن‌ها هم من را قانع نکرد و در حال انجام رساله دکتری با رئالیسم انتقادی آشنا شدم، یک نحله جدید با یک مبانی جدید، حداقل می‌توانم بگویم که تقدم هستی‌شناسی بر معرفت‌شناسی است و به‌تدریج این بحث را دنبال کردم.

وی در ادامه تصریح کرد: باید اشاره کنم که رئالیسم انتقادی سه مرحله داشته است؛ اولیه، دیالکتیکی و فراواقعیت؛ سعی کرده‌ام که این سه فاز فکری به ایران منتقل شود و در حال حاضر خیالم راحت است که رئالیسم انتقادی را حداقل به لحاظ روش‌شناسی معرفی کنم و در بسط آن کاری را در دست انجام دارم که تحت عنوان «رابطه نظریه تا عمل از پیشاسقراطیان تا رئالیسم انتقادی»، چهار کتاب است که به اتفاق پنج محقق انجام می‌دهیم.

افروغ بیان کرد: آنچه که می‌خواهم در این کتاب بگوییم این است که من کم آسیب ندیده‌ام و کم‌هزینه نداده‌ام، البته این‌ها را هزینه نمی‌دانم، ولی دیگران بدانند که حرف تازه زدن بدون هزینه نیست، من احساس رضایت می‌کنم از این که اینجا هستم و پیش از موعد خود را بازنشسته کرده‌ام، ولی همه بدانند که این یک تصمیم صرفا شخصی نیست و ساختاری است که حرف انتقادی را برنمی‌تابند و حتی ساختار متناسب با انقلاب بزرگ اسلامی خود حرف نمی‌شنود و عامل سرقت و بی‌انگیزگی است.

وی تصریح کرد: اما احساس کردم که این آسیب معلول معرفت‌شناسی است که اگر آن را فهم کنیم، این آسیب‌ها مترتب بر آن است، همیشه گفته‌ام که یک دزد وقتی دزدی می‌کند منزلتی ندارد، اما دزدان دانشگاهی ما با خیال آسوده می‌روند و چندین محموله را می‌دزدند و این شاخص‌ها متولی‌اش شورای عالی انقلاب فرهنگی است و او است که در برابر سرقت علمی اهرم بازدارنده ندارد و مستجمعی از معرفت‌شناسان را دور خود جمع نکرده و فرهنگ را از وزارت علوم گرفت و یک نحله پوزیتیویستی را القا کرد. بحث همین است، یعنی بحث معرفت‌شناسی را در برابر پوزیتیویستی آورده‌ایم و چون پوزیتیویست در ایران غالب بوده به آن پرداخته‌ایم و نقد من نیز از رئالیسم انتقادی بوده است.

این نشست با سخنرانی مهدی گلشنی ادامه یافت، وی در ابتدای صحبت‌های خود بیان کرد: این کتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه کردم و در هیچ موردی با آن اختلاف‌نظر نداشتم، البته بحث‌هایی شبیه رئالیسم انتقادی را مطرح کردند که جایش خالی است، بنده نیز روی این موضوع از دریچه فیزیک به همین راه رسیده‌ام و آنجا هم آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند، اما آن چیزی که از کتاب به نظرم موثر است و روی آن باید تاکید شود ناهنجاری‌هایی است که در آموزش عالی و در مورد علم وجود دارد، این‌ها مهم است که کتاب به ذکرش پرداخته است.

وی در ادامه افزود: به نظرم برداشت از علم که اصلا چیست و برای چه چیزی دنبال آن می‌رویم، برداشتی انحرافی است. ببینید وقتی سراغ یونانیان قدیم می‌روید، می‌بیند که هدف آن‌ها را مطالعه علمی فهم طبیعت بود، وقتی در اسلام می‌آیید، دو بعد وجود دارد؛ یکی شناخت طبیعت اما به عنوان شناخت صنع الهی و یکی هم استفاده از امکاناتی که خدا برای ما ایجاد کرده است، در قرون وسطا و علم جدید نیز همین دیدگاه حاکم است، ولی در قرن نوزده یک چیزی اضافه می‌شود که علم را به خاطر فهم طبیعت دنبالش می‌روند، اما جمع قدرت و ... هم به آن اضافه می‌شود و اکنون نیز پروژه‌های بزرگ علم آن‌هایی است که به دنبال قدرت و ثروت است.

گلشنی بیان کرد: محیط ما نه در جهت علم و و نه در جهت فهم طبیعت و فهم آثار صنع الهی و نه کسب قدرت بوده است که اگر بود وضع ما این‌طور نبوده و یک نوع آشوب فکری در محیط ما حاکم است و نگاه‌ها به سمت غرب است، ولی نکات مثبت غرب را نگرفته‌اند، آن جنبه‌های مثبت غرب را ندیده‌اند و هر ادای زشتی در آنجا به وجود آمده منتقل شده، ولی نکات بسیار مثبتی در آنجا به وجود آمده که در محیط ما به آن‌ها توجه نشده است. وقتی بنده در دهه شصت دانشجوی دانشگاه «برکلی» بودم اصلا نمی‌شد حرف از فلسفه زد، اما حالا ببینید که فیزیکدان، ریاضیدان و ... این‌ها چگونه با هم می‌نشینند و مسائل را حل می‌کنند و این مسائل در محیط ما حتی نسیم آن هم نرسید. آقای افروغ دست روی نکات کلیدی گذاشته‌اند که می‌خواهم روی آن‌ها تاکید کنم. یک‌سری چالش‌های مهم داریم و هیچ دستگاهی هم به دنبال حل آن‌ها نیست، حتی به شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بار‌ها در نقد‌های تلویزیونی و ... ایرادات قضیه را گفته‌ام.

وی در ادامه با اشاره به بخشی از این کتاب گفت: ایشان در جایی از کتاب آورده‌اند بیگانگی دست‌اندرکاران نظام آموزشی با مباحث ظریف و پیچیده معرفت‌شاسی و به عبارتی فروافتادن در معرفت‌شناسی بی‌ریشه و معرفت‌سوز پوزیتیویست و غفلت آنان از از نسبت علم و جامعه سبب شده است تا تمام تلاش دانشگاهیان به مسیر باریکی از معرفت‌های بشری به نام معرفت تجربی آن هم با رویکرد‌های خاص و ابزار و شیوه‌های غالبی هدایت شوند، ببینید برخی از دانشگاه‌های ما بر اساس الگوی غربی درست شده‌اند، مثلا دانشگاه شریف بر اساس دانشگاه «ام ای تی»، بنا شده است، ولی دانشگاه «ام‌ ای تی»، اکنون دپارتمان فلسفه دارد و در رشته‌های فلسفه و علوم پایه، علوم انسانی و علوم پایه و علوم انسانی و علوم مهندسی درجه لیسانس فلسفه می‌دهد، ولی ما در دانشگاه‌ها مکافات داریم.

وی بیان کرد: ما در دانشگاه‌ها نگاه ابزاری داریم و این نگاه حاکم بر محیط ما است و نجات ما را در مهندسی می‌دانند، ولی بینید تفاوت قضیه چیست، یکسری از اساتید مهندسی ام آی تی مقاله نوشتند که فارغ‌التحصیلان ما موفق نیستند رئیس ام آی تی بین علوم انسانی و مهندسی جلسه گذاشت و به این نتیجه رسید که دانشجوی مهندسی باید علوم انسانی و جامعه‌شناسی و فلسفه علم را بخواند و بگیرد؛ لذا این نکته اساسی است که فکر کردن علم یعنی ابزار، اما علم بسیار فراتر از این است و علم در جوامع انسانی به کار می‌رود و باید ملاحظات انسان‌شناسی و ... در نظر گرفته شود و باید دید انسان در جامعه چه کاره است.

عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف تصریح کرد: متاسفانه این غفلت‌ها وجود دارد و‌ای کاش کسانی که در کشور ما مدعی هستند غرب با ملاک‌هایی که این‌ها ادعا می‌کنند پیشرفت کرده‌اند، دست کم از انتقاد‌های خود غربی‌ها به این معیار‌ها آگاه بودند، معیار‌های آن‌ها کمی شده است مانند مقاله آی اس ای و ...، بحثی داشتم که چند رئیس دانشگاه و وزیر هم بودند و گفتم غرب برای شما از نظر مقالات معیار است؛ ببینید تجدیدنظر غرب برای مقالات چیست، آن‌ها می‌گویند این معیار‌های آی اس ای و ... را داشتیم، اما درست نیست، این که تعداد ارجاعات را نگاه کنیم درست نیست، باید محتوا را نگاه کرد و بعد گفتم مجله نیچر در سال ۲۰۱۶ می‌گوید تعداد مقالات را نگاه نکنید و بیانیه سانفرانسیسکو ملاک‌های تایید شده را اشتباه می‌گوید.

گلشنی بیان کرد: جواب‌ها به بنده این بود که می‌گویید ما مقاله در مجلات خارجی چاپ نکنیم؟ خیر، حرف این است که رفع نیاز‌های ما هم می‌کند یا خیر؟ آیا صادرات ما حالا بیشتر است یا قبل از آن. بعلاوه عرض کردم که اکنون دانشگاه‌های انگلیس خودشان ارزیابی می‌کنند. این را هم گفتم که ما مقالاتی داشته‌ایم که مجلات درجه یک و دو فیزیک برای چاپ قبول نکردند و پرارجاعات‌ترین مقالات شده است. یکی از دانشمندانی که چند سال قبل نوبل گرفت بعد از این که جایزه را گرفت، گفت: اگر این جایزه را نگرفته بودم به علت قلت مقالات اخراج می‌شدم. ولی گوش شنوا نیست و این‌ها را باید گفت و باید درشت‌نمایی شود تا اثر کند.

وی در ادامه افزود: در بخش دیگری از کتاب می‌فرمایند فقدان شناخت یا شناخت ناکافی از مباحث مربوط به چیستی علم، جامعه‌شناسی علم و تاریخ علم سبب شده تا کسانی که ورودی در مباحث مبانی علم ندارند، در مصدر تصمیم‌گیری قرار گرفته و با سیاست‌های خام خود هر چند با نام علم‌گرایی سدّ راه توسعه علم شوند. بله افرادی هستند که بنده هیچ‌وقت یادم نمی‌رود، کسی که در راس مجلات وزارت علوم بود، مهندس بود و نمی‌توانست عنوان مجله را درست بخواند. ولی این‌طور نمی‌شود که معیار‌های مهندسی را برای علوم انسانی پیاده کرد.

گلشنی گفت: یکی از معاونان پژوهشی وزیر کتابی را به او نشان داده بودند و گفته بودند تصحیحی است و گفته بودند مگر تصحیح هم شد تحقیق؟ برخی کتب که از هزار سال قبل رسیده تصحیح آن به مراتب سخت‌تر از تحقیق است.

وی در ادامه افزود: در جای دیگری از کتاب آقای افروغ آورده است که با پذیرش و اشاعه رویکرد اثباتی است که به‌تدریج داوری علمی از داخل به خارج می‌رود و اگر استادی بخواهد در داخل ارتقای پیدا کند باید مرجعی از خارج صلاحیت او را تأیید کند. وقتی می‌گوییم چرا این کار را می‌کنید، می‌گویند می‌خواهیم که رنکینگ ما بالا رود، ولی در مقام عمل ایمانمان به هیچ دردی نخورد. یک فقیه شافعی در قرن هفت می‌گوید چرا باید پزشکانمان یهودی باشند، اکنون غیر از این است که همه نگاه ما به آن طرف است؟ رابطه با خارج داشته باشید، اما مثل چینی‌ها باشید که خودشان اکنون تولید علم می‌کنند. کره و ژاپن نیز این‌گونه هستند.

گلشنی بیان کرد: نکته دیگری که روی آن تاکید دارند مسئله پوزیتیویست است، الان یک عده‌ای از فیزیکدانان طراز اول می‌گویند، پوزیتیویست مضر به علم است، اما در محیط ما و در دانشکده‌های علوم ما بررسی کنید ببینید که تفکرات پوزیتیویستی بر همه حاکم است. در بخش دیگری از کتاب آمده است نگاه ابزاری حتی در ارتباط با شاخص‌های ارزیابی دستگاه‌های فرهنگی ما نیز نمود دارد، حتی تلقی غلطی از مهندسی فرهنگی می‌تواند بیان‌گر این پندار باشد، متاسفانه تلقی برخی از مهندسی فرهنگی همین نگاه مکانیکی به فرهنگ و غفلت از وجوه معنایی آن است. مهندسی فرهنگی را گفته شد، ولی ببینید در محصولات نشانی از فرهنگ هست یا نیست، واقعا نیست.

وی در ادامه افزود: وقتی در مملکت ما ترویج علم مطرح می‌شود، آن وقت همه علوم را به یک چیز می‌رانند، صحبت تجاری‌سازی علم مطرح می‌شود، بله تجاری‌سازی علم هم معنا دارد، در مهندسی اگر یک کای می‌کنید، کاری باشد که نیازی را برطرف کند، اما تجاری‌سازی را برای نظریه‌پردازی هم که بخواهد باشد مفهومی ندارد مطرح می‌کند و این درست نیست، یک چیز‌های غلطی می‌آید و در مراکز تصمیم‌گیری هم می‌آید و ملاک قرار می‌گیرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به بخش دیگری از کتاب بیان کرد: در بخش دیگری می‌فرمایند که چرا در گذشته مردم وقف مراکز آموزشی می‌کردند و چرا مدارس علمیه در گذشته وقف بود، اما امروزه شاهد وقف در دانشگاه‌ها نیستیم. چون آن علم ریشه در زیست‌جهان داشت و امروز ندارد، لذا علم با مردم بیگانه شده است. واقعا این حرف درست است، در تاریخ کمبریج و آکسفورد نگاه کنید، این‌ها عمدتا با وقف اداره می‌شوند، ام آی تی هم همین‌طور است در ایران منتظر دولت هستند، اما این کار همت می‌خواهد و چرا در محیط ما آنچه در پاکستان شد، نمی‌شود؛ در آنجا یک قهرمان یک جایزه برد و بلافاصله برای سرطانی‌ها پول را خرج کرد، اما اینجا تبدیل به ماشین میلیاردی می‌شود و نشان شخصیت در محیط ما اشتباه است.

وی در ادامه افزود: در بخش دیگری از کتاب آمده است ما شاهدیم که برنامه‌ریزی مربوط به علوم انسانی توسط اصحاب علوم ابزاری انجام می‌شود و حتی شاخص‌های سنجش عملکرد علوم انسانی نیز برگرفته از علوم ابزاری است و سبب می‌شود علوم انسانی نتواند به عنوان علم هدف عملکرد مناسبی از خود بروز دهد.

گلشنی گفت: ببینید اصلا شأن علوم انسانی در محیط ما روشن نیست، همان‌طور که فرمودند: بیایید مناصب کشوری را نگاه کنید عمدتا در درجه اول دست مهندسان و بعد پزشکان است و به‌ندرت پیدا می‌کنید که از علوم انسانی باشد اصلا اینکه علوم انسانی چه تاثیراتی در روانشناسی و فیزیک می‌تواند داشته باشد و ... نیست، چرا هویت ملی در کشور ما ضعیف است؟ به دلیل فقدان فرهنگ است و فرهنگ یعنی علوم انسانی؛ دیدم از یک عده‌ای می‌پرسند که سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، برای کیست؟ اکثرا نمی‌دانستند و بیگانه هستند. برای این بیگانگی باید از دبستان و به بالا برنامه ریخت و باید دبیران را تامین معیشتی کنید، این معیار‌های باطل فعلی را کنار بگذارید، فرهنگ ملی ما خیلی غنی است و با این فرهنگ ملی آشنا باشد.

وی در ادامه مجددا بخشی از کتاب را خواند و بیان کرد: ایشان می‌گویند فرد برای ارتقای باید در مجلات علمی ـ پژوهی مقاله داشته باشد، نمی‌گویم بد است، اما نمی‌تواند تنها معیار باشد، مقالات بسیاری هستند که در مجلات علمی ـ پژوهشی چاپ شده‌اند، اما ارزش علمی ندارند و برعکس مقالات بسیاری هستند که در چنین مجلاتی چاپ نشده‌اند، اما ارزش علمی دارند.

گلشنی گفت: بنده چند سال قبل در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد دادم که اگر یک نفر ادعا کرد این مقاله در فلان روزنامه چاپ شده است که علمی است بدهند به اساتیدی که ذی‌نفع نیستند داوری کنند و آن‌را قبول کنید، در انگلیس ملاک این شده است، اما این‌ها دنبال این پز چاپ در مقاله نیچر را بدهند، اما اگر همین مجله نیچر در آخرین شماره‌اش بگوید که این ملاک‌ها را قبول ندارم به آن توجهی نمی‌کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف بیان کرد: ما هنوز هویت ایرانی و ملی خود را نمی‌شناسیم و این را ام‌المسائل می‌دانم، اگر می‌شناختیم در این وضعیت نبودیم، ژاپنی، آلمانی و ... می‌شناسند، اما ما نمی‌شناسیم. ما هنوز هویت ملی و ایرانی خود را نمی‌شناسیم، واقعا برخی از نکات کلیدی را متذکر شده‌اند که به نظرم این‌ها درشت‌نمایی‌اش برای محیط ما که از راه درست دور شده لازم و ضروری است.

در ادامه این نشست نوبت به سخنرانی اسماعیل خلیلی، پژوهشگر اجتماعی رسید، وی در ابتدای سخنانش بیان کرد: آقای گلشنی اشاره کردند و چندین بار این کلمه را استفاده کردند که همت را ببین، در طول این اثر افروغ خیلی جا‌ها به‌فقدان همت اشارات مبسوطی دارند، آنچه عرض می‌کنم این است که، اما نمی‌گویند این بی همتی از کجا پدید آمده است و به علت پرداخته نمی‌شود و حال بیمار توصیف می‌شود، اما علت بیماری گفته نشده است و یا مجبور بوده‌اند آن را مکتوم بگذارند.

وی تصریح کرد: اشاره افروغ به نبضان واقعیت جاری از زندگی و چرخه دیالکتیکی که طی می‌شود و مجددا به این نبضان رجوع می‌کند، اشاره بسیار در خوری است که در طول کتاب و در فصول مختلف مکررا بیان می‌شود، اما در نهایت ارجاع داده نمی‌شود که کجا این قلب از نبضان ایستاد، چه شد که از نبض ایستاد، مثلا عرض می‌کنم، آیا روزی که پیش از مشروطه تصمیم گرفتیم که دارالفنون بیاوریم این قلب را از نبضان انداختیم و یا خیر، آنچه در باب دارالفنون رخ داد مربوط نمی‌شود و یا این که بگوییم آیا واقعیات سیاسی عصر پهلوی اول نقطه آغازی است که باید دنبال آن بگردیم و ببینیم کجا از نبضان ایستاد و یا این که باید به این سمت بیاییم و بگوییم که آنچه اتفاق افتاده معلوم چیزی است که از ۲۲ بهمن به این سو اتفاق افتاده است، این تکلیف روشن نمی‌شود در این اثر و بسیار مهم است که برای اینکه نجات یابیم از وضعیتی که کتاب شرح می‌دهد، این نقاط نامکشوف هستند در این اثر.

خلیلی بیان کرد: از همان فصل بررسی راهکار‌های تاثیرگذاری امور پژوهش این خلأ را احساس کردم و تا انتهای کتاب هم که پیش رفتم آن را نیافتم که زمینه‌ها و علل وضعیت مورد اشاره از کجا نشئت شده است، قطعا از آنجایی که بحث آقای افروغ در جامعه‌شناسی علم است انتظار داشتم که به این بحث پرداخته شود، اینکه نهایتا این علم موجود یا مجموعه معارفی که ما امروزه علم می‌دانیم به‌درستی و به‌غلط تصور می‌کنیم، این تصورات از کجا ناشی شده است؟

وی در ادامه افزود: نکته دیگر این است که هر امر اجتماعی صرف‌نظر از درست یا غلط بودن آن، در نهایت دارد کسی را بر صدر و کسی را بر ذیل می‌نشاند، بالاخره محصول فئودالیسم این است که برخی دارا و برخی نادار، این روشن نشده که در این وضعیت ذی‌نفع کیست تا حد زیادی ما را دلالت می‌کند که گویی کسانی به دانشگاه می‌روند که فاقد آن همت هستند و برای جبران کسر همت خویش در این بازی دروغین درگیر می‌شوند؛ پس می‌توان نتیجه گرفت که جامعه ایران در طول دهه‌های گذشته این گروه‌ها را تربیت کرده از جمله در آموزش و پرورشی که اشاره کرده‌اید و به عبارت دیگر این آموزش و پرورش شخصیت نداده به انسان‌ها که اگر کسی واجد شخصیت باشد، نام دروغین نمی‌خورد. اصولا پای به این عرصه نمی‌گذارد کما این که افروغ پا به این عرصه نگذاشت و می‌توانست از غنائم برخوردار باشد، اما چشم پوشید، اما چرا دیگران چشم نپوشیدند و این چرا است که در این کتاب پاسخ داده نشده است.

خلیلی بیان کرد: کتاب مشحون است از نقاطی که می‌توانست فراتر از آنچه که پارادایم رئالیسم انتقادی و رئالیسم علمی می‌گوید و در واقع محل تقریر معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی معرفت افروغ باشد؛ یعنی جا‌های بسیاری را می‌بینم که در آستانه شأن تأسیسی ایستاده و جایی است که باید ایشان خودش حکم می‌نهاد و باید تکلیف هستی‌شناختی خود را بیان می‌کرد و به استناد همان تکلیف معرفت‌شناسی خودش را نیز بیان می‌کرد؛ یعنی کتابی می‌نوشت در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و آن است که تشنگان بیشتری خواهد داشت ولو اینکه خوانندگان کمتری می‌داشت و این هم مفقود ماند و من تشنه معرفت‌شناسی ایشان را ندیدم، کتاب ارجاعات درخشانی به رئالیسم انتقادی دارد، اما جایی که باید رئالیسم افروغ تاسیس می‌شد، نشده است.

وی در ادامه افزود: نکته دیگر اینکه در آنچه که من می‌گویم در این رئالیسم انتقادی باید بیان می‌شد اینکه، یک چیز‌هایی است که به نظرم مهم است و آن اینکه ایران چیست و ایران کجا است؟ وقتی در این کتاب از ضمیر ما استفاده شده است، ارجاع به چه کسی است و چه کسی را از تاریخ، حال و آینده فرامی‌خواند؟ این از آن نقاط انتقادی است که محل مناقشه است که چه کسی محق است و یک عده محق هستند که بگویند ما و یک عده محق نیستند، آن نقاط در اینجا یا مکتوم مانده یا صلاح ندیده‌اند که وارد شوند که بالاخره ما در مورد کی صحبت می‌کنیم و این ایران کجا است؟

خلیلی گفت: این تشنگی عظیم که این همه تشنگی ماند و ما هنوز تشنه لب مانده‌ایم و این ما کجا است و در نهایت خود چیست؟ خود ایران کجا است و خود من عماد افروغ کیستم؟ بر این باور هستم که شما به عنوان مولف نهایتا خودتان را بیان می‌کنید و فهم خودتان را از این مسئله‌ای که گریبان‌گیر ما است، بیان می‌کنید، اما این خود وانهاده شده به کشفیاتی که خواننده باید در این اثر به عمل آورد نه این که از زبان خود شما گفته شده باشد.

وی بیان کرد: یکی از نقاط مفقوده در این اثر، تاریخ و تکوین است که چگونه مسئله تکوین یافت تا به این نقطه‌ای که اکنون هستیم رسیدیم و نحوه تکوین این مسئله روشن نیست که چیزی باعث شد؟ از ترکمانچای این اتفاق افتاد یا از جای دیگری بود که ما الآن در این نقطه هستیم.

خلیلی گفت: در مورد زبان کتاب نیز باید بگویم کتاب روشن است و در مقدمه کتاب توضیح داده شده است که کتاب از مجموعه مطالبه‌هایی اخذ شده است، در هر حال در نقاط بسیاری از نحو زبان فارسی عدول می‌شود و مثلا صفت به جای قید به کار برده می‌شود. در کتاب شما نیز در جای‌جای به امر زبان اشارات در خور شده است و تعبیر خودم این است که به هر حال در آنچه که در بهمن ۵۷ انقلاب اسلامی رخ داد، حاشیه بر متن شورید و زبان حاشیه کماکان زبان غالب در زبان فارسی است.

وی بیان کرد: آنچه که دکتر گلشنی و شما اشاره داشته‌اید التزام نوعی از فرهیختگی در ساحت علم را آشکار می‌کند و این فرهیختگی در زبان رایج کنونی فارسی نه‌تنها ممکن نیست بلکه مورد ستیز است، این زبان نمی‌تواند اندیشه بپروراند، این زبان ضد اندیشه عمل می‌کند، انتظار می‌رفت بعد از انقلاب، انقلاب فرهیختگی خویش را ایجاد می‌کرد؛ فرهیختگی که در نسل بهار بود اکنون جاگزینی ندارد، از آن نسل معین پدید آمد، اما بعد از انقلاب فرهیخته‌ای که زبان انقلاب را نمایندگی کند و زبان بسازد، امکان‌پذیر نشد و همچنان زبان حاشیه غالب است. خیلی خوب است که وقتی این اثر را می‌نویسید به زبان اثر جدی‌تر پرداخته شود.

در ادامه این نشست نوبت به جبار رحمانی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی رسید که در ابتدای صحبت‌های خود بیان کرد: شما گویا وقتی به انقلاب می‌رسید توضیحی نمی‌دهید و گفته‌اید در جمهوری اسلامی قدرت وسیله‌ای برای تعالی اخلاقی می‌شود؛ یعنی انقلاب ذاتا پاک است، ولی همیشه از یک انحرافی در انقلاب حرف می‌زنید که توسط کارگزاران آن انجام شده است و سه نقطه است که به آن دست نمی‌زنید؛ انقلاب، امام و رهبری که به آن‌ها دست نمی‌زنید. این‌ها را به‌مثابه یک حدیث قدسی به وسط می‌آیند، اما مشکلی نیست و استدلال شما را می‌پذیرم، ولی باید ارزش‌ها را مستدل کرد و یعنی نمی‌توانیم در مخیله خود بگنجانیم که تئوری انقلاب هم مشکل دارد؟

وی در ادامه افزود: چندین جا این بحث را مشخص کرده‌ام و هیچ کجا از نقش ساختار حکمرانی بعد از انقلاب در انحراف جامعه حرف نمی‌زنید و مفروض شما این است که نیست و هر آنچه انحراف بوده ناشی از کج‌فهمی‌ها است، و اینکه پاسخ دهید که این چرا خود انقلاب در این وضعیت سهیم نیست و آیا تئوری بنیان‌گذاران انقلاب در آن سهیم هستند یا خیر؟ تمام نهاد‌های اصلی که متولی هدایت انقلاب هستند، فارغ از سیستم‌های مردمی هستند و چه اتفاقی می‌افتد که تشخیص ایشان درست است، ولی خطا رخ می‌دهد.

در انتهای این نشست علمی مجددا نوبت به عماد افروغ رسید تا به نقد‌هایی که وارد شد پاسخ دهند، وی ضمن تشکر از نظراتی که ارائه شد بیان کرد: من در ابتدا به نکات آقای خلیلی می‌پردازم، بحثی داشتند و جالب است و قبول دارم که در آثارم به تاریخ علم در ایران نپرداختم و قبول دارم که جای ریشه‌یابی تاریخی به معنای اعم خالی است و البته عده‌ای در حال بررسی تاریخ علمی در ایران هستند.

وی در ادامه افزود: اما آن چرخه دیالکتیک علم و جامعه از کجا از حرکت خود ایستاد که بخشی تاریخی و بخشی هم معرفتی است وقتی در ساختار رسمی کشور یک جایی را به عنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی تعریفی می‌کنیم این شورا باید در وهله اول متولی معرفت‌شناسی باشد، این مشکل را داریم و نمی‌شود که از یک طرف وظایفی را تعریف می‌کند، اما از طرف دیگر توجه به الزامات آن ندارد، شورای عالی انقلاب فرهنگی به چیزی که باید می‌پرداخت نپرداخته، ولی تعریف شده که به آن بپردازد که از جمله معرفت‌شناسی است.

افروغ تصریح کرد: ببینید بخشی از ریشه‌هایی تاریخی را به معرفت‌شناسی برمی‌گردانند که وقتی در مورد آن، شورا درک عمیقی ندارد خود به‌خود آن درک غالب که می‌توانیم بگوییم تحت تأثیر غرب است، به وجود آمده، اما به هر حال این چرخه دیالکتیک علم و جامعه را حسب معرفت‌شناسی خودم که علم نمی‌تواند بیگانه با جامعه باشد، امروزه می‌بینیم که علم بیگانه است و مسئله خود را از جامعه نمی‌گیرد و عرصه سرد و گرمی است که گفته‌ام پس این بحث تاریخی را باید به آن پرداخت.

وی در ادامه افزود: نکته دیگری در مورد جامعه‌شناسی علم داشتید که متعرض آن نشدم، چون از منظر فلسفه علوم اجتماعی وارد شدم، جامعه‌شناسی علم را نیز تدریس می‌کردم، اما اگر بخواهم در جامعه‌شناسی حرفی داشته باشم، جامعه‌شناسی فرهنگی ایران است. این بحث نیز جدی است و باید پاسخ دهیم، باز هم برمی‌گردد به ریشه‌ای معرفتی، فرهنگی و تربیتی، چرا ما انسان‌های شجاع نمی‌توانیم تربیت کنیم؟ من فکر می‌کنم انقلاب اسلامی تمام این قابلیت‌ها را فراهم کرده و انقلاب نمود و تجلی انسان‌های شجاع بود و اگر کتاب شهید مطهری در مورد انقلاب اسلامی را بخوانید روی این بحث فرهنگ شهادت دست می‌گذارد که چگونه در تاریخ اسلام مغفول می‌شود و با انقلاب زنده می‌شود.

افروغ تصریح کرد: امام راحل نیز می‌گفت: هر کس به هر حرفی رسید باید بزند خوشایند کسی باشد یا نباشد باید بگوید، آموزه‌های امیرالمؤمنین(ع) و حرکت امام حسین(ع) و روشنگری‌های بسیاری از روشنفکران ما در گوش ما زمزمه می‌شد و یک امر جاری بود، اما چه می‌شود که یواش یواش فروکش می‌کند؟ آیا یکی از لوازم تمدن‌سازی‌های صوری نیست؟ نمی‌خواهم دقیقا در چارچوب این تشیع علوی و صفوی شریعتی قرار بگیرم، اما نمی‌توانم بگویم که این دوگانگی هیچ صحتی ندارد.

افروغ بیان کرد: یعنی آن تشیع برنده کجا و این دعوت ما به یک تمدن‌سازی صوری و ابزاری کجا؟ حالا اینکه کی مقصر است یا نیست، بیشتر دنبال جریان‌های مقصر هستم، این بحث جدی است که چرا بر خلاف انتظاری که داشتیم این‌طور شده است؟ ملاصدرا می‌گوید هرچه انسان بهره وجودی‌اش بیشتر می‌شود فاعلیت نفسش بیشتر می‌شود و دیگران از این وجود بهره می‌برند؛ نگاه می‌کنم در این مملکت هر چه انسان فاعلیتش بیشتر می‌شود با موانع بیشتری مواجه می‌شود که انحراف است، با این فرض که من می‌گویم صبغه فلسفی و عرفان انقلاب اسلامی صدرایی است، خب اگر قرار است انقلاب را به آن عقبه فلسفی و عرفانی خاص خود لحاظ کنیم نمی‌توانیم سهم ملاصدرا را نادیده بگیریم.

وی در ادامه افزود: ملاصدرا وقتی بحث از اخلاقیات می‌کند آخرین مرتبه اخلاقش همین اخلاق مبتنی بر احسان است که برمی‌گردد به فاعلیت بالای نفس انسان که ناشی از اتصال انسان با خدا است، وقتی من به عنوان جامعه‌شناس بررسی می‌کنم می‌بینم که هر چه فاعلیت بالا می‌رود، موانع بیشتر می‌شود و این آسیب می‌تواند به تلقی ما از تمدن بر‌گردد، به اتفاقی که در جمهوری اسلامی رخ می‌دهد که آن را با اصل انقلاب خلط می‌کنیم.

وی در ادامه بیان کرد: نسخه من، همان‌طور که گفتید کشف می‌شود و دوست دارم کشف شود و کشف را دوست دارم، چون وقتی چیزی را کشف می‌کنید که خلاقیتی داشته باشید، دوست ندارم خودم وقتی اثری را می‌خوانم خلاق نباشم و می‌گویم اصل کتاب در قسمت سفیدی‌اش است، لذا ممنون که این کشف را دوستان داشتند و این که ایران چیست و ...؛ باید عرض کنم که یکی از پروژه‌های من بحث هویت ایرانی است و اخیرا هم یک رساله دکتری را راهنمایی کردم.

افروغ تصریح کرد: در مورد مطالب دکتر رحمانی، ببینید من کتابی دارم به نام «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» که آنجا مفصل گفته‌ام که انقلاب اسلامی چیست و مبانی فلسفی و کلامی‌اش کدام است؛ آنچه در مورد انقلاب نوشته‌ام در واقع عمدتا برگرفته از اندیشه‌های امام (ره) است، با توجه به این که عقبه آن را در آرای ملاصدرا جست‌وجو کرده‌ام. این تصور من، برداشت من از انقلاب است، اما این که آنچه که به نام جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد یا به نام انقلاب اسلامی اتفاق می‌افتد، خیر، برای این که یک تئوری از انقلاب دارم که می‌توانند به من شاخص دهند و با آن معیار‌ها ارزیابی می‌کنم و اگر جایی دروغ دیدم، می‌گویم ربطی به انقلاب اسلامی ندارد، اگر جای بی‌عدالتی دیدم می‌گویم، ربطی به انقلاب اسلامی ندارد.

وی بیان کرد: بله این گفتمان را پذیرفته‌ام، چون هم لایه لایه بودن آن را می‌پذیرم و هم مبانی فلسفی آن را و هم وجه ایرانی آن را، اگر هویت دینداری ما نبود، اسلام را قبول نمی‌کردیم و انقلاب به این راحتی پیروز نمی‌شد و این‌ها عقبه دارد و در بحث تاریخ به آن خوب پرداخته‌ام، چون یکی از دغدغه‌های من بوده است. در پایان بگویم که این کتاب مشتمل بر گفت‌وگو، مقاله و یادداشت است و بهتر است بگوییم مجموعه‌ای از گفتار‌های متنوع است.



برگزاری هفتمین نشست کمیته علمی طرح اعتلای علوم انسانی


پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: نشست کمیته علمی طرح اعتلاء و ساماندهی علوم انسانی در روز دوشنبه 23 بهمن ماه برگزار شد. در بخش اول این نشست، چند طرح­نامه و پروژه پژوهشی موردبررسی و تصویب قرار گرفت و در ادامه، دکتر حسینعلی قبادی رئیس پژوهشگاه و رئیس طرح جامع اعتلاء علوم انسانی، نکاتی درباره ضرورت بهره­گیری از ظرفیت شبکه نخبگانی اعضاء کمیته علمی مطرح نمود و پس از وی، دکتر یحیی فوزی جانشین رئیس در طرح، درخصوص توجه جدی به مبحث رابطه علوم انسانی و جامعه و مراحل اجرایی طرح اعتلا توضیحاتی کرد. دکتر فرهاد زیویار، دبیر کمیته علمی، نیز بر رسالت­ طرح اعتلاء در زمینه توجه اساسی به مباحثات علمی در شبکه نخبگانی و سلسله نشست­های کمیته علمی تاکید کرد.

پس از آن و با آغاز بخش ارائه سخنرانی‌ها و گزارش‌ها، هر یک از اعضای کمیته علمی، مباحثی را مطرح کردند که در ادامه به مهم‌ترین نکات مطرح‌شده از سوی سخنرانان اشاره می‌شود:

دکتر غلامرضا ذاکر صالحی در سخنرانی خود پیرامون رابطه علوم انسانی و جامعه گفت در این طرح تجارب حدود 15 کشور به صورت تطبیقی بررسی خواهد شد و سپس نظر نخبگان و صاحب نظران ایرانی در این زمینه اخذ و برای تدوین راهکار توسعه ای و سیاست گذاری مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرد.

وی با یادآوری این نکته که در کشور ما در رابطه‌ی علوم انسانی و جامعه زیرساخت های لازم وجود ندارد، گفت علوم انسانی در ایران جوان است و در برخی رشته‌ها این جوانی و نابالغی کاملاً احساس می‌شود. لذا از این علم جوان نمی توان توقع زیادی داشت و در واقع باید پذیرفت که در کشور ما زیست بوم علم به معنای اعم کلمه ضعیف است. در حال حاضر تعداد دانشجویان علوم پایه حدود 5 درصد است، این درحالی است که با توجه به اهمیت رشته های علوم پایه حداقل باید 15 درصد از دانشجویان ما در این رشته‌ها تحصیل کنند. لذا شاخه‌ها و مجموعه‌های مختلف علوم باید با هم رشد و گسترش پیدا کنند. وی همچنین تاکید کرد در خصوص رابطه علوم انسانی با جامعه 4 الگو در سطح جهانی احصاء شده است که عبارتند از: الگوی ترویج علم (مدل کمبود یا نقصان)، الگوی ارتباطات علم ( مدل گفت‌وگویی یا شبکه ای)، الگوی درگیر کردن مردم با علم در عمل و الگوی مشاوره علم.

دکتر منصورنژاد نیز درخصوص فراز و فرودها و فرایندهای طرح اعتلاء سخنرانی خود را ارائه داد و تاکید داشت که ابتدا باید نقدی درونی از طرح اعتلا داشته باشیم و ببینیم چقدر بُعد اجتماعی طرح اعتلا را دیده‌ایم. وی با تاکید بر اینکه در این طرح نقش سرمایه های اجتماعی و انجمن های علمی بررسی می‌شود، گفت ما باید ابتدا مفاهیم طرح اعتلا و علوم انسانی را تعریف کنیم و در بحث جامعه مدنی نیز تضاد و همکاری اضلاع خانواده، جامعه مدنی و دولت را توامان برسی کنیم و نه فقط رابطه عرضی و تضادهای آن را؛ چرا که جامعه مدنی پدیده ای سابقه دار است و نه صرفاً مدرن و از این‌رو لازم است در این طرح مورد توجه جدی قرار گیرد.

بعد از اتمام سخنرانی­ها ـ بحث و تبادل­نظر سایر اعضاء کمیته علمی آغاز شد که ابتدائاً دکتر عماد افروغ با رویکردی نقادانه درخصوص فضای دانشگاه، رشته ­های دانشگاهی و بالاخص رشته جامعه­ شناسی، گفت ما باید ابتدا مفهوم‌‌شناسی جدی از علم و جامعه به دست آوریم. وی با تاکید بر اینکه بحث زمینه‌مند بودن، تاریخمند بودن، هرمنوتیکی بودن و... علم نیز موضوعات مهمی است که در نسبت مفاهیم در علوم انسانی بسیار مهم است، گفت تفکر دوتایی علم و جامعه محل اشکال است. الان علم الاجتماع بخشی از اجتماع است.اگر جامعه ایراد دارد بخاطر این است که ایده‌ها و علم الاجتماع ما ایراد دارد. وی با طرح این پرسش که چرا علم در ایران بومی و نهادینه نشد؟ چرا مردم آن را نپذیرفتند؟ این علوم چه نیازهایی را برای مردم رفع کرده اند؟ اگر قرار است علم مسأله مند باشد، چرا شیوه ارتقاء اساتید ما هیچ ارتباطی با آن ندارد؟ گفت دانشگاه‌ها را در کشور باید به مثابه جامعه مدنی در نظر بگیریم. اگر دانشگاه‌های ما مستقل باشند و بر اساس شرایط جغرافیایی و تاریخی خود بتوانند نیازهای محلی و بومی خود را درک کنند و بر اساس آن رشته تحصیلی ایجاد کنند، می‌توانیم بگوییم دانشگاه‌ها به مثابه جامعه مدنی هستند.

سپس، دکتر رضا داوری اردکانی با اشاره به اینکه در خصوص مفهوم علم و جامعه اختلاف نظر وجود دارد، تاکید کرد ما باید این هنر را داشته باشیم که یک مفاهمه‌ای در این زمینه ایجاد کنیم. به نظر من جامعه مدنی متعلق به جامعه مدرن است و ما قبل از قرن 18 میلادی هیچ جامعه مدنی سراغ نداریم. در اینجا سوال می‌شود الازهر و نظامیه، جامعه مدنی هستند یا خیر؟ پاسخ این است که جامعه مدنی هستند چون تعیین کننده‌اند و نیستند چون کاری ندارند. دانشگاه‌های ما نیز جامعه مدنی نیست، البته می‌تواند به جامعه مدنی نزدیک شود. جامعه مفهوم جدیدی است و صرفاً جمع جبری افراد نیست. جامعه یک نظام خودبنیاد است. ما در قدیم جامعه نداشتیم و اجتماعات بشری داشتیم.

داوری با اشاره به اینکه ما باید تکلیف خود را با علوم انسانی و اجتماعی روشن کنیم. علوم اجتماعی ما ما فقط یک سری نظرهای اجتماعی است. ما چه تحقیق مهم اجتماعی کرده ایم؟ کدام جامعه شناس ما مسایل اجتماعی را فهرست کرده است؟ اگر مسأله پیدا شد، راه حل خود را پیدا می‌کند، گفت علوم انسانی اسلامی غیر ممکن است، مگر آن که جامعه اسلامی باشد. وقتی جامعه اسلامی باشد، علوم آن هم روح اسلامی پیدا می‌کنند. همه علوم ما تا مشروطیت روح اسلامی داشتند. در حال حاضر ما در جامعه روابط و ارزش هایی را مشاهده می‌کنیم که این ارزش‌ها اسلامی نیستند، نه این که جامعه به اسلام اعتقاد ندارد. ما مسلمان هستیم و به احکام آن نیز اعتقاد داریم. اما جامعه (سکولار) احکام و ارزش های خود را تحمیل می‌کند. در 40 سال اخیر همه کوشش‌ها این بود که ارزش های اسلامی جای ارزش های غیر دینی را بگیرد. البته این تلاش‌ها بی‌نتیجه نبود، اما خیلی هم راضی کننده نیست. علمی که بالذات سکولار است در جهان امروز توسعه پیدا کرده است و روش خاص خود را دارد. شما نمی توانید روش دیگری را بر آن تحمیل کنید. علم، پژوهش همراه با روش است و تفکر و نظریه نیست. احکام علم نیز خبری است نه ارزشی و انشایی. تفکر اسلامی در علوم باید جاری باشد نه این که در کتب علما باشد.

پس از وی، دکتر غلامرضا اعوانی با اشاره به اینکه دانشگاه های ما در تمامی رشته‌ها دچار اشکال هستند، سخن خود را با تاکید بر این نکته آغاز کرد که ما باید با اساتید ارتباط برقرار کنیم و علم را به دانشگاه برگردانیم. ما ارتباط با گذشته را از دست داده‌ایم و این آسیب بزرگی است. ما باید بتوانیم با گذشته خود ارتباط برقرار کنیم. چون روی بزرگان خود کار نکرده‌ایم عقب افتاده‌ایم. کاربرد علوم انسانی فرهنگ سازی است، لذا باید انتظار خود از علوم انسانی را اصلاح کنیم. دانشگاه های ما حامل سنت نیستند. حتی نحوه تعلیم علوم دینی در دانشگاه های ما ایراد دارد.


شنبه 28 بهمن 1396

جدیدترین اثر عماد افروغ منتشر شد

نوع مطلب :اخبار ،

جدیدترین اثر عماد افروغ منتشر شد




کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» نوشته عماد افروغ و به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شد.

 خبرگزاری مهر: کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» نوشته عماد افروغ به تازگی منتشر شده است. تنظیم مطالب در بخش نخست کتاب به این صورت است که ابتدا مباحث کلان مربوط به علم‌شناسی و محورهای مرتبط آمده‌اند و سپس وارد مقوله‌های مربوط به جایگاه علوم انسانی و ضرورت بومی شدن آن و حتی دفاع از امکان نوعی جامعه‌شناسی دینی شده‌ است.

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» ناظر به نقد رویکردهای قالب‌گرایانه، کمّی و اثبات‌گرایانه حاکم بر نظام آموزش رسمی ماست که می‌کوشد متأثر از یک نحله شناخت‌شناسی منسوخ و مطرود و بی‌توجه به زبان معطوف به چگونگی و ساختن و ایجاد کردن و با قرار دادن چهره‌های آکادمیک و دانشگاهی در چنبره‌ای محدود و با تحمیل شاخص‌هایی کمی و محتواگریز و با اهرم‌های تبلیغی و گاه هژمونیک در اختیار، کشور را از به اصطلاح عقب‌ماندگی علمی نجات دهد.

در این اثر تلاش می‌شود متأثر از مباحث مربوط به‌ویژه علم‌شناسی فلسفی و مبانی متافیزیکی علم، فلسفه تعلیم و تربیت، جامعه‌شناسی علم، شناخت‌شناسی رئالیسم انتقادی و برخی نظریه‌های اجتماعی به پرسش‌های اساسی در مورد وجوه نرم‌افزاری و آسیب‌شناسی دانشگاه و بسیاری پرسش‌های مطرح دیگر در این زمینه پاسخ داده شود.


در کل، کتاب حاوی دو بخش معرفت‌شناسی و حوزه نهادی خواهد بود. در بخش نخست به وجوه نرم‌افزاری و محورهای مرتبط و مقوله‌هایی مانند بومی‌سازی علم و معرفت و جایگاه علوم انسانی، و در بخش دوم به آسیب‌شناسی نهادی علم اعم از دانشگاه، حوزه و شورای عالی انقلاب فرهنگ و برخی محورهای مرتبط پرداخته شده است.

در بحث وجوه نرم‌افزاری علم، متافیزیکی و پیش‌فرض‌های رویکرد اثبات‌گرایانه در علم و همچنین رویکرد برون‌گرایانه در جامعه‌شناسی علم به نقد کشیده شده و تلاش شده است تا بر اساس معرفت‌شناسی طولی و هماهنگ و تا حدی استفاده از رویکرد درون‌گرا در علم، زمینه‌های رویکردی جدید به علم‌شناسی فلسفی فراهم شود. در این رویکرد علاوه بر توجه به ضرورت‌ها، ساختارها و امکان داوری بین گفتمانی، به نسبت فرهنگ و جامعه با علم نیز توجه شده است. در بحث بررسی راهکارهای تأثرگذاری عمومی پژوهش به طور عمده به ضرورت چرخه دیالکتیک علم و جامعه و عناصر چهارگانه موضوع، هدف، روش و اخلاق اشاره شده است.

بخش دوم به محورهای حوزه نهادی علم در کشور اختصاص دارد. در بحث «آسیب‌شناسی دانشگاه» پس از ارائه نظریه‌ای در آسیب‌شناسی، به ۲۵ آسیب اشاره شده است. بیگانگی با زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، غلبه نگاه پیش‌زمینه‌ای و سخت‌افزارانه به علم، عدم انطباق بین دانش نظری و دانش عملی، خروج مرجعیت علم از داخل به خارج، بی‌توجهی به مبانی متافیزیکی علم، غفلت از نظم هنجاری و اجتماعی محقق، خط‌وربط گرفتن از سیاست، فقدان حقوق معنوی در دانشگاه و کثرت سرقت‌های علمی از جمله این آسیب‌هاست.

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» از سری کتاب‌هایی است که پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در راستای اهداف و ماموریت‌های خود، تلاش دارد تا با پژوهش در زمینه آموزش‌عالی و توسعه علمی و تحلیل و روندشناسی وضع موجود، چشم‌اندازها و افق‌های پیش‌روی دانشگاه ایرانی را ترسیم نماید. در این راستا سری کتاب‌های «تاملات صاحب‌نظران ایرانی درباب آموزش عالی» به دنبال آنست که ایده‌ها و دیدگاه‌های صاحب‌نظران ایرانی در باب آموزش عالی و علم که پیشتر در قالب مقاله، یادداشت و مصاحبه منتشر شده‌اند را در مجموعه‌ای گردآوری کند تا ضمن ارائه تصویری از وضعیت ایده و تجربه دانشگاه در ایران، بستری برای توسعه گفت‌وگوی انتقادی اندیشمندان در این زمینه فراهم شود.

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»  نوشته عماد افروغ با شمارگان ۷۰۰ نسخه در ۵۱۶ صفحه به بهای ۲۶ هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.



پوستر همایش انقلاب اسلامی در منظومه فکری امام خمینی(ره) رونمایی شد


گروه دانشگاه: جلسه شورای علمی همایش ملی انقلاب اسلامی در منظومه فکری امام خمینی؛ از نظریه تا عمل به منظور بررسی این همایش در دو بعد سیاست داخلی و سیاست خارجی و با نگاهی مسئله‌محور، برگزار گردید و از پوستر این همایش رونمایی شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، جلسه شورای علمی همایش ملی «انقلاب اسلامی در منظومه فکری امام خمینی؛ از نظریه تا عمل»، در دو بعد سیاست داخلی و سیاست خارجی و با نگاهی مسئله‌محور، آسیب‌شناسانه و تجویزگرایانه، بعدازظهر امروز سه شنبه، در دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی برگزار شد.

در این نشست آقایان سیدحمیدرضا طیبی، رئیس جهاد دانشگاهی، سید رضا صالحی امیری، دبیر علمی همایش انقلاب اسلامی، عماد افروغ، استاد دانشگاه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدطه مرقاتی خویی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، سیدیحیی فوزی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، هاشمی تروجنی، رئیس مرکز فرهنگی و دانشجویی امام و انقلاب اسلامی جهاد دانشگاهی، امیر عظیمی دولت آبادی، معاون پژوهشی پژوهشکده امام خمینی(ره) و محمد محمودی کیا، دبیر اجرایی این همایش حضور داشتند.

در آغاز نشست محمودی کیا با بیان اینکه همایش در ۳ سطح بررسی شده، اظهار کرد: از ۸ مرکز برای همکاری در این همایش دعوت شده و نیز ۲ فصلنامه «جستارهای سیاسی معاصر» و «اندیشه های سیاسی در اسلام» انتخاب شدند تا مقالاتی که حائز امتیاز در این همایش باشند، در این فصلنامه‌ها منتشر و چاپ شوند.

وی افزود: فرایند ثبت نام در همایش از امروز آغاز شده و اختتامیه همایش نیمه خردادماه ۹۷ برگزار می شود.

در ادامه عماد افروغ با بیان اینکه گفتمان انقلاب اسلامی نباید با جمهوری اسلامی خلط شود، اظهار کرد: اتفاقاتی که در جمهوری اسلامی بوده الزاما ربطی به انقلاب اسلامی ندارد. انقلاب اسلامی یک تراز و معیار است که با آن بتوان مسائل را آسیب‌شناسانه دید و بررسی کرد، اینها باید جدا شوند و مثلا گفته شود جمهوری اسلامی در آیینه گفتمان انقلاب اسلامی و این گفتمان را نباید خلاصه در امام ببینیم، چرا که عقبه فلسفی دارد.

وی در ادامه با بیان اینکه معیارهای نقد گفتمان انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته، گفت: وقتی می گوییم از نظریه تا عمل، عمل در واقع آن چیزی است که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده، اینکه امام چه اندیشه‌ای داشتند و در عمل چه اتفاقی افتاده، نباید خلط شوند. انقلاب اسلامی با تکیه بر اندیشه امام قابل بسط است.

در ادامه این نشست نیز صالحی امیری با بیان اینکه مطلق انگاری خود نوعی جزمیت است، گفت: عدم بازشناسی انقلاب اسلامی و قدسی کردن آن، نوعی جزمیت است. ما یک گفتمان و یک فراگفتمان داریم، منظومه فکری امام یک فراگفتمان است که گفتمان های بسیاری ذیل آن شکل گرفت. منظومه گفتمانی امام تبدیل به محصولی به نام انقلاب اسلامی شد.

وی با بیان اینکه نظریه امام چارچوب دارد و عمل نیز باید با این نظریه همخوانی داشته باشد، گفت: آن فردی که در عرصه سیاست خارجی و عرصه سازش با نظام جهانی گفتمانی مطرح می کند، رفرنس آن امام است. اندیشه پویا، ویژگی رویش گرایانه منظومه فکری امام است، اندیشه امام بن بست ندارد.
یحیی فوزی همچنین در این جلسه به سخنرانی پرداخت و گفت: اگر بخواهیم روند انقلاب اسلامی در عرصه عمل را بررسی کنیم و بحثهایی همچون آزادی و عدالت را از نظریه تا عمل بررسی کنیم به یک شاخص نیاز داریم و آن گفتمان انقلاب اسلامی است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین مرقاتی خویی در ادامه با بیان اینکه پیامبر اکرم(ص)، ۱۰ سال در مکه تبلیغ کرد و پس از آن نظریه‌ها را به عرصه اجرا آوردند، افزود: انقلاب اسلامی مبتنی بر نظریه‌های امام است و ایشان معتقد است دولت باید تشکیل شود تا به اجرا برسیم.

رئیس جهاد دانشگاهی همچنین در این جلسه با بیان اینکه چیزی که امروز نیاز داریم، نقد جمهوری اسلامی است، گفت: ما خیلی نگران هستیم که در سال ۱۴۰۴ به اهداف مدنظر در آن مقطع نرسیم.

در پایان این جلسه که به منظور هم اندیشی اعضای شورای علمی همایش ملی «انقلاب اسلامی در منظومه فکری امام خمینی؛ از نظریه تا عمل» برگزار شد، از پوستر این همایش نیز رونمایی به عمل آمد. این همایش نیمه نخست خردادماه سال آینده برگزار خواهد شد.


تجلیل از فعالیت علمی و فرهنگی دکتر عماد افروغ


پایگاه اظلاع رسانی شورای فرهنگ عمومی: دکتر موالی زاده دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور در ابتدای برگزاری اولین جلسه کارگروه اخلاق عمومی که به ریاست دکتر عماد افروغ در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی تشکیل گردید، از فعالیت های علمی و فرهنگی ایشان تجلیل نمود.

دبیر شورای فرهنگ عمومی ضمن تشکر از مسوولین برگزاری مراسم نکوداشت دکتر افروغ که روز گذشته در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد، اظهار داشت: شفافیت در گفتار و رفتار یکی از ویژگی های ممتاز ایشان است و یکی از خصوصیات پسندیده دکتر افروغ که هر فردی را جذب می­ نماید تواضع، فروتنی و خلق و خوی پسندیده ایشان است.

در ادامه دکتر موالی زاده ضمن تقدیم هدیه فرهنگی، به نمایندگی از دکتر سید رضا صالحی امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیام ایشان را که از زبان همه اعضای شورای فرهنگ عمومی است، خطاب به دکتر افروغ قرائت نمودند. در پیام آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

فرهیخه ارجمند جناب آقای دکتر عماد افروغ

باسلام

برکسی پوشیده نیست که ایران اسلامی این مهد فرازمند فرهنگ و تمدن در طول نزدیک به چهار دهه گذشته از غنای علمی و فرهنگی ممتازی برخوردار گشته است در این میان نقش خردورزان مؤمنی که همواره دغدغه بالندگی فکری و رشد معنوی جامعه را داشته و در این راه مجاهدت کرده اند کاملاً روشن می باشد. بی شک جنابعالی در زمره مجموعه ارزشمند تلاش گران نهضت علمی و فرهنگی کشور در این دوره باشکوه بوده اید. این جانب لازم می دانم که از تلاش های صادقانه و مؤثر جنابعالی در عرصه علم و فرهنگ صمیمانه تشکر و قدردانی کرده توفیق روزافزون شما را در جهت گسترش مرزهای دانش و رشد معنوی جامعه از درگاه خداوند منان مسألت می نمایم.

سید رضا صالحی امیری

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی


چهارشنبه 4 مرداد 1396

آئین نکوداشت «عماد افروغ» برگزار می­‌شود

نوع مطلب :اخبار ،


آئین نکوداشت «عماد افروغ» برگزار می­‌شود


گروه جامعه: آئین نکوداشت عماد افروغ، نویسنده و جامعه شناس مطرح کشور در فرهنگ­سرای اندیشه برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به نقل از روابط عمومی فرهنگ­سرای اندیشه، سجاد نوروزی، مدیر این فرهنگسرای با بیان این خبر، گفت: آئین نکوداشت و رونمایی از چهار عنوان کتاب تازه منتشر شده عماد افروغ هشتم مردادماه، ساعت ۱۸ در آمفی تئاتر فرهنگ­سرای اندیشه برگزار می‌­شود.

وی افزود: قرار است در این برنامه که با حضور اهالی فرهنگ و دانشگاه برگزار می‌شود، از تلاش‌های چندین ساله عماد افروغ تجلیل شود. همچنین از  چهار عنوان کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد دوم)»، «فریادهای خاموش روزنگاشت تنهایی(جلد سوم)» و «نگرش منظوم‌ه­ای و دیالتیکی به سینما در دفاع از سینمای اجتماعی» در این برنامه رونمایی می‌شود.

رئیس فرهنگ­سرای اندیشه به حضور چهره­‌های علمی و فرهنگی در این برنامه اشاره کرد و افزود: در این آئین نکوداشت چهره­‌هایی همچون علی مطهری، مهدی گلشنی، حمید پارسانیا، مریجی، فرشته طائرپور، صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنرانی می‌کنند.

وی در پایان به حضور عماد افروغ در عرصه علم و فرهنگ اشاره کرد و گفت: عماد افروغ بیش از سه دهه است که در عرصه علم و فرهنگ و سیاست کشور با تأکید بر ظرفیت انتقادی و تعالی‌گرایی گفتمان دینی و انقلابی در حال فعالیت­‌های مؤثری است و تقدیر از وی در حقیقت، تقدیر از سه دهه تلاش و جهد انقلابی برای تعالی و رشد فرهنگ ملی، دینی و انقلابی است.


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396

نقد و بررسی کتاب

نوع مطلب :اخبار ،


نقد و بررسی کتاب






مسائل اجتماعی

به تازگی کتاب دو جلدی «مسائل اجتماعی» نوشته‌ی جان مشونیس با ترجمه‌ی هوشنگ نایبی به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.

این کتاب نشان می‌دهد که مساله‌ی اجتماعی چیست و اساسا چرا و چگونه موضوعاتی معین، مساله‌ی اجتماعی به شمار می‌روند و سرانجام چه راه‌حل‌هایی دارند. این اثر، شامل آخرین داده‌ها در زمینه‌ی مسائل اجتماعی در آمریکاست که با تحلیل نظری موضوعات و مناقشات امروز جهان بر اساس رویکرد تعبیرگرایی اجتماعی کامل می‌شود. همچنین در فصول این کتاب درباره‌ی فقر، ثروت، اعتیاد، طلاق،ا جنگ و تروریسم دیدگاه‌های گوناگونی مطرح می‌شود.

نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه دوم خرداد ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی کتاب «مسائل اجتماعی» اختصاص دارد که با حضور دکتر عماد افروغ، دکتر سیدحسین سراج‌زاده و دکتر هوشنگ نایبی در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.


درباره « نگرشی منظومه‌ای و دیالکتیکی به سینما »، نوشته عماد افروغ

گفت و گو درباره هفتمین هنر





کتاب افروغ

کتاب «نگرشی منظومه‌ای و دیالکتیکی به سینما؛ در دفاع سینمای اجتماعی ایران» نوشته عماد افروغ با مشارکت شورای فرهنگ عمومی‌کشور، از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد.

قدس آنلاین: این کتاب مجموعه گفت‌وگوهای عماد افروغ درباره هنر و به‌طور خاص، سینماست که در 2 بخش اصلی به همراه یک ضمیمه تدوین شده است.

افروغ در مقدمه این کتاب اشاره کرده که طی سال‌ها تجربه به این مهم دست یافته است که باید ناب‌ترین، داغ‌ترین، جسورانه‌ترین، محتوایی‌ترین و بدیع‌ترین حرف‌ها را در قالب گفت‌وگو بیان کرد و شنید و اوج اندیشه و غنای یک متفکر و سهم ناب و محض او را می‌توان در این قالب و در این قاب جست‌وجو کرد. وی معتقد است اوج و قله هر اندیشمند، نظریه‌پردازی اوست و ربط منطقی و تناسب، ‌بخشی از نظریه‌پردازی است اما محتوای آن چیز دیگری است. ممکن است بین کلام یک نظریه‌پرداز ربط و انسجام منطقی وجود داشته باشد اما حرف تازه‌ای نداشته باشد. شکستن یک لایه از انسجام نیز کار هر کسی نیست و نگاهی تازه، خلاقیتی بدیع و جسارتی فوق جسارت‌های پیش‌پاافتاده و معمول را می‌طلبد.

وی همچنین در بخش دیگری از مقدمه این کتاب به رویکرد منظومه‌ای یا به عبارتی، دیالکتیک اشاره می‌کند و انسان را به دنبال وحدت در عین کثرت و تفاوت ؛ با نگرشی فرآیندی و غایت‌مدار می‌داند. در نگاه دیالکتیک، نه به دنبال وحدت‌گرایی متصلب هستیم و نه برای ما تفاوت‌ها اصالت و اعتبارِ فی‌نفسه دارند. حتی در شدیدترین تضادها هم می‌توان نوعی اتصال و ارتباط را جست‌وجو کرد. در دیالکتیک نگاهی وجودی به ارزش‌ها و حقایق حاکم است و گرایشی در عالم به سوی تحقق این ارزش‌های وجودی نهفته است.

در بخش اول این کتاب همچنین گفت‌وگوهایی که با این جامعه‌شناس ایرانی به‌ عنوان عضو هیئت انتخاب سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر انجام شده، منتشر شده است. «فلسفه دین، فلسفه سینما»، «هنر و نقد درون‌گفتمانی»، «سینمای مطلوب»، «هنرمند به مثابه روشنفکر» و «سینما و دفاع مقدس» عناوین بخش اول این کتاب هستند.

در بخش دوم و با توجه به برگزاری سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر، موضوعاتی چون «دیالکتیک سینما و جامعه»، «سینما و مخاطبی بزرگ به نام انسان»، «سینما، سیاست و گفت‌وگوی پیش‌رونده»، «سینمای انقلاب اسلامی»، «توجه به کیفیت فیلم‌ها نه نام‌ها و عنوان‌ها»، «امید کاذب‌دادن تلخ است نه بازتاب‌دادن دردهای جامعه»، «تقابل جشنواره فجر 35 با فمینیسم و بازگشت به خانواده» و «مضمون مرگ در جشنواره فیلم فجر» مورد بحث قرار گرفته است.

در بخش ضمیمه این کتاب نیز گزارش نشست رونمایی از کتاب «سینمای ملی و جهانی‌شدن» و گفت‌وگوهایی درباره شورای پروانه نمایش فیلم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فیلم‌های جشنواره 35، توقیف برخی فیلم‌های سینمای ایران و واکنش افروغ به فیلم‌های اجتماعی فجر و تحسین یک فیلم در کنار پاسخ به نقد سیاسی پایگاه اطلاع‌رسانی شبکه خبر درج شده است.

کتاب «نگرشی منظومه‌ای و دیالکتیکی به سینما؛ در دفاع سینمای اجتماعی ایران» در 289 صفحه و با بهای 15 هزار تومان به‌تازگی روانه بازار نشر شده است.

نکته قابل توجه درباره این کتاب، منطق گفت‌وگویی آن است. افروغ به جای اینکه دیدگاه‌های خود را درباره سینما به‌صورت یک کتاب تألیفی منتشر کند، مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای چالشی درباره این هنر را تدوین کرده و به مخاطبانش عرضه کرده است. به عبارت دیگر، نویسنده تنها از موضع یک نظریه‌پرداز به مونولوگ با مخاطبان بسنده نکرده بلکه اجازه داده است در دیالوگی با خبرنگاران و صاحبان رأی و نظر، به یک گفت‌وگوی جمعی درباره سینما و بویژه سینمای امروز ایران برسد.


عماد افروغ با «ارزیابی انتقادی علم در ایران» در نمایشگاه کتاب

 

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» نوشته عماد افروغ از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.


عماد افروغ با «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» در نمایشگاه کتاب

 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» نوشته عماد افروغ در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب عرضه شد.

تنظیم مطالب در بخش نخست کتاب به این صورت است که ابتدا مباحث کلان مربوط به علم‌شناسی و محورهای مرتبط آمده‌اند و سپس وارد مقوله‌های مربوط به جایگاه علوم انسانی و ضرورت بومی شدن آن و حتی دفاع از امکان نوعی جامعه‌شناسی دینی شده‌ است.

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» ناظر به نقد رویکردهای قالب‌گرایانه، کمی و اثبات‌گرایانه حاکم بر نظام آموزش رسمی ماست که می‌کوشد متأثر از یک نحله شناخت‌شناسی منسوخ و مطرود و بی‌توجه به زبان معطوف به چگونگی و ساختن و ایجاد کردن و با قرار دادن چهره‌های آکادمیک و دانشگاهی در چنبره‌ای محدود و با تحمیل شاخص‌هایی کمی و محتواگریز و با اهرم‌های تبلیغی و گاه هژمونیک در اختیار، کشور را از به اصطلاح عقب‌ماندگی علمی نجات دهد.

در این اثر تلاش می‌شود متأثر از مباحث مربوط به‌ویژه علم‌شناسی فلسفی و مبانی متافیزیکی علم، فلسفه تعلیم و تربیت، جامعه‌شناسی علم، شناخت‌شناسی رئالیسم انتقادی و برخی نظریه‌های اجتماعی به پرسش‌های اساسی در مورد وجوه نرم‌افزاری و آسیب‌شناسی دانشگاه و بسیاری پرسش‌های مطرح دیگر در این زمینه پاسخ داده شود.

در کل، کتاب حاوی دو بخش معرفت‌شناسی و حوزه نهادی خواهد بود. در بخش نخست به وجوه نرم‌افزاری و محورهای مرتبط و مقوله‌هایی مانند بومی‌سازی علم و معرفت و جایگاه علوم انسانی، و در بخش دوم به آسیب‌شناسی نهادی علم اعم از دانشگاه، حوزه و شورای عالی انقلاب فرهنگی و برخی محورهای مرتبط پرداخته شده است.

در بحث وجوه نرم‌افزاری علم،مبانی متافیزیکی و پیش‌فرض‌های رویکرد اثبات‌گرایانه در علم و همچنین رویکرد برون‌گرایانه در جامعه‌شناسی علم به نقد کشیده شده و تلاش شده است تا بر اساس معرفت‌شناسی طولی و هماهنگ و تا حدی استفاده از رویکرد درون‌گرا در علم، زمینه‌های رویکردی جدید به علم‌شناسی فلسفی فراهم شود. در این رویکرد علاوه بر توجه به ضرورت‌ها، ساختارها و امکان داوری بین گفتمانی، به نسبت فرهنگ و جامعه با علم نیز توجه شده است. در بحث بررسی راهکارهای تأثیرگذاری عمومی پژوهش به طور عمده به ضرورت چرخه دیالکتیک علم و جامعه و عناصر چهارگانه موضوع، هدف، روش و اخلاق اشاره شده است.

بخش دوم به محورهای حوزه نهادی علم در کشور اختصاص دارد. در بحث «آسیب‌شناسی دانشگاه» پس از ارائه نظریه‌ای در آسیب‌شناسی، به 25 آسیب اشاره شده است. بیگانگی با زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، غلبه نگاه پیش‌زمینه‌ای و سخت‌افزارانه به علم، عدم انطباق بین دانش نظری و دانش عملی، خروج مرجعیت علم از داخل به خارج، بی‌توجهی به مبانی متافیزیکی علم، غفلت از نظم هنجاری و اجتماعی محقق، خط‌وربط گرفتن از سیاست، فقدان حقوق معنوی در دانشگاه و کثرت سرقت‌های علمی از جمله این آسیب‌هاست.

کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»  نوشته عماد افروغ با شمارگان 700 نسخه در 516 صفحه به بهای 26 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.


«توسعه فرهنگی در ایران» با مقدمه عماد افروغ به نمایشگاه می‌رسد



خبرگزاری فارس: «توسعه فرهنگی در ایران» با مقدمه عماد افروغ به نمایشگاه می‌رسد

کتاب «توسعه فرهنگی در ایران» از سوی نشر «کتاب فردا» به نمایشگاه کتاب می‌‌رسد.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، کتاب مجموعه مقالات «توسعه فرهنگی در ایران» که به کوشش مهدی آرانی مولایی با مقدمه دکتر عماد افروغ در 496 صفحه توسط انتشارات کتاب فردا در نمایشگاه بین ­المللی کتاب تهران عرضه می‌شود.

توسعه از جمله اموری است که سال­‌هاست در کشور ما مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نظریات و دیدگاه­‌های متفاوتی در این حوزه وجود دارد. سیاستگذاران و مدیران ارشد کشور نیز همواره سعی کرده­‌اند فرایند توسعه در کشور را ادامه داده و از این مسیر مشکلات کشور را حل نمایند؛ اما این فرایند بدون رسیدن به نتیجه مطلوب طی چندین دهه همچنان ادامه دارد.

یکی از مشکلات اساسی در بحث توسعه، تفاوت رویکردهای اجرائی به این موضوع و تغییر مسیر حرکت توسعه با تغییر دولت­‌ها و مسئولان اجرائی است. بدون شک از عوامل اساسی و مؤثر در تغییر نحوه عمل، تفاوت در مبانی و رویکردهای نظری به موضوع توسعه است.

برخی (دیدگاه نوسازی) معتقدند که جریان نوسازی و تجدد به‌واسطه­ گسترش و نشر عناصر فرهنگی کشورهای غربی در کشورهای جهان سوم، به‌وقوع می‌پیوندد و برخی در مقابل (نظریه­ وابستگی) معتقدند که ارتباط با غرب نه­‌تنها سبب توسعه‌یافتگی نمی­‌شود که ریشه‌های اصلی عقب‌ماندگی را باید در ذات توسعه‌طلبانه­ سرمایه‌داری غرب و تضادهای ذاتی آن در قالب استعمار، امپریالیسم، شرکت‌های چند‌ملیتی و... جستجو کرد.

مجموعه پیش­رو که ماحصل تلاش­‌های دانشجویان دوره اول رشته سیاست‌گذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم (ع) ­-تحت نظر آقای افروغ- است، تلاش دارد ضمن بررسی و نقد نظریات رایج در حوزه توسعه، نظریه­ توسعه­ فرهنگی را به‌عنوان بدیل و جایگزین آن مطرح نماید. توسعه­ فرهنگی به‌دنبال این است، که برخلاف فرایند مدرنیته و مدرنیزاسیون، با یک رویکرد درونی و بومی و بهره­‌مندی از پیامدهای مؤثر بیرونی توسعه، به شناخت عمیق باورها و ارزش­‌های ملی و محلی فرهنگ جامعه خود بپردازد و بر اساس آن از خلاقیت­‌های انسان درجهت رشد میراث معنوی و فرهنگی خود در دنیای حاضر بهره ببرد و به اشاعه­ و تقویت آن دسته از رفتارهای فرهنگی که نشأت‌گرفته از ارزش­‌های بومی و ملی است، بپردازد تا بتواند فرهنگ خود را جهانی نماید.



چرا «شماره 17 سهیلا» در بخش سودای سیمرغ انتخاب شد؟


فیلم سینمایی «شماره 17 سهیلا» به کارگردانی محمود غفاری و تهیه کنندگی سید امیر سیدزاده در بخش اصلی جشنواره فیلم فجر حضور دارد.

 سید امیر سیدزاده تهیه‌کننده فیلم سینمایی «شماره 17 سهیلا» که امسال در بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، در خصوص حرف اصلی این اثر به خبرنگارحوزه سینماگروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ گفت: حرف اصلی این فیلم به یکی از معضلات و مشکلاتی که فعلا در جامعه هشتاد میلیونی ما وجود دارد، می‌پردازد. بالا رفتن سن ازدواج در دخترهایی که توجه کافی به مسئله ازدواج ندارند و بصورت عقلانی با آن برخورد نمی‌کنند. در نتیجه زمانی به خود می‌آیند که سنی از آن‌ها گذشته و برای ازدواج دیر شده است.

وی درباره علت همکاری با محمود غفاری کارگردان این فیلم بیان کرد: از بین کارگردان‌هایی که به دفترم می‌آمدند و فیلمنامه ارائه می‌دادند، غفاری را دارای هوش و نبوغ ذاتی دیدم که می‌تواند در ساختار اثر تاثیر فراوانی بگذارد. از سویی با توجه به فیلمنامه بروز و ایده‌هایی که داشت حدس زدم در اجرا و به لحاظ ساختاری، فیلم را به خوبی بسازد و به او اعتماد کردم. این اعتماد جواب داد و الان فیلمی در شأن سینمای ایران از یک کارگردان اول تولید شده است.

وی با اشاره به علت انتخاب «شماره 17 سهیلا» توسط هیات انتخاب اظهار داشت: در هر صورت سینما و هنر وظیفه دارد مسائل و مشکلات اجتماعی روز را منتقل کند، فیلم ما هم از آن دسته آثاری است که مسئله مهمی به نام ازدواج را هدف قرار داده و سعی کرده با یک پرداخت درست و واقع گرایانه به مشکل بالا رفتن سن ازدواج در دخترها بپردازد و فکر می‌کنم هیات انتخاب با نگاه مثبتی با فیلم برخورد و آن را انتخاب کردند.

سیدزاده در پاسخ به این سوال که «شماره 17 سهیلا» چه طیفی از مخاطب را در بر می‌گیرد، عنوان کرد: فکر می‌کنم طیف عظیمی از جامعه ما که خانواده هستند را در بر می‌گیرد چرا که پدر و مادرها باید مواظب باشند و مراقبت کنند از سنینی که فرزندانشان در معرض ازدواج قرار دارند و خدای ناکرده با بی‌توجهی نگذارند عمر مفید ازدواج تاثیر خودش را از دست بدهد.

این تهیه کننده با اشاره به علت علاقه عماد افروغ به این فیلم و بیان آن در یکی از برنامه‌ها تصریح کرد: عماد افروغ دکتر جامعه شناسی است که با نگاه بسیار هوشمندانه لایه‌های مختلف جامعه را از لحاظ بررسی مسائل اجتماعی مورد نظر قرار دادند و در این فیلم توانستند بازتابی از مشکلات امروز جامعه که قصه فیلم است را ببینند و با اعتقاد به اینکه جای مطرح کردن این مسائل در سینما و در فیلم است، نگاه مثبتی به آن داشته باشند.

سیدزاده خاطر نشان کرد: از خانواده‌ها می‌خواهم این فیلم را در جشنواره و اکران ببینند چرا که می‌تواند راهگشا و گره گشا در بینش و تفکر ما برای مسائل جامعه و اهدافی باشد که در ادیان الهی و رفتارهای اجتماعی ما است


آثار مرحله دوم سی و چهارمین دوره کتاب سال در گروه فلسفه معرفی شد
















از مجموع ۹۴ کتاب در گروه فلسفه، ۲ کتاب در بخش فلسفه اسلامی، ۹ کتاب در بخش فلسفه غرب و یک کتاب در بخش منطق به مرحله نهایی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال راه پیدا کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، در سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ۹۴ کتاب در گروه فلسفه به دبیرخانه این جشنواره ارسال شد که تا کنون داوری این آثار در دو مرحله انجام شده و کتاب‌های راه‌یافته به مرحله نهایی این  دوره از جایزه کتاب سال مشخص شده‌اند.

در بخش فلسفه اسلامی از بین ۴۸ کتاب ارسال شده، کتاب‌های «گام‌های پسین در فلسفه برین، تالیف  حسین عشاقی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» و «سنجش و اکتشاف، تالیف علی عابدی شاهرودی، تهران: حکمت و فلسفه ایران» به مرحله دوم سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی راه پیدا کردند.

همچنین در بخش  فلسفه غرب، از بین ۴۳ اثر ارسالی، کتاب‌های «معرفت شناسی و نفس‌شناسی کانت، تالیف  اسماعیل سعادتی خمسه، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی»، «ناتمامیت، تالیف ربکا گلدستین، ترجمه رضا امیررحیمی، تهران: نیلوفر»، «دیالکتیک و تفاوت، تالیف آلن نری، ترجمه عماد افروغ، تهران: علم»، «ضرورت دلالت و جهان های ممکن، تالیف محمد سعیدی مهر، تهران: علمی و فرهنگی»، «فلسفه آلمانی، تالیف تری پینکارد، ترجمه ندا قطرویی، تهران: ققنوس»، «هوسرل، تالیف دیوید وودراف اسمیت، ترجمه سیدمحمدتقی شاکری، تهران: حکمت»، «متعلقات و ملحقات، تالیف آرتور شوپنهاور، ترجمه رضا ولی یاری، تهران: مرکز»، «فرهنگنامه تاریخی مفاهیم فلسفه، تالیف یوآخیم ریتر و ...، گروه مترجمان، سرویراستاران محمدرضا حسینی بهشتی و بهمن پازوکی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران» و «نوخاستگی و آگاهی، تالیف یاسر خوشنویس، تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» به عنوان نامزدهای سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شدند.

بر اساس این گزارش، در گروه منطق هم از بین ۳ اثر ارسالی، کتاب «تحلیل منطقی گزاره: شرح منطق اشارات، مهدی عظیمی، قم: حکمت اسلامی، ۲ج» به مرحله نهایی این دوره از جایزه کتاب سال راه یافت.

مراسم اختتامیه سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران طبق هر سال در بهمن ماه، با معرفی برگزیدگان و کتاب‌های شایسته قدردانی برگزار می‌شود.


فهرست ۲۸ فیلم راه یافته به جشنواره فجر منتشر شد


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، فیلم های راه یافته به بخش سودای سیمرغ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.محمد حیدری، دبیر جشنواره با اعلام اسامی این فیلم ها، تصریح کرد: هیئت انتخاب جشنواره پس از بررسی 94 اثر ارسالی، 44 فیلم را به بخش چشم انداز سینمای ایران و 28 فیلم را به مسابقه سودای سیمرغ معرفی کرد.

نرگس آبیار، حسین کرمی ،عماد افروغ ، حجت الاسلام مرقاتی، محمدعلی حسین نژاد ، جمال امید و سید ضیاء هاشمی ، اعضای هیات انتخاب سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر هستند.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا در بررسی‌های هیات انتخاب فیلمی بوده که به دلیل ممیزی کنار گذاشته شود، یا فیلمی از شرکت در جشنواره انصراف داده باشد؟ گفت: هیات انتخاب بدون توجه به نام و نشان سازندگان، و تنها از روی آنچه که دیده است، آثار را بررسی کرده است.

حیدری با بیان اینکه آثار باید از کیفیت لازم برخوردار باشند، تصریح کرد: ما برای بخش مسابقه می‌توانستیم تا 33 اثر را انتخاب کنیم اما کیفیت فیلم‌ها مهم بود و در نهایت هیات انتخاب به این تعداد اثر رسید. البته مجموعه 16 اثر دیگری هم که برای بخش چشم‌انداز معرفی می‌شوند، ارزشمند هستند ولی نظر هیات انتخاب بر این بود که فقط این 28 فیلم برای بخش سودای سیمرغ معرفی شوند.
دبیر سی‌ و پنجمین جشنواره‌ فیلم فجر همچنین گفت: اگر فیلمی از آثار اعلام شده آماده نشود و نرسد، از میان فیلم‌های رزرو به بخش مسابقه اضافه می‌شود اما به این تعداد، 28 فیلمی افزوده نمی‌شود.
حیدری سپس گفت: فیلمسازانی که آثارشان معرفی نمی‌شوند، حق طبیعی‌شان است که بدانند چرا آثارشان کنار گذاشته‌ شده‌اند، با این حال ما هیچ اثری نداریم که صاحب اثر فرم انتخاب را پُر کرده باشد و به هیات انتخاب رسیده باشد اما هیات آن را ندیده باشد.
دبیر جشنواره فیلم فجر در بخش دیگری از این نشست اعلام کرد: دو - سه فیلم هستند که به جشنواره نرسیدند و اسامی آنها در آینده اعلام خواهد شد. با این حال تاکید می‌کنم مجموعه آثار به لحاظ محتوا و ساخت، بررسی شده و سه نفری که برای بحث پروانه نمایش در هیات انتخاب حضور داشتند، هم در همین راستا دعوت شده بودند که مجموع آثار را ببینند.

به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، اسامی 28 فیلم‌ منتخب هیأت انتخاب جشنواره برای شرکت در بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) بدون ترتیب به شرح زیر است:

1- کارگر ساده نیازمندیم (منوچهر هادی) به تهیه کنندگی منوچهر هادی
2- مادری (رقیه توکلی) به تهیه کنندگی سیاوش حقیقی
3- ایتالیا ایتالیا  (کاوه صباغ زاده) به تهیه کنندگی مهدی صباغ زاده
4- انزوا (مرتضی علی‌عباس میرزایی) به تهیه کنندگی پیمان جعفری
5-نگار (رامبد جوان) به تهیه کنندگی رامبد جوان
6-سدمعبر (محسن قرایی) به تهیه کنندگی بهمن کامیار
7-چراغ‌های ناتمام (مصطفی سلطانی) به تهیه کنندگی مجید اسماعیلی / مجتبی امینی
8-ماه‌گرفتگی (مسعود اطیابی) به تهیه کنندگی هادی انباردار
9- یک روز به‌خصوص (همایون اسعدیان) به تهیه کنندگی همایون اسعدیان
10-کمدی انسانی (محمدهادی کریمی) به تهیه کنندگی محمدهادی کریمی
11-ویلایی‌ها (منیر قیدی) به تهیه کنندگی سعید ملکان
12-گشت 2 (سعید سهیلی) به تهیه کنندگی سعید سهیلی- حمید فرح نژاد
13-سوفی و دیوانه (مهدی کرم‌پور) به تهیه کنندگی مهدی کرم پور
14-رگ خواب (حمید نعمت‌الله) به تهیه کنندگی حمید نعمت الله
15-پشت دروازه بهشت (علی نوری اسکویی) به تهیه کنندگی علی نوری اسکویی
16-اسرافیل (آیدا پناهنده) به تهیه کنندگی مستانه مهاجر
17-فراری (علیرضا داودنژاد) به تهیه کنندگی جهانگیر کوثری
18-ماجرای نیمروز (محمدحسین مهدویان) به تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی
19-بدون تاریخ، بدون امضا (وحید جلیلوند) به تهیه کنندگی علی جلیلوند
20-سارا و آیدا (مازیار میری) به تهیه کنندگی مازیار میری
21- زیر سقف دودی (پوران درخشنده) به تهیه کنندگی پوران درخشنده
22- خفگی (فریدون جیرانی) به تهیه کنندگی فریدون جیرانی
23-پشت دیوار سکوت (مسعود جعفری‌جوزانی) به تهیه کنندگی مسعود جعفری جوزانی
24-آذر (محمد حمزه‌ای) به تهیه کنندگی نیکی کریمی
25-قاتل اهلی (مسعود کیمیایی) به تهیه کنندگی منصور لشگری قوچانی
26-تابستان داغ (ابراهیم ایرج زاد) به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی
27- بیست و یک روز بعد (سیدمحمدرضا خردمندان) به تهیه کنندگی سازمان سینمایی حوزه هنری
28- شماره 17 سهیلا (محمود غفاری) به تهیه کنندگی سید امیر سیدزاده
از مجموع این 28 اثر، 9 فیلم کار اول سازندگانشان به شمار می‌رود.






تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...